بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو ارزيابي گفتگو
قديمي Monday 24 November 2014   #151
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,857
روزنوشته ها: 10
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
شما اگر توی یک‌‌ چاله ای بیافتین و پاتون آسیب ببینه، در حالت عادی می پذیرین که بالاخره وجود چاله امری ممکن و طبیعی بوده... اما اگر کسی بیاد و خودش بگه این چاله رو من کندم، اونوقت یقه ش رو میگیرین. رابطه بشر با این نوع خدا که اسلام (و نه یهودیت) تعریف میکنه، از این هم بالاتره، یعنی امری نیست که به خواست خدا و با اطلاع خدا نباشه. این پاسخ آخرین پاراگراف شما، ضمنا من پیشتر گفتم وجود اختلاف بین سطوح زندگی افراد و همچنین تفاوت های ژنتیکی و ... تا یک سطح معقولی، مورد شکایت من نیست. شری که مورد شکایت هست، اون مقداری هست که از سطح تحمل بیشتر باشه.
مبحث دیگه رو گذشته از بحث نظری، باید به آمارها و واقعیات البته بدون سرپوش گذاشتن توجه کنیم. در ایران سالهاست که بالاترین آمار خودکشی متعلق به ایلام بوده، به نظر شما ایلام ملحد تر از بقیه شهرهاست؟ آیا هرگز شنیدین که کسی گفته باشه چون خدا رو قبول ندارم خودکشی میکنم؟!
و آیا اینکه دینی خودکشی رو ممنوع کنه به خودی خود افتخاری داره؟ مثلا با زندانی کردن افراد میشه جلوی دزدی و اعتیاد اونها رو گرفت، هنره؟!
در نهایت، خدمت به خلق و فداکاری و .. مثلا در ژاپن و اتریش و نروژ بیشتر رایجه یا در ایران؟
مشکل این‌جاست که شما خودتون رو بیش‌ازحدّ معیار تشخیص درستی‌ها می‌دونید. و این از لحاظ عقلی به غربت ملحوظ شما (و ما) در این دنیای وسیع نمی‌خونه. شاید اون چاله یا دست انداز هم منظور و هدف درست و خوبی داشته باشه که شما ازش اطلاع نداشته باشید. هر چقدر شدید یا ضعیف باشه. در واقع تا جائی که شما منظور رو می‌فهمید، رنج رو می‌پذیرید اما اگر نفهمیدید، نمی‌پذیرید. (زحمت شد ) اما کسی نگفته که شما (وما) همه چیز رو می‌فهمیم!!! شما خودتون چنین ادعائی دارید؟

نگید که شما مسئول فهم خودتون هستید، فهم شما به شما می‌گه که شما همه چیز رو هم کاملا نمی‌فهمید. در واقع نادانسته‌های شما و ما بیشتر از دانسته‌های ما‌هست ... خیلی خیلی بیشتر. هیچ ضمانت عقلی برای اشراف بشر به همۀ موضوعات نیست. بشر فقط در حد چشیدن می‌دونه و این تبختر شما در صحنۀ واقعیت گیتی و جهان در قیاس با حد و اندازه‌تون بی‌معنی و شعاریه.

از قبل می‌دونم که شما از مرگ یک طفلی از بستگان‌تون به سبب بیماری لاعلاج خیلی رنجیدید، اما خوب شما اگر فرض بگیرید مرگ صرفا یک جابجائی و سفر از یکی از دنیاهای موازی به دیگری هست، خیلی هم جفا در حق شما نشده. در واقع اون طفل «فنا» نشده و صرفا «منتقل» شده و اگر بدونید روزی ممکنه در اون دنیای هدف او رو ببینید طبیعیه که این «انتقال زودرس» از طرف «خالق» خیلی هم مهیب نبوده، فقط از شما کمی «صبر» انتظار می‌ره. اما خوب بله اگر فکر کنید مرگ، فناست باید خیلی رنج بکشید. این علم رو آیا کاملا و اطلاقا دارید و مطمئنید که اون طفل «فنا» شده؟ یا اینکه «منتقل شده»؟ هیچ «روحی» نداشته؟ همه‌ش همین مادۀ فیزیکی بوده؟ شما اطلاقا از همۀ ابعاد بشر مطلعید؟ نیستید دیگه! هیچ کس نیست. فقط شما در حد فیلم INCEPTION یا CUBE هم حاضر نیستید فرای پوزتیویتیسم‌تون چیزی رو تصوّر کنید که احتمالش هست. احتمال وجود یک چیزی وقتی ما فاقد علم کامل هستیم، خیلی پر اهمیته. و عجیبه که شما رفتارتون رفتاری هست که باید از کسی سر بزنه که اطلاقا از علم کامل برخورداره.

من نخواستم بزنم تو سر ملحدهائی که خودکشی می‌کنن اما می‌گم اون‌ها که خودکشی کردن صادق بودن و خودکشی کردن. چون دلیلی نداره ما در این دنیای پررنج و التهاب و اعصاب خردکن بمونیم تا به نسل هائی که اصلا هیچ شناخت و رابطه‌ای باهاشون نداریم خدمت کنیم، در حالی که معلوم نیست شاید هزار سال دیگه یک شهاب سنگ اومد خورد زمین و کلا بشر رو نابود کرد! هیچ و پوچ خالص! هیچ گارانتی‌ای دارید این اتفاق نیافته؟ اصلا علم امروز نمی‌گه که یک روز بزرگ در راهه که جریان انبساط گیتی تمام میشه و دوباره گیتی به سمت مچاله شدن پیش می‌ره؟ پس این آرمان بشری متوکل و متوسل به خودش به کجا می‌رسه؟ میخواد از بیگ کرانچ جلوگیری کنه؟ هالیووده؟

لذا کل آرمان الحاد میشه این که یک عمر کوتاه یک ترکیب اتفاقی که بهش می‌گن انسان بشه و بعد در طبیعت تجزیه بشه. حالا در این شرایط اصلا بایدها و نبایدها و اخلاق و انسانیت چه ارزشی داره وقتی همه چیز هرهری و بی‌هدف حکمت آمیز عالی‌تریه؟ اینه که صادق هدایت ها... واقعا با خودشون صادق بودند و این پوچی مهیب رو دیدند و الا انسانی که امید داره که دست به خودکشی نمی‌زنه اون هم انسانی اینچنین مغرور که خودش رو پرورش داده و اعتماد به نفس فوق العاده زیادی هم داشته، اما می‌رسه به آخر خط و زندگی رو به تمسخر می‌گیره و به همۀ ما ضرب شست نشون میده و یک پیام جذاب به بشر مخابره می‌کنه. اگر قرار باشه نسل بشر 1000 سال دیگه بسوزه، خوب الآن بسوزه! چرا این همه زحمت؟ بشر دنبال این هست که خودش که قاعدتا جزء هست، در نهایت جای جوهرۀ طبیعت بنشونه و بر طبیعت کاملا غلبه کنه؟ می‌دونید کی به سرانجام می‌رسه؟ اگر برسه؟ ... بعد اگر یک روز به سرانجام رسید، شما چطوری خوشحال می‌شید، در حالی که اصلا وجود خارجی ندارید؟ اصلا شما رو سنه‌نه؟

هر چند خودکشی در پایتخت‌های غربی خیلی بیشتر از ایلام هست، اما خودکشی در اسلام حرام هست. همچنانکه تجاوز به حقوق دیگران حرام هست. بله، فقر هم عامل ناامیدی هست و کلا ناامیدی خودکشی میاره دیگه ... اما هر وقت ما به دستور اسلام عمل کردیم، اونوقت اسلامی تلقی خواهیم شد. تا اون روز فقط اسم اسلام رومون هست و سعی می کنیم که اسلامی باشیم. واضحه که مقدار عمل ما به اسلام خیلی زیاد نیست و نبوده. بوم ما خیلی چموشه و اسلام تازه کنترلش کرده که این شده، اگر فشار اسلام نبود شاید وضع خیلی آفریقائی تر بود. چیزی که ما رو از درستی خارج می‌کنه اعتقاد به عدم حساب و کتاب و عدم اعتقاد به هویّت حکیمانۀ جهان هست ... و انسان‌ها وقتی پوچ و مجهول و بی‌صاحب بشن و عبرتی هم جلوی چشمشون نباشه، ممکنه هرکاری بکنن.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Monday 24 November 2014 در 08:32AM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 24 November 2014   #152
شنایی
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2014
پاسخ‌ها: 352
روزنوشته ها: 2
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

به نظر من وجود خدا قطعیه و حرافی در مورد تکذیب وجود خدا و خالق به سفسطه و از این شاخه به ان شاخه پریدن منتهی میشه و میبینید که شده
شنایی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 24 November 2014   #153
hooshdaran3
عضو ثابت
 
نشان hooshdaran3
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2009
مكان: شیراز-ایران
پاسخ‌ها: 4,224
روزنوشته ها: 1
ارسال پيام توسط Yahoo به hooshdaran3
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
شما اگر توی یک‌‌ چاله ای بیافتین و پاتون آسیب ببینه، در حالت عادی می پذیرین که بالاخره وجود چاله امری ممکن و طبیعی بوده... اما اگر کسی بیاد و خودش بگه این چاله رو من کندم، اونوقت یقه ش رو میگیرین. رابطه بشر با این نوع خدا که اسلام (و نه یهودیت) تعریف میکنه، از این هم بالاتره، یعنی امری نیست که به خواست خدا و با اطلاع خدا نباشه. این پاسخ آخرین پاراگراف شما، ضمنا من پیشتر گفتم وجود اختلاف بین سطوح زندگی افراد و همچنین تفاوت های ژنتیکی و ... تا یک سطح معقولی، مورد شکایت من نیست. شری که مورد شکایت هست، اون مقداری هست که از سطح تحمل بیشتر باشه.


مبحث دیگه رو گذشته از بحث نظری، باید به آمارها و واقعیات البته بدون سرپوش گذاشتن توجه کنیم. در ایران سالهاست که بالاترین آمار خودکشی متعلق به ایلام بوده، به نظر شما ایلام ملحد تر از بقیه شهرهاست؟ آیا هرگز شنیدین که کسی گفته باشه چون خدا رو قبول ندارم خودکشی میکنم؟!
و آیا اینکه دینی خودکشی رو ممنوع کنه به خودی خود افتخاری داره؟ مثلا با زندانی کردن افراد میشه جلوی دزدی و اعتیاد اونها رو گرفت، هنره؟!
در نهایت، خدمت به خلق و فداکاری و .. مثلا در ژاپن و اتریش و نروژ بیشتر رایجه یا در ایران؟
در ايران خودتون ميدونيد چه وضعي حاكمه.
دين به طور كامل رعايت نميشه. ظاهر رو حفظ ميكنند.چرا. ولي به نوع‌دوستي اصلا پرداخته نميشه.
ريشش هم خيلي فكر كردم.. يك دليلش ميتونه اين باشه كه جامعمون هنوز بعد از 1400 سال طبقاتيه. مردممون اهل "كلاس گذاشتن" و كم نيووردن هستن.
و الا تو خارج از كشور انقدر "حب دنيا" و "حرص زدن" الكي نيست.

يك مسئله ديگه:
اينكه ما خودمون رو منزوي كرديم تو اين كشور، سبب ميشه اگر خطايي هم كرديم كسي بهمون چيزي نگه.
گفت رتبه ايران در فساد اومده پايين. جوابش گفت شركته صهيونيستيه! خوب يعني هيچ دشمني حرف حق نميزنه؟؟ وقتي ما درامون رو بستيم معلومه دچار لغزش ميشيم.
«ان الجماعت خيرا»
__________________
به رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملا داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد میکند.»
  • میر حسین موسوی در گفتگو با قلم، ۱۰ مرداد ۱۳۸۸

«...أيها الناس إن دماءكم وأعراضكم حرام عليكم إلى أن تلقوا ربكم كحرمة يومكم هذا في شهركم هذا في بلدكم هذا – ألا هل بلغت اللهم فاشهد...»
hooshdaran3 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 25 November 2014   #154
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,815
روزنوشته ها: 6
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
مشکل این‌جاست که شما خودتون رو بیش‌ازحدّ معیار تشخیص درستی‌ها می‌دونید. و این از لحاظ عقلی به غربت ملمختشما (و ما) در این دنیای وسیع نمی‌خونه. شاید اون چاله یا دست انداز هم منظور و هدف درست و خوبی داشته باشه که شما ازش اطلاع نداشته باشید. هر چقدر شدید یا ضعیف باشه. در واقع تا جائی که شما منظور رو می‌فهمید، رنج رو می‌پذیرید اما اگر نفهمیدید، نمی‌پذیرید. (زحمت شد ) اما کسی نگفته که شما (وما) همه چیز رو می‌فهمیم!!! شما خودتون چنین ادعائی دارید؟

نگید که شما مسئول فهم خودتون هستید، فهم شما به شما می‌گه که شما همه چیز رو هم کاملا نمی‌فهمید. در واقع نادانسته‌های شما و ما بیشتر از دانسته‌های ما‌هست ... خیلی خیلی بیشتر. هیچ ضمانت عقلی برای اشراف بشر به همۀ موضوعات نیست. بشر فقط در حد چشیدن می‌دونه و این تبختر شما در صحنۀ واقعیت گیتی و جهان در قیاس با حد و اندازه‌تون بی‌معنی و شعاریه.

از قبل می‌دونم که شما از مرگ یک طفلی از بستگان‌تون به سبب بیماری لاعلاج خیلی رنجیدید، اما خوب شما اگر فرض بگیرید مرگ صرفا یک جابجائی و سفر از یکی از دنیاهای موازی به دیگری هست، خیلی هم جفا در حق شما نشده. در واقع اون طفل «فنا» نشده و صرفا «منتقل» شده و اگر بدونید روزی ممکنه در اون دنیای هدف او رو ببینید طبیعیه که این «انتقال زودرس» از طرف «خالق» خیلی هم مهیب نبوده، فقط از شما کمی «صبر» انتظار می‌ره. اما خوب بله اگر فکر کنید مرگ، فناست باید خیلی رنج بکشید. این علم رو آیا کاملا و اطلاقا دارید و مطمئنید که اون طفل «فنا» شده؟ یا اینکه «منتقل شده»؟ هیچ «روحی» نداشته؟ همه‌ش همین مادۀ فیزیکی بوده؟ شما اطلاقا از همۀ ابعاد بشر مطلعید؟ نیستید دیگه! هیچ کس نیست. فقط شما در حد فیلم INCEPTION یا CUBE هم حاضر نیستید فرای پوزتیویتیسم‌تون چیزی رو تصوّر کنید که احتمالش هست. احتمال وجود یک چیزی وقتی ما فاقد علم کامل هستیم، خیلی پر اهمیته. و عجیبه که شما رفتارتون رفتاری هست که باید از کسی سر بزنه که اطلاقا از علم کامل برخورداره.

من نخواستم بزنم تو سر ملحدهائی که خودکشی می‌کنن اما می‌گم اون‌ها که خودکشی کردن صادق بودن و خودکشی کردن. چون دلیلی نداره ما در این دنیای پررنج و التهاب و اعصاب خردکن بمونیم تا به نسل هائی که اصلا هیچ شناخت و رابطه‌ای باهاشون نداریم خدمت کنیم، در حالی که معلوم نیست شاید هزار سال دیگه یک شهاب سنگ اومد خورد زمین و کلا بشر رو نابود کرد! هیچ و پوچ خالص! هیچ گارانتی‌ای دارید این اتفاق نیافته؟ اصلا علم امروز نمی‌گه که یک روز بزرگ در راهه که جریان انبساط گیتی تمام میشه و دوباره گیتی به سمت مچاله شدن پیش می‌ره؟ پس این آرمان بشری متوکل و متوسل به خودش به کجا می‌رسه؟ میخواد از بیگ کرانچ جلوگیری کنه؟ هالیووده؟

لذا کل آرمان الحاد میشه این که یک عمر کوتاه یک ترکیب اتفاقی که بهش می‌گن انسان بشه و بعد در طبیعت تجزیه بشه. حالا در این شرایط اصلا بایدها و نبایدها و اخلاق و انسانیت چه ارزشی داره وقتی همه چیز هرهری و بی‌هدف حکمت آمیز عالی‌تریه؟ اینه که صادق هدایت ها... واقعا با خودشون صادق بودند و این پوچی مهیب رو دیدند و الا انسانی که امید داره که دست به خودکشی نمی‌زنه اون هم انسانی اینچنین مغرور که خودش رو پرورش داده و اعتماد به نفس فوق العاده زیادی هم داشته، اما می‌رسه به آخر خط و زندگی رو به تمسخر می‌گیره و به همۀ ما ضرب شست نشون میده و یک پیام جذاب به بشر مخابره می‌کنه. اگر قرار باشه نسل بشر 1000 سال دیگه بسوزه، خوب الآن بسوزه! چرا این همه زحمت؟ بشر دنبال این هست که خودش که قاعدتا جزء هست، در نهایت جای جوهرۀ طبیعت بنشونه و بر طبیعت کاملا غلبه کنه؟ می‌دونید کی به سرانجام می‌رسه؟ اگر برسه؟ ... بعد اگر یک روز به سرانجام رسید، شما چطوری خوشحال می‌شید، در حالی که اصلا وجود خارجی ندارید؟ اصلا شما رو سنه‌نه؟

هر چند خودکشی در پایتخت‌های غربی خیلی بیشتر از ایلام هست، اما خودکشی در اسلام حرام هست. همچنانکه تجاوز به حقوق دیگران حرام هست. بله، فقر هم عامل ناامیدی هست و کلا ناامیدی خودکشی میاره دیگه ... اما هر وقت ما به دستور اسلام عمل کردیم، اونوقت اسلامی تلقی خواهیم شد. تا اون روز فقط اسم اسلام رومون هست و سعی می کنیم که اسلامی باشیم. واضحه که مقدار عمل ما به اسلام خیلی زیاد نیست و نبوده. بوم ما خیلی چموشه و اسلام تازه کنترلش کرده که این شده، اگر فشار اسلام نبود شاید وضع خیلی آفریقائی تر بود. چیزی که ما رو از درستی خارج می‌کنه اعتقاد به عدم حساب و کتاب و عدم اعتقاد به هویّت حکیمانۀ جهان هست ... و انسان‌ها وقتی پوچ و مجهول و بی‌صاحب بشن و عبرتی هم جلوی چشمشون نباشه، ممکنه هرکاری بکنن.
آخه ما که قرار نیست با حدسیات و نادانسته هامون زندگی کنیم و تصمیم بگیریم، عقلا ما با اونچه جزو دانسته هامون هست باید زندگی کنیم حتی اگر اونچه نمی دونیم بر اونچه می دونیم غلبه کنه. مثلا کسی الان میخواد بره سفر، بهش میگیم ماشینت رو معاینه فنی کن ترمز خوب و کیسه هوا و ... داشته باش، کمربند ببند و ... اون باید این کارها رو بکنه هرچند ممکنه در مسیر سفر یک تریلی بیاد روش و کلا لهش کنه، اما اون فرد نمیتونه بگه ای بابا اکه تقدیر من مرگ باشه که این ترمز و کیسه هوا کاری نمیکنه و اگر تقدیرم زندگی باشه بدون اینها هم به مقصد میرسم، کتمان نکنین که این نگرش، در جوامعی مثل جامعه ما وجود داره و به روایت استاد اصول ایمنی ما، چنین نگرشی باعث میشه حوادث کارگاهی در ایران نسبت به کشورهای پیشرفته اوضاع وخیمی داشته باشه.


یک طفل هم نبود، کلا ۵ کودک که دو تاشون خواهر و برادر من و آخریش فرزند خودم بود با یه بیماری ژنتیک خاص که اعصاب مرکزی رو تخریب میکرد بعد از سالها رنج فوت کردن، اینجور چیزها رو کسانی که از نزدیک درگیرش نبودن متوجه نمیشن و اینطور تفسیر میکنن که اینها قاعدتا باید نوعی عذاب الهی یا آزمایش الهی باشه، که من برای عذاب بودنش دلیلی پیدا نمیکنم و برای آزمایش بودنش هم میگم که آزمایش نمیتونه باشه چون نتیجه ش مشخصه. اما علم میگه در فرایند تصادفی، یک کد ژنتیک اشتباه شده و این اشتباه در صورت ازدواج فامیلی تشدید میشه وگرنه بروز پیدا نمیکنه و کم کم حذف میشه. موضوعی که میشه فهمید و تحقیقات در مورد مشابه مثل تالاسمی جواب داده و اصلا شکی‌ در اون نیست. این واقعیتی هست که من میبینم و بر اساس احتمالاتی که نمی دونم و منطقی هم نیستن، نتیجه گیری نمیکنم.

صحبت های شما ممکنه حکیمانه باشه، حتی ممکنه در حیطه ی نادانسته های ما واقعا چنان چیزهایی هم باشه، اما گفتم که ما باید در حیطه ی دانسته هامون عمل کنیم.
منو یاد چیزی انداختین که شاید خودتون هم یادتون باشه، چون شما تو همین سایت سرنگار زدین درباره ش، دانالد رامسفلد وزیر دفاع بوش، زمانی جمله ای فلسفی گفته بود که باعث تمسخر شده بود و جایزه ی «پا در دهان» رو بهش داده بودن که این جایزه رو به کسی میدن که یک جمله ی بی سر و ته بگه، رامسفلد گفته بود: شناخته هایی هستن که ما می شناسیم، یعنی چیزهایی که می دونیم که می دونیم، و ناشناخته هایی هستن که ما می شناسیم، یعنی چیزهایی که می دونیم که نمی دونیم، اما علاوه بر این، ناشناخته هایی هم هستن که نمی شناسیم، چیزهایی که نمی دونیم که نمی دونیم!
سخنرانیش در اون دوره با عنوان unknown unknowns تیتر شده بود.

سرنوشت لزوما نباید مسیر رو عوض کنه، سرنوشت پراید شما مثل پراید من، اینه که تبدیل میشه به یک آشغال بلا استفاده و میبرن بازیافتش میکنن شاید هم اصلا جایی رها بشه و بازیافت هم‌نشه، اما این دلیل نمیشه که امروز ازش استفاده نکنیم، پس برای لذت بردن از زندگی که میتونه شامل کمک به زندگی بهتر برای همه بشه، نیازی نیست که حیات اخروی و چنان سرنوشتی وجود داشته باشه.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 26 November 2014   #155
برتراند راسل
عضو ثابت
 
نشان برتراند راسل
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2014
پاسخ‌ها: 381
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
مانعی ندارد که مثال را عوض کردید، چون سابق عرض کردم که ما انواعی از نظم و بی نظمی داریم و تا مثالهای هر مورد را بررسی نکنیم خوب مقصود واضح نمیشود.

درخت آفت زده دو جور است، گاهی آفت بیرونی مثل حشرات و انگل و صاعقه و امثال اینها است، و گاهی از درون خود درخت است، مثلا مشکل ژنتیک یا نظیر آن دارد.

در اینجا ما سه نوع نظم داریم و دو نوع بی نظمی، دقت کنید! سه نوع نظم اما دو نوع بی نظمی!

۱- یک نظم پایه داریم که بستر تمام رخدادها است، لذا هر رخدادی را به طور دقیق میتوانیم تحلیل کنیم و مسیر آینده آن را طبق همین نظم برین مدیریت کنیم، بنده اسم این نظم را نظم فراسیستمی میگذارم، یعنی اساسا پایه همه سیستمهای صوری و طبیعی است، و راه فرار از آن نیست، تنها راه آن دستیابی به رمز آن نظم است، نظم فراسیستمی، اصلا بی نظمی در آن معنا ندارد، یعنی شما نمیتوانید یک مورد خلاف نظم در آن ببینید، دوست گرامی اگر نخواهیم بیفایده بحث کنیم و عمر خود را تلف کنیم بلکه بخواهیم مقصود همدیگر را با یک دیالوگ صمیمی درک کنیم باید در مورد این نظم برین که اصلا بی نظمی در آن معنا ندارد دقت مناسب را اعمال کنیم، و به گمانم به درک مقصود من رسیدید آنوقت که گفتید (پس چه چیزی را بی نظم بدانیم؟):
خب شما دوست گرامی 3 نوع نظم برای یک سیستم قائل شدید .
به نظر من نظم زمانی تعریف میشود که در مقال آن یک آشفتگی قرار داشته اشد . تعریف فلسفی نعمولا این چنین است
تعریف علمی آن هم که بحث میزان آنتروپی است
اما بحث فلسفی میگوید زمانی یک سیستم را منظم فرض میکنیم که تعریف دقیق از پارامتر های بی نظمی آن سیستم هم داشته باشیم .
در باره نظم فرا سیستمی شما این پارامتر را نداریم . ه این معنی که از بیخ و بن همه چیز را منظم در نظر گرفتید
دوم اینکه
معمولا سیستم منظم هدف نهایی خود را برآورده میکند .
مثلا درخت میوه تولید میکند برای بقای خود .
یکی از اهداف همه موجودات زنده حفظ گونه خویش هست . حال درخت آفت زده که میوه ندارد چگونه بقای گونه خود را ادامه میدهد . پس آن درخت خشکیده در تامین هدف نهایی خود ناتوان است .

نظم درون سیستمی و بیرون سیستمی و فرا سیستمی به نظر من کمی غیر عادیست
بشر با اتکا به " تجربه " و " خرد " توانسته اسرار طبیعت را برای خود فرمول بندی کند . و این ریاضیات در عین منطقی بودن هیچ گاه واقعی نبوده . اما بشر برای درک محیط اطراف خود ریاضیات را اختراع کرده و از پس آن سایر علوم هم شکوفا شدن .
حال ما باید ببینیم که آیا میتوان ریاضیات و فرمول های طبیعت را جزئی از ذات طبیعت بدانیم .
شما یک درخت میوه را هم در نظر بگیرید که خشکیده یا یک ساعت معیوب ( خواه بر اثر اتمام باطری ( بی نظمی درونی ) خواه بر اثر رطوبت ( بی نظمی بیرونی )) بالاخره این ساعت یا درخت خشکیده منظم هست یا خیر ؟ یعنی فردی اگر از شما سوال کند شما چه پاسخی میدهید ؟
برتراند راسل حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 29 November 2014   #156
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,857
روزنوشته ها: 10
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
آخه ما که قرار نیست با حدسیات و نادانسته هامون زندگی کنیم و تصمیم بگیریم، عقلا ما با اونچه جزو دانسته هامون هست باید زندگی کنیم حتی اگر اونچه نمی دونیم بر اونچه می دونیم غلبه کنه. مثلا کسی الان میخواد بره سفر، بهش میگیم ماشینت رو معاینه فنی کن ترمز خوب و کیسه هوا و ... داشته باش، کمربند ببند و ... اون باید این کارها رو بکنه هرچند ممکنه در مسیر سفر یک تریلی بیاد روش و کلا لهش کنه، اما اون فرد نمیتونه بگه ای بابا اکه تقدیر من مرگ باشه که این ترمز و کیسه هوا کاری نمیکنه و اگر تقدیرم زندگی باشه بدون اینها هم به مقصد میرسم، کتمان نکنین که این نگرش، در جوامعی مثل جامعه ما وجود داره و به روایت استاد اصول ایمنی ما، چنین نگرشی باعث میشه حوادث کارگاهی در ایران نسبت به کشورهای پیشرفته اوضاع وخیمی داشته باشه.
حداقل ما مسلمانان در خصوص زندگی این رو نمی گیم ، هر چند این اتفاق گرائی و ریسک گرائی ممکنه از هر شخصی فارغ از دینش سر بزنه.

اما زندگی کردن بر اساس نادانسته ها و ریسک یک معنای دیگر هم داره و این که سفری رو آغاز کنی که هیچ ایده ای در خصوص مقصدش نداری. چیزی شبیه به ولگردی می مونه که نزد ذهن منطقی و هدفمند مذموم هست. سفر کنی به خاطر سفر، در حالی که می دونی که حتما و بی شک یک نقطۀ اتمام به نام مرگ داره. در خصوص شخص انسان این مرگ در حال حاضر یک نوع "علم" و "دانسته" هست. و قبلا گفتیم زندگی شما برای آیندگان در حالی که خودتون وجود خارجی نخواهید داشت، هیچ ارزش اخلاقی ای محسوب نیست. همچنان که دایناسورهای منقرض شده، الآن حظی از فسیل ها و استخوان هاشون نمی برن. می برن؟ یا حتی جسد انسان هائی که از صدها هزار سال پیش کشف شده، کسی هم ازشون متشکر نیست بلکه دید الحاد حیات کوتاهش رو یک حق مسلّم! (که معلوم نیست از کجا آورده) تلقی می کنه ... به این به خودی خود عدالت و تعادل و حکمت و عقلانیت نمی گن.

نقل قول:
یک طفل هم نبود، کلا ۵ کودک که دو تاشون خواهر و برادر من و آخریش فرزند خودم بود با یه بیماری ژنتیک خاص که اعصاب مرکزی رو تخریب میکرد بعد از سالها رنج فوت کردن، اینجور چیزها رو کسانی که از نزدیک درگیرش نبودن متوجه نمیشن و اینطور تفسیر میکنن که اینها قاعدتا باید نوعی عذاب الهی یا آزمایش الهی باشه، که من برای عذاب بودنش دلیلی پیدا نمیکنم و برای آزمایش بودنش هم میگم که آزمایش نمیتونه باشه چون نتیجه ش مشخصه. اما علم میگه در فرایند تصادفی، یک کد ژنتیک اشتباه شده و این اشتباه در صورت ازدواج فامیلی تشدید میشه وگرنه بروز پیدا نمیکنه و کم کم حذف میشه. موضوعی که میشه فهمید و تحقیقات در مورد مشابه مثل تالاسمی جواب داده و اصلا شکی‌ در اون نیست. این واقعیتی هست که من میبینم و بر اساس احتمالاتی که نمی دونم و منطقی هم نیستن، نتیجه گیری نمیکنم.
چطور نتیجه ش معلومه؟ آیا از این اتفاق‌ها برای ما نمی افته؟

«نجات مناسب ترین» حتما که فیزیکی نیست، ممکنه معنوی باشه و هست ... اگر کس دیگه جای شما بود ممکن بود با همین استدلال به هزار راه ناسالم ممکن می رفت... اما مسالۀ ما این هست که این همه خبرگی محصول منشاء پوچ و همینجوری نیست و سازندۀ هوشمندی داره. و بالاخره چیزی که حول ما هست از احتمالات و حدس ها و گمان ها، بر علیه این پوچی و در مسیر منطق هست. درسته که در این نقطه هنوز چیزی عینیت نداره اما خوب در درجۀ اول نتیجۀ این استدلال این هست که زندگی برای زندگی، و سفر برای سفر در حالی که آخرش مرگ و نیستی تلقی بشه، مغایر با هدفمندی و عقلانیت هست. در این مجال، خوبی و بدی هیچ معنی ای نداره، بلکه این یک جنگل تنازع بقاست و ضعیف باید به سلطۀ قوی راضی بشه. یا گاهی حتی به قربانی شدن برای قوی. یا اگر بتونه خودش رو به هر توحشی قوی کنه. ادعای حاکمیت اخلاق در این نظریه فقط یک ژست غیر منطقی هست که شاید اگر صادقانه باشه فقط از اون فطرت انسانی تحریک بشه. که حتی این فطرت انسانی براش در این جنگل یک ضعف مفرط در ماندن تلقی میشه.

این که خسارت طبیعت رو یک اسم «علمی» براش بگذاریم و تحملش کنیم، اما وقتی اسم حاکم هوشمند که منطقا قطعی است، بروی آن بیاید که سیستم را بنا بر همین روند ریخته ولی تحملش نکنیم و بگیم این نقصان او هست، پس نیست! در حالی که علم عینی ما «هیچ» هست، فقط یک تبختر و تکبّر غیر منطقی هست. اگر آزمایش هم نباشد، شاید مرگ یک رستۀ ژنتیک در آینده موجب پیش‌گیری از خسارت به حیات طبیعی بشود! ما هم در خانواده از این مشکلات دیده‌ایم، این فقط شما نیستید، اما کم صبری شما عامل انفعال شما می شود و به کسی جز خودتان آسیب نمی رساند.

نقل قول:
صحبت های شما ممکنه حکیمانه باشه، حتی ممکنه در حیطه ی نادانسته های ما واقعا چنان چیزهایی هم باشه، اما گفتم که ما باید در حیطه ی دانسته هامون عمل کنیم.
بعد از اینکه وضوح هوشمندی و لزوم هوشمندی و هدفمندی بر ما معلوم میشه، نمی تونیم بیکار بنشینیم. این بیکار نشستن الحادی این بار شبیه به اون چک نکردن روغن و لاستیک برای سفر هست ... « حالا راه بیافتیم، ببینیم چی میشه» اینجا هم رخ می ده!

اینجا که الحاد بکل نفی میشه و زیر سوال میره ، بله اینجا بشر شروع می کنه به جستجوی ایده های مختلف چون نیاز به فهم داره، که به این ایده ها دین می گن. صدها دین و ایده در چیستی این حیات وجود داره اما ته صف این ایده است که بگیم همه چیز پوچ و اتفاقی و بی صاحب و حکیم بوده! از اونجا که معنویت در این دنیا معنی داره، در خلقت هم می تونه معنی داشته باشه و همه چیز فیزیک نیست.


نقل قول:
منو یاد چیزی انداختین که شاید خودتون هم یادتون باشه، چون شما تو همین سایت سرنگار زدین درباره ش، دانالد رامسفلد وزیر دفاع بوش، زمانی جمله ای فلسفی گفته بود که باعث تمسخر شده بود و جایزه ی «پا در دهان» رو بهش داده بودن که این جایزه رو به کسی میدن که یک جمله ی بی سر و ته بگه، رامسفلد گفته بود: شناخته هایی هستن که ما می شناسیم، یعنی چیزهایی که می دونیم که می دونیم، و ناشناخته هایی هستن که ما می شناسیم، یعنی چیزهایی که می دونیم که نمی دونیم، اما علاوه بر این، ناشناخته هایی هم هستن که نمی شناسیم، چیزهایی که نمی دونیم که نمی دونیم!
سخنرانیش در اون دوره با عنوان unknown unknowns تیتر شده بود.
تو اون جامعۀ پیرامون رامسفلد، اول باید این عنصر ته صفی رو «مورد تمسخر» قرار داد که چطور به این نتیجه اتفاق و بی حکمتی رسیده... بعد تمسخرش رو معکوس کرد تا به حقیقت رسید ! و الا مشابه این جمله رو انیشتین هم گفته ... که "Imagination is more important than knowledge." تصور کردن ، بسیار مهم تر از دانستن است .



نقل قول:
سرنوشت لزوما نباید مسیر رو عوض کنه، سرنوشت پراید شما مثل پراید من، اینه که تبدیل میشه به یک آشغال بلا استفاده و میبرن بازیافتش میکنن شاید هم اصلا جایی رها بشه و بازیافت هم‌نشه، اما این دلیل نمیشه که امروز ازش استفاده نکنیم، پس برای لذت بردن از زندگی که میتونه شامل کمک به زندگی بهتر برای همه بشه، نیازی نیست که حیات اخروی و چنان سرنوشتی وجود داشته باشه.
باید اعتراف کنم ما به مثابۀ موجود زنده و حس حیات ، پر ادعا تر و جاه طلب تر از شمائیم و اون چیزی رو که به ما نسبت می دید کاملا بر عکسه .... ما دوست نداریم در میلیاردها سال ازل و ابد، کمتر از یک نقطۀ NULL باشیم و تلاش خودمون رو در پیدا کردن خودمون در این بی نهایت می کنیم... این تلاش به خودی خود بعد از عمری و تمدنی برای ما ثابت کرده که حامل حقایق و نشانه ها و قراینی هست ... برای ما ثابت کرده. برای شما که چنین ممارستی ندارید و کاملا منفعلید، شاید هیچوقت هیچ چیزی خودش رو نشون نده. شاید از بیرون بشه گفت که ما به خودمون تلقین می کنیم و مخدر تزریق می کنیم اما به هر صورت زندگی با این نحو بسیار پر رنگ آمیزی تر و پر معنا تر هست و ما چیزی رو حتی در این توهّم مخدر و تلقین از دست ندادیم. این گوشزد امام صادق به طرفهای بحثش بود .... در حالی که بواقع این تلقین و تخدیر نیست و شاید همیشه در کلام و در علم نگنجد، اما آنقدر ملموس و محسوس است که این اتهامات در قبال آن مضحک هست و وقتی هم با نشانه هائی مثل آنچه که در این گفتگو و سایر گفتگوها بحث شد همراه شود، بهرحال یک مسیر قابل اتکا تلقی می شود.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Saturday 29 November 2014 در 03:14PM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از صبح بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 30 November 2014   #157
برتراند راسل
عضو ثابت
 
نشان برتراند راسل
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2014
پاسخ‌ها: 381
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

برتراند راس:
گیریم که خدایی باشد و در روز موعود بخواهد به حساب و کتاب اعمال من برسد . اگر من را را به کفر و عناد متهم کند اول از همه خود خدا را متهم میکنم که چرا به من خرد و عقلی ندادی تا تو را درک کنم
محاکمه در شرایطی که عقل من خدا را درک نمیکند بی معناست .
__________________
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد. و من سال ها مذهبی ماندم ، بی آن که خدایی داشته باشم
سهراب سپهری
برتراند راسل حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 30 November 2014   #158
-پیرمرد-
چون پیر شدی حافظ ، از میکده بیرون شو...
 
نشان -پیرمرد-
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2009
مكان: دیار باقی
پاسخ‌ها: 2,147
روزنوشته ها: 5
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

به ایشان بفرمایید جنون که ازحدی گذشت بردیوانه حرجی نیست....
خیالشان تخت آنرا که لایعقل است از محاسبه چه باک است....؟
__________________
ميوه کال خدا را آن روز، مي جويدم در خواب
آب، بي فلسفه مي خوردم
توت، بي دانش مي چيدم ...
-پیرمرد- حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از -پیرمرد- بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 4 December 2014   #159
SART
فرزند خراسان
 
نشان SART
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2008
مكان: دیار سربداران
سن: 36
پاسخ‌ها: 2,832
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
در اصل توسط برتراند راسل نوشته شده است نمايش نوشته
برتراند راس:
گیریم که خدایی باشد و در روز موعود بخواهد به حساب و کتاب اعمال من برسد . اگر من را را به کفر و عناد متهم کند اول از همه خود خدا را متهم میکنم که چرا به من خرد و عقلی ندادی تا تو را درک کنم
محاکمه در شرایطی که عقل من خدا را درک نمیکند بی معناست .

پس تو جدی جدی تهی فکر و سبک عقل و نخود مغزی
بازم جای شکرش باقیست و احسنت که خودت به داشته هایت اعتراف میکنی
__________________

شايد اين جمعه بيايد گل نرگس
باید به آن ها که از کربلا درس مذاکره !!! می گیرند یادآوری کرد که تاریخ گواهی میدهد که نه عمر سعد به ملک ری رسید و نه مردم سازش کار کوفه قرن ها رنگ آرامش و امنیت را به خود دیدند.
اما تاریخ مانده است و سرافرازی امام حسین و یارانش

SART حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 4 December 2014   #160
برتراند راسل
عضو ثابت
 
نشان برتراند راسل
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2014
پاسخ‌ها: 381
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
در اصل توسط SART نوشته شده است نمايش نوشته
پس تو جدی جدی تهی فکر و سبک عقل و نخود مغزی
بازم جای شکرش باقیست و احسنت که خودت به داشته هایت اعتراف میکنی
اتفاقا برعکس من که به " ندانم گرایی " اعتقاد دارم و در مقابل چیزی که جوابش را نمیدانم میگویم نمیدانم
در مکتب و مسلک شما این شما هستید که مدام انسان و مغز خودتان را کوچک و ناتوان میدانید و در مقابل مسائل و سوالات فلسفی و منطقی چاره ای جز گفتن عبارت
" مغز انسان توان شناخت و درک کامل خدا را ندارد "
ندارید .

اما در مقابل ما به علم و دانش بشر افتخار میکنیم . ما اگر در باره مطلبی چیزی ندانیم میگوئیم نمیدانم
و به دنبال پاسخ آن میگردیم .

راسل

جامعه گوسفندی لایق حکومت گرگان است.
برتراند راسل حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 4 December 2014   #161
Far far away
یه جایی خیلی دور از زمین !
 
نشان Far far away
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2014
پاسخ‌ها: 137
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
در اصل توسط برتراند راسل نوشته شده است نمايش نوشته
در مکتب و مسلک شما این شما هستید که مدام انسان و مغز خودتان را کوچک و ناتوان میدانید و در مقابل مسائل و سوالات فلسفی و منطقی چاره ای جز گفتن عبارت
" مغز انسان توان شناخت و درک کامل خدا را ندارد "
ندارید .
مسلّمه که مغز انسان توان شناخت و درک کامل خدا رو نداره...و این رو خود شما هم اذعان میکنید!
وقتی خودتون رو ندانم گرا میدونید،یعنی چیزهایی هستند که با وجود نقص نسبی همچنان شما نسبت بهشون جهل دارید...چه برسه به خدا که کامل ترین موجودات و اسطقسی فوق اسطقس هاست... .
اما این به این معنی نیست که خدا قابل شناخت نیست!
مشکل اینه که «عقل» ابزار خوب و کاملی برای شناخت خدا نیست.
ابزار دیگه ای نیازه که چون میدونم متوجه نخواهید شد اسمش رو هم نمی برم...
با زندگی مادّی و ندانم گراتون خوش باشید
__________________
Far far away حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 4 December 2014   #162
برتراند راسل
عضو ثابت
 
نشان برتراند راسل
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2014
پاسخ‌ها: 381
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
مسلّمه که مغز انسان توان شناخت و درک کامل خدا رو نداره...و این رو خود شما هم اذعان میکنید!
وقتی خودتون رو ندانم گرا میدونید،یعنی چیزهایی هستند که با وجود نقص نسبی همچنان شما نسبت بهشون جهل دارید...چه برسه به خدا که کامل ترین موجودات و اسطقسی فوق اسطقس هاست... .
اما این به این معنی نیست که خدا قابل شناخت نیست!
مشکل اینه که «عقل» ابزار خوب و کاملی برای شناخت خدا نیست.
ابزار دیگه ای نیازه که چون میدونم متوجه نخواهید شد اسمش رو هم نمی برم...
با زندگی مادّی و ندانم گراتون خوش باشید
شما باید در باره ندانم گرایی کمی مطالعه کنید . بعد بیایید با هم بحث کنیم .
عقل که نمیتواند خدا را بشناسد .
به گفته خودتان میخواهید از طریق دیگری به آن برسید .
لابد
" دیوار گرم هست پس پشتش آتشی هست "
خنده دار هست
برتراند راسل حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 4 December 2014   #163
Far far away
یه جایی خیلی دور از زمین !
 
نشان Far far away
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2014
پاسخ‌ها: 137
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
در اصل توسط برتراند راسل نوشته شده است نمايش نوشته
شما باید در باره ندانم گرایی کمی مطالعه کنید . بعد بیایید با هم بحث کنیم .
عقل که نمیتواند خدا را بشناسد .
به گفته خودتان میخواهید از طریق دیگری به آن برسید .
لابد
" دیوار گرم هست پس پشتش آتشی هست "
خنده دار هست
نخیر!
در این صورت که باز هم از حواس و عقلتون استفاده کردید!
حستون میگه اینجا گرمه،عقلتون میگه گرما بدون منبع به وجود نمیاد...پس نتیجه میگیرید که پشت دیوار آتشی هست... .
__________________
Far far away حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 4 December 2014   #164
imanagha83
الیس الله بکاف عبده
 
نشان imanagha83
 
تاريخ ثبت نام: Apr 2008
مكان: در پناه قادر متعال
سن: 35
پاسخ‌ها: 2,929
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

«...أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْض ...» (ابراهیم 10)
ترجمه: مگر در الله‌ یی که ایجاد کننده و گستراننده‌ی آسمان‌ها و زمین می‌باشد شکی هست؟



نقل قول:
در اصل توسط برتراند راسل نوشته شده است نمايش نوشته
برتراند راس:
گیریم که خدایی باشد و در روز موعود بخواهد به حساب و کتاب اعمال من برسد . اگر من را را به کفر و عناد متهم کند اول از همه خود خدا را متهم میکنم که چرا به من خرد و عقلی ندادی تا تو را درک کنم
محاکمه در شرایطی که عقل من خدا را درک نمیکند بی معناست .
شخصی از امام صادق پرسید: چگونه خدا را بشناسیم؟ ایشان بدین مضمون فرمودند: شناخت خدا کار شما نیست! سؤال کننده متعجب شد و پرسید: پس چه؟ فرمود: بر خداوند است که خود را به شما بشناساند. پرسید: پس تکلیف ما چیست؟ فرمود: به آن شناسایی ایمان بیاورید.


آن چه انسان نسبت به آن معرفت کامل پیدا کند (نفوذ علمی پیدا کند)، معلوم است که کوچک‌تر از عقل و درک او می‌باشد که شناسنده توانسته‌ است بر آن احاطه‌ی علمی پیدا کند. ما حتی یک موجود یا یک فرمول یا یک مفهوم بزرگ‌تر و عمیق‌تر از عقل و سطح علمی‌ خود را نمی‌توانیم بشناسیم و به علائم و نشانه‌های آن اکتفا می‌کنیم، چه رسد به خداوند متعال.

پس بر ما نیست که برویم و خداوند متعال را بشناسیم، بلکه بر اوست که خود را به ما بشناساند و او این نیز این کار را کرده است. انسان به هر ذره‌ای که نگاه کند، نشانه‌ها و علامت‌های خالقی علیم، حکیم و قادر را در آن می‌بیند. پس کافی است که چشم خود را نبندد و خود را به جهالت نزند و به آن شناسایی اقرار کرده و ایمان بیاورد.


اما در عین حال آسان‌ترین راه دسترسی به آن شناختی که خداوند خود عطا فرموده است «فطرت» می‌باشد. چرا که رجوع به خود بسیار راحت‌تر، جامع‌تر و سریع‌تر از رجوع به غیر است و دست کم انسان خود را بهتر می‌شناسد و به آن چه در وجود خود دارد شک نمی‌کند. مضاف بر این که فطرت در همه وجود دارد و قابل تغییر دادن نیز نمی‌باشد. و بیان فطرت نیز در انسان‌های متفاوت، یکسان است. کافی است انسان حجاب را بردارد. لذا فرمود:

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» (الروم - 30)
ترجمه: پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمى‏ دانند.

بهترین راه خدا شناسی، همان خود شناسی است. کسانی که از خود غافل شده و در بیرون به دنبال خدایی می‌گردند، یا به نتیجه‌ای نمی‌رسند و یا بسیار دیر به نتایجی می‌رسند که آنها را به خود باز می‌گرداند. لذا پیامبر اکرم و اهل بیت می‌فرمودند:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه» (بحارالانوار, ج 2, ص 32). یعنی: هر کس خود را شناخت، خدا را شناخته است.

فطرت گنجینه‌ای از معلومات و معارفی است که خداوند در وجود انسان قرار داده است و هر کس می‌تواند با توجه به فطرت خود به معارف بسیار و متفاوتی دست‌یابد. کافی است به آن رجوع کند.
یکی از این معارف، معرفت «عشق» است که بدون نیاز به کسب از بیرون در وجود همگان قرار دارد و بدون نیاز به تعریف و ترجمه، برای همه شناخته شده است. هر انسانی «عشق» را در وجود خود می‌یابد و می‌داند که عاشق است.

حال کافی است که انسان صرف نظر از مصداق‌هایی که در بیرون برای تعلق و ابراز عشق می‌یابد، به درون خود مراجعه نموده و ببیند که عاشق چیست یا کیست؟

اولین معشوق هر انسانی، «هستی» است. انسان عاشق،‌ هستی، وجود و بودن است. پس عاشق «حی لا یموت» است.
عشق به هستی، یعنی «عشق به کمال». چون هستی همان کمال است و نیستی «نقص کمال» است. وقتی می‌گوییم: جهل، یعنی نبود علم وقتی می‌گوییم: زشتی، یعنی نبود زیبایی وقتی می‌گوییم: ضعف، یعنی نبودن قوت و قدرت.

کافی است از هر انسانی بپرسید که چه چیزی را دوست دارد؟ اگر دقت کنید هر چه را نام ببرد، کمال است. مثلاً می‌گوید: من! هستی، زیبایی، علم، حکمت، قدرت، رأفت، مهربانی، خشم، گذشت، انتقام، غنا و توانگری، سلامتی و ... را دوست دارم. اینها همه اسم‌های خداوند متعال است، چرا که او هستی و کمال مطلق است.
خداوند حی، جمیل، علیم، حکیم، قادر، رئوف، رحمن، رحیم، قاهر، غفور، منتقم، غنی، سلیم و ... می‌باشد. و هیچ کمالی وجود ندارد، مگر آن که تجلی او (اسم او) باشد. پس انسان فقط عاشق اوست و هر چه را در بیرون نیز عاشق می‌شود، چون تجلی معشوق را در او می‌بیند. مثلاً زیبایی را در یک شخص یا گل و یا قدرت را در میز و پست یا غنا را در پول می‌بیند و گمان می‌کند که این همان معشوق است!

اگر از عاشق بپرسید که آخر علم، آخر زیبایی، آخر غنا ... و نهایت هستی کجاست؟ پاسخی ندارد جز آن که بگوید: آخری ندارد، چون آخر داشتن یعنی محدود شدن و محدود شدن یعنی ورود نقص و نیستی.
اگر بپرسید: آخر عشق تو به این کمالات کجاست و حد آن چقدر است؟ باز پاسخ می‌دهد که چون معشوق بی‌حد است، عشق من نیز بی‌حد است. پس انسان در فطرت خود می‌یابد که به صورت مطلق و بی‌حد، عاشق کمال مطلق و بی‌حد است. و آن چه بیرون از مصادیق زیبایی، علم ... و سایر کمالات می‌یابد، همه تجلی و محدود هستند، پس باید آن معشوق بی‌حد، آن هستی مطلق، آن کمال مطلقی که این عاشق اوست، وجود داشته باشد. و آن همان خداست که به «الله» یا سایر اسامی در لسان قرآن و نام‌های دیگر در سایر زبان‌ها نامیده می‌شود.


در نتیجه بهترین راه اثبات خدا، فطرت، یعنی رجوع به خود و خود شناسی است. هر کسی در خود می‌یابد که: نه خودش خودش را آفریده است و نه دیگری که چون خودش مخلوق است او را آفریده است، پس او و جهان هستی آفریننده‌ای دارد که به غیر از عناصر جهان است.

هر کسی با نگاه به جهان هستی و عناصر محدود آن می‌یابد که خالق باید به غیر از این عناصر باشد، چون اگر از اینها باشد خود نیز مانند اینها محدود، ناقص و در نتیجه مخلوق است.

و هر کسی در درون خود عشق به هستی و کمال مطلق را می‌یابد و می‌فهمد که هر چه می‌کند برای رسیدن به کمال است. پس باید کمالی وجود داشته باشد. و چون حد و حصر نقص است، آن کمال باید بی حد و حصر و نقص باشد و چون چنین است به وصف نمی‌آید و چون وجودش همه جا دیده می‌شود و در عین حال قابل وصف نیست، انسان از دیدن او و در شناخت او به «وله حیرت» می‌افتد و لذا او را «الله» یعنی معبودی که همه در او در حیرت‌اند می‌نامد.


سبحان الله عما یصفون خدا منزه از آن چیزی است که وصفش می‌کنند.
__________________






imanagha83 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از imanagha83 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 4 December 2014   #165
برتراند راسل
عضو ثابت
 
نشان برتراند راسل
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2014
پاسخ‌ها: 381
ج: سخنان بی‌سابقه پاپ فرانسیس در تایید بیگ‌بنگ و تئوری تکامل

نقل قول:
انسان به هر ذره‌ای که نگاه کند، نشانه‌ها و علامت‌های خالقی علیم، حکیم و قادر را در آن می‌بیند. پس کافی است که چشم خود را نبندد و خود را به جهالت نزند و به آن شناسایی اقرار کرده و ایمان بیاورد.
درود بر شما
در این جمله کوتاه شما چند ترکیب فلسفی و منطقی به کار رفته ست. بحث در باره هر یک زمانی کافی طلب میکند.
بنده با این موضوع که عقل انسان نمیتواند خدا را بشناسد مشکلی ندارم و آن را قبول میکنم . به شخصه نمیتوانم با تکیه بر عقل خود و حتی استفاده از منطق و احساسات خود وجود خدا را بشناسم .

اما اینکه ما از نشانه ها و علامت ها به خالقی علیم و حکیم برسیم خود مشکل زا است . نشانه ها و علامت ها وجود دارد و اگر بخواهیم پی به وجود خدا ببریم باید از برهان نظم استفاده کنیم. برهان نظم بحث این تاپیک بود . و اگرلطف کنید و صفحات پیشین را مطالعه کنید بنده در باره نظم و برهان نظم پاسخ هایی را ارائه داده ام .
عرض کرده ام که برهان نظم اگر از جزء به کل برود به نتیجه ای 100 درصدی ختم نمیشود
از طرف دیگر برهانی تحت عنوان برهان علیم بودن و حکیم بودن مطرح هست .
نظریات ویتناگشتاین
که پایه گذار فلسفه تحلیلی است را باید مطرح کنیم . که باز هم جای بحث دارد
وجود خالق علیم که انسان نتواند او را بشناسد امری بعید است . و باز این هم جای بحث دارد


نقل قول:
اما در عین حال آسان‌ترین راه دسترسی به آن شناختی که خداوند خود عطا فرموده است «فطرت» می‌باشد. چرا که رجوع به خود بسیار راحت‌تر، جامع‌تر و سریع‌تر از رجوع به غیر است و دست کم انسان خود را بهتر می‌شناسد و به آن چه در وجود خود دارد شک نمی‌کند. مضاف بر این که فطرت در همه وجود دارد و قابل تغییر دادن نیز نمی‌باشد. و بیان فطرت نیز در انسان‌های متفاوت، یکسان است. کافی است انسان حجاب را بردارد. لذا فرمود:

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ» (الروم - 30)
ترجمه: پس روى خود به سوى دين حنيف كن كه مطابق فطرت خدا است فطرتى كه خدا بشر را بر آن فطرت آفريده و در آفرينش خدا دگرگونگى نيست، اين است دين مستقيم ولى بيشتر مردم نمى‏ دانند.

بهترین راه خدا شناسی، همان خود شناسی است. کسانی که از خود غافل شده و در بیرون به دنبال خدایی می‌گردند، یا به نتیجه‌ای نمی‌رسند و یا بسیار دیر به نتایجی می‌رسند که آنها را به خود باز می‌گرداند. لذا پیامبر اکرم و اهل بیت می‌فرمودند:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه» (بحارالانوار, ج 2, ص 32). یعنی: هر کس خود را شناخت، خدا را شناخته است.
فطرت هم باز به همین موردی که گفتم بحثی عمیق فلسفی است . بنده فطرت را مجموعه ای ازتاثیر عوامل محیط بیرونی بر روی انسان میدانم.
اساسا چیزی به نام فطرت در انسان ها وجود ندارد .
اگر میبینیم که انسانها مثلا همگی دوست دارند لباس بپوشند و اندام های خود را بپوشانند این به معنی این نیست که حیا و خجالت از لخت گشتن امری فطریست . کما اینکه در افریقا هستند قبیله هایی که زن و مرد اساسا لخت هستند . و به صورت کاملا عادی با هم کنار می آیند .
این مثال پوشش بود . و مثال های دیگری هم هست

بنابر این فطرت یک توهم هست . یک توهم که از بیرون و محیط در انسان القا میشود و از آنجا که انسان دارای حافظه بلند مدت است آن را به اشتباه فطرت مینامد . در جوامعی که از کودکی به انسانها بگویند خدا تو را آفریده این در دوران بعدی در انسان باقی می ماند و انسان فکر میکند که فطرت است .
نشان دیگر این است که خدا در جوامع مختلف متفاوت بیان شده است . که نشان از تاثیر بیرون بر انسان هست .
پس ابتدا باید فطرت را مورد بررسی قرار دهیم .
در باره میل به کمال و .... هم فکر میکنم مغلطه میفرمائید .
باز هم در ادامه شما فرمودید که میل های درونی انسان یک عامل خارجی دارد. این طور نیست . مثلا انسان می به پرواز دارد پس بالش کجاست ؟

نقل قول:
هر کسی با نگاه به جهان هستی و عناصر محدود آن می‌یابد که خالق باید به غیر از این عناصر باشد، چون اگر از اینها باشد خود نیز مانند اینها محدود، ناقص و در نتیجه مخلوق است.
ویتگنشتاین
«کسی نمیتواند بر اندیشه نهایتی قرار دهد»، زیرا برای اینکه ما بتوانیم اینکار را بکنیم «باید بتوانیم به در دو طرف این نهایت را تفکر کنیم، یعنی باید بتوانیم فکر نکردنی را تفکر کنیم».
وجود مخلوقی علیم که از جنس این ماده نباشد و ذاتا بینهایت باشد و علیم و حکیم باشد خود مبحث دیگری میطلبد .
ما درباره محدود نبودن خدا فکر میکنیم ! پس خدا محدود است در اندیشه های ما ! دیدید منطقا ما خدا را ساخته ایم
برتراند راسل حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
هيچيك


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو
ارزيابي اين گفتگو
ارزيابي اين گفتگو:

قوانين ارسال نوشته
شما می توانید سرنگار جدید ارسال کنید.
شما می توانید پاسخ ارسال کنید.
شما می توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:41PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts