بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > باشگاه عمومي > فرهنگ و تاریخ

نکات

پاسخ
 
ابزار گفتگو
قديمي Tuesday 1 January 2013   #1
شهاب*
عضو ثابت
 
نشان شهاب*
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2006
پاسخ‌ها: 854
Arrow کتیبه حمورابی وحقارت منشورکوروش

کتیبه حمورابی و حقارت منشور کوروش

http://shahaab.blogfa.com/post-122.aspx


قانون نامه حمورابی که بر سنگی به درازای ۲.۵ متر ، شامل ۲۸۲ قانون نوشته شده یک یادگار عظیم از تمدن بین النهرین است که بررسی آن هم از لحاظ حقوقی ( با توجه به وضعیت جامعه در آن عصر) و هم از نظر روابط اجتماعی و سیاسی می تواند اطلاعات مفیدی از آن زمان بدست بدهد.

استوانه گلی کوروش که امروزه به واسطه ی پی گیری خاندان پهلوی به عنوان "اولین منشور حقوق بشر" به ثبت رسیده است ، در بر دارنده ی نکات اخلاقی و انسانی به مراتب نازلیست که به هیچ وجه قابل مقایسه با توصیه های حمورابی نیست .


این در حالیست که حمورابی طی سالهای ۱۷۹۲-۱۷۵۰ پیش از میلاد زیسته و کوروش از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ فرمانروایی کرده ، یعنی حدود ۱۳۰۰ سال پس از حمورابی استوانه ای گلی مشابه دیگر الواح بابلی توسط موبدان معبد مردوک نوشته شد که به دلایلی مورد توجه قرار گرفت.


******************************

ویلیام دورانت در کتاب مشرق زمین گاهواره تمدن ،مقدمه ی قانون نامه حمورابی را چنین آورده است :

… در آن هنگام كه نام بلند بابل را بر زبان راندند؛ در آن هنگام كه شهرت آن را در سراسر جهان پراكنده ساختند و، در ميان آن، مملكت ابد مدتي برپا داشتند كه استواري آن همچون استواري آسمان و زمين است...
فرمان دادند تا چنان كنم كه عدالت بر زمين فرمانروا باشد؛

گناهكاران و بدان را براندازم؛
از ستم كردن توانا بر ناتوان جلوگيرم…
و روشني را بر زمين بگسترم
و آسايش مردم را فراهم سازم.

اين منم كه به شهر اوروك حيات بخشيده
و آب فراوان در دسترس مردم آن گذاشته‌ام؛
اين منم كه شهر بورسيپا را زيبا ساخته‌ام؛…
اين منم كه براي اوراش مقتدر غله ذخيره كرده‌ام؛…

اين منم كه، هنگام سختي، دست كمك به جانب ملتم دراز كرده‌ام،

و مردم را بر آنچه در بابل دارند ايمن ساخته‌ام؛

من حاكم ملت و «خدمتگزاري» هستم

كه كارهاي او ماية خشنودي آنونيت است.

عبارت "خدمتگزار" خود نشان از اوج خضوع این شاه دارد و اینکه در سختی دست کمک را به سوی ملتش دراز می کند .


متن ذیل را هم جناب غیاث آبادی در سایتشان آورده بودند(ادعای متداول صلح و شادی و دادگری در کتیبه حمورابی) که نکات جالبی در این نوشته های حمورابی می بینیم :

Online Library of Liberty - The Code of Hammurabi

منم حمورابی، شاهی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان آورم، تا عدالت و دادگری را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید.

م حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه جهان گام می‌گذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که نیایشگاه اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد.


منم حمورابی، شاه چهارگوشه جهان، شاه بابل، شاه توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید.
منم حمورابی، شاه بزرگ، من چوپان مردمی بودم که مردوک آنان را به من سپرده بود، من سرزمین‌های آرام برای مردم فراهم ساختم، من بر مشکلات بزرگ پیروز شدم، من دشمن را ریشه‌کن کردم،

من جنگ را کنار نهادم،

من به همه سرزمین‌ها آسایش ارمغان کردم،

من کاری کردم تا همه مردم در دوستی و صلح زندگی کنند،

من اجازه ندادم کسی مردم را آزار دهد و برنجاند و بترساند،

سایه مهربان من بر فراز شهر گسترده شده است.
من همه مردمان سومر و بابل را در آغوش خود گرفتم،
آنان را به سوی خوشبختی رهنمون شدم،
من همیشه و همواره در صلح و آشتی بدانان فرمان راندم،
من همه مردم را در پناه دانایی خود قرار دادم،
من اجازه ندادم تا قوی بر ضعیف ظلم کند و زور گوید،
من اجازه ندادم تا کسی به کودک یتیم یا زن بیوه ظلم کند.من

حمورابی هستم،شاه دادگری، بنیانگذار قوانین،مجری عدالت،
من شاهی هستم که به مظلوم عدالت می‌بخشد،
بگذارید هر ستم‌کشیده‌ای که ادعایی دارد به نزد من بیاید...

در این جملات می بینیم که حمورابی هم خود را شاه چهارگوشه جهان می خواند و خود را چوپان مردم می خواند و مهمتر از همه اینکه می گوید من "جنگ را کنار نهادم" و ارمغان صلح و دوستی به مردم می دهد و ندای دادگری و عدالت سر می دهد و از مظلوم حمایت می کند و به ستم کشیده اجازه ی سخن گفتن می دهد و...

***************************************************


براستی در سخنان کوروش چه نکات انسانی می توان مشاهده کرد ؟ بخوانیم از "استوانه گلی بابلی کوروش " با ترجمه عبدالمجید ارفعی :

18. همه ی مردم بابل،‌ همگی (مردم) سومر و اکد، (همه ی) شاهزادگان و فرمانروایان به وی (= کورش) نماز بردند و بر دو پای او بوسه دادند (و) از پادشاهی اش شادمان گردیده، چهره ها درخشان کردند.

دقت کنید همه ی مردم بابل و سومر و اکد و بزرگان بر کوروش سجده کردند و بر دو پایش بوسه زدند ! اینست آنچه که ما بعنوان "منشور حقوق بشر" می شناسیم !



کالیستنس میگوید :

«کوروش پسر کمبوجیه ، نخستین انسانی بود که احترام سجده دید و گفته اند بعد از آن این رسم موهون در ایران امری مقبول شد .. غرور کوروش کبیر را قبیله ای از سکاها ، مردمی فقیر اما آزاد ، شکستند ، باید به خاطر آوری که سکاها داریوش را نیز تحقیر کردند ، همانگونه که آتن و اسپارت خشایارشا را تحقیر کردند و ده هزار مرد کلئارخوس و گزنفون اردشیر را و اینک الکساندر پشت داریوش دیگری را به خاک مالیده ، هرچند تاکنون کسی در برابر او به خاک نیفتاده است»(4:173) به نقل از وبلاگ ارغنون -جناب بزرگمهر




کوروش همچنان در بندهای بعد نیز این رفتار را تکرار می کند و می آورد (ترجمه عبدالمجید ارفعی ):

29. و همگی (شاهان) جهان از زبرین دریا (= دریای مدیترانه) تا زیرین دریا (= دریای پارس)، (همه ی) باشندگان سرزمین های دور دست، همه ی شاهان آموری شاهان Amurrû آموری، باشندگان در چادرها همه ی آن ها

30. باج و ساو بسیارشان را از بهر من؛ (= کورش) به بابل اندر آوردند و بر دو پای من بوسه دادند.

با دقت در این ترجمه خواهیم دید که "باج و ساو" و "بوسیدن دو پا" همزمان آمده و یک اصطلاح شاعرانه یا... نیست و عملیست که شاید در ابعادی کوچکتر ، ولی صورت گرفته ، و ادامه نیز داشته و حتی در عصر حضور اسکندر در دربار ایران ، یونانیان با شگفتی از این رفتار یاد می کردند .



قوانین حمورابی:

ویل دورانت درباره ی قوانین حمورابی می نویسد :


كدام شهر جديد امروز است كه در آن حسن اداره به اندازه‌اي رسيده باشد كه تاوان جرمي را كه به سبب اهمال آن پيش آمده بپردازد؟ آيا براستي قانون، از زمان حموربي به اين طرف، ترقي كرده، يا تنها آن بوده است كه افزونتر و پيچيده‌تر شده است؟


بدون شك، مجموعة قوانيني را مي‌سازد كه از مجموعة قوانين آشور، كه بيش از هزار سال پس از آن تدوين يافته، بسيار مترقيتر و به اصول تمدن نزديكتر است و، از پاره‌اي جهات، «به اندازة قانون يك كشور جديد اروپايي خوب است.»



یکی از قوانین بابل : اگر زني مي‌توانست ثابت كند كه نسبت به شوهرش وفادار مانده، و شوهر در حق وي سختي روا داشته، البته طلاق نمي‌گرفت، ولي عملا حق داشت خانة شوهر را ترك گويد؛ در چنين حالتي به خانة پدر و مادر خود باز مي‌گشت و علاوه بر جهيزيه، هر چيز ديگري را كه پس از آن به دست آورده بود نيز با خود مي‌برد. (زنان انگلستان تا اواخر قرن نوزدهم چنين حقي را به دست نياورده بودند.)

برخی از قوانین :

اگرقاضی حکمی صادرکند و بعدا معلوم شود که تصمیم او اشتباه بوده است باید12برابر جریمه ای را که تعیین خود بپردازد و از صندلب قضاوت کنار رود و هرگز قضاوت نکند.
اگر پسری پدرش را کتک بزند دست پسر باید قطع شود .
اگر مردی چشم مرد دیگری را کور کند باید چشم او کور شود.
اگر معماری برای کسی خانه ای بسازد و خانه ای که بنا کرده ویران شود و سبب مرگ صاحبخانه شود معمار به مرگ محکوم خواهد شد.
هرگاه شخصی گاوی کرایه کرد وشاخش را شکست و یا دمش را برید باید یک چهارم بهای ان را به نقره بپردازد.
اگر کسی در حین دزدی دستگیر شود، محکوم به اعدام خواهد شد. اگر دزد دستگیر نشود، مرد دزد زده باید در برابر خدا صورت تفصیلی آنچه را از وی دزدیده اند بازگوید و شهری که دزدی در آن واقع شده یا حاکم ناحیه خارج شهر باید تاوان خسارات وی را بدهد. اگر دزدی منجر به کشته شدن صاحب مال شود شهر و حاکم باید یک مینا به ورثه مقتول بپردازند.»
اگر مردی بخواهد از زنش که از او دارای فرزندی نشده جدا شود باید برابر پول خرید او و همچنین جهیزیه‌ای که از خانهٔ پدرش به همراه آورده را به زن بپردازد و از او جدا شود.
اگر مردی زنی بگیرد و از او بچه دار نشود و بخواهد زن دومی بگیرد و او را به خانه بیاورد، زن دوم هرگز نباید به جایگاه زن نخست (مرتبه) باشد.
اگر کسی با مادر یا پدر خود زنا انجام دهد، هر دو فرد سوزانده می شوند.
اگر این زن نخواهد در خانه ی مرد بماند، مرد باید جهیزیه ی او را بپردازد و او را به خانه ی پدرش بفرستد.
اگر زن مردی بیمار شود و مرد بخواهد زن دیگری اختیار کند، نباید زن نخست را از خانه اخراج کند بلکه باید در خانه ای که ساخته نگه دارد و او را تا زمانی که زنده است حمایت (مالی؟) کند.
اگر زنی با مردی ازدواج کند و به او یک خدمتکار بدهد و برای او فرزند بیاورد، و آن مرد بخواهد زن دومی بگیرد، نمی تواند.
اگر مردی بخواهد از زنش که از او دارای فرزندی نشده جدا شود باید معادل پول خرید او و همچنین جهیزیه ای که از خانه ی پدرش به همراه آورده را به زن بپردازد و از او جدا شود.اگر برای خرید او قیمتی نپرداخته باید معادل یک مینا طلا به عنوان هدیه بپردازد.
اگر مردی در جنگ اسیر شود و در خانه ی او وسیله ی معاش هست ولی زن او خانه را ترک کند و به خانه ی دیگری برود، آن زن باید به آب انداخته شود.ولی اگر در خانه معاش نیست و زن به خانه ی دیگری برود، بر زن گناهی نیست.
اگر مردی به همسر باکره ی کسی را که هنوز در خانه ی پدرش زندگی می کند دست درازی کند، مرد به مجازات مرگ می رسد.
اگر زنی با مرد دیگری رابطه داشته باشد، باید هر دو با طناب بسته شوند و به آب انداخته شوند. ولی شوهر می تواند زن خود را ببخشد و شاه بردگان خود را.
املی کورت در کتاب "هخامنشیان" صفحه ۴۲ می نویسد:

کوروش تسلیم (بابل) را پذیرفت و خود را فرمانروای تبرک یافته از سوی خداوند برای بابل اعلام کرد ...

این اعلامیه های (استوانه بابلی ) عمومی بخشی از سنت فاتحان بابل پس از پیروزی محسوب می شدند . آن ها ادامه حیات مغلوبان را تضمین می کردند ...

این کار ابزار سیاسی نیرومندی بود که ایرانیان را بیشتر از حمایت مردم برخوردار می کرد و نه اقدامی برخلاف به شمار می رفت و نه نوعی آزادی بخشیدن به مردم بود.
__________________
میخواهند نور خدا را با سخنان و دهانشان خاموش کنند
اما خدا نورش را کامل می کند،
هرچند کافران خوش نداشته باشند!
shahaab.blogfa.com
شهاب* حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 4 كاربر از شهاب* بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Tuesday 1 January 2013   #2
jacob
عضو ثابت
 
نشان jacob
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2009
پاسخ‌ها: 1,571
ج: کتیبه حمورابی وحقارت منشورکوروش

نقل قول:
در اصل توسط شهاب* نوشته شده است نمايش نوشته
کتیبه حمورابی و حقارت منشور کوروش

http://shahaab.blogfa.com/post-122.aspx


قانون نامه حمورابی که بر سنگی به درازای ۲.۵ متر ، شامل ۲۸۲ قانون نوشته شده یک یادگار عظیم از تمدن بین النهرین است که بررسی آن هم از لحاظ حقوقی ( با توجه به وضعیت جامعه در آن عصر) و هم از نظر روابط اجتماعی و سیاسی می تواند اطلاعات مفیدی از آن زمان بدست بدهد.

استوانه گلی کوروش که امروزه به واسطه ی پی گیری خاندان پهلوی به عنوان "اولین منشور حقوق بشر" به ثبت رسیده است ، در بر دارنده ی نکات اخلاقی و انسانی به مراتب نازلیست که به هیچ وجه قابل مقایسه با توصیه های حمورابی نیست .


این در حالیست که حمورابی طی سالهای ۱۷۹۲-۱۷۵۰ پیش از میلاد زیسته و کوروش از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ فرمانروایی کرده ، یعنی حدود ۱۳۰۰ سال پس از حمورابی استوانه ای گلی مشابه دیگر الواح بابلی توسط موبدان معبد مردوک نوشته شد که به دلایلی مورد توجه قرار گرفت.


******************************

ویلیام دورانت در کتاب مشرق زمین گاهواره تمدن ،مقدمه ی قانون نامه حمورابی را چنین آورده است :

… در آن هنگام كه نام بلند بابل را بر زبان راندند؛ در آن هنگام كه شهرت آن را در سراسر جهان پراكنده ساختند و، در ميان آن، مملكت ابد مدتي برپا داشتند كه استواري آن همچون استواري آسمان و زمين است...
فرمان دادند تا چنان كنم كه عدالت بر زمين فرمانروا باشد؛

گناهكاران و بدان را براندازم؛
از ستم كردن توانا بر ناتوان جلوگيرم…
و روشني را بر زمين بگسترم
و آسايش مردم را فراهم سازم.

اين منم كه به شهر اوروك حيات بخشيده
و آب فراوان در دسترس مردم آن گذاشته‌ام؛
اين منم كه شهر بورسيپا را زيبا ساخته‌ام؛…
اين منم كه براي اوراش مقتدر غله ذخيره كرده‌ام؛…

اين منم كه، هنگام سختي، دست كمك به جانب ملتم دراز كرده‌ام،

و مردم را بر آنچه در بابل دارند ايمن ساخته‌ام؛

من حاكم ملت و «خدمتگزاري» هستم

كه كارهاي او ماية خشنودي آنونيت است.

عبارت "خدمتگزار" خود نشان از اوج خضوع این شاه دارد و اینکه در سختی دست کمک را به سوی ملتش دراز می کند .


متن ذیل را هم جناب غیاث آبادی در سایتشان آورده بودند(ادعای متداول صلح و شادی و دادگری در کتیبه حمورابی) که نکات جالبی در این نوشته های حمورابی می بینیم :

Online Library of Liberty - The Code of Hammurabi

منم حمورابی، شاهی که خدایان مرا برگزیدند تا برای مردم رفاه را به ارمغان آورم، تا عدالت و دادگری را در زمین گسترش دهم، تا ظلم و بدی را از بین ببرم، تا قوی نتواند بر ضعیف ظلم کند و زور بگوید.

م حمورابی، آن کسی که فراوانی و برکت را زیاد کند، آن کسی که بر چهار گوشه جهان گام می‌گذارد، آن کسی که بابل را بزرگ و باشکوه کرد، آن کسی که قلب خدای خود مردوک را متوجه خود کرد، آن کسی که نیایشگاه اسگیلا را آباد کرد، آن کسی که شهر اور را آبادان کرد، آن کسی که شهر اوروک را زیبا و با طراوت کرد.


منم حمورابی، شاه چهارگوشه جهان، شاه بابل، شاه توانا، کسی که قانون و عدالت را در زمین برقرار کرد، کسی که به مردم آسایش بخشید.
منم حمورابی، شاه بزرگ، من چوپان مردمی بودم که مردوک آنان را به من سپرده بود، من سرزمین‌های آرام برای مردم فراهم ساختم، من بر مشکلات بزرگ پیروز شدم، من دشمن را ریشه‌کن کردم،

من جنگ را کنار نهادم،

من به همه سرزمین‌ها آسایش ارمغان کردم،

من کاری کردم تا همه مردم در دوستی و صلح زندگی کنند،

من اجازه ندادم کسی مردم را آزار دهد و برنجاند و بترساند،

سایه مهربان من بر فراز شهر گسترده شده است.
من همه مردمان سومر و بابل را در آغوش خود گرفتم،
آنان را به سوی خوشبختی رهنمون شدم،
من همیشه و همواره در صلح و آشتی بدانان فرمان راندم،
من همه مردم را در پناه دانایی خود قرار دادم،
من اجازه ندادم تا قوی بر ضعیف ظلم کند و زور گوید،
من اجازه ندادم تا کسی به کودک یتیم یا زن بیوه ظلم کند.من

حمورابی هستم،شاه دادگری، بنیانگذار قوانین،مجری عدالت،
من شاهی هستم که به مظلوم عدالت می‌بخشد،
بگذارید هر ستم‌کشیده‌ای که ادعایی دارد به نزد من بیاید...

در این جملات می بینیم که حمورابی هم خود را شاه چهارگوشه جهان می خواند و خود را چوپان مردم می خواند و مهمتر از همه اینکه می گوید من "جنگ را کنار نهادم" و ارمغان صلح و دوستی به مردم می دهد و ندای دادگری و عدالت سر می دهد و از مظلوم حمایت می کند و به ستم کشیده اجازه ی سخن گفتن می دهد و...

***************************************************


براستی در سخنان کوروش چه نکات انسانی می توان مشاهده کرد ؟ بخوانیم از "استوانه گلی بابلی کوروش " با ترجمه عبدالمجید ارفعی :

18. همه ی مردم بابل،‌ همگی (مردم) سومر و اکد، (همه ی) شاهزادگان و فرمانروایان به وی (= کورش) نماز بردند و بر دو پای او بوسه دادند (و) از پادشاهی اش شادمان گردیده، چهره ها درخشان کردند.

دقت کنید همه ی مردم بابل و سومر و اکد و بزرگان بر کوروش سجده کردند و بر دو پایش بوسه زدند ! اینست آنچه که ما بعنوان "منشور حقوق بشر" می شناسیم !



کالیستنس میگوید :

«کوروش پسر کمبوجیه ، نخستین انسانی بود که احترام سجده دید و گفته اند بعد از آن این رسم موهون در ایران امری مقبول شد .. غرور کوروش کبیر را قبیله ای از سکاها ، مردمی فقیر اما آزاد ، شکستند ، باید به خاطر آوری که سکاها داریوش را نیز تحقیر کردند ، همانگونه که آتن و اسپارت خشایارشا را تحقیر کردند و ده هزار مرد کلئارخوس و گزنفون اردشیر را و اینک الکساندر پشت داریوش دیگری را به خاک مالیده ، هرچند تاکنون کسی در برابر او به خاک نیفتاده است»(4:173) به نقل از وبلاگ ارغنون -جناب بزرگمهر




کوروش همچنان در بندهای بعد نیز این رفتار را تکرار می کند و می آورد (ترجمه عبدالمجید ارفعی ):

29. و همگی (شاهان) جهان از زبرین دریا (= دریای مدیترانه) تا زیرین دریا (= دریای پارس)، (همه ی) باشندگان سرزمین های دور دست، همه ی شاهان آموری شاهان Amurrû آموری، باشندگان در چادرها همه ی آن ها

30. باج و ساو بسیارشان را از بهر من؛ (= کورش) به بابل اندر آوردند و بر دو پای من بوسه دادند.

با دقت در این ترجمه خواهیم دید که "باج و ساو" و "بوسیدن دو پا" همزمان آمده و یک اصطلاح شاعرانه یا... نیست و عملیست که شاید در ابعادی کوچکتر ، ولی صورت گرفته ، و ادامه نیز داشته و حتی در عصر حضور اسکندر در دربار ایران ، یونانیان با شگفتی از این رفتار یاد می کردند .



قوانین حمورابی:

ویل دورانت درباره ی قوانین حمورابی می نویسد :


كدام شهر جديد امروز است كه در آن حسن اداره به اندازه‌اي رسيده باشد كه تاوان جرمي را كه به سبب اهمال آن پيش آمده بپردازد؟ آيا براستي قانون، از زمان حموربي به اين طرف، ترقي كرده، يا تنها آن بوده است كه افزونتر و پيچيده‌تر شده است؟


بدون شك، مجموعة قوانيني را مي‌سازد كه از مجموعة قوانين آشور، كه بيش از هزار سال پس از آن تدوين يافته، بسيار مترقيتر و به اصول تمدن نزديكتر است و، از پاره‌اي جهات، «به اندازة قانون يك كشور جديد اروپايي خوب است.»



یکی از قوانین بابل : اگر زني مي‌توانست ثابت كند كه نسبت به شوهرش وفادار مانده، و شوهر در حق وي سختي روا داشته، البته طلاق نمي‌گرفت، ولي عملا حق داشت خانة شوهر را ترك گويد؛ در چنين حالتي به خانة پدر و مادر خود باز مي‌گشت و علاوه بر جهيزيه، هر چيز ديگري را كه پس از آن به دست آورده بود نيز با خود مي‌برد. (زنان انگلستان تا اواخر قرن نوزدهم چنين حقي را به دست نياورده بودند.)

برخی از قوانین :

اگرقاضی حکمی صادرکند و بعدا معلوم شود که تصمیم او اشتباه بوده است باید12برابر جریمه ای را که تعیین خود بپردازد و از صندلب قضاوت کنار رود و هرگز قضاوت نکند.
اگر پسری پدرش را کتک بزند دست پسر باید قطع شود .
اگر مردی چشم مرد دیگری را کور کند باید چشم او کور شود.
اگر معماری برای کسی خانه ای بسازد و خانه ای که بنا کرده ویران شود و سبب مرگ صاحبخانه شود معمار به مرگ محکوم خواهد شد.
هرگاه شخصی گاوی کرایه کرد وشاخش را شکست و یا دمش را برید باید یک چهارم بهای ان را به نقره بپردازد.
اگر کسی در حین دزدی دستگیر شود، محکوم به اعدام خواهد شد. اگر دزد دستگیر نشود، مرد دزد زده باید در برابر خدا صورت تفصیلی آنچه را از وی دزدیده اند بازگوید و شهری که دزدی در آن واقع شده یا حاکم ناحیه خارج شهر باید تاوان خسارات وی را بدهد. اگر دزدی منجر به کشته شدن صاحب مال شود شهر و حاکم باید یک مینا به ورثه مقتول بپردازند.»
اگر مردی بخواهد از زنش که از او دارای فرزندی نشده جدا شود باید برابر پول خرید او و همچنین جهیزیه‌ای که از خانهٔ پدرش به همراه آورده را به زن بپردازد و از او جدا شود.
اگر مردی زنی بگیرد و از او بچه دار نشود و بخواهد زن دومی بگیرد و او را به خانه بیاورد، زن دوم هرگز نباید به جایگاه زن نخست (مرتبه) باشد.
اگر کسی با مادر یا پدر خود زنا انجام دهد، هر دو فرد سوزانده می شوند.
اگر این زن نخواهد در خانه ی مرد بماند، مرد باید جهیزیه ی او را بپردازد و او را به خانه ی پدرش بفرستد.
اگر زن مردی بیمار شود و مرد بخواهد زن دیگری اختیار کند، نباید زن نخست را از خانه اخراج کند بلکه باید در خانه ای که ساخته نگه دارد و او را تا زمانی که زنده است حمایت (مالی؟) کند.
اگر زنی با مردی ازدواج کند و به او یک خدمتکار بدهد و برای او فرزند بیاورد، و آن مرد بخواهد زن دومی بگیرد، نمی تواند.
اگر مردی بخواهد از زنش که از او دارای فرزندی نشده جدا شود باید معادل پول خرید او و همچنین جهیزیه ای که از خانه ی پدرش به همراه آورده را به زن بپردازد و از او جدا شود.اگر برای خرید او قیمتی نپرداخته باید معادل یک مینا طلا به عنوان هدیه بپردازد.
اگر مردی در جنگ اسیر شود و در خانه ی او وسیله ی معاش هست ولی زن او خانه را ترک کند و به خانه ی دیگری برود، آن زن باید به آب انداخته شود.ولی اگر در خانه معاش نیست و زن به خانه ی دیگری برود، بر زن گناهی نیست.
اگر مردی به همسر باکره ی کسی را که هنوز در خانه ی پدرش زندگی می کند دست درازی کند، مرد به مجازات مرگ می رسد.
اگر زنی با مرد دیگری رابطه داشته باشد، باید هر دو با طناب بسته شوند و به آب انداخته شوند. ولی شوهر می تواند زن خود را ببخشد و شاه بردگان خود را.
املی کورت در کتاب "هخامنشیان" صفحه ۴۲ می نویسد:

کوروش تسلیم (بابل) را پذیرفت و خود را فرمانروای تبرک یافته از سوی خداوند برای بابل اعلام کرد ...

این اعلامیه های (استوانه بابلی ) عمومی بخشی از سنت فاتحان بابل پس از پیروزی محسوب می شدند . آن ها ادامه حیات مغلوبان را تضمین می کردند ...

این کار ابزار سیاسی نیرومندی بود که ایرانیان را بیشتر از حمایت مردم برخوردار می کرد و نه اقدامی برخلاف به شمار می رفت و نه نوعی آزادی بخشیدن به مردم بود.
با اینکه مقالتون کاملا مغرضانه نوشته شده و سرانجام بحث هم از الآن معلومه اما خوبه که یک سری از این ادعا ها بررسی بشه به نظرم.
اولا که قانون حمورابی قابل مقایسه با منشور کوروش نیست،به این دلیل که قانون حمورابی تنها در موارد محدودی از لحاظ قانونی حکم صادر کرده اما منشور کوروش به مراتب جامع تر از اینکه "هرگاه شخصی گاوی کرایه کرد وشاخش را شکست و یا دمش را برید باید یک چهارم بهای ان را به نقره بپردازد" حکم صادر کرده و به نظر بدیهیه و نیاز به توضیح اضافه نداره.
اما از این قوانینی که متعلق به قانون حمورابی هستند خیلی جالبه که این چند قانون رو ذکر نکردید:
"اگر کسی از پسر یا بردهٔ مرد دیگری بدون شاهد یا قرار داد چیزی بخرد، طلا یا نقره، بردهٔ مرد یا زن، گوسفند یا گاو، خر … فرد خریدار در حکم دزد است و به مرگ محکوم است."
"اگر کسی بردهٔ مرد یا زنی از دربار یا از مرد آزاد دیگری را در خارج از دروازهٔ شهر بگیرد، او به مرگ محکوم است."
"اگر بردهٔ مرد یا زن فراری از دربار یا متعلق به مرد آزاد دیگری به خانهٔ کسی بروند و او آنرا به مجل اعلان عمومی نیاورد رییس خانه به مرگ محکوم است."
"اگر کسی بردهٔ مرد یا زنی را در مناطق بیابد و آنرا به صاحبش برگرداند صاحب برده باید دو شکل نقره به فرد بپردازد."
"اگر برده از گفتن نام صاحب خود خودداری کند باید آنرا به قصر آورند و جستجوی بیشتری شود تا او را به صاحبش باز گردانند."
تمرکز من روی لفظ"برده" هستش جناب شهاب،اگر بیطرفانه قرار به قیاس بین این قانون نامه و منشور کوروش باشه به نظر آشکار میرسه که کدوم در مقابل اون یکی به قول شما"حقیر" هستش.رسم برده داری که کوروش اون رو لغو کرد در قانون حمورابی امری ساده و عام فرض شده و قضیه جالبتر میشه وقتی فرافکنی شما رو در این مورد میبینیم که در مورد قانون حمورابی گفتید که:«به اندازة قانون يك كشور جديد اروپايي خوب است.»!
و درمورد قسمت هایی هم که از منشور کوروش ذکر کردید مثل نوشتار مشابه در تالار سیاست اون قسمت رو که دلتون خواسته آوردید و به این توجه نکردید که این نقل قول هایی که قرار دادید از طرف خود کوروش نیست.حتما اطلاع دارید که نیمه ی اول منشور کوروش به زبان رویدادنگاران بابلی هست و نیمه ی دوم از زبان خود او،در حالیکه شما نیمه ی اول رو هم به خود کوروش نسبت دادید و چنین برداشت های مغرضانه ای کردید و از قسمتی که اشاره به آزاد کردن یهودیان،لغو کردن برده داری،احترام به سایر ادیان و ... داره خودداری کردید.
__________________
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
jacob حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 3 كاربر از jacob بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 3 January 2013   #3
شهاب*
عضو ثابت
 
نشان شهاب*
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2006
پاسخ‌ها: 854
ج: کتیبه حمورابی وحقارت منشورکوروش

نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
با اینکه مقالتون کاملا مغرضانه نوشته شده و سرانجام بحث هم از الآن معلومه اما خوبه که یک سری از این ادعا ها بررسی بشه به نظرم.
اولا که قانون حمورابی قابل مقایسه با منشور کوروش نیست،به این دلیل که قانون حمورابی تنها در موارد محدودی از لحاظ قانونی حکم صادر کرده اما منشور کوروش به مراتب جامع تر از اینکه "هرگاه شخصی گاوی کرایه کرد وشاخش را شکست و یا دمش را برید باید یک چهارم بهای ان را به نقره بپردازد" حکم صادر کرده و به نظر بدیهیه و نیاز به توضیح اضافه نداره.
اما از این قوانینی که متعلق به قانون حمورابی هستند خیلی جالبه که این چند قانون رو ذکر نکردید:
"اگر کسی از پسر یا بردهٔ مرد دیگری بدون شاهد یا قرار داد چیزی بخرد، طلا یا نقره، بردهٔ مرد یا زن، گوسفند یا گاو، خر … فرد خریدار در حکم دزد است و به مرگ محکوم است."
"اگر کسی بردهٔ مرد یا زنی از دربار یا از مرد آزاد دیگری را در خارج از دروازهٔ شهر بگیرد، او به مرگ محکوم است."
"اگر بردهٔ مرد یا زن فراری از دربار یا متعلق به مرد آزاد دیگری به خانهٔ کسی بروند و او آنرا به مجل اعلان عمومی نیاورد رییس خانه به مرگ محکوم است."
"اگر کسی بردهٔ مرد یا زنی را در مناطق بیابد و آنرا به صاحبش برگرداند صاحب برده باید دو شکل نقره به فرد بپردازد."
"اگر برده از گفتن نام صاحب خود خودداری کند باید آنرا به قصر آورند و جستجوی بیشتری شود تا او را به صاحبش باز گردانند."
تمرکز من روی لفظ"برده" هستش جناب شهاب،اگر بیطرفانه قرار به قیاس بین این قانون نامه و منشور کوروش باشه به نظر آشکار میرسه که کدوم در مقابل اون یکی به قول شما"حقیر" هستش.رسم برده داری که کوروش اون رو لغو کرد در قانون حمورابی امری ساده و عام فرض شده و قضیه جالبتر میشه وقتی فرافکنی شما رو در این مورد میبینیم که در مورد قانون حمورابی گفتید که:«به اندازة قانون يك كشور جديد اروپايي خوب است.»!
و درمورد قسمت هایی هم که از منشور کوروش ذکر کردید مثل نوشتار مشابه در تالار سیاست اون قسمت رو که دلتون خواسته آوردید و به این توجه نکردید که این نقل قول هایی که قرار دادید از طرف خود کوروش نیست.حتما اطلاع دارید که نیمه ی اول منشور کوروش به زبان رویدادنگاران بابلی هست و نیمه ی دوم از زبان خود او،در حالیکه شما نیمه ی اول رو هم به خود کوروش نسبت دادید و چنین برداشت های مغرضانه ای کردید و از قسمتی که اشاره به آزاد کردن یهودیان،لغو کردن برده داری،احترام به سایر ادیان و ... داره خودداری کردید.
دوست عزیز

پرده تعصب چنان در برابر چشمانتان خودنمایی می کند که
نفهمیدید که جمله ی رنگی را من نگفتم بلکه "ویل دورانت" گفته !!
آنهم پس از تحلیل و قیاس با قوانین اروپا و غرب ...


در مورد قانون نامه نیز بحث ما در همان مقدمه ی کتیبه حمورابی
کافیست تا اثبات شود ...
اثبات شود که حمورابی به اخلاق و حقوق بشر و انسان هزاران برابر
امثال کوروش بیشتر اهمیت می داد ...
او حداقل می دانست جنگ را باید ترک کند ... ولی کوروش تا لحظه مرگش
خونخوارترین لحظات را رقم زد و توسط ملکه ماساژت ها کشته شد...

حمورابی می دانست یتیم و بی کس و ... به عدالت نیاز دارند نه
مثل لوح کوروش به بوسیدن پای کوروش و دادن باج بیشتر به او !!!

او می دانست که بباید از ستم کردن توانا بر ناتوان جلوگیری کند ،
ولی کوروش و هخامنشیان سیستمی را رواج دادند که هنوز هم که هنوزه
ایران درگیر همین سیستم سلطنتی و خاندانی است ...

او خود را "خدمتگزار" می دانست نه اربابی که باید دست و پایش را
حتی حاکمان ببوسند ...

جالب نیست که سجده بردن بر انسان توسط همین کوروش ترویج شده ،
پیش از او در ایران چقدر این عمل رواج داشته ؟!
__________________
میخواهند نور خدا را با سخنان و دهانشان خاموش کنند
اما خدا نورش را کامل می کند،
هرچند کافران خوش نداشته باشند!
shahaab.blogfa.com
شهاب* حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
كاربران ذيل از شهاب* بابت اين نوشته مفيد تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 3 January 2013   #4
jacob
عضو ثابت
 
نشان jacob
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2009
پاسخ‌ها: 1,571
ج: کتیبه حمورابی وحقارت منشورکوروش

نقل قول:
در اصل توسط شهاب* نوشته شده است نمايش نوشته
دوست عزیز

پرده تعصب چنان در برابر چشمانتان خودنمایی می کند که
نفهمیدید که جمله ی رنگی را من نگفتم بلکه "ویل دورانت" گفته !!
آنهم پس از تحلیل و قیاس با قوانین اروپا و غرب ...


در مورد قانون نامه نیز بحث ما در همان مقدمه ی کتیبه حمورابی
کافیست تا اثبات شود ...
اثبات شود که حمورابی به اخلاق و حقوق بشر و انسان هزاران برابر
امثال کوروش بیشتر اهمیت می داد ...
او حداقل می دانست جنگ را باید ترک کند ... ولی کوروش تا لحظه مرگش
خونخوارترین لحظات را رقم زد و توسط ملکه ماساژت ها کشته شد...

حمورابی می دانست یتیم و بی کس و ... به عدالت نیاز دارند نه
مثل لوح کوروش به بوسیدن پای کوروش و دادن باج بیشتر به او !!!

او می دانست که بباید از ستم کردن توانا بر ناتوان جلوگیری کند ،
ولی کوروش و هخامنشیان سیستمی را رواج دادند که هنوز هم که هنوزه
ایران درگیر همین سیستم سلطنتی و خاندانی است ...

او خود را "خدمتگزار" می دانست نه اربابی که باید دست و پایش را
حتی حاکمان ببوسند ...

جالب نیست که سجده بردن بر انسان توسط همین کوروش ترویج شده ،
پیش از او در ایران چقدر این عمل رواج داشته ؟!
بله به هر حال این پرده ی تعصبی که جلوی چشمان بنده هستش فرقی توی صورت مسئله ایجاد نمیکنه حالا چه شما گفته باشی چه ویل دورانت.ذات حرف با توجه به این اسناد غلط هستش.
به هر حال وجود رسم برده داری و اعمال قوانینی در این رابطه در قیاس با زمان کوروش که این قانون به کل لغو شده بود خود گویای این موضوع هست که کدوم ارزشمندتر هست و تاکید بدون پشتوانه ی شما بر این موضوع که منشور کوروش"حقیر" هستش بیشتر به همون دشمنی متعصبانه ی شما با دوران هخامنشیان بر میگرده که به نظرم هیچ دلیل منطقی ای نداره.
باید توجه کرد به اینکه چون مردم بابل به دست و پای کوروش بوسه زدند لزوما مقبولیت این امر توسط کوروش رو نمیرسونه و اینجا هم باز بدون دلیل این کار رو دارید امر دلخواه کوروش جلوه میدید! و همونطور که عرض کردم اینها سخنان خود رویدادنگاران بابلی هست،نه کوروش.
__________________
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
jacob حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از jacob بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Thursday 3 January 2013   #5
شهاب*
عضو ثابت
 
نشان شهاب*
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2006
پاسخ‌ها: 854
ج: کتیبه حمورابی وحقارت منشورکوروش

با سلام و احترام
نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
بله به هر حال این پرده ی تعصبی که جلوی چشمان بنده هستش فرقی توی صورت مسئله ایجاد نمیکنه حالا چه شما گفته باشی چه ویل دورانت.ذات حرف با توجه به این اسناد غلط هستش.
.
تفاوتش اینست که ویل دورانت به عنوان یک متخصص تاریخ پژوه
و یک فیلسوف و جامعه شناس ، بهتر از شما وضع جامعه اروپا و
تاریخ علمی و نحوه تحلیل آن و هرمنوتیک را می داند ...

نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
به هر حال وجود رسم برده داری و اعمال قوانینی در این رابطه در قیاس با زمان کوروش که این قانون به کل لغو شده بود
.
برده داری هرگز در زمان کوروش لغو نشده بوده ...
هیچ سندی آنرا تایید نمی کند ، حتی لوح کذایی کوروش !!!
خود داریوش هر سال فقط 500 غلام اخته شده از بابل می گرفته !!

این ترجمه لوح گلی بابلی کوروش :
http://www.aariaboom.com/content/view/1511/279/

شما برانداختن برده داری را در آن میبینید ؟!!


نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
خود گویای این موضوع هست که کدوم ارزشمندتر هست و تاکید بدون پشتوانه ی شما بر این موضوع که منشور کوروش"حقیر" هستش بیشتر به همون دشمنی متعصبانه ی شما با دوران هخامنشیان بر میگرده که به نظرم هیچ دلیل منطقی ای نداره.
.
سخن و نوشته من در راستای بیان "حقیقت" است ،
هر چند تلخ باشد ...
ولی کسی که حقیقت را می پوشاند ، چگونه باید توصیفش کرد ؟!

نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
باید توجه کرد به اینکه چون مردم بابل به دست و پای کوروش بوسه زدند لزوما مقبولیت این امر توسط کوروش رو نمیرسونه و اینجا هم باز بدون دلیل این کار رو دارید امر دلخواه کوروش جلوه میدید! و همونطور که عرض کردم اینها سخنان خود رویدادنگاران بابلی هست،نه کوروش.
همین است که می گویم ، تاریخ را خوب نمی دانید
حتی لوح گلی کوروش را هم یکبار نخوانده اید ...

در استوانه بابلی کوروش نوشته شده که :

29. و همگی (شاهان) جهان از زبرین دریا (= دریای مدیترانه) تا زیرین دریا (= دریای پارس)، (همه ی) باشندگان سرزمین های دور دست، همه ی شاهان آموری شاهان Amurrû آموری، باشندگان در چادرها همه ی آن ها
30. باج و ساو بسیارشان [25]↓ را از بهر من؛ (= کورش) به بابل اندر آوردند و بر دو پای من بوسه دادند.



اگر این نوشته ها ممکن است خالی از واقعیت باشند و
شما انتساب آن رفتارها به کوروش را کار رویدادنامه نویسان
بابلی می دانید ، چطور کارهای مناسب(بفرض وجود) را
نه یک اقدام تبلیغاتی و پروپاگاند ، بلکه رفتاری اجرا شده می خوانید ؟!!
__________________
میخواهند نور خدا را با سخنان و دهانشان خاموش کنند
اما خدا نورش را کامل می کند،
هرچند کافران خوش نداشته باشند!
shahaab.blogfa.com
شهاب* حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از شهاب* بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Monday 7 January 2013   #6
jacob
عضو ثابت
 
نشان jacob
 
تاريخ ثبت نام: Jun 2009
پاسخ‌ها: 1,571
ج: کتیبه حمورابی وحقارت منشورکوروش

نقل قول:
در اصل توسط شهاب* نوشته شده است نمايش نوشته
با سلام و احترام

تفاوتش اینست که ویل دورانت به عنوان یک متخصص تاریخ پژوه
و یک فیلسوف و جامعه شناس ، بهتر از شما وضع جامعه اروپا و
تاریخ علمی و نحوه تحلیل آن و هرمنوتیک را می داند ...


برده داری هرگز در زمان کوروش لغو نشده بوده ...
هیچ سندی آنرا تایید نمی کند ، حتی لوح کذایی کوروش !!!
خود داریوش هر سال فقط 500 غلام اخته شده از بابل می گرفته !!

این ترجمه لوح گلی بابلی کوروش :
http://www.aariaboom.com/content/view/1511/279/

شما برانداختن برده داری را در آن میبینید ؟!!



سخن و نوشته من در راستای بیان "حقیقت" است ،
هر چند تلخ باشد ...
ولی کسی که حقیقت را می پوشاند ، چگونه باید توصیفش کرد ؟!



همین است که می گویم ، تاریخ را خوب نمی دانید
حتی لوح گلی کوروش را هم یکبار نخوانده اید ...

در استوانه بابلی کوروش نوشته شده که :

29. و همگی (شاهان) جهان از زبرین دریا (= دریای مدیترانه) تا زیرین دریا (= دریای پارس)، (همه ی) باشندگان سرزمین های دور دست، همه ی شاهان آموری شاهان Amurrû آموری، باشندگان در چادرها همه ی آن ها
30. باج و ساو بسیارشان [25]↓ را از بهر من؛ (= کورش) به بابل اندر آوردند و بر دو پای من بوسه دادند.



اگر این نوشته ها ممکن است خالی از واقعیت باشند و
شما انتساب آن رفتارها به کوروش را کار رویدادنامه نویسان
بابلی می دانید ، چطور کارهای مناسب(بفرض وجود) را
نه یک اقدام تبلیغاتی و پروپاگاند ، بلکه رفتاری اجرا شده می خوانید ؟!!
متاسفانه توسل شما به این سخن که"ویل دورانت" فلان حرف را زده یک مغالطه ی سنتی است.
درست یا نادرست بودن گزاره ها به اعتبار این است که چه میگویند نه این که چه کسی این گزاره را مطرح کرده!
و جالبه که شما فقط به دنبال ترجمه هایی میگردید که نظر شما را پشتیبانی میکنند! بنده متن این ترجمه رو در کتاب نگین پارسه چاپ سال 85 دارم،و در بند آخرش دقیقا به لغو برده داری اشاره شده.حتا میتونید گوگل کنید و ببینید ترجمه های دیگه ای که ارائه شده رو.
بنده عرض نکردم که این ترجمه ی شما خالی از واقعیت هستش،برداشتی که شما از اونها دارید دقیقا جوریه که دنبال لفظی میگردید که شما رو در نظر هاتون پشتیبانی کنه،بدون توجه به اینکه اون متن داره واقعا چه حرفی میزنه!
دادن باج و ساو که امر طبیعی بوده و اصرار شما بر این مورد(به عنوان نشانه های حقارت!) بی مورد هست،حتا تا آخرین دوره های حکومت هخامنشیان هم باج و ساو از طرف سرزمین های تحت حکومت پرداخت میشده،نمونه ی آشکارش هم نگاره های تخت جمشید!
اما حرف بنده که شما به اون دقت نکردید این بود که صرف سرزدن این عمل توسط بابلیان پسندیده بودن اون رو از طرف کوروش نمیرسونه.بیشتر توضیح بدم،یعنی هر جایی که به قلمرو هخامنشیان اضافه میشده مردمش مجبور نمیشدند بیفتن به پای کوروش!دقت دارید که تلاش شما با توسل به این موضوع برای حقیر نشان دادن کوروش کاملا غیرمنطقیه؟
و بعد شما تمامی منشور رو کنار گذاشتید و به این یک مورد بعنوان حقارت منشور کوروش در مقابل قانون نامه ی حمورابی استناد میکنید!
__________________
زان یار دلنوازم شکریست با شکایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

آخرين ويرايش jacob ، Monday 7 January 2013 در 10:46AM.
jacob حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
تعداد 2 كاربر از jacob بابت نوشتن اين پست تشكر كرده‌اند :
قديمي Saturday 12 January 2013   #7
شهاب*
عضو ثابت
 
نشان شهاب*
 
تاريخ ثبت نام: Feb 2006
پاسخ‌ها: 854
ج: کتیبه حمورابی وحقارت منشورکوروش

با سلام و احترام
نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
متاسفانه توسل شما به این سخن که"ویل دورانت" فلان حرف را زده یک مغالطه ی سنتی است.
خیر ، سخن شما سفسطه ی اتهام سفسطه است ،
چون نمی دانید چرا انگ می زنید !!

سفسطه رجوع به اتوریته اینجا صدق نمی کند ، چون
دورانت در این زمینه تخصص دارد ، و با استدلال این سخن
را گفته ...

نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
درست یا نادرست بودن گزاره ها به اعتبار این است که چه میگویند نه این که چه کسی این گزاره را مطرح کرده!
اینکه معصوم می فرماید :« انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال »
صحیح است ، ولی اینجا و با سخن شما مصداق ندارد ،
که بدون خواندن آنرا دور ریختید و سخن را به ما نسبت دادید !!

نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته

و جالبه که شما فقط به دنبال ترجمه هایی میگردید که نظر شما را پشتیبانی میکنند! بنده متن این ترجمه رو در کتاب نگین پارسه چاپ سال 85 دارم،و در بند آخرش دقیقا به لغو برده داری اشاره شده.حتا میتونید گوگل کنید و ببینید ترجمه های دیگه ای که ارائه شده رو.
با این اشتباهاتتان حق دارید سخنمان را نپذیرید :

http://www.britishmuseum.org/pdf/cyr...persian_v2.pdf

این از ترجمه موزه بریتانیای کبیرتان !!

برانداختن برده داری را مهر ورزیده و استخراج فرمایید ...

نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
بنده عرض نکردم که این ترجمه ی شما خالی از واقعیت هستش،برداشتی که شما از اونها دارید دقیقا جوریه که دنبال لفظی میگردید که شما رو در نظر هاتون پشتیبانی کنه،بدون توجه به اینکه اون متن داره واقعا چه حرفی میزنه!
دادن باج و ساو که امر طبیعی بوده و اصرار شما بر این مورد(به عنوان نشانه های حقارت!) بی مورد هست،حتا تا آخرین دوره های حکومت هخامنشیان هم باج و ساو از طرف سرزمین های تحت حکومت پرداخت میشده،نمونه ی آشکارش هم نگاره های تخت جمشید!
نقل قول:
در اصل توسط jacob نوشته شده است نمايش نوشته
خیر
تاریخ هخامنشیان را بار دیگر بخوانید
ما پیرامون بردیا یادداشتهایی نوشتیم که او
سه سال مالیات و باج و سربازگیری وحشیانه ی
زمان کوروش و کمبوجیه را لغو کرد ولی داریوش او را
سر به نیست کرد و او را گئومات و بردیای دروغین خواند:
http://shahaab.blogfa.com/post-130.aspx
اما حرف بنده که شما به اون دقت نکردید این بود که صرف سرزدن این عمل توسط بابلیان پسندیده بودن اون رو از طرف کوروش نمیرسونه.بیشتر توضیح بدم،یعنی هر جایی که به قلمرو هخامنشیان اضافه میشده مردمش مجبور نمیشدند بیفتن به پای کوروش!دقت دارید که تلاش شما با توسل به این موضوع برای حقیر نشان دادن کوروش کاملا غیرمنطقیه؟
و بعد شما تمامی منشور رو کنار گذاشتید و به این یک مورد بعنوان حقارت منشور کوروش در مقابل قانون نامه ی حمورابی استناد میکنید!
من تمام استوانه را کنار نگذاشتم ...
من قیاس کوچکی انجام دادم که مشاهده کنیم ،
کتیبه حمورابی از لحاظ مضمون و متعالی بودن
حتی قابل مقایسه با لوح گلی کوروش نیست ...
لوح گلی کوروش نهایتا با لوح نبونید قابلیت مقایسه را دارد ...

شاید هم الواح آشوربانیپال : الگوی سیاسی کوروش !!!
__________________
میخواهند نور خدا را با سخنان و دهانشان خاموش کنند
اما خدا نورش را کامل می کند،
هرچند کافران خوش نداشته باشند!
shahaab.blogfa.com
شهاب* حاضر نيست   پاسخ بهمراه نقل قول
پاسخ

Bookmarks


كاربراني كه در حال مشاهده اين گفتگو هستند : 1 (0 عضو 1 ميهمان)
 
ابزار گفتگو

قوانين ارسال نوشته
شما نمی توانید سرنگار جدید ارسال نمائید.
شما نمی توانید پاسخ ارسال کنید.
شما نمی توانید ضمیمه ارسال کنید
شما نمی توانید نوشته های خود را ویرایش نمائید

کدتالار روشن هست
شكلكهاروشن هستند
[IMG]کد روشن هست
كد HTML خاموش هست

پرش به تالار مورد نظر


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:58PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
no new posts