بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > آزاد

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Saturday 26 July 2014   #61
parastoo_ofogh
پری قصه ها
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
سن: 28
پاسخ‌ها: 1,710
روزنوشته ها: 12
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

نقل قول:
در اصل توسط صحرا نوشته شده است نمايش نوشته
منم قصه نميگم
دستت درنکنه عزیزم چرا آخه انقدر ما رو خجالت میدی

نقل قول:
در اصل توسط justbluem نوشته شده است نمايش نوشته
قصه که زیاده!
ولی خوب تعریف کردن قصه خودش یه هنره که من یکی اصلا ندارم.
شما قصتو بگو اگه جمله بندیش مشکل داشت من درستش میکنم
منم ساده گفتم دیگه حرفامو
__________________
[SIGPIC][/SIGPIC]
parastoo_ofogh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از parastoo_ofogh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 26 July 2014   #62
نگارینا
DEAD
 
نشان نگارینا
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: www.adabic.ir
پاسخ‌ها: 8,935
روزنوشته ها: 18
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

یه سری قصه هم من داشتم بانسرین جون
که فکرکنم باید کتابشو چاپ کنم:
__________________
این...
نیز
بگذرد
نگارینا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از نگارینا بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 26 July 2014   #63
parastoo_ofogh
پری قصه ها
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
سن: 28
پاسخ‌ها: 1,710
روزنوشته ها: 12
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

خو عزیزم الان ما رو مستفیض کن
__________________
[SIGPIC][/SIGPIC]
parastoo_ofogh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از parastoo_ofogh بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 26 July 2014   #64
نگارینا
DEAD
 
نشان نگارینا
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: www.adabic.ir
پاسخ‌ها: 8,935
روزنوشته ها: 18
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

این نسرین جون من کلا منو خیلی دوست داره
ازشدت محبتش این که سرامتحان میان ترم به من گفت برو درستو حذف کن وگرنه میندازمت
و این عشق همینجوری بین ما دوتا چکه کرد
__________________
این...
نیز
بگذرد
نگارینا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از نگارینا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 26 July 2014   #65
parastoo_ofogh
پری قصه ها
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
سن: 28
پاسخ‌ها: 1,710
روزنوشته ها: 12
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

اوا برای چی
مگه چیکارش کرده بودی
__________________
[SIGPIC][/SIGPIC]
parastoo_ofogh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از parastoo_ofogh بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 26 July 2014   #66
نگارینا
DEAD
 
نشان نگارینا
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: www.adabic.ir
پاسخ‌ها: 8,935
روزنوشته ها: 18
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

بچه م نظرشو گفت دیگه
__________________
این...
نیز
بگذرد
نگارینا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از نگارینا بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 26 July 2014   #67
parastoo_ofogh
پری قصه ها
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
سن: 28
پاسخ‌ها: 1,710
روزنوشته ها: 12
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

اونوقت چیکار کردی عزیزم ؟
__________________
[SIGPIC][/SIGPIC]
parastoo_ofogh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از parastoo_ofogh بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 26 July 2014   #68
نگارینا
DEAD
 
نشان نگارینا
 
تاريخ ثبت نام: May 2008
مكان: www.adabic.ir
پاسخ‌ها: 8,935
روزنوشته ها: 18
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

ازاونجایی که ارشد حذف درس نداره
حذف نکردم دیگه )
__________________
این...
نیز
بگذرد
نگارینا حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از نگارینا بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 26 July 2014   #69
parastoo_ofogh
پری قصه ها
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2013
سن: 28
پاسخ‌ها: 1,710
روزنوشته ها: 12
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

پس چطوری گفتش برو حذف کن ؟
انداختت ؟؟
__________________
[SIGPIC][/SIGPIC]
parastoo_ofogh حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از parastoo_ofogh بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 July 2014   #70
MSR
Hosein
 
نشان MSR
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: hz$
پاسخ‌ها: 6,406
ارسال پيام توسط Yahoo به MSR
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

کسی که قصه نمیگه ...پس من یکی از ماجراهای ضایع و پند آموز زندگیم رو براتون تعریف میکنم

اون اوایل که ماشین گرفته بودم توی رانندگی بوق بودم حالا بماند با چه اعتماد به سقفی ماشین رو از توی نمایندگی بردم خونه
خلاصه ماه اول بود که یه خط خوشگل روی ماشین افتاد و مجبور شدم ببرم صافکاری ، یکی از دوستان که صافکار رو می شناخت منو برد پیشش و ماشین رو گذاشتم و دو روز بعد با همون رفیقم رفتیم ماشین رو تحویل گرفتیم ... رفیقم ماشین رو از توی صافکاری اورد بیرون و وقتی پیاده شد گفت چقدر فرمونت سفته ، بیا یه تست بزن با ماشین من بفهمی فرمون نرم و راحت چیه
خلاصه من سوییچ رو گرفتم ، جلو ماشینش یه نیسان آبی پارک کرده بود .. منم بی هوا از پارک درومدم و چون خیلی راحت فرمون چرخید منم فک کردم رد میشم ، ولی چشمتون روز بد نبینه قشنگ گلگیر عقب رو مالیدم به نیسان و صدای گوشخراشش رو شنود کردم
ها چی شد؟ پشت فرمون خشکم زد ، اون رفیقم هم که هنگ کرد ! خلاصه اومدم بیرون و یه مشت اراجیف گفتم ، بهونه ای نداشتم ! خلاصه اون گفت عیبی نداره و بعد پنج دقیقه برگشتیم توی صافکاری و این دفعه ماشین رفیقم رو گذاشتیم !!
منو میگی، از خجالت نمیدونستم چیکار باید بکنم یعنی دوست داشتم آب شم برم توی زمین
دیگه فرداش باهاش اومدم ماشین رو گرفتم ، تازه نمیزاشت پولش رو حساب کنم دیگه بزور حساب کردم و همچنان عرق شرم بر چهرم بود
ولی دمش گرم هیچ وقت به روم نیاورد یه کسی هم نگفت ، هنوزم به اون لحظات فکر میکنم ضدحال میخورم ولی تجربه ای شد که خیلی دقت کنم وقتی امانت مردم دستمه
__________________
تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ، ولی نمیشه فهموند !
MSR حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 11 كاربر از MSR بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 July 2014   #71
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 30
پاسخ‌ها: 16,536
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

نقل قول:
در اصل توسط MSR نوشته شده است نمايش نوشته
کسی که قصه نمیگه ...پس من یکی از ماجراهای ضایع و پند آموز زندگیم رو براتون تعریف میکنم

اون اوایل که ماشین گرفته بودم توی رانندگی بوق بودم حالا بماند با چه اعتماد به سقفی ماشین رو از توی نمایندگی بردم خونه
خلاصه ماه اول بود که یه خط خوشگل روی ماشین افتاد و مجبور شدم ببرم صافکاری ، یکی از دوستان که صافکار رو می شناخت منو برد پیشش و ماشین رو گذاشتم و دو روز بعد با همون رفیقم رفتیم ماشین رو تحویل گرفتیم ... رفیقم ماشین رو از توی صافکاری اورد بیرون و وقتی پیاده شد گفت چقدر فرمونت سفته ، بیا یه تست بزن با ماشین من بفهمی فرمون نرم و راحت چیه
خلاصه من سوییچ رو گرفتم ، جلو ماشینش یه نیسان آبی پارک کرده بود .. منم بی هوا از پارک درومدم و چون خیلی راحت فرمون چرخید منم فک کردم رد میشم ، ولی چشمتون روز بد نبینه قشنگ گلگیر عقب رو مالیدم به نیسان و صدای گوشخراشش رو شنود کردم
ها چی شد؟ پشت فرمون خشکم زد ، اون رفیقم هم که هنگ کرد ! خلاصه اومدم بیرون و یه مشت اراجیف گفتم ، بهونه ای نداشتم ! خلاصه اون گفت عیبی نداره و بعد پنج دقیقه برگشتیم توی صافکاری و این دفعه ماشین رفیقم رو گذاشتیم !!
منو میگی، از خجالت نمیدونستم چیکار باید بکنم یعنی دوست داشتم آب شم برم توی زمین
دیگه فرداش باهاش اومدم ماشین رو گرفتم ، تازه نمیزاشت پولش رو حساب کنم دیگه بزور حساب کردم و همچنان عرق شرم بر چهرم بود
ولی دمش گرم هیچ وقت به روم نیاورد یه کسی هم نگفت ، هنوزم به اون لحظات فکر میکنم ضدحال میخورم ولی تجربه ای شد که خیلی دقت کنم وقتی امانت مردم دستمه
داداش الان بانوان میان میگن چرا تو این قصه از خانوما چیزی نبود؟ چرا غیر مستقیم به رانندگی خانوما توهین کردین و هزاربحث و جدل دیگه
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 July 2014   #72
MSR
Hosein
 
نشان MSR
 
تاريخ ثبت نام: May 2007
مكان: hz$
پاسخ‌ها: 6,406
ارسال پيام توسط Yahoo به MSR
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

نقل قول:
در اصل توسط میرزا عبدالزکی نوشته شده است نمايش نوشته
داداش الان بانوان میان میگن چرا تو این قصه از خانوما چیزی نبود؟ چرا غیر مستقیم به رانندگی خانوما توهین کردین و هزاربحث و جدل دیگه
زدی تو خال داداش ... این قسمتش رو یادم رفت بگم
رانندگی دو ماه اولم دقیقا شبیه رانندگی خانوما توی ده سال اولشون بود ... پسرا پرچم رو ببرین بالا که فمینیست ها حمله کردن
__________________
تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ، ولی نمیشه فهموند !
MSR حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از MSR بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 July 2014   #73
khalerize
سعیده
 
نشان khalerize
 
تاريخ ثبت نام: Jul 2009
مكان: همه جای ایران سرای من است
سن: 9
پاسخ‌ها: 7,849
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

ماشالا به اعتماد به نفستون
__________________
چو ایران نباشد تن من مباد
khalerize حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 6 كاربر از khalerize بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 July 2014   #74
میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
 
نشان میرزا عبدالزکی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: همین نزدیکی ها...
سن: 30
پاسخ‌ها: 16,536
روزنوشته ها: 134
ارسال پيام توسط Yahoo به میرزا عبدالزکی
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

نقل قول:
در اصل توسط MSR نوشته شده است نمايش نوشته
زدی تو خال داداش ... این قسمتش رو یادم رفت بگم
رانندگی دو ماه اولم دقیقا شبیه رانندگی خانوما توی ده سال اولشون بود ... پسرا پرچم رو ببرین بالا که فمینیست ها حمله کردن
اوه اوه، پارک دوبلشون دیدنیه
__________________
آسمان همیشه آبی نیست، گاهی مثل دلم خاکستری می شود...
میرزا عبدالزکی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از میرزا عبدالزکی بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Sunday 27 July 2014   #75
imanagha83
الیس الله بکاف عبده
 
نشان imanagha83
 
تاريخ ثبت نام: Apr 2008
مكان: در پناه قادر متعال
سن: 34
پاسخ‌ها: 2,929
ج: قصه گو قصه بگو .... (قصه های زندگی دوستداران کلابز )

نقل قول:
در اصل توسط میرزا عبدالزکی نوشته شده است نمايش نوشته
اوه اوه، پارک دوبلشون دیدنیه
داداش خانومه همون مرتبه اول موفق میشه ماشین و پارک کنه ....ازش تست دوپینگ میگیرن
__________________






imanagha83 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از imanagha83 بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:15AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts