بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Friday 9 February 2018   #46
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
حسین آقای عزیز باتشکر از ادامه توجهتان
چون فرمودید سر اصل مطلب برویم و همین هم درست هست ادامه نمیدهم فقط یک مورد را گذرا میگویم و آن اینکه اگر خانواده فقیری شب را گرسنه میخوابد و مقدار اندک خود را صرف تعمیر (طلا کاری بماند) قبور معصومین مینماید دلیلی بر تبرئه تفکر مطلا کردن نیست بلکه شاهدی بر مسئولیت بیشتر مبلغین هست .خداوند عاقبت همه مارا ختم به خیر کند.
مبلغ یا مقلد است و یا مجتهد، اگر دست در جیبش کند و خودش نظر بدهد، فایده ندارد، او میخواهد نظر شرع را منعکس کند نه نظر خودش را، و اما جریانات عشق عوام شیعه به اهل البیت ع پس بی انصافی است که اینها را به علماء نسبت دهیم، چقدر شواهد است که در این امور حتی متدینین از عوام، اصلا گوش به حرف مرجع تقلید خود نمیدهند، جمله‌ای که به آیة الله بروجردی گفتند شهره است که ما در تمام سال مقلد شما هستیم الا روز عاشورا، گویا اهل بیت ع به علماء میگویند گمان نکنید شما در بقاء امر ما کاره‌ای هستید، شیعه زمان متوکل دست میدادند و به زیارت کربلا میرفتند، و اگر عالمی میگفت این کار حرام است چه جوابی به او میدادند؟ علمای لبنان مثل آقاسید محسن امین چه تلاشهایی کردند که بعض مراسم عزاداری را تغییر دهند، مگر توانستند؟ اگر مبلغ بخواهد با چاشنی تبلیغ، شور و حال ایجاد کند، دوام ندارد، قرنها در سخت‌ترین شرائط باقی نمیماند، نسیا منسیا میشود، واقعا شور و حال عوام شیعه در عشق به اهل البیت ع از احساسات ساده مدیریت شده نیست، مدیریتش را خدائی میکند که در فرازمان وعده بقاء آن داده است، کسی که نه دروغگوست و نه عاجز است.



نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
اما اصل مطلب :
کار عرفی تعظیم قبور ائمه علیهم السلام زیارت مداوم و بازنشر فضایل و مناقب و دستورات ایشان به مردم است .
وقتی زائر زیاد شد تبعا مهمانداری زائر هم به شئون تعظیم میپیوندند و سپس الاهم فالاهم ساختمان مقبره برای راحتی زائران گسترش میابد اما پیوسته مواظبیم که اسراف و تبذیر نشود .
این خوب است اما اصلا نیازی به آن نیست، بلکه همانطور که شما در دو مثال قبلی توضیح دادید، میتوانیم به نتیجه همین حرف شما برسیم بدون رفتن به سوی قبور معصومین ع، یعنی زیارت میتواند در هر مکانی برپا شود، و ذکر فضائل و مناقب معصومین ع شود، به یاد و نام آنها اطعام کنند، بیمارستان درست کنند، آسایشگاه و بهزیستی و صدها کار از این قبیل به نام معصوم ع بکنند، و در همه این مکانها زیارت حضرت خوانده شود، مگر برای حضرت زهرا س چنین نیست؟ آیا کسی خبر از قبر حضرت دارد؟ ولی مگر همه شیعه زیارت حضرت فاطمة س نمیخوانند؟

سؤال: آیا ما تعظیم خود امام معصوم ع میخواهیم یا تعظیم قبر ایشان؟ آیا اگر احبار و رهبان به ما گفتند که تعظیم قبر کنید چه باید بکنیم؟
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 10 February 2018   #47
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 984
روزنوشته ها: 2
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

سؤال: آیا ما تعظیم خود امام معصوم ع میخواهیم یا تعظیم قبر ایشان؟ آیا اگر احبار و رهبان به ما گفتند که تعظیم قبر کنید چه باید بکنیم؟
.
حسین آقای عزیز من برای جلوگیری از حاشیه روی کوتاه میگویم آن جمله مشهور گفته شده به مرحوم آیت الله بروجردی علامت خوبی نیست و دادن دست در زمان متوکل را دقیقا نمیدانم اما اگر به همین صورت که شما گفتید اصلا شرعی نیست و باید گفت متاسفانه حضرت امام حسین علیه السلام را نمیشناختند.بگذریم
در باره سئوالتان دو نکته را میگویم .
1- زیارت قبر ائمه به صراحت توسط ایشان توصیه شده و ما نمیتوانیم در برابر نص اجتهاد کنیم
2- مسلما تعظیم قبور ائمه علیهم السلام بدلیل وجود خود ایشان است و نه صرفا شکل قبر که شرف المکان بالمکین
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 February 2018   #48
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
در باره سئوالتان دو نکته را میگویم .
1- زیارت قبر ائمه به صراحت توسط ایشان توصیه شده و ما نمیتوانیم در برابر نص اجتهاد کنیم
2- مسلما تعظیم قبور ائمه علیهم السلام بدلیل وجود خود ایشان است و نه صرفا شکل قبر که شرف المکان بالمکین
جوابهای خوبی میدهید، أحسنت! خوب، پس اگر به فرمایش شما ما نمیتوانیم در قبال نص اجتهاد کنیم، و نیز فرمودید: (و سپس الاهم فالاهم ساختمان مقبره برای راحتی زائران گسترش میابد اما پیوسته مواظبیم که اسراف و تبذیر نشود) بفرمایید که نص برای مدیریت این گسترش چه کسانی را معین کرده است؟ یعنی نص چه کسی را منصوب کرده است که مواظب باشد که گسترش نیاز است یا خیر؟ و به حد اسراف و تبذیر رسیده یا خیر؟ آیا متولی ارثی تعیین نموده؟ آیا اگر نظرشان مختلف شد چه باید کرد؟
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 10 February 2018   #49
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,367
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، سند تاریخی با تحلیل محققین تاریخ، خیلی تفاوت دارد، اینها که شما آوردید عمری است با آنها سر و کار داریم، اما حتی یک سند شاهد حرف خودتان نیاوردید! و جالب اینکه نه تنها یک مورد تایید حرف شما در آن نبود که صفویه بدعتهایی هم آوردند بلکه حتی علم و کتل را که قبلا گفتید از زمان آنها آمده، در نقل خودتان الآن (تنها سند) تصریح میکند که سابقه داشته و سینه به سینه اینها از جنگهای صدر اسلام حکایت میکرده، آیا حکایت یعنی بدعت؟:
اولا بررسی های محققین بر اساس اسناد و شواهد و متون تاریخی است و تا سند و شاهد و قرینه ای نباشد آیا می توان در خلا تحلیل و تحقیق کرد؟ آیا شما در همه امور به این راحتی و بی محابا تلاش محققان را زیر سوال می برید؟ (خصوصا خارجی ها که معمولا اصول و متدلوژی علمی را بیش از ما رعایت می کنند)

ثانیا همین که پذیرفتید زمان صفویه به آیین های شیعی اهتمام خاصی نشان داده شد و مته خود را به خشخاش نگذاشتید جای شکر دارد و تنها به سراغ بحث بدعت ها رفتید....!

ثالثا مواردی که ذکر شد و مشتی است نمونه خروار، متضمن مواردی از بدعت هم بود، اما سخت گیری (یا بهتر بگویم ملالغتی بودن شما) مانع دیدن آن ها شد. برای مثال:
در این میان، اهتمام به برگزاری مراسم عزاداری امام حسین برجستگی خاصی داشت؛ به گونه‌ای که در هنگام جنگ نیز تعطیل نمی‏شد. در دوره شاه‌عباس اول، مراسم محرم از سطح محله‏ا، به یک مراسم عظیم کشوری تبدیل شد...
هر سال یک ماه و دو ماه محرم و صفر و حتی تمام سال را از عاشورا دم زدند....
از طرفی ترویج کتاب روضة الشهدای واعظ کاشفی چطور؟ آیا مصداقی از "بدعت نهادینه" نیست؟ کتابی که به قول شهید مطهری پر از دروغ است!

در هر حال رسمی شدن و حکومتی شدن و فراگیر شدن یک آیین مصداقی از بدعت (یا بهتر بگویم نوآوری
عرفی یا سیاسی) است که تا قبل از صفویه به این شکل وجود نداشته است.


ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 February 2018   #50
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,842
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
اولا بررسی های محققین بر اساس اسناد و شواهد و متون تاریخی است و تا سند و شاهد و قرینه ای نباشد آیا می توان در خلا تحلیل و تحقیق کرد؟ آیا شما در همه امور به این راحتی و بی محابا تلاش محققان را زیر سوال می برید؟ (خصوصا خارجی ها که معمولا اصول و متدلوژی علمی را بیش از ما رعایت می کنند)

ثانیا همین که پذیرفتید زمان صفویه به آیین های شیعی اهتمام خاصی نشان داده شد و مته خود را به خشخاش نگذاشتید جای شکر دارد و تنها به سراغ بحث بدعت ها رفتید....!

ثالثا مواردی که ذکر شد و مشتی است نمونه خروار، متضمن مواردی از بدعت هم بود، اما سخت گیری (یا بهتر بگویم ملالغتی بودن شما) مانع دیدن آن ها شد. برای مثال:
در این میان، اهتمام به برگزاری مراسم عزاداری امام حسین برجستگی خاصی داشت؛ به گونه‌ای که در هنگام جنگ نیز تعطیل نمی‏شد. در دوره شاه‌عباس اول، مراسم محرم از سطح محله‏ا، به یک مراسم عظیم کشوری تبدیل شد...
هر سال یک ماه و دو ماه محرم و صفر و حتی تمام سال را از عاشورا دم زدند....
از طرفی ترویج کتاب روضة الشهدای واعظ کاشفی چطور؟ آیا مصداقی از "بدعت نهادینه" نیست؟ کتابی که به قول شهید مطهری پر از دروغ است!

در هر حال رسمی شدن و حکومتی شدن و فراگیر شدن یک آیین مصداقی از بدعت (یا بهتر بگویم نوآوری
عرفی یا سیاسی) است که تا قبل از صفویه به این شکل وجود نداشته است.


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 February 2018   #51
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 984
روزنوشته ها: 2
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
جوابهای خوبی میدهید، أحسنت! خوب، پس اگر به فرمایش شما ما نمیتوانیم در قبال نص اجتهاد کنیم، و نیز فرمودید: (و سپس الاهم فالاهم ساختمان مقبره برای راحتی زائران گسترش میابد اما پیوسته مواظبیم که اسراف و تبذیر نشود) بفرمایید که نص برای مدیریت این گسترش چه کسانی را معین کرده است؟ یعنی نص چه کسی را منصوب کرده است که مواظب باشد که گسترش نیاز است یا خیر؟ و به حد اسراف و تبذیر رسیده یا خیر؟ آیا متولی ارثی تعیین نموده؟ آیا اگر نظرشان مختلف شد چه باید کرد؟
.
خواهش میکنم حسین آقای عزیز دارم درس پس میدهم و التماس دعا دارم
طبعا بر اساس نص حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه شریف این مسئولیت بر علمای شیعه هست بعبارتی علمای شیعه بعنوان جانشین معصوم متولی این امور هستند .
اما یک نکته باید مورد توجه قرار گیرد که علمای شیعه جانشین معصوم هستند نه "معصوم " و چون معصوم نیستند مسلما در معرض خطا هستند و از راههای کاهش و کنترل خطا پرسشگری هست یعنی علما باید در برابر فتوا و نظرات خود بتوانند پاسخ قانع کننده ای داشته باشند .
تا جاییکه من میدانم حتی از خود پیامبر و ائمه سئوال میشد و بعضا آن معصومین بنا بر مصالحی تاکید میکنم بعضا سئوال را جواب صریح نمیدادند اما هیچگاه بازهم تاکید میکنم هیچگاه پرسشگری را ممنوع نمیکردند .
خب حالا باید علمایی که نظر میدهند گنبد باید مطلا باشد جواب بدهند براساس چه موازینی (اعم از نقلی و عقلی )حفظ آبروی یا جان یا ناموس شیعه (حتی مسلمان و حتی غیر مسلمان در اجرای حکم مولفه القلوب )یا قدرت نظامی اقتصادی شیعه اهمیت کمتری از گنبد مطلا دارد ؟!
شما به حالت تاییدی فرمودید خانواده فقیر نان شب خود را برای مطلا کردن میدهد واقعا متاسفم .آن خانواده فقیر شیعه اصلا وصیت حضرت علی را میداند و بدنبال عمل به آن هست ! مگر وصیت نیست الله الله فی النظم امرکم !
آیا میدانید نظم چه اهمیتی دارد و تا کسی هدف نداشته باشد نمیتواند نظم داشته باشد و امروزه در مباحث روانشناسی اجتماعی اقتصادی چقدر بر هدف گزاری تاکید شده ؟! آنوقت امام ما 1400 سال پیش به نظم سفارش میکند حالا الگوی نظم در دنیا آلمان و ژاپن شده و ما تعظیم آن امام را نه عمل به وصیت او که مطلا کردن گنبد او میدانیم !!


مگر نگفته الله الله فی الایتام !! الله الله في الفقراء والمساكين فشاركوهم في معاشك!!
خلاصه مطلب اگر دستور و نظرات معصوم علیه السلام بی چون و چرا باید انجام شود هرچند اجازه سئوال وجود دارد
در برابر نظرات غیر معصوم خصوصا در وجوه عمومی باید اقناع بر اساس نقل و عقل وجود داشته باشد !
جناب صبح در همان پست اول گفتند این ایراد به اسراف و تبذیر را میتوان به شهرداری ها هم گرفت .
جناب صبج بله به آنها هم میتوان و باید ایراد گرفت .
اما شهرداری ها بطور معمول خود را منسوب به دین و معصوم نمیکنند برای همین اشتباهات آنها کمتر به اصل دین ضرر میزند .
در پایان دوباره میگویم تعظیم عرفی هست و شرع با آن مخالفتی ندارد مگر اینکه با نصوص شرع مخالف باشد و مطلا کردن از باب اسراف و تبذیر با نص شرع مخالفت دارد و واضح است که شرع دنباله رو عرف نیست بلکه اصلاح گر عرف هست
حسین آقای عزیز بازهم از نظر لطفتان و توجهتان تشکر میکنم .
انشالله همه ما عاقبت به خیر شویم

آخرين ويرايش مجیدماجد ، Saturday 10 February 2018 در 01:05PM.
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 10 February 2018   #52
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
اولا بررسی های محققین بر اساس اسناد و شواهد و متون تاریخی است و تا سند و شاهد و قرینه ای نباشد آیا می توان در خلا تحلیل و تحقیق کرد؟ آیا شما در همه امور به این راحتی و بی محابا تلاش محققان را زیر سوال می برید؟ (خصوصا خارجی ها که معمولا اصول و متدلوژی علمی را بیش از ما رعایت می کنند)

ثانیا همین که پذیرفتید زمان صفویه به آیین های شیعی اهتمام خاصی نشان داده شد و مته خود را به خشخاش نگذاشتید جای شکر دارد و تنها به سراغ بحث بدعت ها رفتید....!

ثالثا مواردی که ذکر شد و مشتی است نمونه خروار، متضمن مواردی از بدعت هم بود، اما سخت گیری (یا بهتر بگویم ملالغتی بودن شما) مانع دیدن آن ها شد. برای مثال:
در این میان، اهتمام به برگزاری مراسم عزاداری امام حسین برجستگی خاصی داشت؛ به گونه‌ای که در هنگام جنگ نیز تعطیل نمی‏شد. در دوره شاه‌عباس اول، مراسم محرم از سطح محله‏ا، به یک مراسم عظیم کشوری تبدیل شد...
هر سال یک ماه و دو ماه محرم و صفر و حتی تمام سال را از عاشورا دم زدند....
از طرفی ترویج کتاب روضة الشهدای واعظ کاشفی چطور؟ آیا مصداقی از "بدعت نهادینه" نیست؟ کتابی که به قول شهید مطهری پر از دروغ است!

در هر حال رسمی شدن و حکومتی شدن و فراگیر شدن یک آیین مصداقی از بدعت (یا بهتر بگویم نوآوری
عرفی یا سیاسی) است که تا قبل از صفویه به این شکل وجود نداشته است.


نظر هر محقق تاریخ بیطرف، محترم است، و با کمال احترام به حرف او گوش میدهیم، اما حرف اول را شواهد و اسناد تاریخی میزند، یعنی صحت و سقم یک تحلیل که توسط یک تاریخ‌دان ابراز شده است با اسناد تاریخی سنجیده میشود.

مثلا یک تحلیل‌گر میگوید چون واضح است که در حکومت سني ممکن نیست در اذان «اشهد ان علیا وليّ الله» بگویند، پس وقتی حکومت شیعي صفویه سر کار آمد و قدرت حکومتی به دست شیعه افتاد، طبیعی است که «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شد، تا اینجا مشکلی نیست، و مطلب کاملا واضح است، اما دیگری میآید و به کلام این تحلیل‌گر استشهاد میکند که ببینید در زمان صفویه «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شد! منظور تحلیل‌گر این بود که «اشهد ان علیا ولی الله» به طور رسمی در مأذنه‌ها در زمان قدرت شیعه وارد اذان رسمی مملکت شد، اما سوء استفاده کننده نتیجه میگیرد که در زمان صفویه «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شیعه شد!

این یک تحلیل بود، و یک مغالطه در نتیجه‌گیری از تحلیل او، اما وقتی یک سند تاریخی که مشهور جهانی است، نه تنها شیعه و سنی بلکه تمام کفار خبر از آن دارند، وقتی ملاحظه میشود، برای هیچ عاقلی شکي نمیماند که از زمان صفویه «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شیعه نشد، شیعه‌ها همگی در خانه‌های خود آن را در اذان میگفتند، و طبیعی است که وقتی قدرت حکومتی پیدا کردند در مأذنه‌ها هم به طور رسمی میگویند، این سند تاریخی چیست؟ سند تاریخی رحلة ابن بطوطه است، یعنی سفرنامه یک سني متعصب که از شیعه‌ها به روافض تعبیر میکند، حدود سال ۷۰۰ هجری، قریب ۲۰۰ سال قبل از شاه اسماعیل صفوی، میگوید وقتی به قطیف رسیدم، احصاء و قطیف عربستان سعودی که از قدیم تا کنون مرکز شیعه در آن دیار بوده است، میگوید دیدم در اذان‌شان «اشهد ان علیا ولی الله» میگفتند!:

رحلة ابن بطوطة ط أكاديمية المملكة المغربية (2/ 151)
ثم سافرنا إلى مدينة القطيف «145» ، وضبط اسمها بضم القاف كأنّه تصغير قطف، وهي مدينة كبيرة حسنة ذات نخل كثير يسكنها طوائف العرب، وهم رافضيّة غلاة يظهرون الرفض جهارا لا يتّقون أحدا: ويقول مؤذّنهم في أذانه بعد الشهادتين: أشهد أنّ عليّا ولىّ الله

این سفرنامه در دنیا معروف است، و چند تحقیق و چاپ دارد، و در سایت رسمی اهل سنت (الشاملة) دو نسخه موجود است:

http://shamela.ws/browse.php/book-11769#page-541
http://shamela.ws/browse.php/book-12009#page-234

با این حساب کدام عاقلی شک میکند که شاه اسماعیل از قنداقه این را شنیده بود، نه اینکه وقتی قدرت پیدا کرد این را در اذان شیعه وارد کند، و قبلا گفتم که حسن‌خان روملو در احسن التواریخ آورده، خودش هم اوائل صفویه وفات کرده، میگوید شاه اسماعیل «اشهد ان علیا ولی الله» را که ۵۰۰ سال بود از زمان سلطان طغرل تعطیل شده بود (بعد از آل‌بویه و بساسیری) دوباره احیا کرد.

این است تفاوت آشکار سند تاریخی با تحلیل تاریخی.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 10 February 2018   #53
shaker
عضو ثابت
 
نشان shaker
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2014
پاسخ‌ها: 37
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
حسین آقای عزیز من برای جلوگیری از حاشیه روی کوتاه میگویم آن جمله مشهور گفته شده به مرحوم آیت الله بروجردی علامت خوبی نیست و دادن دست در زمان متوکل را دقیقا نمیدانم اما اگر به همین صورت که شما گفتید اصلا شرعی نیست و باید گفت متاسفانه حضرت امام حسین علیه السلام را نمیشناختند.بگذریم
در باره سئوالتان دو نکته را میگویم .
1- زیارت قبر ائمه به صراحت توسط ایشان توصیه شده و ما نمیتوانیم در برابر نص اجتهاد کنیم
2- مسلما تعظیم قبور ائمه علیهم السلام بدلیل وجود خود ایشان است و نه صرفا شکل قبر که شرف المکان بالمکین
با سلام به کاربر گرامی
بنده از اول، بحث را دنبال کردم و از جوابهای کوتاه و استادانه استفاده کردم.
به نظرم در اینکه تعظیم قبور امامان و معصومین علیهم السلام و بزرگان دین باید بشود اختلاف نظری بین منصفین و اهل علم نیست ولی اینکه چگونه محقق می شود شما جوابی ندادید، ساختن بیمارستان و انجمن خیریه که ربطی به تعظیم قبور مطهره و مشاهد مشرفه ندارد،
آیا در این دنیای بی ارزش اگر شیعیان بخواهند کاری برای مقبره و مزار آن قدّیسین انجام دهند غیر از بکاربردن جواهرات و تزیینات ظاهری دنیوی که نشان دهنده نهایت عشق و دوستی آنهاست می توان کار دیگری نسبت به مزارشان کرد؟
کسی با کمک به فقراء و نیازمندان مشکلی ندارد ولی هر کدام جای خود را دارد چنانچه در ادله داریم اگر اغنیاء زکات مال خود را می دادند فقیری باقی نمی ماند، ولی هیچوقت نفرموده اند سفر حج و زیارات که مخارج زیادی برای حاجیان و زوّار دارد را تعطیل کنید و به فقراء کمک کنید.
درست است که عظمت و بزرگی مشاهد مشرفه با طلاکاری و تزیینات دنیوی حقشان اداء نمی شود ولی چه کنیم که عاشقان و معجزه دیدگان از این بارگاه، وسایل دیگری برای نشان دادن علاقه و محبت خود ندارند واینگونه ابراز علاقه در لسان شرع نفی و نهی نشده است.
نفرمایید در زمان خود حضرات معصومین اینها نبوده که جوابش را قبلاً فرمودند که اگر از طرف خود آنها این قبیل سفارشاتی بود حمل بر دنیادوستی و حب ظواهر می شد ولی چون بدنه شیعه و هر ارادتمندی در معرض اینگونه أعمال برای تعظیم قبور ایشان بودند اگر مرضیّ آنها نبود حتماً با تاکیدات فراوان، شیعه را از پرداختن به این امور باز می داشتند تا میخ آن کوفته نشود.
بعضاً در خود آیات کریمه قرآن و روایات معصومین علیهم السلام برای بیان نعمتهای بهشت و زینت هایی که برای مؤمنین و بهشتیان است از اسامی همین جواهرات و تزیینات دنیوی نام برده شده است: ذهب و فضه و یاقوت و سندس و استبرق و درّ و تاج و ... نمونه ای از آنهاست
آیا این تعبیرها برای تعظیم نعمتهای بهشتی بکار نرفته است؟
__________________
shaker حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از shaker بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 11 February 2018   #54
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 984
روزنوشته ها: 2
نقل قول:
در اصل توسط shaker نوشته شده است نمايش نوشته
ولی اینکه چگونه محقق می شود شما جوابی ندادید، ساختن بیمارستان و انجمن خیریه که ربطی به تعظیم قبور مطهره و مشاهد مشرفه ندارد،
آیا در این دنیای بی ارزش اگر شیعیان بخواهند کاری برای مقبره و مزار آن قدّیسین انجام دهند غیر از بکاربردن جواهرات و تزیینات ظاهری دنیوی که نشان دهنده نهایت عشق و دوستی آنهاست می توان کار دیگری نسبت به مزارشان کرد؟
[/COLOR][/B]
دوست گرامی من قبلا جواب داده بودم .توجه بفرمایید این عبارت بود
"کار عرفی تعظیم قبور ائمه علیهم السلام زیارت مداوم و بازنشر فضایل و مناقب و دستورات ایشان به مردم است .
وقتی زائر زیاد شد تبعا مهمانداری زائر هم به شئون تعظیم میپیوندند و سپس الاهم فالاهم ساختمان مقبره برای راحتی زائران گسترش میابد اما پیوسته مواظبیم که اسراف و تبذیر نشود ."
بیش از این اسراف و تبذیر است .
مجبورم چند نکته را کوتاه روشن کنم
1-حکم حرمت اسراف و تبذیر قرآنی هست و نیز معیاری عرفی دارد .مثلا اگر در وسط اقیانوس هر روز چند بار در آب شیرجه بزنید نه اسراف میشود و نه تبذیر اما اگر در کویر لوت با بیش از یک لیوان آب وضو گرفتید احتمال دارد که به دامنه اسراف وارد شوید .
ائمه معصومین علیهم السلام و ارواحنا فداه در برابر حکم کلی قرآنی اسراف و تبذیر از یک طرف و وجود عوامل محیطی در تعیین آن از طرف دیگر چه باید میگفتند ؟ آیا در زمان ایشان گنبد امامی طلا میشد یا قرآن مطلا درست میشد که میفرمایید چون نهی نکردند پس مرضی بودند ؟!
2- مسلما اگر ثروتمندان زکات میدادند شدت فقر کاهش یا حتی احتمالا ریشه کن میشد اما اینجا مخاطب ما تارک زکات نیست بلکه مخاطب ما کسی است که مسرف و مبذر است اما فکر میکند کاری قربتا الی الله انجام داده است !
در پایان قبلا اشاراتی کردم و دوباره تاکید میکنم مطلا کردن گنبد و قرآن اگر مستقیما (نه برای فروش بعنوان کار هنری ) بعنوان کار خداپسندانه تایید و ترویج شود مشکل فرهنگی اصالت دادن به ذات طلا و نقره ایجاد میکند .به زبان دیگر ایجاد احساس "خوش به حالش که طلا دارد " یعنی یک مشکل فرهنگی !
طلا و نقره به نظرم فقط و فقط بعنوان کار اقتصادی باید بکار گرفته شود و بر همین اساس احتمالا بکار بردن آنها بعنوان ظرف حرام شده است .
حسین آقای عزیزم اگر فرصت کردید به این پست من هم نظری داشته باشید .
التماس دعا از همگی
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 February 2018   #55
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
خواهش میکنم حسین آقای عزیز دارم درس پس میدهم و التماس دعا دارم
طبعا بر اساس نص حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه شریف این مسئولیت بر علمای شیعه هست بعبارتی علمای شیعه بعنوان جانشین معصوم متولی این امور هستند .
اما یک نکته باید مورد توجه قرار گیرد که علمای شیعه جانشین معصوم هستند نه "معصوم " و چون معصوم نیستند مسلما در معرض خطا هستند و از راههای کاهش و کنترل خطا پرسشگری هست یعنی علما باید در برابر فتوا و نظرات خود بتوانند پاسخ قانع کننده ای داشته باشند .
تا جاییکه من میدانم حتی از خود پیامبر و ائمه سئوال میشد و بعضا آن معصومین بنا بر مصالحی تاکید میکنم بعضا سئوال را جواب صریح نمیدادند اما هیچگاه بازهم تاکید میکنم هیچگاه پرسشگری را ممنوع نمیکردند .
خب حالا باید علمایی که نظر میدهند گنبد باید مطلا باشد جواب بدهند براساس چه موازینی (اعم از نقلی و عقلی )حفظ آبروی یا جان یا ناموس شیعه (حتی مسلمان و حتی غیر مسلمان در اجرای حکم مولفه القلوب )یا قدرت نظامی اقتصادی شیعه اهمیت کمتری از گنبد مطلا دارد ؟!
شما به حالت تاییدی فرمودید خانواده فقیر نان شب خود را برای مطلا کردن میدهد واقعا متاسفم .آن خانواده فقیر شیعه اصلا وصیت حضرت علی را میداند و بدنبال عمل به آن هست ! مگر وصیت نیست الله الله فی النظم امرکم !
آیا میدانید نظم چه اهمیتی دارد و تا کسی هدف نداشته باشد نمیتواند نظم داشته باشد و امروزه در مباحث روانشناسی اجتماعی اقتصادی چقدر بر هدف گزاری تاکید شده ؟! آنوقت امام ما 1400 سال پیش به نظم سفارش میکند حالا الگوی نظم در دنیا آلمان و ژاپن شده و ما تعظیم آن امام را نه عمل به وصیت او که مطلا کردن گنبد او میدانیم !!


مگر نگفته الله الله فی الایتام !! الله الله في الفقراء والمساكين فشاركوهم في معاشك!!
خلاصه مطلب اگر دستور و نظرات معصوم علیه السلام بی چون و چرا باید انجام شود هرچند اجازه سئوال وجود دارد
در برابر نظرات غیر معصوم خصوصا در وجوه عمومی باید اقناع بر اساس نقل و عقل وجود داشته باشد !
جناب صبح در همان پست اول گفتند این ایراد به اسراف و تبذیر را میتوان به شهرداری ها هم گرفت .
جناب صبج بله به آنها هم میتوان و باید ایراد گرفت .
اما شهرداری ها بطور معمول خود را منسوب به دین و معصوم نمیکنند برای همین اشتباهات آنها کمتر به اصل دین ضرر میزند .
در پایان دوباره میگویم تعظیم عرفی هست و شرع با آن مخالفتی ندارد مگر اینکه با نصوص شرع مخالف باشد و مطلا کردن از باب اسراف و تبذیر با نص شرع مخالفت دارد و واضح است که شرع دنباله رو عرف نیست بلکه اصلاح گر عرف هست
حسین آقای عزیز بازهم از نظر لطفتان و توجهتان تشکر میکنم .
انشالله همه ما عاقبت به خیر شویم
مطلب کاملا صحیحی است، اما همانطور که باید در قبال سؤال مردم پاسخ قانع کننده داشته باشند، قبل از آن باید در مقابل خداوند متعال و صاحب شرع پاسخ‌گو باشند، چرا؟ چون میخواهند فتوای خود را به عنوان نظر شرع به مردم عرضه کنند، لذا اگر بگویند کاری حرام است، یا مالی به بیت المال ریخته شود، باید مطمئن باشند که این نظر شرع است.

دوست عزیز، آیا گمان میرود عمر بن عبدالعزیز به همین سادگی در قبال حرف خالد قسري ساکت شد؟ همه میدانیم که عمر بن عبدالعزیز یک استثنا در بین خلفای اموی بود، کارهای مهمی کرد، سبّ امیرالمؤمنین ع را برداشت، فدک را برگرداند، ممنوعیت کتابت حدیث را که عمر بن الخطاب ممنوع کرده بود برداشت، اهل فضل و علم بود، زمان کوتاه خلافت او کارهای مهمی شد، و یکی از این کارها همین بود که گفت این مسجد جامع اموی که با طلا اندود شده است اسراف و تبذیر است و باید به بیت المال برگردد و بین فقراء تقسیم شود، اما خالد قسری که از حکام و امرای خودش بود گفت من او را قانع میکنم که دست به مسجد نزند، و سپس گفت: مردم با اموال خودشان که از سایر شهرها آورده‌اند این را ساخته‌اند، و جایز نیست شما مال مردم را به بیت المال برگردانی، و عمر ساکت شد، آیا نمیتوانست از قدرت و ولایت حاکم اسلامی استفاده کند و این اموال را به بیت المال بریزد؟

جواب این است که قبل از او عمر بن الخطاب سوتي داده بود، و شهره آفاق شده بود، و چون عمر بن عبدالعزیز از آن خبر داشت حرفی نزد و ساکت شد! قضیه چه بود؟ همان قضیه معروف که عمر گفت: همه مردم از عمر افقه هستند حتی زنان پشت پرده!

طحاوی از علمای معروف اهل سنت در کتاب مشکل الحدیث نقل میکند:

شرح مشكل الآثار (13/ 57)
أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة بن عبد الملك بن سلمة الأزدي الحجري المصري المعروف بالطحاوي (المتوفى: 321هـ)
5059 - حدثنا يوسف بن يزيد، قال: حدثنا سعيد بن منصور، قال: حدثنا هشيم، قال: أخبرنا مجالد، عن الشعبي، قال: " خطب عمر بن الخطاب رضي الله عنه في الناس، فحمد الله، وأثنى عليه، ثم قال: " لا تغالوا في صدق النساء، فإنه لا يبلغني عن أحد ساق أكثر من شيء ساقه النبي صلى الله عليه وسلم، أو سيق إليه، إلا جعلت فضل ذلك في بيت المال " ثم نزل، فعرضت له امرأة من قريش، فقالت: يا أمير المؤمنين، كتاب الله أحق أن يتبع، أو قولك؟ قال: " بل كتاب الله، بم ذاك؟ "، فقالت: إنك نهيت الناس آنفا أن يغالوا في صدق النساء، والله عز وجل يقول في كتابه: {وآتيتم إحداهن قنطارا، فلا تأخذوا منه شيئا} [النساء: 20] ، فقال عمر: " كل أحد أفقه من عمر "، مرتين أو ثلاثا، ثم رجع إلى المنبر، فقال للناس: إني كنت نهيتكم أن تغالوا في صدق النساء، فليفعل رجل في ماله ما شاء [ص:58] قال أبو جعفر: وكان هذا من عمر بعد قيام الحجة عليه هو الواجب عليه، وكان ما كان منه قبل ذلك من النظر للناس هو الواجب عليه، لما أداه إليه اجتهاده فيه، فلما قامت عليه الحجة من الله عز وجل في خلاف ذلك رجع إليه، وأمر بما قد ذكرناه عنه، فرضوان الله عليه، وهذا مما يدل على صحة ما ذهبنا إليه في اجتهاد الرأي، مما قد تقدم ذكرنا له في كتابنا هذا، ثم قد كان منه رضي الله عنه في نفسه

ترجمه مختصر:
عمر بن الخطاب در خطبه‌اش گفت: زیاده‌روی در مهریه زنان نکنید، (میزان سنت پیامبر و مهریه‌ای است که ایشان برای زنان خود کردند)، اگر به من خبر رسید که کسی بیشتر از مهریه رسول الله ص صداق کرده یا صداق گرفته، زیادی آن را در بیت المال قرار میدهم،زنی گفت حرف تو را باید اطاعت کنیم یا حرف خدا را؟! در قرآن کلمه قنطار آمده که اگر به زنها دادید از آنها پس نگیرید:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبيناً (النساء 20)

ترجمه معزي:
و اگر خواستيد بگزينيد همسرى به جاى همسرى گزينيد و داديد يكى از ايشان را پوست گاوى آكنده از زر يا سيم نگيريد از او چيزى آيا میگيريدش به دروغ بستن و گناهى آشكار (20)


یک معنای قنطار را پوست گاو نر که پر از طلا و نقره شود گفته‌اند، وقتی صحبت اموال مردم است، نمیتوان آن را به بیت المال ریخت، و یا آیه «یکنزون الذهب و الفضه» خواند، و عمر بن الخطاب گفت که همه مردم از عمر افقه هستند، و سپس به منبر رفت و حرفش را پس گرفت، و عمر بن عبدالعزیز چون از این کار خبر داشت، نتوانست استدلال خالد قسری را جواب دهد، و لذا ساکت شد.


به هر حال گمان میکنم که از صمیم قلب، دغدغه شما را درک میکنم، و آن را میستایم، اما همچنین گمان میکنم که این بخشی از مطلب است، و جهات دیگر هست که اگر دو کار بکنید نافع میشود، یکی کار میدانی است، یعنی مثلا ده بیست سال مباشر اطعام ایتام و فقرا بشوید، و دوم یک سری مطالعات تاریخی در همین زمینه مورد علاقه خودتان.

خداوند متعال بر توفیقات شما و ما بیفزاید، و همه را از لغزش حفظ کند.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 11 February 2018   #56
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
مجبورم چند نکته را کوتاه روشن کنم
1-حکم حرمت اسراف و تبذیر قرآنی هست و نیز معیاری عرفی دارد .مثلا اگر در وسط اقیانوس هر روز چند بار در آب شیرجه بزنید نه اسراف میشود و نه تبذیر اما اگر در کویر لوت با بیش از یک لیوان آب وضو گرفتید احتمال دارد که به دامنه اسراف وارد شوید .
ائمه معصومین علیهم السلام و ارواحنا فداه در برابر حکم کلی قرآنی اسراف و تبذیر از یک طرف و وجود عوامل محیطی در تعیین آن از طرف دیگر چه باید میگفتند ؟ آیا در زمان ایشان گنبد امامی طلا میشد یا قرآن مطلا درست میشد که میفرمایید چون نهی نکردند پس مرضی بودند ؟!
مسأله اسراف و تبذیر، دقیق است، و همانطور که عرض کردم نمیشود وقتی کسی یک پوست گاو نر، پر از طلا ونقره مهریه داد، بگوییم این خلاف قرآن است و آیه یکنزون الذهب و الفضه بخوانیم، یک عقد ساده و یک تشکیل خانواده مگر چقدر است که بخواهد این همه طلای جامعه را به خود اختصاص دهد؟

در روایت جالبی در کافی آمده که میپرسد از آرد (یا روغن زیت) برای تدلیک پس از تنویر در حمام استفاده شود، و وقتی حضرت جواب میدهند که مانعی ندارد میگوید: يزعمون أنه إسراف‏، مردم گمان میکنند که این اسراف است، حضرت جواب دادند که هر چه برای بدن نافع است که اسراف نیست، إنما الإسراف فيما أتلف المال و أضر بالبدن، اسراف آنجاست که مال تلف شود و به بدن ضرر برساند.

و اما قرآن مطلا، پس از قدیم بوده و انواعی داشته، و رسم شدن اینکه در تمام مصاحف در دست مسلمین طلا وجود داشته باشد، کار پسندیده‌ای نیست، و لذا وقتی از حضرت سؤال میکند (روایت تهذیب) که شغل من این است که قرآن را طلاکاری میکنم فرمودند که کار شایسته‌ای نیست و اگر به خاطر خدا این کار را رها کنی خدا برایت راهگشا قرار میدهد، اما ممنوع نیست، در روایت کافی آمده: ليس بتحلية المصاحف و السيوف بالذهب و الفضة بأس‏، زینت کردن مصحف و شمشیر به طلا و نقره حرام نیست، و در روایت همین باب کافی، توضیح سیف پیامبر خدا ص هم آمده است، و رساله ذهبیه امام رضا ع که معروف است، وجه تسمیه‌اش این است که مأمون دستور داد تا با طلا نوشته شود.


نقل قول:
2- مسلما اگر ثروتمندان زکات میدادند شدت فقر کاهش یا حتی احتمالا ریشه کن میشد اما اینجا مخاطب ما تارک زکات نیست بلکه مخاطب ما کسی است که مسرف و مبذر است اما فکر میکند کاری قربتا الی الله انجام داده است !
در پایان قبلا اشاراتی کردم و دوباره تاکید میکنم مطلا کردن گنبد و قرآن اگر مستقیما (نه برای فروش بعنوان کار هنری ) بعنوان کار خداپسندانه تایید و ترویج شود مشکل فرهنگی اصالت دادن به ذات طلا و نقره ایجاد میکند .به زبان دیگر ایجاد احساس "خوش به حالش که طلا دارد " یعنی یک مشکل فرهنگی !
همانطور که عرض کردم ما نمیتوانیم از پیش خود چیزی را به شرع نسبت دهیم، مسائل فقهی و حقوقی خیلی دقیق است، قضیه آن شخص که امام صادق ع با او بحث کردند معروف است، اناری را دزدید و سپس صدقه داد، وقتی پرسیدند چرا چنین کردی؟ گفت: ۹ ثواب به دست آوردم! چون طبق آیه قرآن، یک گناه، فقط یک گناه نوشته میشود، اما صدقه ۱۰ ثواب نوشته میشود، یکی از ۱۰ کم میشود، و ۹ ثواب برای من میماند!

اما اصالت دادن به طلا، پس حرف صحیحی است، و هر شیعه که طلا هدیه میکند به حرم، و سپس در دلش میگوید خوش به حال امام که طلا دارد، از فرهنگ شیعه دور است.


نقل قول:
طلا و نقره به نظرم فقط و فقط بعنوان کار اقتصادی باید بکار گرفته شود و بر همین اساس احتمالا بکار بردن آنها بعنوان ظرف حرام شده است .
خیر، بلکه از قدیم طلا به خاطر باقی ماندش ارزش داشته است، طلا را فقط تیزاب سلطانی حل میکرده است، استحکام طلا سبب رواج آن بوده است، و نقره در درجه بعد بوده است، و پس از آن مس و آهن و سایر فلزات، والبته بعض عناصر یا آلیاژهای امروزی، رایج نبوده است، محکم کردن دندان با طلا از دیر باز بین بشر رایج بوده است، و چیزهای دیگر، و پشتوانه ارزی بودن آن هم به همین نکته برمیگردد، ابن کثیر آورده یکی از سلاطین نزدیک بود ورشکست شود طلاهای کعبه را فروخت و خود را نجات داد.
.

آخرين ويرايش hosyn ، Sunday 11 February 2018 در 03:36PM.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 11 February 2018   #57
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,367
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
نظر هر محقق تاریخ بیطرف، محترم است، و با کمال احترام به حرف او گوش میدهیم، اما حرف اول را شواهد و اسناد تاریخی میزند، یعنی صحت و سقم یک تحلیل که توسط یک تاریخ‌دان ابراز شده است با اسناد تاریخی سنجیده میشود.
مثلا یک تحلیل‌گر میگوید چون واضح است که در حکومت سني ممکن نیست در اذان «اشهد ان علیا وليّ الله» بگویند، پس وقتی حکومت شیعي صفویه سر کار آمد و قدرت حکومتی به دست شیعه افتاد، طبیعی است که «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شد، تا اینجا مشکلی نیست، و مطلب کاملا واضح است،...
.
با شاهد آوردن فقره اشهد ان علیا ولی الله در واقع حرف مرا تایید کردید: بدعت نهادینه یا بهتر بگویم نهادینه کردن بدعت. و هکذا ترویج کتاب تحریف آمیز روضة الشهدا که حتی بر کتاب معتبری مانند ارشاد شیخ مفید پیشی گرفت!
به گفته محققان مؤثرترین عامل نشر و رواج کتاب روضة الشهدای واعظ کاشفی موقع‌ شناسی نویسنده‌ آن است؛ زیرا شیعیان و درویشان صفوی در آن زمان نیاز شدیدی به چنین منبعی داشتند؛ زیرا تشیع فقاهتی هنوز در ایران رونق نگرفته و کتب معتبری مانند ارشاد شیخ مفید به فارسی ترجمه نشده بود. پس از رواج این کتاب، حتی ترجمه‌ ارشاد نمی ‌توانست جایگزین روضه الشهداء شود زیرا بیان و نثر ادبی و شعرهای گزیده شده‌ی شیوا و دلپذیری داشت. پذیرش فراگیر و استقبال شایان از چنین آثاری از سوی عامه‌ مردم و حتی از سوی علما سبب شد تا این کتاب به سرعت جای خود را در محافل عزاداری شیعی و سنی باز کند؛ چندان که وعاظ و خطبا در ایران، در منابر و محافل، مصائب امام حسین و خاندانش را از روی این کتاب خوانده‌ اند و اصطلاح روضه و روضه خوانی از این کتاب به عاریت گرفته شده است.
ترویج رسمی و فراگیر مراسم عزاداری در دوره صفوی موجب نهادینه شدن این آیین تا دوره های بعد شده و در دوره قاجار به اوج رسید و تا عصر حاضر نیز این امر ادامه دارد. نگاه اجمالی به تعداد بالای آثاری که در تاریخ عاشورا از دوره‌ صفوی به بعد و خصوصا در عصر قاجار نگاشته شده است، تاییدگر این ادعا است. برخی از این آثار متعدد عبارت است از:
طریق البکاء، طوفان البکاء، عمان البکاء، محیط البکاء، امواج البکاء، ریاض البکاء، مفتاح البکاء، منبع البکاء، مخزن البکاء، معدن البکاء، مناهل البکاء، مجری البکاء، سحاب البکاء، عین البکاء، کنز الباکین، بکاء العین، مبکی العیون، مبکی العینین، المبکیات، بحر الکباء فی مصائب المعصومین، بحر الحزن، بحر الدموع، بحار الدموع، فیض الدموع، عین الدموع، سحاب الدموع، ینبوع الدموع، دمع العین، مدامع العین، مخازن الاحزان، بیت الاحزان، ریاض الاحزان، قبسات الاحزان، بحر غم، داستان غم، غمکده، ماتمکده، بستان ماتم، همّ و غم، نشتر غم، کنز المصائب، مجمع المصائب، وجیزه المصائب، اکلیل المصائب، ابتلاء‌ الاولیاء و بلا و ابتلا در رویداد کربلا و...
طبق روایات شیعی گریه و عزاداری در سوگ سیدالشهدا پاداش فراوان و بی حسابی دارد؛ اما مشکل در این ‌‌جا بود که برخی از مقتل ‌نگاران برای رسیدن به چنین پاداشی، استخدام هر وسیله‌ ای را روا دانستند؛ هر چند به قیمت نادیده گرفتن اخبار معتبر درباره‌ این حادثه باشد. تحریف ها و بدعت ها در حادثه کربلا و مصائب ابی عبدالله از این جا شکل گرفت و منشا انحرافی شد که فریاد بزرگانی همچون محدث نوری، صالحی نجف آبادی، شهید مطهری و... را درآورد.
با مثال فوق گمان می کنم نهادینگی در انحرافات و بدعت ها کاملا معلوم شده باشد. عامل اصلی این نهادینگی هم پشتیبانی های سیاسی و حکومتی است...
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 February 2018   #58
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,842
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
با شاهد آوردن فقره اشهد ان علیا ولی الله در واقع حرف مرا تایید کردید: بدعت نهادینه یا بهتر بگویم نهادینه کردن بدعت. و هکذا ترویج کتاب تحریف آمیز روضة الشهدا که حتی بر کتاب معتبری مانند ارشاد شیخ مفید پیشی گرفت!
به گفته محققان مؤثرترین عامل نشر و رواج کتاب روضة الشهدای واعظ کاشفی موقع‌ شناسی نویسنده‌ آن است؛ زیرا شیعیان و درویشان صفوی در آن زمان نیاز شدیدی به چنین منبعی داشتند؛ زیرا تشیع فقاهتی هنوز در ایران رونق نگرفته و کتب معتبری مانند ارشاد شیخ مفید به فارسی ترجمه نشده بود. پس از رواج این کتاب، حتی ترجمه‌ ارشاد نمی ‌توانست جایگزین روضه الشهداء شود زیرا بیان و نثر ادبی و شعرهای گزیده شده‌ی شیوا و دلپذیری داشت. پذیرش فراگیر و استقبال شایان از چنین آثاری از سوی عامه‌ مردم و حتی از سوی علما سبب شد تا این کتاب به سرعت جای خود را در محافل عزاداری شیعی و سنی باز کند؛ چندان که وعاظ و خطبا در ایران، در منابر و محافل، مصائب امام حسین و خاندانش را از روی این کتاب خوانده‌ اند و اصطلاح روضه و روضه خوانی از این کتاب به عاریت گرفته شده است.
ترویج رسمی و فراگیر مراسم عزاداری در دوره صفوی موجب نهادینه شدن این آیین تا دوره های بعد شده و در دوره قاجار به اوج رسید و تا عصر حاضر نیز این امر ادامه دارد. نگاه اجمالی به تعداد بالای آثاری که در تاریخ عاشورا از دوره‌ صفوی به بعد و خصوصا در عصر قاجار نگاشته شده است، تاییدگر این ادعا است. برخی از این آثار متعدد عبارت است از:
طریق البکاء، طوفان البکاء، عمان البکاء، محیط البکاء، امواج البکاء، ریاض البکاء، مفتاح البکاء، منبع البکاء، مخزن البکاء، معدن البکاء، مناهل البکاء، مجری البکاء، سحاب البکاء، عین البکاء، کنز الباکین، بکاء العین، مبکی العیون، مبکی العینین، المبکیات، بحر الکباء فی مصائب المعصومین، بحر الحزن، بحر الدموع، بحار الدموع، فیض الدموع، عین الدموع، سحاب الدموع، ینبوع الدموع، دمع العین، مدامع العین، مخازن الاحزان، بیت الاحزان، ریاض الاحزان، قبسات الاحزان، بحر غم، داستان غم، غمکده، ماتمکده، بستان ماتم، همّ و غم، نشتر غم، کنز المصائب، مجمع المصائب، وجیزه المصائب، اکلیل المصائب، ابتلاء‌ الاولیاء و بلا و ابتلا در رویداد کربلا و...
طبق روایات شیعی گریه و عزاداری در سوگ سیدالشهدا پاداش فراوان و بی حسابی دارد؛ اما مشکل در این ‌‌جا بود که برخی از مقتل ‌نگاران برای رسیدن به چنین پاداشی، استخدام هر وسیله‌ ای را روا دانستند؛ هر چند به قیمت نادیده گرفتن اخبار معتبر درباره‌ این حادثه باشد. تحریف ها و بدعت ها در حادثه کربلا و مصائب ابی عبدالله از این جا شکل گرفت و منشا انحرافی شد که فریاد بزرگانی همچون محدث نوری، صالحی نجف آبادی، شهید مطهری و... را درآورد.
با مثال فوق گمان می کنم نهادینگی در انحرافات و بدعت ها کاملا معلوم شده باشد. عامل اصلی این نهادینگی هم پشتیبانی های سیاسی و حکومتی است...
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 February 2018   #59
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 16,842
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نظر هر محقق تاریخ بیطرف، محترم است، و با کمال احترام به حرف او گوش میدهیم، اما حرف اول را شواهد و اسناد تاریخی میزند، یعنی صحت و سقم یک تحلیل که توسط یک تاریخ‌دان ابراز شده است با اسناد تاریخی سنجیده میشود.

مثلا یک تحلیل‌گر میگوید چون واضح است که در حکومت سني ممکن نیست در اذان «اشهد ان علیا وليّ الله» بگویند، پس وقتی حکومت شیعي صفویه سر کار آمد و قدرت حکومتی به دست شیعه افتاد، طبیعی است که «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شد، تا اینجا مشکلی نیست، و مطلب کاملا واضح است، اما دیگری میآید و به کلام این تحلیل‌گر استشهاد میکند که ببینید در زمان صفویه «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شد! منظور تحلیل‌گر این بود که «اشهد ان علیا ولی الله» به طور رسمی در مأذنه‌ها در زمان قدرت شیعه وارد اذان رسمی مملکت شد، اما سوء استفاده کننده نتیجه میگیرد که در زمان صفویه «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شیعه شد!

این یک تحلیل بود، و یک مغالطه در نتیجه‌گیری از تحلیل او، اما وقتی یک سند تاریخی که مشهور جهانی است، نه تنها شیعه و سنی بلکه تمام کفار خبر از آن دارند، وقتی ملاحظه میشود، برای هیچ عاقلی شکي نمیماند که از زمان صفویه «اشهد ان علیا ولی الله» وارد اذان شیعه نشد، شیعه‌ها همگی در خانه‌های خود آن را در اذان میگفتند، و طبیعی است که وقتی قدرت حکومتی پیدا کردند در مأذنه‌ها هم به طور رسمی میگویند، این سند تاریخی چیست؟ سند تاریخی رحلة ابن بطوطه است، یعنی سفرنامه یک سني متعصب که از شیعه‌ها به روافض تعبیر میکند، حدود سال ۷۰۰ هجری، قریب ۲۰۰ سال قبل از شاه اسماعیل صفوی، میگوید وقتی به قطیف رسیدم، احصاء و قطیف عربستان سعودی که از قدیم تا کنون مرکز شیعه در آن دیار بوده است، میگوید دیدم در اذان‌شان «اشهد ان علیا ولی الله» میگفتند!:

رحلة ابن بطوطة ط أكاديمية المملكة المغربية (2/ 151)
ثم سافرنا إلى مدينة القطيف «145» ، وضبط اسمها بضم القاف كأنّه تصغير قطف، وهي مدينة كبيرة حسنة ذات نخل كثير يسكنها طوائف العرب، وهم رافضيّة غلاة يظهرون الرفض جهارا لا يتّقون أحدا: ويقول مؤذّنهم في أذانه بعد الشهادتين: أشهد أنّ عليّا ولىّ الله

این سفرنامه در دنیا معروف است، و چند تحقیق و چاپ دارد، و در سایت رسمی اهل سنت (الشاملة) دو نسخه موجود است:

http://shamela.ws/browse.php/book-11769#page-541
http://shamela.ws/browse.php/book-12009#page-234

با این حساب کدام عاقلی شک میکند که شاه اسماعیل از قنداقه این را شنیده بود، نه اینکه وقتی قدرت پیدا کرد این را در اذان شیعه وارد کند، و قبلا گفتم که حسن‌خان روملو در احسن التواریخ آورده، خودش هم اوائل صفویه وفات کرده، میگوید شاه اسماعیل «اشهد ان علیا ولی الله» را که ۵۰۰ سال بود از زمان سلطان طغرل تعطیل شده بود (بعد از آل‌بویه و بساسیری) دوباره احیا کرد.

این است تفاوت آشکار سند تاریخی با تحلیل تاریخی.
.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 الأن بر روي خط است   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 11 February 2018   #60
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
با شاهد آوردن فقره اشهد ان علیا ولی الله در واقع حرف مرا تایید کردید: بدعت نهادینه یا بهتر بگویم نهادینه کردن بدعت. و هکذا ترویج کتاب تحریف آمیز روضة الشهدا که حتی بر کتاب معتبری مانند ارشاد شیخ مفید پیشی گرفت!
به گفته محققان مؤثرترین عامل نشر و رواج کتاب روضة الشهدای واعظ کاشفی موقع‌ شناسی نویسنده‌ آن است؛ زیرا شیعیان و درویشان صفوی در آن زمان نیاز شدیدی به چنین منبعی داشتند؛ زیرا تشیع فقاهتی هنوز در ایران رونق نگرفته و کتب معتبری مانند ارشاد شیخ مفید به فارسی ترجمه نشده بود. پس از رواج این کتاب، حتی ترجمه‌ ارشاد نمی ‌توانست جایگزین روضه الشهداء شود زیرا بیان و نثر ادبی و شعرهای گزیده شده‌ی شیوا و دلپذیری داشت. پذیرش فراگیر و استقبال شایان از چنین آثاری از سوی عامه‌ مردم و حتی از سوی علما سبب شد تا این کتاب به سرعت جای خود را در محافل عزاداری شیعی و سنی باز کند؛ چندان که وعاظ و خطبا در ایران، در منابر و محافل، مصائب امام حسین و خاندانش را از روی این کتاب خوانده‌ اند و اصطلاح روضه و روضه خوانی از این کتاب به عاریت گرفته شده است.
ترویج رسمی و فراگیر مراسم عزاداری در دوره صفوی موجب نهادینه شدن این آیین تا دوره های بعد شده و در دوره قاجار به اوج رسید و تا عصر حاضر نیز این امر ادامه دارد. نگاه اجمالی به تعداد بالای آثاری که در تاریخ عاشورا از دوره‌ صفوی به بعد و خصوصا در عصر قاجار نگاشته شده است، تاییدگر این ادعا است. برخی از این آثار متعدد عبارت است از:
طریق البکاء، طوفان البکاء، عمان البکاء، محیط البکاء، امواج البکاء، ریاض البکاء، مفتاح البکاء، منبع البکاء، مخزن البکاء، معدن البکاء، مناهل البکاء، مجری البکاء، سحاب البکاء، عین البکاء، کنز الباکین، بکاء العین، مبکی العیون، مبکی العینین، المبکیات، بحر الکباء فی مصائب المعصومین، بحر الحزن، بحر الدموع، بحار الدموع، فیض الدموع، عین الدموع، سحاب الدموع، ینبوع الدموع، دمع العین، مدامع العین، مخازن الاحزان، بیت الاحزان، ریاض الاحزان، قبسات الاحزان، بحر غم، داستان غم، غمکده، ماتمکده، بستان ماتم، همّ و غم، نشتر غم، کنز المصائب، مجمع المصائب، وجیزه المصائب، اکلیل المصائب، ابتلاء‌ الاولیاء و بلا و ابتلا در رویداد کربلا و...
طبق روایات شیعی گریه و عزاداری در سوگ سیدالشهدا پاداش فراوان و بی حسابی دارد؛ اما مشکل در این ‌‌جا بود که برخی از مقتل ‌نگاران برای رسیدن به چنین پاداشی، استخدام هر وسیله‌ ای را روا دانستند؛ هر چند به قیمت نادیده گرفتن اخبار معتبر درباره‌ این حادثه باشد. تحریف ها و بدعت ها در حادثه کربلا و مصائب ابی عبدالله از این جا شکل گرفت و منشا انحرافی شد که فریاد بزرگانی همچون محدث نوری، صالحی نجف آبادی، شهید مطهری و... را درآورد.
با مثال فوق گمان می کنم نهادینگی در انحرافات و بدعت ها کاملا معلوم شده باشد. عامل اصلی این نهادینگی هم پشتیبانی های سیاسی و حکومتی است...
دوست گرامی، متن خودتان را یک بار با دقت بخوانید، ببینید یک سند در آن میبینید؟ تاکید میکنم: یک سند تاریخی.

امروزه ادبیات جنگهای نیابتی با صفویه نخ‌نما شده است، یعنی بر خلاف اینکه میگویید بنده حرف شما را تایید کردم، شما با تعبیر (بدعت نهادینه) مقصود استراتژیک خود را پی میگیرید، و توجه ندارید که همین تعبیر، سند بر علیه خود شماست، یعنی تناقض در گفتار شماست، از یک طرف بدعت صفویه است، از طرف دیگر بدعت نهادینه است! البته علی رغم خواست شما، تعبیر «نهادینه کردن بدعت نهادینه»، تناقض نیست، قبلا توضیح دادم، که نهادینه کردن حکومتی و رسمی، با نهادینه بودن فرهنگی و ثقافی بین شیعه، هیچ تناقضی در بر ندارد، بلکه مکمل هم هستند.

دکتر شریعتی پس از اینکه کتاب تشیع علوی و صفوی را نوشت، در واپسین‌روزهای عمرش، عبارتی را در نامه به پدرش نوشت، «درباره امام چهارم شیعه –فرزند حسین و وارث شهادت– گفته بودم: "مردی که از نعمت خوب مردن نیز محروم بود".» و نمیگوید قبلا کجا چنین گفته است؟ اما شاید حاصل آن این بوده که هر چه از مشکلات و خرافات تشیع داریم ریشه‌اش به این برمیگردد که امام چهارم شیعه در عاشورا کشته نشد، اگر امام چهارم نعمت خوب مردن را داشت و در عاشورا کشته شده بود ما امروز با چیزی به نام شیعه مواجه نبودیم، بدعت نهادینه خیلی چیز سختی است.


نقل قول:
به گفته محققان مؤثرترین عامل نشر و رواج کتاب روضة الشهدای واعظ کاشفی موقع‌ شناسی نویسنده‌ آن است؛ زیرا شیعیان و درویشان صفوی در آن زمان نیاز شدیدی به چنین منبعی داشتند؛ زیرا تشیع فقاهتی هنوز در ایران رونق نگرفته و کتب معتبری مانند ارشاد شیخ مفید به فارسی ترجمه نشده بود.
نمیدانم این محققان به قول شما، چگونه چنین چیزی گفتند؟ ملاحسین نویسنده روضة الشهداء اصلا ربطی به صفویان ندارد، در منطقه حکومت تیموریان بوده، و سال ۲۰۸ این کتاب را تالیف کرده که هنوز شاه اسماعیل ۱۶ ساله بوده، شاه اسماعیل در غرب ایران، و او در افغانستان بوده، و عباس امانت هم که خواسته با پنجاه من سریشم روضة الشهداء را به صفویه ربطکی بدهد، هر عاقلی عبارت او را بخواند رد حرفش را از حرف خودش میفهمد:

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1...84%DB%8C%D9%81

نقل قول:
به احتمال قوی در ۹۰۸ ه‍ ق یعنی یک سال پس از فتح تبریز به دست شاه اسماعیل و رسمی اعلام کردن تشیع دوازده‌امامی، کاشفی و مشایخ متمایل به تشیع در هرات از وقایع سرنوشت‌سازی که در غرب ایران رخ می‌داد باخبر بودند. روضة الشهدا به شاهزاده سید عبدالله میرزا تقدیم شده‌است؛ بدین معنی که او از تألیف کتاب حمایت مالی کرد.
ببینید ابتدا میگوید به احتمال قوی با خبر بودند، در آخر میگوید سید عبدالله میرزا از او پشتیبانی مالی میکرده است! و این یعنی تناقض! و لذا در همین صفحه ویکی اضافه کرده: اما به نوشتهٔ رسول جعفریان، شواهدی هست که نشان می‌دهد.....


و اما نظر استاد مطهری پس با نظر استادشان علامه شعرانی در تعارض است، اهل فن، مقام علامه شعرانی را میدانند، ایشان جزاف‌گو نیست، در همین صفحه ویکی پس از نقل نظر استاد مطهری با اعتراف ایشان به باسواد بودن مؤلف روضة، میگوید:

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1...84%D9%85%DB%8C

نقل قول:
اما ابوالحسن شعرانی دید متفاوتی به قضایا دارد. به گفتهٔ او بسیاری از منابع مورد استفادهٔ کاشفی امروزه موجود نیستند و مابقی شاید معتبر فرض نشوند ولی «حاشا که چنین مردی سخن بی‌دلیل آورد». به گفتهٔ او مجلس وعظ محل یاد گرفتن تاریخ نیست، بلکه محل پندآموزی است. رسم وعاظ چنین است که سخنانی بگویند که بیشتر در دل مردم اثر کند و در ذهنشان نشیند و هر نقل یا روایتی را که مفید این معنی باشد، ولو سلسلهٔ راویان آن ضعیف باشد، ممنوع نمی‌شمارند. به عقیدهٔ او چه بسیار وقایع تاریخی که در کتب معتبر آمده ولی عبرت‌آموز نیستند و چه بسا افسانه‌هایی از زبان حیوانات که پندآموزند. او از این لحاظ روضة الشهدا را در بیان مقصود واعظ، که همانا وعظ است و نه درس تاریخ، موفق می‌داد.[۳۰]
آیا شما اجازه میدهید نظر استاد شعرانی را هم بررسی کنیم؟ یا چون بر خلاف نظر محققان تاریخ است ارزش تحقیق ندارد؟!
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:34AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts