بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو ارزيابي گفتگو
قديمي Thursday 21 February 2019   #16
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
سیاست خارجی ذاتا نباید خشک باشه و به تغییرات اطراف و همچنین نتایج به دست اومده بی تفاوت باشه. هر سیاستی دورانی داره و در دوران خودش کاربرد داره و به موقع باید بازنگری بشه.
انقلاب و شعار «استقلال»
یکی از شعارهای کلیدی انقلاب اسلامی «استقلال» بود. معنای اولیه و جذاب استقلال آن بود که ایران از وابستگی به خارج به ویژه سلطه غرب، رهایی یابد و به عزت و اقتدار و خودکفایی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دست یابد.
اما با مرور زمان معلوم شد استقلال به معنای ابتدایی و آرمانی آن امکان پذیر نیست و در عمل، چالش‌ها و تعارضاتی را ایجاد می کند.
با اشاره به نکات زیر، این موضوع بیشتر روشن می‌شود:
- اصولا استقلال به شکل مطلق نه امکان‌پذیر است و نه به مصلحت. همه کشورها حتی ابرقدرت‌ها به نحوی به سایر کشورها وابستگی دارند. به رغم رقابت و گاه تنش میان کشورها، اما مراودات دیپلماسی و مبادلات گسترده تجاری جهانی، نشانگر این وابستگی و البته منافع دوطرفه بین کشورهای جهان است.
- از آن جا که شعار استقلال از ابتدا با مفاهیم انقلابی و ایدئولوژیک در آمیخته بود، به تقابل و قطع رابطه و انزواگرایی بیشتر نزدیک بود، تا به تعامل و همکاری با کشورهای جهان.
برای مثال شعار مرگ و نابودی، پیام مثبتی به جهان مخابره نمی کند و اگر بگوییم چنین شعارهایی در فضای اولیه و توفنده انقلاب امری طبیعی است، اما تداوم آن پس از چهل سال، سوال برانگیز و هزینه‌ آور است.
- هدف از تقابل و ستیز، در ظاهر حفظ استقلال است؛ اما در عمل نتیجه‌اش وابستگی بیشتر است. یک نمونه ساده آن وابستگی شدید اقتصاد ج اا به تصمیمات آمریکا و حتی جا به جایی احزاب و روسای جمهور این کشور است.
در حالت تقابل، نه تنها اقتصاد، بلکه سیاست هم وابسته می شود، زیرا سیاست خارجه به جای آن که بر اساس منافع ملی حرکت کند، فقط راهی را می‌رود که بتواند سیاست تقابلی خود تشدید کرده و به خصم ضربه بزند!
- تقابل با غرب به منظور دستیابی به استقلال و رهایی از سلطه غرب، به ناچار همراهی و بلکه وابستگی به شرق را به دنبال دارد. به هر حال ج اا کشوری است که به رغم توانمندی و ظرفیت‌های بالا، در بسیاری از امور اقتصادی، علمی، نظامی، امنیتی و... از قدرت‌های جهانی بی نیاز نیست.
لذا نتیجه قهری خراب کردن پل‌های غرب، گام نهادن در جاده یک‌‌طرفه شرق است. این کار از قدرت مانور و چانه زنی ج اا کاسته و ناخواسته باج‌خواهی و سلطه شرق را به ارمغان می‌آورد. سلطه‌ای که با استقلال و شعار «نه شرقی، نه غربی» منافات جدی دارد.
خلاصه این که استقلال واقعی با شعارهای انقلابی و آرمانی محقق نمی شود، بلکه در سایه سیاست‌های مدبرانه و تعامل منطقی و همکاری دوطرفه با جهان (سیاست متوازن با شرق و غرب) حاصل می شود.
تقابل و ستیز، نه تنها متضمن استقلال و اقتدار و عزت نیست، بلکه به انزوا و وابستگی به اشکال دیگر می‌انجامد....
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 23 February 2019   #17
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,857
روزنوشته ها: 10
ج: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران

نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
بالاخره قرار هست ما از خودمون دفاع کنیم یا نه ؟ و اگر قراره که از خودمون دفاع کنیم باید صبر کنیم دشمن به خاک ما تجاوز کنه یا بهتره بیرون از کشور خودمون زمین گیرش کنیم؟ حالا این (لازمۀ استقلال) ما برای گروهی از مردم شده (اشکال) ما ... و این حاصل تبلیغات همون جریان استعماری و سرمایه‌گذاری‌های کلانش در محیط اجتماعی و رسانه‌ای ما هست.
------------------

از مقدمه طبیعی نتیجه عجیب می گیرین و گرفتار انواع مغلطه میشین و از واقعیت گرایی دور میشین.
کدوم کشور هست که از خودش دفاع نمیکنه؟
امارات از خودش دفاع نمیکنه؟ هند؟ مالزی؟
هر کشوری در حد توان نظامی خودش از خودش دفاع میکنه
این اما ربطی به دنبال کردن و توجیه سیاست خارجی غلط نداره.

_________
قدرت رو هرگز به ما هدیه ندادند و نخواهند داد و کسی که قدرت برای خودش دست و پا نکنه، محکوم به فنا، بردگی و تبعیت و عقب ماندگی است. این فرمول واقع بینانۀ جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی هست
_____________

سیاستهای فعلی قدرتی فراهم نمیکنه و به خاطر قرار گرفتن در فشار شدید، ناچار باعث وابستگی به کشورهای محدود و خاص و عقب موندگی و بحران میشه. کشورهایی که در دهه های گذشته قدرتمند شدن تکیه اصلی شون بر اقتصاد و صنعت بوده و در سیاست خارجی هم همین رو دنبال کردن.

سیاست خارجی ذاتا نباید خشک باشه و به تغییرات اطراف و همچنین نتایج به دست اومده بی تفاوت باشه. هر سیاستی دورانی داره و در دوران خودش کاربرد داره و به موقع باید بازنگری بشه.
امارات که مستعمره ست. مقایسۀ کشور مستعمره با یک کشور مستقل معناش چیه. مستعمره که نیازی به دفاع نداره ، دفاعش همون آمریکاست... همون جائی که این «شرکت» رو تاسیس کرده یا خریده. امارات نه کشوره، نه تمدنه، نه استقلالی داره... یک شرکت خیلی بزرگ برای سودجوئی دستجمعی هست... سوال اینه! ما وقتی حرف از استقلال می‌زنیم دنبال یک کشور، یک تمدن و یک ارادۀ انسانی مشخص هستیم. و برای این هزینه می‌دیم. این ارزشش رو داره یا نداره؟ اگر نداره! و همه چیز پولی هست که به امارات سرازیر شده، خوب بله شما درست می‌گید! اما اگر موجودیت ایران مستقل و صاحب تمدن در دنیا برای تعیین سرنوشت مردم خودش، ارزش هزینه کردن داره، خوب قاسم سلیمانی درست می‌گه! فرق اینجاست. کسی می گه دین من، تمدن من، ملیت من، فرهنگ من، تاریخ من، علم من، اقتصاد من، به درد نمی خوره، همه ش فدای آمریکا... حالا آمریکا اگر خواست، یک بار اماراتش می کنه، یک بار سعودیش می کنه ... یک بار مصرش می کنه! صاحب به هر حال اونه! مصر ، بیشتر بدبختی می‌کشه، چون به اسرائیل نزدیک تره و نباید کشور پهناور و پرجمعیت مصر اونقدر قوی بشه که اسرائیل رو تحت الشعاع قدرت خودش بگذاره! پس عقب می‌مونه، اجازۀ پیشرفت علمی، اقتصادی، صنعتی بهش داده نمی‌شه. امارات به دلیل کوچکی لقمه ش، اونقدر قابل اعتماد هست که کوریدور اقتصادی برای کادر کمتر از یک درصدی سرمایه‌گذاری ... و اونقدر بهش اطمینان هست که اگر یک روز هوس «استقلال» بکنه، در کمتر از یک روز همه چیزش نابود می‌شه. با تمام این احوال اوج مجوز برای کشورهای این حرمسرا، (تجارت با پول) هست، (پولی) که تحت نظارت دقیق آمریکاست ... آیا به این‌ها علم و تکنولوژی می‌ده؟ هرگز! علم، قدرت است. نه تنها کمک نمی‌کنه که تا جائی که می‌تونه مانع هم می‌شه و اون ملت باید خیلی چموش و کوشا باشه که از این تله در بیاد. که اگر نصف این کوشش رو در خارج از قیمومیت آمریکا بکنه، چندین برابر پیشرفت می‌کنه و صاحب قدرت می‌شه. من اخیرا ژاپن رو مطالعه می‌کنم واقعا انگار جامعۀ ژاپن یک جامعۀ مریخی هست نسبت به عادات و تلاش‌ها ما. گویا این مردم از یک سیارۀ دیگری هستند و اگر ساختار اجتماعی ژاپن مثل ساختار اجتماعی مردم خاورمیانه بود، ژاپن امروز هم هیچ‌چیز بیشتر از مصر و سعودی نبود و تازه بعد از این همه رشد مصیبت قیمومیت آمریکا هنوز بر ژاپن حاکم هست.

این‌ها چیزهائیه که ما تو تاریخ ایران هم تجربه کردیم! نه ارتش ما، نه صنعت ما نه علم و دانشگاه ما و محدودیت‌هاش رو ما تعیین نمی‌کردیم! منافع صاحب فوقانی تعیین می‌کرد و به این دلیل انقلاب کردیم! چون این سد تحقیر وجود داشت.

اگر ما مثل امارات بشیم، احتیاجی به دفاع نخواهیم داشت، چون صاحب خارجی داریم، دفاع از این حرمسرا به عهدۀ آمریکاست ... اگر فردا آمریکا از بین بره، و امارات بی‌پدر‌ومادر بشه، خوب دو روز هم مقابل ایران تاب نداره و باید بیاد فرزندخواندۀ ایران یا یک قطب قدرت دیگه بشه. این شاهدی بر مستقل و مبتنی بر ذات نبودن، و وابسته بودن این "شرکت" و نه "کشور" هست. حالا تو قاموس حقوق بهش می‌گن کشور!

ما وقتی احتیاج به دفاع پیدا می کنیم، که صاحب نداشته باشیم. و خودمون یک رأس تمدنی و مستقل باشیم. مساله همین تحت قیمومیت بودن هست. ما برای این با این صاحب فوقانی درگیر شدیم و خوب داریم هزینه و جریمه ش رو می‌دیم... آیا ارزشش رو نداره؟ این هویت آزاد و مستقل انسانی ماست! بعضی آدم‌ها پول دوست دارند و بس، بعضی آدم‌ها این هویت قبل از پول برای اون‌ها مهم هست. و سرنوشت دست گروه دوم هست، گروه دوم کسانی هستند که به اونها لفظ "قدرتمند" اطلاق می‌شه.

هند و مالزی که فرمودید، نه دو تا کشور همجوارش اشغال شدن.
نه روزمره تهدید به اشغال و حمله شدن برای سی سال. (حتی در شرایطی که بعضی رجال سیاسی این مملکت اجازۀ پروازهای نظامی آمریکائی برای اشغال افغانستان رو دادن، هنوز تهدید شدن و آمریکا این رو حمل بر شفقت نکرد، بلکه حمل بر ترس و زبونی کرد).
نه درگیر مسائل بحرانی غرب آسیا (خاورمیانه) هستن که شدیدا درگیر بنیادگرائی یهودی توسعه طلب هست.

نه درگیر چهل سال تحریم به جرم فقط استقلال و الهام بخشیدن به دیگران برای استقلال و آزادی!


اصولا مقایسۀ کشورها با هم، خیلی کلی و بی‌حساب و کتاب هست و نتیجۀ ملموسی نداره... ما با همین ظن شما، و دولتی که بر وفق مراد افکار نوعی شما بود، قرار شد رفتارمون رو با غرب سالم کنیم... یک نمونه دست است انرژی هسته‌ای کشیدیم، و دیدید که نتیجه نداد! علیرغم ظالمانه بودن "برجام" و گذشتن از حقوق بشری خودمون، باز هم بدهکار موندیم. و البته عده‌ای در دنیا هم هستن که از این عادی‌سازی و تنش‌زدائی راضی هستن، و ما هم البته راضی هستیم اما این وسط یک جریان وحشی ایوانجلیستی صلیبی/یهودی در آمریکا زیر میز زد و گفت این توافق به سمت عادی سازی موجودیت ایران و قدرت گرفتن ایران می‌ره، و قدرت گرفتن ایران هشتاد میلیون نفره هم که در همجواری اسرائیل کفر و جرم عظماست ... پس برجام رو پاره می‌کنیم!


این صلح فرضی از طرف انقلابی مذهبی مثل بنده هر لحظه مورد قبول و محترمه، اما مخالفت به دلیل "بی‌نتیجگی" اون هست و تلف شدن وقت ما.


شما صاحب دنیا هستید، به پیشرفت و رشد ما احترام می‌گذارید ... می‌ترسید بمب اتم نظم و امنیت مردم دنیا و رشد و پیشرفت شون رو به هم بزنه! باشه ما بمب اتم نمی‌سازیم!

یواشکی هم این وسط واسه این‌که نترسید ، فناوری فضائی‌مون رو هم تعطیل می‌کنیم...
خوب، اگر شما صادقید، به خاطر این‌همه حسن نیت و از خودگذشتگی باید راه‌های رشد این ملت رو باز کنید! اگر واقعا موضوع رفتار ماست...

اما بر عکس، چون شما وحشی و تجاوزگر هستید، و دنبال چیزی جز چپاول نیستید، این راه رو باز نمی‌کنید. بلکه بدتر می‌بندید! و دلخورید از این که ایران چرا راه افتاد داعش رو جارو کرد. داعشی که طرح خود شما بود.
حالا این وحوش فکر می‌کنید آیا زبانی جز قدرت می‌فهمن؟


حتی امضای FATF هم، در شرایطی که به حقوق ما احترام گذاشته بشه و مثلا تحریم نباشیم، هیچ عیبی نداره... اما این ساده‌لوحی هست که در شرایط تحریم اطلاعاتمون رو به صاحبان تحریم بدیم... این امتیاز رو به گمان (عادی سازی روابط) می‌دن و به امید این‌که از تحریم در بیایم، اما نتیجه کاملا بر عکس خواهد شد ... و اگر این شبه‌روشن‌فکران غرب‌گرا عاقل بودند، از اون چه که این غرب با التماس‌های اینچنینی صدام و قذافی انجام داد عبرت می‌گرفتند. نه تحریم متوقف خواهد شد، و نه ما به قدرت دفاعی مون خواهیم رسید.
کشورهای همسایه به دلیل وجود «ایران» تجزیه نشدند ... و اگر کار به خود ایران بکشد، هیچ مرزی در ایران و غیر ایران پایدار نخواهد بود ... این‌تاریخ آمریکا و اسرائیل و اروپاست. و اگر به خودمون نیایم صحنه‌هائی که برای همۀ ملت‌های قربانی این‌ها دیدیم بر خودمون هم خواهیم دید... پشت این توافقات نه صلح هست، نه آرامش ، نه پیشرفت و نه ثروت! اگر بر خلاف طبیعت این روش‌ها به فرض همه چیز آرام پیش برود و تغییر بکند، تازه ما در نقطۀ التماس برای اقتصاد و پیشرفت و جیره‌ای خواهیم بود که این‌ها برای یک ملت هشتاد میلیون نفری بدهند یا ندهند، چهل پنجاه سال است که به سعودی و مصر نداده‌اند! و سعودی و مصر با تمام فلاکت و فقر و عقب افتادگی‌شان امروز الآن خیلی جلوتر از آن چیزی هستند که بعضی از مردم متوهم ما، الآن آرزویش را دارند که بعدا به آن برسیم.



"واقع بینی" این هست که این وحوش در منطقۀ ما هستند، و بدون عنایت به این وحوش سرنوشت تعیین نمی‌شود. تنها راه باقی مانده بالا بردن بهره وری ملی است که متاسفانه دولت فعلی یا عمدا یا به دلیل به عرضگی کاملا از این وظیفه قاصر است و اگر همینطور پیش برود، و اقتصاد و کار و شغل ملی همینطور بی صاحب بماند، باید منتظر آیندۀ وخیمی باشیم ... این بی صاحب ماندن امروز هم خود حاصل غرب گرائی و معطل غرب ماندن است.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Saturday 23 February 2019 در 10:31AM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 23 February 2019   #18
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,857
روزنوشته ها: 10
ج: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران

نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
انقلاب و شعار «استقلال»
یکی از شعارهای کلیدی انقلاب اسلامی «استقلال» بود. معنای اولیه و جذاب استقلال آن بود که ایران از وابستگی به خارج به ویژه سلطه غرب، رهایی یابد و به عزت و اقتدار و خودکفایی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دست یابد.
اما با مرور زمان معلوم شد استقلال به معنای ابتدایی و آرمانی آن امکان پذیر نیست و در عمل، چالش‌ها و تعارضاتی را ایجاد می کند.
با اشاره به نکات زیر، این موضوع بیشتر روشن می‌شود:
- اصولا استقلال به شکل مطلق نه امکان‌پذیر است و نه به مصلحت. همه کشورها حتی ابرقدرت‌ها به نحوی به سایر کشورها وابستگی دارند. به رغم رقابت و گاه تنش میان کشورها، اما مراودات دیپلماسی و مبادلات گسترده تجاری جهانی، نشانگر این وابستگی و البته منافع دوطرفه بین کشورهای جهان است.
- از آن جا که شعار استقلال از ابتدا با مفاهیم انقلابی و ایدئولوژیک در آمیخته بود، به تقابل و قطع رابطه و انزواگرایی بیشتر نزدیک بود، تا به تعامل و همکاری با کشورهای جهان.
برای مثال شعار مرگ و نابودی، پیام مثبتی به جهان مخابره نمی کند و اگر بگوییم چنین شعارهایی در فضای اولیه و توفنده انقلاب امری طبیعی است، اما تداوم آن پس از چهل سال، سوال برانگیز و هزینه‌ آور است.
- هدف از تقابل و ستیز، در ظاهر حفظ استقلال است؛ اما در عمل نتیجه‌اش وابستگی بیشتر است. یک نمونه ساده آن وابستگی شدید اقتصاد ج اا به تصمیمات آمریکا و حتی جا به جایی احزاب و روسای جمهور این کشور است.
در حالت تقابل، نه تنها اقتصاد، بلکه سیاست هم وابسته می شود، زیرا سیاست خارجه به جای آن که بر اساس منافع ملی حرکت کند، فقط راهی را می‌رود که بتواند سیاست تقابلی خود تشدید کرده و به خصم ضربه بزند!
- تقابل با غرب به منظور دستیابی به استقلال و رهایی از سلطه غرب، به ناچار همراهی و بلکه وابستگی به شرق را به دنبال دارد. به هر حال ج اا کشوری است که به رغم توانمندی و ظرفیت‌های بالا، در بسیاری از امور اقتصادی، علمی، نظامی، امنیتی و... از قدرت‌های جهانی بی نیاز نیست.
لذا نتیجه قهری خراب کردن پل‌های غرب، گام نهادن در جاده یک‌‌طرفه شرق است. این کار از قدرت مانور و چانه زنی ج اا کاسته و ناخواسته باج‌خواهی و سلطه شرق را به ارمغان می‌آورد. سلطه‌ای که با استقلال و شعار «نه شرقی، نه غربی» منافات جدی دارد.
خلاصه این که استقلال واقعی با شعارهای انقلابی و آرمانی محقق نمی شود، بلکه در سایه سیاست‌های مدبرانه و تعامل منطقی و همکاری دوطرفه با جهان (سیاست متوازن با شرق و غرب) حاصل می شود.
تقابل و ستیز، نه تنها متضمن استقلال و اقتدار و عزت نیست، بلکه به انزوا و وابستگی به اشکال دیگر می‌انجامد....
این یک خلط مبحث بیشتر نیست ... یک شعبده بازی و عوامفریبی ...



استقلال ، مقابل رابطه سالم با دیگران نیست... وقتی کسی شعار استقلال می‌دهد، معنایش کشیدن دیوار دور خودش نیست... استقلال، استقلال تصمیم و تعیین سرنوشت است... بدون این‌که اجازه بدهی دیگران زور بگویند.


تاثیرات ذاتی تحولات دنیا بر دیگران، چیزی بسیار طبیعی است و تعارضی با استقلال ندارد. حتی تعویض وزیر و رئیس جمهور به دلیل تغییر یک کشور قدرتمند دیگر در دنیا ناقض استقلال نیست.



اما این دوستان سعی می‌کنند همیشه با همین سادگی و خامی به قضایا مواجه بشوند مخاطب خود را هم همینقدر خام تعیین اندازه کنند. و خوب این شرط فریفتگی است که صورت مسألۀ ناموجود و وهمی که خودت ساخته‌ای حل کنی! چیزی که حتی یک بار هم اساس و فحوای آن از زبان مخالفین و منتقدینت در نیامده است! دلاورمرد!



استقلالی که از آن صحبت می‌کنیم با عنایت به تاریخ استعماری ما و ملت‌های همسایه است که وزن و حد آن را فقط کسی که تاریخ فلاکت‌بار این ملت‌ها را فراموش کرده می‌تواند نادیده بگیرد. استقلال وقتی مطرح می‌شود که کشورها کاملا تحت رعایت و قیمومیت طرف استعمارگر خارجی قرار می‌گیرند و تمام منافع آن‌ها درگیر فیلتر منافع سلطۀ خارجی می‌شود. این استقلالی است که قرنها در ایران از بین رفته و انقلاب آن را احیا کرده است. و اکنون نیز گروه‌های غرب‌گرا عملا خواهان اعطای نامحدود منافع به همان استعمارگران هستند. تا قبل از برجام ادعای آن ها بلند بود که چون گفتگو نکردیم مسائل حل نمی‌شود ...با برجام، گفتگو هم که کردیم، حقیقت این نمایشنامه زیر نورافکن و روی صحنه رفت ... و مردم اکنون مشغول تماشا هستند. اما عده‌ای هنوز در شعارهای قبلی خود زندگی می‌کنند.




نبود استقلال یعنی این که وقتی نخست وزیر منتخب مردم ژاپن، گرایش به اتحاد با چین و تشکیل قدرت منطقه‌ای اقتصادی را شرط مرحلۀ بعدی رشد ژاپن تحلیل می‌کند و آن را در نیویورک تایمز ارائه می‌دهد، دو سه هفته بعد، سقوط می‌کند و مجبور به استفعا می‌شود! تعارض منافع ملی با منافع بیگانه و امکان تقدم و اولویت دادن به منافع ملی، نقطۀ تبلور مفهوم استقلال است.
__________________

آخرين ويرايش صبح ، Saturday 23 February 2019 در 10:59AM.
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 23 February 2019   #19
hooshdaran3
عضو ثابت
 
نشان hooshdaran3
 
تاريخ ثبت نام: Jan 2009
مكان: شیراز-ایران
پاسخ‌ها: 4,224
روزنوشته ها: 1
ارسال پيام توسط Yahoo به hooshdaran3
ج: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران

خب فعلا یه دلقک شومن در امریکا سر کاره
__________________
به رغم ادعای مخالفان، این جنبش حق طلبانه و معنوی کوچکترین ارتباطی با خارج ندارد و کاملا داخلی است و ملت ما به خوبی نسبت به اهمیت این فاصله گذاری با بیگانگان آگاه است و بر اساس تجربیات دویست ساله خود نسبت به نیات اجانب با سوءظن برخورد میکند.»
  • میر حسین موسوی در گفتگو با قلم، ۱۰ مرداد ۱۳۸۸

«...أيها الناس إن دماءكم وأعراضكم حرام عليكم إلى أن تلقوا ربكم كحرمة يومكم هذا في شهركم هذا في بلدكم هذا – ألا هل بلغت اللهم فاشهد...»
hooshdaran3 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Saturday 23 February 2019   #20
صبح
همانا صبح نزديك است
 
نشان صبح
 
تاريخ ثبت نام: Sep 2002
مكان: زمین خدا
سن: 38
پاسخ‌ها: 33,857
روزنوشته ها: 10
ج: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران

نقل قول:
در اصل توسط hooshdaran3 نوشته شده است نمايش نوشته
خب فعلا یه دلقک شومن در امریکا سر کاره
دلقک شومن فقط یک استراتژیه، آمریکا و انگلیس همیشه همین بودند، کثیف‌کاری ها رو گروهی تندرو و دیوانه و تمیزکاری‌ها رو گروهی اتوکشیده و ظاهر الصلاح انجام می‌دادن! جمع این (پلیس بد-پلیس خوب) ... (چماق و هویج) ... می‌شه سرکیسه کردن سایر ملت‌ها! این دو گروه مکمل همدیگه هستند و عمدۀ تحریم‌ها رو همین اوباما پایه ریخت اما خوب این‌جا خوش‌بینی و خوش‌خیالی مفرطی به اوباما برقرار بود.
__________________
صبح حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
هيچيك


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو
ارزيابي اين گفتگو
ارزيابي اين گفتگو:

قوانين ارسال نوشته
شما می توانید سرنگار جدید ارسال کنید.
شما می توانید پاسخ ارسال کنید.
شما می توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:29AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts