بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Thursday 8 February 2018   #31
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
آن چه ما در احترام و به قول شما تعظیم ائمه اطهار می بینیم کاملا عرفی و برخاسته از فرهنگ ایرانی به ویژه از دوران صفویه تا کنون است؛ دوره ای که در آن، موضوع تکریم و تعظیم از محتوا به قالب های صوری و بصری تنزل یافت.

نه در سیره و سنت و نه نصوص دینی، نشانی دال بر مثلا مطلا کردن قبور وجود ندارد. بنا بر این، ارزیابی این عرف بر اساس آموزه های دینی کار ساده ای نیست و به قرائت های متفاوت مذهبی بازمی گردد. لذا برخی مانند اهل سنت آن را بدعت می خوانند و برخی مانند وهابی ها شرکش می شمرند و البته شیعه با نوعی اجتهاد و البته مبتنی بر خمیرمایه ای از غلو، آن را کاملا موجه و بلکه شرعی می داند...
با (کاملا عرفی) بودن آن موافقم، اما با (و برخاسته از فرهنگ ایرانی به ویژه از دوران صفویه) موافق نیستم، یعنی نه اینکه تعصب به خرج دهم، بلکه شواهد روشن دلالت دارد که همه بشر در فرهنگ خود این را داشته و خواهند داشت، به عنوان یک نمونه کوچک میتوانید تاریخ بنای مسجد جامع اموی در شام را مطالعه کنید.

و اما( دوران صفویه)، پس چماق پنبه‌ای است، بنده به سهم خودم حتی یک مورد از آداب مذهبی پیدا نکردم که تنها و تنها از دوره صفویه پیدا شده باشد، تمام موارد قبلا بوده و وقتی صفویه قدرت پیدا کردند حالت حکومتی پیدا کرد، به خاطر دارم ایام نوجوانی من بود که کتاب تشیع علوی و صفوی دکتر شریعتی به بازار آمد، و چون از چپ و راست برای او شواهد غیر قابل انکار از شیعه و سنی آوردند که اینها که تو میگویی از صفویه است، قرنها قبل از صفویه بوده است، در چاپ بعد گفت: منظور من از تشیع صفوی، ابوسفیان است!

دوست گرامی، یک مناظره از عمر بن عبدالعزیز در تاریخ ثبت شده که خیلی راهگشاست، میگویند اول کسی که در اسلام کعبه و مساجد را به طلا زینت کرد ولید بن عبدالملک بود، وأول من ذهب الكعبة في الإسلام وزخرفها وزخرف المساجد الوليد بن عبد الملك--الموسوعة الفقهية الكويتية (23/ 218)، چندین سال پس از او عمر بن عبدالعزیز خلیفه شد، و تصمیم جزمی گرفت که طلاها را به بیت المال برگرداند، مردم ناراحت شدند، خالد بن عبدالله قسري گفت من او را قانع میکنم، و پس از کلماتی که رد و بدل شد، خالد گفت: لأن غالب ما فيه من الرخام إنما حمله المسلمون من أموالهم من سائر الأقاليم، وليس هو لبيت المال. فأطرق عمر--البداية والنهاية ط هجر (12/ 581) ، در یک کلمه گفت اینها را مسلمون با اموال خود از شهرهای دیگر درست کردند و از بیت المال نبوده است تا تو به بیت المال برگردانی! و عمر سر به زیر انداخت و حرفی نزد! در ادامه ابن کثیر نقل میکند که نماینده پادشاه روم به شام آمد و وقتی مسجد اموی را دید مدهوش شد و سپس گفت باور نمیکردم که مسلمین دوام بیاورند و اکنون میبینم که چنین مساجدی بنا کردند! وقتی عمر بن عبدالعزیز این حال او را دید گفت: أوإن هذا لغيظ الكفار؟ دعوه، یعنی این بنا اینچنین کفار را به ناراحتی وامیدارد؟! پس به همینگونه آن را رها کنید.


و در کتاب موسوعه فقه که در کویت چاپ شده و فقه اهل سنت است آمده:

الموسوعة الفقهية الكويتية (23/ 218)
وذهب بعض الفقهاء من الشافعية وهو قول عند الحنفية: إلى استحباب زخرفة المسجد بذهب، أو فضة، أو نقش، أو صبغ، أو كتابة أو غير ذلك لما فيه من تعظيم المسجد وإحياء الشعائر الإسلامية.

ترجمه:
و بعض فقهای شافعی و قولی نزد حنفیه این است که مستحب است که مسجد را به طلا و نقره یا نقش یا رنگ یا نوشتار یا غیر اینها، تزیین کنند، چون در این کار، تعظیم مسجد و زنده نگه داشتن شعائر اسلامی است.


معلوم است که بنده نمیخواهم اینها را تایید کنم، اما میخواهم بگویم شاه اسماعیل صفوی چه قدرتی داشته که در زمان قبل خودش هم تاثیر گذاشته!
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 8 February 2018   #32
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 984
روزنوشته ها: 2
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بلی، همینطور است، این جمله طبیعی و ناخودآگاه شما بود که فرمودید: (پس نگاه داشتن قبر و زیارت قبور بطور کل و تعظیم قبور ائمه علیهم السلام بنابر روایات کار درستی است)، و چون پرسیدم که (..اما کلمه تعظیم، کمی مبهم است، تعظیم یعنی چه؟) محتاج به بررسی آن شدیم، و در این پست هم تعبیر (صدا بلند نکنید) آوردید که باز ترک یک کار است، نه انجام یک کار، یعنی باید ببینیم منظور ارتکازی و ناخودآگاه شما از واژه تعظیم که ابتدا به کار بردید چه بود؟ خود شما میفهمید که منظور لطیف و عرفی از این تعبیر داشتید، اما تطبیق آن محتاج کنکاش بیشتر است.
.
حسین آقای عزیز
باتشکر از ادامه توجهتان به این بحث
پس با هم موافقیم که تعظیم عرفی هست اما حالا لطف نموده و در باره تطبیق تعظیم عرفی و مطلا کردن قرآن و بارگاه ائمه کنکاش بفرمایید .ببینیم آیا میشود این عرف را مخالف شرع ندانست .
در پایان ضمن تشکر از مطلبی که برای مطلا کردن کعبه و مساجد توسط برخی اهل تسنن فرمودید برایم جالب بود که چگونه علما و باصطلاح احبار و رهبان از راهنما کننده به توجیه کننده انحراف تبدیل میشوند .خدا رحمت کند مرحوم شهید مطهری را در یک جا گفته بودند میدانید چرا پیامبرآن با بعثت دچار انواع مشکلات از طرف همان مردمی بودند که قصد راهنمایی آنان را داشتند اما ما علما که خود را دنباله رو پیامبر میدانیم پیوسته از سوی عوام مورد تکریم قرار میگیریم ؟! علتش آنستکه پیامبران با ضعف عوام مبارزه میکردند تا عوام قوی شوند اما ما با ضعف عوام مبارزه نمیکنیم و حتی استفاده میکنیم و مورد تکریم واقع میشویم .
آن کسی که مطلا نمودن کعبه را برای عبدالعزيز توجیه میکرده به نظرم اساسا مفهوم اسلام را نمیفهمیده که در اسلام طلا و نقره ارزش نیست در اسلام تقوی ارزش است .اسلام مبلغ طلا و نقره نیست مبلغ "تنهی عن الفحشاء و المنکر والبغی" و "یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذالقربی" هست .
افتخار مسلمان به طلا و نقره نیست که آنرا به رخ جهانیان بکشد افتخار مسلمان این است که هیچ مسلمانی گرسنه و بی یاور نیست .
روایت است که در معراج دو کس از دو سو پیامبر را ندا دادند که هین ای محمد به سوی ما بیا .یکی در دستش طلا و نقره و جواهر بود و دیگری پیرهنی کم ارزش .حضرت مسیر مستقیم رفتند ندا آمد اگر به سمت طلا و جواهر میرفتی امتت بعد از تو مثل یهودیان بدنبال ثروت اندوزی میرفتند و اگر به سمت آن پیرهن کم ارزش میرفتی امتت به سوی رهبانیت مسیحی میرفتند اما راه مستقیم هم دنیا هست و هم آخرت !!
واقعا طرز فکر ما منطبق بر کدام آیین شده ! ثروت اندوزی یا بفکر دنیا و عقبی بودن !
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 8 February 2018   #33
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,418
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
با (کاملا عرفی) بودن آن موافقم، اما با (و برخاسته از فرهنگ ایرانی به ویژه از دوران صفویه) موافق نیستم، یعنی نه اینکه تعصب به خرج دهم، بلکه شواهد روشن دلالت دارد که همه بشر در فرهنگ خود این را داشته و خواهند داشت، به عنوان یک نمونه کوچک میتوانید تاریخ بنای مسجد جامع اموی در شام را مطالعه کنید.

و اما( دوران صفویه)، پس چماق پنبه‌ای است، بنده به سهم خودم حتی یک مورد از آداب مذهبی پیدا نکردم که تنها و تنها از دوره صفویه پیدا شده باشد، تمام موارد قبلا بوده و وقتی صفویه قدرت پیدا کردند حالت حکومتی پیدا کرد، به خاطر دارم ایام نوجوانی من بود که کتاب تشیع علوی و صفوی دکتر شریعتی به بازار آمد، و چون از چپ و راست برای او شواهد غیر قابل انکار از شیعه و سنی آوردند که اینها که تو میگویی از صفویه است، قرنها قبل از صفویه بوده است، در چاپ بعد گفت: منظور من از تشیع صفوی، ابوسفیان است!

دوست گرامی، یک مناظره از عمر بن عبدالعزیز در تاریخ ثبت شده که خیلی راهگشاست، میگویند اول کسی که در اسلام کعبه و مساجد را به طلا زینت کرد ولید بن عبدالملک بود، وأول من ذهب الكعبة في الإسلام وزخرفها وزخرف المساجد الوليد بن عبد الملك--الموسوعة الفقهية الكويتية (23/ 218)، چندین سال پس از او عمر بن عبدالعزیز خلیفه شد، و تصمیم جزمی گرفت که طلاها را به بیت المال برگرداند، مردم ناراحت شدند، خالد بن عبدالله قسري گفت من او را قانع میکنم، و پس از کلماتی که رد و بدل شد، خالد گفت: لأن غالب ما فيه من الرخام إنما حمله المسلمون من أموالهم من سائر الأقاليم، وليس هو لبيت المال. فأطرق عمر--البداية والنهاية ط هجر (12/ 581) ، در یک کلمه گفت اینها را مسلمون با اموال خود از شهرهای دیگر درست کردند و از بیت المال نبوده است تا تو به بیت المال برگردانی! و عمر سر به زیر انداخت و حرفی نزد! در ادامه ابن کثیر نقل میکند که نماینده پادشاه روم به شام آمد و وقتی مسجد اموی را دید مدهوش شد و سپس گفت باور نمیکردم که مسلمین دوام بیاورند و اکنون میبینم که چنین مساجدی بنا کردند! وقتی عمر بن عبدالعزیز این حال او را دید گفت: أوإن هذا لغيظ الكفار؟ دعوه، یعنی این بنا اینچنین کفار را به ناراحتی وامیدارد؟! پس به همینگونه آن را رها کنید.


و در کتاب موسوعه فقه که در کویت چاپ شده و فقه اهل سنت است آمده:

الموسوعة الفقهية الكويتية (23/ 218)
وذهب بعض الفقهاء من الشافعية وهو قول عند الحنفية: إلى استحباب زخرفة المسجد بذهب، أو فضة، أو نقش، أو صبغ، أو كتابة أو غير ذلك لما فيه من تعظيم المسجد وإحياء الشعائر الإسلامية.

ترجمه:
و بعض فقهای شافعی و قولی نزد حنفیه این است که مستحب است که مسجد را به طلا و نقره یا نقش یا رنگ یا نوشتار یا غیر اینها، تزیین کنند، چون در این کار، تعظیم مسجد و زنده نگه داشتن شعائر اسلامی است.

معلوم است که بنده نمیخواهم اینها را تایید کنم، اما میخواهم بگویم شاه اسماعیل صفوی چه قدرتی داشته که در زمان قبل خودش هم تاثیر گذاشته!
.
بنده مسایل عرفی را منحصر به دوره صفویه نکردم و اگر دقت کرده باشید عرض کردم آن چه وجود دارد به ویژه به دوران صفویه بازمی گردد.
از طرفی میراث صفویه در حوزه شیعه و مناسک و مراسمات و نمادهای خاص آن است. برای مثال ظهور علم و کتل و قمه زنی و روضه های عریض و طویل جعلی و...... را آیا می توان به پیش از صفویه و امویان نسبت داد؟ به همین دلیل مراقد ائمه و امامزاده ها مورد عنایت هنری و معماری و... آنان قرار کرفت و این امری کاملا طبیعی بود، زیرا هویت سیاسی صفویه در شیعه تعریف شده بود.
اما این که چنین اقدامات عرفی (که در هر جامعه و حکومتی ممکن است بروز کند) تا چه حد شرعی هم هست جای اختلاف است.

آخرين ويرايش ناقد ، Thursday 8 February 2018 در 02:21PM.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 8 February 2018   #34
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
پس با هم موافقیم که تعظیم عرفی هست اما حالا لطف نموده و در باره تطبیق تعظیم عرفی و مطلا کردن قرآن و بارگاه ائمه کنکاش بفرمایید .ببینیم آیا میشود این عرف را مخالف شرع ندانست .
بسیار پیشنهاد خوبی است، و از اینجا شروع میکنیم که آیا اصل این است که هر چیزی مخالف شرع است تا ثابت که شود که ممنوع نیست، یا اصل بر این است که مخالف شرع نیست تا ثابت شود که ممنوع است؟


نقل قول:
در پایان ضمن تشکر از مطلبی که برای مطلا کردن کعبه و مساجد توسط برخی اهل تسنن فرمودید برایم جالب بود که چگونه علما و باصطلاح احبار و رهبان از راهنما کننده به توجیه کننده انحراف تبدیل میشوند .
خالد بن عبدالله القسری که آن حرف را برای عمر بن عبدالعزیز زد، اصلا عالم نبود، بلکه از امرای اموی بود و مدت زمانی امیر مکه و امیر کوفه بود.


نقل قول:
آن کسی که مطلا نمودن کعبه را برای عبدالعزيز توجیه میکرده به نظرم اساسا مفهوم اسلام را نمیفهمیده که در اسلام طلا و نقره ارزش نیست در اسلام تقوی ارزش است .اسلام مبلغ طلا و نقره نیست مبلغ "تنهی عن الفحشاء و المنکر والبغی" و "یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذالقربی" هست .
دقت نفرمودید، او نگفت که طلا و نقره ارزش است، بلکه گفت چون مردم از شهرهای مختلف از اموال خودشان طلا آوردند و از بیت المال نبوده پس مشروع نیست که تو اموال اهدائی مردم را به بیت المال ببری.


نقل قول:
افتخار مسلمان به طلا و نقره نیست که آنرا به رخ جهانیان بکشد افتخار مسلمان این است که هیچ مسلمانی گرسنه و بی یاور نیست .
آیه شریفه میفرماید: الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم، آیا یعنی طلا و نقره را انفاق کنید تا گرسنگان از طلا بخورند و سیر شوند؟ آیا گرسنه و بی‌یاور میتواند شکمش را با طلا سیر کند؟ آیا انفاق این است که طلا بدهیم و طعام و پوشاک وارد کنیم؟ اینقدر کفار خوشحال میشوند که طلاهایمان را بدهیم و از آنها کالا بگیریم و دل گرسنگان را سیر و تن لخت آنها را بپوشانیم، اگر اینکار خوب نیست پس بیایید ۳۰۰ کیلو طلا از یک حرم برداریم و به آن جی‌پی‌اس ببندیم و بین فقراء تقسیم کنیم تا ببینیم کجا سر در میآورد، ما اگر فرق کالای مصرفی و استعمالی را با کالای ارزی (غیر فیات) ندانیم نمیتوانیم لب مقصود آیه شریفه را بفهمیم، امروزه مفهوم اقتصادی ثروت، چندان مبهم نیست، هر چند رشد تولید در شؤنات مختلف اقتصادی، یکی از زمینه‌های مهم ثروت است، اما ممکن نیست که پشتوانه ارزی بودن سایر کالاهای ارزی را برداشت، برادر گرامی، اینها که میگویم واقعایک «فکر کنید» اقتصادی است.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 8 February 2018   #35
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
بنده مسایل عرفی را منحصر به دوره صفویه نکردم و اگر دقت کرده باشید عرض کردم آن چه وجود دارد به ویژه به دوران صفویه بازمی گردد.
اما منحصر در فرهنگ ایرانی کردید، و لذا به مسجد اموی استشهاد کردم که مؤسس آن ایرانی‌ها نبودند.


نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
از طرفی میراث صفویه در حوزه شیعه و مناسک و مراسمات و نمادهای خاص آن است. برای مثال ظهور علم و کتل و قمه زنی و روضه های عریض و طویل جعلی و...... را آیا می توان به پیش از صفویه و امویان نسبت داد؟ به همین دلیل مراقد ائمه و امامزاده ها مورد عنایت هنری و معماری و... آنان قرار کرفت و این امری کاملا طبیعی بود، زیرا هویت سیاسی صفویه در شیعه تعریف شده بود.
اما این که چنین اقدامات عرفی (که در هر جامعه و حکومتی ممکن است بروز کند) تا چه حد شرعی هم هست جای اختلاف است.
میتوان گفت همه اینها قبل از صفویه در بین شیعه بوده است، ابن کثیر که وفاتش بیش از صد سال قبل از شاه اسماعیل صفوی است در تاریخش از سال ۳۵۴ هجری از بغداد میگوید:

البداية والنهاية ط إحياء التراث (11/ 288)
ثم دخلت سنة أربع وخمسين وثلثمائة في عاشر المحرم منها عملت الشيعة مآتمهم وبدعتهم على ما تقدم قبل، وغلقت الأسواق وعلقت المسوح، وخرجت النساء سافرات ناشرات شعورهن، ينحن ويلطمن وجوههن في الأسواق والأزقة على الحسين


ببینید برای اینکه به شیعه طعنه بزند فقط زنها را میگوید که ناله کنان به شدت بر گونه‌های خود میزدند، و جالب اینکه عین همین رسمی که الان زنهای عراق دارند را ترسیم میکند! اگر قرار بود که شیعه منتظر فتوای من و شما باشند آیا چه چیز برایشان باقی مانده بود؟ ۵۰۰ سال قبل از تولد شاه اسماعیل در بغداد علقت المسوح یعنی چه؟ حال بگوییم علم و کتل مال صفویه است، و یا مثلا مسجد گوهرشاد و سایر معماری‌ها آیا در زمان ایلخانان و تیموریان بود یا فقط زمان صفویان؟ و...

میگویند اشهد ان علیا ولی الله زمان صفویه در اذان وارد شد، اما احسن التواریخ که اوائل صفویه نوشته شده میگوید: چیزی که ۵۰۰ سال بود بعد از سلطان طغرل تعطیل شده بود دوباره در مأذنه‌ها گفته شد، و جالب اینکه در بین همین ۵۰۰ سال که او میگوید تعطیل شده بود یعنی به طور رسمی در مأذنه گفته نمیشد، در همین فاصله ابن بطوطه در سفرنامه‌اش میگوید به أحصاء (یعنی أحصاء و قطیف عربستان فعلی) رفتم و روافض در اذان خود اشهد ان علیا ولی الله میگفتند، بگذریم از شواهد خیلی قدیمی که میگوید این در اذان شیعه بوده.

خیلی واضح است که مراسمی که بین خود شیعه رایج است وقتی قدرت حکومتی پیدا کنند به طور رسمی بدون تقیه اجرا میکنند، هیچ مدرکی که بگوید مؤسس قمه زنی چه کسی بوده در دست نیست، زنهای عراقی که سال ۳۵۰ بیش از ۱۰۰۰ سال پیش، با آن حال عجیب، صورت زنی میکردند اگر امروز شوهرانشان در همان منطقه قمه میزنند آیا صفویه رفتند به آنها قمه زنی یاد دادند؟ آیا یک محقق بیطرف تاریخ که کافر است این سابقه تاریخی بغداد را به صفویه، که قرنها بعد آمدند، پیوند میزند؟ جالب‌تر اینکه عوام منطقه کرخ بغداد، غرب دجله، که از ابتدا شیعه بودند، امثال من از ایرانیها را خیلی به عنوان شیعه باور ندارند!
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 8 February 2018   #36
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,418
ج: «راحت بخواب عثمان!»

شاید شما با استناد به روایات نه چندان معتبر تاریخی ثابت کنید که علم کشی هم قبل از صفویه رایج بوده است!
اما هدف شما از این بحث های حاشیه ای چیست؟ آیا شما در بهره برداری سیاسی و حکومتی صفویان از تشیع تردید دارید؟
به هر حال صفویه اموری را بدعت نهاد و اموری را هم که از دیرباز در تشیع وجود داشته رسمی و نهادینه و کرده و بلکه توسط علمای شیعه به آن مشروعیت بخشید.
گزاره فوق که بعید می دانم طبع سختگیر شما در آن تردید داشته باشد، جوهر بحث اولیه من بود. اگر نسبت به اصل بحث (و نه حواشی) ملاحظه ای دارید بفرمایید....

آخرين ويرايش ناقد ، Thursday 8 February 2018 در 09:27PM.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Thursday 8 February 2018   #37
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 984
روزنوشته ها: 2
ج: «راحت بخواب عثمان!»

[quote]
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بسیار پیشنهاد خوبی است، و از اینجا شروع میکنیم که آیا اصل این است که هر چیزی مخالف شرع است تا ثابت که شود که ممنوع نیست، یا اصل بر این است که مخالف شرع نیست تا ثابت شود که ممنوع است؟
حسین آقای گرامی و عزیزم متشکرم که پیشنهادم را پذیرفتید .
بله اصل براین است که مخالف شرع نیست تا ثابت شود که ممنوع است


نقل قول:
خالد بن عبدالله القسری که آن حرف را برای عمر بن عبدالعزیز زد، اصلا عالم نبود، بلکه از امرای اموی بود و مدت زمانی امیر مکه و امیر کوفه بود.
خیلی ممنون از معرفی خالد بن عبدالله اما فرمودید برخی فقهای شافعی و حنفی نیز بکار بردن طلا در مساجد را تعظیم شعائر میدانستند .
نقل قول:
دقت نفرمودید، او نگفت که طلا و نقره ارزش است، بلکه گفت چون مردم از شهرهای مختلف از اموال خودشان طلا آوردند و از بیت المال نبوده پس مشروع نیست که تو اموال اهدائی مردم را به بیت المال ببری.
حالا که عالم نبوده اما خود این که میشده به بیت المال برگرداند یا نه را اشکال دارم .نمیخواهم وارد حاشیه شوم اما فکر میکنم میشود بعنوان مال مجهول المالک به بیت المال برد البته جدا کردن طلا از درب و دیوار مساجد و کعبه را تحت عناوین دیگر انجام داد مانند تبذیر و غیره

نقل قول:
آیه شریفه میفرماید: الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم، آیا یعنی طلا و نقره را انفاق کنید تا گرسنگان از طلا بخورند و سیر شوند؟ آیا گرسنه و بی‌یاور میتواند شکمش را با طلا سیر کند؟ آیا انفاق این است که طلا بدهیم و طعام و پوشاک وارد کنیم؟ اینقدر کفار خوشحال میشوند که طلاهایمان را بدهیم و از آنها کالا بگیریم و دل گرسنگان را سیر و تن لخت آنها را بپوشانیم، اگر اینکار خوب نیست پس بیایید ۳۰۰ کیلو طلا از یک حرم برداریم و به آن جی‌پی‌اس ببندیم و بین فقراء تقسیم کنیم تا ببینیم کجا سر در میآورد، ما اگر فرق کالای مصرفی و استعمالی را با کالای ارزی (غیر فیات) ندانیم نمیتوانیم لب مقصود آیه شریفه را بفهمیم، امروزه مفهوم اقتصادی ثروت، چندان مبهم نیست، هر چند رشد تولید در شؤنات مختلف اقتصادی، یکی از زمینه‌های مهم ثروت است، اما ممکن نیست که پشتوانه ارزی بودن سایر کالاهای ارزی را برداشت، برادر گرامی، اینها که میگویم واقعایک «فکر کنید» اقتصادی است.
.
حسین آقای عزیز جسارتا این قسمت به مطالب معمول شما شبیه نیست !!
مگر من گفتم طلا را بخورند یا به کفار داده و خوراکی بگیرند ؟! یا پشتوانه ارزی بودن طلا و نقره را انکار کردم ؟!اگر گفتم یا حتی مطلبی که بشود چنین برداشت کرد را نوشتم لطفا نشان دهید تا حتما تصحیح کنم .
من میگویم طلایی که میتواند کارآفرین و فقر زدا باشد را به درب و دیوار نبندید و قرآن را با آن آبکاری نکنید !
با اینحال اگر حتی یک آیه یا روایت صحیح از معصومین علیهم السلام نشان دهید که این کار نه مستحب بلکه مباح بداند من قبول میکنم .
حسین آقای گرامی تمام مشکل من علاوه بر مسئله اقتصادی که اسراف و تبذیر هست مشکل فرهنگی نیز هست که متاسفانه احبار و رهبان یا بر آن صحه میگذارند یا حداقل سکوت میکنند .
خوب توجه کنید . شما به دو شهر رفتید و میخواهند طبق عرف خودشان فرد معظمی (تعظیم شده ) را به شما نشان دهند آنوقت در یکی با افتخار کسی را نشان میدهند که سر تا پا طلا گرفته شده و در شهر دیگر فردی را نشان میدهند که چند کتابخانه بنامش بنا نهاده شده و گفته میشود او کسی بود که
میگفت "اطلب العلم ولو بالسین "یا چند غذا خوری که به رایگان به فقرا عذا میدهد و میگویند اوکسی بود که خیلی به گرسنه نماندن مردم و توصیه میکرد !
شما در باره مردم این دو شهر چه فکر میکیند ؟! به نظر شما اگر این تابلو به هرکدام از معصومین علیهم السلام نشان داده شود کدام را تایید میکنند ؟!
حسین آقای عزیز اگر طلا و جواهر تعظیم بود در قرآن گفته نمیشد
"وَ لَوْ لاَ أَنْ‌ يَکُونَ‌ النَّاسُ‌ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ‌ يَکْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ‌ لِبُيُوتِهِمْ‌ سُقُفاً مِنْ‌ فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ‌ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ‌"
تمام درد این است که تازه باید ثابت کنیم بزرگ بودن یعنی طلا داشتن نیست .
یادم نیست کدامیک از مومنین به حضور فکر کنم مروان رسید و گفت مروان حالت چطور است .
مروان ناراحت شد که چرا مرا به کنیه صدا نکردی ! آن مومن گفت چون خدا در قرآن دوستانش را به نام صدا میزند مثل ابراهیم موسی عیسی و محمدعلیهم السلام و الصلات اما دشمنانش را به کنیه میگوید مانند ابی لهب !
حالا طلا و نقره ای که خدا به کافران در دنیا برای ساخت منزل میدهد ما برای تعظیم اولیاء خدا میدهیم و میگوییم تعظیم کردیم !

آخرين ويرايش مجیدماجد ، Thursday 8 February 2018 در 09:10PM.
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 9 February 2018   #38
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
شاید شما با استناد به روایات نه چندان معتبر تاریخی ثابت کنید که علم کشی هم قبل از صفویه رایج بوده است!
اما هدف شما از این بحث های حاشیه ای چیست؟
دوست گرامی، بحث را مرور کنید، ببینید بنده بحث حاشیه‌ای نکردم، ابتدا دوستمان فرمودند که بحث کنیم، و شما بحث صفویه را مطرح فرمودید.


نقل قول:
آیا شما در بهره برداری سیاسی و حکومتی صفویان از تشیع تردید دارید؟
آیا اگر صفویه از تشیع بهره‌برداری سیاسی و حکومتی کرده‌اند پس باید در برابر کسی که از بهره‌برداری آنها بهره‌برداری الحاد میکند سکوت کنیم؟ بنده نظر خاصی با صفویه ندارم، نه مدافع آنها هستم، و نه اگر بدعتی آنها درآورده باشند پشیزی برایم ارزش دارد، تنها به دنبال منابع معتبر تاریخی صدر اول اسلام هستم، و قرار نیست کسی که بخواهد از گرایش سیاسی صفویه سوء استفاده کند، تا تحت عنوان کوبیدن آنها، اعتقادات و منابع اصیل را مورد حمله قرار دهد، برایش کف بزنم.


نقل قول:
به هر حال صفویه اموری را بدعت نهاد و اموری را هم که از دیرباز در تشیع وجود داشته رسمی و نهادینه و کرده و بلکه توسط علمای شیعه به آن مشروعیت بخشید.
گزاره فوق که بعید می دانم طبع سختگیر شما در آن تردید داشته باشد، جوهر بحث اولیه من بود. اگر نسبت به اصل بحث (و نه حواشی) ملاحظه ای دارید بفرمایید....
چگونه به قول شما طبع سخت‌گیر من در گزاره فوق که از اساس مبهم است قضاوتی کند؟ شما دو بار کلمه (اموری) به کار بردید که نمیدانم چه اموری؟ و نمیخواهم فقط اسم ببرید، که تضییع وقت است، بلکه لطف فرموده و صفحه و عبارت مستند خود را بفرمایید.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 February 2018   #39
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط مجیدماجد نوشته شده است نمايش نوشته
حسین آقای گرامی و عزیزم متشکرم که پیشنهادم را پذیرفتید .
بله اصل براین است که مخالف شرع نیست تا ثابت شود که ممنوع است
پس اگر اصل این است، باید ببینیم که چه دلیل شرعی داریم که از این کار منع کرده باشد؟ البته پس از اینکه خاطر جمع شویم که این در نظر عرف تعظیم حساب میشود.


نقل قول:
خیلی ممنون از معرفی خالد بن عبدالله اما فرمودید برخی فقهای شافعی و حنفی نیز بکار بردن طلا در مساجد را تعظیم شعائر میدانستند .
دوباره عبارت را مرور کنید، دو مطلب بود از دو منبع متفاوت با زمانهای مختلف، این فقهاء را از موسوعه فقه کویت نقل کردم، و این فقهاء ربطی به عمر بن عبد العزیز ندارند و قرنها پس از او بودند.


نقل قول:
حالا که عالم نبوده اما خود این که میشده به بیت المال برگرداند یا نه را اشکال دارم .نمیخواهم وارد حاشیه شوم اما فکر میکنم میشود بعنوان مال مجهول المالک به بیت المال برد البته جدا کردن طلا از درب و دیوار مساجد و کعبه را تحت عناوین دیگر انجام داد مانند تبذیر و غیره
بلی، این اختلاف قدیمی بین فقها است، و کسانی که حرام میدانند همین استدلال شما را میگویند، و بنده هم نخواستم حرف هیچکدام اینها را تایید کنم که توضیحش دادم.


نقل قول:
حسین آقای عزیز جسارتا این قسمت به مطالب معمول شما شبیه نیست !!
چرا شبیه نیست؟! چرت و پرت همه‌اش شبیه هم هستند، اگر ناهماهنگی با مقصود خودتان احساس میکنید معذرت میخواهم.



نقل قول:
اگر گفتم یا حتی مطلبی که بشود چنین برداشت کرد را نوشتم لطفا نشان دهید تا حتما تصحیح کنم .
من میگویم طلایی که میتواند کارآفرین و فقر زدا باشد را به درب و دیوار نبندید و قرآن را با آن آبکاری نکنید !
دوست گرامی، گویا نیاز نیست که جایی دیگر نشان دهم، همین عبارت دوم شما کافی است، یعنی دل ندادید چه عرض کردم، گفتم: (هر چند رشد تولید در شؤنات مختلف اقتصادی، یکی از زمینه‌های مهم ثروت است، اما ممکن نیست که پشتوانه ارزی بودن سایر کالاهای ارزی را برداشت) کارآفرینی و فقرزدایی مگر غیر از رشد تولید است؟ اگر مقصود، کارآفرینی غیر تولیدی، و فقرزدایی مصرفی، باشد که به طور وحشتناکی برمیگردد، و اگر مقصود کارآفرینی تولیدی و فقرزدایی مبتنی بر تولید ثروت باشد، پس باید مکانیسم سیر از طلا به سوی این هدف را بررسی دقیق کنیم، و گرنه شعار دادنی بیش نیست، طلا باید در چرخه اقتصاد بیفتد، ولی محو که نمیشود، مبادله میشود، لذا عرض کردم جی‌پی‌اس در اینجا نیاز است، اگر به مقصود همدیگر دل ندهیم تفاهم صورت نمیگیرد.



نقل قول:
با اینحال اگر حتی یک آیه یا روایت صحیح از معصومین علیهم السلام نشان دهید که این کار نه مستحب بلکه مباح بداند من قبول میکنم .
دوست گرامی، این خلاف آن اصلی است که خود شما فرمودید، یعنی من نباید آیه یا حدیثی بیاورم که بگوید مباح است، بلکه شما باید آیه یا حدیثی بیاورید که بگوید حرام است، یعنی خودتان فرمودید که شرع بعض جاها با عرف مخالفت کرده، لذا هم باید بفهمیم این کار نزد عرف، تعظیم هست یا خیر؟ و آیا شرع با این عرف، مخالفت کرده است یا خیر؟


نقل قول:
حسین آقای گرامی تمام مشکل من علاوه بر مسئله اقتصادی که اسراف و تبذیر هست مشکل فرهنگی نیز هست که متاسفانه احبار و رهبان یا بر آن صحه میگذارند یا حداقل سکوت میکنند .
با این دو مشکل جزمی که شما میگویید بنده چه کار میتوانم بکنم؟ من خود را بین دو نظر میبینم، یکی نظر شما که به جزم میگویید این حرام است و دو مشکل مهم اقتصادی و فرهنگی دارد، و نظر دیگر که میگوید مباح بلکه مستحب است، و عاشقانه به دنبال آن میرود، و چه بسا کسانی از نان شب خود بگذرند برای اینکه این کار انجام شود، آیا شما میگویید بنده چون دوست شما هستم نظر شما را بدون دلیل بپذیرم؟


نقل قول:
خوب توجه کنید . شما به دو شهر رفتید و میخواهند طبق عرف خودشان فرد معظمی (تعظیم شده ) را به شما نشان دهند آنوقت در یکی با افتخار کسی را نشان میدهند که سر تا پا طلا گرفته شده و در شهر دیگر فردی را نشان میدهند که چند کتابخانه بنامش بنا نهاده شده و گفته میشود او کسی بود که
میگفت "اطلب العلم ولو بالسین "یا چند غذا خوری که به رایگان به فقرا عذا میدهد و میگویند اوکسی بود که خیلی به گرسنه نماندن مردم و توصیه میکرد !
شما در باره مردم این دو شهر چه فکر میکیند ؟! به نظر شما اگر این تابلو به هرکدام از معصومین علیهم السلام نشان داده شود کدام را تایید میکنند ؟!
بحث بر سر رفتار خود شخص نبود، بلکه بر سر تجلیل و تعظیم خودجوش مردم برای شخصی بود که سراسرش عمرش از طلا فرار کرده است، مثلا هر استادی خودش بگوید برای من بزرگداشت بگیرید، یا لاوی کند که برایش بزرگداشت بگیرند، یا بستگانش بگویند برای او بزرگداشت بگیرید، یا بگوید روی قبر من، سنگ قیمتی بگذارید، یا مجسمه من از طلا بگیرید، و... همه این موارد محکوم است، و جز نقص و عار چیزی نیست، و رنگ دنیا و خودپرستی دارد، اما اگر پس از قرنها مردمی از قاره دیگر بیایند و مجسمه طلای ابن سینا را روی قبر او بگذارند که طبیب بزرگی بوده است، هیچکس از عرف عام، این دو مثل شما به یادش نمیآید، چرا؟ چون دو مثل شما ربطی به آن ندارد.



نقل قول:
حسین آقای عزیز اگر طلا و جواهر تعظیم بود در قرآن گفته نمیشد
"وَ لَوْ لاَ أَنْ‌ يَکُونَ‌ النَّاسُ‌ أُمَّةً وَاحِدَةً لَجَعَلْنَا لِمَنْ‌ يَکْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ‌ لِبُيُوتِهِمْ‌ سُقُفاً مِنْ‌ فِضَّةٍ وَ مَعَارِجَ‌ عَلَيْهَا يَظْهَرُونَ‌"
این آیه شریفه ربطی به بحث ما ندارد، پوچی زخارف دنیا را میرساند که در چشم کسی که غرق در دنیاست، جلوه میکند، و سقف طلا ونقره را ارزش میبیند، اما اینها نزد خدا ارزش نیست، دوست گرامی، آیا میفرمایید چون بنده دوست شما هستم وقتی در استدلال مغالطه میکنید تسلیم حرف شما باشم؟ آیا شیعه چیزی را که خود ائمة ع از آن فراری بودند برای آنها ارزش حساب میکنند؟.


نقل قول:
تمام درد این است که تازه باید ثابت کنیم بزرگ بودن یعنی طلا داشتن نیست .
خیلی تعجب میکنم که چرا چیزهایی میگویید که اصلا ربطی به بحث ما ندارد، یعنی شیعه میگویند که بزرگی امام معصوم ع به این است که طلا داشته باشند؟ آیا آقای فرشچیان که عمری دنیا دیده است و در زمان پیری ساعتها وقت میگذارد، به خیالش ارزش امام معصوم ع را با طلاکاری زیاد میکند؟ سابق خدمت شما عرض کردم که نمیتوانم به خودم دروغ بگویم، بنده قسم میخورم اینکه شما گفتید آیة الله جوادی به زیارت ضریح در قم رفتند، گفتم قسم میخورم طبق عقیده رفتند، و برای خوشامد مردم نبوده است، خودشان وقتی میگویند خانواده ما همگی طلاهای خود را به ستاد بازسازی عتبات دادند نمیخواهند احبار و رهبانی باشند که در برابر خلاف شرع، سکوت کنند یا ترویج خلاف شرع کنند، بلکه عقیده دارند که این کار مورد رضای خداوند متعال است، و شما میتوانید بگویید اشتباه میکنند، اما اگر بگویید عمدا مصداق احبار و رهبان آیه هستند، من به سهم خودم نمیتوانم کلاه سر خود بگذارم و با شما همراهی کنم، میدانم کار ایشان از روی عقیده و تشخیص است.

آیة الله بهجت که سبک ایشان معلوم است، اما چه سعیی کردند که گنبد حرم حضرت معصومه س را طلا کنند، و اولین وجه آن را خودشان دادند، و در مراسم رونمایی آن بشخصه حاضر شدند، و اعلامیه ایشان خوانده شد، و تصریح کردند که اینها تعظیم شعائر است، شما میگویید دو مشکل مهم دارد، خوب مثل بنده نمیدانم شما راست میگویید یا این عالم؟ آیا عجیب نیست که تشخیص خودتان را حق مطلق بگیرید و همه را محکوم کنید؟ مگر نمیگویید که تعظیم عرفی است؟ آیا بنده میتوانم چون دوست شما هستم بگویم فقط نظر شما درست است؟:

https://www.mashreghnews.ir/news/385...5-%D9%82%D9%85


http://v0.bahjat.ir/index.php/2011-0...-22-47-00.html



نقل قول:
یادم نیست کدامیک از مومنین به حضور فکر کنم مروان رسید و گفت مروان حالت چطور است .
مروان ناراحت شد که چرا مرا به کنیه صدا نکردی ! آن مومن گفت چون خدا در قرآن دوستانش را به نام صدا میزند مثل ابراهیم موسی عیسی و محمدعلیهم السلام و الصلات اما دشمنانش را به کنیه میگوید مانند ابی لهب !
حالا طلا و نقره ای که خدا به کافران در دنیا برای ساخت منزل میدهد ما برای تعظیم اولیاء خدا میدهیم و میگوییم تعظیم کردیم !
خانه دنیوی که بدن مادی در آن زندگی میکند و به طلا پز میدهد چه ربطی به طلایی دارد که همان فقیری، که شما میگویید، با اشک چشم میاورد و به حرم هدیه میدهد؟ یک خانواده فقیر دور هم جمع میشوند و پول نان شب خود را برای تعمیر حرم میدهند و گرسنه میخوابند، و لذتی میبرند که لذت شام خوردن با آن قابل مقایسه نیست، کدام امام معصوم ع آمدند و به مردم در طول تاریخ گفتند که به ما طلا بدهید؟ توضیح دادم که هر کس خودش بگوید از من تجلیل کنید محکوم است، هر کس تا این نفس در سینه‌اش رفت و آمد میکند بگوید و بخواهد که با طلا و طلاکاری محشور باشد و از طلا لذت ببرد و آن را ارزش بداند ارزش او از این فلز کمتر است.

برگردیم به اصل مطلب، طبق آنچه خود شما قبلا فرمودید، ما دنبال یک کار (نه ترک کار) هستیم که عرف بگوید این کار بزرگداشت قبور معصومین ع است، شما یک مصداق عرفی بگویید تا بحث کنیم.
.
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 February 2018   #40
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,200
ج: «راحت بخواب عثمان!»

آيت اللّه مسعودي خميني، تولیت حرم حضرت معصومه، در سال 1389 در گفتگو با ویژه‌نامه افق حوزه، از ماجرای کرامت آیت‌الله بهجت در بازسازی گنبد حرم حضرت، پرده برداشت.
گروه فرهنگی مشرق - آيت اللّه مسعودي خميني، تولیت حرم حضرت معصومه، در سال 1389 در گفتگو با ویژه‌نامه اولين سالگرد ارتحال آيت الله بهجت(قدس سره) در نشریه افق حوزه، از ماجرای کرامت آیت‌الله بهجت در بازسازی گنبد حرم حضرت، پرده برداشت.



آیت‌الله مسعودی خمینی، تولیت حرم حضرت معصومه


متن این خاطره به این شرح است: من حدود پانزده سال است كه از طرف آقاي خامنه‌اي، توليت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه عليها را دارم. پنج شش سال قبل، يك روزي نگاهم افتاد به گنبد، گفتم بروم بالاي پشت بام گنبد، ببينم چه خبر است! رفتم بالا، متوجه شدم كه اين پوسته روي گنبد كه طلايي است، از پوسته زيري، يك مقدار فاصله گرفته و ممكن است خراب بشود، خيلي نگران شدم، آمدم معاون اداري مالي را خواستم و گفتم كه اين گنبد را شما به يك نفر بگو برآورد كند و ببيند كه اگر تمام اين را برداريم و از نو طلا كنيم و درست كنيم، چقدر خرجش است؟ چقدر زمان مي برد؟ و چقدر طلا مي خواهد؟ ايشان با يكي از استادهاي فن مهندسي رفتند بررسي و ارزيابي كردند؛ گزارش دادند كه240 كيلو طلا و 25 تن مس مي خواهد، حدود 400، 500 ميليون تومان هم دستمزد دارد و چهار سال هم كار نياز دارد تا اين را برداريم و از نو به تمام معنا با فن امروزي طلا كنيم. من به ايشان گفتم: ما كه پولش را نداريم، چهار ميليارد تومان پول مي خواهد، چهارصد، پانصد ميليون تومان هم دستمزد مي خواهد، چهار سال هم كه وقت مي خواهد، كه من، نه عمرش را دارم نه پول را؟ پس رهايش مي كنيم! ولش كنيد!! هرچي خدا خواست.

بيست و چهار ساعت يا شايد يكي دو روز گذشت، رفتم خدمت آيت اللّه العظمي بهجت، به محض اين كه وارد شدم، آقاي بهجت به من فرمودند: "چرا اين گنبد را درست نمي كنيد؟! اين گنبد دارد خراب مي شود!" من با خودم گفتم مگر ايشان رفته بالاي گنبد و ديده كه دارد خراب مي شود؟! نرفته است كه، كسي هم كه ديروز تابحال به ايشان خبر نداده كه گنبد دارد خراب مي شود. در همين حين ايشان فرمودند: "بله! اين گنبد را شما درست كنيد. اين گنبد دارد خراب مي شود و خدا پولش را هم مي رساند." بعد فرمودند: "خدا عمرش را هم مي دهد!" بدون اين كه ما يك كلمه صحبت بكنيم، گفتم چشم آقا انشاءاللّه، اما در فكر خودم اين بود، من كه پول ندارم، چهار ميليارد پول مي خواهد، 240 كيلو طلا مي خواهد، نمي دانم چقدر پول مزد مي خواهد و اينها، گفتم چشم آقا! چشم! ايشان يك وقت صدا كردند: "علي آقا! پنج ميليون تومان بدهيد به ايشان براي طلاكاري گنبد،" من در دل خودم گفتم: ما چهار ميليارد تومان پول مي خواهيم، آقا پنج ميليون تومان مي دهد! چه تناسبي دارد؟! آقا فرمودند: "علي آقا! پنج ميليون تومان ديگر هم به ايشان بدهيد، ده ميليون تومان براي خرج گنبد" خوب ما آمديم و ايشان هم ده ميليون تومان به حساب آستانه ريختند براي نوسازي گنبد.



آیت‌الله محمدتقی بهجت در حرم حضرت معصومه


من به حرم آمدم و با خود فكر مي كردم كه آخر ما كه پولي نداريم و با ده ميليون تومان نمي توانيم كار كنيم. دو سه روزي گذشت؛ علي آقاي بهجت زنگ زد و گفت: آقا مي فرمايند بياييد اينجا. من رفتم پيش ايشان، فرمودند: "چرا شروع نمي كنيد گنبد را؟! خراب است درستش كنيد ديگر!" عرض كردم: "آقا! آخر با ده ميليون تومان؟!" ايشان فرمودند: "خدا پولش را مي رساند، كار درست مي شود." گفتم: "چشم آقا!" من متوجه شدم كه قطعاً يك راهي هست و اين انجام خواهد شد.

ما در حدود دو سه سال قبل از آن، قطعه زميني در تهران شراكتي خريده بوديم كه بسازيم و بفروشيم تا اگر منافعي داشت بياوريم در حرم صرف كنيم. اين ساختمان نيمه تمام مانده بود و ما پول نداشتيم كه خرجش كنيم، كسي هم آن را نمي خريد. من نشسته بودم كه يك آقايي از تهران زنگ زد گفت: "آقا من شنيدم كه شما يك ساختمان نيمه تمام داريد. من آماده ام براي خريدش كه بگيرم تمامش كنم." ما هم كه از خدا مي خواستيم اين كار بشود، گفتم خيلي خوب. آمد، صحبت كرديم و ايشان بالاخره اين جا را خريدند و هشتصد ميليون تومان سهم شراكت ما شد كه به آستانه بدهد، و بنا شد كه امور محضري و قانوني اش انجام شود و پول را به حساب آستانه بريزند. به آقاي رئيس جمهور وقت كه آقاي خاتمي بود، زنگ زدم و گفتم: كه ما مي خواهيم طلاي گنبد را عوض كنيم؛ شما دستور بدهيد به بانك مركزي، 240 كيلو طلا به ما بدهند و از ما سود نگيرند و با همان قيمتي كه خريدند به ما بدهند. ايشان گفتند شما بايد برويد پيش آقاي نوربخش رئيس كل بانك مركزي، من رفتم پيش ايشان گفتم: ما 240 كيلو طلاي بيست و چهار عيار براي ساخت گنبد مي خواهيم، آقاي خاتمي هم گفتند بياييم پيش شما. ايشان گفت: من با آقاي خاتمي صحبت كنم اگر ايشان دستور بدهد، من انجام مي دهم. بعد از دو سه روز زنگ زدند كه براي شما 240 كيلو طلا كنار گذاشتيم و هشتصد ميليون تومان پولش مي شود! دقت كنيد، جريان ها را، من واقعاً يك مقداري تكان خوردم كه جريان چي هست؟! و از كجا اين ها درست مي شود؟ به آن آقا زنگ زدم كه پول ما چي شد؟ گفت پول شما آماده است. گفتم بريز به حساب بانك مركزي! اصلاً ما پول نگرفتيم و آن ها هشتصد ميليون تومان را ريختند به حساب بانك مركزي بابت 240 كيلو طلا.





خوب اين طلا، حالا پول كارگري را از كجا بياوريم؟! يك آقايي به من زنگ زد گفت كه هرچه مزد اين جا باشد من مي دهم، گفتيم حدود 500 ميليون تومان مي شود. گفت هرچي مي خواهد باشد، و 500 ميليون تومان ريخت به حساب آستانه. فكر كرديم كه خوب ديگر حالا كار درست است، 100 ميليون تومان از اين را برداشتيم برديم تجهيزات خريديم. گفتند: يك استاد طلاكاري در مشهد هست كه گنبد حضرت امام علي بن موسي الرضا عليه السلام را طلاكاري كرده و در اين جهت استاد است. ما به ايشان زنگ زديم كه ما مي خواهيم اين كار را كنيم، شما بيا اين جا استادكاري كن، گفت من در پيشگاه حضرت علي بن موسي الرضا كار مي كنم و نمي توانم اين جا را رها كنم، من اين جا رسمي هستم. دو سه روز گذشت كه خود ايشان به نام آقاي پاكدل كه الان هم اين جا هست، زنگ زد گفت: من بازنشسته شدم! من نمي دانم آقاي بهجت مثل اين كه همه اين ها را مي ديده؛ (اين ها را كه من مي گويم، در ظرف بيست روز الي يك ماه درست شده) خوب ايشان آمد و چهار سال وقت پيش بيني شده براي انجام اين كار، شد دو سال و دو سه ماه، و اين گنبد را كه مي بينيد از نو، مس جديد و طلاي جديد با آبكاري جديد، 240 كيلو طلا روي اين گنبد طلاكاري شده، دو سال و نيم هم بيشتر طول نكشيد.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 February 2018   #41
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,200
ج: «راحت بخواب عثمان!»

زیر مجموعه: فرمایشات آیت‌الله بهجت قدس‌سره دسته: اهل‌بیت علیهم‌السلام بازدید: 4881
پیام حضرت آیه الله العظمی بهجت قدس سره درباره ی تعظیم شعائر به مناسبت پرده برداری از گنبد حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاه علی سیدالأنبیاء محمد و آله الطاهرین و اللعن الدائم علی اعدائهم أجمعین .

و بعد ؛ قال الله – عزّ من قائل – و من یعظّم شعائر الله فإنها من تقوی القلوب – (حج آیه ی 32 )
تمام تقواها مرتبط به قلب است و جسد به منزله ی خادم است و اختصاص شعائر به این است که تقوا را در قلوب دیگران تثبیت می نماید و علاماتی هستند که به واسطه ی آنها به ذی العلامه پی می برند .

فرموده اند : علامات المؤمن خمس : صلاه الإحدی و الخمیس ، و زیاره الأربعین و التختّم بالیمین و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم (المزار ص 53 – بحارالانوار ج 98 ص 339 - وسائل الشيعه ج 10 ص 373 )
و همه ی انها معلوم دیگران می شوند و به { وسیله ی } آنها به یاد خدای اجل و طاعت او می رسند .
شعائر منصوبه و مورد نظر امر مانند « إنّ الصّفا و المروه من شعائر الله »( البقره آیه 160 ) و « لا الشهر الحرام و لا الهدی و لا القائد »( المائده آیه ی 2)
و همچنین منصوص از منع – مثل تزیین مساجد با ذهب – مورد بحث نیستند و اگر منصوص نباشد ، امر یا نهی محل تمسک به عموم « و من یعظّم شعائر الله » می باشد .
پس هر عبادتی که سبب شود از برای دخول دیگران در یاد خدا و در اطاعت خدا ، مقرب است از دو جهت ؛ یکی از آن جهت که خود ، مأمورٌبه است و دیگری از آن جهت که تهییج دیگران به سوی اطاعت است و ذوالشرافتین است .
نماز شب عبادت است اگر چه کسی نفهمد ، از یک جهت ؛ و نماز روز عبادت است اگر چه کسی نشنود ، از دو جهت ، لذا در علل { الشرایع } مذکور است حکمت جهر به نماز شب و اخفات در نماز روز ؛ و ادخال سرور در قلب مؤمن به مباح ، عبادت است از یک جهت ، و به عبادت از دو جهت ؛ طوافِ بیت { الله } عبادت است از دو جهت ؛ زیرا خودش مأمورٌبه است و سبب می شود برای دخول دیگران به آنو امثالِ آن .
کسانی که خیال می کنند اینگونه امور شرک است ، در اشتباهند از جهت تمرّد از مولای عالَم و از جهت جهل به قابلیت گِل برای چیزهایی که آتش قابلِ آنها نیست . اگر قبل از إنباءِ اسماء ، قبح مخالفتِ فاحش نبود ، { پس } بعد از آن و بعد از امتحان ، { که} قبح مخالف افحش شد ؛ چرا توبه نکرد ؟!
اگر در زمانی یا از اشخاصی تعمییر مسجدی یا تعمییر مشهدی یا تذهیب قبّه ی ولی خدا ، مقدور نبود و نشد ، دلیل عدم عبادیت و بدعت آن نیست .
اگر دول کفر تشخیص دادند که شرط وصول به مقاصد خبیثه جمع بین دین – یعنی دین مجعول باطل – و قدرت با سیف ، محرّم است ، لازمه ی آن همان است که دیده شد. و از این جهت است که اقبال مردم به حج بیت الله و زیارت مشاهد مقدسه ی اوصیاء و اولیاء و انبیاء – صلوات الله علیهم اجمعین – و توسل به آنها موجب کرامات متواتره ی قطعیه شده و می شود ؛ چون وساطت در فیوضات ثابت است و این واقعیت ، معلوم اهل تقوا است .
کسانی که می گویند کتاب ، کافی است مثل کسانی که می گویند عترت ، کافی است ، هر دو گمراه هستند ؛ بلکه اولی کتابی نیست و دومی عترتی نیست ؛ {زیرا} متلازمین مثل شیءِ واحد می باشد .
آیا کتاب ، کافی است ؟! {در حالی که } در کتاب است : الیوم اکملت لکم دینکم و در کتاب است : إنما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون و : کونوا مع الصادقین ؛ و إلی ماشاء الله از آیات وارده در ارجاع به عترت .
و همجنین عترت از کتاب جدا نیست « قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : سألت الله أن لایفرق بینهما – یعنی الثقلین – حتّی یردا علیَّ الحوض ، فاستجاب لی » و این دلیل وجود غائب – عجل الله تعالی فرجه – است و گرنه تفرقه ی بین کتاب و عترت حاصل می شد و نیز فرموده اند « ما خالف کتاب الله لم نقله »
نهج البلاغه – که فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق است – مهجور جاهل هاست ، برای حق گویی در خطبه ی شقشقیه و امثال آن !
لاجعلنا الله من اهل الکذب و الإفتراء ! و وفّقنا الله بملازمه الثقلین الموروثین فی الدنیا و الآخره و فی أمور الدنیا و الآخره ، أعنی الکتاب و العتره الطّاهره و جزی الله من سعی فی تعمیر المساجد و المشاهد المشرفه سیما قبّه فاطمه المعصومه الطاهره بنت موسی بن جعفر – سلام الله علیهم – خیرا یلیق بفضله ، إنّه جواد کریم بحق محمد و اله الطاهرین – صلوات الله علیهم أجمعین - .

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
17 / ربیع الاول / 1426
العبد محمد تقی بهجت
یا فاطمه اشفی لی فی الجنه فان لک عندالله شان من الشان
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از عبدالعلی69 بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Friday 9 February 2018   #42
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 17,200
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
شاید شما با استناد به روایات نه چندان معتبر تاریخی ثابت کنید که علم کشی هم قبل از صفویه رایج بوده است!
اما هدف شما از این بحث های حاشیه ای چیست؟ آیا شما در بهره برداری سیاسی و حکومتی صفویان از تشیع تردید دارید؟
به هر حال صفویه اموری را بدعت نهاد و اموری را هم که از دیرباز در تشیع وجود داشته رسمی و نهادینه و کرده و بلکه توسط علمای شیعه به آن مشروعیت بخشید.
گزاره فوق که بعید می دانم طبع سختگیر شما در آن تردید داشته باشد، جوهر بحث اولیه من بود. اگر نسبت به اصل بحث (و نه حواشی) ملاحظه ای دارید بفرمایید....

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 9 February 2018   #43
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,418
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
چگونه به قول شما طبع سخت‌گیر من در گزاره فوق که از اساس مبهم است قضاوتی کند؟ شما دو بار کلمه (اموری) به کار بردید که نمیدانم چه اموری؟ و نمیخواهم فقط اسم ببرید، که تضییع وقت است، بلکه لطف فرموده و صفحه و عبارت مستند خود را بفرمایید.
.
ضمیر مرجع خودش را پیدا می کند. بحث از آیین و مناسک و نمادهای تشیع بود که صفویه چون مذهب رسمی خود را تشیع برگزید به طور طبیعی به این امور پرداخت. گمان نمی کنم این موضوع بدیهی نیاز زیادی به بحث و ایضاح و ادله عقلی و نقلی داشته باشد.
اصلا چرا راه دور برویم؟ این که مثلا بگوییم ج اا چون مذهب رسمی اش تشیع است به نمادها و آیین های شیعی (محرم و صفر، عزاداری ها، مداحی ها، منابر، حسینیه ها، بارگاه انمه ، امامزاده ها و...) اهتمام دارد امر عجیب و غیرقابل باوری است؟ حتی اگر بگوییم ج اا برای ضریح و گنبد و بارگاه ائمه چه در ایران و چه در عراق هزینه های هنگفت طلاکاری(دولتی و مردمی) می کند و یا برخی علما و وعاظ و مداحان در منابر و روضه ها و عزاداری ها دچار غلو و بیان غیرواقع می شوند امر مستبعدی است؟

با این حال برای شما که سختگیر هستید چند نمونه از اقوال محققان را در باره دوران صفویه ذکر می کنم:

جان کالمارد در کتاب آیین و قدرت شیعه در صفویه گفته:
با رسمی شدن مذهب تشیع در ایران، لزوم گسترش دستگاه دینی نیز احساس می‏شد. در اصل، شاهان ایرانی از نخستین عاملان گسترش مناسک شیعی در ایران به‌شمار می‌آیند. این امر در سیاست مذهبی شدن مذهب شیعه نهفته است. توجه به بارگاه امام رضا و امامزادگان، و شریک کردن روحانیت در قدرت، مواردی بود که می‏توانست مشروعیت پادشاهان را تضمین کند. در این میان، اهتمام به برگزاری مراسم عزاداری امام حسین برجستگی خاصی داشت؛ به گونه‌ای که در هنگام جنگ نیز تعطیل نمی‏شد. در دوره شاه‌عباس اول، مراسم محرم از سطح محله‏ای، به یک مراسم عظیم کشوری تبدیل شد. دست‌کم از زمان تغییر پایتخت به اصفهان (در دوره شاه‌عباس) مراسم محرم در زندگی اجتماعی و سیاسی ایرانیان نمود بیشتری یافت. (ص 142)

کنت دوگوبینو در سفرنامه سه سال در ایران نوشته:
پادشاهان صفوی برای گسترش قدرت خود تلاش‌های مذهبی فراوانی را آغاز کردند که تثبیت‌سازی عقیدتی در ابتدا، و گسترش مناسک و شعایر در گام بعدی، از جمله مهم‌ترین این تلاش‌ها بود. پس از اعلام تشیع به‌عنوان مذهب رسمی توسط شاه اسماعیل، با تلاش حکومت، یک‌سان‌سازی عقیدتی در سرتاسر امپراتوری صفوی صورت پذیرفت. در ابتدا جامعه با کمبود آثار مدون اصول و عقاید و دستورات شرعی و قضایی شیعه در سطح جامعه روبه‌رو بود و در کنار آن، شارحانی نیز که بتوانند این گونه آثار را جمع‏ آوری، تألیف و ترویج دهند، به اندازة کافی در جامعه حضور نداشتند. برای رفع این نقیصه، حکومت صفوی که اینک سعی داشت مذهب شیعه را عاملی برای تثبیت قدرت خود و کسب مشروعیت قرار دهد، عالمان و فقهای شیعه را به ایران دعوت کرد. در این دوره، عالمان شیعه از مناطقی چون جبل عامل لبنان، جبل علی و کوفه، به ایران مهاجرت کردند. مهاجرت عالمان شیعه و تلاش برای گسترش تشیع، نفوذ اجتماعی علما و روحانیت را در سطح جامعه به‌دنبال داشت. تصور پادشاهان صفوی از علمای شیعی، دوگانه‌ای از رقابت و همراهی بود. از یک سو برای گسترش مناسک و شعایر شیعی، و به پیرو آن، استحکام پایه‌های حکومت، به آنان نیاز داشتند؛ و از سوی دیگر، نگران قدرت‌یابی آنان بودند. (ص294)

پیتر چلکلووسکی در کتاب تعزیه، هنر بومی پیشرو ایران نوشته:
دولت صفویه که مذهب تشیع را در ایران رسمی ساخت، حوادث عاشورا را محور تبلیغات خویش قرار داد و علی و فرزندانش را مظهر تمامی تلاش‌های خود معرفی کرد و شور و هیجان شیعیان را با برپایی مجالس ویژه اهل‌بیت حفظ نمود؛ به گونه‌ای که شاه‌اسماعیل صفوی روز عاشورا مجلس عزایی منعقد می‌کند و یکی از وعاظ، کتاب روضة الشهدای کاشفی را بر منبر می‌خواند. (ص 167)
(دقت دارید که روضة الشهدا بیش از آن که واقعیت باشد ساخته ذهنیات و قصه پردازی های مرحوم واعظ کاشفی است که یک سنی مذهب و پیرو طریقت نقشبندیه بوده اما به سیدالشهدا ارادت داشته است)

ژان شاردن، سیاح فرانسوی، در یکی از مجلدات سفرنامه مفصل خود در باره علم و کتل و... نوشته:
در جلوی هر دسته، بیست علم، بیرق، هلالی پنجه‌های فلزی مزین به نقوش رمزی کنده‌کاری شده از محمد و علی و... قرارگرفته بر دسته‌های نیزه‌مانند در حال حرکت بود. این وسایل نماد مقدسی بود که از جنگ‌های صدر اسلام حکایت می‌کرد. (ص342)

دکتر علی شریعتی که از منتقدان حکومت صفویه است، در کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی می‌نویسد:
صفویه شاهکار عجیبی که کرد این بود که شیعه خون و شهادت و قیام، یعنی تشیع عاشورا را نگاه داشت و حسین را محور همه تبلیغاتش کرد و علی را مظهر همه نهضتش معرفی کرد و کاری کرد که شدیدترین حالت تحریک و شور و حرکتش را شیعه حفظ کند و هر سال یک ماه و دو ماه محرم و صفر و حتی تمام سال را از عاشورا دم زند. (ص 159)

و بالاخره دکتر زرین کوب از جمله کسانی است که با نگاه محققانه به مسایل تاریخی پرداخته است. وی در کتاب روزگاران دیگر از صفویه تا عصر حاضر چنین گفته:
در حقیقت، نه خود صفویان و نه هواداران قزلباش آنها، آشنایی چندانی با اصول و مبانی فقهی مذهب شیعه نداشتند و تشیعی که آنها بر آن پای می‌فشردند، بیشتر متأثر از اندیشه‌های غالیانه‌ای بود که اعتقاد به تجسم و حلول، محبت غلوآمیز در حق ائمه و دشمنی شدید با اهل تسنن، از ویژگی‌های بارز آن به شمار می‌رفت و با تشیع فقاهتی مورد تأئید علمای شیعه ارتباط چندانی نداشت....(ص 84)
از نگاه زرین کوب شاهان صفوی به دلیل فقر علمی نسبت به تشیع دست به دامان علمای شیعه شدند و چون تشیع آیین و مذهب رسمی آنان شد ،علما به تعمیم و تقویت این مذهب با تکیه بر آیین ها و نمادهای تشیع پرداختند....

آخرين ويرايش ناقد ، Friday 9 February 2018 در 08:02PM.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 9 February 2018   #44
مجیدماجد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2008
پاسخ‌ها: 984
روزنوشته ها: 2
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته

برگردیم به اصل مطلب، طبق آنچه خود شما قبلا فرمودید، ما دنبال یک کار (نه ترک کار) هستیم که عرف بگوید این کار بزرگداشت قبور معصومین ع است، شما یک مصداق عرفی بگویید تا بحث کنیم.
.
حسین آقای عزیز باتشکر از ادامه توجهتان
چون فرمودید سر اصل مطلب برویم و همین هم درست هست ادامه نمیدهم فقط یک مورد را گذرا میگویم و آن اینکه اگر خانواده فقیری شب را گرسنه میخوابد و مقدار اندک خود را صرف تعمیر (طلا کاری بماند) قبور معصومین مینماید دلیلی بر تبرئه تفکر مطلا کردن نیست بلکه شاهدی بر مسئولیت بیشتر مبلغین هست .خداوند عاقبت همه مارا ختم به خیر کند.
اما اصل مطلب :
کار عرفی تعظیم قبور ائمه علیهم السلام زیارت مداوم و بازنشر فضایل و مناقب و دستورات ایشان به مردم است .
وقتی زائر زیاد شد تبعا مهمانداری زائر هم به شئون تعظیم میپیوندند و سپس الاهم فالاهم ساختمان مقبره برای راحتی زائران گسترش میابد اما پیوسته مواظبیم که اسراف و تبذیر نشود .

آخرين ويرايش مجیدماجد ، Friday 9 February 2018 در 07:42PM.
مجیدماجد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Friday 9 February 2018   #45
hosyn
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
پاسخ‌ها: 1,585
ج: «راحت بخواب عثمان!»

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
ضمیر مرجع خودش را پیدا می کند. بحث از آیین و مناسک و نمادهای تشیع بود که صفویه چون مذهب رسمی خود را تشیع برگزید به طور طبیعی به این امور پرداخت. گمان نمی کنم این موضوع بدیهی نیاز زیادی به بحث و ایضاح و ادله عقلی و نقلی داشته باشد.
اصلا چرا راه دور برویم؟ این که مثلا بگوییم ج اا چون مذهب رسمی اش تشیع است به نمادها و آیین های شیعی (محرم و صفر، عزاداری ها، مداحی ها، منابر، حسینیه ها، بارگاه انمه ، امامزاده ها و...) اهتمام دارد امر عجیب و غیرقابل باوری است؟ حتی اگر بگوییم ج اا برای ضریح و گنبد و بارگاه ائمه چه در ایران و چه در عراق هزینه های هنگفت طلاکاری(دولتی و مردمی) می کند و یا برخی علما و وعاظ و مداحان در منابر و روضه ها و عزاداری ها دچار غلو و بیان غیرواقع می شوند امر مستبعدی است؟

با این حال برای شما که سختگیر هستی چند نمونه از اقوال محققان را در باره دوران صفویه ذکر می کنم:

جان کالمارد در کتاب آیین و قدرت شیعه در صفویه گفته:
با رسمی شدن مذهب تشیع در ایران، لزوم گسترش دستگاه دینی نیز احساس می‏شد. در اصل، شاهان ایرانی از نخستین عاملان گسترش مناسک شیعی در ایران به‌شمار می‌آیند. این امر در سیاست مذهبی شدن مذهب شیعه نهفته است. توجه به بارگاه امام رضا و امامزادگان، و شریک کردن روحانیت در قدرت، مواردی بود که می‏توانست مشروعیت پادشاهان را تضمین کند. در این میان، اهتمام به برگزاری مراسم عزاداری امام حسین برجستگی خاصی داشت؛ به گونه‌ای که در هنگام جنگ نیز تعطیل نمی‏شد. در دوره شاه‌عباس اول، مراسم محرم از سطح محله‏ای، به یک مراسم عظیم کشوری تبدیل شد. کلمارد با پرداختن به این مسئله معتقد است که دست‌کم از زمان تغییر پایتخت به اصفهان (در دوره شاه‌عباس) مراسم محرم در زندگی اجتماعی و سیاسی ایرانیان نمود بیشتری یافت. (ص 142)

کنت دوگوبینو در سفرنامه سه سال در ایران نوشته:
پادشاهان صفوی برای گسترش قدرت خود تلاش‌های مذهبی فراوانی را آغاز کردند که تثبیت‌سازی عقیدتی در ابتدا، و گسترش مناسک و شعایر در گام بعدی، از جمله مهم‌ترین این تلاش‌ها بود. پس از اعلام تشیع به‌عنوان مذهب رسمی توسط شاه اسماعیل، با تلاش حکومت، یک‌سان‌سازی عقیدتی در سرتاسر امپراتوری صفوی صورت پذیرفت. در ابتدا جامعه با کمبود آثار مدون اصول و عقاید و دستورات شرعی و قضایی شیعه در سطح جامعه روبه‌رو بود و در کنار آن، شارحانی نیز که بتوانند این گونه آثار را جمع‏ آوری، تألیف و ترویج دهند، به اندازة کافی در جامعه حضور نداشتند. برای رفع این نقیصه، حکومت صفوی که اینک سعی داشت مذهب شیعه را عاملی برای تثبیت قدرت خود و کسب مشروعیت قرار دهد، عالمان و فقهای شیعه را به ایران دعوت کرد. در این دوره، عالمان شیعه از مناطقی چون جبل عامل لبنان، جبل علی و کوفه، به ایران مهاجرت کردند. مهاجرت عالمان شیعه و تلاش برای گسترش تشیع، نفوذ اجتماعی علما و روحانیت را در سطح جامعه به‌دنبال داشت. تصور پادشاهان صفوی از علمای شیعی، دوگانه‌ای از رقابت و همراهی بود. از یک سو برای گسترش مناسک و شعایر شیعی، و به پیرو آن، استحکام پایه‌های حکومت، به آنان نیاز داشتند؛ و از سوی دیگر، نگران قدرت‌یابی آنان بودند. (ص294)

پیتر چلکلووسکی در کتاب تعزیه، هنر بومی پیشرو ایران نوشته:
دولت صفویه که مذهب تشیع را در ایران رسمی ساخت، حوادث عاشورا را محور تبلیغات خویش قرار داد و علی و فرزندانش را مظهر تمامی تلاش‌های خود معرفی کرد و شور و هیجان شیعیان را با برپایی مجالس ویژه اهل‌بیت حفظ نمود؛ به گونه‌ای که شاه‌اسماعیل صفوی روز عاشورا مجلس عزایی منعقد می‌کند و یکی از وعاظ، کتاب روضة الشهدای کاشفی را بر منبر می‌خواند. (ص 167)
(دقت دارید که روضة الشهدا بیش از آن که واقعیت باشد ساخته ذهنیات و قصه پردازی های مرحوم واعظ کاشفی است که یک سنی مذهب و پیرو طریقت نقشبندیه بوده است)

ژان شاردن، سیاح فرانسوی، در یکی از مجلدات سفرنامة مفصل خود در باره علم و کتل و... نوشته:
در جلوی هر دسته، بیست علم، بیرق، هلالی پنجه‌های فلزی مزین به نقوش رمزی کنده‌کاری شده از محمد و علی و... قرارگرفته بر دسته‌های نیزه‌مانند در حال حرکت بود. این وسایل نماد مقدسی بود که از جنگ‌های صدر اسلام حکایت می‌کرد. (ص342)

دکتر علی شریعتی که از منتقدان حکومت صفویه است، در کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی می‌نویسد:
صفویه شاهکار عجیبی که کرد این بود که شیعة خون و شهادت و قیام، یعنی تشیع عاشورا را نگاه داشت و حسین را محور همه تبلیغاتش کرد و علی را مظهر همه نهضتش معرفی کرد و کاری کرد که شدیدترین حالت تحریک و شور و حرکتش را شیعه حفظ کند و هر سال یک ماه و دو ماه محرم و صفر و حتی تمام سال را از عاشورا دم زند. (ص 159)

و بالاخره دکتر زرین کوب از جمله کسانی است که با نگاه محققانه به مسایل تاریخی پرداخته است. وی در کتاب روزگاران دیگر از صفویه تا عصر حاضر چنین گفته:
در حقیقت، نه خود صفویان و نه هواداران قزلباش آنها، آشنایی چندانی با اصول و مبانی فقهی مذهب شیعه نداشتند و تشیعی که آنها بر آن پای می‌فشردند، بیشتر متأثر از اندیشه‌های غالیانه‌ای بود که اعتقاد به تجسم و حلول، محبت غلوآمیز در حق ائمه و دشمنی شدید با اهل تسنن، از ویژگی‌های بارز آن به شمار می‌رفت و با تشیع فقاهتی مورد تأئید علمای شیعه ارتباط چندانی نداشت....(ص 84)
از نگاه زرین کوب شاهان صفوی به دلیل فقر علمی نسبت به تشیع دست به دامان علمای شیعه شدند و چون تشیع آیین و مذهب رسمی آنان شد ،علما به تعمیم و تقویت این مذهب با تکیه بر آیین ها و نمادهای تشیع پرداختند....
دوست گرامی، سند تاریخی با تحلیل محققین تاریخ، خیلی تفاوت دارد، اینها که شما آوردید عمری است با آنها سر و کار داریم، اما حتی یک سند شاهد حرف خودتان نیاوردید! و جالب اینکه نه تنها یک مورد تایید حرف شما در آن نبود که صفویه بدعتهایی هم آوردند بلکه حتی علم و کتل را که قبلا گفتید از زمان آنها آمده، در نقل خودتان الآن (تنها سند) تصریح میکند که سابقه داشته و سینه به سینه اینها از جنگهای صدر اسلام حکایت میکرده، آیا حکایت یعنی بدعت؟:

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
ژان شاردن، سیاح فرانسوی، در یکی از مجلدات سفرنامة مفصل خود در باره علم و کتل و... نوشته:
در جلوی هر دسته، بیست علم، بیرق، هلالی پنجه‌های فلزی مزین به نقوش رمزی کنده‌کاری شده از محمد و علی و... قرارگرفته بر دسته‌های نیزه‌مانند در حال حرکت بود. این وسایل نماد مقدسی بود که از جنگ‌های صدر اسلام حکایت می‌کرد. (ص342)
hosyn حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از hosyn بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:09AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts