بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

خیرالبریه خیرالبریه حاضر نيست

علی وشیعته

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    مدرک دانشگاهی براساس آموزش سال ها در دانشگاه ها صدور میشه و ارزشش مدرک واقعی هست . ولی مدرک معادل یا همسطح بر اساس تجربه هست و فقط یک گواهینامه مهارتی هست و نشانگر سال ها تجربه شما هست و میتونید اون رو فقط به عنوان یک گواهینامه بر اساس تجربه به شرکت ها یا افراد ارائه دهید. دلیل اینکه معادل سازی انجام میگیره فقط ارتقاء سطح و دانش تخصصی فرد هست .معادلسازی مدرک تحصیلی با معادلسازی مدرک معادل کاملا متفاوت هست و شما نمیتوانید با مدرک معادل واحد های دانشگاه رو معادل سازی کنید. معادلسازی سوابق کاری به مدرک تحصیلی اصلا امکان پذیر نمی باشد و هرکس این حرف را تایید کرد حتما کلاه بردار یا فرد سودجویی می باشد . مدرک معادل صرفا یک گواهینامه داخلی و خصوصی می باشد که از یک سازمان خصوصی ارائه می شود.
  2. dangtan291990
    Wednesday 31 May 2017
    dangtan291990
    HI !!! Shop chuyên cung cấp các mẫu áo bra - đồ lót nữ chi tiết truy cập tại : https://www.facebook.com/dolotnuphongcach
  3. al-shia
    Saturday 24 October 2015
    al-shia

  4. khalerize
    Saturday 5 September 2015
    khalerize
    سلام

    سری جدید مسابقه قرآنی
    http://www.iranclubs.org/forums/show...18#post2319818
  5. روانکاو
  6. P E Y M A N
  7. شمع
  8. P E Y M A N
    Sunday 12 October 2014
    P E Y M A N
  9. P E Y M A N
    Friday 18 April 2014
    P E Y M A N
  10. مقداد

درباره من

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: Wednesday 28 February 2018
  • تاريخ ثبت نام: Tuesday 24 July 2007

اطرافیان

نمایش 1 تا 9 از 9 آشنایان

اطلاعات آشنا

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Thursday 7 December 2017
01:14PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
شما هم کمی خودتان مطا...
12:23PM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اقا پسر عزیز شما جاهل ...
12:09PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اگر همه قرائات وحی با...
07:55AM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
همه قرائات هفتگامه قر...
Monday 30 January 2017
08:43AM - خیرالبریه گفتاری از تعجب در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
سلام گرامی بنده ...
Sunday 29 January 2017
11:27PM - تعجب گفتاری از خیرالبریه در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
با سلام ما تعصب خاصي ...
Thursday 26 January 2017
10:11AM - ناقد گفتاری از خیرالبریه در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
سلام قبلا مكرر گفتيم ...
Sunday 22 January 2017
09:35AM - خیرالبریه گفتاری از ناقد در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
باز هم تکرار می ...
Thursday 19 January 2017
07:39AM - خیرالبریه گفتاری از ناقد در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
با سلام، بحث اخت...
Wednesday 18 January 2017
10:56AM - ناقد گفتاری از خیرالبریه در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
با سلام چون من تابع سن...
07:22AM - خیرالبریه گفتاری از ناقد در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
بلی؛ من قائل به ...
Tuesday 17 January 2017
09:10PM - ناقد گفتاری از خیرالبریه در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
شما هنوز به يك سوال ما...
07:18AM - خیرالبریه گفتاری از ناقد در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
با سلام، این سخن...
Monday 16 January 2017
09:18AM - ناقد گفتاری از خیرالبریه در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
با سلام و منظور من از ...
07:30AM - خیرالبریه گفتاری از ناقد در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
واژه هایی مالک و...
Thursday 12 January 2017
07:35AM - خیرالبریه گفتاری از ناقد در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
اگر قائل به نظری...
Sunday 8 January 2017
08:02AM - خیرالبریه گفتاری از ناقد در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
اصولا یک سوال اس...
Wednesday 4 January 2017
07:19AM - خیرالبریه گفتاری از ناقد در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
برادر عزیز این ج...
Tuesday 3 January 2017
04:35PM - ناقد گفتاری از خیرالبریه در ج: چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! نقل کرد
با سلام زیاد شنیدید ک...
Sunday 14 August 2016
02:40PM - abotorab گفتاری از خیرالبریه در ازدواج موقت نه ازدواج مسیار آری!!! نقل کرد
مثلا در همين مبحث متع...

دیوارۀ کاربر

خیرالبریه سرنگار جدیدی با عنوان برزخ بن تیمیه و تناقض عقیدتی .... ساخت
"
سعی ابن تیمیه در کافر نشان دادن امیر المومنین ع :
جنگ علی با اهل قبله که سبب تضعیف اسلام شد ؟!
در 17 مورد علی با قران مخالفت کرد ؟!
ایمان علی در کودکی دلیلی بر فضیلتش نیست ؟!
شرابخواری علی ؟!

ابن تيميه هم بصراحت نوشته كه امام علي ع خليفه چهارم نبود و فقط ابوبكر وعمر وعثمان !!!!:

حتي امام شافعي هم چنين اعتقادي داشته ؟!

وَاحْتَجُّوا بِأَنَّ أَكْثَرَ الْأَحَادِيثِ الَّتِي فِيهَا ذِكْرُ خِلَافَةِ النُّبُوَّةِ لَا يُذْكَرُ فِيهَا إِلَّا الْخُلَفَاءُ الثَّلَاثَةُ.....

وروى عن الشافعي وغيره أنهم قالوا الخلفاء ثلاثة أبو بكر وعمر وعثمان
وما جاءت به الأخبار النبوية الصحيحة حق كله فالخلافة التامة التي أجمع عليها المسلمون وقوتل بها الكافرون وظهر بها الدين كانت خلافة أبي بكر وعمر وعثمان وخلافة علي اختلف فيها أهل القبلة ( اهل قبله در خلافت علی اختلاف کردند ؟!)ولم يكن فيها زيادة قوة للمسلمين ولا قهر ونقص للكاقرين ولكن هذا لا يقدح في أن عليا كان خليفة راشدا مهديا ولكن لم يتمكن كما تمكن غيره ولا أطاعته الأمة كما أطاعت غيره فلم يحصل في زمنه من الخلافة التامة العامة ما حصل في زمن الثلاثة مع أنه من الخلفاء الراشدين المهديين .منهاج السنه

» يعني خلافت علي ع مورد قبول اهل قبله نيست و در آن اختلاف كردند وموجب بدبختي مسلمين بود !



وأيضا فيقولون قتل النفوس فساد فمن قتل النفوس على طاعته كان مريدا للعلو في الأرض والفساد وهذا حال فرعون والله تعالى يقول تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض ولا فسادا والعاقبة للمتقين فمن أراد العلو في الأرض والفساد لم يكن من أهل السعادة في الاخرة وليس هذا كقتال الصديق للمرتدين ولمانعي الزكاة فإن الصديق إنما قاتلهم على طاعة الله ورسوله لا على كاعته فإن الزكاة فرض عليهم فقاتلهم عللا الإقرار بها وعلى أدائها بخلاف من قاتل ليطاع هو ولهذا قال للإمام حمد وأبو حنيفة وغيرهما من قال أنا أؤدي الزكاة ولا أعطيها للإمام لم يكن للإمام أن يقاتله وهذا فيه نزاع بين الفقهاء فمن يجوز القتال على ترك طاعة ولي الأمر جوز قتال هؤلاء وهو قول طائفة من الفقهاء ويحكى هذا عن الشافعي رحمه الله .منهاج السنه



وعلي يقاتل ليطاع ويتصرف في النفوس والأموال فكيف يجعل هذا قتالا على الدين وأبو بكر يقاتل من ارتد عن الإسلام ومن ترك ما فرض الله ليطيع الله ورسوله فقط ولا يكون هذا قتالا على الدين .منهاج السنه


ابن تيميه در اينجا دچار تعارضي عميق شده است چرا كه بايد اين جنگها و خونربزهاي شديد بين صحابه را بهر صورتي كه شده توجيه كند تا اعتقادش نابود نشود ميگه جنگ ابوبكر با مرتدين و مانعين زكات(البته اينها مرتد نبودند بلكه كساني بودند كه بنص احاديث صحيح خود اهل سنت اداي زكات را فقط بخليفه شرعي يعني مولا علي ع جائز ميدانستند نه خليفه غاصب) بر اساس طاعت خدا ورسولش بود بر خلاف جنگ هاي مولا علي ع كه براي هواي نفسش واطاعت شدنش بود ( با اهل قبله) وهركس بخاطر رياست مردم را بكشد خواهان رياست طلبي وفساد در زمين گشته و اين حال فرعون است !!! چرا كه خداوند گفته : تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الأرض ولا فسادا والعاقبة للمتقين .... فمن أراد العلو في الأرض والفساد لم يكن من أهل السعادة في الاخرة


ودر جاي ديگر منهاج السنه نوشته : وهذا أمر معلوم عند أهل العلم بالحديث يروون في صحة خلافة الثلاثة نصوصا كثيرة بخلاف خلافة علي فإن نصوصها قليلة فإن الثلاثة اجتمعت الأمة عليهم فحصل بهم مقصود الإمامة وقوتل بهم الكفار وفتحت بهم الأمصار وخلافة علي لم يقاتل فيها كفار ولا فتح مصر وإنما كان السيف بين أهل القبلة

وَلَمْ يَحْصُلْ فِي وِلَايَتِهِ لَا قِتَالٌ لِلْكُفَّارِ، وَلَا فَتْحٌ لِبِلَادِهِمْ، وَلَا كَانَ الْمُسْلِمُونَ فِي زِيَادَةِ خَيْرٍ ....


يعني در صحت خلافت صديق نصوص كثيري ! وارد شده بر خلاف خلافت علي كه نصوصش كم ! است چرا كه خلفاي سه گانه اجتماع كردند امت بر ايشان و با كفار جنگيدند وفتوحات زيادي كردند بر خلاف خلافت علي كه با كفار نجنگيد و شهري را فتح نكرد و فقط بين اهل قبله شمشير كشيد ؟!!!!!

خب از دو حالت خارج نيست يا اينكه يا خلفاي سه گانه برباطل بودند يا مولا امير المومنين ع ؟؟؟؟

اما كداميك ؟

بنصوص صحيح ومتواتر أيات و سنت وارد شده است كه مولا علي ع چون امام بحق بود وخلافت شيخين را مشروع نميدانست در شوراي 6 نفره عثمان بركنار شد ...وبهمين دليل هم امام علي ع مثل خلفاي نژاد پرست سقيفه كه فقط براي تعصب عربي و تحقير عجم ، اينهمه جنايت كردند وسبب نفرت ملل دنيا از اسلام شدند ، نجنگيد و صبر وسكوت نمود وبعد از 25 سال انحراف در دين هم فقط با منافقين صحابه در سه جنگ خونين جمل وصفين ونهروان جنگيد ؟؟!!!



فَكَانَ إِسْلَامُ الثَّلَاثَةِ مُخْرِجًا لَهُمْ مِنَ الْكُفْرِ بِاتِّفَاقِ الْمُسْلِمِينَ. وَأَمَّا إِسْلَامُ عَلِيٍّ، فَهَلْ يَكُونُ مُخْرِجًا لَهُ مِنَ الْكُفْرِ؟ عَلَى قَوْلَيْنِ مَشْهُورَيْنِ. وَمَذْهَبُ الشَّافِعِيِّ أَنَّ إِسْلَامَ الصَّبِيِّ غَيْرُ مُخْرِجٍ لَهُ مِنَ الْكُفْرِ.منهاج السنه

میگه اسلام ان سه نفر یعنی ابوبکر وعمر وعثمان آنها را از کفر خارج کرد به اتفاق مسلمین اما اسلام علی ایا او را از کفر خارج نمود ؟! که بر دو قول است و مذهب شافعی میگوید که اسلام در کودکی انسان را از کفر خارج نمیکند ؟؟!!!!


ودر جاي ديگري از منهاجش هم گفته كه اكثريت صحابه با ابوبكر وعمر وعثمان دوست بودند اما به امام علي ع سب ميكردند ودشمنش بودند وبا وي جنگيدند ؟؟!!! خب الان تكليف ما چيست ؟ كداميك از اين دو جبهه حق و حزب الله وكداميك باطل وحزب شيطان بودند ؟


همچنين در منهاج السنه ابن تیمیه چون دیده اگر بخواهد خلافت ابوبکر و #عمر وعثمان باطل نشود مجبور است قیام امام حسین ع را باطل کند و انرا مفسده بخواند ! چرا که علت فاجعه کربلا کسانی هستند که عثمان و معاویه یهودی را قدرت و امارت بخشیدند یعنی جناب ابوبکر وعمر که یهودی بودند که از امویان وعثمانیان رومی حمایت میکردند ....



: فتبين أن الأمر على ما قاله أولئك ولم يكن في الخروج لا #‏مصلحة دين ولا مصلحة دنيا بل تمكن أولئك الظلمة الطغاة من سبط رسول الله صلى الله عليه و سلم حتى قتلوه مظلوما شهيدا وكان في خروجه وقتله من #‏الفساد ما لم يكن حصل لو قعد في بلده .منهاج السنه
در قیام امام حسین (علیه السلام) نه مصلحت براى دین اسلام بود و نه مصلحت براى دنیاى مسلمانان بود. بلکه قیام امام حسین (علیه السلام) باعث شد یک سرى ظالمان و طغات، امام حسین (علیه السلام) را مظلومانه شهید کردند. اگر امام حسین (علیه السلام) در خانه اش مى نشست و در مدینه به زندگى عادى خودش ادامه مى داد، خیلى فسادش کمتر بود و جامعه گرفتار نمى شد از این که بیاید یک همچنین کارى را انجام بدهد ؟؟!!

الرابع: قوله وهذه الفضيلة لم تثبت لغيره من الصحابة ممنوع فان الناس متنازعون في أول من اسلم فقيل أبو بكر أول من اسلم فهو اسبق إسلاما من على وقيل أن عليا أسلم قبله لكن علي كان صغيرا وإسلام الصبي فيه نزاع بين العلماء ولا نزاع في أن إسلام أبي بكر أكمل وانفع فيكون هو أكمل سبقا بالاتفاق واسبق على الإطلاق على القول الآخر فكيف يقال على اسبق منه بلا حجة تدل على ذلك.منهاج السنه
اسلام ابوبکر کاملتر ونافع تر بود ؟!

وأما القول الثاني:
وهو أن علياً قاتل للرياسة لا للديانة (وقد ذكره ابن حجر كما في القول السابق الذي نقلته عنه)
فلكلام ابن حجر أصل واضح في كلام ابن تيمية لولا المكابرة المذهبية..


قال ابن تيمية في منهاج السنة (6/191) من قوله هو وليس مما ينقله قال: ...فإن عليا قاتل على الولاية ! وقتل بسبب ذلك خلق كثير عظيم! ولم يحصل في ولايته لا قتال للكفار ولا فتح لبلادهم ولا كان المسلمون في زيادة خير وقد ولى من اقاربه من ولاه ، فولاية الأقارب مشتركة -يعني بينه وبين عثمان- ونواب عثمان كانوا أطوع من نواب علي وأبعد عن الشر، وأما الأموال التي تأول عثمان فكما تأول علي في الدماء وأمر الدماء أخطر وأعظماهـ

وَالْمَقْصُودُ هُنَا أَنَّ مَا يُعْتَذَرُ بِهِ عَنْ عَلِيٍّ فِيمَا أُنْكِرَ عَلَيْهِ يُعْتَذَرُ بِأَقْوَى مِنْهُ عَنْ عُثْمَانَ، فَإِنَّ عَلِيًّا قَاتَلَ عَلَى الْوِلَايَةِ، وَقُتِلَ بِسَبَبِ ذَلِكَ خَلْقٌ كَثِيرٌ [عَظِيمٌ] ، وَلَمْ يَحْصُلْ فِي وِلَايَتِهِ لَا قِتَالٌ لِلْكُفَّارِ، وَلَا فَتْحٌ لِبِلَادِهِمْ، وَلَا كَانَ الْمُسْلِمُونَ فِي زِيَادَةِ خَيْرٍ، وَقَدْ وَلَّى مِنْ أَقَارِبِهِ مَنْ وَلَّاهُ، فَوِلَايَةُ الْأَقَارِبِ مُشْتَرَكَةٌ،..منهاج السنه

في المنهاج (5/517) مدافعا عن عثمان ومعرضا بعلي ..فإن عثمان لم يقتل مسلماً ولا قاتل أحداً (على ولا يته)!ولم يطلب قتال أحد على ولا يته أصلاً، فإن وجب أن يقال : من قتل خلقاً من المسلمين (على ولايته) إنه معصوم الدم وأنه مجتهد فيما فعله فلأن يقال عثمان معصوم الدم ...أولى وأحرى)!اهـ
فَإِنَّ عُثْمَانَ لَمْ يَقْتُلْ مُسْلِمًا، وَلَا قَاتَلَ أَحَدًا عَلَى وِلَايَتِهِ [وَلَمْ يَطْلُبْ قِتَالَ أَحَدٍ عَلَى وِلَايَتِهِ] (2) أَصْلًا (3) ; فَإِنْ وَجَبَ أَنْ يُقَالَ: مَنْ قَتَلَ خَلْقًا مِنَ الْمُسْلِمِينَ عَلَى وِلَايَتِهِ [إِنَّهُ] (4) مَعْصُومُ الدَّمِ،...
میگه عثمان مسلمانی را نکشت در ولایتش ! پس ابن مسعود و ابوذر را کدام ملعون کشت ؟! معاویه یهودی را کی قدرت داد تا هزاران مسلم را بکشد ؟!
فَكَانَ صَبْرُ عُثْمَانَ حَتَّى قُتِلَ مِنْ أَعْظَمِ فَضَائِلِهِ عِنْدَ الْمُسْلِمِينَ. وَمَعْلُومٌ أَنَّ الدِّمَاءَ الْكَثِيرَةَ الَّتِي سُفِكَتْ بِاجْتِهَادِ عَلِيٍّ [وَمَنْ قَاتَلَهُ] (3) لَمْ يُسْفَكْ قَبْلَهَا مِثْلُهَا مِنْ دِمَاءِ الْمُسْلِمِينَ. فَإِذَا كَانَ مَا فَعَلَهُ عَلِيٌّ مِمَّا لَا يُوجِبُ الْقَدْحَ فِي عَلِيٍّ...
این ناصبی ندانسته که ابوبکر و عمر برای ریاست وخلافت چند ین نفر از صحابه مانند سعد بن عباده و ابی بن کعب و مالک بن نویره و ...را قتل عام کردند ؟!

ثُمَّ يُقَالُ لِهَؤُلَاءِ الرَّافِضَةِ: لَوْ قَالَتْ لَكُمُ النَّوَاصِبُ : عَلِيٌّ قَدِ اسْتَحَلَّ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ: وَقَاتَلَهُمْ بِغَيْرِ أَمْرِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ عَلَى رِيَاسَتِهِ. وَقَدْ قَالَ النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -: " «سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ كُفْرٌ» .منهاج السنه
البته زرنگی بن تیمیه اینجاست که صراحتا نمیگه من میگم میگه اگر نواصب بگویند که علی خون مسلمین ! را ریخت و برای ریاست جنگید و ...اما از آنجائیکه دروغگو حافظه ندارد وبالاخره الله تعالی رسوایش میکند در چند جای دیگر بصراحت گفته کهعلی با اهل قبله جنگید و موجب تضعیف اسلام ومسلمین شد و خلیفه نبود واکثر صحابه دشمنش بودند و ...

....ومنهم من ينسبه إلى النفاق لقوله في عليّ ما تقدم ولقوله: إنه كان مخذولا حيثما توجه، وإنه حاول الخلافة مرارا فلم ينلها وإنما قاتل للرياسة لا للديانة، ولقوله: إنه كان يحب الرياسة، وإن عثمان كان يحب المال، ولقوله: أبو بكر أسلم شيخا لا يدري ما يقول وعليّ أسلم صبيا والصبي لا يصح إسلامه على قول)). انتهى كلام ابن حجر.



وامروز هم دواعش و خوارج یهودی هم مکرر استناد به اقوال این ابن تیمیه میکنند در سوختن و شکنجه مخالفین و کشتار وقتل وغنیمت زنان و ....
وقول علی وابن مسعود خلاف سنت بود :
وَقَدْ جَمَعَ الشَّافِعِيُّ وَمُحَمَّدُ بْنُ نَصْرٍ الْمَرْوَزِيُّ الْمَسَائِلَ الَّتِي تُرِكَتْ مِنْ قَوْلِ عَلِيٍّ وَابْنِ مَسْعُودٍ، فَبَلَغَتْ شَيْئًا كَثِيرًا، وَكَثِيرٌ مِنْهَا قَدْ جَاءَتِ السُّنَّةُ بِخِلَافِهِ، كَالْمُتَوَفَّى عَنْهَا الْحَامِلُ، فَإِنَّ مَذْهَبَ عَلِيٍّ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ – أَنَّهَا تَعْتَدُّ أَبْعَدَ الْأَجَلَيْنِ، وَبِذَلِكَ أَفْتَى أَبُو السَّنَابِلِ بْنُ بَعْكَكٍ فِي حَيَاةِ النَّبِيِّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَلَمَّا «جَاءَتْهُ سُبَيْعَةُ الْأَسْلَمِيَّةُ وَذَكَرَتْ ذَلِكَ لَهُ، قَالَ: " كَذَبَ أَبُو السَّنَابِلِ، بَلْ حَلَلْتِ فَانْكِحِي مَنْ شِئْتِ» ". وَكَانَ زَوْجُهَا قَدْ تُوُفِّيَ عَنْهَا بِمَكَّةَ فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ.منهاج السنه
جالبه که ابن قیم جوزیه شاگرد اول بن تیمیه هم گفته که ابن مسعود در 100 مساله با عمر مخالف بود ! حالا یک نفر عاقل بگه آیا عمر درست و طبق سنت پیامبر ص عمل میکرد یا مولا علی ع و ابن مسعود ؟!
و تصوف :
وَقَالَ الإِمَام الْعَارِف معمر بن أَحْمد الاصبهاني شيخ الصُّوفِيَّة فِي أَوَاخِر الْمِائَة الرَّابِعَة قبل الْقشيرِي فِي رِسَالَة لَهُ أَحْبَبْت أَن أوصى أَصْحَابِي بِوَصِيَّة من السّنة وموعظة من الْحِكْمَة وَأجْمع مَا كَانَ عَلَيْهِ أهل الحَدِيث والأثر وَأهل الْمعرفَة والتصوف من الْمُتَقَدِّمين والمتأخرين قَالَ فِيهَا اوإن الله اسْتَوَى على عَرْشه بِلَا كَيفَ وَلَا تَشْبِيه وَلَا تَأْوِيل والاستواء مَعْقُول ....
الكتاب: الاستقامة
المؤلف: تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن عبد الله بن أبي القاسم بن محمد ابن تيمية الحراني الحنبلي الدمشقي (المتوفى: 728هـ)
المحقق: د. محمد رشاد سالم
الناشر: جامعة الإمام محمد بن سعود - المدينة المنورة





وَقَالَ فِي حق عَليّ أَخطَأ فِي سَبْعَة عشر شَيْئا ثمَّ خَالف فِيهَا نَص الْكتاب مِنْهَا اعْتِدَاد المتوفي عَنْهَا زَوجهَا أطول الْأَجَليْنِ وَكَانَ لتعصبه لمَذْهَب الْحَنَابِلَة يَقع فِي الأشاعرة حَتَّى أَنه سبّ الْغَزالِيّ فَقَامَ عَلَيْهِ قوم كَادُوا یقتلونه
الكتاب: الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة
المؤلف: أبو الفضل أحمد بن علي بن محمد بن أحمد بن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)
علی در هفده مورد دچار اشتباه شد، و با نصّ قرآن مخالفت کرد، که یکی از آنها درباره عدّه زن شوهر مرده است که باید طولانی‌‌ترین زمان از عدّه وفات و وضع حمل را عدّه خود قرار دهد. بعضی به جهت سخنان زشتی که درباره امیرمؤمنان بیان داشته است، وی را منافق دانسته‌اند؛ چون وی گفته است: علی ‌بن ابی‌‌طالب بارها برای به دست آوردن خلافت تلاش کرد، ولی کسی او را یاری نکرد، جنگ‌های او برای دیانت‌‌خواهی نبود، بلکه برای ریاست‌‌طلبی بود، و عثمان مال را دوست داشت و اسلامِ ابوبکر از اسلامِ علی که در دوران طفولیت بود با ارزش‌تر است؛ زیرا اسلام آوردن طفل بنابر قولی صحیح نیست.



تفصیل بن تیمیه :
"

Sunday 15 October 2017

خیرالبریه سرنگار جدیدی با عنوان ايا قران متواتر است ؟! ساخت
"
با سلام

اگر چه اين موضوع قبلا مفصل بحث شده است اما ظاهرا براي بعضي نياز به تكرار دارد .

همانطور كه مورخين ومحدثين گفته اند تا قبل از قرن 4 تواتري در كار نبود و حتي قرائت ورش وقالون از نافع هم مشهور تر از قرائت حفص از عاصم و ... در قرن اول قران به چه چيز ميگفتند ومصحف به چه چيز ؟!

اما قرائت (قران) عاصم به چه كساني ميرسد ؟

علی بن ابی طالب- علیه السلام- وابن مسعود و ابی بن کعب و زید بن ثابت وعثمان بن عفان .





پس قران عاصم تنها به امام علي ع نميرسد و ما هم همين را ميخواستيم چرا كه قرائات مختلفي بر خلاف عاصم از مولا علي امده مثل همين طلع و فامضوا...كه ثابت ميكند قرائت عاصم از مولا علي ع متواتر نيست ...

ميتوان گفت قرائت طلعها هضيم قرائت مولا عليست چون در اخبار هم آمده است اما قرائت طلح منضود قرائت زيد بن ثابت است و غلط چون ائمه ع با ان مخالفت نمودند .

چون اين قران فعلي از صحابه مختلفي مانند ابي وزيد بن ثابت و مولا علي ع جمع شده است بعضي آياتش مانند همين طلح وفاسعوا به قرائت هريك از اصحاب است وعثمان از مصاحف مختلف صحابه اين آيات را جمع نمود . كدام قرائت صحيح ومطابق قرائت پيامبر ص است ؟ شكي نيست قرائت مولا علي ع ، بزبان ديگر اگر قرائت عاصم فقط به مولا علي ع بود آنگاه حرف شما صحيح بود اما چون مولا علي ع در برخي كلمات با قران فعلي كه قرائت عاصم است مخالفت كرده اند طبق اخبار سني وشيعه ، پس نتيجه ميشود قران (بهتر بگوييم هيچ قرائتي) متواتر نيست .

منابع :




قرائت امام علی ع چی بود ؟

33659- حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ يَحْيَى الأُمَوِيُّ قَالَ : ثَنِي أَبِي قَالَ : حَدَّثَنَا مُجَالِدٌ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعْدٍ ، عَنْ قَيْسِ بْنِ عُبَادٍ قَالَ : قَرَأَ رَجُلٌ عِنْدَ عَلِيٍّ {وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ}. فَقَالَ عَلِيٌّ : مَا شَأْنُ الطَّلْحِ ، إِنَّمَا هُوَ : وَطَلْعٍ مَنْضُودٍ

، ثُمَّ قَرَأَ {طَلْعُهَا هَضِيمٌ}. فَقُلْنَا أَوَلاَ نُحَوِّلُهَا فَقَالَ : إِنَّ الْقُرْآنَ لاَ يُهَاجُ الْيَوْمَ وَلاَ يُحَوَّلُ.

الكتاب : جامع البيان في تفسير القرآن للطبري
المؤلف : أبو جعفر محمد بن جرير الطبري
(224 - 310)




أورد القرطبي في تفسيره: قرأ علي بن أبي طالب رضي الله عنه: "وطلع منضود" بالعين وتلا هذه الآية: {وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ} ، وهو خلاف المصحف.



حتی خود امام علی ع کلمه طلع را اصلاح نکرد و فرمود :
ان القرآن لا #یهاج الیوم و لا یحول ...بروایت ابن الانباری وابن جریر ؟


امام علي ع شير خدا حيدر كرار فرمود آيه : و طلح منضود : غلط است اينطور قرائت كنيد : وطلع منضود : اما نتوانست بنص روايت طبري وابوبكر انباري و... آيه مذكور را تصحيح كند .چرا ؟


وامام صادق ع هم فرمود طلح غلط است :


(ألف) 864ـ السياري عن البرقي عن علي بن النعمان عن داؤد بن الفرقد عن يعقوب بن شعيب قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام وطلح منضود قال لا بل طلع منضود.

امام صادق ع مثل جدش امام علی ع میگوید طلع درست است نه طلح !!!!

(ب) 865ـ الطبرسي وروت العامة عن علي عليه السلام أنه قرأ عنده رجل وطلح منضود فقال ما شأن الطلح إنما هو وطلع

كقوله تعالى ونخل طلعها هضيم فقيل له ألا تغيره فقال إن القرآن لا يهاج اليوم ولا يحرك ورواه عنه ابنه الحسن عليه السلام وقيس بن سعد ورواه أصحابنا عن يعقوب بن شعيب قال قلت لأبي عبد الله وطلح منضود قال وطلع منضود.

(ج) 866ـ سعد بن عبد الله في الكتاب المذكور قال قرأ رجل عليه أي الصادق وطلح منضود فقال لا وطلع منضود.

(ألف) 882ـ الطبرسي قرأ عبد الله بن مسعود فامضوا إلى ذكر الله وروي ذلك عن علي بن أبي طالب وعمر بن الخطاب (بنص بخاري) وأبي بن كعب وابن عباس وهو المروي عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليهما السلام.
(ب) 883ـ السياري عن صفوان عن زيد عن سماعة عن أبي بصير عن أبي عبد الله عليه السلام الحرف في الجمعة فامضوا إلى ذكر الله.
(ج) 884ـ المفيد في (الاختصاص) كما في (البحار) و(تفسير البرهان) عن جابر الجعفي قال كنت ليلة من بعض الليالي عند أبي جعفر عليه السلام فقرأت هذه الآية يا أيها الذين آمنوا إذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر الله قال فقال يا جابر كيف قرأت؟ قلت يا أيها الذين الخ قال هذا تحريف يا جابر قال قلت كيف أقرأ جعلني الله فداك؟ قال فقال يا أيها الذين آمنوا إذا نودي للصلاة من يوم الجمعة فامضوا إلى ذكر الله هكذا نزلت إلى أن قال وابتغوا فضل الله قال جابر وابتغوا من فضل الله قال هذا تحريف هكذا نزلت وابتغوا فضل الله إلى أن قال انصرفوا إليها قال قلت انفضوا إليها قال تحريف هكذا نزلت إلى أن قال خير من اللهو والتجارة للذين اتقوا قال قلت ليس فيها للذين اتقوا قال فقال بلى هكذا نزلت.
"

Thursday 11 May 2017

خیرالبریه سرنگار جدیدی با عنوان معرفت خداوند چگونه است ؟! ساخت
"

يك مساله اساسي در عقيده شيعيان واختلاف روش مخالفين اينست كه شيعيان به تبعيت الله و رسول خدا ص اجبار وخشونت واصراري در هدايت افراد ندارند وفقط تذكر و بيان حقايق را وظيفه ميدانند( فذكر ان نفعت الذكري) چرا كه هدايت افراد بدست الله تعالي است (والله يهدي من يشاء الي صراط مستقيم) برعكس حزب سقيفه كه خشونت وتحريف واستفاده از همه وسائل را براي اجبار در عقيده مردم بكار گرفتند وتا حدي هم سالياني موفق شدنددر حاليكه بنص قران الله متعال هم ميتوانست بزور مردم را مومن كند اما نكرد .... ودر روايات صحيح هم از تخاصم و اكراه و تبليغ مذهب نهي شده است وداستان پيوستن ابوذر رض در تبوك كه رسول خدا ص فرمودند اگر خيري در وي باشد بما ملحق ميشود بسيار دقيق است :

و ما كان لنفس اءن تؤ من إ لا بإ ذن الله و يجعل الرجس على الذين لا يعقلون ( يونس100)

هيچكس نمى تواند ايمان بياورد جز به فرمان خدا (و توفيق و يارى و هدايت او) و پليدى و شك و كفر و گناه را بر آنها قرار مى دهد كه تعقل نمى كنند.


بَابُ الْهِدَايَةِ أَنَّهَا مِنَ اللَّهِ
عَزَّ وَ جَلَّ

[1] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِمُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ«» أَبِي إِسْمَاعِيلَالسَّرَّاجِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ ثَابِتِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ قَالَ أَبُوعَبْدِ اللَّهِ ع يَا ثَابِتُ مَا لَكُمْ وَ لِلنَّاسِ كُفُّوا عَنِ النَّاسِ وَلَا تَدْعُوا أَحَداً إِلَى أَمْرِكُمْ فَوَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ أَهْلَالسَّمَاوَاتِ وَ أَهْلَ الْأَرَضِينَ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَهْدُوا عَبْداًيُرِيدُ اللَّهُ ضَلَالَتَهُ مَا اسْتَطَاعُوا عَلَى أَنْ يَهْدُوهُ وَ لَوْ أَنَّأَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلَ الْأَرَضِينَ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يُضِلُّواعَبْداً يُرِيدُ اللَّهُ هِدَايَتَهُ مَا اسْتَطَاعُوا أَنْ يُضِلُّوهُ كُفُّواعَنِ النَّاسِ وَ لَا يَقُولُ أَحَدٌ عَمِّي وَ أَخِي وَ ابْنُ عَمِّي وَ جَارِيفَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً طَيَّبَ رُوحَهُ فَلَا يَسْمَعُمَعْرُوفاً إِلَّا عَرَفَهُ وَ لَا مُنْكَراً إِلَّا أَنْكَرَهُ ثُمَّ يَقْذِفُاللَّهُ فِي قَلْبِهِ كَلِمَةً يَجْمَعُ بِهَا أَمْرَهُ .ضعيف
الكافي ج
: 1 ص : 166
[2] عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِأَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَرَادَبِعَبْدٍ خَيْراً نَكَتَ فِيقَلْبِهِ نُكْتَةً مِنْ نُورٍوَ فَتَحَ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَكَّلَ بِهِ مَلَكاً يُسَدِّدُهُ وَ إِذَاأَرَادَ بِعَبْدٍ سُوءاً نَكَتَ فِي قَلْبِهِ نُكْتَةً سَوْدَاءَوَ سَدَّ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَكَّلَ بِهِ شَيْطَاناً يُضِلُّهُثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْصَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاًحَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ (الأنعام -: 125 -) .صحيح


امام صادق عليه
السلام فرمود: چون خدا خيربنده‏اى را خواهد،اثرى از نور در دلشگذارد و گوشهاى دلش را باز كند و فرشته‏اى بر او گمارد كه نگهدارش باشدوچون براى بنده‏اى بد خواهد، اثرى از سياهى در دلش افكند و گوشهاى دلش را به بندد وشيطانى بر او گمارد كه گمراهش كند، سپس اين آيه (126 سوره 6) را قرائت فرمود: (((هركه را خدا خواهد هدايت كند، سينه او را براى اسلام آوردن بگشايد. (عاشق و فريفتهشود) و هر كه را خواهد گمراه كند سينه‏اش را تنگ و سخت كند كه گوئى به آسمان خواهدرفت))) (سختى مسلمان شدن در نظر او مانند به آسمان رفتن است).

نسأل الله من فضله


[3] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْعَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُاجْعَلُوا أَمْرَكُمْ لِلَّهِ وَ لَا تَجْعَلُوهُ لِلنَّاسِ فَإِنَّهُ مَا كَانَلِلَّهِ فَهُوَ لِلَّهِ وَ مَا كَانَ لِلنَّاسِ فَلَا يَصْعَدُ إِلَى اللَّهِ وَلَا تُخَاصِمُوا النَّاسَ لِدِينِكُمْفَإِنَّ الْمُخَاصَمَةَ مَمْرَضَةٌ لِلْقَلْبِ إِنَّ اللَّهَتَعَالَى قَالَ لِنَبِيِّهِ ص إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لكِنَّاللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ (القصص -: 56 -) وَ قَالَ أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُالنَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (يونس -: 99 -) ذَرُوا النَّاسَ فَإِنَّالنَّاسَ أَخَذُوا عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّكُمْ أَخَذْتُمْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صإِنِّي سَمِعْتُ أَبِي ع يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا كَتَبَ عَلَىعَبْدٍ أَنْ يَدْخُلَ فِي هَذَا الْأَمْرِ كَانَ أَسْرَعَ إِلَيْهِ مِنَ الطَّيْرِإِلَى وَكْرِهِ .موثق


در اين حديث شريف نيز هدايت از جانب خدا خواسته شده واز
مخاصمه ديني نهي گرديده چرا كه هدايت در دست خداست .




[4] أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِعَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَعَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع نَدْعُوالنَّاسَ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ فَقَالَ لَا يَا فُضَيْلُ إِنَّ اللَّهَ إِذَاأَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً أَمَرَ مَلَكاً فَأَخَذَ بِعُنُقِهِ فَأَدْخَلَهُ فِيهَذَا الْأَمْرِ طَائِعاً أَوْ كَارِهاً .صحيح

فضيل بن يسار گويد: بامام صادق عليه السلام عرض كردم مردم
را به امر تشيع دعوت كنيم؟ فرمود: نه، اى فضيل! چون خدا خير بنده‏اى را خواهدبفرشته‏اى فرمان دهد كه گردنش بگيرد و او را خواه يا ناخواه در امر تشيع درآورد.





بَابُ الْبَيَانِ وَ التَّعْرِيفِ وَ لُزُومِ الْحُجَّةِ


[1] مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِالْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍعَنِ ابْنِ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ
اللَّهَ
«» عَزَّ وَ جَلَّ احْتَجَّ عَلَى النَّاسِ بِمَاآتَاهُمْ وَعَرَّفَهُمْ .صحيح

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ
الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍمِثْلَهُ .صحيح

امام صادق صادق
عليه السلام فرمود خدا بر مردم به آنچه به آنها و بايشان معرفى كرده حجت آورد (يعنىبه مقدار عقل و فهمى كه بايشان داده و مطابق خير و شرى كه به آنها شناسانده، بازخواست كنند نه بيش از آنمقدار كه از عدالت بدور است).

[2] مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَغَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِيعُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عالْمَعْرِفَةُ مِنْ صُنْعِ مَنْ هِيَ قَالَ مِنْ صُنْعِ اللَّهِ لَيْسَ لِلْعِبَادِفِيهَا صُنْعٌ .صحيح

محمد بن
حكيم گويد، بامام صادق عليه السلام عرضكردم: معرفت ساخت كيست؟ فرمود: ساخت خداست،براى بندگان در ساخت آن بهره‏ئى نيست.
شرح
:
معرفت
زمانيكه در لسان اخبار مطلق و بى‏قيد گفته شود بشناسائى خدا انصرافداردو شكى نيست كه خدا شناسائى خود را درسرشت و فطرت بشر گذاشته چنانكه علاقه نوزاد راپستان مادر فطرى او ساخته است بطورى كه هر كس چون خود را از تعصب و اغراض پستدنيوىخالى كند عقلش بوجود صانع حكيم قضاوتمى‏كند و مرحله اول خداشناسى را بدست مى‏آوردسپس بتوسط عبادات و رياضات شرعى اين معرفت تكميل مى‏شود تا بسر حد علم اليقين وحقاليقين ميرسد و بنده در تمام اين مراحلكاسب و طالب معرفت است نه موجد و محدث آن وروش انبياء و ائمه در دعوت و تبليغ {فقط برای تذکربه فطرت} بودهاست.



[3] عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِمَيْمُونٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عفِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَإِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ (التوبة -: 115 -) قَالَحَتَّى يُعَرِّفَهُمْ مَا يُرْضِيهِ وَ مَا يُسْخِطُهُ وَ قَالَ فَأَلْهَمَهافُجُورَها وَ تَقْواها (الشمس -: 8 -) قَالَ بَيَّنَ لَهَا مَا تَأْتِي وَ مَاتَتْرُكُ وَ قَالَ إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (الإنسان -: 3 -) قَالَ عَرَّفْنَاهُ إِمَّا آخِذٌ وَ إِمَّا تَارِكٌ وَ عَنْقَوْلِهِ وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى‏ عَلَى الْهُدى‏ (فصلت -: 17 -) قَالَ عَرَّفْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى وَهُمْ يَعْرِفُونَ وَ فِي رِوَايَةٍ بَيَّنَّا لَهُمْ .ضعيف


[4] عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِعِيسَى«» بْنِ عُبَيدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍعَنْ حَمْزَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ (البلد -: 10 -) قَالَنَجْدَ الْخَيْرِ وَ الشَّرِّ .ضعيف

"

Wednesday 4 January 2017

خیرالبریه سرنگار جدیدی با عنوان چرا اسم 12 امام در قران نيامده و...؟! ساخت
" با سلام

زیاد شنیدید که مخالفین برای خروج از بن بست 1400 ساله میگویند امامت در قران نیست و...؟! جواب بسیار ساده وکمرشکن : مگر در آیه 6 سوره مائده بصراحت نفرمود که در وضو پایتان را مسح کنید واز رسول خدا ص هم یک میلیون بار دیدند وشنیدند که چطور وضو گرفت اما چطور شد که اینقدر اختلاف در این امر واضح و روزانه پیامبر ص درست کردند ؟!

بنابراین هنگامیکه در این امر وضو ونماز که روزی چند مرتبه و سمعی وبصری بتعداد زیاد و مکرر از رسول خدا ص #بچشمشان دیدند و بگوشهایشان شنیدند ودر قران هم امده اینقدر اختلاف وتفرقه بوجود آوردند شما میخواهید در امر امامت اختلاف نکنند ؟!

ضمن اینکه اینهمه آیات ابلاغ (67 مائده) وولایت (55 مائده) و تکمیل دین (3 مائده) امامت واولی الامر وتطهیر وراسخین در علم و علم کتاب وامام مبین وکتاب مبین واهل الذکر ...برای هر صاحب عقل وقلب سلیمی حجت بالغه است .


وسنت پيامبر ص هم كه مانند قران است :


(احمد وترمذی) المقدام بن معد يكرب - رضي الله عنه - قال : قال رسول الله - صلى الله عليه وسلم - : «ألا هلْ عَسَى رجلٌ يَبْلُغُهُ الحديثُ عنِّي ، هو مُتَّكئُ على أرِيكَتِهِ ، فيقول : بيننا وبينكم كتابُ الله ، فما وجدنا فيه حلالاً استحللْناهُ ، وما وَجَدْنا فيه حرامًا حرَّمْنَاهُ ، وإن ما حرَّم رسولُ الله كما حَرَّمَ اللهُ» هذه رواية الترمذي. ورواية أبي داود : قال : قال رسول الله - صلى الله عليه وسلم - : «ألا إني أوتيتُ هذا الكتاب ، ومثلَهُ معهُ ، ألا يُوشِكُ رَجُلٌ شَبْعان على أريكته ، يقولُ : عليكم بِهذَا القُرآن ، فيما وَجدْتُم فيه من حلالٍ فأحِلُّوهُ ، وما وجدْتُم فيه من حرام فَحَرِّموهُ ، ألا لا يَحِلُّ لكُم الحِمارُ الأهليّ ، ولا كلُّ ذي نَاب مِنَ السِّبَاعِ ، ولا لُقْطَةُ مُعاهدٍ ، إلا أنْ يَستَغْنِيَ عنها صَاحِبُها ، ومن نَزَلَ بقَومٍ ، فعليهم أن يُقْرُوهُ ، فإن لم يُقْرُوهُ ؛ فله أن يُعْقِبَهُمْ بمثل قِرَاهُ».
خلاصه یعنی رسول الله ص فرمودند هرکس گفت فقط قرآن کافیست ، بزنید تو دهانش !



هر کس آن را {منظور سنت پیامبر است} عامدانه یا غیر عامدانه انکار کند و گمان ببرد که می توان از سنت روی گرداند و فقط به قرآن اکتفاء کرد،همانا شدیدا گمراه گشته است و به مرتبه ی کفر اکبر رسیده است و از اسلام به خاطر این سخن مرتد شده است.پس او به خاطر این قول و این اعتقاد خداوند و رسول را تکذیب کرده است و آن چه خدا و رسول به آن امر کرده اند را انکار کرده است و اصلی عظیم و بزرگ که خداوند رجوع به آن و اعتماد بر آن را واجب گردانیده است،عامدانه انکار کرده است و اجماع اهل علم را انکار کرده است و تکذیب کرده و بعد از یقین آن را انکار کرده است و علمای اسلام اجماع بر این دارند که اصول مجمع علیه،سه تاست : اصل اول : کتاب الله و اصل دوم : سنت رسول الله و اصل سوم : اجماع اهل علم.مجموع فتاوی و مقالات متنوعة لابن باز ، ج۹ ، ص۱۷۶

ﺫﻫﺒﯽ ﺩﺭ ﺗﺬﮐﺮﺓ ﺍﻟﺤﻔﺎﻅ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ : ﻧﮕﻮﯾﯿﺪ ﻓﻘﻂ ﻗﺮﺍﻥ ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ
ﺷﻌﺎﺭ ﺧﻮﺍﺭﺝ ﺍﺳﺖ .
ﻭﻟﻢ ﯾﻘﻞ ﺣﺴﺒﻨﺎ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﻟﻠﻪ ﻛﻤﺎ ﺗﻘﻮﻟﻪ ﺍﻟﺨﻮﺍﺭﺝ . - ﺗﺬﻛﺮﺓ ﺍﻟﺤﻔﺎﻅ
- ﺝ 1 - ﺹ 3

ﺑﻬﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺷﺮﺡ ﺍﻟﺴﻨﻪ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﺪ : ﺍﮔﺮ ﺷﻨﯿﺪﯼ ﮐﻪ ﺭﻭﺍﯾﺘﯽ ﺑﻪ
ﮐﺴﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ‏( ﺻﺮﻓﺎً ‏) ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ
ﭘﺲ ﺷﮏ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺯﻧﺪﯾﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺍﻭ ﺑﺮﻭ .
ﻭﺇﺫﺍ ﺳﻤﻌﺖ ﺍﻟﺮﺟﻞ ﺗﺄﺗﯿﻪ ﺑﺎﻷﺛﺮ ﻓﻼ ﯾﺮﯾﺪﻩ، ﻭﯾﺮﯾﺪ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ، ﻓﻼ
‏[ ﺗﺸﻚ ‏] ﺃﻧﻪ ﺭﺟﻞ ﻗﺪ ﺍﺣﺘﻮﻯ ﻋﻠﻰ ﺍﻟﺰﻧﺪﻗﺔ، ﻓﻘﻢ ﻣﻦ ﻋﻨﺪﻩ .
ﺷﺮﺡ ﺍﻟﺴﻨﺔ ﻟﻠﺒﻬﺎﺭﯼ - ﺹ 122

ابن حزم اندلسی در « الاِحکام فی اصول الاَحکام » نیز چنین میگوید :

ولو أن امرأ قال لا نأخذ إلا ما وجدنا في القرآن لكان كافرا بإجماع الأمة

اگر کسی بگوید که ما جز آنچه که در قرآن می یابیم اخذ نمی کنیم ، چنین شخصی به اجماع امت کافر است .

الإحكام في أصول الأحكام ، ج 2 ص 80 ، المؤلف: أبو محمد علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الأندلسي القرطبي الظاهري (المتوفى: 456هـ) ، المحقق: الشيخ أحمد محمد شاكر ، قدم له: الأستاذ الدكتور إحسان عباس ، الناشر: دار الآفاق الجديدة، بيروت

وکسیکه نخواهد قبول کند مثل فرعون ونمرود وابوجهل ومعاویه ودوستانش ، بزرگترین آیات ومعجزات را دیدند وقبول نکردند بقول الله متعال :

سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ {الأعراف/146} "

Monday 2 January 2017


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:06PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند