بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

ناقد ناقد حاضر نيست

عضو ثابت

درباره من

  • درباره ناقد
    جنسيت
    نامشخص

آمار

جمع نوشته‌ها
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: يك روز پيش
  • تاريخ ثبت نام: Friday 31 May 2013

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Monday 20 May 2019
11:22AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
اگه شما احتمالا ...
10:28AM - ناقد گفتاری از صبح در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
احتمالا من که د...
09:56AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
گزارش تکان‌دهن...
Sunday 19 May 2019
05:12PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
جواب شما نمونه م...
05:04PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
کارشناسان شما ...
03:50PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
بنظر من ریشه مشک...
11:22AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
بنظر می آید بر س...
Saturday 11 May 2019
06:02PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
نوشته های شما دا...
05:36PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
تقسیم انسان به ...
02:12PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
روحانی در شرایط ...
09:09AM - ناقد گفتاری از صبح در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
سرنوشت ملت رو......
Thursday 9 May 2019
01:36PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
نیکولا ماکیاولی...
Wednesday 8 May 2019
03:45PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
از کی تا حالا عم...
09:41AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
کلا شما عادت دار...
Tuesday 7 May 2019
08:17PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
مخاطب من هم دولت...
04:56PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
شما 60 درصد رای ...
02:00PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
واقعیت اینه که ش...
12:35PM - ناقد گفتاری از ساز دهنی در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
ولی دولتیا ملت رو کر...
12:29PM - نوشته های حذف شده
Sunday 5 May 2019
08:50AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
فقط چند سوال ساد...

دیوارۀ کاربر

ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" ماله کشی به شیوه کیهانی:

آقای روحانی برجام را سخت در آغوش کشیده و همه هستی‌اش را به برجام گره زده است.
‏اگر برجام آتش زده می‌شد، باید نظام فکر سوختن رئیس جمهور را هم می‌کرد و این، به هیچ وجه به صلاح کشور نبوده و نیست.
وقتی خروج از برجام با تداوم دولت فعلی جمع شدنی نیست،چاره‌ای جز تحمل این هر دو وجود ندارد...
*یاسر جبرائیلی "

يك روز پيش

ناقد به سرنگار ما کجاییم؟ پاسخ داد.
" مقامات ارشد کشور اعلام کرده‌اند که به دنبال جنگ با آمریکا نیستند (که راهبرد درست و عاقلانه‌ای است)، آمریکایی‌ها هم گفته‌اند دنبال درگیری نظامی نیستند (به استثنای حداقل جان بولتون)؛ و مذاکره‌ای هم با آمریکا صورت نمی‌گیرد (که بسیاری از منتقدان سیاست خارجی کشور و طرفداران مذاکرات برجام هم در شرایط فعلی، مذاکره با آمریکای ترامپ، بدون دستورکاری برای مذاکره و تضمینی برای پایبندی به نتیجه، و موضع تحقیرآمیز دولت آمریکا مذاکره را درست نمی‌دانند.)
مسأله این نیست که راهبرد نه جنگ و نه مذاکره در شرایط فعلی درست هست یا نیست، بلکه به شرط درستی، باز هم کفایت نمی‌کند. «نه جنگ» و «نه مذاکره» هر دو با «نه» شروع می‌شوند و به معنای بی‌کنشی یا فقدان کنش فعال هستند. فقدان کنش فعال در چنین وضعیتی که بدون هر گونه اقدام تنش‌آمیز دیگری از سوی آمریکا، تنش افزایش می‌یابد، به معنای عدم کفایت این موضع به تنهایی است.
آمریکایی‌ها تحریم‌ها را افزایش می‌دهند و حتی اگر منازعه نظامی بر اثر رخدادی اتفاقی یا توطئه‌ای شبیه به آن‌چه گفته می‌شود به شکل ساختگی آغازگر جنگ ویتنام شد، رخ ندهد؛ جنگ اقتصادی ادامه می‌یابد. کشوری که هزینه جاری دولت آن از میانه دهه ۱۳۸۰ تا میانه دهه ۱۳۹۰ به شدت افزایش یافته، بر اثر بیش از یک‌ونیم دهه رشد اقتصادی نامناسب و نرخ پایین تشکیل سرمایه، فرار سرمایه و بی‌ثباتی اقتصادی نرخ بیکاری در آن افزایش یافته، و در کنار همه این‌ها فساد و نابرابری اقتصادی و اجتماعی به حد بالایی رسیده است، خود به خود در معرض تنش اقتصادی و تبدیل آن به مسائل اجتماعی، سیاسی و نهایتاً امنیتی قرار می‌گیرد.
آخرین آمارها و گزارشی از مرکز پژوهش‌های مجلس نشان می‌دهند فقر عمیق‌تر و گسترده‌تر می‌شود و سخن از زوال بین یک تا دو میلیون شغل بر اثر تعطیلی کارگاه‌ها در میان است. همه این‌ها نشان می‌دهند که راهبرد «نه جنگ نه مذاکره» برای ممانعت از بدتر شدن شرایط کفایت نمی‌کند. نکته مهم‌تر این است که راهبردهایی که در گذشته – حتی در شرایط غیرتحریمی و عادی اعمال شده‌اند - نتوانسته‌اند مسبب رشد اقتصادی کافی، توسعه اشتغال، ممانعت از تخریب محیط‌زیست، ارتقای عدالت اجتماعی و مقابله با فساد شوند. بدیهی است آن راهبردها در شرایط تحریمی، رکود تورمی و نارضایتی اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی، نتایج بدتری به‌ بار می‌آورند.
من قبلاً نوشته‌ام که کشور دچار «ساخت برهه حساس» در چهل سال گذشته بوده است، اما گفتمان «برهه حساس» دیگر به کار این شرایط نمی‌آید. «ما مقاومت می‌کنیم» اسم رمز متداول در «ساخت برهه حساس» بوده و هست؛ و مقامات ارشد اکنون نیز همین عبارت را تکرار می‌کنند. مسأله اما این است که «برهه حساس» برای توصیف این وضعیت کفایت نمی‌کند و مردم و نخبگان می‌پرسند «نه جنگ، نه مذاکره!؟ پس چی؟» گفتمان «پس چی؟» سر بر آورده است.
گفتمان «نه جنگ نه مذاکره» بدون هیچ تغییر رویه‌ای، یعنی نشستن به انتظار بسته شدن تک تک منفذهای تنفس اقتصاد و در نهایت جامعه، عین آب‌پز شدن قورباغه‌ای که در درون آب در حال گرم شدن و جوش آمدن است، بی‌تحرک. عبارت «ما مقاومت می‌کنیم» هم حداقل دو مشکل دارد. اول، «ما» کیست؟ «مقاومت» چیست، یعنی چه کار می‌کنیم که اسم‌اش مقاومت است؟
کاربرد واژه ما، یعنی جمعی که چیز مشترکی دارند، و مقاومت کردن هم اغلب به معنای تحمل فشار یا هزینه‌ای است. آیا «ما مقاومت می‌کنیم» یعنی «ما ایرانیان اعم از فقیر و غنی، رئیس و مرئوس، بالادست و فرودست، هزینه‌هایی را بین خودمان تقسیم می‌کنیم و هر کس مسئولیت و قدرت بیشتری دارد، مسئولیت بیشتری می‌پذیرد؟» یا این‌که عده‌ای حرف می‌زنند و بقیه تحمل می‌کنند؟
گفتمان «پس چی؟» می‌پرسد «ما کیست؟»، «مقاومت به چه معناست؟»، «فشار مقاومت چگونه بین ماها توزیع می‌شود؟»، «مقاومت ماها چه ویژگی‌ای دارد که نتیجه‌اش مثبت باشد نه له شدن زیر فشار؟»، «مسئولیت عواقب این مقاومت ماها را چه کسی و چگونه می‌پذیرد؟»، «نقشه راه مقاومت را چه کسانی، از چه طریقی و با چه کیفیتی طراحی کرده‌اند؟»، «شاخص ارزیابی موفقیت در مقاومت چیست؟»، «چشم‌انداز موفقیت چند سال و با چه هزینه‌ای است؟» و «آخرش چی می‌شه؟»
این‌ها سؤالاتی است که مردم منتظرند پاسخ آن‌ها را بشنوند. مردمانی رنجیده از فشار اقتصادی و تیرگی چشم‌انداز، برای تحمل کردن، به پاسخ این سؤالات نیازمندند. باز هم ما و برهه حساس کنونی، اما برهه حساس «پس چی؟»
دکتر فاضلی "

5 روز پيش

ناقد به سرنگار ما کجاییم؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
احتمالا من که در خدمت شما هستم هم زیر خط فقر 40 درصدی زندگی می‌کنم ... البته بدیهی است که اگر دولت تدبیر و امید، به شکل اضطراری و جهادی به فکر تولید شغل و تامین مایحتاج و دور زدن تحریم نباشد، وضع از این هم بدتر خواهد شد ... با این حال در همۀ این وخامت اوضاع، تازه ما داریم شبیه به مصر می‌شویم که در سال 2015، 30 درصد فقر مطلق داشته است. ببینید مصر جیره خوار و مستعمرۀ آمریکا چه فلاکتی داشته که ما بعد از این محاصرۀ سنگین اقتصادی دچار این وضعیت شدیم.
و اصولا این طرح تحریم است. فشار بر مردم برای عوض کردن سیستم حاکمیتی، به جای جنگ!
حالا شما خودتان می‌خواهید با دو دست‌تان کشورتان را تقدیم بیگانه کنید، بدون این‌که آثار این مستعمرگی را وقعی نهید این مشکل دیگری است.
خیلی مضحک است نیروئی خارجی و سلطه‌گر، قصد اشغال کشور شما و تسلط بر کشور شما را دارد، جنگ اقتصادی راه انداخته ... محاصره‌ای اقتصادی و تجاری که هیچ کشوری در طول تاریخ دچار آن نبوده را بر خلاف حقوق بشر و بر خلاف قوانین بین الملل راه انداخته و امثال شما 40 سال 40 سال می کنید ... از سوی این جریان به طرز حیرت آوری وجود دشمن و دشمنی نفی می‌شود ... گویا خود این دشمن دیکته کرده است که نسبت به توحش آن غفلت شود.
وضعیت بسیار خاص و بی‌همتاست. ایستادگی تا همین نقطه هم شبیه به معجزه است و طبعا سر خم کردن برای این نیروی غارت‌گر و مهاجم، چیزی جز بدبختی غیرقابل‌شمارش برای ملت ایران به‌همراه نخواهد داشت. کسانی که فکر می‌کنند بعد از سازش/تسلیم برای ایران آرامش و رشد پیش خواهد آمد، نه تاریخ خوانده‌اند و نه سیاست می‌دانند و نه دودوتاچهارتای ریاضی دیده‌اند.
اگه شما احتمالا زیر خط فقری من بیکار یک لا قبا قطعا در قعر خط فقرم!
یعنی خواهی نخواهی اهل مقاومت هستم حتی بیشتر از شما!
حال این همه روضه تکراری انقلابی گری و مقاومت می خوانی احتمالا مخاطب اولش خودت هستی.. "

6 روز پيش

ناقد به سرنگار ما کجاییم؟ پاسخ داد.
" گزارش تکان‌دهنده مرکز پژوهش‌های مجلس: ۴۰ درصد جمعیت کشور زیر خط فقر می‌روند



برآوردها از نرخ فقر نشان میدهد در حالی که در سال ۱۳۹۶، در حدود ۱۶ درصد از جمعیت کشور در زیر خط فقر مطلق قرار داشته‌اند، تا پایان سال ۱۳۹۷ در حدود ۲۳ الی ۴۰ درصد (با سناریوهای مختلف برای وضعیت درآمدی خانوار در سال ۱۳۹۷) در زیر خط فقر قرار خواهند گرفت... "

6 روز پيش

ناقد به سرنگار ما کجاییم؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
کارشناسان شما جواب بدهند اگر امروز «کلیۀ» تحریم‌های غیرقانونی و ستمگرانۀ آمریکا برداشته شود، سال بعد رشد اقتصادی ایران چقدر است؟ این جواب روشنی دارد ... و فقط کسی که دوست دارد سرش را در خاک کند نمی‌داند جواب چیست. اظهار به عدم تاثیر تحریم یک دلیل سیاسی دارد که ما دشمن را عامل تغییر رفتار خود ندانیم و الا هیچ دلیل علمی و عقلی بر این که کسی بگوید اثر سوء مدیریت در داخل و فساد اقتصادی در داخل از تحریم بیشتر است وجود ندارد. تحریم عامل یگانۀ وضعیت وخیم اقتصادی کنونی ایران است و سایر علل البته در شرایط مقاومت، تبدیل به «همه چیز» می‌شوند و اهمیت 10-20 درصدی آن‌ها تبدیل به صد در صد می‌شود.
جواب شما نمونه مصر است! "

يه هفته پيش

ناقد به سرنگار ما کجاییم؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
مثال ترکیه جالب بود. ترکیه با غرب مشکلی ندارد و حتی عضو ناتو و رفیق اسرائیل است.
اما همین ترکیه که قبل از انقلاب درآمد سرانه تولید ناخالص داخلی اش نصف ما بود، الان دو برابر ماست!
پس ریشه مشکل را باید در جای دیگری پیدا کرد.
بنظر من ریشه مشکل در اصول و قواعد حکمرانی خلاصه می شود.
ترکیه به رغم تنش های داخلی و چالش های خارجی، اما در مسیر توسعه قدم برداشت که یکی از ملزوماتش تعامل با جهان و از جمله غرب است.
اما مصر با آن که با آمریکا رابطه دارد به دلیل ساختار بسته و میلیتاریستی، موفق به توسعه نشده است.
ما هم با آن که با شیطان بزرگ مشغول ستیز هستیم، وضعیت اقتصادی خوبی نداریم و جالب این که مسئولین و کارشناسان می گویند دلیل اصلی اش داخلی است نه فشار و تحریم دشمن.
به عبارتی ما نیز هنوز موفق به طی کردن مسیر توسعه بر اساس اصول و تجارب موفق جهانی نشده ایم.
با این نگاه دوگانه سازش و مقاومت فرع بر پیشرفت و توسعه است. لذا شعار مرگ بر سازش و سازشکار دردی دوا نمی کند، چون سوراخ دعا جای دیگری است!
جوهر و عامل اصلی پیشرفت، عزم و تلاش داخلی و البته سیاست گذاری صحیح و تعامل منطقی با جهان است. استقلال و عزت و اقتدار واقعی این گونه به دست می آید، نه با شعارهای توخالی و گرسنگی دادن به مردم! "

يه هفته پيش

ناقد به سرنگار ما کجاییم؟ پاسخ داد.
" مثال ترکیه جالب بود. ترکیه با غرب مشکلی ندارد و حتی عضو ناتو و رفیق اسرائیل است.
اما همین ترکیه که قبل از انقلاب درآمد سرانه تولید ناخالص داخلی اش نصف ما بود، الان دو برابر ماست!
پس ریشه مشکل را باید در جای دیگری پیدا کرد. "

يه هفته پيش

ناقد به سرنگار ما کجاییم؟ پاسخ داد.
" بنظر می آید بر سر یک دوراهی گیر کرده ایم. یک راه ادامه مقاومت است و راه دیگر سازش.
مقاومت به طور طبیعی هزینه های زیادی بر ما تحمیل می کند که نمونه بارزش تشدید تحریم ها و فلج شدن اقتصاد است، خصوصا آن که بار اصلی فشارها بر دوش اقشار محروم است که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود (آمار جدید خط فقر قابل تامل است).
اما سازش هم تبعات سختی دارد که مهمترینش پس گرفتن خط مشی و شعارهای انقلابی و نوعی اعتراف به اشتباه چهل ساله است.

موضع رسمی نظام و رهبری ادامه مقاومت و دعوت مردم به صبر و تحمل است و در کنارش توصیه به مسئولان جهت حسن مدیریت و رونق داخلی و رسیدگی به مردم و مبارزه با فساد. البته در عمل مردم وظیفه خود را انجام داده و با رضایت و یا بالاجبار، سختی ها را تحمل کرده و می کنند.
اما مسئولان به هر دلیلی کاری از پیش نبرده و در نتیجه وضعیت اقتصادی در سایه تحریم خارجی و بی کفایتی و فساد داخلی روز به روز بدتر می شود...
در این میان برخی نخبگان (یا روشنفکران) دعوت به مذاکره و سازش می کنند و البته همه شان لزوما عامل دشمن نیستند، بلکه می گویند میان بد و بدتر بد را انتخاب کنیم!
از نظر آن ها سازش بد است، اما ادامه روند فعلی بدتر است، چون به وخامت اقتصادی و عقب ماندگی بیشتر و چه بسا فروپاشی منجر خواهد شد.
اینان می گویند اگر سازش با دشمن ذلت است، فقر و فلاکت هم ذلت است، زیرا اگر فقر از دری بیاید، ایمان از در دیگر بیرون می رود!
همچنین می گویند فشار یا اصطلاحا "نمدمالی" از طرف دشمن ادامه دارد و شواهد نشان می دهد که تغییر خاصی به نفع ما رخ نمی دهد، در نتیجه به مرحله ای می رسیم که ناچار به نوشیدن جام زهر می شویم، پس چه بهتر که این کار را زودتر بکنیم تا هزینه هایمان کمتر شود.

البته تا زمانی که ذخایر و ظرفیت های اقتصادی برای گذران حداقلی امور معیشتی مردم فراهم باشد خط مقاومت ادامه پیدا می کند و تا آن زمان دعوت روشنفکران در باره سازش و نوشیدن جام زهر شنیده نمی شود و بلکه به حساب خیانت و وابستگی به دشمن گذشته می شود.
فقط باید امیدوار باشیم پیش بینی رهبری درست از آب دربیاید که فرمود در این معرکه سخت ما پیروز می شویم و دشمن شکست می خورد.
اگر هم کسی بپرسد چه طور و چه زمانی؟ جوابش این آیه قرآن است: "الا ان نصرالله قریب" یعنی یاریگر ما خداست، آن هم در آینده نزدیک.
البته به شرطی که دارای ویژگی های رسیدن نصرت الهی باشیم که مهمترینش ایمان و تقوا و توکل و عمل صالح و عدالت است، خصوصا از طرف مسئولان...! "

يه هفته پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان اختلاف در احراز حلول ماه ساخت
" طبق نظر فقهای شیعه، ملاک احراز حلول ماه، استهلال (رویت هلال با چشم عادی یا مسلح) است. همین امر گاه موجب بروز اختلاف میان علما می‍شود (مانند چند سال پیش که بین حکومت و مراجع در باره عید فطر اختلاف افتاد).
صرف نظر از اختلافات احتمالی، سوالی که مطرح است این است که اگر ماه طلوع کرده باشد و به هر دلیلی (مانند غبار، ابر و...) قادر به رویت هلال نشویم، تکلیف چیست؟
یعنی از نظر واقعی و نجومی، ماه (رمضان یا شوال) حلول کرده، اما در تکلیف به عمل شرعی (وجوب روزه رمضان یا حرمت روزه اول شوال) دچار خطا شده‌ایم.
ظاهرا از نگاه فقهای شیعه در چنین حالتی به تکلیف موجود عمل کرده و مشکلی پیش نمی‌آید.
اما در میان اهل سنت، اعلام حلول ماه به شکل حکومتی بوده و مبنا را تقویم نجومی گذاشته‌اند که معمولا خطا ندارد. چنین رویه‌ای آنان را از اختلافات بازداشته و نیز از زحمات و هزینه‌های مربوط به تیم‌های عریض و طویل استهلال معاف می‌دارد.
اما این اشکال هم به اهل سنت وارد است که برفرض اگر تقویم نجومی اشتباه کند و در عالم واقع، ماه یک روز زودتر یا دیرتر حلول کند، تکلیف چه می‌شود؟
آیا راهکار مطمئنی برای برون رفت از این مشکلات احتمالی وجود دارد؟ "

2 هفته پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ما کجاییم؟ ساخت
" خیلی از ایرانیان بارها از خودشان پرسیده‌اند «می‌شه یه روز ما هم مثل کشور.... بشویم؟»
ایرانیان اغلب به بزرگی مساحت، جایگاه تاریخی، منابع و موقعیت جغرافیایی مهم ایران نظر داشته و آرزو دارند کشورشان جایگاهی میان بزرگان اقتصاد و فناوری جهانی داشته باشد. پرسیدن این سؤال حق هر ایرانی است، ولی باید اول برآوردی از فاصله خود با قدرت‌های اقتصادی جهان داشته باشیم. آن‌چه در ادامه آمده بیشتر برای آن است که حکمرانان بدانند ما کجاییم و تا چه اندازه کار دشواری دارند.
- من در این یادداشت «تولید ناخالص داخلی» (جهت اختصار: تُند) و «تولید ناخالص داخلی سرانه» (حاصل تقسیم کل تولید ناخالص داخلی بر جمعیت هر کشور- جهت اختصار: تُنداس)کشورهای جهان را بر اساس آمار «صندوق بین‌المللی پول» مبنای محاسبات ساده، فقط کمّی (بدون توجه به کیفیات توسعه) قرار داده‌ام که هشدارآمیز است.
- ایران با 413 میلیارد دلار تند و 4988 دلار تنداس، در سال 2018 در رتبه 32 جهان قرار داشته است. کشور اول آمریکاست با 21410 میلیارد دلار تُند و 65058 دلار تنداس؛ کشور دهم برزیل است با 2256 میلیارد دلار تُند و 10625 دلار تُنداس؛ و کشور بیستم سوئیس است با 779 میلیارد دلار تُند و 90532 دلار تُنداس.
- تُند شاخصی از سهم کمّی در اقتصاد جهان و به تبع آن قدرت تأثیرگذاری‌ بر روابط قدرت؛ و تنداس شاخصی از رفاه جامعه است. سوئیس با 90532 دلار تنداس، سطح بالایی از رفاه در مقایسه با تنداس 10945 دلاری شهروندان چینی دارد، اما چین با 15543 میلیارد دلار تند، قدرت تأثیرگذاری بسیار زیادتری زیادی بر مناسبات جهانی دارد.
- بگذارید هدف ایران را رسیدن به سطح تنداس چین، برزیل، روسیه، ترکیه و مکزیک (همگی در بین 20 قدرت اقتصادی جهان) قرار دهیم. مکزیک با 9711 دلار پایین‌ترین تنداس و روسیه با 12191 دلار بالاترین رتبه را دارد و میانگین آن‌ها 11012 دلار است.
- اگر هدف خود را رسیدن به اقتصادی قرار دهیم که سرانه تولید ناخالص داخلی هر ایرانی 11012 دلار شود، با جمعیت 82 میلیون نفری ایران (به شرط ثبات)، تولید ناخالص داخلی ایران باید 912 میلیارد دلار شود و اگر اکنون چنین اقتصادی داشتیم، بعد از ترکیه 961 میلیارد دلاری و بالاتر از سوئیس در رتبه بیستم جهان قرار می‌گرفتیم.
- رسیدن از یک اقتصاد 413 میلیارد دلاری به اقتصاد 912 میلیارد دلاری با نرخ رشد میانگین 2.5 درصدی (متوسط رشد چهل سال گذشته) 32 سال طول می‌کشد و برای طی کردن این مسیر در ده سال، نرخ رشد اقتصادی سالیانه 8.2 درصد لازم است. همه می‌دانیم که بقیه کشورها سر جای‌شان باقی نمی‌مانند و اگر حتی یک دهه با نرخ رشد 8.2 درصدی نیز پیش برویم، ما تا یک دهه بعد قادر به قرار گرفتن در بین بیست قدرت اقتصادی دنیا نخواهیم بود.
- نتیجه: اول، میانگین رشد اقتصادی 2.5 درصد، نشان‌دهنده پایین بودن «‌کیفیت حکمرانی» در چهار دهه گذشته است و ادامه این روند به افت قدرت نسبی ایران و فرسایش تمدنی خواهد انجامید.
- دوم، حاکمیت باید تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد با همان میانگین نرخ رشد چهل سال گذشته کشور را اداره کند و به مردم وعده بدهد که تا 32 سال (2050 میلادی) صبر کنید تا به اقتصادی 912 میلیارد دلاری برسیم (سالی که اقتصاد ترکیه 4000 میلیارد دلاری می‌شود)؛ یا می‌خواهد حداقل رشد 8.2 درصدی را هدف‌گذاری کند تا قدرت اقتصادی نسبی ایران در مقایسه با همسایگانی نظیر ترکیه و عربستان افت نکند. امنیت، فرهنگ، آزادی و تمدن در درازمدت بدون قدرت اقتصادی باقی نمی‌ماند.
- سوم، حاکمیت باید به زبان اعداد و اهداف روشن با مردم سخن بگوید و زمان مشخص کند. چه وقت قرار است به اهداف مشخص از جمله یک اقتصاد 912 میلیارد دلاری برسیم. چهارم، تضمین تحقق اهداف چیست؟ الزامات رسیدن به چنین اهدافی مشخص و کم‌هزینه‌ترین راهکارهای تحقق آن‌ها پذیرفته شود. هیچ مقامی تاکنون درباره الزامات رشد 8.2 درصد سخن جدی نگفته است. سخن گفتن از «باید»هایی که عامل و مخاطب آن‌ها مشخص نیست، هیچ سودی ندارد. مهم‌تر آن است که فراتر از «باید»ها درباره آن‌چه باید تغییر کند هیچ سخنی گفته نمی‌شود.
- می‌ترسم مثلث «جلّاسان گردگو»، «کاسبان گِرددندان» و «مشاوران گِردعقل» همه چیز را چنان خوب جلوه دهند که ادامه روند رشد 2.5 درصدی آینده را به فنا دهد...
* دکتر محمد فاضلی "

3 هفته پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان افاضات امام جمعه مشهد ساخت
" خطبه‌های 6 اردیبهشت امام جمعه محترم مشهد بار دیگر از ابتذال فکری و قهقرای سیاسی این تریبون مقدس پرده برداشت.
کافی است نیم‌نگاهی به واکنش‌های متعدد مردم در شبکه‌های اجتماعی بیندازیم که چگونه سخنان یک امام جمعه در مشهد (و نیز سایر شهرها) مضحکه عام و خاص شده و جیره پر و پیمان طنز و تمسخر یک هفته‌ای ضد انقلاب به شکل رایگان و آسان فراهم می‌شود!
به ادعاهایی مانند تحریم آمریکا همزمان با نیمه شعبان به دلیل ترس از ظهور و یا این که ما هر چه داریم از گریه‌های نیمه شب رهبر فرزانه انقلاب است، کاری ندارم.
اما این جمله از همه سخنان وی سخیف‌تر است که فرمود:
امروز در همه عرصه‌ها در تمام پهنه این ۴۰ سال، قدرتمندتر، پول‌دارتر، عزیزتر و زندگانی بهتر داریم...!
شعار دادن کار ساده‌ای است، خصوصا به شکل متکلم وحده و از تریبون رسمی که قداست دینی و سیاسی دارد، اما حرف زدن علمی و مستند کار آسانی نیست.
این ادعا که وضعیت ما با تحریم‌ها بهتر شده، باید مبتنی بر آمار و شاخص‌های اقتصادی کشور باشد.

اما آمارهای رسمی چه می‌گوید؟
به گزارش بانک جهانی، در دوره قبلی تحریم‌ها، نرخ رشد اقتصادی در سال 2012 به منفی 7.4 درصد کاهش یافت و نرخ تورم به 39.2 درصد افزایش یافت.
با خروج دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها، رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۸ به منفی ۳.۵ تا ۵ درصد کاهش پیدا کرد و تورم نیز به بیش از ۳۰ درصد افزایش یافت.
(این در حالی است که در شرایط غیرتحریمی، نرخ رشد اقتصادی مثبت و نرخ تورم از ثبات نسبی برخوردار بوده است).
به احتمال زیاد کسانی همچون آیت‌الله علم‌الهدی، نوسان شاخص‌های اقتصادی مانند افزایش تورم را ـ که بنیان معیشت اکثریت اقشار جامعه را متزلزل کرده ـ در زندگی شخصی خود احساس نمی‌کنند، لذا با ذهنیت فضایی ادعا می‌کنند پس از تحریم‌ها نه تنها وضع بدتر نشده، بلکه بهتر هم شده است!
اگر هم حقایق را می‌دانند و عمدا به وارونه‌گویی می‌پردازند که باید در عدالت آنان ـ به عنوان پیش شرط امامت جمعه ـ تردید کرد!
به هر حال اگر نظام دغدغه‌مند بی‌اعتمادی و شکاف میان حاکمیت و مردم است، حداقل باید برای تریبون‌های جمعه و خطبای محترم و محتویات خطبه‌هایشان تدبیر تازه‌ای بیندیشد... "

3 هفته پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان آیا جنگ نزدیک است؟ ساخت
" ژنرال «گادی آیزنکات»، رییس سابق ستاد ارتش اسراییل در مصاحبه با نیویورک‌تایمز مدعی شده است که او و نیروهایش در چند سال گذشته موفق به عقب راندن ژنرال قاسم سلیمانی و نیروهای وفادار به ایران در سوریه و لبنان شده ‌اند!
آیزنکات سخنان خود را این گونه شروع می کند: «به هزاران هدف حمله کردیم بدون آن که مسوولیت این حملات را به عهده بگیریم یا دنبال نام و اعتبارش باشیم.»
این در حالی است که مدتی پیش دولت اسرائیل رسما اعلام کرده بود ما به بیش از 200 هدف در سوریه حمله کرده ایم که عمدتا مربوط به ایران و حزب الله بوده است.

اکنون ژنرال اسرائیلی برای اولین بار رسما اعلام کرده که دولت اسراییل مشغول جنگی اعلام‌ نشده علیه ایران و نیروهای نیابتی‌ آن در سوریه و لبنان است.
البته سردار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در پاسخ به تهدیدات رژیم صهیونیستی گفته است: اگر در برابر برخی اقدامات مذبوحانه شما صبر پیشه می کنیم، حکمتی بزرگ در آن نهفته است. بترسید از روزی که موشک‌های نقطه زن ما بر سرتان فرود آید....!

این در حالی است که عملیات اسرائیل علیه منافع ایران در سوریه واقعی و نظامی است، اما عملیات سردار جعفری فعلا روانی و تبلیغاتی است.
آیا با توجه به تکرار و تشدید حملات اسرائیل، ایران پاسخ کوبنده نظامی خواهد داد؟ و آیا چنین امری موجب بروز جنگی تازه در منطقه خواهد شد؟




"

Monday 21 January 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان وارونگی در عرف حوزه‎های علمیه ساخت
" نامه عتاب‌آمیز و قیم‌مآبانه آیت‌الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی نشان از وارونگی عرف چند صدساله در حوزه‌ها دارد. دلیلش هم کاملا روشن است: درآمیختن دین با سیاست و قدرت و یا بهتر بگویم سلطه سیاست بر دین!
در این معادله، قدرت معنوی و جایگاه علمی و فقاهتی اساتید حوزه و مراجع بزرگ تحت‌الشعاع قدرت سیاسی قرار می‌گیرد. به عبارتی اعتبار و جایگاه این بزرگان، نه با خصایل اخلاقی و مرتبه علمی، که با نزدیکی آن‌ها به دایره قدرت سنجیده می‌شود.
بر این اساس طبیعی است که برخی علما و مراجع دچار زجر و قهر شده و در مقابل، عده‌ای قدر دیده و بر صدر نشسته‌اند!
از ویژگی‌های مهم علما و مراجع شیعه در طول تاریخ استقلال آنان از قدرت و حکام بوده و اصطلاح آخوند درباری یا حکومتی، همواره مذموم بوده است.
آیت‌الله یزدی اگر این نامه را حداقل با ادبیات محترمانه می‌نگاشت، این چنین آشکار و عریان از تبعات اسفبار سیطره سیاست بر دین پرده برنمی‌داشت...! "

Sunday 28 October 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تکرار صفویه ساخت
" در جریان بحث‌هایی که درباره برگزاری همایش تصوف مطرح شد، همان آغاز، اشاره کردم که برگزاری این قبیل همایش‌ها، به‌نوعی بازگشت به تجربه‌های تاریخی صفوی در تقویت منازعات مذهبی در جامعه به نفع یک گرایش است که گروه مرجع فکری در جامعه، در آن زمان، آن را درست می‌داند. این مهم است که بدانیم جامعه‌ی ایرانی، جامعه‌ای که فرهنگ آن ترکیبی از دین و عقل ایرانی است، در دوره صفوی روی ریل تازه‌ای افتاد. این ریل، کشور را از عقل‌گرایی یونانی و نگاه ترکیبی مذکور به سمت دین‌گرایی با گرایش مذهبی تشیع، و به تدریج، نوعی افراط و تعصب و تمرکز در این زمینه پیش برد. ما در دهه‌های آخر صفوی، جامعه‌ای با برداشت خاص دینی و مذهبی داریم که حساسیت‌های آن بر اساس نگره‌های خاصی است که عالِمان دینی به‌عنوان مهم‌ترین مراجع فکری شناخته می‌شوند. برای آنها، که مرجعیت اصلی فکری در جامعه را دارند نوعی دین‌گرایی اهمیت دارد که همه‌چیز بر محور آن است. بارها اشاره کرده‌ام که این دوره، تلاش می‌شد تا طب و نجوم و فنون دیگر، دینی یعنی متکی به روایات شود. بحار مجلسی نتیجه و محصول این نگرش بود. این باور گروه مرجع بود. طبعاً باید با هرآنچه در این بینش، مقابل دین قرار می‌گرفت، ایستاد. همه‌ی آنچه این عنوان را می‌یافت، به‌عنوان انحراف شناخته می‌شد و تبعیت از آنها، حکم رفتن به راهی جز صراط مستقیم داشت.
در آنجا و در آن دوره، پیروی از علم به صورت شفاف و مستقل اهمیت نداشت، از نظر عملی و رفتاری هم همین طور. آنچه اهمیت داشت، تفکری بود که این عالمان، به‌عنوان دین و مذهب درست می‌شناختند. در رفتارها هم همین طور. مهم‌ترین و حساس‌ترین مسائل، همین امور مذهبی بود. شعائر دینی نقش مهمی داشت. زیارت و عتبات و حج نهایت اهمیت را داشت. بحث سوگواری و اموری که در امتداد آن بود نهایت اهمیت را داشت و تمام حواس‌ها روی آن متمرکز بود. به وقف نگاه کنید و موارد آن را بنگرید. حتی اگر پای وقف کتاب در میان است، عمدتاً کتاب‌های مذهبی است. در کنار اینها، تکاپوی درسی مستقل، در ریاضیات و نجوم و داروشناسی و غیره، سست بود. این بینش به صورت جدی وجود داشت. در نتیجه در دوره‌ی صفوی، هیچ توجهی به غرب که دست‌کم دویست سال بود تغییر را آغاز کرده بود نمی‌شد. کسی زبان فرنگی نمی‌دانست. هیچکس به غرب نمی‌رفت و این در حالی بود که محصولات زیادی از غرب وارد ایران می‌شد. ما به خاطر همین نگرش تا اواسط دوره قاجاری همین وضع را داشتیم. این‌که امروز ما صفویه را تکرار می‌کنیم، معنایش همین است. اساس تفکر و تصمیم‌گیری و رفتار و امور دیگر در سمت و سوی دینی و مذهبی به سبکی است که رسمیت دارد. من در مقامی نیستم که قضاوت کنم این تفکر و رویکرد دینی-مذهبی در این حد درست است یا خیر، اما این را می‌توانم بگویم که بی‌توجهی ما به علم، ریشه در نوعی نگرش دارد که شاید در اینجا بتوان ریشه‌ی آن را یافت. بیش از هر چیز این نگرش اهمیت دارد. تفسیر پدیده‌های جاری، تفسیر عالم و آدم، جهانشناسی، تغییر و دگرگونی، شاخص‌های زندگی خوب، نقش علم در زندگی بهتر و ثروت بیشتر، و بسیاری از اموری از این دست، محصول نوع نگرش ماست که به نظر می‌رسد نگرشی دنیایی و در این زمینه برانگیزاننده نیست. آدمی که تعلق به این دنیا ندارد، نمی‌تواند برای دنیای خود کاری انجام بدهد. مسلماً می‌توان توافقی میان دنیا و آخرت ایجاد کرد، اما خیلی مهم است که این نگرش بتواند روی تحرک دنیوی تأثیر بگذارد. ما دائماً باید مراقب باشیم یک طرف غش نکنیم.
* رسول جعفریان
"

Sunday 21 October 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان سخنرانی مقتدرانه رییس جمهور در سازمان ملل ساخت
" سخنرانی روحانی را در مجمع عمومی سازمان ملل شنیدیم. غالب واکنش ها مثبت بود و این سخنرانی را متین، منطقی، مقتدرانه و عزتمندانه ارزیابی کردند. و نیز گفته شد در برابر ترامپ که با ادعاها و اراجیف خود حاضران را به خنده آورد، برتری دیپلماتیک با روحانی بود.

اما سوال مهم این است که وقتی بلافاصله بعد از سخنان خوب روحانی و سخنان بد ترامپ، دلار به مرز 20 هزار تومان می رسد عزت و اقتدار را در کجا باید جست وجو کرد؟ در حرف و شعار؟ یا در میدان و عمل؟ "

Thursday 27 September 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تراژدی خزر ساخت
" سرانجام پس از 21 سال کنوانسیون حقوقی دریای خزر توسط عالی‌ترین مقامات کشورهای ساحلی این دریا امضا شد و در ناباوری تمام، تمامی کشورهای ساحلی به جز جمهوری اسلامی ایران به خواسته‌های خود رسیدند.
روس‌ها توانستند مهمترین خواسته خود را در بند پایانی این عهدنامه وارد کرده و موضوع عدم حضور نظامی کشورهای غیر ساحلی را به تصویب مجمع برسانند.
در همین حال قزاق‌ها نیز توانستند سهم درصدی خود را به گفته منابع آگاه تثبیت کنند.
از همین رو ترکمنستان و جمهوری آذربایجان نیز عملا توانستند مساله سواپ انرژی خود را به بقیه کشورها تحمیل کرده و ۳ عضو دیگر را در عمل انجام شده قرار دهند.
ولی در این بین جمهوری اسلامی ایران که از لحاظ حقوقی دست بالا را داشت و می‌توانست با استناد به قرارداد قدیمی نوشته شده میان حکومت شاهنشاهی و اتحاد جماهیر شوروی (قراردادهای 1921 و 1940) همان نحوه امتیازگیری را مبنا قرار داده و حداکثر مساحت دریایی را کسب کند، با عقب‌نشینی عجیبی به گفته منابع به‌صورت تلویحی سهم ۱۲‎٪ خود را پذیرفته است. خواسته دیگر ایران نیز که جلوگیری از سواپ میان ترکمنستان و اذربایجان بوده است نیز عملا از میان رفت.
به‌صورت خلاصه جمهوری اسلامی ایران در حالی که بالاترین دست را از لحاظ حقوقی داشت با کمترین امتیاز ممکن در این اجلاس شرکت کرده و کنوانسیونی را امضا کرد که گریبان نسل‌های آینده را خواهد گرفت و‌ عملا منافعی برای ما در این پهنه شمالی نخواهد گذاشت...
آیا جمهوری اسلامی ترکمانچای و گلستان جدیدی را تجربه کرده است؟ "

Monday 13 August 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تحجر دلواپسی‎ها!!! ساخت
" بعد از انتشار نامه تمجیدآمیز سردار قاسم سلیمانی به حسن روحانی، حمید رسائی نماینده سابق مجلس از جبهه پایداری در توییتی با هشتگ «قاسم سلیمانی» نوشت: «به تاریخ که نگاه می‌کنم امثال اشعث کندی و ابوموسی اشعری یک عمر به امام علی خون دل دادند. یکی، دو بار هم در حرف و نه در عمل، مواضع درست داشتند اما مالک‌ اشتر برای دست‌بوسی از آنها دستپاچه نشد.» واکنش های منفی به این توئیت به ویژه از طرف اصولگرایان آن قدر زیاد بود که رسائی در توییت دیگری به‌ نوعی مجبور به اصلاح نوشته قبلی شد. او در توییت دوم ضمن بازنشر توییت قبلی مدعی شده که انتقاد او به ادبیات نامه بوده است نه اصل نامه! رسایی نوشته است: این توییت نه در انتقاد از اصل نامه‌نگاری حاج قاسم سلیمانی و حمایت از مواضع آقای روحانی بلکه انتقاد از ادبیات وی و به‌ کار‌ بردن واژه دست‌بوسی برای کسی است که با یک دستش برجام را به مردم و انقلاب تحمیل کرد و با دست دیگرش در حال تحمیل ‌FATF است. به عبارتی رسائی عقب نشینی نکرده است، بلکه به زبانی دیگر همان حرف اولش را تکرار کرده است. "

Monday 9 July 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان چرخش اصولگرایان! ساخت
" چندی است اصولگرایانی که از ابتدای دولت قبلی و فعلی روحانی، او را آماج حملات تند خود قرار می دادند، دچار چرخش شده و به حمایت از او پرداخته اند!
این در حالی است که مخالفت ها تا حدی پیش رفته بود که زمزمه کودتا و روی کار آمدن رییس جمهور نظامی هم به گوش می رسید.
سردار رحیم صفوی گفته بود: به نظر می ‌رسد اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره می‌شود. اما اکنون اعلام کرده که رسانه ها حرف هایش را تحریف کرده اند!
مراجع رسمی هم قبلا منتقد دولت بودند تغییر موضع داده اند. آیت‌الله نوری همدانی، حسن روحانی را "فرزند حوزه و برخاسته از متن انقلاب" خوانده و آیت‌الله مکارم شیرازی گفته "امروز زمان تسویه‌ حساب‌های شخصی و حل اختلافات انتخاباتی نیست."
کیهان که معمولا هیچ فرصتی را برای حمله به روحانی از دست نمی‌دهد، حالا دولت روحانی را از خود دانسته و در پاسخ به حسین موسویان (پیشنهاددهنده دولت نظامی) گفته است محافظه‌کاران این دولت را نقد می‌کنند چون دولت را دولت خود (جمهوری اسلامی) می‌دانند.
خبرگزاری فارس هم تیتر یک خود را به مطلبی با عنوان "استقبال چهره‌های انقلابی از مواضع اخیر رئیس‌ جمهور: همه با هم کنار دولت هستیم" اختصاص داد.
خبرگزاری نسیم هم در مطلب نخست خود گزارش مشابهی با تیتر "استقبال منتقدین از سخنان رئیس جمهور" منتشر کرده است.
قالیباف، که در جریان انتخابات ریاست جمهوری، دولت حسن روحانی را "دولت چهاردرصدی" می‌دانست و می‌گفت نسبت به آمریکا دچار خوش ‌خیالی است، حال از موضع حسن روحانی درباره آمریکا و اقتصاد ابراز خوشحالی کرده است.
سرتیپ عبداللهی، فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا هم کمک به دولت را "فریضه شرعی و ملی" همه نهادهای حکومتی دانست.
..................................................................................................................................
واقعا چه خبر است؟
در این جا چند احتمال وجود دارد:
- اصولگرایان فهمیده اند که اوضاع خطرناک است و ترامپ اهل شوخی نیست. لذا شاید به این حرف محمدجواد ظریف پی برده اند که گفته: "همه در یک کشتی نشسته‌ایم "
- سر کار ماندن دولت حسن روحانی، حداقل نفعی که برای اصولگرایان دارد این است که کاسه کوزه های مشکلات بر سر او شکسته شده و در روزگار وانفسای فعلی مسئولیت دیگر بخش‌های نظام را در مشکلات جاری کمرنگ می کند.
- با توجه به وخامت اوضاع، دعوت به وحدت و حمایت از دولت (ویا حداقل سنگ نزدن به آن) از سوی رهبر انقلاب این بار جدیتر از گذشته و احتمالا به شکل دستوری به اصولگرایان ابلاغ شده است.
"

Saturday 30 June 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان چه باید کرد؟ ساخت
" در این که شرایط کشور به ویژه در بعد اقتصادی وخیم است شکی نیست. گذشت آن زمانی که دوستان افراطی همه چیز را توجیه می کردند و می گفتند مملکت گل و بلبل است. اما اکنون خودشان هم گرفتار مشکلات شده و گاه بیشتر از ما لب به گلایه و اعتراض می گشایند.

اما چه باید کرد؟
مقدمتا لازم به توضیح است که برخی از نقش دشمن می گویند و مثلا اظهار می دارند ترامپ دلار را به 9 هزار تومان رسانده است! اما باید بدانیم ترامپ پاس گل را به زمین ما شوت کرده است، اما متاسفانه برخی خودی ها به جای آن که توپ را به زمین حریف برگردانند، گل به خودی می زنند!
به عبارتی آمریکا فشار وارد می کند، اما به دلیل سوء مدیریت و چه بسا زیاده خواهی و فساد برخی مافیاها در داخل، از این فرصت در جهت منافع خود بهره برده و نه تنها اقدامی در جهت بهبود شرایط نمی کنند، بلکه از آب گل آلود ماهی می گیرند!
وقتی شرایط دشوار می شود و دولت هم نمی خواهد یا نمی تواند کاری کند، بنظر می رسد مردم نباید دست روی دست بگذارند. ملاحظات و راهکارهای زیر می تواند در شرایط فعلی که خصوصا با معضلات اقتصادی مواجه هستیم، اندکی به ما کمک کند:
- در شرایط دشوار اقتصادی و سیاسی، زمینه های اعتراض و چه بسا شورش فراهم می شود، اما باید دانست اگر اعتراض (مانند اعتراضات صنفی که این روزها گسترش یافته) قانونی و حق مردم است، اما شورش و آشوب امری غیرقانونی و دارای تبعات و هزینه هایی بدتر از شرایط فعلی خواهد بود. (و البته اگر مسئولان فکری نکنند، توصیه به عدم شورش برای شکم های گرسنه کارساز نیست و احتمال دارد همچون سیل همه را غافلگیر کند)
- در شرایط دشوار اقتصادی چاره ای نیست جز تحمل و قناعت حداقلی و کاهش مصرف خصوصا در موارد تشریفاتی و تجملاتی. ممکن است بگویید ثروتمندان و حتی خیلی از مسئولین زندگی تجملاتی دارند، اما باید بدانیم اگر الگوی ما رفتارهای نابهنجار مسئولین باشد، هیچ وقت وضع کشور درست نمی شود.
- متاسفانه وضعیت طوری شده که خودمان به همدیگر رحم نمی کنیم. نباید گرفتار این آموزه غلط شویم که وقتی فساد سیستماتیک وجود دارد و دولت حق ما را می خورد، پس ما هم حق مرم را بخوریم! اگر در شرایط سخت هوای یکدیگر را نداشته باشیم و رعایت انصاف و مدارا را نکنیم، باید بدانیم به عنوان مسافران یک کشتی همه غرق خواهیم شد!
- در عین حال حال مطالبات قانونی از دولت و سایر قوا در سطح عمومی و رسانه ای باید تداوم یابد و طوری نباشد که مسئولین فکر کنند مردم از اوضاع راضی هستند. طبعا گزارش های فراوانی از وخامت اوضاع به دست دولتمردان می رسد، اما معمولا کاخ نشیان از حال کوخ نشینان خبر ندارند، لذا بیان مشکلات و تداوم مطالبات به شکل گسترده و البته قانونی، امری ضروری است... "

Monday 25 June 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان قیام امام حسین یا صلح امام حسن؟ ساخت
" راهبرد جدید آمریکاعلیه جمهوری اسلامی که با خروج ترامپ از برجام و تعیین شروط 12 گانه توسط وزیر خارجه این کشور، وارد مرحله تازه و حساسی شده است؛ ذهن نخبگان و احتمالا مردم عادی را به خود مشغول ساخته است.
ابزار اصلی دولت ترامپ برای فشار بر ایران تشدید تحریم‎هاست. تحریم‎هایی که نه تنها واشنگتن، بلکه اروپایی ها نیز با پیروی و یا ترس از آمریکا، در صدد اجرای آن علیه ایران هستند.
آمریکا در شرایط کنونی پروژه براندازی سخت (حمله نظامی) را در دستور کار ندارد، بلکه با شیوه نیمه سخت (تحریم اقتصادی) می خواهد ایران را وادار به تسلیم و یا فروپاشی کند.
به طور طبیعی تشدید فشارها و تحریم ها موجب وخامت وضعیت اقتصادی می شود و به تدریج موجب نارضایتی مردم می شود. البته تا مدتی با استفاده از امکانات موجود اوضاع به شکل عادی اداره می شود و اصطلاحا از جیب خواهیم خورد، اما این زمان خیلی طولانی نخواهد بود.
هدف ترامپ این است که نظام در اثر تحریم های سنگین، میان داخل و خارج یکی را انتخاب کند: یا استکبارستیزی را ادامه دهد و فشارها را تحمل کند و یا به خواست مردم معترض جواب دهد و با سازش و عقب نشینی سعی کند وضعیت اقتصادی بدتر از این نشود.
قطعا هر دو انتخاب برای ایران سخت است:
انتخاب اول: ادامه مقاومت موجب تشدید فشارها و تحریم‎ها و در نتیجه وخیم شدن وضعیت اقتصادی می شود و بستر نارضایتی عمومی و چه بسا شورش و فروپاشی فراهم می شود.
انتخاب دوم: سازش و عقب نشینی به معنای پس گرفتن شعارهای انقلابی است که نظام به مدت 40 سال بر آن ایستادگی کرده و عدول از آن یک حالت حیثیتی و وجودی پیدا می کند.

سوال این است که ج اا به سمت کدام گزینه خواهد رفت؟ ادامه مقاومت با کمک مردم و به زانو درآمدن شیطان بزرگ (که ادبیات رسمی نظام آن را ترویج می کند) یا نرمش قهرمانانه تازه و چه بسا نوشیدن جام زهر جدید (که آمریکایی ها آن را پیش بینی کرده اند)؟
تحلیل گزینه های فوق باید در شرایط واقعی و فارغ از شعارهای کلیشه ای انجام شود. یعنی ظرفیت های کشور اعم از سیاسی، اقتصادی، امنیتی و حتی فرهنگی و رویکرد و روحیه مسئولین و مردم به درستی سنجیده شود.
آن گاه می توان برآورد کرد که آیا ایران توان ایستادگی در برابر زورگویی های آمریکا را دارد و نهایتا آمریکا را وادار به عقب نشینی و تجدید نظر در سیاست های خود می کند و یا این که ظرفیت های مقاومت محدود و هزینه بر بوده و ادامه آن به صلاح کشور نیست.
حتی ممکن است ظرفیت مقاومت موجود باشد، اما مردم مایل به مقاومت و تحمل سختی نباشند. در چنین حالتی اگر قائل به مردم‎سالاری باشیم، نظام نمی تواند به خواست مردم بی توجه باشد. به هر حال همواره شاهد کربلا و و یاران باوفا و جان برکف نیستیم، گاه بی‎وفایی یاران موجب صلح امام حسن می شود.... "

Saturday 2 June 2018


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:34AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند