بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  3. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  9. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  10. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Tuesday 21 May 2019
05:56AM - عبدالعلی69 از fatem در ج: کریم آل الله امام ثار الله نام برد
...::smile07::smile07: fatemyeh_ValiAsr
Friday 18 January 2019
02:52PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
02:51PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: یا علی نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat

نقل قول

Friday 24 May 2019
11:40PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
قاحشه زاده مردیکه ...
10:06PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در انکار شرک نقل کرد
عجب کره الاغی پس اینه...
09:24PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
چه چیزشو می خوای تو...
09:21PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
شما بگو آیا فرشتگا...
04:13PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: انکار شرک نقل کرد
اقای حسین بی کار نیست ...
03:26PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: علی را کس جز خدا ورسولش نشناخت نقل کرد
د وَمَنْ أَظْلَمُ ...
03:21PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
......که به اسم کنجکاو1آمدی اقای ...
10:36AM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: علی را کس جز خدا ورسولش نشناخت نقل کرد
امام صادق علیه السلام...
10:05AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: شهادت یگانه جلوه ذات اقدس احدی بر صاحب ووارث جلوه تسلیت باد نقل کرد
قُلْ أَئِنَّكُمْ ل...
10:04AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: شهادت یگانه جلوه ذات اقدس احدی بر صاحب ووارث جلوه تسلیت باد نقل کرد
وَمَنْ أَظْلَمُ مِ...
09:56AM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: شهادت یگانه جلوه ذات اقدس احدی بر صاحب ووارث جلوه تسلیت باد نقل کرد
بسمه [FONT=Arial]بر يگانه ...
09:52AM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: شهادت یگانه جلوه ذات اقدس احدی بر صاحب ووارث جلوه تسلیت باد نقل کرد
امير و فرمانرواي هست...
Wednesday 22 May 2019
09:49AM - ساز دهنی گفتاری از عبدالعلی69 در ج: آیا پترا قبله اول مسلمین بوده است ؟ نقل کرد
سلام علیکم اقاجون ایش...
04:02AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
ببخشید متوجه این م...
03:57AM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: انکار شرک نقل کرد
پیشتر نیز در این ...
03:52AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
دربین آنهایی که بگ...
03:50AM - عبدالعلی69 گفتاری از ابن علی در ج: انکار شرک نقل کرد
...وی می کنید. ابن علی عزیز خیال م...
Tuesday 21 May 2019
09:03PM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: انکار شرک نقل کرد
مشکل اینجاست که ...
02:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: انکار شرک نقل کرد
چرا از این شاخه ب...
11:19AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
أَلَمْ تَرَ إِلَى ...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
قاحشه زاده مردیکه نفهم کره الاع تویی که هرچه از دهن نجست درمیاد میگی هرچقد دری بر ی گفتی حرفی نزدم مگه از قوانین این تالار نیست که دشنام ندی مگه مجبوری اون چیزی که هستی به دیگران نسبت میدی
هرکی دشمن امرالمومنین علیه السلام وانبیاء الهی هست همه اینها هست اگه بنده هستم همینطور هستم واگه شما هستی همینی ناراحتی نداره "

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
صد بار بگوید اَللّـهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤمِنينَ
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
صد بار بگوید اَللّـهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤمِنينَ
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار شهادت یگانه جلوه ذات اقدس احدی بر صاحب ووارث جلوه تسلیت باد پاسخ داد.
"
صد بار بگوید اَللّـهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤمِنينَ
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا بر محبین امیر المومنین علیه السلام مبارک باد پاسخ داد.
"
صد بار بگوید اَللّـهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤمِنينَ
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
چه چیزشو می خوای توضیح بدم من چکارم که بخواهم آیات قرآن را توضیح بدم فقط می توانم آیات قران را باز گو کنم من به خودم چنین اجازه ای نمی دهم که چیزی از خودم به آیه ببندم

شما منظورتو بگو چه می خوای اگر توانستم با آیات قرآن جوابتو بدم میدم وگرنه ازخودم چیزی به قرآن نمی بندم
عجب کره الاغی پس اینهم نتیجه گیری بعد از نقل ایات وترجمه و..............چی هست ؟همه رو غیر از دین تازه ساخته خودتون ؛ مشرک وکافرو........می دونی وتمسخر ایات قران کریم و..................... "

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

شما بگو آیا فرشتگان من دون الله هستند ؟

آیا عیسی من دون الله هست ؟
هم نفهمی هم خودت رو به نفهمی می زنی علتش هم زنیم بودن ومآبون بودنت هست

قال الله عزوجل
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون سوره مبارکه عنکبوت ایه شریفه41

نهی و ذم فرموده از اینکه من دون الله ولی وسرپرست باشد
در سوره مبارکه مائده ایه شریفه 55و56می فرمایند
قال الله عزوجل
انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون
ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون
می فرماید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبروکسانیکه ایمان اوردند واقامه صلاه می کنندودر حال رکوع زکات می دهند .وکسانی که ولایت وسرپرستی خدا ورسولش ومومنانی (چون علی بن ابی طالب )را بپذیرند حزب خدایند ویقینا حزب خدا غالب است ........
جمع این ایات چطوره حق تعالی در کلامش تناقض هست؟!
یا ایه سوره مبارکه عنکبوت نسخ شده؟
یا اطلاق ایه شریفه قید خورده ؟ یعنی مقید شده ؟
یا عمومیت ایه شریفه تخصیص خورده ؟ از باب عام وخاص ؟
یا مراد از من دون الله چیزی است غیر متفاهم عرف وهابیت؟
چون نمی شود نهی وذم بفرماید ازولی گرفتن دون الله ؛
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ .
وحصرومدح بفرماید از ولایتش در ولایت خود ودر ولایت من دون الله (به تعبیر وهابیت )
دوستان وهابی مسلک بدون حاشیه رفتن جواب بفرمائید
بسم الله الرحمن الرحیم
من دون الله در آیه قرآن را چه معنا کنیم؟ در مقابل خدا؟ یا معنای دیگری؟
کلمه دون، اصل اینکه مقصود چیست، مشکلی نیست.
بهترین واژه ای که در فارسی معادلش باشد، مشکل ماست.
اگر می گوییم که پیامبر و ائمه دون الله هستند، پس آیه قران چه می فرمایند: انما یبایعونک تحت الشجره، انما یبایعون الله.
این آیه دارد می گوید کسانی که با تو بیعت کرده اند، یعنی منِ قرآن تو را قبول دارم که با تو مبایعه صورت گرفته است. نظیر و ما رمیت اذ رمیتَ
هر کس این را فهمید آنجا هم می فهمد که مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت
در آیه دیگر می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
حالا
و رسوله و الذین آمنوا دون الله هستند یا هم الله هستند؟
اگر دون الله هستند، پس آیه عنکبوت را چه بگوییم؟
پس معلوم می شود آن دون الله یعنی کسانی که مسیرشان مسیر خدا نیست. یعنی اگر یبایعونه، یعنی یبایعون الله.
مثال
کسی می گوید هر کس دنبال کتابی برود غیر از قرآن به انحراف کشیده شده است و فردا جوابی ندارد.
فردا بهش خبر می دهند که یکی از افراد مستمع شما، هرچه کتاب تفسیر در خانه داشت، بیرون ریخته است! چرا چون شما گفتی!
جواب چیست؟
جوابش این است که این غیر قرآنی که گفتم یعنی کتابهایی که رویکردش غیر قرآنی باشد نه تفسیر و کتابهایی که جهت قرآنی دارد.
کلمه دون در این آیات شریفه در اوج فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
این دون استعمال فلسفی ندارد. بلکه این دون یعنی دونیت حسی و گرایشی.
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا ... حزب الله.
حزب الله دون الله ام هو الله؟
اینجا جای بحث فلسفی نیست که بگویی حزب الله خداست یا غیر خداست.
هر کس در حزب خداست خدایی است و در فضای ادبیات عرب، خدائی ست. یعنی با او دوستی کنید با خدا دوستی کرده اید و با او دشمنی کنید، با خدا دشمنی کرده اید.
---http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=2177231#post2177231
یا علی جواب بفرمایند
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
صد بار بگوید اَللّـهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤمِنينَ
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْكَانُ الْهُدَى... پاسخ داد.
"
صد بار بگوید اَللّـهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤمِنينَ
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا بر محبین امیر المومنین علیه السلام مبارک باد پاسخ داد.
"
اعمال شب 19و21و

۱ ) الغُسل . علّامه مجلسی فرموده بهتر است که مقارن غروب آفتاب غسل کند ، که نمازش را با غسل شب قدر بخواند . ( البته وضو هم بگیرد ) .

۲ ) دو رکعت نماز ، همانند نماز صبح ، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه توحید بخواند ، و بعد از سلام نماز ، ۷۰ مرتبه بگوید استغفر الله و أتوب اليه . در روایت از وجود مقدس خاتم الانبیاء صلّی الله علیه و آله دارد که از جای خود برنمی خیزد الّا آنکه خودش و پدر و مادرش آمرزیده میشوند .

۳ ) صد بار بگوید اَللّـهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤمِنينَ .

۴ ) بخواند این دعا را يَا ذَا الَّذی كانَ قَبْلَ كُلِّ شَیْء ، ثُمَّ خَلَقَ كُلَّ شَیْء ، ثُمَّ يَبْقى وَيَفْنى كُلُّ شَيْء ، يَا ذَا الَّذی لَيْسَ كَمِثْلِهِ شيْءٌ ، وَ يَا ذَا الَّذی لَيْسَ فِی السَّماواتِ الْعُلى ، وَلا فِى الاَرَضينَ السُفْلى ، وَ لا فَوقَهُنَّ وَ لا تَحْتَهُنَّ وَ لا بَيْنَهُنَّ اِلـهٌ يُعْبَدُ غَيْرُهُ ، لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا يَقْوى عَلى اِحْصائِهِ إلاّ اَنْتَ ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمِّد صَلاةً لا يَقْوى عَلى اِحْصائِها إلاّ اَنْتَ .

۵ ) بگوید اَللّـهُمَّ اْجْعَلْ فيـما تَقْضی وَتُقَدِّرُ مِنَ الْأمْرِ الْمحْتُومِ ، وَ فيـما تَفْرُقُ مِنَ الأمْرِ الحَكيمِ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ ، وَ فِی الْقَضاءِ الَّذی لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلْ ، اَنْ تَكْتُبَنی مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ ، الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ ، الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ ، وَاجْعَلْ فيـما تَقْضي وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْري وَتُوَسِّعَ عَلَيَّ فی رِزْقی ، وَتَفْعَلَ بی كَذا وَكَذا ، و بجای این کلمه حاجات خود را بگوید .

۶ ) قرآن را گشوده و در مقابل خود قرار میدهی و میگویی :
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتابِكَ المُنْزَلِ وَما فِيْهِ ، وَفِيْهِ اسْمُكَ الاكْبَرُ وَ أَسْماؤُكَ الحُسْنى وَمايُخافُ وَيُرْجى ، أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ . سپس حاجات خود را ذکر میکنی .

۷ ) قرآن را بر سر گرفته و میگویی :
اللَّهُمَّ بِحَقِّ هذا القُرْآنِ ، وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ ، و َبِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِيه ، و َبِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ ، فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ .
سپس ده مرتبه میگویی بِكَ يا اللهُ .
و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ .
و ده مرتبه بِعَليٍّ .
و ده مرتبه بِفاطِمَةَ .
و ده مرتبه بِالحَسَنِ .
و ده مرتبه بِالحُسَيْنِ .
و ده مرتبه بِعَليٍّ بْنِ الحُسَيْنِ .
و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَليٍّ .
و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ .
و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفرٍ .
و ده مرتبه بِعَليٍّ بْنِ مُوسى .
و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَليٍّ .
و ده مرتبه بِعَليِّ بْنِ مُحَمَّدٍ .
و ده مرتبه بالحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ .
و ده مرتبه بِالحُجَّةِ .
و حاجت خود را میطلبی .

۸ ) زيارة امام حسين عَـلَـيـْـهِ السَّــلام .

۹ ) إحياء سه شب قدر ، در روایت آمده است که مَنْ أحيا لَيلَة القَدر غفرت لَهُ ذنوبه ، ولو كانَت ذنوبه عدد نجوم السّماء و مثاقيل الجبال و مكاييل البحار . کسی که شب قدر را احیاء بدارد ، تمامی گناهانش بخشیده خواهد شد ، هر چند بعدد ستارگان و وزن کوه ها و مقدار دریاها باشد .

۱۰ ) صد رکعت نماز بخواند ، که بسیار فضیلت دارد ، و بهتر آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند .

۱۱ ) بخواند این دعاء را اللَّهُمَّ إِنِّي أَمْسَيتُ لَكَ عَبْداً داخِراً ، لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرّاً ، وَ لا أَصْرِفُ عَنْها سُوءًا ، أَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسِي ، وَأَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِی وَقِلَّةَ حِيلَتِی ، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَأَنْجِزْ لِی ما وَعَدْتَنِي وَجَمِيعَ المُؤْمِنِينَ وَالمُؤْمِناتِ مِنَ المَغْفِرَةِ فِی هذِهِ اللَّيْلَة ، وَأَتْمِمْ عَلَيَّ ما آتَيْتَنِی ، فَإِنِّي عَبْدُكَ المِسْكِينُ المُسْتَكِينُ الضَّعِيفُ الفَقِيرُ المَهِينُ . اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْنِي ناسِياً لِذِكْرِكَ فِيما أَوْلَيْتَنِی ، وَلا لاِحْسانِكَ فِيما أعْطَيْتَنِی ، وَلا آيساً مِنْ إِجابَتِكَ وَإِنْ أَبْطَأْتَ عَنِّی فِی سَرَّاءَ أَوْ ضَرَّاءَ ، أوْ شِدَّةٍ أَوْ رَخاءٍ أَوْ عافِيَةٍ أَوْ بَلاءٍ أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعَماءَ ، إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ .

علّامه مجلسی میفرماید بهترین اعمال در این شبها استغفار و دعاء کردن برای حوائج دنیا و آخرت است ، برای خود و پدر و مادر و نزدیکان و برادران مؤمن ، چه زنده و چه کسانی که به رحمت خدا رفته اند . و ذکْر گفتن و صلوات بر محمد و آل محمد فرستادن است بقدر میسور .

"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علی را کس جز خدا ورسولش نشناخت پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
د وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَنْ قَالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنْتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿۹۳﴾
و كيست ‏ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ مى ‏بندد يا مى‏ گويد به من وحى شده در حالى كه چيزى به او وحى نشده باشد و آن كس كه مى‏ گويد به زودى نظير آنچه را خدا نازل كرده است نازل مى ‏كنم و كاش ستمكاران را در گردابهاى مرگ مى‏ ديدى كه فرشتگان [به سوى آنان] دستهايشان را گشوده‏ اند [و نهيب مى‏ زنند] جانهايتان را بيرون دهيد امروز به [سزاى] آنچه بناحق بر خدا دروغ مى ‏بستيد و در برابر آيات او تكبر میکرديد به عذاب خواركننده كيفر مى‏ يابيد (۹۳)
لعنت ازلی وابدی خدا برزنیم مآبون درغگوی بر خدا وهمه دروغگویان برخدا وانبیاء الهی صلوات الله علیهم اجمعین

ولعنت ازلی وابدی خدا برهمه دشمنان امیرالمومنین که اولین نشانه انها زنیم بودن ومابون بودشان هست

یا من هو فی ام الکتاب لعلی حکیم
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
(بندعلی 69)


جناب حسین آیا برای چنین ادعای که بند علی کردند دلیلی هم دارید اگر دروغ بستن به خداوند نیست




غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و.........................که به اسم کنجکاو1آمدی



اقای حسین بی کار نیست قبلا جوابت رو داده

به ادرس ذیل رجوع فرمائید





http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=156997
پست 899

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=60

نقل قول:
در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران ونوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
شما ودوستانت نشان دادید که خداوند درنزد شما جایگاهی ندارد و اگرهم داشته باشد در جایگاه آخر است همانطور که استادتان جناب حسین گفتند کسی که علم کتاب نزد اوست از فرمانروای عالم (خدا ) مقام بالاتری دارند یعنی علی از خداوند نزد شما مقام بالا تری دارد

hosyn
دوست گرامی، پس شما که ادعای متابعت قرآن دارید چرا تهمت میزنید؟! آیا قرآن فرموده است که حرف آشکار طرف خودتان را ولو کافر باشد تحریف کنید و ضد آن را به او نسبت دهید؟! مگر قرآن نمیفرماید: و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی؟!

اولا: حسین کجا استاد است؟ بنده استادم در اشتباه کردن و اگر توفیق الهی باشد سریع عذرخواهی کردن، إن شاء الله تعالی

ثانیا: آیا حسین گفت خداوند متعال، علم الکتاب را نمیداند، و چون امیرالمؤمنین علم الکتاب را میدانند، پس از خدا بالاترند؟! خوشا به حال این حسین! که میگوید: خداوند علم الکتاب نزدش نیست! دوست گرامی، اگر مطلب مبهم بود میگفتم متوجه نشدید، ولی تهمت آشکار میزنید! مگر به آیه قل اللهمّ استشهاد نکردم؟! آیا قل اللهمّ مالک المک مربوط به علم الکتاب و امیرالمؤمنین است؟! أحسنت به این قرآنیت!



نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
در صورتی که اگر به آیه توجه کنی سلیمان از خداوند تقاضا می کند حکومتی به او ببخشد که بعد از او سزاوار هیچ کس نباشد یعنی اینکه بعد از سلیمان به کس دیگری چنین حکومتی را ندهد

ممکن است برداشت خودتان را از این عبارتان توضیح دهید، آیا اگر خداوند به پیامبر خاتم النبیین که قرآن بر او نازل شده، همان قرآن که مهیمن بر تمام کتب آسمانی قبلی است، آیا اگر فرض بگیریم که خداوند مثل ملک حضرت سلیمان به ایشان میداد، ایشان طبق دعای سلیمان، سزاوار این ملک نبودند، و یا آن ملک سزاوار ایشان نبود؟

دقت کنید که نگفتند: خدایا این ملک را به احدی پس از من عطا نکن، بلکه فاعل فعل لا ینبغی، خود ملک است، یعنی ملکی به من بده که آن ملک سزاوار احدی پس از من نیست، آیا این دعا زیبنده دعای یک پیامبر است؟ اگر خدا بخواهد به کسی بدهد حتما سزاوارش خواهد بود، این چه دعائی است که این ملک، سزاوار غیر من نباشد؟

آیا اگر به حضرت سلیمان ع بگویند خدا میخواهد به پیامبر خاتم ص، بالاتر از ملک شما عطا کند، ایشان میگویند زیبنده او نیست؟!

.

hosyn
به جای یک جواب تفسیری و علمی این چنین گفتید:


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا2

- ترجمه استاد انصاریان :
همان كه فرمانروايي آسمان ها و زمين فقط در سيطره اوست و فرزندي براي خود نگرفته است و در فرمانروايي شريكي ندارد و هر چيزي را آفريده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه اي درست و دقيق.

من تا آنجایی که از آیه فهمیدم خداوند می فرماید فرمانروایی در سیطره اوست و در فرمانروایی شریکی ندار .
اگر امکان دارد درباره ای آیه توضیحی بده که چرا خداوند می فرمایند که در فرمانروایی شریکی ندارند ولی شما می گویید علی هم فرمانروای هستی است ؟

hosyn
و بنده جواب دادم:


نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، امام صادق شیعه خود را سه دسته کردند: شیعه در ظاهر غیر باطن، شیعه در باطن غیر ظاهر، شیعه در باطن و ظاهر، و در بیانی بسیار جالب، وقتی کسی ادعا میکند که من شیعه شما در باطن و ظاهر هستم، حضرت فوری جواب میدهند آنها صفاتی دارند که با آن شناخته میشوند، و قتی میپرسند آن صفات چیست؟ بر خلاف انتظار همه! میگویند اولها أنهم عرفوا التوحید حقّ معرفته، و تا حدود یک صفحه توضیح میدهند که صاحب المیزان این روایت را از غرر روایات میدانند، و در تحف العقول آمده، و کتاب ترجمه هم دارد.

بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی، منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است، شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!

بنده به سهم خود، یک بار در عمرم احساس نکردم که خدای متعال در آیات قرآنش احساس رقابت با اولیاء خودش دارد، آخر آنها را خودش آفریده و میداند که چه گوهری در وجودشان گذاشته، و اولیاء او هم مرتب هشدار دادند که غلو نکنید که غالی از هر کافر و مشرکی بدتر است، اما هر چه از مقامات به ما نسبت بدهید هنوز به یک درصد آن هم نمیرسید، چون نمیتوانید تصور کنید آن مقامات را، نزلونا عن الربوبیه و قولوا فینا ما شئتم و لن تبلغوا، اجعلوا لنا ربا نؤب الیه و قولوا ما شئتم و لن تبلغوا، یعنی برای ما ربّ قرار دهید که همه چیز ما به او برمیگردد و سپس هر چه میخواهید بگویید و بدانید هرگز نمیرسید! ما را از ربوبیت پایین آورید و ما را خدا و اصل دار وجود ندانید و سپس هر چه میخواهید برای ما بگویید و بدانید که هرگز به واقع مقامات ما نخواهید رسید.

بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها داده، و هر لحظه بخواهد میگیرد، و بالاتر اینکه هر کاری که از آنها ظهور کند دقیقا منسوب به خود خداوند متعال است، چون خصوصیت اهل البیت این است که خدا آنها را از خودیت و دیدن سر سوزن نفسانیت رها کرده است، و لذا با سایر مخلوقین که هنوز در خود احساس نفسانیت دارند و ردای کبریای (من آنم که...) در سر دارند فرق میکنند، مثالی بزنم اگر میخواهید تامل کنید:

محال است محال است محال است که اگر کسی رفت دامن پادشاهی را گرفت و گفت خواهش میکنم فلان کار را انجام دهید، به او بگوید: ای بی شرم بی حیا! من خودم اینجا حاضر هستم، به این پارچه‌ای که پوشیده‌ام چنگ میزنی؟! این دامن من را میگیری؟!

چرا محال است؟ چون دامن پادشاه هیچ استقلالیت در کنار پادشاه ندارد، درست که خود پادشاه نیست، اما فقط وسیله توسل به اوست.
.

نقل قول:
در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
جناب حسین ببخشید که اینو می گویم ولی خیلی دوپهلو جواب دادی و به سراحت جواب ندادی که آیا این عقیده که می گوید علی فرمانروای هستی است حق وبا اذن خدااست یا نه ؟

hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
عجب! دوست گرامی، دو پهلو؟! خیلی کم گفتید! آیا روش افنا که نوابغ هندسه در محاسبه محیط و حجم کره به کار میبرند شنیده‌اید؟ در محیط کره، یک میل کننده به بینهایت پهلو دارم! و در حجم کره، هر کدام از این پهلوها خود بینهایت لول دارد! واقعا معارف قرآن، غریب است! امثال من کجا و معارف قرآن!

ببینید دوست گرامی، ما یک محکماتی داریم که باید از طریق آنها پیش برویم، که اگر نرویم تنها خودمان ضرر کرده‌ایم، قرآن میفرماید حق ندارید بدون سلطان و دلیل و حجت آشکار از ناحیه خداوند متعال، سخنی بگویید:

الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (غافر 35)

إِنَّ الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ في‏ صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (غافر 56)


و نیز امر میفرماید که با صادقین باشید:

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ(توبة 119)

به قول شاعر:

چندین چراغ دارد و بیراهه میرود ---- بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش


دوست گرامی، اگر بنده از ناحیه خودم حتی نزد شخص خودم و محدود در فضای ذهنی خودم، بگویم: امیرالمؤمنین فرمانروای هستی هستند یا نیستند، در هر دو صورت اشتباه کرده‌ام، چون خدا میخواهد بدون سلطان از ناحیه او حرفی یا اعتقادی را دنباله‌روی نکنیم.

باید صادقانه به دنبال فهم آیات قرآن باشیم، اما نه از روی غرور و اینکه تنها هر چه من میفهمم درست است، باید زانوی ادب محضر کسانی که مطمئن هستیم جزء صادقین هستند، بر زمین بگذاریم، تا به تدریج به معارف بلند قران کریم، نزدیک شویم.

این نکته بسیار مهم را بارها عرض کردم که قاعده اصلی در فهم معارف، پرهیز از غلو است، و این قاعده و راهی است که خود اهل البیت به شیعه یاد دادند، مثال روشن آن این است:

اگر کسی بین خودش و خدا، چنین میبیند که اگر امام معصوم از قلب من خبر دارند پس خدا هستند، بر این شخص حرام است بگوید امام از قلب من خبر دارند، چون درک او این است که ممکن نیست کسی بتواند از قلب من آگاه باشد و خدا نباشد! و اگر چنین شخصی دل به دریا زد و معتقد شد امام از قلب من خبر دارند، وارد وادی غلو شده است، و مطرود نزد اهل البیت است، یعنی کسی که میگوید: یا امام خبر از قلب من ندارند و یا خدا هستند و سوم ندارد، اهل بیت از چنین کسی به جدّ میخواهند که بگوید: امام از دل او خبر ندارند، چون آنها که خدا نیستند، و این شخص قدرت جمع بین اینها ندارد که کسی از قلب بندگان آگاه باشد و خالق آنها نباشد!

اما اگر کسی باشد که به صورت کاملا آرام و منطقی، مشکلی نمیبیند که امام از قلب من آگاه باشند و خدا هم نباشند، اینجا هرگز اهل بیت ع از این شخص نمیپذیرند که حتی احتمال بدهد امام ع از قلب او خبر ندارند!

این روندی که در این مثال توضیح دادم، تا به آخر مقامات میرود! یعنی هر شخصی فقط مجاز است تا مرزی از مقامات اهل بیت حرکت کند که با اصل مذکور، تصادم نداشته باشد، و در اینجا، دلیر شدن، و چیزی را نفهمیدن، جلو رفتن، باعث شقاوت و ضلالت است، المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق، اینجا جای دل به دریا زدن و تعارف اهل بیت کردن نیست، یعنی دو چیز حتما باید مد نظر باشد: ۱- هر مقامی را خودشان بیان کرده باشند، ۲- این مقام، در نزد شخص خاص که آن را تصور میکند، به طور قطع، موجب ورود در حوزه خدا شدن نباشد، و گرنه هر بیانی هم از اهل بیت باشد، چون نزد ذهن او، با محکمات معارف ثقلین، سازگاری ندارد، نباید قبول کند و باید نزد خودش تاویل کند، همانگونه که به حق، واژه (ید) در قرآن را تاویل میکند، و هرگز معتقد نمیشود که خداوند دست دارد، و لذا برای خیلی از مردم، به جای اینکه گفته شود امام از دل شما خبر دارند، میگویند: خدا از آنچه در دل شماست به امام خبر میدهد.

به هرحال امیرالمؤمنین ع نزد شیعه، اینگونه فرمانروای هستی هستند که خانه ایشان را آتش میزنند و با ریسمان به مسجد میبرند و خم به ابرو نمیآورند! فرمانروای دست‌بسته شنیده‌اید؟ فرمانروائی هستند که در محراب مسجد کوفه، غرق خون بر زمین میافتند! میخواهید بیشتر بگویم؟! آیا اصلا مقامی بالاتر از فرمانروائی برای ما متصور است؟ آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

بنده به سهم خود، امام صادق را راستگو میدانم، و مطمئن هستم از طریق ضوابط فن، که حضرت قریب به این مضمون فرمودند: (تنوین تنکیر در (علمٌ من الکتاب) میرساند نسبت بین علم آصف بن برخیا نسبت به تمام علم الکتاب، نسبت قطره است به اقیانوس، و بعد با استشهاد به آیه قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب، قسم خوردند که تمام علم الکتاب پیش ماست:

الكافي ج‏1/ 257
...فأومأ بيده إلى صدره و قال علم الكتاب و الله كله عندنا علم الكتاب و الله كله عندنا.


و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است، فرمانروا، خادمین آنها از ملائکة هستند، یا از شیعیان آنها مثل سلمان هستند که بعض کارهای او نقل شده است، که حضرت به او فرمودند: ارفق باخیک! یعنی ابوذر، و یا در مدائن، با سنگ ترازوی قصاب، او را حاضر میکند و....

اما باز تکرار میکنم که اگر کسی هر کدام از اینها را تصور کند میگوید پس خداست هر کس اینها را دارد، بر او حرام است چنین امری را معتقد شود، باید صبر کند تا پیکره معارف او، رخش شود، و رخش میباید (تا) تن رستم کشد!

.

نقل قول:
در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بنا براین در آخر اعتراف کردید که علی در نزد شما ازخداوند مقامی بالا تر دارد ولی خدا نیست

چون خود خداوند خودرا فرمانروای هستی معرفی کردند و شما هم گفتید
و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است

hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، اگر مقصود از بحث این است که از من اعتراف بگیرید، بیایید همین الان برویم یک سند محضری به شما بدهم که من محکوم هستم و اعتراف کردم و شما پیروز هستید، برای بنده مشکلی نیست.

دوست گرامی، اگر خداوند میفرمایند فرمانروای هستی هستند، یعنی بالاتر از آن نیست؟ آیا فرمانروا بودن بالاتر است یا دیگران را فرمانروا کردن؟ خود قضاوت کنید! آیه: له الملک، بالاتر است، یا قل اللهمّ مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء؟

پادشاه بالاتر است، یا پادشاه کننده همه پادشاهان؟ و قٰرآن کریم منافاتی بین اینها نمیبیند، در عین حالی که مالک المک، بالاتر از نفس ملک است. و الله العالم
.

hosyn
تفاوت مراتب بین صفات و اسماء الهیه، مطلبی بدیهی و همه کس فهم است، آیا آیه شریفه: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا یعلم الله الذین جاهدوا منکم، بالاتر است یا آیه شریفه: هو اعلم بکم اذ انشأکم من الارض و اذ انتم اجنة فی بطون امهاتکم فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی؟

اما خدا که چند خدا نیست، صفات او و مظاهر آنها، دارای مراتب است، خدای پادشاه جهان، با خدای پادشاه کننده همه پادشاهان، از نظر رتبه صفتی، یکی نیستند، خدای قادر مطلق با خدای خالق مطلق، در یک رتبه صفتی نیستند، چون تا قادر مطلق نباشد نمیتواند خالق مطلق باشد، خدای عالم مطلق بالاتر است از حیث صفتی از خدای پادشاه مطلق، چون تا علم مطلق نداشته باشد نمیتواند پادشاهی مطلق کند، هر چند خدا، چند خدا نیست، و این مطالب ابهامی ندارد که مجوز ظلم به دیگری باشد، اعدلوا هو اقرب للتقوی!
معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست - صفحه 13 - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان
پست 158

"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بَابٌ فِي شَأْنِ‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ تَفْسِيرِهَا پاسخ داد.
"
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏1 ؛ ص350

در شان‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ و تفسير آن‏
توضيح‏
- مرحوم كلينى در اين باب نه روايت ذكر ميكند كه در سلسله اسنادش شخصى بنام «حسن بن عباس بن حريش» موجود است، حال اين شخص در نظر علماء رجال در دو نقطه قدح و توثيق قرار گرفته است، نجاشى ره گويد: حسن بن عباس كه از امام جواد عليه السلام نقل ميكند بسيار ضعيف است، كتابى در باره سوره‏ «إِنَّا أَنْزَلْناهُ» دارد كه عباراتش در هم و ناجور است و مرحوم علامه حلى گويد: او ضعيف الرأى است و كتابى كه در فضيلت‏ «إِنَّا أَنْزَلْناهُ» تصنيف كرده الفاظش خراب و خيالبافيهايش دليل بر جعل و نادرستى آنست ولى علامه مجلسى ره او را توثيق نموده و فرموده است از كتب رجال استفاده مى‏شود كه قدح او تنها بسبب روايت كردن همين احاديث عالى و مشكلى كه عقل بيشتر مردم نميرسد بوده است در صورتى كه كتاب او نزد محدثين مشهور و معروف بوده و احمد بن محمد كه برقى را از قم بيرون كرد براى اينكه از مردم ضعيف نقل ميكرد: حديث حسن بن عباس را نقل كرده است در صورتى كه اگر كتاب او نزدش معتبر نميبود آن را نقل نميكرد و من هم دلائل بسيارى بر صحت آن كتاب دارم.- پايان كلام مجلسى- در هر حال تحقيق در باره اين شخص بسيار بجا و مناسب است ولى چون ما را در اين مقام مجال اين تحقيق نيست، تنها بترجمه و شرح روايات او از نظر متن و دلالت اكتفا ميكنيم و بايد بگوئيم كه از نظر متن، در اين روايات مضامينى عالى و استدلالاتى محكم و قوى ديده مى‏شود كه من نظير آن را در روايات ديگر كمتر ديده‏ام، مخصوصا موضوع عدم اختلاف علوم ائمه كه در چند حديث از اين باب بآن استدلال مى‏شود.
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 351
1-
امام جواد عليه السلام فرمايد: امام صادق عليه السلام فرمود: در آن ميان كه پدرم طواف كعبه مينمود، مردى نقاب زده ناگهانى پيدا شد و هفت شوط او را قطع كرد و او را بخانه كنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شديم، آن مرد بمن گفت خوش آمدى پسر پيغمبر! سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت:
خير و بركت خدا بر تو باداى امين خدا پس از پدرانش! (سپس متوجه پدرم شد و گفت) اى ابا جعفر! اگر ميخواهى تو بمن خبر ده و اگر ميخواهى من بتو خبر دهم، ميخواهى از من بپرس يا من از تو بپرسم، ميخواهى تو مرا تصديق كن يا من ترا تصديق كنم، پدرم فرمود: همه اينها را ميخواهم (و با هيچ يك مخالف نيستم) آن مرد گفت: پس مبادا كه در جواب سؤال من زبانت چيزى گويد كه در دلت چيز ديگر باشد، فرمود: اين كار را كسى ميكند كه در دلش دو علم مختلف باشد و خداى عز و جل از علمى كه در آن اختلاف باشد امتناع دارد (پس علم ما هم كه از علم خدا سرچشمه ميگيرد اختلاف ندارد).
آن مرد گفت: سؤال من همين بود كه شما يك سرش را گفتى، بمن خبر دهيد: اين علمى كه در آن اختلاف نيست، چه كسى آن را ميداند، پدرم فرمود: اما تمام اين علم نزد خداى جل ذكره ميباشد و اما آنچه براى بندگان لازمست، نزد اوصياء است، آن مرد نقابش را باز كرد و راست نشست و چهره‏اش شكفته شد و گفت: من همين را ميخواستم و براى همين آمدم.
شرح‏
- واقع و حقيقت در هر موضوعى يك چيز است و كسى كه بواقع و حقيقت عالم باشد هميشه يك چيز مى‏گويد، هيچ گاه دو گفتار مخالف از او شنيده نميشود، اختلاف در گفتار و احتمالات بسيار نسبت بكسانيست كه واقع و حقيقت را نميدانند و در گفتار و نوشتجاتشان تناقض و اختلاف و توالى فاسدة و لوازمى كه خود آنها
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 352
قبول ندارند ديده مى‏شود، بعقيده ما شيعيان علم بواقع و حقيقت در درجه اول مختص بخدايتعالى و در درجه دوم بمقدار احتياج بشر براى الهام‏گيرندگان از منبع علم او يعنى انبياء و اوصياء است، اينست كه قرآن كريم ميفرمايد (22 سوره 4) «اگر اين قرآن از جانب غير خدا ميبود در آن اختلاف بسيارى مييافتند».
ترجمه بقيه حديث: بعقيده شما علمى كه اختلافى در آن نيست نزد اوصياء است، اكنون بفرمائيد:
چگونه آن را ميدانند و بدست مى‏آورند؟ فرمود: همچنان كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله ميدانست (يعنى همه بالهام و وحى خدا ميدانند) جز اينكه ايشان آنچه را پيغمبر ميديد نمى‏بينند، زيرا او پيغمبر بود و ايشان محدثند و پيغمبر (در معراجهاى خود) بر خداى عز و جل وارد ميشد و وحى را ميشنيد و ايشان نميشنوند، آن مرد گفت: راست گفتى پسر پيغمبر، اكنون مسأله مشكلى از شما ميپرسم! بفرمائيد كه اين علم بدون اختلاف، چرا هميشه آشكار نشود، چنانچه با پيغمبر آشكار ميگشت (چرا اوصياء گاهى تقيه ميكنند و واقع را بى‏پرده نميگويند چنانچه پيغمبر ميگفت) پدرم خنديد و فرمود: خداى عز و جل نخواسته كه بر علم او اطلاع پيدا كند مگر كسى كه در ايمان بخدا امتحانش را داده باشد، چنان كه خدا برسولش حكم فرموده بود كه بر آزار قومش صبر كند و جز بفرمان خدا با ايشان مبارزه نكند، پيغمبر چه اندازه پنهانى دعوت كرد تا باو دستور رسيد (94 سوره 15) «آنچه را مأموريت دارى آشكار كن و از مشركين روى برگردان» (پس پيغمبر هم مانند اوصياء گاهى علمش را آشكار نميكرد).
بخدا سوگند، اگر پيغمبر پيش از اين دستور هم دعوتش را آشكار ميكرد در امان بود ولى نظر او اطاعت امت بود و از مخالفتشان بيم داشت كه از دعوت آشكار باز ايستاد.
دلم ميخواست با چشمت مهدى اين امت (امام دوازدهم) را ميديدى در حالى كه فرشتگان، ارواح كفار مرده را با شمشير آل داود بين زمين و آسمان، عذاب ميكنند و ارواح زندگان مانند ايشان را (كه در
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 353
زمين هستند) بآنها ملحق مينمايند.
آن مرد شمشيرى برآورد و گفت: هان اين شمشير از همان شمشيرها است، پدرم فرمود: آرى بحق خدائى كه محمد را بر بشر برگزيد، آن مرد نقابش را كنار زد و گفت: من الياسم، اينكه از وضع شما پرسيدم بخاطر بى‏اطلاعيم نبود، بلكه ميخواستم اين حديث، موجب قوت أصحاب شما باشد و بشما خبر خواهم داد آيه‏ئى را كه خود ميدانيد و اصحاب شما اگر بآن آيه احتجاج كنند، پيروز شوند.
پدرم فرمود: اگر ميخواهى من آن آيه را بتو بگويم؟ گفت: ميخواهم، فرمود: شيعيان ما اگر بمخالفين ما (اهل سنت) بگويند: خداى عز و جل بپيغمبرش ميفرمايد، ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم- تا آخر سوره- (كه معنى آيات اينست: تو چه دانى كه شب قدر چيست؟، شب قدر از هزار ماه بهتر است، در شب قدر فرشتگان و جبرئيل باجازه پروردگار خود، براى هر مطلبى نازل شوند و تا دميدن صبح آنچه نازل مى‏شود سلام است [براى هر مطلب سلامتى تا سپيده دم نازل شوند].
آيا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله چيزى ميدانست كه در آن شب نداند و در غير آن شب هم جبرئيل عليه السلام براى او نياورد؟ (يعنى آيا پيغمبر علمى از غير طريق وحى هم داشت؟) مخالفين خواهند گفت: نه، بآنها بگو: آيا آنچه را پيغمبر ميدانست، جايگزينى براى اظهارش داشت؟ (يعنى چاره‏ئى داشت كه دعوتش را تبليغ نكند؟) خواهند گفت: نه، بآنها بگو: آيا در آنچه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از علم خداى- عز ذكره- اظهار ميكند (و بمردم ميگويد،) اختلافى هست؟ اگر گويند: نه، بايشان بگو: پس كسى كه بر مسند حكم خدا نشسته و در حكمش اختلاف ميباشد (مانند اجتهادات متناقص اهل سنت) آيا مخالفت پيغمبر
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 354
صلّى اللَّه عليه و آله كرده است؟ خواهند گفت: آرى، و اگر بگويند: نه، سخن اول خود را باطل كرده‏اند (كه گفتند: علم پيغمبر تنها از طريق وحى و مأخوذ از علم بى‏اختلاف خداست).
سپس بآنها اين آيه را تذكر بده (7 سوره 3) «تأويل قرآن را جز خدا و راسخين در علم نميدانند» اگر بگويند: راسخين در علم چه كسانند؟ بگو: كسى كه در علمش اختلاف نيست، اگر بگويند: او كيست؟
بگو: پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله داراى اين علم بود، ولى آيا پيغمبر علم خود را تبليغ كرد يا نه؟ اگر بگويند: تبليغ كرد، بگو: آيا پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله وفات كرد، جانشين پس از او، آن علم بى‏اختلاف را ميدانست؟ اگر بگويند: نه، بگو: جانشين پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله (مثل خود پيغمبر از جانب خدا) مؤيد است و نيز پيغمبر جانشين خود نكند، جز كسى را كه بحكم او حكم كند و در همه چيز مانند او باشد، جز منصب نبوت و اگر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كسى را جانشين علم خود معين نكند، كسانى را كه در پشت پدرانند و پس از او بدنيا مى‏آيند ضايع كرده (و بدون رهبر دينى گذاشته) است. (پس از تمهيد اين مقدمات، چنين نتيجه ميگيريم كه جانشين پيغمبر بايد مثل خود او عالم بتأويل قرآن و مصون از خطا و اشتباه بوده، اختلاف در حكم و فتوى نداشته باشد و مؤيد از طرف خدا باشد.
اگر بتو بگويند: علم پيغمبر تنها از قرآن بود (و از راه ديگرى در شب قدر برايش علمى پيدا نميشد) تو بآنها بگو: (همان قرآن در سوره 44 فرمايد) «حم قسم باين كتاب روشن كه ما آن را در شبى مبارك نازل كرده‏ايم، ما بيم دهنده‏ايم (سپس ميفرمايد: در آن شب هر امر محكم و درستى فيصل داده شود، فرمانيست از جانب ما، همانا ما فرستنده رسولانيم» اين آيه دلالت دارد كه علم پيغمبر و جانشينانش در شبهاى قدر زياد
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 355
مى‏شود، زيرا فيصل دادن هر امر محكم بآنها ابلاغ مى‏شود) اگر بتو بگويند: خداى عز و جل اين امر را جز بسوى پيغمبر نفرستد، تو بگو: آيا اين امر محكم كه فيصل داده مى‏شود و بتوسط فرشتگان و جبرئيل فرود مى‏آيد آنها از آسمانى بآسمانى نزول كنند يا از آسمان بزمين؟ اگر گويند: تنها از آسمانى بآسمانى نزول كنند، (درست نيست) زيرا در آسمان كسى نيست كه از اطاعت بمعصيت گرايد (و فيصل دادن در مورد گناه و طغيان و اختلافست) و اگر بگويند: از آسمان بزمين آيند و اهل زمين بفيصل دادن احتياج زيادى دارند، تو بگو: پس ايشان چاره‏ئى جز اين دارند كه سيد و بزرگترى داشته باشند و نزدش محاكمه كنند؟.
اگر گويند: خليفه وقت حاكم ايشانست، تو بگو (256- بقره) «خدا سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند، ايشان را از تاريكيها بسوى نور برد- تا آنجا كه فرمايد-: در دوزخ جاودانند» بجانم قسم كه در زمين و آسمان، سرپرستى از طرف خداى- عز ذكره- نيست، جز اينكه مؤيد است و كسى كه تأييد شود خطا نكند و در روى زمين دشمنى براى خدا نباشد، جز اينكه بى‏ياور باشد و هر كه بى‏ياور باشد، بحق نرسد همچنان كه لازمست از آسمان براى مردم زمين فرمان و قانون نازل شود، لازمست حاكمى هم باشد.
اگر گويند: آن حاكم را نميشناسيم، بآنها بگو. هر چه خواهيد بگوئيد، خداى عز و جل نخواسته است كه بندگان را بعد از محمد صلّى اللَّه عليه و آله بدون حجت گذارد.
امام صادق عليه السلام فرمايد: الياس ايستاد و گفت: اى پسر پيغمبر در اينجا موضوعى است مشكل، بمن بفرمائيد: اگر آنها گويند حجت خدا تنها قرآنست، (چه بايد گفت؟) فرمود: آنگاه من بآنها ميگويم: قرآن زبان ندارد كه امر و نهى كند ولى قرآن اهلى دارد كه آنها امر و نهى ميكنند (و جزئيات‏
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 356
و مصاديق كلى قرآن را تفسير و تعيين ميكنند) و نيز ميگويم: گاهى براى بعضى از اهل زمين، بلا و فتنه‏ئى پيش آمد كند كه در سنت پيغمبر و حكم مورد اجماع امت وجود نداشته باشد و در قرآن هم نباشد، براى علم خدا روا نيست كه چنين فتنه‏ئى در زمين پيدا شود و در محكمه عدالت او كسى كه آن فتنه را رد كند و بگرفتاران فرج بخشد، وجود نداشته باشد، الياس گفت: در اينجا شما پيروز ميشويد اى پسر پيغمبر، گواهى دهم كه هر بلا و مصيبتى كه در زمين بمخلوق رسد، يا نسبت بجان ايشان در موضوع دين يا غير دين، پيش آمد كند، خداى- عز ذكره- ميداند و قرآن را راهنماى آنها قرار داده است، سپس گفت: اى پسر پيغمبر! ميدانى كه قرآن دليل چيست؟ امام باقر عليه السلام فرمود: آرى كليات حدود خدا در قرآنست و تفسير آنها نزد حاكم (حجت معصوم خدا) است.
الياس گفت: خدا امتناع دارد كه بنده‏اى بمصيبتى نسبت بدين يا جان و يا مالش گرفتار شود و در روى زمينش حاكمى كه نسبت بآن مصيبت بدرستى قضاوت كند، وجود نداشته باشد. آن مرد (الياس) گفت:
در اين موضوع شما بكمك برهان پيروزى داريد، مگر اينكه دشمن شما دروغى بخدا ببندد و گويد: براى خداى- جل ذكره- حجتى نيست:
بمن خبر دهيد از تفسير (20 سوره 57) «تا براى آنچه از دستتان رفته غم مخوريد» (امام باقر عليه السلام فرمود اين از مختصات على است «و نسبت بآنچه بدستتان آمده شادى نكنيد» در باره ابى فلان و ياران اوست كه يكى در جلو و يكى دنبالست «براى آنچه از دستتان رفته غم مخوريد» مخصوص على عليه السلام است و براى آنچه بدستتان آمده شادى نكنيد، راجع بفتنه‏ايست كه بعد از پيغمبر
أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏1، ص: 357
صلّى اللَّه عليه و آله پيش آمد، آن مرد (الياس) گفت: گواهى دهم كه شما دارندگان همان حكمى هستيد كه در آن اختلاف نيست، سپس آن مرد برخاست و رفت و من او را نديدم.
شرح‏
- راجع بآيه شريفه (23 سوره 57) و تأويلى كه امام عليه السلام فرمود: علامه مجلسى ره پنج قول نقل ميكند ولى خودش قول اول را انتخاب ميكند و آن را واضحتر ميداند و انصافا هم چنانست كه ايشان گويند، بدين جهت ما نيز تنها همان قول را ذكر ميكنيم. در مرآت صفحه 178 گويد:
اول- آنچه بذهن كوتاه من رسد اينست كه: اين آيه در باره ابى بكر و اصحابش يعنى عمر و عثمان نازل شد و خطاب در آيه متوجه ايشانست، پس اينكه خدا فرمايد: «تا بر آنچه از دستتان رفته غم مخوريد» يعنى از اينكه خلافت و امامت بواسطه نص و تعيين پيغمبر از دست شما رفت و بعلى عليه السلام اختصاص يافت، غم مخوريد «و نسبت بآنچه بدستتان آمده شادى نكنيد» يعنى باين خلافت ظاهرى كه بعد از پيغمبر بشما رسيد، شادى نكنيد، خدا شما را بميل خودتان واگذار كرد و مجبور بر ترك اين كار نساخت و توانائى غصب خلافت را بشما داد.
و اينكه امام فرمود: «يكى در جلو و يكى دنبالست» يعنى قسمت اول آيه، اشاره بقضيه اول دارد كه تعيين خلافت على در حيات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله باشد و قسمت دوم آيه، اشاره بواقعه دوم دارد كه غصب خلافت بعد از وفات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله باشد.
و اين تأويل كاملا با صدر آيه هم منطبق است كه ميفرمايد: «هيچ گونه مصيبتى بزمين و يا جان شما نرسد، مگر پيش از آنكه خلقش كنيم، در نامه‏اى (لوح محفوظ) بوده و اين براى خدا آسانست» يعنى موضوع خلافت، در لوح محفوظ ما براى على عليه السلام ثبت شده و ملائكه و جبرئيل هم همان احكام نوشته ما را نازل ميكنند، اگر از دست شما رفته است غم مخوريد و بدانيد كه با تعيين خدا بوده و باين خلافتى كه با تحميل و زور بدست آورده‏ايد، شادى نكنيد و بدانيد كه شما مستحق آن نيستيد و بكيفرش خواهيد رسيد.
پس معلوم شد كه آنچه امام باقر عليه السلام قبلا فرمود (راجع بمصيبت در دين و جان و مال) اشاره بتأويل صدر همين آيه بوده و بدين جهت الياس هم از بقيه آيه پرسيد.
2-كلينى، محمد بن يعقوب - مصطفوى، سيد جواد، أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، 4جلد، كتاب فروشى علميه اسلاميه - تهران، چاپ: اول، 1369 ش.

"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بَابٌ فِي شَأْنِ‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ تَفْسِيرِهَا پاسخ داد.
" ترجمه اش میاد انشالله الرحمن "

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان بَابٌ فِي شَأْنِ‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ تَفْسِيرِهَا ساخت
"
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص242

بَابٌ فِي شَأْنِ‏ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ تَفْسِيرِهَا
1- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْحَرِيشِ‏ «2» عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ «3» قَدْ قُيِّضَ لَهُ‏
______________________________
(1) هو محمّد بن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن بن عليّ بن أبي طالب من أئمة الزيدية الملقب بالنفس الزكية، خرج على الدوانيقي و قتل كما ستأتى قصته.
(2) بالحاء المهملة المفتوحة و الراء المهملة المكسورة و الياء المثناة من تحت الساكنة و الشين المعجمة و قيل هو مصغر على وزن زبير و الرجل ضعيف جدا عنونه العلامة في القسم الثاني من الخلاصة و النجاشيّ أيضا و قال ابن الغضائري هو أبو محمّد ضعيف روى عن ابى جعفر الثاني عليه السلام فضل انا أنزلناه كتابا مصنفا فاسد الألفاظ (اقول: و قد أفرده الكليني في هذا الباب) تشهد مخايله على أنّه موضوع و هذا الرجل لا يلتفت إليه و لا يكتب حديثه. راجع جامع الروات، ج 1 ص 205
(3) الاعتجار التنقب ببعض العمامة. (آت) و قوله: قيض له أي جي‏ء به من حيث لا يحتسب (فى)
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 243
فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ‏ «1» حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ الصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلَاثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ «2» إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ مَسْأَلَتِي بِأَمْرٍ تُضْمِرُ لِي غَيْرَهُ‏ «3» قَالَ إِنَّمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ مَنْ فِي قَلْبِهِ عِلْمَانِ يُخَالِفُ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَبَى أَنْ يَكُونَ لَهُ عِلْمٌ فِيهِ اخْتِلَافٌ قَالَ هَذِهِ مَسْأَلَتِي وَ قَدْ فَسَّرْتَ طَرَفاً مِنْهَا أَخْبِرْنِي عَنْ هَذَا الْعِلْمِ الَّذِي لَيْسَ فِيهِ اخْتِلَافٌ مَنْ يَعْلَمُهُ قَالَ أَمَّا جُمْلَةُ الْعِلْمِ فَعِنْدَ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَمَّا مَا لَا بُدَّ لِلْعِبَادِ مِنْهُ فَعِنْدَ الْأَوْصِيَاءِ قَالَ فَفَتَحَ الرَّجُلُ عَجِيرَتَهُ‏ «4» وَ اسْتَوَى جَالِساً وَ تَهَلَّلَ وَجْهُهُ وَ قَالَ هَذِهِ أَرَدْتُ وَ لَهَا أَتَيْتُ زَعَمْتَ أَنَّ عِلْمَ مَا لَا اخْتِلَافَ فِيهِ مِنَ الْعِلْمِ عِنْدَ الْأَوْصِيَاءِ فَكَيْفَ يَعْلَمُونَهُ قَالَ كَمَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَعْلَمُهُ إِلَّا أَنَّهُمْ لَا يَرَوْنَ مَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَرَى لِأَنَّهُ كَانَ نَبِيّاً وَ هُمْ مُحَدَّثُونَ وَ أَنَّهُ كَانَ يَفِدُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَيَسْمَعُ الْوَحْيَ وَ هُمْ لَا يَسْمَعُونَ فَقَالَ صَدَقْتَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ سَآتِيكَ‏ «5» بِمَسْأَلَةٍ صَعْبَةٍ أَخْبِرْنِي عَنْ هَذَا الْعِلْمِ مَا لَهُ لَا يَظْهَرُ كَمَا كَانَ يَظْهَرُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ فَضَحِكَ أَبِي‏ «6» ع- وَ قَالَ أَبَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُطْلِعَ عَلَى عِلْمِهِ إِلَّا مُمْتَحَناً لِلْإِيمَانِ بِهِ كَمَا قَضَى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص أَنْ يَصْبِرَ عَلَى أَذَى قَوْمِهِ وَ لَا يُجَاهِدَهُمْ إِلَّا بِأَمْرِهِ فَكَمْ مِنِ اكْتِتَامٍ قَدِ اكْتَتَمَ بِهِ حَتَّى قِيلَ لَهُ‏ فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ‏ «7»
______________________________
(1) فقطع اسبوعه أي طوافه‏
(2) «يا أبا جعفر» تقدير الكلام ثمّ التفت إلى أبى فقال يا أبا جعفر.
(3) أي اخبرنى بعلم يقينى لا يكون عندك احتمال خلافه. (آت)
(4) أي اعتجاره أو طرف العمامة الذي اعتجر به، و التهلل: الاضاءة و التلالؤ بالسرور (آت)
(5) في بعض النسخ [سألتك مسألة] و المعنى واحد.
(6) لعل ضحكه كان لهذا النوع من السؤال الذي ظاهره الامتحان تجاهلا مع علمه بأنّه عارف بحاله أو لعد المسألة صعبة و ليست عنده كذلك. (آت)
(7) الحجر 94 و اصدع اي تكلم به جهارا.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 244
وَ ايْمُ اللَّهِ أَنْ لَوْ صَدَعَ قَبْلَ ذَلِكَ لَكَانَ آمِناً وَ لَكِنَّهُ إِنَّمَا نَظَرَ فِي الطَّاعَةِ وَ خَافَ الْخِلَافَ فَلِذَلِكَ كَفَّ فَوَدِدْتُ أَنَّ عَيْنَكَ تَكُونُ مَعَ مَهْدِيِّ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ الْمَلَائِكَةُ بِسُيُوفِ آلِ دَاوُدَ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ تُعَذِّبُ أَرْوَاحَ الْكَفَرَةِ مِنَ الْأَمْوَاتِ وَ تُلْحِقُ بِهِمْ أَرْوَاحَ أَشْبَاهِهِمْ مِنَ الْأَحْيَاءِ «1» ثُمَّ أَخْرَجَ سَيْفاً ثُمَّ قَالَ هَا إِنَّ هَذَا مِنْهَا قَالَ فَقَالَ أَبِي إِي وَ الَّذِي اصْطَفَى مُحَمَّداً عَلَى الْبَشَرِ قَالَ فَرَدَّ الرَّجُلُ اعْتِجَارَهُ وَ قَالَ أَنَا إِلْيَاسُ مَا سَأَلْتُكَ عَنْ أَمْرِكَ وَ بِي مِنْهُ جَهَالَةٌ غَيْرَ أَنِّي أَحْبَبْتُ أَنْ يَكُونَ هَذَا الْحَدِيثُ قُوَّةً لِأَصْحَابِكَ وَ سَأُخْبِرُكَ بِآيَةٍ أَنْتَ تَعْرِفُهَا إِنْ خَاصَمُوا بِهَا فَلَجُوا- «2»
______________________________
(1) حاصل الجواب أن ظهور هذا العلم مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دائما في محل المنع فانه كان في سنين من اول بعثه مكتتما الا عن أهله لخوف عدم قبول الخلق منه حتّى امر باعلانه و كذلك الأئمّة عليهم السلام يكتمون عمن لا يقبل منهم حتّى يؤمروا باعلانه في زمن القائم عليه السلام (آت)
(2) أي ظفروا، و تقرير هذه الحجة على ما يطابق عبارة الحديث مع مقدماته المطوية أن يقال: قد ثبت أن اللّه سبحانه أنزل القرآن في ليلة القدر على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و انه كان تنزل الملائكة و الروح فيها من كل امر ببيان و تأويل سنة فسنة كما يدلّ عليه فعل المستقبل الدال على التجدد في الاستقبال فنقول: هل كان لرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله طريق الى العلم الذي يحتاج إليه الأمة سوى ما يأتيه من السماء من عند اللّه سبحانه اما في ليلة القدر أو في غيرها أم لا؟ و الأول باطل لما اجمع عليه الأمة من ان علمه ليس الا من عند اللّه سبحانه كما قال تعالى: «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‏» فثبت الثاني ثمّ نقول فهل يجوز أن لا يظهر هذا العلم الذي يحتاج إليه الأمة أم لا بدّ من ظهوره لهم؟ و الأول باطل لانه انما يوحى إليه ليبلغ اليهم و يهديهم إلى اللّه عزّ و جلّ فثبت الثاني ثمّ نقول: فهل في ذلك العلم النازل من السماء من عند اللّه جل و علا الى الرسول اختلاف بأن يحكم في أمر في زمان بحكم ثمّ يحكم في ذلك الامر بعينه في ذلك الزمان بعينه بحكم آخر يخالفه أم لا؟ و الأول باطل لان الحكم انما هو من عند اللّه جل و عزّ و هو متعال عن ذلك كما قال: «لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً»، ثم نقول: فمن حكم بحكم فيه اختلاف هل وافق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في فعله ذلك و حكمه أم خالفه؟ و الأول باطل لان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لم يكن في حكمه اختلاف فثبت الثاني ثمّ نقول: فمن لم يكن في حكمه اختلاف فهل له طريق إلى ذلك الحكم من غير جهة اللّه سبحانه اما بواسطة أو بغير واسطة و من دون أن يعلم تأويل المتشابه الذي بسببه يقع الاختلاف أم لا؟ و الأول باطل فثبت الثاني ثمّ نقول: فهل يعلم تأويل المتشابه الذي بسببه يقع الاختلاف الا اللّه و الراسخون في العلم الذين ليس في علمهم اختلاف أم لا؟ و الأول باطل لان اللّه يقول: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» ثم نقول فرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله الذي هو من الراسخين في العلم هل مات و ذهب بعلمه ذلك و لم يبلغ طريق علمه بالمتشابه الى خليفته من بعده أم بلغه؟ و الأول باطل لانه لو فعل ذلك فقد ضيع من في أصلاب الرجال ممن يكون بعده فثبت الثاني ثمّ نقول: فهل له خليفة من بعده كسائر آحاد الناس يجوز عليه الخطاء و الاختلاف في العلم أم هو مؤيد من عند اللّه يحكم حكم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بأن يأتيه الملك و يحدثه من غير وحى و رؤية او ما يجرى مجرى ذلك و هو مثله إلّا في النبوّة و الأول باطل لعدم إغنائه حينئذ لان من-
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 245
قَالَ فَقَالَ لَهُ أَبِي إِنْ شِئْتَ أَخْبَرْتُكَ بِهَا قَالَ قَدْ شِئْتُ قَالَ إِنَّ شِيعَتَنَا إِنْ قَالُوا لِأَهْلِ الْخِلَافِ لَنَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ لِرَسُولِهِ ص- إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ «2» إِلَى آخِرِهَا فَهَلْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَعْلَمُ مِنَ الْعِلْمِ شَيْئاً لَا يَعْلَمُهُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ أَوْ يَأْتِيهِ بِهِ جَبْرَئِيلُ ع فِي غَيْرِهَا فَإِنَّهُمْ سَيَقُولُونَ لَا فَقُلْ لَهُمْ فَهَلْ كَانَ لِمَا عَلِمَ بُدٌّ مِنْ أَنْ يُظْهِرَ فَيَقُولُونَ لَا فَقُلْ لَهُمْ فَهَلْ كَانَ فِيمَا أَظْهَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ عِلْمِ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ اخْتِلَافٌ فَإِنْ قَالُوا لَا فَقُلْ لَهُمْ فَمَنْ حَكَمَ بِحُكْمِ اللَّهِ فِيهِ اخْتِلَافٌ فَهَلْ خَالَفَ رَسُولَ اللَّهِ ص فَيَقُولُونَ نَعَمْ فَإِنْ قَالُوا لَا فَقَدْ نَقَضُوا أَوَّلَ كَلَامِهِمْ فَقُلْ لَهُمْ‏ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ‏ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ‏ فَإِنْ قَالُوا مَنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ فَقُلْ مَنْ لَا يَخْتَلِفُ فِي عِلْمِهِ فَإِنْ قَالُوا فَمَنْ هُوَ ذَاكَ فَقُلْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص صَاحِبَ ذَلِكَ فَهَلْ بَلَّغَ أَوْ لَا فَإِنْ قَالُوا قَدْ بَلَّغَ فَقُلْ فَهَلْ مَاتَ ص وَ الْخَلِيفَةُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُ عِلْماً لَيْسَ فِيهِ اخْتِلَافٌ فَإِنْ قَالُوا لَا فَقُلْ إِنَّ خَلِيفَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص مُؤَيَّدٌ وَ لَا يَسْتَخْلِفُ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَّا مَنْ يَحْكُمُ بِحُكْمِهِ وَ إِلَّا مَنْ يَكُونُ مِثْلَهُ إِلَّا النُّبُوَّةَ- وَ إِنْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَمْ يَسْتَخْلِفْ فِي عِلْمِهِ أَحَداً فَقَدْ ضَيَّعَ مَنْ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ مِمَّنْ يَكُونُ بَعْدَهُ فَإِنْ قَالُوا لَكَ فَإِنَّ عِلْمَ رَسُولِ اللَّهِ ص كَانَ مِنَ الْقُرْآنِ‏ «1» فَقُلْ- حم. وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ. إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ فِيها إِلَى قَوْلِهِ- إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ‏ «2» فَإِنْ قَالُوا لَكَ لَا يُرْسِلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا إِلَى نَبِيٍّ فَقُلْ هَذَا الْأَمْرُ الْحَكِيمُ الَّذِي يُفْرَقُ فِيهِ هُوَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ الَّتِي تَنْزِلُ مِنْ سَمَاءٍ إِلَى سَمَاءٍ أَوْ مِنْ سَمَاءٍ إِلَى أَرْضٍ فَإِنْ قَالُوا مِنْ سَمَاءٍ إِلَى سَمَاءٍ فَلَيْسَ فِي السَّمَاءِ أَحَدٌ-
______________________________
- يجوز عليه الخطاء لا يؤمن عليه الاختلاف في الحكم و يلزم التضييع من ذلك أيضا فثبت الثاني فلا بدّ من خليفة بعد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله راسخ في العلم، عالم بتأويل المتشابه، مؤيدا من عند اللّه لا يجوز عليه الخطاء و لا الاختلاف في العلم يكون حجة على العباد و هو المطلوب (فى- ملخصا).
(1) هذا إيراد سؤال على الحجة تقريره أن علم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لعله كان من القرآن فحسب ليس مما يتجدد في ليلة القدر في شي‏ء فاجاب بان اللّه سبحانه يقول: «فِيها يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ» فهذه الآية تدلّ على تجدد الفرق و الإرسال في تلك الليلة المباركة بانزال الملائكة و الروح فيها من السماء إلى الأرض دائما: فلا بدّ من وجود من يرسل إليه الامر دائما (فى).
(2) الدخان: 2، 4.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 246
يَرْجِعُ مِنْ طَاعَةٍ إِلَى مَعْصِيَةٍ فَإِنْ قَالُوا مِنْ سَمَاءٍ إِلَى أَرْضٍ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ أَحْوَجُ الْخَلْقِ إِلَى ذَلِكَ فَقُلْ فَهَلْ لَهُمْ بُدٌّ مِنْ سَيِّدٍ يَتَحَاكَمُونَ إِلَيْهِ فَإِنْ قَالُوا فَإِنَّ الْخَلِيفَةَ هُوَ حَكَمُهُمْ فَقُلْ‏ اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ إِلَى قَوْلِهِ‏ خالِدُونَ‏ «1» لَعَمْرِي مَا فِي الْأَرْضِ وَ لَا فِي السَّمَاءِ وَلِيٌّ لِلَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ إِلَّا وَ هُوَ مُؤَيَّدٌ وَ مَنْ أُيِّدَ لَمْ يُخْطِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ عَدُوٌّ لِلَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ إِلَّا وَ هُوَ مَخْذُولٌ وَ مَنْ خُذِلَ لَمْ يُصِبْ كَمَا أَنَّ الْأَمْرَ لَا بُدَّ مِنْ تَنْزِيلِهِ مِنَ السَّمَاءِ يَحْكُمُ بِهِ أَهْلُ الْأَرْضِ كَذَلِكَ لَا بُدَّ مِنْ وَالٍ فَإِنْ قَالُوا لَا نَعْرِفُ هَذَا فَقُلْ لَهُمْ قُولُوا مَا أَحْبَبْتُمْ أَبَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ص أَنْ يَتْرُكَ الْعِبَادَ وَ لَا حُجَّةَ عَلَيْهِمْ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ثُمَّ وَقَفَ فَقَالَ هَاهُنَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بَابٌ غَامِضٌ أَ رَأَيْتَ إِنْ قَالُوا حُجَّةُ اللَّهِ الْقُرْآنُ قَالَ إِذَنْ أَقُولَ لَهُمْ إِنَّ الْقُرْآنَ لَيْسَ بِنَاطِقٍ يَأْمُرُ وَ يَنْهَى وَ لَكِنْ لِلْقُرْآنِ أَهْلٌ يَأْمُرُونَ وَ يَنْهَوْنَ وَ أَقُولَ قَدْ عَرَضَتْ لِبَعْضِ أَهْلِ الْأَرْضِ مُصِيبَةٌ «2» مَا هِيَ فِي السُّنَّةِ وَ الْحُكْمِ الَّذِي لَيْسَ فِيهِ اخْتِلَافٌ- وَ لَيْسَتْ فِي الْقُرْآنِ أَبَى اللَّهُ لِعِلْمِهِ بِتِلْكَ الْفِتْنَةِ أَنْ تَظْهَرَ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ فِي حُكْمِهِ رَادٌّ لَهَا وَ مُفَرِّجٌ عَنْ أَهْلِهَا فَقَالَ هَاهُنَا تَفْلُجُونَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ قَدْ عَلِمَ بِمَا يُصِيبُ الْخَلْقَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ‏ «2» أَوْ فِي أَنْفُسِهِمْ مِنَ الدِّينِ أَوْ غَيْرِهِ فَوَضَعَ الْقُرْآنَ دَلِيلًا- قَالَ فَقَالَ الرَّجُلُ هَلْ تَدْرِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ دَلِيلَ مَا هُوَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع نَعَمْ فِيهِ جُمَلُ الْحُدُودِ وَ تَفْسِيرُهَا عِنْدَ الْحُكْمِ فَقَالَ أَبَى اللَّهُ أَنْ يُصِيبَ عَبْداً بِمُصِيبَةٍ فِي دِينِهِ أَوْ فِي نَفْسِهِ أَوْ فِي مَالِهِ لَيْسَ فِي أَرْضِهِ مِنْ حُكْمِهِ قَاضٍ بِالصَّوَابِ فِي تِلْكَ الْمُصِيبَةِ قَالَ فَقَالَ الرَّجُلُ أَمَّا فِي هَذَا الْبَابِ فَقَدْ فَلَجْتَهُمْ بِحُجَّةٍ إِلَّا أَنْ يَفْتَرِيَ خَصْمُكُمْ عَلَى اللَّهِ فَيَقُولَ لَيْسَ لِلَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ حُجَّةٌ وَ لَكِنْ‏أَخْبِرْنِي عَنْ تَفْسِيرِ- لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ‏ مِمَّا خُصَّ بِهِ عَلِيٌّ ع- وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ‏ «3» قَالَ فِي أَبِي فُلَانٍ وَ أَصْحَابِهِ وَاحِدَةٌ مُقَدِّمَةٌ وَ وَاحِدَةٌ مُؤَخِّرَةٌ- لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ‏ مِمَّا خُصَّ بِهِ عَلِيٌّ ع- وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ‏ مِنَ الْفِتْنَةِ الَّتِي عَرَضَتْ لَكُمْ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص- فَقَالَ‏
______________________________
(1) البقرة: 258.
(2) أي قضية مشكلة و مسألة معضلة.
(3) الحديد: 23.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 247
الرَّجُلُ أَشْهَدُ أَنَّكُمْ أَصْحَابُ الْحُكْمِ الَّذِي لَا اخْتِلَافَ فِيهِ ثُمَّ قَامَ الرَّجُلُ وَ ذَهَبَ فَلَمْ أَرَهُ.كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" زکی "

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علم غیب پاسخ داد.
"
السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی یا اول مطلوم ای یگانه مطلوم هستی
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار بعثت تمامی انبیای الهی بر ولایت سید الانبیاء وسید الاوصیا صوات الله علیهما والهما پاسخ داد.
"
السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی یا اول مطلوم ای یگانه مطلوم هستی
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نشانه وعلامت روشن وآشکاردوستی بخاطرخدا ودشمنی بخاطر خدا چست ؟ پاسخ داد.
"
السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی یا اول مطلوم ای یگانه مطلوم هستی
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اخبار امیرالمومنین علیه السلام ازآینده پاسخ داد.
"
السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی یا اول مطلوم ای یگانه مطلوم هستی
"

16 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:21AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند