بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > دين و دنيا

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي يه هفته پيش   #181
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 15,065
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 798

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=54

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران ونوشته شده است

شیطان که روی دیدن رستگاری و راحت آن دو را ندارد شروع می کند به فریب کاری و آنقدر در گوش آنها می خواند تا سر انجام به حکم شیطان تن می دهند و حکم پروردگارشان را پشت گوش می اندازند و بدین ترتیب پرستش شیطان می کنند.



hosyn
اولا: قرآن نمیفرماید آدم و حوا پرستش شیطان کردند، بیاورید تعبیر پرستش را.

ثانیا: پس از این اشتباه، قرآن میفرماید به وسیله توسل به کلمات الهی توبه آنها قبول شد: فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه.

ثالثا: سابق گفته شد که قرآن میفرماید: و صدّها ما کنت تعبد من دون الله، بلقیس برای خورشید سجده میکرد و قرآن نعبیر میکند او را میپرستید، بلقیس چگونه از خورشید اطاعت مطلق میکرد؟
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #182
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 15,065
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 815
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=55

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است
بله پرستش یعنی اطاعت بی چون و چرا و فرمانبرداری مطلق از بند بند آیات قرآن و ایمان و عمل به آنها.

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
اولا: قرآن نمیفرماید آدم و حوا پرستش شیطان کردند، بیاورید تعبیر پرستش را.

ثانیا: پس از این اشتباه، قرآن میفرماید به وسیله توسل به کلمات الهی توبه آنها قبول شد: فتلقی آدم من ربه کلمات فتاب علیه.

ثالثا: سابق گفته شد که قرآن میفرماید: و صدّها ما کنت تعبد من دون الله، بلقیس برای خورشید سجده میکرد و قرآن نعبیر میکند او را میپرستید، بلقیس چگونه از خورشید اطاعت مطلق میکرد؟

.


abotorab
پاسخ این سخنان چه شد ؟ بلقیس چگونه از خورشید اطاعت میکرد ؟
تعداد 4 كاربر از abotorab بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
حذف تشكر شما ! bisetareh, ابن علی, عبدالعلی69, علوی
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي يه هفته پيش   #183
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 15,065
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 838

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=56

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است

این دو جمله را خداوند گفته است:

وَأَنِ اعْبُدُونِي ۚهَـٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ
وَاتَّبِعُونِ ۚ هَـٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ

اولی مربوط به آیه 61 سوره یس و دومی مربوط به آیه 61 سوره زخرف است. درست قبل از آیه 61 یس خداوند می فرمایند: ای بنی آدم آیا با شما عهد نبستم که شیطان را تعبد نکنید و ( نگفتم) او دشمن آشکار شماست. و باز درست بعد از آیه 61 سوره زخرف می فرمایند: مواظب باشید شیبطان راه راست(= فقط خدا را تعبد کردن) را بر شما نبندد چرا که او دشمن آشکار شماست.
ببینید من چقدر دارم سعی می کنم شکل حقیقی عبادت و پرستش را در ذهنتان جا بیندازم! اگر مفهوم حقیقی این کلمه را دریابید گام بسیار بسیار مهمی در فهم قرآن برداشته اید.می دانم الأن شدیداً تحت تأثیر اشکال تلبیس شده عبادت هستید و درکتان می کنم ، باید خیلی قرآن بخوانیم تا حال و هوایمان عوض شود و کلمات آن را حقیقی تر ببینیم.
موضوع را جدی بگیرید و بخاطر خودتان هم که شده بروید این دو آیه را که گفتم ، خوب مطالعه کنید و به آیات پیرامون آنها نیز بدقت توجه کنید. من مطمئنم انشاء الله اگر این کار را بکنید قبل از اینکه درباره آن برایتان بنویسم خودتان قضیه دستگیرتان خواهد شد.


hosyn
قبل و بعد آیات آورده نشده است، ضمیر متکلم در (اعبدونی) سوره مبارکه یس، به خداوند متعال برمیگردد، ولی ضمیر متکلم در (فاتّبعونِ) سوره مبارکه زخرف به پیامبر خدا برمیگردد، یعنی عبادت و پرستش غیر خدا ممنوع است مطلقا، و در عین حال اتّباع و پیروی پیامبر واجب است مطلقا.

و دو آیه بعد در سوره زخرف یعنی در آیه ۶۳ شاهد روشن آمده است:

وَ لَمَّا جاءَ عيسى‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ (الزخرف 63)

ملاحظه کنید که در این آیه ۶۳ تعبیر را صریحا به اطاعت مطلق رسول خدا برگردانده است، و نفرموده است: فاتقوا الله و اطیعوه، و همچنین در آیه ۶۱ زخرف، قبل آن در آیه ۵۷ ، محاجه پیامبر را با قوم خودشان ذکر میکند تا به فاتبعون ختم میشود، اذا قومک منه یصدون...ما ضربوه لک الا جدلا....



این چند آیه که دیگر لم تترک لذی مقال مقالا:

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونىِ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكمُ‏ْ ذُنُوبَكمُ‏ْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(آل‌عمران 31) قُلْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يحُِبُّ الْكَافِرِينَ(32) * إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى ءَادَمَ وَ نُوحًا وَ ءَالَ إِبْرَاهِيمَ وَ ءَالَ عِمْرَانَ عَلىَ الْعَالَمِينَ(33) ذُرِّيَّةَ بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللَّهُ سمَِيعٌ عَلِيمٌ(34)

بگو: «اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد، و خداوند آمرزنده مهربان است.» (31)
بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد. (32)
به يقين، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است. (33)
فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل‏] بعضى ديگرند، و خداوند شنواى داناست. (34)
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 4 روز پيش   #184
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 15,065
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 884

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=59

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است

در اینجا اگرچه تعبد احبار و رهبان و مسیح از یک نوع است اما چون اعتقاد آقای طباطبایی بر این استکه انبیاء غیر خدا نیستند ، تعبد مسیح را از تعبد احبار و رهبان استثناء می کند و می گوید تعبد مسیح از نوع الوهیت است نه اطاعت بی قید و شرط اما شواهد قرآنی که خلاف این عقیده را نشان می دهند زیاد هستند .


hosyn

دوست گرامی، قرآن آقای طباطبائی این آیه را دارد اما قرآن شما ندارد:

وَ لَمَّا جاءَ عيسى‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ (الزخرف 63)

ملاحظه کنید که در این آیه ۶۳ تعبیر را صریحا به اطاعت مطلق رسول خدا برگردانده است، و نفرموده است: فاتقوا الله و اطیعوه، و ...

سابق هم عرض شد، ولی خصوصیت وسوسه تکرار آن است و علاج آن هم تکرار ذکر الله تعالی:

نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
قبل و بعد آیات آورده نشده است، ضمیر متکلم در (اعبدونی) سوره مبارکه یس، به خداوند متعال برمیگردد، ولی ضمیر متکلم در (فاتّبعونِ) سوره مبارکه زخرف به پیامبر خدا برمیگردد، یعنی عبادت و پرستش غیر خدا ممنوع است مطلقا، و در عین حال اتّباع و پیروی پیامبر واجب است مطلقا.

و دو آیه بعد در سوره زخرف یعنی در آیه ۶۳ شاهد روشن آمده است:

وَ لَمَّا جاءَ عيسى‏ بِالْبَيِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَ لِأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذي تَخْتَلِفُونَ فيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ (الزخرف 63)

ملاحظه کنید که در این آیه ۶۳ تعبیر را صریحا به اطاعت مطلق رسول خدا برگردانده است، و نفرموده است: فاتقوا الله و اطیعوه، و همچنین در آیه ۶۱ زخرف، قبل آن در آیه ۵۷ ، محاجه پیامبر را با قوم خودشان ذکر میکند تا به فاتبعون ختم میشود، اذا قومک منه یصدون...ما ضربوه لک الا جدلا....



این چند آیه که دیگر لم تترک لذی مقال مقالا:

قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونىِ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكمُ‏ْ ذُنُوبَكمُ‏ْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ(آل‌عمران 31) قُلْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يحُِبُّ الْكَافِرِينَ(32) * إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى ءَادَمَ وَ نُوحًا وَ ءَالَ إِبْرَاهِيمَ وَ ءَالَ عِمْرَانَ عَلىَ الْعَالَمِينَ(33) ذُرِّيَّةَ بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللَّهُ سمَِيعٌ عَلِيمٌ(34)

بگو: «اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد، و خداوند آمرزنده مهربان است.» (31)
بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد. (32)
به يقين، خداوند، آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است. (33)
فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل‏] بعضى ديگرند، و خداوند شنواى داناست. (34)

.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 2 روز پيش   #185
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 15,065
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 899

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=60

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران ونوشته شده است
شما ودوستانت نشان دادید که خداوند درنزد شما جایگاهی ندارد و اگرهم داشته باشد در جایگاه آخر است همانطور که استادتان جناب حسین گفتند کسی که علم کتاب نزد اوست از فرمانروای عالم (خدا ) مقام بالاتری دارند یعنی علی از خداوند نزد شما مقام بالا تری دارد

hosyn
دوست گرامی، پس شما که ادعای متابعت قرآن دارید چرا تهمت میزنید؟! آیا قرآن فرموده است که حرف آشکار طرف خودتان را ولو کافر باشد تحریف کنید و ضد آن را به او نسبت دهید؟! مگر قرآن نمیفرماید: و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی؟!

اولا: حسین کجا استاد است؟ بنده استادم در اشتباه کردن و اگر توفیق الهی باشد سریع عذرخواهی کردن، إن شاء الله تعالی

ثانیا: آیا حسین گفت خداوند متعال، علم الکتاب را نمیداند، و چون امیرالمؤمنین علم الکتاب را میدانند، پس از خدا بالاترند؟! خوشا به حال این حسین! که میگوید: خداوند علم الکتاب نزدش نیست! دوست گرامی، اگر مطلب مبهم بود میگفتم متوجه نشدید، ولی تهمت آشکار میزنید! مگر به آیه قل اللهمّ استشهاد نکردم؟! آیا قل اللهمّ مالک المک مربوط به علم الکتاب و امیرالمؤمنین است؟! أحسنت به این قرآنیت!


نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است

نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است
در صورتی که اگر به آیه توجه کنی سلیمان از خداوند تقاضا می کند حکومتی به او ببخشد که بعد از او سزاوار هیچ کس نباشد یعنی اینکه بعد از سلیمان به کس دیگری چنین حکومتی را ندهد

ممکن است برداشت خودتان را از این عبارتان توضیح دهید، آیا اگر خداوند به پیامبر خاتم النبیین که قرآن بر او نازل شده، همان قرآن که مهیمن بر تمام کتب آسمانی قبلی است، آیا اگر فرض بگیریم که خداوند مثل ملک حضرت سلیمان به ایشان میداد، ایشان طبق دعای سلیمان، سزاوار این ملک نبودند، و یا آن ملک سزاوار ایشان نبود؟

دقت کنید که نگفتند: خدایا این ملک را به احدی پس از من عطا نکن، بلکه فاعل فعل لا ینبغی، خود ملک است، یعنی ملکی به من بده که آن ملک سزاوار احدی پس از من نیست، آیا این دعا زیبنده دعای یک پیامبر است؟ اگر خدا بخواهد به کسی بدهد حتما سزاوارش خواهد بود، این چه دعائی است که این ملک، سزاوار غیر من نباشد؟

آیا اگر به حضرت سلیمان ع بگویند خدا میخواهد به پیامبر خاتم ص، بالاتر از ملک شما عطا کند، ایشان میگویند زیبنده او نیست؟!

.


hosyn
به جای یک جواب تفسیری و علمی این چنین گفتید:

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا2

- ترجمه استاد انصاریان :
همان كه فرمانروايي آسمان ها و زمين فقط در سيطره اوست و فرزندي براي خود نگرفته است و در فرمانروايي شريكي ندارد و هر چيزي را آفريده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه اي درست و دقيق.

من تا آنجایی که از آیه فهمیدم خداوند می فرماید فرمانروایی در سیطره اوست و در فرمانروایی شریکی ندار .
اگر امکان دارد درباره ای آیه توضیحی بده که چرا خداوند می فرمایند که در فرمانروایی شریکی ندارند ولی شما می گویید علی هم فرمانروای هستی است ؟


hosyn
و بنده جواب دادم:

نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
دوست گرامی، امام صادق شیعه خود را سه دسته کردند: شیعه در ظاهر غیر باطن، شیعه در باطن غیر ظاهر، شیعه در باطن و ظاهر، و در بیانی بسیار جالب، وقتی کسی ادعا میکند که من شیعه شما در باطن و ظاهر هستم، حضرت فوری جواب میدهند آنها صفاتی دارند که با آن شناخته میشوند، و قتی میپرسند آن صفات چیست؟ بر خلاف انتظار همه! میگویند اولها أنهم عرفوا التوحید حقّ معرفته، و تا حدود یک صفحه توضیح میدهند که صاحب المیزان این روایت را از غرر روایات میدانند، و در تحف العقول آمده، و کتاب ترجمه هم دارد.

بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی، منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است، شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!

بنده به سهم خود، یک بار در عمرم احساس نکردم که خدای متعال در آیات قرآنش احساس رقابت با اولیاء خودش دارد، آخر آنها را خودش آفریده و میداند که چه گوهری در وجودشان گذاشته، و اولیاء او هم مرتب هشدار دادند که غلو نکنید که غالی از هر کافر و مشرکی بدتر است، اما هر چه از مقامات به ما نسبت بدهید هنوز به یک درصد آن هم نمیرسید، چون نمیتوانید تصور کنید آن مقامات را، نزلونا عن الربوبیه و قولوا فینا ما شئتم و لن تبلغوا، اجعلوا لنا ربا نؤب الیه و قولوا ما شئتم و لن تبلغوا، یعنی برای ما ربّ قرار دهید که همه چیز ما به او برمیگردد و سپس هر چه میخواهید بگویید و بدانید هرگز نمیرسید! ما را از ربوبیت پایین آورید و ما را خدا و اصل دار وجود ندانید و سپس هر چه میخواهید برای ما بگویید و بدانید که هرگز به واقع مقامات ما نخواهید رسید.

بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها داده، و هر لحظه بخواهد میگیرد، و بالاتر اینکه هر کاری که از آنها ظهور کند دقیقا منسوب به خود خداوند متعال است، چون خصوصیت اهل البیت این است که خدا آنها را از خودیت و دیدن سر سوزن نفسانیت رها کرده است، و لذا با سایر مخلوقین که هنوز در خود احساس نفسانیت دارند و ردای کبریای (من آنم که...) در سر دارند فرق میکنند، مثالی بزنم اگر میخواهید تامل کنید:

محال است محال است محال است که اگر کسی رفت دامن پادشاهی را گرفت و گفت خواهش میکنم فلان کار را انجام دهید، به او بگوید: ای بی شرم بی حیا! من خودم اینجا حاضر هستم، به این پارچه‌ای که پوشیده‌ام چنگ میزنی؟! این دامن من را میگیری؟!

چرا محال است؟ چون دامن پادشاه هیچ استقلالیت در کنار پادشاه ندارد، درست که خود پادشاه نیست، اما فقط وسیله توسل به اوست.
.


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است
جناب حسین ببخشید که اینو می گویم ولی خیلی دوپهلو جواب دادی و به سراحت جواب ندادی که آیا این عقیده که می گوید علی فرمانروای هستی است حق وبا اذن خدااست یا نه ؟

hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
عجب! دوست گرامی، دو پهلو؟! خیلی کم گفتید! آیا روش افنا که نوابغ هندسه در محاسبه محیط و حجم کره به کار میبرند شنیده‌اید؟ در محیط کره، یک میل کننده به بینهایت پهلو دارم! و در حجم کره، هر کدام از این پهلوها خود بینهایت لول دارد! واقعا معارف قرآن، غریب است! امثال من کجا و معارف قرآن!

ببینید دوست گرامی، ما یک محکماتی داریم که باید از طریق آنها پیش برویم، که اگر نرویم تنها خودمان ضرر کرده‌ایم، قرآن میفرماید حق ندارید بدون سلطان و دلیل و حجت آشکار از ناحیه خداوند متعال، سخنی بگویید:

الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (غافر 35)

إِنَّ الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ في‏ صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (غافر 56)



و نیز امر میفرماید که با صادقین باشید:

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ(توبة 119)

به قول شاعر:

چندین چراغ دارد و بیراهه میرود ---- بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش


دوست گرامی، اگر بنده از ناحیه خودم حتی نزد شخص خودم و محدود در فضای ذهنی خودم، بگویم: امیرالمؤمنین فرمانروای هستی هستند یا نیستند، در هر دو صورت اشتباه کرده‌ام، چون خدا میخواهد بدون سلطان از ناحیه او حرفی یا اعتقادی را دنباله‌روی نکنیم.

باید صادقانه به دنبال فهم آیات قرآن باشیم، اما نه از روی غرور و اینکه تنها هر چه من میفهمم درست است، باید زانوی ادب محضر کسانی که مطمئن هستیم جزء صادقین هستند، بر زمین بگذاریم، تا به تدریج به معارف بلند قران کریم، نزدیک شویم.

این نکته بسیار مهم را بارها عرض کردم که قاعده اصلی در فهم معارف، پرهیز از غلو است، و این قاعده و راهی است که خود اهل البیت به شیعه یاد دادند، مثال روشن آن این است:

اگر کسی بین خودش و خدا، چنین میبیند که اگر امام معصوم از قلب من خبر دارند پس خدا هستند، بر این شخص حرام است بگوید امام از قلب من خبر دارند، چون درک او این است که ممکن نیست کسی بتواند از قلب من آگاه باشد و خدا نباشد! و اگر چنین شخصی دل به دریا زد و معتقد شد امام از قلب من خبر دارند، وارد وادی غلو شده است، و مطرود نزد اهل البیت است، یعنی کسی که میگوید: یا امام خبر از قلب من ندارند و یا خدا هستند و سوم ندارد، اهل بیت از چنین کسی به جدّ میخواهند که بگوید: امام از دل او خبر ندارند، چون آنها که خدا نیستند، و این شخص قدرت جمع بین اینها ندارد که کسی از قلب بندگان آگاه باشد و خالق آنها نباشد!

اما اگر کسی باشد که به صورت کاملا آرام و منطقی، مشکلی نمیبیند که امام از قلب من آگاه باشند و خدا هم نباشند، اینجا هرگز اهل بیت ع از این شخص نمیپذیرند که حتی احتمال بدهد امام ع از قلب او خبر ندارند!

این روندی که در این مثال توضیح دادم، تا به آخر مقامات میرود! یعنی هر شخصی فقط مجاز است تا مرزی از مقامات اهل بیت حرکت کند که با اصل مذکور، تصادم نداشته باشد، و در اینجا، دلیر شدن، و چیزی را نفهمیدن، جلو رفتن، باعث شقاوت و ضلالت است، المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق، اینجا جای دل به دریا زدن و تعارف اهل بیت کردن نیست، یعنی دو چیز حتما باید مد نظر باشد: ۱- هر مقامی را خودشان بیان کرده باشند، ۲- این مقام، در نزد شخص خاص که آن را تصور میکند، به طور قطع، موجب ورود در حوزه خدا شدن نباشد، و گرنه هر بیانی هم از اهل بیت باشد، چون نزد ذهن او، با محکمات معارف ثقلین، سازگاری ندارد، نباید قبول کند و باید نزد خودش تاویل کند، همانگونه که به حق، واژه (ید) در قرآن را تاویل میکند، و هرگز معتقد نمیشود که خداوند دست دارد، و لذا برای خیلی از مردم، به جای اینکه گفته شود امام از دل شما خبر دارند، میگویند: خدا از آنچه در دل شماست به امام خبر میدهد.

به هرحال امیرالمؤمنین ع نزد شیعه، اینگونه فرمانروای هستی هستند که خانه ایشان را آتش میزنند و با ریسمان به مسجد میبرند و خم به ابرو نمیآورند! فرمانروای دست‌بسته شنیده‌اید؟ فرمانروائی هستند که در محراب مسجد کوفه، غرق خون بر زمین میافتند! میخواهید بیشتر بگویم؟! آیا اصلا مقامی بالاتر از فرمانروائی برای ما متصور است؟ آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

بنده به سهم خود، امام صادق را راستگو میدانم، و مطمئن هستم از طریق ضوابط فن، که حضرت قریب به این مضمون فرمودند: (تنوین تنکیر در (علمٌ من الکتاب) میرساند نسبت بین علم آصف بن برخیا نسبت به تمام علم الکتاب، نسبت قطره است به اقیانوس، و بعد با استشهاد به آیه قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب، قسم خوردند که تمام علم الکتاب پیش ماست:

الكافي ج‏1/ 257
...فأومأ بيده إلى صدره و قال علم الكتاب و الله كله عندنا علم الكتاب و الله كله عندنا.


و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است، فرمانروا، خادمین آنها از ملائکة هستند، یا از شیعیان آنها مثل سلمان هستند که بعض کارهای او نقل شده است، که حضرت به او فرمودند: ارفق باخیک! یعنی ابوذر، و یا در مدائن، با سنگ ترازوی قصاب، او را حاضر میکند و....

اما باز تکرار میکنم که اگر کسی هر کدام از اینها را تصور کند میگوید پس خداست هر کس اینها را دارد، بر او حرام است چنین امری را معتقد شود، باید صبر کند تا پیکره معارف او، رخش شود، و رخش میباید (تا) تن رستم کشد!

.


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است
بنا براین در آخر اعتراف کردید که علی در نزد شما ازخداوند مقامی بالا تر دارد ولی خدا نیست

چون خود خداوند خودرا فرمانروای هستی معرفی کردند و شما هم گفتید
و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است


hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
دوست گرامی، اگر مقصود از بحث این است که از من اعتراف بگیرید، بیایید همین الان برویم یک سند محضری به شما بدهم که من محکوم هستم و اعتراف کردم و شما پیروز هستید، برای بنده مشکلی نیست.

دوست گرامی، اگر خداوند میفرمایند فرمانروای هستی هستند، یعنی بالاتر از آن نیست؟ آیا فرمانروا بودن بالاتر است یا دیگران را فرمانروا کردن؟ خود قضاوت کنید! آیه: له الملک، بالاتر است، یا قل اللهمّ مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء؟

پادشاه بالاتر است، یا پادشاه کننده همه پادشاهان؟ و قٰرآن کریم منافاتی بین اینها نمیبیند، در عین حالی که مالک المک، بالاتر از نفس ملک است. و الله العالم
.


hosyn
تفاوت مراتب بین صفات و اسماء الهیه، مطلبی بدیهی و همه کس فهم است، آیا آیه شریفه: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا یعلم الله الذین جاهدوا منکم، بالاتر است یا آیه شریفه: هو اعلم بکم اذ انشأکم من الارض و اذ انتم اجنة فی بطون امهاتکم فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی؟

اما خدا که چند خدا نیست، صفات او و مظاهر آنها، دارای مراتب است، خدای پادشاه جهان، با خدای پادشاه کننده همه پادشاهان، از نظر رتبه صفتی، یکی نیستند، خدای قادر مطلق با خدای خالق مطلق، در یک رتبه صفتی نیستند، چون تا قادر مطلق نباشد نمیتواند خالق مطلق باشد، خدای عالم مطلق بالاتر است از حیث صفتی از خدای پادشاه مطلق، چون تا علم مطلق نداشته باشد نمیتواند پادشاهی مطلق کند، هر چند خدا، چند خدا نیست، و این مطالب ابهامی ندارد که مجوز ظلم به دیگری باشد، اعدلوا هو اقرب للتقوی!


__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي 13 ساعت پيش   #186
عبدالعلی69
عضو ثابت
 
نشان عبدالعلی69
 
تاريخ ثبت نام: Dec 2013
مكان: نعیم
پاسخ‌ها: 15,065
ج: معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست

پست 617
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=62

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است
جناب حسین عزیز ادب شما جای قدردانی دارد
در باره مطلبی که گفتید سوالی داشتم
این را باید درنظر گرفت سخن ما برسر فرمانروایی هستی علی بود
شما گفتید .

آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است،

انیشتن در این مثال به چه منظور بود رئیس دانشگاه چطور ؟
و یا این علم جامع و کامل به قر آن منظور کیست که از فرمانروای کل عالم(خداوند) بالاتراست ؟

باتشکر


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است
در باره مطلبی که گفتید سوالی داشتم
این را باید درنظر گرفت سخن ما برسر فرمانروایی هستی علی بود


hosyn
همینطور است، أحسنت! نکته درستی گفتید، سخن ما بر سر فرمانروایی علي ع بود، یعنی مقایسه دو علي، علي فرمانروای عالم، و علي عالم به قرآن، خواهش میکنم دوست گرامی، دوباره با دقت به عبارت من نگاه کنید ببینید سخن من بر سر فرمانروائی حضرت بود و عالم به کتاب بودن حضرت، که گفتم بالاتر بگویم، نه بر سر مقایسه خدا و حضرت.

اگر سخن بر سر مقایسه فرمانروائی خدا با فرمانروائی حضرت علي ع باشد که تصریح کردم فرمانروائی حضرت صفر محض است:
hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است
بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی، منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است، شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!

...

بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها داده، و هر لحظه بخواهد میگیرد،


hosyn
با این توضیح سراغ قسمت بعدی عبارت شما میرویم:

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است
شما گفتید .

آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است،

انیشتن در این مثال به چه منظور بود رئیس دانشگاه چطور ؟


hosyn
خواهش کردم دوست گرامی، دوباره عبارت من را نگاه کنید، واضح است که مقصود از اینشتین در این مثال: علي عالم به کتاب است، و منظور از رئیس دانشگاه، علي فرمانروای هستی است، و بنده عرض کردم کدام بالاتر است؟ علي فرمانروا بالاتر است یا علي عالم؟ و لذا استشهاد کردم که فرمانروا مثل سلمان است، و سخن بر سر خدا نبود و نیست، شما سخن را بر سر مقایسه فرمانروائی خدا بردید! چیزی که اصلا جای مقایسه نیست، مگر دامن پادشاه مثال نزدم؟ آیا میتوان گفت وقتی کسی دامن پادشاه میگیرد در نزد او الآن واقعا پادشاه بالاتر است یا پارچه دامن او که آن را گرفته است؟ ای وای! شاید این پارچه نزد او بالاتر از خود شاه است! چرا؟ چون با وجود خود شاه، این پارچه را محکم چنگ زده است!

بنده به سهم خودم با دو ضمیر جالب در قران کریم برخورد کردم، یکی از آنها احتمال آوردن ضمیر مذکر (هم) برای وسیله مؤنث است: اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیلة ایّهم أقرب و یرجون رحمته و یخافون عذابه، خدا میداند چقدر کتب تفسیر را مراجعه کردم تا به یک وجه خاطر جمع برسم، و تعصبی هم در بحث‌های توسل ندارم، واقعا میخواهم معنای آیه واضح شود، آیا ضمیر هم به چه چیز برمیگردد؟


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است
و یا این علم جامع و کامل به قر آن منظور کیست که از فرمانروای کل عالم(خداوند) بالاتراست ؟



hosyn
آخر این چه حرفی است؟ آیا کسی که علم جامع و کامل به قرآن دارد، از خود نازل کننده قرآن بالاتر میشود؟! کسی که علم جامع و کامل به قرآن را خدا به او داده است، از کسی که فرمانروائی عالم را خدا به او داده است، برتر و بالاتر است، و این مطلب پوشیده و یا مشکلی نیست دوست گرامی.
__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء
عبدالعلی69 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:51PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts