بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 73
  1. nasr12
    Tuesday 28 April 2020
    nasr12
    در دیداری که مرحوم علامه جعفری با مرحوم علامه عسکری رضوان الله تعالی علیهما داشتند اول سوالی که علامه عسکری بدون مکث از ایشان کردند این بود که شما چرا مثنوی را شرح کردی؟!

    ایشان‌گفت من ۵۰۰۰ روایت شیعه را بین این شرحم قرار دادم هر کس بخواهد این شرح را بخواند این روایات را هم لا جرم می خواند.

    علامه عسکری فرمودند: حل شد‌.

    ادامه
  2. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  3. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  5. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  9. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  10. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Thursday 19 March 2020
07:23AM - عبدالعلی69 از Fari در ج: شهادت وجود مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام تسلیت نام برد
...borrhan2 @dinclass Fariadras
Sunday 13 October 2019
07:56AM - عبدالعلی69 از kha در ج: لبیک یا حسین علیک سلام الله وصلوات الله نام برد
:smile07::smile07::smile...
Tuesday 17 September 2019
11:22PM - عبدالعلی69 از velayat در علت منع لعن یزید؛ تا به کودتاگران سقیفه نرسه نام برد
...ر از کانال velayat_beraat) https://u...
Tuesday 21 May 2019
05:56AM - عبدالعلی69 از fatem در ج: کریم آل الله امام ثار الله نام برد
...::smile07::smile07: fatemyeh_ValiAsr
Friday 18 January 2019
02:52PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
02:51PM - عبدالعلی69 از Hussein در ج: یا علی نام برد
...قه_کبری ؟! HusseinWahid
Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...

نقل قول

Monday 1 June 2020
02:51PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
حالا این محمدبن کع...
02:27PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: انکار شرک نقل کرد
216- محمد بن كعب از پيام...
Sunday 31 May 2020
06:22AM - عبدالعلی69 گفتاری از Far far away در ج: فضائل نورانی عمر بن خطاب خلیفه دوم نقل کرد
رو نیس که سنگ پای ق...
Saturday 30 May 2020
04:47AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
بااین همه فحاشی گر...
04:40AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
بااین همه فحاشی گر...
Friday 29 May 2020
10:13PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: انکار شرک نقل کرد
مذهب نداری [/COLOR][/SIZE] ...
03:24PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
یعنی من هم یهودیم ه...
02:06PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: انکار شرک نقل کرد
احیمق منافق ملحد مشرک...
01:35PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
اگه راست میگی بگو ن...
01:33PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: ( هر شب فقط يك آيه ) ! نقل کرد
بچه مزلف چه تا نقطع...
12:38PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ( هر شب فقط يك آيه ) ! نقل کرد
[CENTER] اخ الیهود بهائ...
12:32PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ( هر شب فقط يك آيه ) ! نقل کرد
[CENTER] ترجمه های دس...
12:22PM - کنجکاو1 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: انکار شرک نقل کرد
اینجا یک در ملیارد اح...
Thursday 28 May 2020
08:25PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: ( هر شب فقط يك آيه ) ! نقل کرد
قُلْ لَا أَمْلِكُ ...
08:13PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
وَإِذْ قَالَ اللَّ...
Monday 18 May 2020
08:56PM - عبدالعلی69 گفتاری از علوی در ج: انکار شرک نقل کرد
شما آیا راسخون ف...
08:54PM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: ( هر شب فقط يك آيه ) ! نقل کرد
وَقَالَ الرَّسُول...
Sunday 17 May 2020
11:11AM - عبدالعلی69 گفتاری از کنجکاو1 در ج: انکار شرک نقل کرد
إِنَّ اللَّهَ وَمَ...
Thursday 14 May 2020
02:55PM - عبدالعلی69 گفتاری از علوی در ج: نقطه اشتراک دشمنان امیرالمومنین علیه اسلام مثل مزدک غانت کنجکاو ووهابیت در چیست ؟ نقل کرد
نقطه مشترک آنها ...
04:55AM - عبدالعلی69 گفتاری از محمد مهدی 128 در ج: شهادت یگانه جلوه ذات اقدس احدی بر صاحب ووارث جلوه تسلیت باد نقل کرد
بسمه تبارک وتعالی وبحم...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
سیره حکومت داری أميرالمؤمنين سلام الله عليه

قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ الْبَاقِرُ علیه السّلام ؛
لَقَدْ وَلِیَ عَلِیٌّ علیه السّلام خَمْسَ سِنِينَ مَا وَضَعَ آجُرَّةً عَلَى آجُرَّةٍ ، وَ لَا لَبِنَةً عَلَى لَبِنَةٍ ، وَ لَا أَقْطَعَ قَطِيعاً ، وَ لَا أَوْرَثَ بِيضاً وَ لَا حُمْراً ، وَ إِنْ كَانَ لَيُطْعِمُ النَّاسَ خُبْزَ الْبُرِّ وَ اللَّحْمَ ، وَ يَنْصَـرِفُ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ يَأْكُلُ خُبْزَ الشَّعِيرِ وَ الزَّيْتَ وَ الْخَلِّ .

حضرت باقر علیه السّلام فرمود ؛
علیّ علیه السّلام پنج سال حكومت كرد و هيچ خشت پخته و خشت خامى بر هم ننهاد ، و هيچ مِلْكى را مخصوص خود نفرمود ، و هيچ درهم و دیناری به ميراث باقى نگذاشت . به مردم نان گندم و گوشت مى‏ خورانيد ، ولى چون به خانه خود برمى ‏گشت نان جو و سركه و روغن زيتون مى خورد .

- روضة الواعظین ۱ / ۱۱۷ .
- بحار الأنوار ۴۱ / ۱۰۲ ، حدیث ۱ ، از أمالی صدوق .

سیره حکومت داری أمير المؤمنين سلام الله عليه

أميرالمؤمنين علىّ عليه‏ السّلام فرمود ؛
إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلى أئِمَّةِ العَدلِ أن يُقَدِّروا اَنفُسَهُم بِضَعَفَةِ النّاسِ كَيلا يَتَبَيَّغَ بِالفَقيرِ فَقرُهُ .

خداوند عزّ و جلّ بر پيشوايان عادل واجب كرده كه سطح زندگى خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقير را ، فقرش برآشفته نكند .

نهج البلاغة /خطبه ٢٠٩ .


...............................................

..........................................

چنین آورده اند که ؛
از تیمورلنگ پرسیدند چگونه امنیت در کشور پهناور خود ایجاد کردی که زنی با طبقی از جواهرات ، طول کشور را طی میکند ولی کسی به او تعرضی نمیکند ؟
پاسخ داد هرجا دزدی شد ، ابتداء داروغه را گردن زدم .

چنین آورده اند که ؛

اشکانیان با ۴۷۱ سال ، طولانی ترین حکومت را در ایران داشته اند .
از دلایل دوام این حکومت مجلس مهستان بود که اختیاراتی مانند عزل شاه در صورت ارتکاب اشتباه حتی به صورت غیرعمد را داشت !!!


"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
سیره حکومت داری أميرالمؤمنين سلام الله عليه

قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ الْبَاقِرُ علیه السّلام ؛
لَقَدْ وَلِیَ عَلِیٌّ علیه السّلام خَمْسَ سِنِينَ مَا وَضَعَ آجُرَّةً عَلَى آجُرَّةٍ ، وَ لَا لَبِنَةً عَلَى لَبِنَةٍ ، وَ لَا أَقْطَعَ قَطِيعاً ، وَ لَا أَوْرَثَ بِيضاً وَ لَا حُمْراً ، وَ إِنْ كَانَ لَيُطْعِمُ النَّاسَ خُبْزَ الْبُرِّ وَ اللَّحْمَ ، وَ يَنْصَـرِفُ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ يَأْكُلُ خُبْزَ الشَّعِيرِ وَ الزَّيْتَ وَ الْخَلِّ .

حضرت باقر علیه السّلام فرمود ؛
علیّ علیه السّلام پنج سال حكومت كرد و هيچ خشت پخته و خشت خامى بر هم ننهاد ، و هيچ مِلْكى را مخصوص خود نفرمود ، و هيچ درهم و دیناری به ميراث باقى نگذاشت . به مردم نان گندم و گوشت مى‏ خورانيد ، ولى چون به خانه خود برمى ‏گشت نان جو و سركه و روغن زيتون مى خورد .

- روضة الواعظین ۱ / ۱۱۷ .
- بحار الأنوار ۴۱ / ۱۰۲ ، حدیث ۱ ، از أمالی صدوق .

سیره حکومت داری أمير المؤمنين سلام الله عليه

أميرالمؤمنين علىّ عليه‏ السّلام فرمود ؛
إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ عَلى أئِمَّةِ العَدلِ أن يُقَدِّروا اَنفُسَهُم بِضَعَفَةِ النّاسِ كَيلا يَتَبَيَّغَ بِالفَقيرِ فَقرُهُ .

خداوند عزّ و جلّ بر پيشوايان عادل واجب كرده كه سطح زندگى خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقير را ، فقرش برآشفته نكند .

نهج البلاغة /خطبه ٢٠٩ .


...............................................

..........................................

چنین آورده اند که ؛
از تیمورلنگ پرسیدند چگونه امنیت در کشور پهناور خود ایجاد کردی که زنی با طبقی از جواهرات ، طول کشور را طی میکند ولی کسی به او تعرضی نمیکند ؟
پاسخ داد هرجا دزدی شد ، ابتداء داروغه را گردن زدم .

چنین آورده اند که ؛

اشکانیان با ۴۷۱ سال ، طولانی ترین حکومت را در ایران داشته اند .
از دلایل دوام این حکومت مجلس مهستان بود که اختیاراتی مانند عزل شاه در صورت ارتکاب اشتباه حتی به صورت غیرعمد را داشت !!!

"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان در رابطه با قتلی که اخیرا اتفاق افتاده متاسفانه و فرزند توسط پدر به قتل رسیده، فقه امامیه قصاص را جایز نمیداند؟ ساخت
"
سلام علیکم

در رابطه با قتلی که اخیرا اتفاق افتاده متاسفانه و فرزند توسط پدر به قتل رسیده،
فقه امامیه قصاص را جایز نمیداند

آیا در روایات حکمتی برای این امر بیان شده؟


سلام علیکم
مربوط به فقه امامیه فقط نیست، روایات فریقین و فتاوی است:

الموسوعة الفقهية الكويتية (21/ 55)
1 - قتل الوالد ولده:
24 - ذهب جمهور الفقهاء إلى أنه إذا قتل الوالد ولده فلا قصاص لحديث: " لا يقاد الأب من ابنه (2) " وإنما سقط القصاص عن الوالد لشبهة الجزئية وتجب عليه الدية في ماله.
وفي حكم الوالد الجد والوالدة عند جمهور الفقهاء. وفي رواية عند الحنابلة تقتل الأم بقتل ولدها.
وهذا بخلاف قتل الولد للوالد فيجب القصاص عند الجميع. وعلل الفقهاء ذلك بأن القصاص شرع لتحقيق حكمة الحياة بالزجر والردع، والحاجة إلى الزجر في جانب الولد لا في جانب الوالد؛ ولأن الوالد كان سببا في حياة الولد فلا يكون الولد سببا في موته.


اما حکمت آن، پس وجوهی دارد، یکی از آنها این است که حدود به شبهه درء (دفع) میشود، و والد چون شدت محبت دارد پس قتل او معلوم نمیشود که شرایط قتل عمد را داشته باشد، یعنی شبهه نوعی موجود است، و...


ممنون اقاجونم جزاکم الله خیرا ملتمس دعا
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی


https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157731

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی


https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157731
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده پاسخ داد.
"
فنذكر أنّ من أسباب طول مدّة مملكة فرعون و تأخير دعاء موسى و هارون عليهما السلام عليه: ما رويناه في بعض‏
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، ص: 359
تفاسير قوله تعالى: رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ‏ «1» الآية، و أنّه أوحى إليهما أنّ فرعون يؤمن البلاء و يرفق بالعباد و يحب الأيادي، فأطلت في عمره لذلك، و لا يضرّني أنّه يدّعي الإلهية.

كى از علل طولانى شدن سلطنت فرعون و تأخير نفرين موسى و هارون عليهما السّلام آن است كه ما از بعضى از تفسيرها در ذيل اين آيه كه موسى و هارون عليهما السّلام ميگويند: رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ‏ الى آخر آيه روايت كرديم كه خدا به موسى و هارون وحي كرد: جهت اينكه ما عمر فرعون را طولانى كرديم اين است كه فرعون امنيت شهرها را حفظ ميكند و با بندگان ما مدارا مينمايد و انتقام از ظالم و فريادرسى را دوست ميدارد، و اينكه او ادعاى خدائى ميكند ضررى به ما نميرساند.
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده پاسخ داد.
"



الملاحم و الفتن، يا فتنه و آشوبهاى آخر الزمان ؛ متن ؛ ص183

[شرح حال (سردوس) و استعمال (هامان)]


(فصل هشتم سيد بن طاوس ميگويد: يكى از علل طولانى شدن سلطنت فرعون و تأخير نفرين موسى و هارون عليهما السّلام آن است كه ما از بعضى از تفسيرها در ذيل اين آيه كه موسى و هارون عليهما السّلام ميگويند: رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ‏ الى آخر آيه روايت كرديم كه خدا به موسى و هارون وحي كرد: جهت اينكه ما عمر فرعون را طولانى كرديم اين است كه فرعون امنيت شهر را حفظ ميكند و با بندگان ما مدارا مينمايد و انتقام از ظالم و فريادرسى را دوست ميدارد، و اينكه او ادعاى خدائى ميكند ضررى به ما نميرساند.


(فصل نهم در جلد هشتم كتاب معجم البلدان مينگارد: فرعون بهامان دستور داد كه نهر سردوس را حفر كند، موقعى كه هامان مشغول حفر جوى شد اهالى قريه‏ها هر كدام مى‏آمدند و مالى ميدادند كه عبور آن نهر از قريه آنها باشد، هامان گاهى آن نهر را بطرف مشرق و گاهى بطرف مغرب و گاهى بطرف قبله ميبرد و بدين وسيله از هر قريه‏اى مبلغى ميگرفت تا اينكه صد


الملاحم و الفتن، يا فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 184
هزار دينار جمع كرد و پولها را نزد فرعون آورد و قضيه را براى فرعون شرح داد.

فرعون گفت: واى بر تو بر مولا لازم است كه بر بندگان خود ترحم كند و بآنها فيض برساند و طمع به مال آنها نكند، فورا پولهاى آنها را بآنها رد كن! هامان هر چه از اهل قريه ‏ها گرفته بود بآنها ردّ كرد، و در مصر نهرى از نهر سردوس بهتر نيست زيرا كه هامان در حفر آن خيلى زحمت كشيد ابن زولاق ميگويد: وقتى كه هامان از حفر نهر سردوس فارغ شد فرعون سؤال كرد: چقدر خرج آن شد؟ گفت: صد هزار دينار كه آنها را اهل قريه‏ ها بمن دادند فرعون گفت: چقدر لازم و واجب است كه گردن تو را بزنند. از بندگان من پول ميگيرى كه بنفع آنها كار كنى؟! فورا اموال آنها را رد كن هامان هم فورا اطاعت كرد.


[شرح حال تبت: مملكت صين‏]


(فصل دهم نيز در كتاب معجم البلدان گويد: در كتابى خواندم كه تبت مملكتى است متصل بشهرهاى صين و از طرف ديگر بزمين هند اتصال دارد و از طرف شرق بشهرهاى هياطلة است و از طرفى هم بشهرهاى ترك اتصال دارد، مردم تبت شهرهاى زياد و عمارتهاى وسيعه دارند، چيز فهم و مهمان نوازند و در آن جا ترك زياد وجود دارد كه پادشاه را زياد تعظيم ميكنند چون كه پادشاه نزد آنها قديم است و ميگويند: پادشاه بهمين زودى عود خواهد كرد «1» آب و هوا و دشت و كوههاى تبت خواص زيادى‏


______________________________
(1) عبارت عربى اين است: لان الملك كان فيهم قديما و عند احبارهم ان الملك سيعود.- مترجم.


الملاحم و الفتن، يا فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 185
دارد و انسان در آن جا هميشه خوشحال است و هيچ وقت حزن و غم و افكار باطله دچار انسان نميشود، و پير و جوان همگى از اين جهت يكسانند عجائب و تازگى ميوه‏جات آنها قابل احصاء نيست نهرها و برجهاى عجيبى دارد و طبيعت خون انسان و غيره را تقويت مينمايد.

آنگاه ميگويد: اهل تبت آن قدر خوشحال و سر كيفند كه هر گاه كسى از آنها بميرد چندان محزون و ناراحت نميشوند، و بعد از آن ميگويند: موقعى كه تبّع از يمن حركت كرد و از نهر جيحون عبور نموده به بخارا آمد و از آنجا وارد سمرقند شد و آن را مخروبه ديد براى عمران و آبادى آن اقدام نموده و در آن جا اقامت كرد، سپس از آن جا بطرف صين آمده مدت يك ماه در صين گردش كرد و تبت را بنا كرد و تعداد سى هزار نفر از اصحاب خود را در آن جا ساكن نمود.


________________________________________
ابن طاووس، على بن موسى - نجفى، محمد جواد، الملاحم و الفتن، يا فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، 1جلد، إسلامية - تهران، چاپ: اول، بى تا.


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده پاسخ داد.
"
التشريف بالمنن في التعريف بالفتن ؛ ؛ ص358




قد ذكرنا عند حديث مدّة ملك فرعون من هذا الكتاب على الحاشية «3» من كتب الفتن أول منتخب المنن ما أن رأينا المكاتبة به إلى صاحب الديوان الممالك المعظمة الشمسي، فنذكر أنّ من أسباب طول مدّة مملكة فرعون و تأخير دعاء موسى و هارون عليهما السلام عليه: ما رويناه في بعض‏


______________________________
(1) الأنفال: 75، الأحزاب: 6.


(2) انظر: شرح نهج البلاغة- لابن أبي الحديد- 12: 106.


(3) أي: الحاشية التي أضافها المصنّف بخطّه المبارك في الورقة 142.


التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، ص: 359
تفاسير قوله تعالى: رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ‏ «1» الآية، و أنّه أوحى إليهما أنّ فرعون يؤمن البلاء و يرفق بالعباد و يحب الأيادي، فأطلت في عمره لذلك، و لا يضرّني أنّه يدّعي الإلهية.

و نذكر ما رأيناه في المجلّد الثامن من «معجم البلدان» في ترجمة «سردوس» أنّ فرعون استعمل هامان على حفر خليج «سردوس» فلمّا ابتدأ حفره أتاه أهل كلّ قرية يسألونه أن يجري الخليج تحت قريتهم و يعطونه مالا، فكان يذهب به إلى هذه القرية من نحو المشرق ثم يردّه إلى قرية دبر القبلة؛ ثم يردّه إلى قرية في المغرب، ثم يردّه إلى قرية في القبلة، و يأخذ من كلّ قرية مالا، حتى اجتمع له في ذلك مائة ألف دينار، فأتى بذلك يحمله إلى فرعون، فسأله فرعون عن ذلك، فأخبره بما فعل في حفره، فقال له فرعون: ويحك إنّه ينبغي للسيّد أن يعطف على عباده، و يفيض عليهم، و لا يرغب في ما في أيديهم، ردّ عليهم أموالهم، فردّ على أهل كلّ قرية ما أخذ منهم جميعه، فلا يعلم في مصر خليج أكثر عطوفا من «سردوس» لما فعله هامان في حفره.


و قال ابن زولاق: لمّا فرغ هامان من حفر خليج «سردوس» سأله فرعون عمّا أنفقه عليه، فقال: أنفقت عليه مائة ألف دينار أعطانيها أهل القرى، فقال له: ما أحوجك إلى من يضرب عنقك، أ آخذ من عبيدي مالا على منافعهم؟! ردّها عليهم، ففعل‏ «2».


و رأيت في معجم البلدان لياقوت الحموي في ترجمة «تبّت» ما هذا لفظه:


و قرأت في كتاب: أنّ «تبّت» مملكة متاخمة لمملكة الصين، و تتاخم من إحدى جهاتها لأرض الهند، و من جهة المشرق لبلاد الهياطلة، و من‏


______________________________
(1) يونس: 88.


(2) معجم البلدان 3: 210.


التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، ص: 360
جهة [المغرب‏] «1» لبلاد الترك، و لهم مدن و عمائر كثيرة ذوات سعة و قوّة، و لأهلها حضر و بدو، و بواديهم ترك لا تدرك كثرة، و لا يقوم لهم أحد من بوادي الأتراك، و هم معظمون في أجناس الترك؛ لأنّ الملك كان فيهم قديما، و عند أحبارهم أنّ الملك سيعود إليهم.

و لبلاد التبّت خواصّ في هوائها و مائها و سهلها و جبلها، و لا يزال الإنسان بها ضاحكا مستبشرا لا تعرض له الأحزان و الأفكار و الغموم، يتساوى في ذلك كهولهم و شيوخهم و شبّانهم، و لا تحصى عجائب ثمارها و زهرها و مروجها و أنهارها، و هو بلد تقوى فيه طبيعة الدم على الحيوان الناطق و غيره.


ثم قال: حتى أنّ الميّت إذا مات عندهم لا يداخل أهله كثير حزن كما يلحق غيرهم.


و ذكر أنّ تبّع الأقرن سار من اليمن حتى عبر نهر جيحون و طوى مدينة بخارى، و أتى سمرقند و هي خراب، فبناها و أقام عليها، ثم سار نحو الصين، فسار في بلاد الترك شهرا.


ثم قال: إنّه بنى هذه المدينة و سمّاها «تبّت» و أسكن فيها ثلاثين ألفا من أصحابه‏ «2».


________________________________________
ابن طاووس، على بن موسى، التشريف بالمنن في التعريف بالفتن المعروف بالملاحم و الفتن، 1جلد، مؤسسة صاحب الأمر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) - قم، چاپ: اول، 1416ق.


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده پاسخ داد.
"
النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين (للجزائري) ؛ ؛ ص242

وَ أَمَّا فِرْعَوْنُ‏


فَجَاءَ فِي الْأَخْبَارِ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَمْهَلَهُ أَرْبَعَمِائَةِ سَنَةٍ يَدَّعِي فِيهَا الرُّبُوبِيَّةَ لِأَنَّهُ كَانَ حَسَنَ الْأَخْلَاقِ سَهْلَ الْحِجَابِ وَ مَا جَلَسَ عَلَى مَائِدَةٍ إِلَّا كَانَ فِيهَا الْأَيْتَامُ وَ الْمَسَاكِينُ.


رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ (ع‏) إِنَّمَا أَمْهَلَ اللَّهُ فِرْعَوْنَ فِي دَعْوَتِهِ لِسُهُولَةِ إِذْنِهِ وَ بَذْلِ طَعَامِهِ فَجُوزِيَ فِي الدُّنْيَا عَلَى أَعْمَالِهِ‏


النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين (للجزائري)، ص: 243


________________________________________
جزائرى، نعمت الله بن عبد الله، النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين (للجزائري)، 1جلد، مكتبة آية الله المرعشي النجفي - قم، چاپ: اول، 1404ق.


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده پاسخ داد.
"
المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية) ؛ ؛ ص246

وَ فِي مَفَاتِحِ الْغَيْبِ‏ أَنَّهُ مَنْ كَتَبَ لَفْظَةَ بِسْمِ اللَّهِ عَلَى بَابِهِ الْخَارِجِ أَمِنَ مِنَ الْهَلَاكِ وَ إِنْ كَانَ كَافِراً وَ ذَكَرَ أَنَّ فِرْعَوْنَ لَمْ يُهْلِكْهُ اللَّهُ سَرِيعاً وَ أَمْهَلَهُ مَعَ ادِّعَائِهِ الرُّبُوبِيَّةَ لِأَنَّهُ كَتَبَ بِسْمِ اللَّهِ عَلَى بَابِهِ الْخَارِجِ وَ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى مُوسَى ع لَمَّا أَرَادَ سُرْعَةَ هَلَاكِهِ أَنْتَ تَنْظُرُ إِلَى كُفْرِهِ وَ أَنَا أَنْظُرُ إِلَى مَا كَتَبَهُ عَلَى بَابِهِ.


________________________________________
كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية و جنة الإيمان الباقية)، 1جلد، دار الرضي (زاهدي) - قم، چاپ: دوم، 1405 ق.


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده پاسخ داد.
"
منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة (خوئى) ؛ ج‏13 ؛ ص361


و مثله أنّ فرعون اللعين مع قوله: أنا ربكم الأعلى، أمهله اللّه أربعمائة عام لحسن خلقه و كونه سهل الحجاب،
________________________________________
هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله/ حسن زاده آملىٍ، حسن و كمرهاى، محمد باقر، منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة و تكملة منهاج البراعة (خوئى)، 21جلد، مكتبة الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1400 ق.


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
حالا این محمدبن کعب نگقتند کدام آیات متشابهات هستند ؟
اخ الیهود منافق مزدور بهائی میشه بگی متشابهه یعنی چه ترجمه دست چندم نیار برم شرح بده معنای متشابهه رو
عمرا اگه تو وغانت هالک ......کوچکترین تصوری (نه تصدیقی ) از محکم ومتشابه حتی معنای شرح الاسمیش داشته باشید "

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده پاسخ داد.
"
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏13 ؛ ص129

و عن وهب عن ابن عباس قال قال موسى عليه السلام أمهلت فرعون أربعمائة سنة و هو يقول‏ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏ و يجحد رسلك و يكذب بآياتك فأوحى الله تعالى إليه أنه كان حسن الخلق سهل الحجاب فأحببت أن أكافيه‏
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)، 111جلد، دار إحياء التراث العربي - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم وفرجنا بهم والعن من عاداهم

یا علی



الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏1 ؛ ص147

حديث سه نفرى كه به لات و عزّى سوگند خوردند كه پيامبر را بكشند و على بر آنان تاخت‏
41- يحيى بن زيد بن على بن الحسين گفت: روزى پيامبر خدا بيرون آمد و نماز صبح را خواند، سپس فرمود: اى مردم! چه كسى از شماست كه به سوى آن سه نفرى رهسپار شود كه به لات و عزّى سوگند خورده‏اند كه مرا بكشند، و سوگند به پروردگار كعبه كه دروغ مى‏گويند. مردم ساكت شدند و كسى سخن نگفت: پيامبر فرمود: گمان نمى‏كنم كه على بن ابى طالب در ميان شما باشد، عامر بن قتاده برخاست و گفت: على شب گذشته به شدّت تب داشت و لذا به نماز جماعت نيامده است، اجازه مى‏دهى خبرش كنم؟ پيامبر خدا فرمود: اين كار براى توست، او به سوى على رفت و جريان را به او خبر داد، پس امير المؤمنين در حالى كه گويا از بند رها شده بيرون آمد و لباسى بر تن داشت كه دو طرف آن را بر گردنش بسته بود، گفت: يا رسول اللَّه اين خبر چيست؟ فرمود: اين فرستاده پروردگار من است كه به من از سه نفر خبر مى‏دهد، كه به قتل من كمر بسته‏اند ولى به خداى كعبه كه دروغ مى‏گويند.
الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 149
امير المؤمنين گفت: من به تنهايى نزد آنها مى‏روم، اجازه بده لباسم را بپوشم، پيامبر خدا فرمود: اين لباس من و زره من و شمشير من است، پس او را لباس و زره پوشانيد و عمامه و شمشير بر وى بست و او را سوار اسب كرد و امير المؤمنين بيرون رفت.
سه روز بود كه جبرئيل نازل نمى‏شد و خبر على و هيچ خبرى از زمين را به او نمى‏داد، پس فاطمه آمد در حالى كه حسن و حسين را در آغوش داشت و گفت:
مى‏ترسم اين دو بچه يتيم شوند، اشك در چشمان پيامبر خدا حلقه زد، سپس فرمود: اى مردم چه كسى از على براى من خبر مى‏آورد كه بهشت را به او مژده مى‏دهم، مردم به سبب نگرانى شديدى كه در پيامبر ديدند، در جستجوى على پراكنده شدند و عامر بن قتاده آمد و مژده داد و در همان حال امير المؤمنين وارد شد، در حالى كه دو اسير و يك سر و سه شتر و سه اسب همراه داشت. جبرئيل نازل شد و جريان را به پيامبر خدا خبر داد.
پيامبر خدا به على فرمود: يا ابا الحسن! دوست دارى كه به تو خبر بدهم از آنچه بر تو گذشت؟ منافقان گفتند: او از يك ساعت پيش درد زايمان گرفته بود و اكنون مى‏خواهد خبر بدهد. پيامبر خدا فرمود: بلكه تو خبر بده يا ابا الحسن، تا گواه بر اين قوم باشى. گفت: آرى يا رسول اللَّه، وقتى به صحرا رفتم اينان را سوار بر شتر ديدم. به من ندا دادند كه تو كيستى؟ گفتم من على بن ابى طالب پسر عموى پيامبر خدا هستم. گفتند: ما براى خدا پيامبرى نمى‏شناسيم و فرقى نمى‏كند كه بر تو يا بر محمد حمله كنيم، اين مردى كه كشته شد، به من حمله كرد و ميان من و او ضرباتى ردّ و بدل شد و باد سرخى وزيد و من صداى تو را يا رسول اللَّه شنيدم كه مى‏گفتى: يخه زرهش را پاره كرده‏ام به شانه‏اش بزن، پس من او را زدم و اثر نكرد، سپس باد سياهى وزيد و من صداى تو را يا رسول اللَّه شنيدم كه مى‏گفتى: زرهش را از رانش كنار زدم، پس از رانش بزن و من زدم و آن را بريدم و او را انداختم و سرش را بريدم و خودش را جا گذاشتم و سرش را گرفتم. اين دو مرد به من گفتند: به ما خبر رسيده كه محمد رفيق شفيق و مهربانى است، پس ما را نزد او ببر و در باره ما شتاب مكن، اين رفيق ما با هزار سواره برابرى مى‏كرد.
پيامبر خدا فرمود: صداى اول كه به گوشت رسيد صداى جبرئيل بود و صداى دوم، صداى ميكائيل بود. يكى از آن دو مرد را پيش من آر. على او را پيش پيامبر آورد. پيامبر به او فرمود: بگو لا اله الا اللَّه و گواهى بده كه من فرستاده خدا
الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 151
هستم. او گفت: برداشتن كوه ابو قبيس براى من بهتر از اين است كه اين كلمه را بگويم. پيامبر خدا فرمود: يا على او را عقب ببر و گردنش را بزن، پس على گردن او را زد. سپس پيامبر خدا فرمود: آن ديگرى را بياور، آورده شد، پيامبر به او فرمود: بگو لا اله الا اللَّه و گواهى بده كه من فرستاده خدا هستم. او گفت: مرا نيز به رفيقم ملحق كن.
فرمود: او را عقب ببر يا ابا الحسن و گردنش را بزن. امير المؤمنين خواست گردن او را بزند، جبرئيل نازل شد و گفت: محمد! پروردگارت سلام مى‏رساند و به تو مى‏گويد: او را نكش چون اخلاق نيكو دارد و در ميان قومش سخاوتمند است. آن مرد كه زير شمشير بود برخاست و گفت: آيا اين فرستاده پروردگار توست كه به تو خبر مى‏دهد؟ پيامبر فرمود: آرى. او گفت: به خدا سوگند كه درهمى را با برادرم مالك نشديم مگر اينكه آن را انفاق كردم و هيچ گاه با برادرم سخن بد نگفته‏ام و در قحطى صورت خود را ترش نكرده‏ام و من گواهى مى‏دهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و تو پيامبر خدايى. پيامبر فرمود:
اين از كسانى است كه اخلاق نيكو و سخاوتش او را به سوى بهشت نعمت‏ها كشانيد.
ابن بابويه، محمد بن على - جعفرى، يعقوب، الخصال / ترجمه جعفرى، 2جلد، نسيم كوثر - قم، چاپ: اول، 1382ش.

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏1 ؛ ص147




حديث سه نفرى كه به لات و عزّى سوگند خوردند كه پيامبر را بكشند و على بر آنان تاخت‏


41- يحيى بن زيد بن على بن الحسين گفت: روزى پيامبر خدا بيرون آمد و نماز صبح را خواند، سپس فرمود: اى مردم! چه كسى از شماست كه به سوى آن سه نفرى رهسپار شود كه به لات و عزّى سوگند خورده‏اند كه مرا بكشند، و سوگند به پروردگار كعبه كه دروغ مى‏گويند. مردم ساكت شدند و كسى سخن نگفت: پيامبر فرمود: گمان نمى‏كنم كه على بن ابى طالب در ميان شما باشد، عامر بن قتاده برخاست و گفت: على شب گذشته به شدّت تب داشت و لذا به نماز جماعت نيامده است، اجازه مى‏دهى خبرش كنم؟ پيامبر خدا فرمود: اين كار براى توست، او به سوى على رفت و جريان را به او خبر داد، پس امير المؤمنين در حالى كه گويا از بند رها شده بيرون آمد و لباسى بر تن داشت كه دو طرف آن را بر گردنش بسته بود، گفت: يا رسول اللَّه اين خبر چيست؟ فرمود: اين فرستاده پروردگار من است كه به من از سه نفر خبر مى‏دهد، كه به قتل من كمر بسته‏اند ولى به خداى كعبه كه دروغ مى‏گويند.


الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 149
امير المؤمنين گفت: من به تنهايى نزد آنها مى‏روم، اجازه بده لباسم را بپوشم، پيامبر خدا فرمود: اين لباس من و زره من و شمشير من است، پس او را لباس و زره پوشانيد و عمامه و شمشير بر وى بست و او را سوار اسب كرد و امير المؤمنين بيرون رفت.

سه روز بود كه جبرئيل نازل نمى‏شد و خبر على و هيچ خبرى از زمين را به او نمى‏داد، پس فاطمه آمد در حالى كه حسن و حسين را در آغوش داشت و گفت:


مى‏ترسم اين دو بچه يتيم شوند، اشك در چشمان پيامبر خدا حلقه زد، سپس فرمود: اى مردم چه كسى از على براى من خبر مى‏آورد كه بهشت را به او مژده مى‏دهم، مردم به سبب نگرانى شديدى كه در پيامبر ديدند، در جستجوى على پراكنده شدند و عامر بن قتاده آمد و مژده داد و در همان حال امير المؤمنين وارد شد، در حالى كه دو اسير و يك سر و سه شتر و سه اسب همراه داشت. جبرئيل نازل شد و جريان را به پيامبر خدا خبر داد.


پيامبر خدا به على فرمود: يا ابا الحسن! دوست دارى كه به تو خبر بدهم از آنچه بر تو گذشت؟ منافقان گفتند: او از يك ساعت پيش درد زايمان گرفته بود و اكنون مى‏خواهد خبر بدهد. پيامبر خدا فرمود: بلكه تو خبر بده يا ابا الحسن، تا گواه بر اين قوم باشى. گفت: آرى يا رسول اللَّه، وقتى به صحرا رفتم اينان را سوار بر شتر ديدم. به من ندا دادند كه تو كيستى؟ گفتم من على بن ابى طالب پسر عموى پيامبر خدا هستم. گفتند: ما براى خدا پيامبرى نمى‏شناسيم و فرقى نمى‏كند كه بر تو يا بر محمد حمله كنيم، اين مردى كه كشته شد، به من حمله كرد و ميان من و او ضرباتى ردّ و بدل شد و باد سرخى وزيد و من صداى تو را يا رسول اللَّه شنيدم كه مى‏گفتى: يخه زرهش را پاره كرده‏ام به شانه‏اش بزن، پس من او را زدم و اثر نكرد، سپس باد سياهى وزيد و من صداى تو را يا رسول اللَّه شنيدم كه مى‏گفتى: زرهش را از رانش كنار زدم، پس از رانش بزن و من زدم و آن را بريدم و او را انداختم و سرش را بريدم و خودش را جا گذاشتم و سرش را گرفتم. اين دو مرد به من گفتند: به ما خبر رسيده كه محمد رفيق شفيق و مهربانى است، پس ما را نزد او ببر و در باره ما شتاب مكن، اين رفيق ما با هزار سواره برابرى مى‏كرد.


پيامبر خدا فرمود: صداى اول كه به گوشت رسيد صداى جبرئيل بود و صداى دوم، صداى ميكائيل بود. يكى از آن دو مرد را پيش من آر. على او را پيش پيامبر آورد. پيامبر به او فرمود: بگو لا اله الا اللَّه و گواهى بده كه من فرستاده خدا


الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 151
هستم. او گفت: برداشتن كوه ابو قبيس براى من بهتر از اين است كه اين كلمه را بگويم. پيامبر خدا فرمود: يا على او را عقب ببر و گردنش را بزن، پس على گردن او را زد. سپس پيامبر خدا فرمود: آن ديگرى را بياور، آورده شد، پيامبر به او فرمود: بگو لا اله الا اللَّه و گواهى بده كه من فرستاده خدا هستم. او گفت: مرا نيز به رفيقم ملحق كن.

فرمود: او را عقب ببر يا ابا الحسن و گردنش را بزن. امير المؤمنين خواست گردن او را بزند، جبرئيل نازل شد و گفت: محمد! پروردگارت سلام مى‏رساند و به تو مى‏گويد: او را نكش چون اخلاق نيكو دارد و در ميان قومش سخاوتمند است. آن مرد كه زير شمشير بود برخاست و گفت: آيا اين فرستاده پروردگار توست كه به تو خبر مى‏دهد؟ پيامبر فرمود: آرى. او گفت: به خدا سوگند كه درهمى را با برادرم مالك نشديم مگر اينكه آن را انفاق كردم و هيچ گاه با برادرم سخن بد نگفته‏ام و در قحطى صورت خود را ترش نكرده‏ام و من گواهى مى‏دهم كه خدايى جز خداى يگانه نيست و تو پيامبر خدايى. پيامبر فرمود:


اين از كسانى است كه اخلاق نيكو و سخاوتش او را به سوى بهشت نعمت‏ها كشانيد.


________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على - جعفرى، يعقوب، الخصال / ترجمه جعفرى، 2جلد، نسيم كوثر - قم، چاپ: اول، 1382ش.


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏1 ؛ ص245

ترس بر امّت از سه خصلت‏
216- محمد بن كعب از پيامبر نقل مى‏كند كه فرمود: همانا بر امّت خودم پس از خودم از سه چيز مى‏ترسم: اينكه قرآن را به طور درست تأويل و تفسير نكنند، يا از لغزش‏هاى عالم پيروى كنند، يا در ميان آنها ثروت زياد شود به طورى كه طغيان كنند و ناسپاس باشند و به زودى راه نجات از آن را به شما خبر خواهم داد: اما قرآن، پس به آيات محكم آن عمل كنيد و به آيات متشابه آن ايمان بياوريد، و اما عالم، منتظر باشيد كه از لغزش برگردد و از لغزش، او را پيروى مكنيد، و اما مال، چاره آن شكر نعمت و اداى حقّ آن است.
ابن بابويه، محمد بن على - جعفرى، يعقوب، الخصال / ترجمه جعفرى، 2جلد، نسيم كوثر - قم، چاپ: اول، 1382ش.

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
الخصال / ترجمه جعفرى ؛ ج‏1 ؛ ص243


سخت‏ترين چيزى كه از آن‏ها بر امّت من ترسيده مى‏شود، سه چيز است‏
214- مجاهد مى‏گويد: ابن عمر از پيامبر خدا نقل مى‏كند كه فرمود:
سخت‏ترين چيزى كه از آن‏ها بر امّت من ترسيده مى‏شود، سه چيز است: لغزش عالم، يا مجادله منافق به وسيله قرآن، يا دنيايى كه گردن شما را بزند، پس نسبت به آن بدبين باشيد.
الخصال / ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 245

________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على - جعفرى، يعقوب، الخصال / ترجمه جعفرى، 2جلد، نسيم كوثر - قم، چاپ: اول، 1382ش.


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده پاسخ داد.
"
قصص الأنبياء ( قصص قرآن - ترجمه قصص الأنبياء جزائرى) ؛ ؛ ص609


در همين رابطه يكى از يهوديان از امير المؤمنين سؤال كرد: كدام زندان است كه همراه زندانى خود در اطراف زمين مى‏گشت؟ امير المؤمنين فرمود: اى يهودى، آن زندان نهنگ حامل يونس بود كه همراه او وارد درياى قلزم شد و از آنجا به درياى مصر رفت و سپس وارد درياى طبرستان گرديد و از آنجا به دجله عوراء رفته و سپس به زير زمين رفت تا وقتى كه به قارون رسيد، قارون در زمان حضرت موسى به زير زمين فرو رفته بود و خداوند فرشته‏اى را موكّل بر او كرده بود تا هر روز او را به اندازه قامت يك مرد به زمين فرو ببرد و آن وقت يونس در شكم نهنگ مشغول تسبيح و استغفار بود، قارون صداى او را شنيد و از فرشته موكّل خود پرسيد به من اندكى مهلت بده، گويا صداى يكى از آدميان را مى‏شنوم، آنگاه خداوند به آن فرشته فرمان داد به او مهلت دهد، پس فرشته به قارون مهلت داد، قارون پرسيد: تو كيستى؟ يونس گفت: من گنهكار خاطى، يونس پسر متى هستم، قارون گفت: به من بگو خداوند شديد الغضب با موسى بن عمران چه كرد؟ يونس گفت: افسوس از دنيا رفت، قارون گفت: خداوند رئوف و مهربان با هارون چه كرد؟ يونس گفت: افسوس هلاك شد، قارون گفت: كلثوم دختر عمران كه همسر من بود چه شد؟ يونس گفت: اكنون هيچ يك از آل عمران باقى نمانده است، قارون گفت: افسوس بر آل عمران، از آن پس خداوند به ملك موكّل او فرمان داد تا عذاب را در ايّام دنيا از او بردارد و از آن پس عذاب دنيوى او بر طرف شد.
به هر حال يونس كه در شكم نهنگ گرفتار شده بود، مشغول تضرّع و مناجات شد و عرضه داشت: لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ‏ [1]
______________________________
[1] سوره انبياء، آيه 87.
قصص الأنبياء ( قصص قرآن - ترجمه قصص الأنبياء جزائرى)، ص: 610
خداوند هم دعاى او را اجابت كرد و به نهنگ فرمان داد تا او را در ساحل دريا پرتاب كند، چون در اثر ماندن در شكم نهنگ گوشت و پوست بدنش تحليل رفته بود، لذا خداوند بوته كدو را بالاى سر او رويانيد تا او را از نور خورشيد در امان نگاه دارد و او آرامش يافت، سپس خداوند فرمان داد تا درخت از او فاصله بگيرد و نور خورشيد بر بدنش بتابد.
آنگاه يونس به زارى و فرياد افتاد، سپس خداوند به يونس وحى نمود: اى يونس، چرا به صد هزار نفر قوم خود رحم نكردى، امّا از تابش آفتاب دچار جزع و فزع شدى؟
يونس گفت: پروردگارا مرا ببخش و عفو نما، آنگاه خداوند سلامتى را به بدن او باز گرداند و او بسوى قوم خود بازگشت و آنها به او ايمان آوردند.
سپس فرمود: مدّت درنگ يونس در شكم نهنگ 9 ساعت بود، ولى از امام باقر نقل شده: يونس مدّت سه ساعت در شكم نهنگ بود، سپس در باره آيات‏ وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ ... [1] فرمود: صاحب ماهى يونس بود كه در مورد پروردگار خود شديدترين گمان را داشت و سبب اين امر آن بود كه خداوند امر او را يك چشم بهم زدن به خود او واگذار كرد.
در همين رابطه است كه ام سلمه مى‏گويد: همواره مى‏شنيدم كه پيامبر در دعاى خود مى‏فرمود: الهى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا، يعنى پروردگارا مرا يك چشم بر هم زدن به حال خودم واگذار مكن) و وقتى از آن حضرت در باره اين دعا سؤال كردم، فرمود: اى ام سلمه، چگونه ايمن باشم، با آنكه خداوند يك لحظه يونس را به حال خود نهاد و آنچه واقع شد، محقّق گشت.
جزائرى، نعمت الله بن عبد الله - مشايخ، فاطمه، قصص الأنبياء ( قصص قرآن - ترجمه قصص الأنبياء جزائرى)، 1جلد، انتشارات فرحان - تهران، چاپ: اول، 1381 ش.

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان فرعون هم باشی خدا جزای خوبیت رو در دنیا میده ساخت
"
قصص الأنبياء ( قصص قرآن - ترجمه قصص الأنبياء جزائرى) ؛ ؛ ص365

امّا در باره فرعون در روايات آمده است كه اينكه خداى سبحان چهار صد سال به او مهلت داد و او در آن سالها ادّعاى ربوبيّت مى‏كرد به جهت آن بود كه او بسيار خوش اخلاق بود و به آسانى مردم به دربار او راه مى‏يافتند و حاجب و دربان نداشت و هرگز بر سر سفره نمى‏نشست، مگر اينكه در كنار سفره او يتيمان و مساكين هم حضور داشته باشند.
از حضرت على روايت شده: مهلت دادن خداوند به فرعون به جهت آسان‏گيرى او در اجازه دادن به مردم و بخشش و اطعام او بود و خداوند هم در اين دنيا به او مهلت داد تا اعمالى را به انجام برساند.
جزائرى، نعمت الله بن عبد الله - مشايخ، فاطمه، قصص الأنبياء ( قصص قرآن - ترجمه قصص الأنبياء جزائرى)، 1جلد، انتشارات فرحان - تهران، چاپ: اول، 1381 ش.

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار کفی الله المومنین القتال بعلی بن ابیطالب پاسخ داد.
"
منتهی الآمال



جنگ خندق (احزاب)[1]: یکی از وقایع مهم سال پنجم هجری جنگ احزاب می باشد که در ماه شوّال اتفاق افتاد، و علت این جنگ این بود که چون رسول خدا صلی الله علیه و آله یهودیان بنی النضیر را از مدینه بیرون کرد، عداوت و دشمنی آنها نسبت به رسول خدا صلی الله علیه و آله بیشتر شد و تصمیم گرفتند با ایشان بجنگند و ایشان را به قتل برسانند. به همین قصد بیست نفر از بزرگان یهودیان بنی النضیر به مکه رفتند و در آنجا با ابوسفیان و پنجاه نفر دیگر از بزرگان و صنادید قریش در کنار خانۀ کعبه عهد کردند که تا زنده هستند از جنگ با پیامبر دست بر ندارند و سپس سینه های خود را به دیوار خانۀ کعبه چسباندند و سپس قسم خوردند و عهدشان را محکم کردند.
نکتۀ قابل توجه اینکه ابوسفیان برای این جنگ ده هزار نفر مرد لشکری جمع کرده بود، تا با پیامبر بجنگند.
وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله از تصمیم کفار آگاه شد به مشورت با اصحاب پرداخت و سلمان فارسی به حضرت پیشنهاد کرد تا دور شهر را خندق بکنند و بدینوسیله از فشار حملۀ دشمن بکاهند. حضرت نیز پیشنهاد سلمان را پذیرفت و با دیگر مسلمانان مشغول کندن خندق شدند و این کار را در عرض یک ماه به پایان رساندند.
هنگامی که لشکر کفار به خندق رسیدند، چون تا به حال چنین چیزی ندیده بودند بسیار متعجب شدند. لذا کفار در آن طرف خندق قرار گرفتند و به مدت بیست و چهار یا بیست و هفت روز مسلمانان را محاصره کردند.
در ایام محاصره جنگی میان مسلمانان و کفار رخ نداد جز اینکه به یکدیگر سنگ می زدند، تا اینکه روزی عمرو بن عبدود، نوفل بن عبدالله بن المغیره، ضرار بن الخطّاب، هبیره بن ابی وهب، عکرمه بن ابی­جهل و مرداس فهری که همه از پهلوانان و فُرسان قریش بودند، تا کنار خندق آمدند و مضیقی را پیدا کرده و از خندق عبور کردند.
عمرو بن عبدود مانند یک دیو دیوانه اسبش را در مقابل سپاه مسلمانان حرکت می داد و مبارز طلبید. اما از آنجایی که عمرو را «فارس یلیل» می نامیدند و او را با «هزار سوار» برابر می دانستند و اصحاب نیز وصف شجاعت او را بسیار شنیده بودند،
لذا مسلمانان مانند کسی که کبوتر بالای سرش نشسته باشد سرها را پایین انداختند. «عمر» نیز برای اینکه ترس اصحاب را توجیه کند سخنانی در مورد شجاعت عمرو بیان کرد و این باعث شد اصحاب بیشتر از قبل ترسان و نا امید شوند.

وقتی پیامبر شنید که عمرو مبارز طلب کرده و کسی برای مقابله با او اقدام نکرده

فرمود: آیا دوستی وجود دارد تا شر این دشمن را کم کند؟ علی مرتضی علیه السّلام عرض کرد: من به میدان می روم و با او مبارزه می کنم. پیامبر سکوت کرد.
عمرو دوباره ندا داد که چه کسی از شما به جنگ با من می آید و نیز گفت: اَیُّها النّاس، مگر شما عقیده ندارید که کشته شدگان شما به بهشت می روند و کشتگان ما به جهنم، آیا از شما کسی نیست که دوست داشته باشد به بهشت برود و یا دشمن خود را به جهنم بفرستد؟
پس اسبش را به حرکت در آورد و گفت: از بس که مبارز طلب کردم صدای من درشت و خشن شد[2].

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: کیست که این سگ را دفع کند؟ کسی جواب نداد، امیرالؤمنین علیه السّلام برخاست و گفت: من می روم اورا دفع کنم. پیامبر به حضرت امیر فرمود این عمرو بن عبدود است! علی علیه السّلام عرض کرد: من علی بن ابیطالبم.

و در این قضیه ملک الشعرای بهار شعر زیبایی سروده است:
پیمبر سرودش که عمرو است این که دست یلی آخته زآستین


علی گفت ای شاه اینک منم که یک بیشه شیر است در جوشنم
پیامبر زره خوشان را که «ذات الفضول» نام داشت بر تن امیرالؤمنین علیه السّلام پوشانید و عمّامه سحاب خود را نیز بر سر ایشان بست و در حق حضرت دعا کرد و او را به میدان فرستاد.
حضرت امیر علیه السّلام به سرعت به طرف عمرو حرکت کرد و در جواب او به این مضمون فرمود:
«ای عمرو تعجیل مکن که آمد به سوی تو اجابت کنندۀ آواز تو که عاجز نیست از مقاومت تو،صاحب نیت درست وبیناست در راه حق، و راستگوئی نجات دهندۀ هر رستگار است و به درستی که من امیدوارم که به زودی بر پا کنم برای تو نوحه ای را که بر جنازه ها می کنند از ضربت شکافنده که آوازش بماند بعد از جنگها.»
در این هنگام بود که پیامبر فرمود: «بَرَزَ الایمانُ کُلُّهُ اِلَی الشِّرکِ کُلِّهِ / تمام ایمان در مقابل تمام کفر قرار گرفته است[3]».
حضرت امیر علیه السّلام از عمرو خواست که یکی از این سه مورد را انتخاب کند، 1-اسلام آورد 2-دست از جنگ پیامبر بردارد و 3-از اسب پیاده شود و بجنگد.
عمرو مورد سوم را انتخاب کرد ولی در درون از جنگ با حضرت امیر علیه السّلام می ترسید. به هر حال عمرو به حضرت امیر علیه السّلام گفت: یا علی به سلامت از میدان بیرون برو که هنوز جوان هستی و هنوز توانایی تو به حدی نرسیده که با مردان بجنگی،«هنوز دهانت بوی شیر می­دهد» و من در حال حاضر هشتاد سال سن دارم و دیگر آنکه من با پدرت دوست بودم و دوست ندارم که تو را بکشم و نمی دانم پسر عمویت (پیامبر) به چه ضمانتی تو را به جنگ من فرستاده است در حالیکه من آنقدر قدرت دارم که می توانم تو را با نیزه ام از روی زمین بلند کنم و در میان زمین و آسمان به گونه ای که نه زنده باشی و نه مرده به صورت معلق نگه دارم.


امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: این سخنان را رها کن که همانا من دوست دارم تو را در راه خدا بکشم. پس عمرو از اسب پیاده شد و جنگ میان او و حضرت امیر علیه السّلام در گرفت تا اینکه عمرو شمشیری بر سر حضرت فرود آورد و حضرت نیز سپرش را در مسیر شمشیر قرار داد ولی شمشیر سپر را شکست و ضربتی هم به سر حضرت وارد آمد.
ابن ابی الحدید و دیگران نقل کرده اند که پس از اینکه حضرت امیر علیه السّلام ضربت خورد مانند شیری خشمناک به عمرو حمله کرد و با شمشیر سر پلید او را از تنش جدا کرد و بانگ تکبیر سر داد. مسلمانان از صدای تکبیر حضرت متوجه شدند که عمرو کشته شده است.[4]
رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از این ضربه فرمود: ضربت علی در روز خندق بهتر است از عبادت جن و انس تا روز قیامت.[5]
جابر در مورد کشته شدن عمرو گفت: چقدر کشته شدن عمرو توسط امام علی علیه السّلام شبیه کشته شدن جالوت توسط داوود علیه السّلام می باشد.


بعد از اتمام جنگ خواهر عمرو بر بالین او آمد و مشاهده کرد که زره عمرو که مثل آن در بین اعراب یافت نمی شد و سایر وسایل او از تن او بیرون نیاورده اند، پس گفت: برادر من را نکشته است مگر مردی کریم! و پرسید: قاتل برادر من کیست؟ گفتند: علی بن ابیطالب علیه السّلام. پس خواهر عمرو این اشعاری به این مضمون سرود: «اگر قاتل عمرو، غیر قاتل او(یعنی امام علی علیه السّلام) می بود، هر آیینه برای او تا آخرالزّمان گریه می کردم. اما قاتل عمرو کسی است که نمی توان به عمرو به خاطر کشته شدنش توسط او خرده گرفت. او کسی است که پدرش بهترین مردم خوانده می شد.[6]»

وَکَفَی اللهُ المُؤمِنینَ القِتالَ «بعلی بن ابیطالب علیه السّلام» وَکانَ اللهُ قَویّاً عَزیزاً[7]
آمده است که پیامبر برای کم شدن شرّ کفار دست به دعا برداشت و باد و زلزله ای در میان لشکر دشمن بر پا شد و آنان دست از محاصره برداشتند. البته علت اصلی عقب نشینی کفار، قتل عمرو و نوفل می باشد.[8]


[1] - منتهی الآمال ص165
[2] - منتهی الآمال ص168/ «ارشاد» شیخ مفید ج1 ص100
[3] - منتهی الآمال ص168/ «بحارالانوار» ج20 ص226
[4] - منتهی الآمال ص169
[5] - منتهی الآمال ص169/ «مستدرک حاکم» ج3 ص34،حدیث4327
[6] - منتهی الآمال ص171/ «دفاع از تشیع» شیخ مفید ص534/ «شرح نهج البلاغه» ابن ابی الحدید ج1 ص20
[7] -سورۀ احزاب(33)،آیۀ25
[8] - منتهی الآمال ص172



"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:06AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند