بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > اخبار و سياست

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو ارزيابي گفتگو
قديمي Monday 25 June 2018   #1
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
چه باید کرد؟

در این که شرایط کشور به ویژه در بعد اقتصادی وخیم است شکی نیست. گذشت آن زمانی که دوستان افراطی همه چیز را توجیه می کردند و می گفتند مملکت گل و بلبل است. اما اکنون خودشان هم گرفتار مشکلات شده و گاه بیشتر از ما لب به گلایه و اعتراض می گشایند.

اما چه باید کرد؟
مقدمتا لازم به توضیح است که برخی از نقش دشمن می گویند و مثلا اظهار می دارند ترامپ دلار را به 9 هزار تومان رسانده است! اما باید بدانیم ترامپ پاس گل را به زمین ما شوت کرده است، اما متاسفانه برخی خودی ها به جای آن که توپ را به زمین حریف برگردانند، گل به خودی می زنند!
به عبارتی آمریکا فشار وارد می کند، اما به دلیل سوء مدیریت و چه بسا زیاده خواهی و فساد برخی مافیاها در داخل، از این فرصت در جهت منافع خود بهره برده و نه تنها اقدامی در جهت بهبود شرایط نمی کنند، بلکه از آب گل آلود ماهی می گیرند!
وقتی شرایط دشوار می شود و دولت هم نمی خواهد یا نمی تواند کاری کند، بنظر می رسد مردم نباید دست روی دست بگذارند. ملاحظات و راهکارهای زیر می تواند در شرایط فعلی که خصوصا با معضلات اقتصادی مواجه هستیم، اندکی به ما کمک کند:
- در شرایط دشوار اقتصادی و سیاسی، زمینه های اعتراض و چه بسا شورش فراهم می شود، اما باید دانست اگر اعتراض (مانند اعتراضات صنفی که این روزها گسترش یافته) قانونی و حق مردم است، اما شورش و آشوب امری غیرقانونی و دارای تبعات و هزینه هایی بدتر از شرایط فعلی خواهد بود. (و البته اگر مسئولان فکری نکنند، توصیه به عدم شورش برای شکم های گرسنه کارساز نیست و احتمال دارد همچون سیل همه را غافلگیر کند)
- در شرایط دشوار اقتصادی چاره ای نیست جز تحمل و قناعت حداقلی و کاهش مصرف خصوصا در موارد تشریفاتی و تجملاتی. ممکن است بگویید ثروتمندان و حتی خیلی از مسئولین زندگی تجملاتی دارند، اما باید بدانیم اگر الگوی ما رفتارهای نابهنجار مسئولین باشد، هیچ وقت وضع کشور درست نمی شود.
- متاسفانه وضعیت طوری شده که خودمان به همدیگر رحم نمی کنیم. نباید گرفتار این آموزه غلط شویم که وقتی فساد سیستماتیک وجود دارد و دولت حق ما را می خورد، پس ما هم حق مرم را بخوریم! اگر در شرایط سخت هوای یکدیگر را نداشته باشیم و رعایت انصاف و مدارا را نکنیم، باید بدانیم به عنوان مسافران یک کشتی همه غرق خواهیم شد!
- در عین حال حال مطالبات قانونی از دولت و سایر قوا در سطح عمومی و رسانه ای باید تداوم یابد و طوری نباشد که مسئولین فکر کنند مردم از اوضاع راضی هستند. طبعا گزارش های فراوانی از وخامت اوضاع به دست دولتمردان می رسد، اما معمولا کاخ نشیان از حال کوخ نشینان خبر ندارند، لذا بیان مشکلات و تداوم مطالبات به شکل گسترده و البته قانونی، امری ضروری است...
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از ناقد بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 25 June 2018   #2
رضائی
یادداشت های پراکنده
 
نشان رضائی
 
تاريخ ثبت نام: Mar 2008
مكان: جمهوری اسلامی ایران
پاسخ‌ها: 96
ج: چه باید کرد؟

با سلام
از مطلب زیبا و مستدل جنابعالی لذت بردم. به قول معروف جانا سخن از لسان ما می گویی.
متأسفانه اگر در کشور دیگری بود این مسئولین را که باعث برهم زدن امنیت و آرامش جامعه شده اند را محاکمه و به اشد مجازات می رساندند. آنقدر پر رو و بی حیا هستند که حتی یک عذرخواهی خشک و خالی هم نمی کنند و لااقل برای خنک شدن دل مردم استعفا بدهند تا کسانی که عرضه دارند روی کار بیایند.
به نظر من در این شرایط بحرانی علاوه بر اینکه باید عقلای اقتصادی فکر اساسی بکنند تا بتوانیم به سلامت از این مرحله عبور کنیم از خدای متعال غافل نشده و دست به دعا برداریم تا ان شاءالله خداوند ما را در این شرایط حسّاس یاری و کمک نموده و ما را فراموش نفرماید.
__________________

احمد رضائی
رضائی حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 25 June 2018   #3
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: چه باید کرد؟

متاسفانه با بسیاری از دوستان و آشنایان و در محافل مختلف که صحبت می کنم نشانه های ناامیدی مفرط را در چهره ها و حرف ها می بینم. حتی خیلی از حزب اللهی ها و سوپر انقلابی ها به صراحت می گویند همه چیز برباد رفته و هیچ چیز درست بشو نیست.
البته من هم قبول دارم که اوضاع در زمینه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به هم ریخته و آشفته است و متاسفانه هر سال باید گفت دریغ از پارسال!
اما از طرفی ناامیدی و خمودی هم سم مهلکی است که دودمان یک کشور و ملت را برباد می دهد. بی تفاوتی نسبت به اوضاع موجب ادامه و بلکه بدتر شدن وضع می شود. شاید گفته شود و البته حرف بجایی است که هر چه گفتیم به جایی نرسید. اما از کجا معلوم که بالاخره به جایی نرسد؟
خیلی از کشورها گرفتاری هایی بدتر از ما داشته اند، اما ناامید نشده و با تحمل دشواری ها و البته با طرح و برنامه منظم نجات یافته و به پیشرفت و توسعه رسیده اند. چرا ما نتوانیم؟
در ابتدای پست هم گفتم، اگر از مقامات ناامید هستیم، اما چه دلیل دارد که از خودمان مایوس شویم؟ چرا خود دست به کاری نزنیم؟ مگر نمی گویند همه توانمندی ها و ظرفیت ها در مردم نهفته است؟ اگر ما بخواهیم و کاری بکنیم شاید صاحبان قدرت هم سرعقل آمده و یا خجالت کشیده و یا دست کم برای حفظ موقعیت خود هم که شده با موج اصلاح خواهی و بهبودطلبی مردم همراه شوند....
آری، ما علاوه بر آگاهی و روشنگری، باید فرهنگ و خلق و خو و رفتارهای نابهنجار خود را درست کنیم. باید بدانیم مسئولین هم برخاسته از همین فرهنگ با اعوجاجات متعدد آن هستند و هیچ کس از فضا نیامده است.
خلاصه آن که اگر زمانی به اصلاح از بالا دلخوش کرده بودیم، اما امروزه بنظر می آید اصلاح از پایین منطقی تر و دم دست تر است... فقط باید بخواهیم. عزمی جزم و روحیه ای امیدوار و شکیبا، خیلی از مشکلات و معضلات را هر چند در درازمدت سامان خواهد داد.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 25 June 2018   #4
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: چه باید کرد؟

نقل قول:
در اصل توسط رضائی نوشته شده است نمايش نوشته
با سلام
از مطلب زیبا و مستدل جنابعالی لذت بردم. به قول معروف جانا سخن از لسان ما می گویی.
متأسفانه اگر در کشور دیگری بود این مسئولین را که باعث برهم زدن امنیت و آرامش جامعه شده اند را محاکمه و به اشد مجازات می رساندند. آنقدر پر رو و بی حیا هستند که حتی یک عذرخواهی خشک و خالی هم نمی کنند و لااقل برای خنک شدن دل مردم استعفا بدهند تا کسانی که عرضه دارند روی کار بیایند.
به نظر من در این شرایط بحرانی علاوه بر اینکه باید عقلای اقتصادی فکر اساسی بکنند تا بتوانیم به سلامت از این مرحله عبور کنیم از خدای متعال غافل نشده و دست به دعا برداریم تا ان شاءالله خداوند ما را در این شرایط حسّاس یاری و کمک نموده و ما را فراموش نفرماید.
با درود،
از این که مطالب حقیر را می خوانید خوشحالم. به هر حال این تالار محل تبادل نظر و گاه درد دل است.
محاکمه مسئولین خاطی هم می تواند جزء مطالبات باشد. اما متاسفانه به اعتراف بالاترین مقامات کشور در اجرای عدالت موفق نبوده ایم. دلیلش هم ساختار پوسیده بوروکراتیک و فساد نهادینه ای است که مع الاسف سیستم حاکمیتی را دربرگرفته و گویی هر که وارد آن شود و آلوده نشود نوعی معجزه قلمداد می شود... لذا انتظار معجزه ای در حد اصلاح و بهبود امور از هیچ کس نمی رود!

نظام ما به رغم ادعاهای گزاف، از نقیصه های بزرگی همچون انسداد، فقدان نظارت، عدم شفافیت، باندبازی، فامیل بازی، تزویر، عدم مسئولیت، طلبکاری به جای پاسخگویی، فرافکنی، قانون گریزی و... رنج می برد. بنظرم مهمترین دلیلش معضلات فکری و فرهنگی (خصوصا رسوبات استبداد) است که ریشه در تاریخ دارد و در سطوح پایین تا بالا با شدت و ضعف دیده می شود.
به همین دلیل تاکید کردم که ما باید به اصلاح فرهنگ و رفتار خود بپردازیم تا سیاست و مدیریت ما هم بتدریج اصلاح شود. طبعا مسئولین به دلیل غرق شدن در باتلاق قدرت و شهرت و ثروت در برابر اصلاح مقاومت می کنند؛ لذا پیشنهاد بعدی من این بود که اصلاحات را از خودمان (عامه مردم) شروع کنیم....
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 25 June 2018   #5
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: چه باید کرد؟

با توجه به اهمیت موضوع اجازه بدهید توضیحات بیشتری بدهم.
اصلاح گری به این معناست که همه سعی کنیم ناهنجاری های فرهنگی و رفتاری را حتی الامکان از خود دور کنیم. مثلا آن چه به مسایل اقتصادی مربوط می شود این است که طمع ورزی و زیاده خواهی و چشم وهم چشمی را کنار بگذاریم و قناعت پیشه کنیم.
مثالی بزنم: یکی از اقوام پارسال یک دستگاه آپارتمانش را اجاره داده بود، اما امسال بر خلاف نرخ نجومی و برق آسای بازار، رقم زیادی اضافه نکرد تا یک زوج جوان بتوانند زندگی خود را با دغدغه کمتری شروع کنند. این یعنی رحم کردن به یکدیگر.
خود من یک پراید وطنی مدل پایین داشتم که به دلیل مشکل مالی آن را فروختم و الآن با مترو تردد می کنم. سختی دارد، اما عادت می کنم و در واقع چاره ای نیست. اگر همه اندکی از توقعات خود را پایین آورده و قانع باشیم بسیاری از مشکلات حداقل در حوزه شخصی و خانوادگی حل می شود.
شاید بگویید عموم مردم به دلیل مشکلات معیشتی بالاجبار قانع زندگی می کنند، اما حرف من فراتر از قناعت ظاهری است، مقصود من نوعی آرامش درونی و عدم چالش با برون است.
نکته دیگر در اصلاح گری مربوط به مراودات اجتماعی می شود. سعی نکنیم اصطلاحا زرنگ بازی درآورده و سر یکدیگر را کلاه بگذاریم. کسی که به قول خودش تیزبازی درمی آورد و دیگران را تیغ می زند، بُرد نکرده است، بلکه باخته و در واقع خود و خانواده و اخلاق و فرهنگ و آینده و آخرت خود را تباه کرده است.
متاسفانه این معضل در جامعه فراگیر شده و بسیاری از مردم را به سمت سوداگری و دلال بازی های خارج از عرف سوق داده است. همین رفتار موجب سیاهتر شدن بازار و گرانی و تورم می شود.
رعایت حقوق یکدیگر، انصاف و مروت، فروخوردن خشم، بردباری و گذشت، نوعی جهاد اکبر است؛ اما در واقع کلید حل مشکلات عدیده روزمره از طلاق گرفته تا نزاع های خیابانی و سایر مشکلاتی است که به قول رییس دستگاه قضا بیش از 16 میلیون پرونده روی دست این قوه گذاشته است!

آخرين ويرايش ناقد ، Monday 25 June 2018 در 07:42PM.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Monday 25 June 2018   #6
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,817
روزنوشته ها: 6
ج: چه باید کرد؟

این تغییرات و به بیان دیگه، انقلاب درونی و اجتماعی در رفتارها حتما لازم و مفیده. در عین حال ایران باید سیاست خارجی خودش رو تغییر اساسی بده چون حتی با وجود اصلاحات کامل داخلی، بدون یک سیاست خارجی که صرفا در خدمت اقتصاد باشه به جایی نمی رسیم. کشورهایی مثل کوبا و کره شمالی و حتی ونزوئلا تا حدود زیادی در شرایط داخلی و مهار فساد موفق بودن اما در نهایت به مشکلات بزرگی دچار شدن.

ایران البته این کار رو کرده و باز هم تکرار میکنه اما ناقص و موردی، نه اساسی و کلی.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 26 June 2018   #7
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: چه باید کرد؟

مفروض من این است که وضعیت کشور خصوصا در بعد اقتصادی بشدت وخیم بوده و احتمالا بدتر هم خواهد شد. مفروض دیگر عدم هر گونه انفتاح و گشایش در سیاست های داخلی و خارجی و ادامه روند انسدادی کنونی است.
با این فرضیات راهکارهای مردمی را ارائه کرده ام که به طور خلاصه شامل تغییر فرهنگ و رفتار برای مقابله و تحمل سختی ها است.
علاوه برفرهنگ قناعت و انصاف و مدارا با مردم، نکته دیگر رعایت استانداردهای مصرف است که متاسفانه به رغم شرایط دشوار کشور (خصوصا کمبود آب) بسیار اسرافگر و بیرحم عمل می کنیم!
کشوری مثل ژاپن با آن که ثروت و ذخائر ارزی بسیار هنگفتی اندوخته است، اما مردمش به شدت مقتصد و قانع زندگی می کنند. بنظرم الگوی مصرف ژاپن که تبدیل به یک فرهنگ شده است برای ما بسیار کارآمد است.

نکته دیگر به اپیدمی فرهنگ سیاسی ما از دیرباز برمی گردد. نام این اپیدمی "تضاد دولت و ملت" است که برخی اندیشمندان برایش نظریه پردازی کرد و کتاب ها نوشته اند. خلاصه اش این است که مردم به دلیل ضدیت تاریخی با دولت، همواره نسبت به حاکمیت بدبین و بی اعتماد بوده و در نتیجه در مواردی مانند در حفظ اموال عمومی و یا رعایت قوانین سهل انگاری می کنند. (نقطه اوج تضاد دولت و ملت در آشوب و انقلاب تجلی می کند که همان طور که قبلا گفته شد گزینه مناسبی نیست و هزینه هایش بیش از اصلاحات است. این امر کشور را وارد چرخه آنارشیسم و استبداد می کند که ایران در طول تاریخ عمدتا گرفتار آن بوده است).

هر چند اگر دولت نسبت به حقوق مردم احجاف می کند و یا رانتخواران و نورچشمی ها با خونسردی به غارت بیت المال مشغول هستند، اما این امر توجیه گر رفتار نادرست ما علیه دولت نیست. ضربه به دولت مانند سرپیچی از قوانین و یا فرار مالیاتی و یا تصاحب و آسیب رسانی به اموال عمومی و... ضررش بیش از آن که متوجه دولت باشد نهایتا به خود ما بازمی گردد.
و البته قبلا هم گفتم این توصیه ها توجیه گر تخلفات و بی کفایتی دولت و نظام نیست و در جای خودش باید روشنگری و پیگیری و مطالبه گری عمومی صورت گیرد....

آخرين ويرايش ناقد ، Tuesday 26 June 2018 در 12:58PM.
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Tuesday 26 June 2018   #8
Zamani.S
عضو ثابت
 
نشان Zamani.S
 
تاريخ ثبت نام: Apr 2008
مكان: قم
پاسخ‌ها: 33
ج: چه باید کرد؟

با سلام
در این اوضاع وانفسا اگر بخواهیم کاری بکنیم به نظر من یکی از راهکارها استفاده از ظرفیت های خالی قانون اساسی می باشد که 40 سال است اجرا نشده گرچه برخی از اصول آن قانون هم دارد مثلاً به اصل 49 توجه کنید که بیان می کند:
«دولت‏ موظف‏ است‏ ثروتهاي‏ ناشي‏ از ربا، غصب‏، رشوه‏، اختلاس‏، سرقت‏، قمار، سوء ‎‎‎‎استفاده‏ از موقوفات‏، سوء استفاده‏ از مقاطعه‏ كاريها و معاملات‏ دولتي‏، فروش‏ زمينهاي‏ موات‏ و مباحات‏ اصلي‏، داير كردن‏ اماكن‏ فساد و ساير موارد غير مشروع‏ را گرفته‏ و به‏ صاحب‏ حق‏ رد كند و در صورت‏ معلوم‏ نبودن‏ او به‏ بيت‏ المال‏ بدهد. اين‏ حكم‏ بايد با رسيدگي‏ و تحقيق‏ و ثبوت‏ شرعي‏ به‏ وسيله‏ دولت‏ اجرا شود.»

و یا اصل هشتم که نظارت عمومی است:
«در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ دعوت‏ به‏ خير، امر به‏ معروف‏ و نهي‏ از منكر وظيفه‏ اي‏ است‏ همگاني‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ يكديگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرايط و حدود و كيفيت‏ آن‏ را قانون‏ معين‏ مي‏ كند. "والمؤمنون‏ و المؤمنات‏ بعضهم‏ اولياء بعض‏ يأمرون‏ بالمعروف‏ و ينهون‏ عن‏ المنكر".»

به هرحال اگر دیر بجنبیم این نابسامانی ها که به سان آتش زیر خاکستر است شعله ور شده و دیگر کاری نمی توان کرد جز اعلام وضعیت فوق العاده و حکومت نظامی و کشت و کشتار که تصور می شود انقلاب دیگری مثل انقلاب فرانسه رخ دهد که مردم فقیر خانه ثروتمندان و اغنیا را غارت کردند.

به هرحال تا دیر نشده باید کاری کرد ولی متأسفانه مسئولین ما از رهبری تا پایین همه خواب هستند و دلشان را به رخ دادهایی نظیر فوتبال و ... خوش کرده اند.
__________________

سجاد زمانی
Zamani.S حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 27 June 2018   #9
Freedom1
عضو
 
نشان Freedom1
 
تاريخ ثبت نام: Nov 2002
پاسخ‌ها: 6,817
روزنوشته ها: 6
ج: چه باید کرد؟

اینکه حکومت ها فرهنگ مردم رو شکل میدن یا مردم خودشون فرهنگ رو شکل میدن و حکومتی مطابق با فرهنگ خودشون میسازن، محل بحث گسترده ایه. در دو سوی افراطی این بحث، عده ای همه ی مشکلات رو صرفا به گردن حکومت ها میاندازن حتی مشکلات فرهنگی جامعه رو، و در سوی مخالف، عده ای حکومتها رو صرفا حاصل فرهنگ جامعه و برخاسته از اون میدونن و راه اصلاح رو صرفا در اصلاح فرهنگ میبینن.
به نظر میرسه اشکالات فرهنگی و اشکالات حکومت مثل چاقی و پرخوری همدیگه رو تقویت میکنن، اما در این مثال هم برای رفع چاقی باید پرخوری رو مهار کرد و خود چاقی هرچند باعث پرخوری بیشتر میشه اما مستقیما قابل رفع نیست.

اصلاح فرهنگ نیاز به شرایط مناسب داره، روان شناسی و جامعه شناسی هم زمان باید وارد بشن و زمان زیادی لازم داره. معمولا باید از مدرسه ها شروع بشه و روی نسل های بعدی کار بشه، رسانه ها هم نقش پررنگی دارن که نقاط ضعف فرهنگی رو هدف بگیرن و به مردم آموزش بدن که چه رفتارهایی منفی هستن و نیاز به تغییر دارن.
حکومت ما چون مذهبیه، فرهنگ رو دقیقا مساوی با مذهب
میدونه و اصلاح فرهنگ رو صرفا در آموزش های مذهبی میدونه و تصورش اینه که اگر مردم مذهبی تر باشن فرهنگ بهتری هم خواهند داشت، با نگاهی به جوامع دیگه به سادگی میشه فهمید این برداشت کاملا اشتباهه و حتی عکس اون کمابیش صادقه. پس روی حکومت نمیشه حساب کرد و دلسوزان جامعه باید دست به کار بشن با ابزار رسانه ای موجود هر کاری از دستشون برمیاد انجام بدن.
Freedom1 حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 27 June 2018   #10
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: چه باید کرد؟

بلی، این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. اصلاح گری، هم وظیفه دولت است و هم مردم باید مشارکت جدی داشته باشند.
اما وقتی ساختار حاکمیت محافظه کار و دگماتیستی باشد تغییر از بالا خیلی سخت است، به ویژه آن که هر گونه تغییر موجب به خطر افتادن منافع هنگفت و ثروت‎های بادآورده آن ها می شود.
تغییر از پایین و در عین حال همصدایی ملی و مطالبه گری جدی و قانونی می تواند اندکی بالایی ها را هم به خود آورد و اندک تغییراتی ایجاد کند و البته آن طور که شما اشاره کردید این کار مستلزم پروسه ای سختی و طولانی توام با آگاه‎سازی و آموزش از مقاطع ابتدایی است.
در هر حال تجربه کشورهای توسعه یافته در برابر چشم ما قرار دارد. این بدان معناست که پیشرفت و توسعه هر چند زمانبر و پرزحمت است، اما غیرممکن نیست....
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Wednesday 27 June 2018   #11
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: چه باید کرد؟

نقل قول:
در اصل توسط Zamani.S نوشته شده است نمايش نوشته
با سلام
در این اوضاع وانفسا اگر بخواهیم کاری بکنیم به نظر من یکی از راهکارها استفاده از ظرفیت های خالی قانون اساسی می باشد که 40 سال است اجرا نشده گرچه برخی از اصول آن قانون هم دارد مثلاً به اصل 49 توجه کنید که بیان می کند:
«دولت‏ موظف‏ است‏ ثروتهاي‏ ناشي‏ از ربا، غصب‏، رشوه‏، اختلاس‏، سرقت‏، قمار، سوء ‎‎‎‎استفاده‏ از موقوفات‏، سوء استفاده‏ از مقاطعه‏ كاريها و معاملات‏ دولتي‏، فروش‏ زمينهاي‏ موات‏ و مباحات‏ اصلي‏، داير كردن‏ اماكن‏ فساد و ساير موارد غير مشروع‏ را گرفته‏ و به‏ صاحب‏ حق‏ رد كند و در صورت‏ معلوم‏ نبودن‏ او به‏ بيت‏ المال‏ بدهد. اين‏ حكم‏ بايد با رسيدگي‏ و تحقيق‏ و ثبوت‏ شرعي‏ به‏ وسيله‏ دولت‏ اجرا شود.»
و یا اصل هشتم که نظارت عمومی است:
«در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ دعوت‏ به‏ خير، امر به‏ معروف‏ و نهي‏ از منكر وظيفه‏ اي‏ است‏ همگاني‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ يكديگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرايط و حدود و كيفيت‏ آن‏ را قانون‏ معين‏ مي‏ كند. "والمؤمنون‏ و المؤمنات‏ بعضهم‏ اولياء بعض‏ يأمرون‏ بالمعروف‏ و ينهون‏ عن‏ المنكر".»
به هرحال اگر دیر بجنبیم این نابسامانی ها که به سان آتش زیر خاکستر است شعله ور شده و دیگر کاری نمی توان کرد جز اعلام وضعیت فوق العاده و حکومت نظامی و کشت و کشتار که تصور می شود انقلاب دیگری مثل انقلاب فرانسه رخ دهد که مردم فقیر خانه ثروتمندان و اغنیا را غارت کردند.
به هرحال تا دیر نشده باید کاری کرد ولی متأسفانه مسئولین ما از رهبری تا پایین همه خواب هستند و دلشان را به رخ دادهایی نظیر فوتبال و ... خوش کرده اند.
درست است. قانون اساسی سند دست بالایی کشور است و در نوع خود مترقی است. حتی اگر مترقی هم نباشد از قدیم گفته‏‎اند قانون بد بهتر از بی قانونی است. قطعا مراجعه به قانون بسیاری از مشکلات و اختلافات را حل می کند. یکی از رموز پیشرفت کشورهای توسعه یافته و کاهش فساد و معضلات آن ها اتکا و احترام همگانی به قانون و حقوق‎مدار بودن سیستم هاست. متاسفانه در کشور ما مقوله ای به نام "حقوق" دچار غربت شدید است و در عوض مقوله‎هایی مثل "تکلیف" را پررنگ کرده‎ایم.
دوست عزیز مشکل اصلی ما در بحث حقوق و قانون، فرهنگ معوجی است که هزاران کلک سوار می کند تا قانون را نادیده بگیرد و یا دور بزند... به ویژه در مواردی که با منافع ویژه برخی افراد تعارض دارد!
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از ناقد بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Wednesday 27 June 2018   #12
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: چه باید کرد؟

یکی از دوستان اهل مطالعه که این مطالب را دیده بود به من گفت خیلی آرمانی و فضایی حرف می زنی. بهتر است پایین بیایی تا با هم پیاده راه برویم!
همچنین اشاره کرد که شما توصیه به آرامش و صبر و قناعت می کنی، اما انگار خبر نداری طی روزهای گذشته در تهران و برخی شهرهای ایران چه خبر بوده است!
گفتم از اوضاع و احوالات متشنج کشور بیخبر نیستم و اتفاقا این مطالب را به همین منظور می نگارم.
نسخه من مثل آمپول های مسکن نیست که فورا درد بیمار را مرتفع کند و موقتا نفس راحتی بکشد. توصیه من تحمل درد و پیگیری کار جهت درمان اساسی بیماری است. اصل بیماری هم در فرهنگ سیاسی ما نهفته است. فرهنگی که بارها گفته ام گرفتار امراض مزمنی مثل زیاده خواهی، بی نظمی، قانون گریزی، فرصت طلبی، خودخواهی، ریا و تزویر، تعدی به حقوق دیگران، زورگویی به پایین دست و چاپلوسی از بالادست، یاس و افسردگی و... است.
دوست فاضلم در پایان گفت در این باره هزاران کتاب و مقاله و یادداشت و هزاران سخنرانی ایراد شده است، اما گویی همه اش یاسین به گوش... بوده است!
همچنان دارم به حرف دوستم فکر می کنم و البته بدون آن که ناامید شوم، از خود می پرسم آیا نوشتن این مطالب فایده ای دارد یا اتلاف وقت است؟
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
قديمي Sunday 1 July 2018   #13
ناقد
عضو ثابت
 
تاريخ ثبت نام: May 2013
پاسخ‌ها: 3,427
ج: چه باید کرد؟

با چند تن از دوستان بحثی داشتیم در باره مذاکره و آشتی با آمریکا. موضوعی که این روزها ممکن است میان خیلی از افراد در سطوح مختلف ـ از کوچه و بازار گرفته تا محافل علمی و دانشگاهی ـ رخ دهد و البته هر کس نظرات خودش را دارد.
جمع بندی بحث این بود که اگر امکان و احتمال مذاکره وجود داشته باشد، اما به دلایل متعدد امکان آشتی و حل و فصل پرونده های پیچیده میان دو طرف به آسانی امکان پذیر نیست.
علاوه بر مسایل بغرنج تاریخی و متراکم، مهمترین دلیل، سایه ایدئولوژیک بر سیاست خارجه ماست که موضوعی مانند مذاکره با شیطان بزرگ را تبدیل به تابو و یک امر حیثیتی کرده است. عبور از تابو شجاعتی همانند رستم دستان می خواهد. نه آن که صرف مذاکره و آشتی سخت باشد، نه این یک امر عرفی و رایج دیپلماتیک است که اتفاقا تجربه اش را هم داریم، آن چه سخت است پس گرفتن ایدئولوژی و اعتراف به اشتباه طولانی و عذرخواهی از گذشته است.
نکته دیگر هزینه های مذاکره و عدم مذاکره است. تا این جای کار جمع بندی نظام این است که مقاومت هزینه دارد، اما هزینه های سازش بیشتر است. سلّمنا. فقط امیدواریم اوضاع بر وفق مراد پیش برود و به جایی نرسیم که با ادامه فشار و تحریم ها شیرازه کار از هم بپاشد و مردم انقلابی به تنگ آمده و قید همه چیز را بزنند. در چنین حالتی، قطعا در این که هزینه های کدام گزینه بیشتر بوده نیاز به بازنگری داریم.

یکی از دوستان می گفت یک راهش همه پرسی از مردم در این باره است که در قانون هم پیش بینی شده است. اگر مردم گفتند "نه"، تکلیف نظام کاملا مشخص شده و با اعتماد به نفس و اقتدار بیشتری به استکبار "نه" می گوید.
اما اگر نتیجه همه پرسی "آری" باشد، تن دادن به خواست مردم عین مردمسالاری (دموکراسی) است و شکستن تابوی چهل ساله، هم در داخل و هم در خارج کار آسانی خواهد بود.
اما به همان دلیل ایدئولوژیک بودن سیاست، همه پرسی در باره مذاکره با آمریکا هم خودش نوعی تابو است که کسی جرات طرح کردن و نزدیکی به آن را ندارد!
و در پایان چون ایدئولوژی مقدس است، مخالفت با آن یک اشتباه بزرگ و نوعی گناه محسوب می شود و اگر حکم تکفیرت را صادر نکنند، حداقل آن است که ذلیل، ترسو، مزدور، خائن، کارچاق کن و... محسوب می شوی.
نتیجه بحث با دوستان هم همین بود. دست آخر به آنان گفتم ما داریم آب در هاون می کوبیم. لابد خسروان صلاح مملکت را از افراد بی تجربه و کم اطلاعی مانند ما بهتر می دانند... بهتر است تابع باشیم تا این دو روز دنیا را به سلامت سر کنیم!
علوم سیاسی و کتاب هایی هم که خوانده ایم و می گوید سیاست با ایدئولوژی نسبتی ندارد و اگر هم با آن جمع شود، آخرش به بن بست می رسد؛ همه اش چرندیات غربی هاست. ما در بهشت شرق زندگی می کنیم به محوریت ایران، ایرانی که می خواهد طرحی نو دراندازد و به جهان الگوی تازه ای بدهد...
ناقد حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks

کلیدواژه ها
هيچيك


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو
ارزيابي اين گفتگو
ارزيابي اين گفتگو:

قوانين ارسال نوشته
شما می توانید سرنگار جدید ارسال کنید.
شما می توانید پاسخ ارسال کنید.
شما می توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:20AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts