بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 70
  1. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  2. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  3. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  4. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  7. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  8. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980
  9. عبدالعلی69
    Tuesday 7 June 2016
    عبدالعلی69
    سلام علیکم ورحمه الله بر شما هم مبارک بنده شاگرد هم نیستم انشالله در خدمتم
  10. علوی
    Tuesday 7 June 2016
    علوی
    سلام علیکم و رحمه الله استاد عزیز
    ایام مبارک رمضان بر شما و خانواده محترمتان مبارک .
    ان شا الله بعد از رمضان قصد زیارت دارم و ان شا الله شما رو هم حتما زیارت خواهم کرد دلم براتون تنگ شده
    خیلی خیلی مخلصیم
    یا علی مدد

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat
Thursday 10 August 2017
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: یا علی نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
Sunday 23 July 2017
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...
10:46AM - عبدالعلی69 از mola در ج: یا علی نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...
Monday 12 June 2017
08:53AM - عبدالعلی69 از rend در ج: لقد نصرکم الله ببدر بسیف علی وانتم اذلة نام برد
...مودند بله. rendane14

نقل قول

Thursday 7 December 2017
01:14PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
شما هم کمی خودتان مطا...
12:23PM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اقا پسر عزیز شما جاهل ...
12:09PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اگر همه قرائات وحی با...
07:55AM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
همه قرائات هفتگامه قر...
Saturday 2 December 2017
11:56PM - نوشته های حذف شده
Thursday 30 November 2017
07:33AM - نوشته های حذف شده
Tuesday 21 November 2017
08:05PM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
آیه 213 بقره با ص...
Thursday 16 November 2017
07:11AM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی [/INDEN...
Wednesday 15 November 2017
09:54PM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
قربانی و طواف ب...
07:17AM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی شرح ...
Sunday 12 November 2017
06:56AM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی فعل...
Saturday 11 November 2017
05:45AM - عبدالعلی69 گفتاری از hosyn در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
و علیکم السلام...
Friday 10 November 2017
07:20AM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
امروز مردم ما م...
07:05AM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
همانگونه که تا ...
Thursday 9 November 2017
10:23PM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی در ض...
06:16AM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
یکی از آیاتی که...
Wednesday 8 November 2017
06:03PM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
من چگونه می توا...
05:59PM - عبدالعلی69 گفتاری از ghanet در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
قسم حضرت عباس ر...
01:51PM - saeed_s58 گفتاری از عبدالعلی69 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی سلام علیک...
11:51AM - عبدالعلی69 گفتاری از saeed_s58 در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نقل کرد
باسمه تعالی پس ب...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار مختصری از کودتای ننگین سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء تا شهادت ام ابیها صلوات الله علیهم پاسخ داد.
"
#روز_شمار_تشکیل_سقیفه_تا_شهادت_صدیقهء_کبری سلام الله علیها(10)

در روز جمعه ، ۹ ربیع الاول سال ۱۱ هجری قمری ، ۲۲خرداد سال ۱۱ هجری شمسی ، ۸ ژوئن سال ۶۳۲ میلادی چه اتفاقی افتاد⁉️


اینک آن ۱۲ نفر در کنار منبر پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته اند ؛

گروه زیادی از اهل مدینه نیز در مسجد حضور دارند ؛ با ورود خلیفه و همراهان و نشستن خلیفه بر منبر پیامبر صلی الله علیه و آله , اولین نفر از این گروه بر می خیزد:

"خالد بن سعید بن عاص"

او حدیثی را که خود از پیامبر شنیده است , می خواند و در آن ، به خلیفهء واقعی رسول خدا اشاره می کند و از ابوبکر می خواهد که تقوا را پیشه کند ؛

عمر حرف او را قطع می کند ؛ خالد بن سعید با شدت به عمر حمله کرده و با به یادآوردن نَسَب او و فرارهایش در جنگ ها , او را منکوب می سازد

از اوضاع مسجد , خلیفه و اطرافیان می فهمند که گروهی با قرار قبلی پای به میدانِ سخن نهاده اند ؛

پس از سکوت عمر در برابر حمله شدیداللحن خالد بن سعید ، تا پایان سخنان این دوازده نفر ، اَحدی از سقیفه گران سخن نمی گوید …

سلمان با ابوبکر سخن می گوید و ابوذر بدون توجه به خلیفه , مسلمانان را مخاطب قرار داده و آنان را توبیخ می کند که امام برحق را رها کرده اند ؛

مقداد روی کلام را به ابوبکر برمیگرداند و با سخنان قاطع خویش ، او را به نیرنگ متهم می سازد ……

آخرین نفر ابو ایوب انصاری است که با حدیثی در مدح امیرمؤمنان علیه السلام , گفتار خویش را به پایان میرساند …

جوّ مسجد بسیار سنگین است ؛

بر سر منبر , ابوبکر که خود را از پاسخ ناتوان می بیند , به سخن می آید:

"خلیفهء تان بودم ، ولی بهترین تان نبودم ، رهایم کنید ، رهایم کنید ، رهایم کنید ‼️" (۱)

عمر از این سستی ابوبکر به خشم می آید:

"ای پست و فرومایه ! پایین بیا ! تو که خود را لایق نمی دیدی چرا خویشتن را در آن جایگاه قرار دادی⁉️ به خدا قسم باید تو را برکنار کنم و سالم غلام ابوحذیفه را جای تو قرار دهم‼️ "..

ابوبکر پایین می آید و با اطرافیانش از مسجد خارج شده و به سوی منزل خویش می رود .(۲)

اهل مدینه منتظر سرانجام کار هستند ؛
خطابهء فاطمی و در پی آن , اعتراض این دوازده نفر ، ضربه ء مهلکی بر پیکرهء خلافت نوپای ابوبکر زده است……

1⃣ الإمامة و السياسة ٣١/١ (از منابع اهل سنت)
2⃣ احتجاج صص۵۰-۴۷ ؛ بحارالانوار ج۲۸ صص۲۰۳-۱۸۹

کانال برهان و مروری مستند بر فرازهای حساس تاریخ مسلمانان

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
"

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 617
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=62

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
جناب حسین عزیز ادب شما جای قدردانی دارد
در باره مطلبی که گفتید سوالی داشتم
این را باید درنظر گرفت سخن ما برسر فرمانروایی هستی علی بود
شما گفتید .

آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است،

انیشتن در این مثال به چه منظور بود رئیس دانشگاه چطور ؟
و یا این علم جامع و کامل به قر آن منظور کیست که از فرمانروای کل عالم(خداوند) بالاتراست ؟

باتشکر


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
در باره مطلبی که گفتید سوالی داشتم
این را باید درنظر گرفت سخن ما برسر فرمانروایی هستی علی بود


hosyn
همینطور است، أحسنت! نکته درستی گفتید، سخن ما بر سر فرمانروایی علي ع بود، یعنی مقایسه دو علي، علي فرمانروای عالم، و علي عالم به قرآن، خواهش میکنم دوست گرامی، دوباره با دقت به عبارت من نگاه کنید ببینید سخن من بر سر فرمانروائی حضرت بود و عالم به کتاب بودن حضرت، که گفتم بالاتر بگویم، نه بر سر مقایسه خدا و حضرت.

اگر سخن بر سر مقایسه فرمانروائی خدا با فرمانروائی حضرت علي ع باشد که تصریح کردم فرمانروائی حضرت صفر محض است:
hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی، منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است، شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!

...

بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها داده، و هر لحظه بخواهد میگیرد،


hosyn
با این توضیح سراغ قسمت بعدی عبارت شما میرویم:

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
شما گفتید .

آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است،

انیشتن در این مثال به چه منظور بود رئیس دانشگاه چطور ؟


hosyn
خواهش کردم دوست گرامی، دوباره عبارت من را نگاه کنید، واضح است که مقصود از اینشتین در این مثال: علي عالم به کتاب است، و منظور از رئیس دانشگاه، علي فرمانروای هستی است، و بنده عرض کردم کدام بالاتر است؟ علي فرمانروا بالاتر است یا علي عالم؟ و لذا استشهاد کردم که فرمانروا مثل سلمان است، و سخن بر سر خدا نبود و نیست، شما سخن را بر سر مقایسه فرمانروائی خدا بردید! چیزی که اصلا جای مقایسه نیست، مگر دامن پادشاه مثال نزدم؟ آیا میتوان گفت وقتی کسی دامن پادشاه میگیرد در نزد او الآن واقعا پادشاه بالاتر است یا پارچه دامن او که آن را گرفته است؟ ای وای! شاید این پارچه نزد او بالاتر از خود شاه است! چرا؟ چون با وجود خود شاه، این پارچه را محکم چنگ زده است!

بنده به سهم خودم با دو ضمیر جالب در قران کریم برخورد کردم، یکی از آنها احتمال آوردن ضمیر مذکر (هم) برای وسیله مؤنث است: اولئک الذین یدعون یبتغون الی ربهم الوسیلة ایّهم أقرب و یرجون رحمته و یخافون عذابه، خدا میداند چقدر کتب تفسیر را مراجعه کردم تا به یک وجه خاطر جمع برسم، و تعصبی هم در بحث‌های توسل ندارم، واقعا میخواهم معنای آیه واضح شود، آیا ضمیر هم به چه چیز برمیگردد؟


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
و یا این علم جامع و کامل به قر آن منظور کیست که از فرمانروای کل عالم(خداوند) بالاتراست ؟



hosyn
آخر این چه حرفی است؟ آیا کسی که علم جامع و کامل به قرآن دارد، از خود نازل کننده قرآن بالاتر میشود؟! کسی که علم جامع و کامل به قرآن را خدا به او داده است، از کسی که فرمانروائی عالم را خدا به او داده است، برتر و بالاتر است، و این مطلب پوشیده و یا مشکلی نیست دوست گرامی.
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
پست 899

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=60

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران ونوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
شما ودوستانت نشان دادید که خداوند درنزد شما جایگاهی ندارد و اگرهم داشته باشد در جایگاه آخر است همانطور که استادتان جناب حسین گفتند کسی که علم کتاب نزد اوست از فرمانروای عالم (خدا ) مقام بالاتری دارند یعنی علی از خداوند نزد شما مقام بالا تری دارد

hosyn
دوست گرامی، پس شما که ادعای متابعت قرآن دارید چرا تهمت میزنید؟! آیا قرآن فرموده است که حرف آشکار طرف خودتان را ولو کافر باشد تحریف کنید و ضد آن را به او نسبت دهید؟! مگر قرآن نمیفرماید: و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی؟!

اولا: حسین کجا استاد است؟ بنده استادم در اشتباه کردن و اگر توفیق الهی باشد سریع عذرخواهی کردن، إن شاء الله تعالی

ثانیا: آیا حسین گفت خداوند متعال، علم الکتاب را نمیداند، و چون امیرالمؤمنین علم الکتاب را میدانند، پس از خدا بالاترند؟! خوشا به حال این حسین! که میگوید: خداوند علم الکتاب نزدش نیست! دوست گرامی، اگر مطلب مبهم بود میگفتم متوجه نشدید، ولی تهمت آشکار میزنید! مگر به آیه قل اللهمّ استشهاد نکردم؟! آیا قل اللهمّ مالک المک مربوط به علم الکتاب و امیرالمؤمنین است؟! أحسنت به این قرآنیت!


نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
در صورتی که اگر به آیه توجه کنی سلیمان از خداوند تقاضا می کند حکومتی به او ببخشد که بعد از او سزاوار هیچ کس نباشد یعنی اینکه بعد از سلیمان به کس دیگری چنین حکومتی را ندهد

ممکن است برداشت خودتان را از این عبارتان توضیح دهید، آیا اگر خداوند به پیامبر خاتم النبیین که قرآن بر او نازل شده، همان قرآن که مهیمن بر تمام کتب آسمانی قبلی است، آیا اگر فرض بگیریم که خداوند مثل ملک حضرت سلیمان به ایشان میداد، ایشان طبق دعای سلیمان، سزاوار این ملک نبودند، و یا آن ملک سزاوار ایشان نبود؟

دقت کنید که نگفتند: خدایا این ملک را به احدی پس از من عطا نکن، بلکه فاعل فعل لا ینبغی، خود ملک است، یعنی ملکی به من بده که آن ملک سزاوار احدی پس از من نیست، آیا این دعا زیبنده دعای یک پیامبر است؟ اگر خدا بخواهد به کسی بدهد حتما سزاوارش خواهد بود، این چه دعائی است که این ملک، سزاوار غیر من نباشد؟

آیا اگر به حضرت سلیمان ع بگویند خدا میخواهد به پیامبر خاتم ص، بالاتر از ملک شما عطا کند، ایشان میگویند زیبنده او نیست؟!

.


hosyn
به جای یک جواب تفسیری و علمی این چنین گفتید:

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا2

- ترجمه استاد انصاریان :
همان كه فرمانروايي آسمان ها و زمين فقط در سيطره اوست و فرزندي براي خود نگرفته است و در فرمانروايي شريكي ندارد و هر چيزي را آفريده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه اي درست و دقيق.

من تا آنجایی که از آیه فهمیدم خداوند می فرماید فرمانروایی در سیطره اوست و در فرمانروایی شریکی ندار .
اگر امکان دارد درباره ای آیه توضیحی بده که چرا خداوند می فرمایند که در فرمانروایی شریکی ندارند ولی شما می گویید علی هم فرمانروای هستی است ؟


hosyn
و بنده جواب دادم:

نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، امام صادق شیعه خود را سه دسته کردند: شیعه در ظاهر غیر باطن، شیعه در باطن غیر ظاهر، شیعه در باطن و ظاهر، و در بیانی بسیار جالب، وقتی کسی ادعا میکند که من شیعه شما در باطن و ظاهر هستم، حضرت فوری جواب میدهند آنها صفاتی دارند که با آن شناخته میشوند، و قتی میپرسند آن صفات چیست؟ بر خلاف انتظار همه! میگویند اولها أنهم عرفوا التوحید حقّ معرفته، و تا حدود یک صفحه توضیح میدهند که صاحب المیزان این روایت را از غرر روایات میدانند، و در تحف العقول آمده، و کتاب ترجمه هم دارد.

بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی، منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است، شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!

بنده به سهم خود، یک بار در عمرم احساس نکردم که خدای متعال در آیات قرآنش احساس رقابت با اولیاء خودش دارد، آخر آنها را خودش آفریده و میداند که چه گوهری در وجودشان گذاشته، و اولیاء او هم مرتب هشدار دادند که غلو نکنید که غالی از هر کافر و مشرکی بدتر است، اما هر چه از مقامات به ما نسبت بدهید هنوز به یک درصد آن هم نمیرسید، چون نمیتوانید تصور کنید آن مقامات را، نزلونا عن الربوبیه و قولوا فینا ما شئتم و لن تبلغوا، اجعلوا لنا ربا نؤب الیه و قولوا ما شئتم و لن تبلغوا، یعنی برای ما ربّ قرار دهید که همه چیز ما به او برمیگردد و سپس هر چه میخواهید بگویید و بدانید هرگز نمیرسید! ما را از ربوبیت پایین آورید و ما را خدا و اصل دار وجود ندانید و سپس هر چه میخواهید برای ما بگویید و بدانید که هرگز به واقع مقامات ما نخواهید رسید.

بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها داده، و هر لحظه بخواهد میگیرد، و بالاتر اینکه هر کاری که از آنها ظهور کند دقیقا منسوب به خود خداوند متعال است، چون خصوصیت اهل البیت این است که خدا آنها را از خودیت و دیدن سر سوزن نفسانیت رها کرده است، و لذا با سایر مخلوقین که هنوز در خود احساس نفسانیت دارند و ردای کبریای (من آنم که...) در سر دارند فرق میکنند، مثالی بزنم اگر میخواهید تامل کنید:

محال است محال است محال است که اگر کسی رفت دامن پادشاهی را گرفت و گفت خواهش میکنم فلان کار را انجام دهید، به او بگوید: ای بی شرم بی حیا! من خودم اینجا حاضر هستم، به این پارچه‌ای که پوشیده‌ام چنگ میزنی؟! این دامن من را میگیری؟!

چرا محال است؟ چون دامن پادشاه هیچ استقلالیت در کنار پادشاه ندارد، درست که خود پادشاه نیست، اما فقط وسیله توسل به اوست.
.


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
جناب حسین ببخشید که اینو می گویم ولی خیلی دوپهلو جواب دادی و به سراحت جواب ندادی که آیا این عقیده که می گوید علی فرمانروای هستی است حق وبا اذن خدااست یا نه ؟

hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
عجب! دوست گرامی، دو پهلو؟! خیلی کم گفتید! آیا روش افنا که نوابغ هندسه در محاسبه محیط و حجم کره به کار میبرند شنیده‌اید؟ در محیط کره، یک میل کننده به بینهایت پهلو دارم! و در حجم کره، هر کدام از این پهلوها خود بینهایت لول دارد! واقعا معارف قرآن، غریب است! امثال من کجا و معارف قرآن!

ببینید دوست گرامی، ما یک محکماتی داریم که باید از طریق آنها پیش برویم، که اگر نرویم تنها خودمان ضرر کرده‌ایم، قرآن میفرماید حق ندارید بدون سلطان و دلیل و حجت آشکار از ناحیه خداوند متعال، سخنی بگویید:

الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (غافر 35)

إِنَّ الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ في‏ صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (غافر 56)



و نیز امر میفرماید که با صادقین باشید:

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ(توبة 119)

به قول شاعر:

چندین چراغ دارد و بیراهه میرود ---- بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش


دوست گرامی، اگر بنده از ناحیه خودم حتی نزد شخص خودم و محدود در فضای ذهنی خودم، بگویم: امیرالمؤمنین فرمانروای هستی هستند یا نیستند، در هر دو صورت اشتباه کرده‌ام، چون خدا میخواهد بدون سلطان از ناحیه او حرفی یا اعتقادی را دنباله‌روی نکنیم.

باید صادقانه به دنبال فهم آیات قرآن باشیم، اما نه از روی غرور و اینکه تنها هر چه من میفهمم درست است، باید زانوی ادب محضر کسانی که مطمئن هستیم جزء صادقین هستند، بر زمین بگذاریم، تا به تدریج به معارف بلند قران کریم، نزدیک شویم.

این نکته بسیار مهم را بارها عرض کردم که قاعده اصلی در فهم معارف، پرهیز از غلو است، و این قاعده و راهی است که خود اهل البیت به شیعه یاد دادند، مثال روشن آن این است:

اگر کسی بین خودش و خدا، چنین میبیند که اگر امام معصوم از قلب من خبر دارند پس خدا هستند، بر این شخص حرام است بگوید امام از قلب من خبر دارند، چون درک او این است که ممکن نیست کسی بتواند از قلب من آگاه باشد و خدا نباشد! و اگر چنین شخصی دل به دریا زد و معتقد شد امام از قلب من خبر دارند، وارد وادی غلو شده است، و مطرود نزد اهل البیت است، یعنی کسی که میگوید: یا امام خبر از قلب من ندارند و یا خدا هستند و سوم ندارد، اهل بیت از چنین کسی به جدّ میخواهند که بگوید: امام از دل او خبر ندارند، چون آنها که خدا نیستند، و این شخص قدرت جمع بین اینها ندارد که کسی از قلب بندگان آگاه باشد و خالق آنها نباشد!

اما اگر کسی باشد که به صورت کاملا آرام و منطقی، مشکلی نمیبیند که امام از قلب من آگاه باشند و خدا هم نباشند، اینجا هرگز اهل بیت ع از این شخص نمیپذیرند که حتی احتمال بدهد امام ع از قلب او خبر ندارند!

این روندی که در این مثال توضیح دادم، تا به آخر مقامات میرود! یعنی هر شخصی فقط مجاز است تا مرزی از مقامات اهل بیت حرکت کند که با اصل مذکور، تصادم نداشته باشد، و در اینجا، دلیر شدن، و چیزی را نفهمیدن، جلو رفتن، باعث شقاوت و ضلالت است، المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق، اینجا جای دل به دریا زدن و تعارف اهل بیت کردن نیست، یعنی دو چیز حتما باید مد نظر باشد: ۱- هر مقامی را خودشان بیان کرده باشند، ۲- این مقام، در نزد شخص خاص که آن را تصور میکند، به طور قطع، موجب ورود در حوزه خدا شدن نباشد، و گرنه هر بیانی هم از اهل بیت باشد، چون نزد ذهن او، با محکمات معارف ثقلین، سازگاری ندارد، نباید قبول کند و باید نزد خودش تاویل کند، همانگونه که به حق، واژه (ید) در قرآن را تاویل میکند، و هرگز معتقد نمیشود که خداوند دست دارد، و لذا برای خیلی از مردم، به جای اینکه گفته شود امام از دل شما خبر دارند، میگویند: خدا از آنچه در دل شماست به امام خبر میدهد.

به هرحال امیرالمؤمنین ع نزد شیعه، اینگونه فرمانروای هستی هستند که خانه ایشان را آتش میزنند و با ریسمان به مسجد میبرند و خم به ابرو نمیآورند! فرمانروای دست‌بسته شنیده‌اید؟ فرمانروائی هستند که در محراب مسجد کوفه، غرق خون بر زمین میافتند! میخواهید بیشتر بگویم؟! آیا اصلا مقامی بالاتر از فرمانروائی برای ما متصور است؟ آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

بنده به سهم خود، امام صادق را راستگو میدانم، و مطمئن هستم از طریق ضوابط فن، که حضرت قریب به این مضمون فرمودند: (تنوین تنکیر در (علمٌ من الکتاب) میرساند نسبت بین علم آصف بن برخیا نسبت به تمام علم الکتاب، نسبت قطره است به اقیانوس، و بعد با استشهاد به آیه قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب، قسم خوردند که تمام علم الکتاب پیش ماست:

الكافي ج‏1/ 257
...فأومأ بيده إلى صدره و قال علم الكتاب و الله كله عندنا علم الكتاب و الله كله عندنا.


و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است، فرمانروا، خادمین آنها از ملائکة هستند، یا از شیعیان آنها مثل سلمان هستند که بعض کارهای او نقل شده است، که حضرت به او فرمودند: ارفق باخیک! یعنی ابوذر، و یا در مدائن، با سنگ ترازوی قصاب، او را حاضر میکند و....

اما باز تکرار میکنم که اگر کسی هر کدام از اینها را تصور کند میگوید پس خداست هر کس اینها را دارد، بر او حرام است چنین امری را معتقد شود، باید صبر کند تا پیکره معارف او، رخش شود، و رخش میباید (تا) تن رستم کشد!

.


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بنا براین در آخر اعتراف کردید که علی در نزد شما ازخداوند مقامی بالا تر دارد ولی خدا نیست

چون خود خداوند خودرا فرمانروای هستی معرفی کردند و شما هم گفتید
و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است


hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، اگر مقصود از بحث این است که از من اعتراف بگیرید، بیایید همین الان برویم یک سند محضری به شما بدهم که من محکوم هستم و اعتراف کردم و شما پیروز هستید، برای بنده مشکلی نیست.

دوست گرامی، اگر خداوند میفرمایند فرمانروای هستی هستند، یعنی بالاتر از آن نیست؟ آیا فرمانروا بودن بالاتر است یا دیگران را فرمانروا کردن؟ خود قضاوت کنید! آیه: له الملک، بالاتر است، یا قل اللهمّ مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء؟

پادشاه بالاتر است، یا پادشاه کننده همه پادشاهان؟ و قٰرآن کریم منافاتی بین اینها نمیبیند، در عین حالی که مالک المک، بالاتر از نفس ملک است. و الله العالم
.


hosyn
تفاوت مراتب بین صفات و اسماء الهیه، مطلبی بدیهی و همه کس فهم است، آیا آیه شریفه: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا یعلم الله الذین جاهدوا منکم، بالاتر است یا آیه شریفه: هو اعلم بکم اذ انشأکم من الارض و اذ انتم اجنة فی بطون امهاتکم فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی؟

اما خدا که چند خدا نیست، صفات او و مظاهر آنها، دارای مراتب است، خدای پادشاه جهان، با خدای پادشاه کننده همه پادشاهان، از نظر رتبه صفتی، یکی نیستند، خدای قادر مطلق با خدای خالق مطلق، در یک رتبه صفتی نیستند، چون تا قادر مطلق نباشد نمیتواند خالق مطلق باشد، خدای عالم مطلق بالاتر است از حیث صفتی از خدای پادشاه مطلق، چون تا علم مطلق نداشته باشد نمیتواند پادشاهی مطلق کند، هر چند خدا، چند خدا نیست، و این مطالب ابهامی ندارد که مجوز ظلم به دیگری باشد، اعدلوا هو اقرب للتقوی!
http://www.iranclubs.org/forums/show...155695&page=13
پست 158

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
"

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مکیال المکارم ومروری بر بحثهایش در مورد امام عصر سلام الله وعجل الله تعالی فرجه الشریف پاسخ داد.
"
اللهم عجل لولیک الفرج
امام_زمان علیه السلام

مکیال_المکارم

بخش اول
قسمت دوم 2️⃣

شناختن امام زمان صلوات اللَّه علیه واجب است...

ایمان بدون شناخت امام زمان تحقق نمی پذیرد؛


عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ قَالَ: إِنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَف‏

از عبدصالح حضرت موسی بن جعفر علیه السلام آمده است که فرمود : حجّت خداوند بر خلقش تمام نمی گردد مگر به وسیله امامی که شناخته شود.

مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم ( عجل الله فرجه الشریف ) جلد ۱ / جلد اول / بخش اول‌ / ص۳۴
کانال برهان : مروری بر درس گفتارهای کتاب شریف مکیال المکارم

یا صاحب الزمان ادرکنی

اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج




"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جواز توسل شیعه بگوید شرک است تسنن بگوید فقط حرفش رد می شود پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

نقل_فضایل_از_کتب_مخالفین

روایتی ناب ، به اعتراف اهل تسنن در فضیلت امیرالمومنین علیه السلام

36491- عن علي قال: طلبني رسول الله صلى الله عليه وسلم فوجدني في جدول نائما فقال: قم ما ألوم الناس يسمونك
أبا تراب، قال فرآني كأني وجدت في نفسي من ذلك: قم والله لأرضينك! أنت أخي وأبو ولدي، تقاتل عن سنتي وتبرئ ذمتي، من مات في عهدي فهو كنز الله، ومن مات في عهدك فقد قضى نحبه، ومن مات بحبك بعد موتك ختم الله له بالأمن والإيمانما طلعت شمس أو غربت،
و من مات يبغضك مات ميتة جاهلية وحوسب بما عمل في الإسلام. "ع، قال البوصيري:
رواته ثقات".


از سید المسلمین امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:

رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم مرا درحالی یافتند که خواب بودم.
پس فرمودند:بلند شو مردم شما را بشناسند با تسمیهء اباتراب.

... پس مرا نگاه کرد گویا آن مطلب (اباترابی)را در من می بینند.

آنگاه فرمودند:بلند شو که به خدا قسم من از تو راضی شدم ؛
تو برادر من و پدر فرزندان من هستی ؛
و می‌جنگی بر سنت من ،
و بیزاری از دشمنان من و هر کس که در عهد (در زمان من به سنت و سیره من) بمیرد پس او جواهر گرانبهای خداوند است ؛

و هر کس که در عهد تو بمیرد ، ما او را دوست داریم (بر صراط شما و در زمان شما)
و هر کس در حب و دوستی تو بمیرد ،
خدا آخر عاقبتش را ختم به خیر و امنیت و ایمان می گرداند ؛
مانند اینکه خورشید برای او فقط طلوع و غروب کرده است.

و هر کس که در بغض و دشمنی تو از دنیا برود به مرگ جاهلیت مُرده است و (این بغض دشمنی) در اسلام او حساب خواهد شد.

البوصیری میگوید : روات این روایت ثقات هستند.

کنزالعمال ج۱۳/ص۱۵۹

http://shamela.ws/browse.php/book-2677/page-8999#page-9050

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

نقل_فضایل_از_کتب_مخالفین

روایتی ناب ، به اعتراف اهل تسنن در فضیلت امیرالمومنین علیه السلام

36491- عن علي قال: طلبني رسول الله صلى الله عليه وسلم فوجدني في جدول نائما فقال: قم ما ألوم الناس يسمونك
أبا تراب، قال فرآني كأني وجدت في نفسي من ذلك: قم والله لأرضينك! أنت أخي وأبو ولدي، تقاتل عن سنتي وتبرئ ذمتي، من مات في عهدي فهو كنز الله، ومن مات في عهدك فقد قضى نحبه، ومن مات بحبك بعد موتك ختم الله له بالأمن والإيمانما طلعت شمس أو غربت،
و من مات يبغضك مات ميتة جاهلية وحوسب بما عمل في الإسلام. "ع، قال البوصيري:
رواته ثقات".


از سید المسلمین امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:

رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم مرا درحالی یافتند که خواب بودم.
پس فرمودند:بلند شو مردم شما را بشناسند با تسمیهء اباتراب.

... پس مرا نگاه کرد گویا آن مطلب (اباترابی)را در من می بینند.

آنگاه فرمودند:بلند شو که به خدا قسم من از تو راضی شدم ؛
تو برادر من و پدر فرزندان من هستی ؛
و می‌جنگی بر سنت من ،
و بیزاری از دشمنان من و هر کس که در عهد (در زمان من به سنت و سیره من) بمیرد پس او جواهر گرانبهای خداوند است ؛

و هر کس که در عهد تو بمیرد ، ما او را دوست داریم (بر صراط شما و در زمان شما)
و هر کس در حب و دوستی تو بمیرد ،
خدا آخر عاقبتش را ختم به خیر و امنیت و ایمان می گرداند ؛
مانند اینکه خورشید برای او فقط طلوع و غروب کرده است.

و هر کس که در بغض و دشمنی تو از دنیا برود به مرگ جاهلیت مُرده است و (این بغض دشمنی) در اسلام او حساب خواهد شد.

البوصیری میگوید : روات این روایت ثقات هستند.

کنزالعمال ج۱۳/ص۱۵۹

http://shamela.ws/browse.php/book-2677/page-8999#page-9050

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

نقل_فضایل_از_کتب_مخالفین

روایتی ناب ، به اعتراف اهل تسنن در فضیلت امیرالمومنین علیه السلام

36491- عن علي قال: طلبني رسول الله صلى الله عليه وسلم فوجدني في جدول نائما فقال: قم ما ألوم الناس يسمونك
أبا تراب، قال فرآني كأني وجدت في نفسي من ذلك: قم والله لأرضينك! أنت أخي وأبو ولدي، تقاتل عن سنتي وتبرئ ذمتي، من مات في عهدي فهو كنز الله، ومن مات في عهدك فقد قضى نحبه، ومن مات بحبك بعد موتك ختم الله له بالأمن والإيمانما طلعت شمس أو غربت،
و من مات يبغضك مات ميتة جاهلية وحوسب بما عمل في الإسلام. "ع، قال البوصيري:
رواته ثقات".


از سید المسلمین امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:

رسول خدا صلی الله علیه [و آله] و سلم مرا درحالی یافتند که خواب بودم.
پس فرمودند:بلند شو مردم شما را بشناسند با تسمیهء اباتراب.

... پس مرا نگاه کرد گویا آن مطلب (اباترابی)را در من می بینند.

آنگاه فرمودند:بلند شو که به خدا قسم من از تو راضی شدم ؛
تو برادر من و پدر فرزندان من هستی ؛
و می‌جنگی بر سنت من ،
و بیزاری از دشمنان من و هر کس که در عهد (در زمان من به سنت و سیره من) بمیرد پس او جواهر گرانبهای خداوند است ؛

و هر کس که در عهد تو بمیرد ، ما او را دوست داریم (بر صراط شما و در زمان شما)
و هر کس در حب و دوستی تو بمیرد ،
خدا آخر عاقبتش را ختم به خیر و امنیت و ایمان می گرداند ؛
مانند اینکه خورشید برای او فقط طلوع و غروب کرده است.

و هر کس که در بغض و دشمنی تو از دنیا برود به مرگ جاهلیت مُرده است و (این بغض دشمنی) در اسلام او حساب خواهد شد.

البوصیری میگوید : روات این روایت ثقات هستند.

کنزالعمال ج۱۳/ص۱۵۹

http://shamela.ws/browse.php/book-2677/page-8999#page-9050

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فتاوی عجیب عامه پاسخ داد.
"
اهل_تسنن_لطفا_تأمل_كنند

فتواهای عجیب‼️《11》


ابن حزم در کتاب المحلی ذیل مساله 2219 نظرات سران مذاهب سنی را نقل می کند تا میرسد به نظر ابوحنیفه :

و روي عن أبي حنيفة أن حد الزنى يسقط إذا قتلها

ابوحنیفه می گوید : اگر کسی زنا بکند ، سپس زن را به قتل برساند ، حد شرعی زنا از او ساقط میشود‼️‼️

بعد ابن حزم در نقد این فتوا در ادامه چنین می‌گوید:

فما سمع بأعجب من هذه البلية : أن يكون يزني فيلزم الحد ، فإذا أضاف إلى كبيرة الزنى كبيرة القتل للنفس التي حرم الله تعالى : سقط عنه حد الزنى - نبرأ إلى الله تعالى من ذلك ، ونحمده على السلامة منها كثيرا ، وبه نستعين .

از این فتوا عجیب تر ،هنوز از کسی شنیده نشیده! کسی که زنا کند ،حد بر او لازم میشود ،چون گناه کبیره ای انجام داده ! سپس اضافه بر گناه کبیرهء زنا ، گناه کبیرهء دیگری انجام میدهد به اسم قتل نفس ! در حالی که خداوند قتل را حرام کرده ! چگونه با یک حرامی ، حرام دیگری ساقط میشود؟
بیزاری می جوییم به سوی خداوند از این فتوا ، خداوند را بسیار سپاس می‌گوییم به خاطر سلامت و دوری از چنین خزعبلاتی!

المحلی مساله2219

http://library.islamweb.net/newlibra..._no=17&ID=2256

به دیگر فتوای عجیب ابوحنیفه هم توجه کنید:

کرایه کردن زن برای زنا اشکال ندارد و حد هم ندارد!

این مسأله به صورت گسترده و حتى در صحیح‌ترین کتاب‌هاى احناف از امام اعظم اهل سنت نقل شده است .

سرخسى حنفى، برترین فقیه احناف که گسترده‌ترین کتاب فقهى حنفى‌ها نیز متعلق به اوست، فتواى امام اعظم خود را این چنین نقل مى‌کند:

رجُلٌ اسْتَأْجَرَ امْرَأَةً لِیَزْنِیَ بِهَا فَزَنَى بِهَا فَلَا حَدَّ عَلَیْهِمَا فِی قَوْلِ أَبِی حَنِیفَةَ وَقَالَ أَبُو یُوسُفَ وَمُحَمَّدٌ وَالشَّافِعِیُّ رَحِمَهُمْ اللَّهُ تَعَالَى : علَیْهِمَا الْحَدُّ لِتَحَقُّقِ فِعْلِ الزِّنَا مِنْهُمَا

اگر مردى زنى را براى زنا اجاره و سپس با او زنا کند، از دیدگاه ابوحنیفه بر هر دویشان حد جارى نمى‌شود.
ابویوسف و محمد و شافعی،می گویند باید بر هر دو حد جاری شود زیرا فعل زنا از هر دو،تحقق پیدا کرده است.

المبسوط ج11ص24 طبق مکتبه شامله

البته نباید از ابو حنیفه و احناف گله داشت؛
چرا که آن‌ها این فتواى زشت را به دو روایتى که در منابع اهل سنت از عمر بن الخطاب نقل شده، مستند کرده‌اند و بى دلیل و مدرک فتوا نداده‌اند . در واقع خانه از پایه ویران است!

دقت کنید:
.
ولَکِنْ أَبُو حَنِیفَةَ رَحِمَهُ اللَّهُ احْتَجَّ بِحَدِیثَیْنِ ذَکَرَهُمَا عَنْ عُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أَحَدُهُمَا مَا رُوِیَ أَنَّ امْرَأَةً اسْتَسْقَتْ رَاعِیًا فَأَبَى أَنْ یَسْقِیَهَا حَتَّى تُمَکِّنَهُ مِنْ نَفْسِهَا فَدَرَأَ عُمَرُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ الْحَدَّ عَنْهُمَا ، وَالثَّانِی أَنَّ امْرَأَةً سَأَلَتْ رَجُلًا مَالًا فَأَبَى أَنْ یُعْطِیَهَا حَتَّى تُمَکِّنَهُ مِنْ نَفْسِهَا فَدَرَأَ الْحَدَّ وَقَالَ : هَذَا مَهْرٌ!!!

قـــــــــــــــضاوت باشـــــــــــــــــما

فتوای عجیبِ امام اعظم، ابوحنیفه!

ادامه دارد....



اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان مکیال المکارم ومروری بر بحثهایش در مورد امام عصر سلام الله وعجل الله تعالی فرجه الشریف ساخت
"
مکیال المکارم ومروری بر بحثهایش در مورد امام عصر و
امام_زمان علیه السلام

مکیال_المکارم

بخش اول 1⃣

شناختن امام زمان صلوات اللَّه علیه واجب است...

ایمان بدون شناخت امام زمان تحقق نمی پذیرد؛


عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ :
سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها
نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّذِينَ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا

خبر صحیح از معاویه بن عمّار روایت است که : حضرت صادق علیه السلام درپاره آیه مبارکه « وَ للَّهِ الاَسمآء الحُسْنی فَاْدعُوهُ بها » ؛ و برای خداوند نیکوترین نامها است ، پس او را با آنها بخوانید .

فرمود : به خدا قسم ما آن اسمآء حسنی ( نیکوترین نامها ) هستیم که خداوند هیچ عملی را از بندگان نمی پذیرد ، مگر با شناخت و معرفت ما.

مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم ( عجل الله فرجه الشریف ) جلد ۱ / جلد اول / بخش اول‌ / ص۳۴

شاید تعبیر از امامان به « اسماء » به خاطر این باشد که آنان دلیل و راهنمای مردم به سوی خداوند هستند و نشانه های قدرت و جبروت الهی می باشند ، همانطور که اسم نشانه ای است برای صاحب آن که بر او دلالت می کند؛ خدا داناست .

کانال برهان : مروری بر درس گفتارهای کتاب شریف مکیال المکارم

یا صاحب الزمان ادرکنی
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرا مردم نمی توانند خودشان امام انتخاب کنند ؟ پاسخ داد.
"
درس_های_کافی

فرازهایی از خطبه امامت امام رضا علیه السلام در مرو


..الْإِمَامُ وَاحِدُ دَهْرِهِ لَا يُدَانِيهِ أَحَدٌ وَ لَا يُعَادِلُهُ عَالِمٌ وَ لَا يُوجَدُ مِنْهُ بَدَلٌ وَ لَا لَهُ مِثْلٌ وَ لَا نَظِيرٌ مَخْصُوصٌ بِالْفَضْلِ كُلِّهِ مِنْ غَيْرِ طَلَبٍ مِنْهُ لَهُ وَ لَا اكْتِسَابٍ بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَبْلُغُ مَعْرِفَةَ الْإِمَامِ أَوْ يُمْكِنُهُ اخْتِيَارُهُ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ ضَلَّتِ الْعُقُولُ وَ تَاهَتِ الْحُلُومُ وَ حَارَتِ الْأَلْبَابُ وَ خَسَأَتِ الْعُيُونُ وَ تَصَاغَرَتِ الْعُظَمَاءُ وَ تَحَيَّرَتِ الْحُكَمَاءُ وَ تَقَاصَرَتِ الْحُلَمَاءُ وَ حَصِرَتِ الْخُطَبَاءُ وَ جَهِلَتِ الْأَلِبَّاءُ وَ كَلَّتِ الشُّعَرَاءُ وَ عَجَزَتِ الْأُدَبَاءُ وَ عَيِيَتِ الْبُلَغَاءُ عَنْ وَصْفِ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِهِ أَوْ فَضِيلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ وَ أَقَرَّتْ بِالْعَجْزِ وَ التَّقْصِيرِ وَ كَيْفَ يُوصَفُ بِكُلِّهِ أَوْ يُنْعَتُ بِكُنْهِهِ أَوْ يُفْهَمُ شَيْ‏ءٌ مِنْ أَمْرِهِ أَوْ يُوجَدُ مَنْ يَقُومُ مَقَامَهُ وَ يُغْنِي غِنَاهُ لَا كَيْفَ وَ أَنَّى وَ هُوَ بِحَيْثُ النَّجْمُ مِنْ يَدِ الْمُتَنَاوِلِينَ وَ وَصْفِ الْوَاصِفِينَ فَأَيْنَ الِاخْتِيَارُ مِنْ هَذَا وَ أَيْنَ الْعُقُولُ عَنْ هَذَا وَ أَيْنَ يُوجَدُ مِثْلُ هَذا...


امام رضا علیه السلام :
...امام يگانه زمان خود است، احدی هم پایه ی او نیست، دانشمندى با او برابر نباشد، جايگزين ندارد: مانند و نظير ندارد، به تمام فضيلت مخصوص است بى‏ آنكه خود او در طلبش رفته و بدست آورده باشد، بلكه امتيازيست كه خدا به فضل و بخشش به او عنايت فرموده.
كيست كه بتواند به معرفت و شناخت امام برسد يا انتخاب امام براى او ممكن باشد؟
هيهات، در اينجا خِردها گمگشته، خويشتن‏داريها بيراهه رفته و عقلها سرگردان و ديده‏‌ها بی‌نور و بزرگان كوچك شده و حكيمان متحير و خردمندان كوتاه فكر و خطيبان درمانده و خردمندان نادان و شعرا وامانده و ادبا ناتوان و سخندانان درمانده‏‌اند كه بتوانند يكى از شئون و فضائل امام را توصيف كنند،
همگى بعجز و ناتوانى معترفند، چگونه ممكن است تمام اوصاف و حقيقت امام را بيان كرد؟ يا مطلبى از امر امام را فهميد و جايگزينى كه كار او را انجام دهد برايش پيدا كرد؟!!
ممكن نيست، چگونه و از كجا ؟
در صورتى كه او از دست‏يازان و وصف‏ كنندگان اوج گرفته و مقام ستاره در آسمان را دارد،
او كجا و انتخاب بشر؟!!
او كجا و خرد بشر؟!!
او كجا و مانندى براى او؟!!


کافی ج ۱ کتاب الحجه بَابٌ نَادِرٌ جَامِعٌ فِي فَضْلِ الْإِمَامِ وَ صِفَاتِه‏ ح ۱

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
#روز_شمار_تشکیل_سقیفه_تا_شها د ت_صدیقهء_کبری سلام الله علیها(9)

.در روز پنج شنبه ، ۸ ربیع الاول سال ۱۱ هجری قمری ، ۲۱ خرداد سال ۱۱ هجری شمسی ، ۷ ژوئن سال ۶۳۲ میلادی چه اتفاقی افتاد⁉️

.واقعهء امروز فوق العاده دردناک است و از محضر مولایمان امام عصر علیه‌السلام برای اینکه مجبور به بیان جسارات خلیفهء اول هستیم ،
شرمساریم


دستگاه خلافت اینک از تثبیت نسبی برخوردار شده است ؛

سقیفه گران با مصادرهء میراث پیامبر صلی الله علیه و آله و سهم ذی القربا (خمس) پیروزی دیگری را تجربه کرده اند ؛

اینک خبرها ، حکایت از تصمیم خلیفه برای مصادرهء دیگر اموال اهل بیت علیهم السلام می‌کند ؛
حاکمان سقیفه ، پس از مصادرهء ارث خاندان وحی و خمس متعلق به ایشان , چشم به فدک دوخته اند ؛

فدکی که "هِبه و هديه" رسول خدا به صدیقه طاهره سلام الله علیهاست و حکم ارث و خمس بر آن جاری نمی‌شود

این خبر به خانه وحی میرسد ……

آن بانوی الاهی مقنعه به سر می‌افکنند و خود را در چادری می پیچند و به همراه گروهی از زنان بنی هاشم به جانب مسجد رسولخدا گام می‌نهند …

فدک ، بهانه ای می شود تا آن حضرت ، پیام غدیر را بازگو کنند ، تا کسی نگوید : در نبود پیامبر کسی ما را به صراط مستقیم که همانا امیرالمومنین علیه السلام است متذکر نکرد.


ورود صدیقه کبری سلام الله علیها , هم زمان با حضور ابوبکر در مسجد است ؛
آن حضرت ، در پس پرده می نشینند و خطبه ای رسا ، علیه دستگاه حاکم ایراد می فرمایند , خطبه ای که بعدها به "خطبه فدکیه" شهرت می یابد .(۱)

در این سخنرانی , صدیقه طاهره سلام الله علیها , پس از حمد و ثنای الاهی و معرفی پدر بزرگوارشان ،
از گسترش روند نامسلمانی و برخاستن پرچم نفاق , سخن راندند ؛
و در پی آن ، به استناد آیات قرآن کریم ، خود را میراث دار رسول خدا معرفی کرده و به شدت به مصادره ارث خویش توسط خلیفه ی وقت انتقاد می‌کنند.

……سخن حضرت زهرا سلام الله علیها در اوج خویش ، چندین بار زیرکانه توسط خلیفهء وقت , قطع می گردد تا از تأثیر آن کاسته گردد ؛
اما در نهایت ، آن چنان تاثیر می گذارد که در تاریخ نقل می کنند:

تا به آن روز دیده نشد که مردمان ، چنین ناله و گریه ای سر دهند " (۲)

خطبهء فدکیه به پایان می رسد و مردمان که به خود آمده اند ، زبان به توجیه می گشایند:

" ای دخت پیامبر ! اگر این سخنان را پیش از بیعت با ابوبکر گفته بودی ,
با علی بیعت می‌کردیم "‼️


آن حضرت در پاسخ قاطعانه فرمودند:

و هَل تَرَكَ أبي يَوْمَ غَديرِ خُمٍ لِأحَدٍ عُذراً
و آیا پدرم پس از غدیر خم ، برای اَحَدی از مردمان جای عذر (و بهانه تراشی) گذاشت
؟ (۳)

کار آنچنان سخت گردید که خلیفه که تا آن لحظه همواره به نرمی و محترمانه سخن می گفت و حتی گاهی با سر خم کردن و گریان شدن ، عواطف خویش را از جنایات اطرافیانش متأثر نشان می داد و خشونت های لفظی و عملی را بر عهدهء دیگران می گذاشت ،
این بار خطر را به روشنی دریافته و زبان خود را از بند سیاست بازی بیرون کشید و پرده از ذات پلید خویش برداشت‼️


…وی با اشاره به امیرالمؤمنین علیه السلام که در مسجد حضور داشتند , برای سرکوب احساسات برانگیختهء مردم ، بر روی منبر رفت و گفت:


این چه سر و صدایی است که راه انداخته اید ؟ همانا او روباهی است که شاهد او دُم اوست (‼️‼️) ؛ برپا کنندهء فتنه است ؛
کمک از ضعفا می خواهد و یاری از زنان می طلبد (او اینجا زنش را جلو انداخته است) ؛
او مانند اُمِّ طِحال است (زنی که در بدکارگی در جاهلیت شهره بود!! ) که عزیزترین کسان نزد وی افراد فاحشه بودند ."(‼️‼️‼️)


…این حکایت به قدری تکان دهنده و توهین آمیز است و عنان سخن آنچنان سیاستمدارانه از دست خلیفه رها شده که "ابن ابی الحدید سنّی" نیز متعجبانه از استاد خویش ،
"ابویحیی , جعفر بن یحیی بن ابو زید بصری"
میپرسد:

ابوبکر , تمام این کلمات را به علی نسبت داده است⁉️
و استاد پاسخ میدهد:
آری پسرم , مُلك و سلطنت است که کار را بدین جا می کشاند !!

سخنان خلیفه با تهدید شدید انصار به سرکوب توسط نظام خلافت , پایان می‌پذیرد…
و حضرت صدیقه طاهره و امیرمومنان علیهما السلام به منزل باز می‌گردند (۴)

…ابوبکر نیز از منبر پایین می‌آید …

سخنان صدیقهء کبری سلام الله علیها تأثیر شگرفی بر روند وقایع بعدی داشته است ؛

۱۲ نفر از مهاجر و انصار تصمیم می گیرند که به هر صورت ممکن ، ابوبکر را از منبر پایین کشیده و خلافت را به صاحب اصلی آن تحویل دهند؛

در این میان ، ترس از بی نتیجه ماندن این کار و خطر جانیِ چنین عملی , آنان را به مشورت با امیرالمؤمنین فرا می خواند.

امیرالمومنین علیه السلام چنین عملی را نامناسب می بینند و می فرمایند:

"اگر بخواهید ابوبکر را از منبر پایین بکشید , شما را تار و مار می کنند و به جایی نخواهید رسید ، چرا که این امت , سخن پیامبر خویش را رها کرده اند ؛ اما به سراغ آن مرد بروید و آن چه را از پیامبر شنیده اید به او بگویید ؛
که این بهترین اتمام حجت برای اوست ؛ تا روز قیامت ، او را با دست خالی در برابر خداوند قرار دهند."

این دوازده تن , هم پیمان میشوند که فردا , حجت را بر ابوبکر تمام کنند …

۶ نفر از مهاجرین : مقداد , سلمان , ابوذر , عمار , بُرَيده أسلَمی و خالد بن سعید .

۶ نفر از انصار:خُزيمه بن ثابت , سَهل بن حُنَيف و برادرش عثمان , اُبَيّ بن كَعب , ابو ایوب انصاری و ابو هَيثُم بن تَيَهان . (۵)

1⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۶۳/۱۶
2⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۱۲/۱۶
3⃣ خصال ۱۷۳/۱ و بحارالانوار ۱۲۴/۳۰
4⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۱۵،۲۱۴/۱۶
5⃣ خصال ۴۶۱/۲ و بحارالانوار ۲۰۸،۲۰۹،۲۱۰/۲۸


کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=156978
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
#روز_شمار_تشکیل_سقیفه_تا_شها د ت_صدیقهء_کبری سلام الله علیها(9)

.در روز پنج شنبه ، ۸ ربیع الاول سال ۱۱ هجری قمری ، ۲۱ خرداد سال ۱۱ هجری شمسی ، ۷ ژوئن سال ۶۳۲ میلادی چه اتفاقی افتاد⁉️

.واقعهء امروز فوق العاده دردناک است و از محضر مولایمان امام عصر علیه‌السلام برای اینکه مجبور به بیان جسارات خلیفهء اول هستیم ،
شرمساریم


دستگاه خلافت اینک از تثبیت نسبی برخوردار شده است ؛

سقیفه گران با مصادرهء میراث پیامبر صلی الله علیه و آله و سهم ذی القربا (خمس) پیروزی دیگری را تجربه کرده اند ؛

اینک خبرها ، حکایت از تصمیم خلیفه برای مصادرهء دیگر اموال اهل بیت علیهم السلام می‌کند ؛
حاکمان سقیفه ، پس از مصادرهء ارث خاندان وحی و خمس متعلق به ایشان , چشم به فدک دوخته اند ؛

فدکی که "هِبه و هديه" رسول خدا به صدیقه طاهره سلام الله علیهاست و حکم ارث و خمس بر آن جاری نمی‌شود

این خبر به خانه وحی میرسد ……

آن بانوی الاهی مقنعه به سر می‌افکنند و خود را در چادری می پیچند و به همراه گروهی از زنان بنی هاشم به جانب مسجد رسولخدا گام می‌نهند …

فدک ، بهانه ای می شود تا آن حضرت ، پیام غدیر را بازگو کنند ، تا کسی نگوید : در نبود پیامبر کسی ما را به صراط مستقیم که همانا امیرالمومنین علیه السلام است متذکر نکرد.


ورود صدیقه کبری سلام الله علیها , هم زمان با حضور ابوبکر در مسجد است ؛
آن حضرت ، در پس پرده می نشینند و خطبه ای رسا ، علیه دستگاه حاکم ایراد می فرمایند , خطبه ای که بعدها به "خطبه فدکیه" شهرت می یابد .(۱)

در این سخنرانی , صدیقه طاهره سلام الله علیها , پس از حمد و ثنای الاهی و معرفی پدر بزرگوارشان ،
از گسترش روند نامسلمانی و برخاستن پرچم نفاق , سخن راندند ؛
و در پی آن ، به استناد آیات قرآن کریم ، خود را میراث دار رسول خدا معرفی کرده و به شدت به مصادره ارث خویش توسط خلیفه ی وقت انتقاد می‌کنند.

……سخن حضرت زهرا سلام الله علیها در اوج خویش ، چندین بار زیرکانه توسط خلیفهء وقت , قطع می گردد تا از تأثیر آن کاسته گردد ؛
اما در نهایت ، آن چنان تاثیر می گذارد که در تاریخ نقل می کنند:

تا به آن روز دیده نشد که مردمان ، چنین ناله و گریه ای سر دهند " (۲)

خطبهء فدکیه به پایان می رسد و مردمان که به خود آمده اند ، زبان به توجیه می گشایند:

" ای دخت پیامبر ! اگر این سخنان را پیش از بیعت با ابوبکر گفته بودی ,
با علی بیعت می‌کردیم "‼️


آن حضرت در پاسخ قاطعانه فرمودند:

و هَل تَرَكَ أبي يَوْمَ غَديرِ خُمٍ لِأحَدٍ عُذراً
و آیا پدرم پس از غدیر خم ، برای اَحَدی از مردمان جای عذر (و بهانه تراشی) گذاشت
؟ (۳)

کار آنچنان سخت گردید که خلیفه که تا آن لحظه همواره به نرمی و محترمانه سخن می گفت و حتی گاهی با سر خم کردن و گریان شدن ، عواطف خویش را از جنایات اطرافیانش متأثر نشان می داد و خشونت های لفظی و عملی را بر عهدهء دیگران می گذاشت ،
این بار خطر را به روشنی دریافته و زبان خود را از بند سیاست بازی بیرون کشید و پرده از ذات پلید خویش برداشت‼️


…وی با اشاره به امیرالمؤمنین علیه السلام که در مسجد حضور داشتند , برای سرکوب احساسات برانگیختهء مردم ، بر روی منبر رفت و گفت:


این چه سر و صدایی است که راه انداخته اید ؟ همانا او روباهی است که شاهد او دُم اوست (‼️‼️) ؛ برپا کنندهء فتنه است ؛
کمک از ضعفا می خواهد و یاری از زنان می طلبد (او اینجا زنش را جلو انداخته است) ؛
او مانند اُمِّ طِحال است (زنی که در بدکارگی در جاهلیت شهره بود!! ) که عزیزترین کسان نزد وی افراد فاحشه بودند ."(‼️‼️‼️)


…این حکایت به قدری تکان دهنده و توهین آمیز است و عنان سخن آنچنان سیاستمدارانه از دست خلیفه رها شده که "ابن ابی الحدید سنّی" نیز متعجبانه از استاد خویش ،
"ابویحیی , جعفر بن یحیی بن ابو زید بصری"
میپرسد:

ابوبکر , تمام این کلمات را به علی نسبت داده است⁉️
و استاد پاسخ میدهد:
آری پسرم , مُلك و سلطنت است که کار را بدین جا می کشاند !!

سخنان خلیفه با تهدید شدید انصار به سرکوب توسط نظام خلافت , پایان می‌پذیرد…
و حضرت صدیقه طاهره و امیرمومنان علیهما السلام به منزل باز می‌گردند (۴)

…ابوبکر نیز از منبر پایین می‌آید …

سخنان صدیقهء کبری سلام الله علیها تأثیر شگرفی بر روند وقایع بعدی داشته است ؛

۱۲ نفر از مهاجر و انصار تصمیم می گیرند که به هر صورت ممکن ، ابوبکر را از منبر پایین کشیده و خلافت را به صاحب اصلی آن تحویل دهند؛

در این میان ، ترس از بی نتیجه ماندن این کار و خطر جانیِ چنین عملی , آنان را به مشورت با امیرالمؤمنین فرا می خواند.

امیرالمومنین علیه السلام چنین عملی را نامناسب می بینند و می فرمایند:

"اگر بخواهید ابوبکر را از منبر پایین بکشید , شما را تار و مار می کنند و به جایی نخواهید رسید ، چرا که این امت , سخن پیامبر خویش را رها کرده اند ؛ اما به سراغ آن مرد بروید و آن چه را از پیامبر شنیده اید به او بگویید ؛
که این بهترین اتمام حجت برای اوست ؛ تا روز قیامت ، او را با دست خالی در برابر خداوند قرار دهند."

این دوازده تن , هم پیمان میشوند که فردا , حجت را بر ابوبکر تمام کنند …

۶ نفر از مهاجرین : مقداد , سلمان , ابوذر , عمار , بُرَيده أسلَمی و خالد بن سعید .

۶ نفر از انصار:خُزيمه بن ثابت , سَهل بن حُنَيف و برادرش عثمان , اُبَيّ بن كَعب , ابو ایوب انصاری و ابو هَيثُم بن تَيَهان . (۵)

1⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۶۳/۱۶
2⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۱۲/۱۶
3⃣ خصال ۱۷۳/۱ و بحارالانوار ۱۲۴/۳۰
4⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۱۵،۲۱۴/۱۶
5⃣ خصال ۴۶۱/۲ و بحارالانوار ۲۰۸،۲۰۹،۲۱۰/۲۸


کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=156978
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مختصری از کودتای ننگین سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء تا شهادت ام ابیها صلوات الله علیهم پاسخ داد.
"
#روز_شمار_تشکیل_سقیفه_تا_شها د ت_صدیقهء_کبری سلام الله علیها(9)

.در روز پنج شنبه ، ۸ ربیع الاول سال ۱۱ هجری قمری ، ۲۱ خرداد سال ۱۱ هجری شمسی ، ۷ ژوئن سال ۶۳۲ میلادی چه اتفاقی افتاد⁉️

.واقعهء امروز فوق العاده دردناک است و از محضر مولایمان امام عصر علیه‌السلام برای اینکه مجبور به بیان جسارات خلیفهء اول هستیم ،
شرمساریم


دستگاه خلافت اینک از تثبیت نسبی برخوردار شده است ؛

سقیفه گران با مصادرهء میراث پیامبر صلی الله علیه و آله و سهم ذی القربا (خمس) پیروزی دیگری را تجربه کرده اند ؛

اینک خبرها ، حکایت از تصمیم خلیفه برای مصادرهء دیگر اموال اهل بیت علیهم السلام می‌کند ؛
حاکمان سقیفه ، پس از مصادرهء ارث خاندان وحی و خمس متعلق به ایشان , چشم به فدک دوخته اند ؛

فدکی که "هِبه و هديه" رسول خدا به صدیقه طاهره سلام الله علیهاست و حکم ارث و خمس بر آن جاری نمی‌شود

این خبر به خانه وحی میرسد ……

آن بانوی الاهی مقنعه به سر می‌افکنند و خود را در چادری می پیچند و به همراه گروهی از زنان بنی هاشم به جانب مسجد رسولخدا گام می‌نهند …

فدک ، بهانه ای می شود تا آن حضرت ، پیام غدیر را بازگو کنند ، تا کسی نگوید : در نبود پیامبر کسی ما را به صراط مستقیم که همانا امیرالمومنین علیه السلام است متذکر نکرد.


ورود صدیقه کبری سلام الله علیها , هم زمان با حضور ابوبکر در مسجد است ؛
آن حضرت ، در پس پرده می نشینند و خطبه ای رسا ، علیه دستگاه حاکم ایراد می فرمایند , خطبه ای که بعدها به "خطبه فدکیه" شهرت می یابد .(۱)

در این سخنرانی , صدیقه طاهره سلام الله علیها , پس از حمد و ثنای الاهی و معرفی پدر بزرگوارشان ،
از گسترش روند نامسلمانی و برخاستن پرچم نفاق , سخن راندند ؛
و در پی آن ، به استناد آیات قرآن کریم ، خود را میراث دار رسول خدا معرفی کرده و به شدت به مصادره ارث خویش توسط خلیفه ی وقت انتقاد می‌کنند.

……سخن حضرت زهرا سلام الله علیها در اوج خویش ، چندین بار زیرکانه توسط خلیفهء وقت , قطع می گردد تا از تأثیر آن کاسته گردد ؛
اما در نهایت ، آن چنان تاثیر می گذارد که در تاریخ نقل می کنند:

تا به آن روز دیده نشد که مردمان ، چنین ناله و گریه ای سر دهند " (۲)

خطبهء فدکیه به پایان می رسد و مردمان که به خود آمده اند ، زبان به توجیه می گشایند:

" ای دخت پیامبر ! اگر این سخنان را پیش از بیعت با ابوبکر گفته بودی ,
با علی بیعت می‌کردیم "‼️


آن حضرت در پاسخ قاطعانه فرمودند:

و هَل تَرَكَ أبي يَوْمَ غَديرِ خُمٍ لِأحَدٍ عُذراً
و آیا پدرم پس از غدیر خم ، برای اَحَدی از مردمان جای عذر (و بهانه تراشی) گذاشت
؟ (۳)

کار آنچنان سخت گردید که خلیفه که تا آن لحظه همواره به نرمی و محترمانه سخن می گفت و حتی گاهی با سر خم کردن و گریان شدن ، عواطف خویش را از جنایات اطرافیانش متأثر نشان می داد و خشونت های لفظی و عملی را بر عهدهء دیگران می گذاشت ،
این بار خطر را به روشنی دریافته و زبان خود را از بند سیاست بازی بیرون کشید و پرده از ذات پلید خویش برداشت‼️


…وی با اشاره به امیرالمؤمنین علیه السلام که در مسجد حضور داشتند , برای سرکوب احساسات برانگیختهء مردم ، بر روی منبر رفت و گفت:


این چه سر و صدایی است که راه انداخته اید ؟ همانا او روباهی است که شاهد او دُم اوست (‼️‼️) ؛ برپا کنندهء فتنه است ؛
کمک از ضعفا می خواهد و یاری از زنان می طلبد (او اینجا زنش را جلو انداخته است) ؛
او مانند اُمِّ طِحال است (زنی که در بدکارگی در جاهلیت شهره بود!! ) که عزیزترین کسان نزد وی افراد فاحشه بودند ."(‼️‼️‼️)


…این حکایت به قدری تکان دهنده و توهین آمیز است و عنان سخن آنچنان سیاستمدارانه از دست خلیفه رها شده که "ابن ابی الحدید سنّی" نیز متعجبانه از استاد خویش ،
"ابویحیی , جعفر بن یحیی بن ابو زید بصری"
میپرسد:

ابوبکر , تمام این کلمات را به علی نسبت داده است⁉️
و استاد پاسخ میدهد:
آری پسرم , مُلك و سلطنت است که کار را بدین جا می کشاند !!

سخنان خلیفه با تهدید شدید انصار به سرکوب توسط نظام خلافت , پایان می‌پذیرد…
و حضرت صدیقه طاهره و امیرمومنان علیهما السلام به منزل باز می‌گردند (۴)

…ابوبکر نیز از منبر پایین می‌آید …

سخنان صدیقهء کبری سلام الله علیها تأثیر شگرفی بر روند وقایع بعدی داشته است ؛

۱۲ نفر از مهاجر و انصار تصمیم می گیرند که به هر صورت ممکن ، ابوبکر را از منبر پایین کشیده و خلافت را به صاحب اصلی آن تحویل دهند؛

در این میان ، ترس از بی نتیجه ماندن این کار و خطر جانیِ چنین عملی , آنان را به مشورت با امیرالمؤمنین فرا می خواند.

امیرالمومنین علیه السلام چنین عملی را نامناسب می بینند و می فرمایند:

"اگر بخواهید ابوبکر را از منبر پایین بکشید , شما را تار و مار می کنند و به جایی نخواهید رسید ، چرا که این امت , سخن پیامبر خویش را رها کرده اند ؛ اما به سراغ آن مرد بروید و آن چه را از پیامبر شنیده اید به او بگویید ؛
که این بهترین اتمام حجت برای اوست ؛ تا روز قیامت ، او را با دست خالی در برابر خداوند قرار دهند."

این دوازده تن , هم پیمان میشوند که فردا , حجت را بر ابوبکر تمام کنند …

۶ نفر از مهاجرین : مقداد , سلمان , ابوذر , عمار , بُرَيده أسلَمی و خالد بن سعید .

۶ نفر از انصار:خُزيمه بن ثابت , سَهل بن حُنَيف و برادرش عثمان , اُبَيّ بن كَعب , ابو ایوب انصاری و ابو هَيثُم بن تَيَهان . (۵)

1⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۶۳/۱۶
2⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۱۲/۱۶
3⃣ خصال ۱۷۳/۱ و بحارالانوار ۱۲۴/۳۰
4⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ۲۱۵،۲۱۴/۱۶
5⃣ خصال ۴۶۱/۲ و بحارالانوار ۲۰۸،۲۰۹،۲۱۰/۲۸


کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان چرا اینهمه جسارت وتوهین در بخاری ومسلم نسبت به ساحت قدس پیامبر (ص)؟ ساخت
"
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از کودتای ننگین سقیفه بواسطه منافقین
شعری گفتن که در قیافه اش ماندند
چون با کنار زدن وصی پیامبر اکرم توسطه اتش زدن درب خانه زهرا و...............
ابو بکر وعمری امدند که معنای فاکهه وابا رو نمی دانستند
سهم ارث جده و......................
اول شروع کردنند به جعل فضائل دروغی و.........
باز قیافه جور نشد
شروع کردن به کوبیدن واهانت به نبی مکرم
مثل ایات شیطانی و.........که دونمونه
در ذیل می اید
کتاب سیری در صحیحین مرحوم محمد صادق نجمی وکتابهای سید مرتضی عسگری وتبجانی و.......برای شروع مطالعه در این زمینه خوب است


از ساحت قدس سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات بقیه الله الاعظم وعذر خواهی می کنم

بابت نقل اسرا ئلیات مسلم وبخاری

#اهل_تسنن_لطفا_تأمل_كنند


خودکشى پيامبر، در صحيح بخاری

لطفا با دقت مطالعه فرمایید!


.بنا داریم به مناسبت زاد روز میلاد بزرگترین فرستادهء الهی ، نظری به دو کتاب معتبر اهل تسنن یعنی : صحیح بخاری و صحیح مسلم اندازیم ،
و باور آنان را در مورد شأن و جایگاه نبی اکرم صلی الله علیه و آله بررسی کنیم و از هر دو کتاب تا زمان گرفتن پاسخی قانع کننده ! به ذکر یک نمونه اکتفا خواهیم کرد ؛
و الا سؤالات ما در خصوص این باور در کتب صحاح بیش از اینهاست :

بخاری در صحیح خویش آورده که :

6982 - حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ بُكَيْرٍ، حَدَّثَنَا اللَّيْثُ، عَنْ عُقَيْلٍ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، ح وحَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، حَدَّثَنَا مَعْمَرٌ: قَالَ الزُّهْرِيُّ: فَأَخْبَرَنِي عُرْوَةُ، عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، أَنَّهَا قَالَتْ: ...وَفَتَرَ الوَحْيُ فَتْرَةً حَتَّى حَزِنَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ [ص:30]، فِيمَا بَلَغَنَا، حُزْنًا غَدَا مِنْهُ مِرَارًا كَيْ يَتَرَدَّى مِنْ رُءُوسِ شَوَاهِقِ الجِبَالِ، فَكُلَّمَا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ لِكَيْ يُلْقِيَ مِنْهُ نَفْسَهُ تَبَدَّى لَهُ جِبْرِيلُ، فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، إِنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ حَقًّا، فَيَسْكُنُ لِذَلِكَ جَأْشُهُ، وَتَقِرُّ نَفْسُهُ، فَيَرْجِعُ، فَإِذَا طَالَتْ عَلَيْهِ فَتْرَةُ الوَحْيِ غَدَا لِمِثْلِ ذَلِكَ، فَإِذَا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ تَبَدَّى لَهُ جِبْرِيلُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ.

(صحيح البخاري،ج 9 ص 29،المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي،المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر،الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)،الطبعة: الأولى، 1422هـ،عدد الأجزاء: 9)

خلاصه ترجمه متن:
مدّتی وحی بر پیامبر قطع شد (دوران فترت وحی) غم واندوه او به ‌اندازه‌ای زیاد شد که به کرّات تصمیم‌ گرفت خود را از بلندی‌های کوه به پایین پرتاب‌کند ، ولی هرگاه بالای کوه می‌رسید تا خود را از آن به پایین پرت ‌کند، جیرائیل او را دلداری‌ می‌داد و می‌گفت: «ای محمّد! تو فرستاده‌ء خدایی»!

http://library.islamweb.net/newlibra...k_no=0&ID=3852


حال طرح چند سؤال از صاحبان عقل و انصاف :

آیا پیامبر خدا از حرمت قتل نفس آگاه نبود⁉️

چنین حرکاتی از فرد عاقل سر نمی‌زند پس آیا سزاوار است که از صاحب عقل کامل سرزند⁉️

آیا این است شأن رسول خدا صلی الله علیه و آله که چنین وهمی صحیح خوانده‌ شود⁉️

قـــــــــــــــضاوت باشـــــــــــــــــما



وقتی عمل به دستور پیامبر باعث ضرر می شود ؛ در صحیح مسلم‼️

لطفا با دقت مطالعه فرمایید!


.مسلم نیشابوری عالم بزرگ اهل تسنن می نویسد :

۱۴۱ – (۲۳۶۳) حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، وَعَمْرٌو النَّاقِدُ، كِلَاهُمَا عَنِ الْأَسْوَدِ بْنِ عَامِرٍ، قَالَ: أَبُو بَكْرٍ، حَدَّثَنَا أَسْوَدُ بْنُ عَامِرٍ، حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، وَعَنْ ثَابِتٍ، عَنْ أَنَسٍ، أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَرَّ بِقَوْمٍ يُلَقِّحُونَ، فَقَالَ: «لَوْ لَمْ تَفْعَلُوا لَصَلُحَ» قَالَ: فَخَرَجَ شِيصًا، فَمَرَّ بِهِمْ فَقَالَ: «مَا لِنَخْلِكُمْ؟» قَالُوا: قُلْتَ كَذَا وَكَذَا، قَالَ: «أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِأَمْرِ دُنْيَاكُمْ».

پیامبر اکرم (صلی‌الله ‌علیه ‌و آله‌) از کنار نخلستانی عبور می فرموده ، مردانی بر سر درختان مشغول گردافشانی و تلقیح نخل های ماده بودند. حضرت به آنها رو کرد و فرمود: اگر این کار را انجام ندهید خرمای درختان شما بهتر خواهد شد. مسلمانان نیز دستور پیامبر را عمل نمودند و در نتیجه خرمای آن سالِ مدینه خراب شد و چون پیامبر (صلی‌الله ‌علیه ‌و آله) از موضوع باخبر شد ، فرمود: شما در کارهای دنیای خود از من آگاه ترید!

صحیح مسلم، صفحه ۱۱۱۰، حدیث ۲۳۶۳، طبعة دار الطیبة

اسکن کتاب:
http://l1l.ir/ki3
پوستر:
http://l1l.ir/ki5

حال طرح سوالی که پاسخی مستدل می طلبد :

به نظر شما به قول های دیگر چنین پیامبری چقدر میتوان اعتماد نمود⁉️

فردی که در امور دنیایی چنین حکم می دهد ،
چگونه در مورد آخرت خود از دستورات وی پیروی کنیم⁉️

چگونه بین چنین اعتقادی و آیات بیشماری که امر به اطاعت بی قید و شرط رسول خدا کرده اند جمع می کنید⁉️ آیاتی مانند :

ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا.
به هر آنچه پیامبر به شما دستور داد عمل کنید و از هر چه نهی کرد دوری کنید.

و مگر نه اینکه خداوند به صراحت در آیات سوره نجم فرموده است که رسول خدا از روی هوا و هوس سخن نمی گوید و هر چه میگوید وحی است⁉️

اینگونه که مشخص است پیامبری که مکتب اهل بیت علیهم السلام معرفی می کند با پیامبر مکتب سقیفه ، تفاوت های بنیادی دارند.

لعن الله ظالمیک یا رسول الله


"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 899

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=60

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران ونوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
شما ودوستانت نشان دادید که خداوند درنزد شما جایگاهی ندارد و اگرهم داشته باشد در جایگاه آخر است همانطور که استادتان جناب حسین گفتند کسی که علم کتاب نزد اوست از فرمانروای عالم (خدا ) مقام بالاتری دارند یعنی علی از خداوند نزد شما مقام بالا تری دارد

hosyn
دوست گرامی، پس شما که ادعای متابعت قرآن دارید چرا تهمت میزنید؟! آیا قرآن فرموده است که حرف آشکار طرف خودتان را ولو کافر باشد تحریف کنید و ضد آن را به او نسبت دهید؟! مگر قرآن نمیفرماید: و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی؟!

اولا: حسین کجا استاد است؟ بنده استادم در اشتباه کردن و اگر توفیق الهی باشد سریع عذرخواهی کردن، إن شاء الله تعالی

ثانیا: آیا حسین گفت خداوند متعال، علم الکتاب را نمیداند، و چون امیرالمؤمنین علم الکتاب را میدانند، پس از خدا بالاترند؟! خوشا به حال این حسین! که میگوید: خداوند علم الکتاب نزدش نیست! دوست گرامی، اگر مطلب مبهم بود میگفتم متوجه نشدید، ولی تهمت آشکار میزنید! مگر به آیه قل اللهمّ استشهاد نکردم؟! آیا قل اللهمّ مالک المک مربوط به علم الکتاب و امیرالمؤمنین است؟! أحسنت به این قرآنیت!


نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
در صورتی که اگر به آیه توجه کنی سلیمان از خداوند تقاضا می کند حکومتی به او ببخشد که بعد از او سزاوار هیچ کس نباشد یعنی اینکه بعد از سلیمان به کس دیگری چنین حکومتی را ندهد

ممکن است برداشت خودتان را از این عبارتان توضیح دهید، آیا اگر خداوند به پیامبر خاتم النبیین که قرآن بر او نازل شده، همان قرآن که مهیمن بر تمام کتب آسمانی قبلی است، آیا اگر فرض بگیریم که خداوند مثل ملک حضرت سلیمان به ایشان میداد، ایشان طبق دعای سلیمان، سزاوار این ملک نبودند، و یا آن ملک سزاوار ایشان نبود؟

دقت کنید که نگفتند: خدایا این ملک را به احدی پس از من عطا نکن، بلکه فاعل فعل لا ینبغی، خود ملک است، یعنی ملکی به من بده که آن ملک سزاوار احدی پس از من نیست، آیا این دعا زیبنده دعای یک پیامبر است؟ اگر خدا بخواهد به کسی بدهد حتما سزاوارش خواهد بود، این چه دعائی است که این ملک، سزاوار غیر من نباشد؟

آیا اگر به حضرت سلیمان ع بگویند خدا میخواهد به پیامبر خاتم ص، بالاتر از ملک شما عطا کند، ایشان میگویند زیبنده او نیست؟!

.


hosyn
به جای یک جواب تفسیری و علمی این چنین گفتید:

نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا2

- ترجمه استاد انصاریان :
همان كه فرمانروايي آسمان ها و زمين فقط در سيطره اوست و فرزندي براي خود نگرفته است و در فرمانروايي شريكي ندارد و هر چيزي را آفريده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه اي درست و دقيق.

من تا آنجایی که از آیه فهمیدم خداوند می فرماید فرمانروایی در سیطره اوست و در فرمانروایی شریکی ندار .
اگر امکان دارد درباره ای آیه توضیحی بده که چرا خداوند می فرمایند که در فرمانروایی شریکی ندارند ولی شما می گویید علی هم فرمانروای هستی است ؟


hosyn
و بنده جواب دادم:

نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، امام صادق شیعه خود را سه دسته کردند: شیعه در ظاهر غیر باطن، شیعه در باطن غیر ظاهر، شیعه در باطن و ظاهر، و در بیانی بسیار جالب، وقتی کسی ادعا میکند که من شیعه شما در باطن و ظاهر هستم، حضرت فوری جواب میدهند آنها صفاتی دارند که با آن شناخته میشوند، و قتی میپرسند آن صفات چیست؟ بر خلاف انتظار همه! میگویند اولها أنهم عرفوا التوحید حقّ معرفته، و تا حدود یک صفحه توضیح میدهند که صاحب المیزان این روایت را از غرر روایات میدانند، و در تحف العقول آمده، و کتاب ترجمه هم دارد.

بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی، منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است، شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!

بنده به سهم خود، یک بار در عمرم احساس نکردم که خدای متعال در آیات قرآنش احساس رقابت با اولیاء خودش دارد، آخر آنها را خودش آفریده و میداند که چه گوهری در وجودشان گذاشته، و اولیاء او هم مرتب هشدار دادند که غلو نکنید که غالی از هر کافر و مشرکی بدتر است، اما هر چه از مقامات به ما نسبت بدهید هنوز به یک درصد آن هم نمیرسید، چون نمیتوانید تصور کنید آن مقامات را، نزلونا عن الربوبیه و قولوا فینا ما شئتم و لن تبلغوا، اجعلوا لنا ربا نؤب الیه و قولوا ما شئتم و لن تبلغوا، یعنی برای ما ربّ قرار دهید که همه چیز ما به او برمیگردد و سپس هر چه میخواهید بگویید و بدانید هرگز نمیرسید! ما را از ربوبیت پایین آورید و ما را خدا و اصل دار وجود ندانید و سپس هر چه میخواهید برای ما بگویید و بدانید که هرگز به واقع مقامات ما نخواهید رسید.

بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها داده، و هر لحظه بخواهد میگیرد، و بالاتر اینکه هر کاری که از آنها ظهور کند دقیقا منسوب به خود خداوند متعال است، چون خصوصیت اهل البیت این است که خدا آنها را از خودیت و دیدن سر سوزن نفسانیت رها کرده است، و لذا با سایر مخلوقین که هنوز در خود احساس نفسانیت دارند و ردای کبریای (من آنم که...) در سر دارند فرق میکنند، مثالی بزنم اگر میخواهید تامل کنید:

محال است محال است محال است که اگر کسی رفت دامن پادشاهی را گرفت و گفت خواهش میکنم فلان کار را انجام دهید، به او بگوید: ای بی شرم بی حیا! من خودم اینجا حاضر هستم، به این پارچه‌ای که پوشیده‌ام چنگ میزنی؟! این دامن من را میگیری؟!

چرا محال است؟ چون دامن پادشاه هیچ استقلالیت در کنار پادشاه ندارد، درست که خود پادشاه نیست، اما فقط وسیله توسل به اوست.
.


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
جناب حسین ببخشید که اینو می گویم ولی خیلی دوپهلو جواب دادی و به سراحت جواب ندادی که آیا این عقیده که می گوید علی فرمانروای هستی است حق وبا اذن خدااست یا نه ؟

hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
عجب! دوست گرامی، دو پهلو؟! خیلی کم گفتید! آیا روش افنا که نوابغ هندسه در محاسبه محیط و حجم کره به کار میبرند شنیده‌اید؟ در محیط کره، یک میل کننده به بینهایت پهلو دارم! و در حجم کره، هر کدام از این پهلوها خود بینهایت لول دارد! واقعا معارف قرآن، غریب است! امثال من کجا و معارف قرآن!

ببینید دوست گرامی، ما یک محکماتی داریم که باید از طریق آنها پیش برویم، که اگر نرویم تنها خودمان ضرر کرده‌ایم، قرآن میفرماید حق ندارید بدون سلطان و دلیل و حجت آشکار از ناحیه خداوند متعال، سخنی بگویید:

الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (غافر 35)

إِنَّ الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ في‏ صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (غافر 56)



و نیز امر میفرماید که با صادقین باشید:

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ(توبة 119)

به قول شاعر:

چندین چراغ دارد و بیراهه میرود ---- بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش


دوست گرامی، اگر بنده از ناحیه خودم حتی نزد شخص خودم و محدود در فضای ذهنی خودم، بگویم: امیرالمؤمنین فرمانروای هستی هستند یا نیستند، در هر دو صورت اشتباه کرده‌ام، چون خدا میخواهد بدون سلطان از ناحیه او حرفی یا اعتقادی را دنباله‌روی نکنیم.

باید صادقانه به دنبال فهم آیات قرآن باشیم، اما نه از روی غرور و اینکه تنها هر چه من میفهمم درست است، باید زانوی ادب محضر کسانی که مطمئن هستیم جزء صادقین هستند، بر زمین بگذاریم، تا به تدریج به معارف بلند قران کریم، نزدیک شویم.

این نکته بسیار مهم را بارها عرض کردم که قاعده اصلی در فهم معارف، پرهیز از غلو است، و این قاعده و راهی است که خود اهل البیت به شیعه یاد دادند، مثال روشن آن این است:

اگر کسی بین خودش و خدا، چنین میبیند که اگر امام معصوم از قلب من خبر دارند پس خدا هستند، بر این شخص حرام است بگوید امام از قلب من خبر دارند، چون درک او این است که ممکن نیست کسی بتواند از قلب من آگاه باشد و خدا نباشد! و اگر چنین شخصی دل به دریا زد و معتقد شد امام از قلب من خبر دارند، وارد وادی غلو شده است، و مطرود نزد اهل البیت است، یعنی کسی که میگوید: یا امام خبر از قلب من ندارند و یا خدا هستند و سوم ندارد، اهل بیت از چنین کسی به جدّ میخواهند که بگوید: امام از دل او خبر ندارند، چون آنها که خدا نیستند، و این شخص قدرت جمع بین اینها ندارد که کسی از قلب بندگان آگاه باشد و خالق آنها نباشد!

اما اگر کسی باشد که به صورت کاملا آرام و منطقی، مشکلی نمیبیند که امام از قلب من آگاه باشند و خدا هم نباشند، اینجا هرگز اهل بیت ع از این شخص نمیپذیرند که حتی احتمال بدهد امام ع از قلب او خبر ندارند!

این روندی که در این مثال توضیح دادم، تا به آخر مقامات میرود! یعنی هر شخصی فقط مجاز است تا مرزی از مقامات اهل بیت حرکت کند که با اصل مذکور، تصادم نداشته باشد، و در اینجا، دلیر شدن، و چیزی را نفهمیدن، جلو رفتن، باعث شقاوت و ضلالت است، المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق، اینجا جای دل به دریا زدن و تعارف اهل بیت کردن نیست، یعنی دو چیز حتما باید مد نظر باشد: ۱- هر مقامی را خودشان بیان کرده باشند، ۲- این مقام، در نزد شخص خاص که آن را تصور میکند، به طور قطع، موجب ورود در حوزه خدا شدن نباشد، و گرنه هر بیانی هم از اهل بیت باشد، چون نزد ذهن او، با محکمات معارف ثقلین، سازگاری ندارد، نباید قبول کند و باید نزد خودش تاویل کند، همانگونه که به حق، واژه (ید) در قرآن را تاویل میکند، و هرگز معتقد نمیشود که خداوند دست دارد، و لذا برای خیلی از مردم، به جای اینکه گفته شود امام از دل شما خبر دارند، میگویند: خدا از آنچه در دل شماست به امام خبر میدهد.

به هرحال امیرالمؤمنین ع نزد شیعه، اینگونه فرمانروای هستی هستند که خانه ایشان را آتش میزنند و با ریسمان به مسجد میبرند و خم به ابرو نمیآورند! فرمانروای دست‌بسته شنیده‌اید؟ فرمانروائی هستند که در محراب مسجد کوفه، غرق خون بر زمین میافتند! میخواهید بیشتر بگویم؟! آیا اصلا مقامی بالاتر از فرمانروائی برای ما متصور است؟ آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

بنده به سهم خود، امام صادق را راستگو میدانم، و مطمئن هستم از طریق ضوابط فن، که حضرت قریب به این مضمون فرمودند: (تنوین تنکیر در (علمٌ من الکتاب) میرساند نسبت بین علم آصف بن برخیا نسبت به تمام علم الکتاب، نسبت قطره است به اقیانوس، و بعد با استشهاد به آیه قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب، قسم خوردند که تمام علم الکتاب پیش ماست:

الكافي ج‏1/ 257
...فأومأ بيده إلى صدره و قال علم الكتاب و الله كله عندنا علم الكتاب و الله كله عندنا.


و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است، فرمانروا، خادمین آنها از ملائکة هستند، یا از شیعیان آنها مثل سلمان هستند که بعض کارهای او نقل شده است، که حضرت به او فرمودند: ارفق باخیک! یعنی ابوذر، و یا در مدائن، با سنگ ترازوی قصاب، او را حاضر میکند و....

اما باز تکرار میکنم که اگر کسی هر کدام از اینها را تصور کند میگوید پس خداست هر کس اینها را دارد، بر او حرام است چنین امری را معتقد شود، باید صبر کند تا پیکره معارف او، رخش شود، و رخش میباید (تا) تن رستم کشد!

.


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بنا براین در آخر اعتراف کردید که علی در نزد شما ازخداوند مقامی بالا تر دارد ولی خدا نیست

چون خود خداوند خودرا فرمانروای هستی معرفی کردند و شما هم گفتید
و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است


hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، اگر مقصود از بحث این است که از من اعتراف بگیرید، بیایید همین الان برویم یک سند محضری به شما بدهم که من محکوم هستم و اعتراف کردم و شما پیروز هستید، برای بنده مشکلی نیست.

دوست گرامی، اگر خداوند میفرمایند فرمانروای هستی هستند، یعنی بالاتر از آن نیست؟ آیا فرمانروا بودن بالاتر است یا دیگران را فرمانروا کردن؟ خود قضاوت کنید! آیه: له الملک، بالاتر است، یا قل اللهمّ مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء؟

پادشاه بالاتر است، یا پادشاه کننده همه پادشاهان؟ و قٰرآن کریم منافاتی بین اینها نمیبیند، در عین حالی که مالک المک، بالاتر از نفس ملک است. و الله العالم
.


hosyn
تفاوت مراتب بین صفات و اسماء الهیه، مطلبی بدیهی و همه کس فهم است، آیا آیه شریفه: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا یعلم الله الذین جاهدوا منکم، بالاتر است یا آیه شریفه: هو اعلم بکم اذ انشأکم من الارض و اذ انتم اجنة فی بطون امهاتکم فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی؟

اما خدا که چند خدا نیست، صفات او و مظاهر آنها، دارای مراتب است، خدای پادشاه جهان، با خدای پادشاه کننده همه پادشاهان، از نظر رتبه صفتی، یکی نیستند، خدای قادر مطلق با خدای خالق مطلق، در یک رتبه صفتی نیستند، چون تا قادر مطلق نباشد نمیتواند خالق مطلق باشد، خدای عالم مطلق بالاتر است از حیث صفتی از خدای پادشاه مطلق، چون تا علم مطلق نداشته باشد نمیتواند پادشاهی مطلق کند، هر چند خدا، چند خدا نیست، و این مطالب ابهامی ندارد که مجوز ظلم به دیگری باشد، اعدلوا هو اقرب للتقوی!


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار تحریف کردن حقایق تاریخی نه تنها ایراد ندارد ،بلکه ثواب هم دارد‼️ پاسخ داد.
" اعتراف عمر که امیرالمومنین علیه السلام او وابوبکر را کذاب ، خائن ، حیله گر و مکار می
بسم الله الرحمن الرحیم

اعتراف عمر که امیرالمومنین علیه السلام او وابوبکر را کذاب ، خائن ، حیله گر و مکار می دانست

اهل_تسنن_لطفا_تأمل_كنند

نظر امیرالمومنین علی علیه السلام دربارهء خلیفه اول و دوم و سوم



.قبل از بیان نظر امیرالمومنین علیه السلام در این مورد ، به این روایت از قول عمر در صحیح بخاری توجه فرمایید:

قالَ عُمَرُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أَقْرَؤُنَا أُبَیٌّ وَأَقْضَانَا عَلِیٌّ.
عمر گفت : بهترین قاری ما اُبی ، و بهترین قاضی ما ، علی بن ابی طالب است.

صحیح بخاری ص1098 چاپ دار ابن کثیر کِتَاب تَفْسِیرِ الْقُرْآنِ بَاب قَوْلِهِ{ مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا }

پس به اعتراف خود خلیفه دوم , بهترین قاضی در بین همهء صحابه ، علی بن ابیطالب علیه السلام است و قضاوت او بهترین قضاوتهاست .

حال ببینیم قضاوت ایشان در مورد دو خلیفه طبق منابع اهل تسنن چیست⁉️

مسلم در صحیح خودش - که به همراه صحیح بخاری، صحیح ترین کتب نزد اهل سنت است - روایتی را نقل می کند که خلیفه دوم اعتراف می کند که حضرت علی علیه السلام من و ابوبکر را کذاب ، خائن ،
حیله گر و مکار می‌دانست


.فَلَمَّا تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَبُو بَکْرٍ أَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِیرَاثَکَ مِنْ ابْنِ أَخِیکَ وَیَطْلُبُ هَذَا مِیرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِیهَا فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَا نُورَثُ مَا تَرَکْنَاهُ صَدَقَةٌ فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّیَ أَبُو بَکْرٍ وَأَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَوَلِیُّ أَبِی بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنِّی لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ .. قَالَ أَکَذَلِکَ قَالَا نَعَمْ .

پس عمر [امیرمؤمنان و عبّاس عموی پیامبر را مخاطب قرار داده] چنین گفت:
آن هنگام که رسول خدا وفات یافت، ابوبکر گفت:
من جانشین رسول خدا هستم، پس شما دو نفر (امیرمؤمنان‌ و عبّاس) به نزد او آمدید ؛ در حالی که تو (عبّاس) میراث خودت را از پسر برادرت (رسول الله) طلب می‌کردی و این (اشاره به امیرمؤمنان) ارث همسرش [حضرت زهرا] را از پدرش [رسول خدا] طلب می‌کرد.
پس ابوبکر گفت که پیامبر گفته است: «از ما پیامبران ارث برده نمی‌شود؛ آنچه ما باقی می‌گذاریم، صدقه است».
پس شما دو نفر او را دروغگو، گناهکار، حیله‌گر و خائن دانستید
در حالی که خدا می‌داند که او راستگو، نیک‌کردار، درست‌رفتار و پیرو حق بود.
سپس ابوبکر مُرد و من جانشین رسول خدا و ابوبکر هستم ؛ پس شما دو نفر،
من را دروغگو ، گناهکار ، حیله‌گر و خائن دانستید.

در ادامه روایت هم عمر به علی(علیه السلام) و عباس گفت: آیا همین طور است که گفتم :علی(علیه السلام) و عباس تایید کرده و گفتند : بله همین طور است.

صحیح مسلم کتاب «الجهاد و السیر»، باب «حکم الفیء»، حدیث 3302

حال سوالی از اهل تسنن حق جو که پاسخی صریح می طلبد :

نظر شما در مورد این دو روایت ازکتاب خودتان چیست⁉️

شمایی که قصد دارید از وحدت شیعه و سنی ، کمال سواستفاده را بکنید و این چنین نشان دهید که رابطه‌ی بین اهل بیت علیهم السلام و خلفا ، بسیار خوب بوده ،
پاسخ شما به این دو روایت از بخاری و مسلم چیست⁉️


جالب است این را هم بدانید:

این روایت به قدری واضح و روشنگر است ، که موجب گشته تا وهابیون نظر مولا را از کتاب "التمهید" حذف کنند تا از آبروی نداشتهء خلفای خود دفاع کرده باشند‼️

دقت کنید:

التمهید إبن عبد البر ج8-ص 166
همین روایت در اینجا وجود دارد اما با دستکاری و خیانت وهابیون و حذف نظر علی علیه السلام درباره ابوبکر و عمر:

وتطلب أنت میراث امرأتک من أبیها فقال أبو بکر قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لا نورث ما ترکنا صدقة فرأیتماه ............ والله یعلم أنه صادق بار راشد تابع للحق فولیها أبو بکر فلما توفی أبو بکر قلت أنا ولی رسول الله وولی أبی بکر فرأیتمانی .............والله یعلم أنی صادق بار راشد تابع للحق

http://s3.picofile.com/file/77303733...8%D8%A7_1_.png
http://s2.picofile.com/file/77303444...F%D9%87_1_.png

این قسمت را پاک کردند:

فرَأیتُماهُ و فرایتمانی کاذِباً آثِماً غادِراً
خائِنا


.وجدانهای بیدار کمی تفکر



http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=156994
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج

https://forum.hammihan.com/thread278469.html
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان اعتراف عمر که امیرالمومنین علیه السلام او وابوبکر را کذاب ، خائن ، حیله گر و مکار می‌دانست ساخت
"
بسم الله الرحمن الرحیم

اهل_تسنن_لطفا_تأمل_كنند

نظر امیرالمومنین علی علیه السلام دربارهء خلیفه اول و دوم و سوم



.قبل از بیان نظر امیرالمومنین علیه السلام در این مورد ، به این روایت از قول عمر در صحیح بخاری توجه فرمایید:

قالَ عُمَرُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ أَقْرَؤُنَا أُبَیٌّ وَأَقْضَانَا عَلِیٌّ.
عمر گفت : بهترین قاری ما اُبی ، و بهترین قاضی ما ، علی بن ابی طالب است.

صحیح بخاری ص1098 چاپ دار ابن کثیر کِتَاب تَفْسِیرِ الْقُرْآنِ بَاب قَوْلِهِ{ مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا }

پس به اعتراف خود خلیفه دوم , بهترین قاضی در بین همهء صحابه ، علی بن ابیطالب علیه السلام است و قضاوت او بهترین قضاوتهاست .

حال ببینیم قضاوت ایشان در مورد دو خلیفه طبق منابع اهل تسنن چیست⁉️

مسلم در صحیح خودش - که به همراه صحیح بخاری، صحیح ترین کتب نزد اهل سنت است - روایتی را نقل می کند که خلیفه دوم اعتراف می کند که حضرت علی علیه السلام من و ابوبکر را کذاب ، خائن ،
حیله گر و مکار می‌دانست


.فَلَمَّا تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَبُو بَکْرٍ أَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِیرَاثَکَ مِنْ ابْنِ أَخِیکَ وَیَطْلُبُ هَذَا مِیرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِیهَا فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَا نُورَثُ مَا تَرَکْنَاهُ صَدَقَةٌ فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّیَ أَبُو بَکْرٍ وَأَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَوَلِیُّ أَبِی بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنِّی لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ .. قَالَ أَکَذَلِکَ قَالَا نَعَمْ .

پس عمر [امیرمؤمنان و عبّاس عموی پیامبر را مخاطب قرار داده] چنین گفت:
آن هنگام که رسول خدا وفات یافت، ابوبکر گفت:
من جانشین رسول خدا هستم، پس شما دو نفر (امیرمؤمنان‌ و عبّاس) به نزد او آمدید ؛ در حالی که تو (عبّاس) میراث خودت را از پسر برادرت (رسول الله) طلب می‌کردی و این (اشاره به امیرمؤمنان) ارث همسرش [حضرت زهرا] را از پدرش [رسول خدا] طلب می‌کرد.
پس ابوبکر گفت که پیامبر گفته است: «از ما پیامبران ارث برده نمی‌شود؛ آنچه ما باقی می‌گذاریم، صدقه است».
پس شما دو نفر او را دروغگو، گناهکار، حیله‌گر و خائن دانستید
در حالی که خدا می‌داند که او راستگو، نیک‌کردار، درست‌رفتار و پیرو حق بود.
سپس ابوبکر مُرد و من جانشین رسول خدا و ابوبکر هستم ؛ پس شما دو نفر،
من را دروغگو ، گناهکار ، حیله‌گر و خائن دانستید.

در ادامه روایت هم عمر به علی(علیه السلام) و عباس گفت: آیا همین طور است که گفتم :علی(علیه السلام) و عباس تایید کرده و گفتند : بله همین طور است.

صحیح مسلم کتاب «الجهاد و السیر»، باب «حکم الفیء»، حدیث 3302

حال سوالی از اهل تسنن حق جو که پاسخی صریح می طلبد :

نظر شما در مورد این دو روایت ازکتاب خودتان چیست⁉️

شمایی که قصد دارید از وحدت شیعه و سنی ، کمال سواستفاده را بکنید و این چنین نشان دهید که رابطه‌ی بین اهل بیت علیهم السلام و خلفا ، بسیار خوب بوده ،
پاسخ شما به این دو روایت از بخاری و مسلم چیست⁉️


جالب است این را هم بدانید:

این روایت به قدری واضح و روشنگر است ، که موجب گشته تا وهابیون نظر مولا را از کتاب "التمهید" حذف کنند تا از آبروی نداشتهء خلفای خود دفاع کرده باشند‼️

دقت کنید:

التمهید إبن عبد البر ج8-ص 166
همین روایت در اینجا وجود دارد اما با دستکاری و خیانت وهابیون و حذف نظر علی علیه السلام درباره ابوبکر و عمر:

وتطلب أنت میراث امرأتک من أبیها فقال أبو بکر قال رسول الله صلى الله علیه وسلم لا نورث ما ترکنا صدقة فرأیتماه ............ والله یعلم أنه صادق بار راشد تابع للحق فولیها أبو بکر فلما توفی أبو بکر قلت أنا ولی رسول الله وولی أبی بکر فرأیتمانی .............والله یعلم أنی صادق بار راشد تابع للحق

http://s3.picofile.com/file/77303733...8%D8%A7_1_.png
http://s2.picofile.com/file/77303444...F%D9%87_1_.png

این قسمت را پاک کردند:

فرَأیتُماهُ و فرایتمانی کاذِباً آثِماً غادِراً
خائِنا


.وجدانهای بیدار کمی تفکر


"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
قال امیرالمومنبن "
أَنَا بَابُ اللَّهِ‏ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ "
مولای انبیاء والمرسلین ومولی عوالم وجودی از ازل تا ابد زمانی ورتبی فرمود "
منم باب الله هی که از او وبواسطه او توجه به حق می شود وسلوک الی الله تعالی "
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی
یا الیا یا حیدر
فضائل شاذان بن جبرئیل

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
قال امیرالمومنبن "
أَنَا بَابُ اللَّهِ‏ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ "
مولای انبیاء والمرسلین ومولی عوالم وجودی از ازل تا ابد زمانی ورتبی فرمود "
منم باب الله هی که از او وبواسطه او توجه به حق می شود وسلوک الی الله تعالی "
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی
یا الیا یا حیدر
فضائل شاذان بن جبرئیل

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
قال امیرالمومنبن "
أَنَا بَابُ اللَّهِ‏ الَّذِي يُؤْتَى مِنْهُ "
مولای انبیاء والمرسلین ومولی عوالم وجودی از ازل تا ابد زمانی ورتبی فرمود "
منم باب الله هی که از او وبواسطه او توجه به حق می شود وسلوک الی الله تعالی "
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی
یا الیا یا حیدر
فضائل شاذان بن جبرئیل

__________________
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:00AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند