بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه ادبي-هنري > نظم و نثر ادبي

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Tuesday 31 May 2016   #346
scholar
مریم
 
نشان scholar
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2010
پاسخ‌ها: 2,305
روزنوشته ها: 3
ج: ترانه

♫♫♫♫
کجا میری , تنها که بشی میمیری
از چی داری همش , بهونه میگیری
چیکار داری , با دردو غم تکراری
اخه چرا منو , تنها میزاری
کاری نکنی کارات , یه کاری بده دست دوتایی ما
کی رفتی و برگشتی یا نرو و نیا
تکیلف تو روشن کن
چی میخای تو رابطه غیر همین
از من کیه عاشق تر , تو تموم زمین
♫♫♫♫
تو درگیری , حرفام نداری تاثیری
تصمیه خودته , میمونیو میری
مثل آدم پای همه چی وایسادم
کاش عاشقی رو من یادت نمیدادم
کاری نکنی کارات , یه کاری بده دست دوتایی ما هی رفتی و برگشتی
یا نرو یا نیا , تکلیفتو روشن کن چی میخای تو رابطه غیر همین
از من کیه عاشق تر , تو تموم زمین
هی رفتی و برگشتی
کجا میری
♫♫♫♫
__________________
هیچوقت برایم مهم نبود که بقیه درباره ام چه فکر می کنند،
راستش بیشتر اوقات حق با من است، فقط حوصله ی اثباتش را ندارم!

- جیم کری
scholar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از scholar بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 13 June 2016   #347
irsa942
عضو ثابت
 
نشان irsa942
 
تاريخ ثبت نام: May 2014
پاسخ‌ها: 462
روزنوشته ها: 1
ج: ترانه

الهی خم نشی وقتی که دردات
رویه شونت مثه یه کوله باره
تو میتونی بری از پا نیفتی
دیگه این راه برگشتن نداره
مسیره زندگی مثله یه روده
که آخر دل به دریا میسپاره
اگه بالا و پایین داره اما
تهش حسه رسیدن موندگاره
قبولش کن اگه حتی شکستی
نگو هرگز امیدت میره از دست
تو میتونی بری و پر بگیری
اگه شوقه رهایی تو دلت هست
نگو هرگز امیدت میره از دست
مبادا وقته رفتن کم بیاری
مسیره زندگی مثله یه روده
که یعنی راهی جز رفتن نداری
برو تا آخر دنیا سفر کن
سفر کن تا دلت آروم بگیره
سفر مثله یه مرهم دلنشینه
نذار حسش تویه قلبت بمیره
مسیره زندگی مثله یه روده
که آخر دل به دریا میسپاره
اگه بالا و پایین داره اما
تهش حسه رسیدن موندگاره
نگو هرگز امیدت میره از دست
مبادا وقته رفتن کم بیاری
مسیره زندگی مثله یه روده
که یعنی راهی جز رفتن نداری
irsa942 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از irsa942 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 13 June 2016   #348
irsa942
عضو ثابت
 
نشان irsa942
 
تاريخ ثبت نام: May 2014
پاسخ‌ها: 462
روزنوشته ها: 1
ج: ترانه

اوج گرفتیو من قفس شدم از تو
حضرت آزادی وبال بالم شد
یه روز دیدمتو تازه شدم مزنون
یه روز از تو گذشت هزار سالم شد
سکوت تو مثل یه راز سربسته
بین تولد و مرگ شن و ورق میکرد
نفس کشیدن تو قوطی در بسته
از این که پروانم مقدرم میکرد
دست که میبردی به کوله بار سفر
دخیل میبستم به دستگیره ی در
دخیل میبستم به جاده های عبوث
دخیل میبستم به آخرین اتوبوس
دست که میبردی به کوله بار سفر
دخیل میبستم به دستگیره ی در
دخیل میبستم به جاده های عبوث
دخیل میبستم به آخرین اتوبوس
انقدا هم میگن دلت بزرگ نبود
دلت یه زندون یه چهار دیواری بود
تصورم از تو دوده هوا شد رفت
تا هی سقوط کنم به زیر سیگاری
صعود میکردم به قله ی چشمات
سقوط میکردم مهم نبود برات
دلم میخواست که تو رو حبس کنم تو صدام
هیشکی به غیر از تو مهم نبود برام
چشم که مینداختی به آینه و چمدون
پناه میبردم به کوچه و بارون
چشم که میبستی رو بی پناهیه من
پناه میبردم به نا امید شدن
دست که میبردی به کوله بار سفر
دخیل میبستم به دستگیره ی در
دخیل میبستم به جاده های عبوث
دخیل میبستم به آخرین اتوبوس
irsa942 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از irsa942 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 13 June 2016   #349
ماه من
ساز دهنی (امیرم)
 
نشان ماه من
 
تاريخ ثبت نام: May 2009
مكان: جایی همین نزدیکی
پاسخ‌ها: 6,138
روزنوشته ها: 21
ج: ترانه

با حس عجیبی ، با حال غریبی ، دلم تنگته

پر از عشق و عادت ، بدون حسادت ، دلم تنگته

گِله بی گلایه ، بدون کنایه ، دلم تنگته

پر از فکر رنگی ، یه جور قشنگی ، دلم تنگته

تو جایی که هیشکی واسه هیشکی نیست و همه دل پریشن

دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت که کهنه نمیشن

دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن

یه شب شد هزار شب که خاموش و خوابن چراغای روشن

منه دل شکسته، با این فکر خسته ، دلم تنگته
با چشمایِ نمناک ، تَر و ابری و پاک ، دلم تنگته
ببین که چه ساده، بدون اراده ، دلم تنگته
مثل این ترانه ، چقدر عاشقانه ، دلم تنگته
یه شب شد هزار شب ، که دل غنچه یِ ماه قرار بوده باشه
تو نیستی که دنیا به سازم نرقصه به کامم نباشه
چقدر منتظرشم که شاید از این عشق سراغی بگیری
کجا کی کدوم روز ، منو با تمام دلت می پذیری
منه دل شکسته، با این فکر خسته ، دلم تنگته
با چشمایِ نمناک ، تَر و ابری و پاک ، دلم تنگته
ببین که چه ساده ، بدون اراده ، دلم تنگته
مثل این ترانه ، چقدر عاشقانه ، دلم تنگته
__________________
گفتم شعری بگو
گفت: " تو"
ماه من حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از ماه من بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 26 December 2016   #350
scholar
مریم
 
نشان scholar
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2010
پاسخ‌ها: 2,305
روزنوشته ها: 3
ج: ترانه

متن آهنگ مستی فریدون آسرایی
شرابی خوردم از دستی
عزیزم رفته از دستی
نمی دانم چه نوشیدم
که سیرم کرده از هستی

خودم مست و غزل مست و
تمام واژه ها مستند
ببین شوریده ای امشب
عجب اعجوبه ای هستی
عجب اعجوبه ای هستی
به ساز من که می رقصی
بیا مردی کنی به به
چه طوفانی به پا کردی
چه طنازی چه سر مستی
چه طنازی چه سر مستی
زمین مست و زمان مست و
جهانی مستِ شعرم شد
بنازم دلبری هایت
ببین الحق که تردستی
فلانی فرق بسیار است
میان مستی و مستی
قضاوت کار هر کس نیست
به هر مستی نگو پستی

تظاهر می کنی اما
تو هم از دید من مستی
اگر پاکیزه تر بودی
به شعرم دل نمی بستی
خودم مست و غزل مست و
تمام واژه ها مستند
عزیزم معصیت کردی
به مشتی مست پیوستی
به مشتی مست پیوستی
به ساز من که می رقصی
بیا مردی کنی به به
چه طوفانی به پا کردی
چه طنازی چه سر مستی
چه طنازی چه سر مستی
زمین مست و زمان مست و
جهانی مستِ شعرم شد
بنازم دلبری هایت
ببین الحق که تردستی
شعر : محمدرضا نظری
خواننده : فریدون آسرایی
__________________
هیچوقت برایم مهم نبود که بقیه درباره ام چه فکر می کنند،
راستش بیشتر اوقات حق با من است، فقط حوصله ی اثباتش را ندارم!

- جیم کری

آخرين ويرايش scholar ، Monday 26 December 2016 در 12:23PM.
scholar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 5 كاربر از scholar بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 14 May 2017   #351
asalbanoo
عسل
 
نشان asalbanoo
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2008
مكان: تهران خيابان مطهري
پاسخ‌ها: 28,468
روزنوشته ها: 9
ج: ترانه

نقل قول:
در اصل توسط scholar نوشته شده است نمايش نوشته
متن آهنگ مستی فریدون آسرایی
شرابی خوردم از دستی
عزیزم رفته از دستی
نمی دانم چه نوشیدم
که سیرم کرده از هستی

خودم مست و غزل مست و
تمام واژه ها مستند
ببین شوریده ای امشب
عجب اعجوبه ای هستی
عجب اعجوبه ای هستی
به ساز من که می رقصی
بیا مردی کنی به به
چه طوفانی به پا کردی
چه طنازی چه سر مستی
چه طنازی چه سر مستی
زمین مست و زمان مست و
جهانی مستِ شعرم شد
بنازم دلبری هایت
ببین الحق که تردستی
فلانی فرق بسیار است
میان مستی و مستی
قضاوت کار هر کس نیست
به هر مستی نگو پستی

تظاهر می کنی اما
تو هم از دید من مستی
اگر پاکیزه تر بودی
به شعرم دل نمی بستی
خودم مست و غزل مست و
تمام واژه ها مستند
عزیزم معصیت کردی
به مشتی مست پیوستی
به مشتی مست پیوستی
به ساز من که می رقصی
بیا مردی کنی به به
چه طوفانی به پا کردی
چه طنازی چه سر مستی
چه طنازی چه سر مستی
زمین مست و زمان مست و
جهانی مستِ شعرم شد
بنازم دلبری هایت
ببین الحق که تردستی
شعر : محمدرضا نظری
خواننده : فریدون آسرایی

فلانی فرق بسیار است
میان مستی و مستی
قضاوت کار هر کس نیست
به هر مستی نگو پستی

تظاهر می کنی اما
تو هم از دید من مستی
اگر پاکیزه تر بودی
به شعرم دل نمی بستی
__________________
برهنگی بیماری عصر ماست، به گمان من، تن تو باید برای کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است
asalbanoo حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از asalbanoo بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 22 May 2017   #352
Mizhbod
::.. حلالم کنید
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2007
مكان: ::.. تو دل خوشبختی ..::
پاسخ‌ها: 3,713
ج: ترانه

همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب

چیست در همهمه دلکش برگ

چیست در بازی آن ابر سپید،
روی این آبی آرام بلند،
که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت،
مات و مبهوت به آن می نگری

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ، نه به این آبی آرام بلند،
نه به این خلوت خاموش کبوترها،
نه به این آتش سوزنده که لغزید به جام،
من به این جمله نمی اندیشم

من مناجات درختان را هنگام سحر،
رقص عطر گل یخ را با باد،
نفس پاک شقایق را در سینه کوه،
صحبت چلچله ها را با صبح،
نبض پاینده هستی را در گندم زار،
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،
همه را می شنوم،
می بینم،
من به این جمله نمی اندیشم!

به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت، همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم
تو بدان این را، تنها تو بدان!
تو بیا، تو بمان با من، تنها تو بمان!

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب!
من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند!
اینک این من که به پای تو در افتادم باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر، تو ببند!

تو بخواه، پاسخ چلچله ها را، تو بگو!
قصه ابر هوا را تو بخوان!
تو بمان با من، تنها تو بمان!

در دل ساغر هستی تو بجوش!
من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست،
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!
"فريدون مشيري"
__________________
Mizhbod حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 هفته پيش   #353
scholar
مریم
 
نشان scholar
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2010
پاسخ‌ها: 2,305
روزنوشته ها: 3
ج: ترانه

گر جان به جان من کنی
جان و جهان من تویی
سیر نمیشوم ز تو
تاب و توان من تویی
نظری به حال ما کن
تا روم به سمت کویت
دیوانه تر از دلم نیست
تا شود اسیر رویت
شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلو بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شب ها
شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلو بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شب ها
چه کنم وجود من با دل تو ساز شد
همه دنیای من آن دلبر طناز شد
تو که بی وفا نبودی پر جور و جفا نبودی
تو همه وجود مایی
تو ز ما جدا نبودی
ز ما جدا نبودی …
شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلو بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شب ها
شوخیه مگه بذاری بری نمونی
تو یار منی نشون به اون نشونی
شوخیه مگه دلو بزنی به دریا
عاشقی کنی پرسه نزنی تو شب ها
__________________
هیچوقت برایم مهم نبود که بقیه درباره ام چه فکر می کنند،
راستش بیشتر اوقات حق با من است، فقط حوصله ی اثباتش را ندارم!

- جیم کری

آخرين ويرايش scholar ، 4 هفته پيش در 09:39PM.
scholar حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر

گفتگوهاي مشابه
گفتگو آغازگر گفتگو تالار پاسخها عنوان آخرين گفتگو
مشاعره با ترانه هاي فارسي! maryam نظم و نثر ادبي 980 Wednesday 18 May 2016 12:16PM
نياز به دانلود ترانه هايده دارم shiman موسيقي 6 Saturday 31 May 2014 01:45PM
سامي يوسف delvorna موسيقي 13 Thursday 12 April 2007 01:08AM
اشعار و ترانه هاي خارجي maryam نظم و نثر ادبي 7 Tuesday 24 August 2004 08:35AM
پديده اي از دامغان !!! محمدعلي آزاد 5 Thursday 1 January 2004 11:56PM


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:17PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts