بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا > ذکر و منقبت

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 24 September 2009   #31
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

به شوق آسمان، یا کاشف الکرب!
پرم از ناگهان یا کاشف الکرب!
به دستانت قسم امشب دلم را
به سوی خود بخوان یا کاشف الکرب!
__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از yaaliasghar بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 September 2009   #32
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

دوباره مشک، دریا _ یک دوبیتی_
سرودی عشق را با یک دوبیتی
تنت روی زمین _یک چارپاره_
دو دستت روی شن ها _یک دوبیتی_
__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از yaaliasghar بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 September 2009   #33
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

تو را این تشنگی از پا نینداخت
تو را آزرده کرد اما نینداخت
کسی مثل دو دستت در دوبیتی
ردیف عاشقی را جا نینداخت
__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از yaaliasghar بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 September 2009   #34
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

در اوج تشنگی مست تو هستیم
تمام عمر پابست تو هستیم
نمی ترسیم از لب تشنه مردن
من و دل شیعه ی دست تو هستیم
__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از yaaliasghar بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 September 2009   #35
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

دل تشنه افراطى لبخند اباالفضل
سر، طالب خطاطى سربند اباالفضل

خواهند چو بخشند قداست به كلامى
آید به زبان آیه سوگند اباالفضل

اوتاد اگر همت عباس بخواهند
بایست ببندند كمربند اباالفضل

قامت نه قیامت نه، امامت به پناهش
خلّاق نیاورد همانند اباالفضل
__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از yaaliasghar بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 September 2009   #36
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

دشت و غبار
مشک و آب

نام هایی
که جاوید شدند
در چشم تو
در دست تو
جهان همچنان
به حیرت می چرخد
و غبارها
غیرت و مروت را
جار می زنند.

__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از yaaliasghar بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 September 2009   #37
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

دریا به طلب از برهوت تو گذشت
یک قافله نعره در سکوت تو گذشت
آنروز اگر چه تشنه بودی، اما
صد رشته قنات در قنوت تو گذشت
__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از yaaliasghar بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 24 September 2009   #38
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

از خیمه گاه زخمی آب
دود حریق العطش تا عرش می رفت
_ امداد را _ پیچیده در شولای طوفان
مردی
به نام آبی دریا
به شط زد ....
***
دستی نهانی
لوحی مخطط را برآورد
نامی تناور را به رنگ سرخ
خط زد...
آن گاه در عرش
آیینه ی چشم ملایک موج برداشت


__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از yaaliasghar بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 25 September 2009   #39
asena
زیربارانم بی چتر
 
نشان asena
 
تاريخ ثبت نام: Apr 2009
مكان: من و جاده و باران
پاسخ‌ها: 3,153
روزنوشته ها: 12
ج: یا عباس علمدار.................

یا اباالفضل

نیستم لایق کنم مدح و ثنایت یا اباالفضل

ازازل مدح تو را گفته خدایت یا اباالفضل

مصطفیرا جان نثاری مرتضی را یادگاری

جان من جان جهان بادا فدایت یا اباالفضل
__________________
حرفهای ما هنوز نا تمام
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی
پیش ازآنکه باخبرشوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود.
asena حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از asena بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 25 September 2009   #40
asena
زیربارانم بی چتر
 
نشان asena
 
تاريخ ثبت نام: Apr 2009
مكان: من و جاده و باران
پاسخ‌ها: 3,153
روزنوشته ها: 12
ج: یا عباس علمدار.................

یا اباالفضل
یا اباالفضل

یا اباالفضل

__________________
حرفهای ما هنوز نا تمام
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی
پیش ازآنکه باخبرشوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود.
asena حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از asena بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 25 September 2009   #41
asena
زیربارانم بی چتر
 
نشان asena
 
تاريخ ثبت نام: Apr 2009
مكان: من و جاده و باران
پاسخ‌ها: 3,153
روزنوشته ها: 12
ج: یا عباس علمدار.................

بابا مگر اربابت باب الحوائج نيست؟!

سلالة السادات جناب آقاي سيدعلي صفوي كاشاني، مداحل اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام از جناب آقاي هاروني نقل كرد كه گفتند:
يكي از عزيزان سقاي هيئتي كه در ايام محرم (عاشورا) دور مي‌زد و آب به دست بچه‌ها مي‌داد، نقل مي‌كند خدا يك پسر به من داد كه يازده سال فلج بود. يكي از شبها كه مقارن با شب تاسوعا بود وقتي مي‌خواستم از خانه بيرون بيايم، مشك آب روي دوشم بود؛ يكدفعه ديدم پسرم صدا زد: بابا كجا مي‌رودي؟ گفتم: عزيزم، امشب شب تاسوعاست و من در هيئت سمت سقايي دارم؛ بايد بروم آب به دست هيئتيها بدهم. گفت: بابا، در اين مدت عمري كه از خدا گرفتم، يك بار مرا با خودت به هيئت نبرده‌اي. بابا، مگر اربابت باب الحوائج نيست؟ مرا با خودت امشب بين هيئتيها ببر و شفاي مرا از خدا بخواه و شفاي مرا از اربابت بگيرد.
مي‌گويد: خيلي پريشان شدم. مشك آب را روي يك دوشم، و عزيز فلجم را هم روي دوش ديگرم گذاشتم و از خانه بيرون آمدم. زماني كه هيئت مي‌خواست حركت كند، جلوي هيئت ايستادم و گفتم هيئتها بايستيد! امشب پسرم جمله‌اي را به من گفته كه دلم را سوزانده است اگر امشب اربابم بچه‌ام را شفا داد كه داد، والا فردا مي‌آيم وسط هيئتها اين مشك آب را پاره مي‌كنم و سمت سقايي حضرت ابالفضل العباس عليه السلام را كنار مي‌گذارم اين را گفتم و هيئت حركت كرد.
نيمه‌هاي شب بود هيئت عزاداريشان تمام شد، ديدم خبري نشد. پريشان و منقلب بودم، گفتم: خدايا، اين چه حرفي بود كه من زدم؟ شايد خودشان دوست دارند بچه‌ام را به اين حال ببينم، شايد مصلحت خدا بر اين است. با خود گفتم: ديگر حرفي است كه زده‌ام، اگر عملي نشد فردا مشك را پاره مي‌كنم. آمدم منزل وارد حجره شديم و نشستيم. هم من گريه مي‌كردم و هم پسرم گريه مي‌كرد.
مي‌گويد: گريه بسيار كردم، يكدفعه پسرم صدا زد : بابا، بس از ديگر، بلند شو بابا! بابا، اگر دلت را سوزاندم من را ببخش بابا! بابا، هر چه رضاي خدا باشد من هم راضيم!
من از حجره بلند شده، بيرون آمدم و رفتم اتاق بقلي نشستم. ولي مگر آرام داشتم؟! مستمرا گريه مي‌كردم تا اينكه خواب چشمان من را فرا گرفت در آن هنگام ناگهان شنيدم كه پسرم مرا صدا مي‌زند و مي‌گويد: بابا، بيا اربابت كمكم كرد. بابا، بيا اربابت مرا شفا داد. بابا.
آمدم در را باز كردم، ديدم پسرم با پاي خودش آمده است. گفتم : عزيزم، چه شد؟! صدا زد: بابا، وقتي تو از اتاق بيرون رفتي، داشتم گريه ميكردم كه يك دفعه اتاق روشن شد ديدم يك نفر كنار من ايستاده به من مي‌گويد بلند شود! گفتم : نمي‌توانم برخيزم. گفت: يك بار بگو يا اباالفضل و بلند شو! بابا، يك بار گفتم يا اباالفضل و بلند شدم،‌ بابا. بابا، ببين اربابت نااميدم نكرد و شفايم داد! ناقل داستان مي‌گويد: پسرم را بلند كرده، به دوش گرفتم و از خانه بيرون آمدم، در حاليكه با صداي بلند مي‌گفتم : اي هيئتها بياييد ببينيد عباس عليه السلام بي‌وفا نيست، بچه‌ام را شفا داد!
یا اباالفضل
__________________
حرفهای ما هنوز نا تمام
تا نگاه میکنی وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی
پیش ازآنکه باخبرشوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آی...ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر زود دیر می شود.
asena حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از asena بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 25 September 2009   #42
mehrdad_123
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2007
مكان: زیر سایه لطف خدا
پاسخ‌ها: 10,549
روزنوشته ها: 9
ج: یا عباس علمدار.................

یا اباالفضل
یا اباالفضل


یا اباالفضل
mehrdad_123 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از mehrdad_123 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 25 September 2009   #43
mehrdad_123
كاربر فوق بدليل ناديده گرفتن قوانين باشگاه با محدوديت نوشتاري مواجه است.
 
تاريخ ثبت نام: Aug 2007
مكان: زیر سایه لطف خدا
پاسخ‌ها: 10,549
روزنوشته ها: 9
ج: یا عباس علمدار.................

یا اباالفضل
یا اباالفضل

یا اباالفضل
mehrdad_123 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از mehrdad_123 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 25 September 2009   #44
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

اي ماه بني هاشم خورشيد لقا عباس
اي نور دل حيدر شمع شهدا عباس
با محنت و درد و غم ما رو به تو آورديم
دست من محزون گير از بهر خدا عباس
__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از yaaliasghar بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 25 September 2009   #45
yaaliasghar
انا عبدک...
 
نشان yaaliasghar
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
پاسخ‌ها: 4,996
ج: یا عباس علمدار.................

دستی که برآن دست خدا زد بوسه
صد حیف که شمشیر جفا زد بوسه
در کرب و بلا حسین از روی زمین

برداشت و با قدّ دو تا زد بوسه
__________________
تنها تو بودی که خوب فهمیدی استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت،
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
yaaliasghar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از yaaliasghar بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:38AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts