بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

ناقد ناقد حاضر نيست

عضو ثابت

درباره من

  • درباره ناقد
    جنسيت
    نامشخص

آمار

جمع نوشته‌ها
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 3 هفته پيش
  • تاريخ ثبت نام: Friday 31 May 2013

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Wednesday 31 July 2019
10:23AM - علوی گفتاری از ناقد در ج: چرا شیعه مدینه فاضله ندارد ؟ نقل کرد
مدینه فاضله (Utopia...
Monday 20 May 2019
11:22AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
اگه شما احتمالا ...
10:28AM - ناقد گفتاری از صبح در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
احتمالا من که د...
09:56AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
گزارش تکان‌دهن...
Sunday 19 May 2019
05:12PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
جواب شما نمونه م...
05:04PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
کارشناسان شما ...
03:50PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
بنظر من ریشه مشک...
11:22AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: ما کجاییم؟ نقل کرد
بنظر می آید بر س...
Saturday 11 May 2019
06:02PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
نوشته های شما دا...
05:36PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
تقسیم انسان به ...
02:12PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
روحانی در شرایط ...
09:09AM - ناقد گفتاری از صبح در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
سرنوشت ملت رو......
Thursday 9 May 2019
01:36PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
نیکولا ماکیاولی...
Wednesday 8 May 2019
03:45PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
از کی تا حالا عم...
09:41AM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
کلا شما عادت دار...
Tuesday 7 May 2019
08:17PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
مخاطب من هم دولت...
04:56PM - ناقد گفتاری از صبح در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
شما 60 درصد رای ...
02:00PM - صبح گفتاری از ناقد در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
واقعیت اینه که ش...
12:35PM - ناقد گفتاری از ساز دهنی در ج: افاضات امام جمعه مشهد نقل کرد
ولی دولتیا ملت رو کر...
12:29PM - نوشته های حذف شده

دیوارۀ کاربر

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان اختلاف در احراز حلول ماه ساخت
" طبق نظر فقهای شیعه، ملاک احراز حلول ماه، استهلال (رویت هلال با چشم عادی یا مسلح) است. همین امر گاه موجب بروز اختلاف میان علما می‍شود (مانند چند سال پیش که بین حکومت و مراجع در باره عید فطر اختلاف افتاد).
صرف نظر از اختلافات احتمالی، سوالی که مطرح است این است که اگر ماه طلوع کرده باشد و به هر دلیلی (مانند غبار، ابر و...) قادر به رویت هلال نشویم، تکلیف چیست؟
یعنی از نظر واقعی و نجومی، ماه (رمضان یا شوال) حلول کرده، اما در تکلیف به عمل شرعی (وجوب روزه رمضان یا حرمت روزه اول شوال) دچار خطا شده‌ایم.
ظاهرا از نگاه فقهای شیعه در چنین حالتی به تکلیف موجود عمل کرده و مشکلی پیش نمی‌آید.
اما در میان اهل سنت، اعلام حلول ماه به شکل حکومتی بوده و مبنا را تقویم نجومی گذاشته‌اند که معمولا خطا ندارد. چنین رویه‌ای آنان را از اختلافات بازداشته و نیز از زحمات و هزینه‌های مربوط به تیم‌های عریض و طویل استهلال معاف می‌دارد.
اما این اشکال هم به اهل سنت وارد است که برفرض اگر تقویم نجومی اشتباه کند و در عالم واقع، ماه یک روز زودتر یا دیرتر حلول کند، تکلیف چه می‌شود؟
آیا راهکار مطمئنی برای برون رفت از این مشکلات احتمالی وجود دارد؟ "

Tuesday 7 May 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ما کجاییم؟ ساخت
" خیلی از ایرانیان بارها از خودشان پرسیده‌اند «می‌شه یه روز ما هم مثل کشور.... بشویم؟»
ایرانیان اغلب به بزرگی مساحت، جایگاه تاریخی، منابع و موقعیت جغرافیایی مهم ایران نظر داشته و آرزو دارند کشورشان جایگاهی میان بزرگان اقتصاد و فناوری جهانی داشته باشد. پرسیدن این سؤال حق هر ایرانی است، ولی باید اول برآوردی از فاصله خود با قدرت‌های اقتصادی جهان داشته باشیم. آن‌چه در ادامه آمده بیشتر برای آن است که حکمرانان بدانند ما کجاییم و تا چه اندازه کار دشواری دارند.
- من در این یادداشت «تولید ناخالص داخلی» (جهت اختصار: تُند) و «تولید ناخالص داخلی سرانه» (حاصل تقسیم کل تولید ناخالص داخلی بر جمعیت هر کشور- جهت اختصار: تُنداس)کشورهای جهان را بر اساس آمار «صندوق بین‌المللی پول» مبنای محاسبات ساده، فقط کمّی (بدون توجه به کیفیات توسعه) قرار داده‌ام که هشدارآمیز است.
- ایران با 413 میلیارد دلار تند و 4988 دلار تنداس، در سال 2018 در رتبه 32 جهان قرار داشته است. کشور اول آمریکاست با 21410 میلیارد دلار تُند و 65058 دلار تنداس؛ کشور دهم برزیل است با 2256 میلیارد دلار تُند و 10625 دلار تُنداس؛ و کشور بیستم سوئیس است با 779 میلیارد دلار تُند و 90532 دلار تُنداس.
- تُند شاخصی از سهم کمّی در اقتصاد جهان و به تبع آن قدرت تأثیرگذاری‌ بر روابط قدرت؛ و تنداس شاخصی از رفاه جامعه است. سوئیس با 90532 دلار تنداس، سطح بالایی از رفاه در مقایسه با تنداس 10945 دلاری شهروندان چینی دارد، اما چین با 15543 میلیارد دلار تند، قدرت تأثیرگذاری بسیار زیادتری زیادی بر مناسبات جهانی دارد.
- بگذارید هدف ایران را رسیدن به سطح تنداس چین، برزیل، روسیه، ترکیه و مکزیک (همگی در بین 20 قدرت اقتصادی جهان) قرار دهیم. مکزیک با 9711 دلار پایین‌ترین تنداس و روسیه با 12191 دلار بالاترین رتبه را دارد و میانگین آن‌ها 11012 دلار است.
- اگر هدف خود را رسیدن به اقتصادی قرار دهیم که سرانه تولید ناخالص داخلی هر ایرانی 11012 دلار شود، با جمعیت 82 میلیون نفری ایران (به شرط ثبات)، تولید ناخالص داخلی ایران باید 912 میلیارد دلار شود و اگر اکنون چنین اقتصادی داشتیم، بعد از ترکیه 961 میلیارد دلاری و بالاتر از سوئیس در رتبه بیستم جهان قرار می‌گرفتیم.
- رسیدن از یک اقتصاد 413 میلیارد دلاری به اقتصاد 912 میلیارد دلاری با نرخ رشد میانگین 2.5 درصدی (متوسط رشد چهل سال گذشته) 32 سال طول می‌کشد و برای طی کردن این مسیر در ده سال، نرخ رشد اقتصادی سالیانه 8.2 درصد لازم است. همه می‌دانیم که بقیه کشورها سر جای‌شان باقی نمی‌مانند و اگر حتی یک دهه با نرخ رشد 8.2 درصدی نیز پیش برویم، ما تا یک دهه بعد قادر به قرار گرفتن در بین بیست قدرت اقتصادی دنیا نخواهیم بود.
- نتیجه: اول، میانگین رشد اقتصادی 2.5 درصد، نشان‌دهنده پایین بودن «‌کیفیت حکمرانی» در چهار دهه گذشته است و ادامه این روند به افت قدرت نسبی ایران و فرسایش تمدنی خواهد انجامید.
- دوم، حاکمیت باید تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد با همان میانگین نرخ رشد چهل سال گذشته کشور را اداره کند و به مردم وعده بدهد که تا 32 سال (2050 میلادی) صبر کنید تا به اقتصادی 912 میلیارد دلاری برسیم (سالی که اقتصاد ترکیه 4000 میلیارد دلاری می‌شود)؛ یا می‌خواهد حداقل رشد 8.2 درصدی را هدف‌گذاری کند تا قدرت اقتصادی نسبی ایران در مقایسه با همسایگانی نظیر ترکیه و عربستان افت نکند. امنیت، فرهنگ، آزادی و تمدن در درازمدت بدون قدرت اقتصادی باقی نمی‌ماند.
- سوم، حاکمیت باید به زبان اعداد و اهداف روشن با مردم سخن بگوید و زمان مشخص کند. چه وقت قرار است به اهداف مشخص از جمله یک اقتصاد 912 میلیارد دلاری برسیم. چهارم، تضمین تحقق اهداف چیست؟ الزامات رسیدن به چنین اهدافی مشخص و کم‌هزینه‌ترین راهکارهای تحقق آن‌ها پذیرفته شود. هیچ مقامی تاکنون درباره الزامات رشد 8.2 درصد سخن جدی نگفته است. سخن گفتن از «باید»هایی که عامل و مخاطب آن‌ها مشخص نیست، هیچ سودی ندارد. مهم‌تر آن است که فراتر از «باید»ها درباره آن‌چه باید تغییر کند هیچ سخنی گفته نمی‌شود.
- می‌ترسم مثلث «جلّاسان گردگو»، «کاسبان گِرددندان» و «مشاوران گِردعقل» همه چیز را چنان خوب جلوه دهند که ادامه روند رشد 2.5 درصدی آینده را به فنا دهد...
* دکتر محمد فاضلی "

Saturday 4 May 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان افاضات امام جمعه مشهد ساخت
" خطبه‌های 6 اردیبهشت امام جمعه محترم مشهد بار دیگر از ابتذال فکری و قهقرای سیاسی این تریبون مقدس پرده برداشت.
کافی است نیم‌نگاهی به واکنش‌های متعدد مردم در شبکه‌های اجتماعی بیندازیم که چگونه سخنان یک امام جمعه در مشهد (و نیز سایر شهرها) مضحکه عام و خاص شده و جیره پر و پیمان طنز و تمسخر یک هفته‌ای ضد انقلاب به شکل رایگان و آسان فراهم می‌شود!
به ادعاهایی مانند تحریم آمریکا همزمان با نیمه شعبان به دلیل ترس از ظهور و یا این که ما هر چه داریم از گریه‌های نیمه شب رهبر فرزانه انقلاب است، کاری ندارم.
اما این جمله از همه سخنان وی سخیف‌تر است که فرمود:
امروز در همه عرصه‌ها در تمام پهنه این ۴۰ سال، قدرتمندتر، پول‌دارتر، عزیزتر و زندگانی بهتر داریم...!
شعار دادن کار ساده‌ای است، خصوصا به شکل متکلم وحده و از تریبون رسمی که قداست دینی و سیاسی دارد، اما حرف زدن علمی و مستند کار آسانی نیست.
این ادعا که وضعیت ما با تحریم‌ها بهتر شده، باید مبتنی بر آمار و شاخص‌های اقتصادی کشور باشد.

اما آمارهای رسمی چه می‌گوید؟
به گزارش بانک جهانی، در دوره قبلی تحریم‌ها، نرخ رشد اقتصادی در سال 2012 به منفی 7.4 درصد کاهش یافت و نرخ تورم به 39.2 درصد افزایش یافت.
با خروج دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای و بازگشت تحریم‌ها، رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۱۸ به منفی ۳.۵ تا ۵ درصد کاهش پیدا کرد و تورم نیز به بیش از ۳۰ درصد افزایش یافت.
(این در حالی است که در شرایط غیرتحریمی، نرخ رشد اقتصادی مثبت و نرخ تورم از ثبات نسبی برخوردار بوده است).
به احتمال زیاد کسانی همچون آیت‌الله علم‌الهدی، نوسان شاخص‌های اقتصادی مانند افزایش تورم را ـ که بنیان معیشت اکثریت اقشار جامعه را متزلزل کرده ـ در زندگی شخصی خود احساس نمی‌کنند، لذا با ذهنیت فضایی ادعا می‌کنند پس از تحریم‌ها نه تنها وضع بدتر نشده، بلکه بهتر هم شده است!
اگر هم حقایق را می‌دانند و عمدا به وارونه‌گویی می‌پردازند که باید در عدالت آنان ـ به عنوان پیش شرط امامت جمعه ـ تردید کرد!
به هر حال اگر نظام دغدغه‌مند بی‌اعتمادی و شکاف میان حاکمیت و مردم است، حداقل باید برای تریبون‌های جمعه و خطبای محترم و محتویات خطبه‌هایشان تدبیر تازه‌ای بیندیشد... "

Monday 29 April 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان آیا جنگ نزدیک است؟ ساخت
" ژنرال «گادی آیزنکات»، رییس سابق ستاد ارتش اسراییل در مصاحبه با نیویورک‌تایمز مدعی شده است که او و نیروهایش در چند سال گذشته موفق به عقب راندن ژنرال قاسم سلیمانی و نیروهای وفادار به ایران در سوریه و لبنان شده ‌اند!
آیزنکات سخنان خود را این گونه شروع می کند: «به هزاران هدف حمله کردیم بدون آن که مسوولیت این حملات را به عهده بگیریم یا دنبال نام و اعتبارش باشیم.»
این در حالی است که مدتی پیش دولت اسرائیل رسما اعلام کرده بود ما به بیش از 200 هدف در سوریه حمله کرده ایم که عمدتا مربوط به ایران و حزب الله بوده است.

اکنون ژنرال اسرائیلی برای اولین بار رسما اعلام کرده که دولت اسراییل مشغول جنگی اعلام‌ نشده علیه ایران و نیروهای نیابتی‌ آن در سوریه و لبنان است.
البته سردار جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران در پاسخ به تهدیدات رژیم صهیونیستی گفته است: اگر در برابر برخی اقدامات مذبوحانه شما صبر پیشه می کنیم، حکمتی بزرگ در آن نهفته است. بترسید از روزی که موشک‌های نقطه زن ما بر سرتان فرود آید....!

این در حالی است که عملیات اسرائیل علیه منافع ایران در سوریه واقعی و نظامی است، اما عملیات سردار جعفری فعلا روانی و تبلیغاتی است.
آیا با توجه به تکرار و تشدید حملات اسرائیل، ایران پاسخ کوبنده نظامی خواهد داد؟ و آیا چنین امری موجب بروز جنگی تازه در منطقه خواهد شد؟




"

Monday 21 January 2019

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان وارونگی در عرف حوزه‎های علمیه ساخت
" نامه عتاب‌آمیز و قیم‌مآبانه آیت‌الله یزدی به آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی نشان از وارونگی عرف چند صدساله در حوزه‌ها دارد. دلیلش هم کاملا روشن است: درآمیختن دین با سیاست و قدرت و یا بهتر بگویم سلطه سیاست بر دین!
در این معادله، قدرت معنوی و جایگاه علمی و فقاهتی اساتید حوزه و مراجع بزرگ تحت‌الشعاع قدرت سیاسی قرار می‌گیرد. به عبارتی اعتبار و جایگاه این بزرگان، نه با خصایل اخلاقی و مرتبه علمی، که با نزدیکی آن‌ها به دایره قدرت سنجیده می‌شود.
بر این اساس طبیعی است که برخی علما و مراجع دچار زجر و قهر شده و در مقابل، عده‌ای قدر دیده و بر صدر نشسته‌اند!
از ویژگی‌های مهم علما و مراجع شیعه در طول تاریخ استقلال آنان از قدرت و حکام بوده و اصطلاح آخوند درباری یا حکومتی، همواره مذموم بوده است.
آیت‌الله یزدی اگر این نامه را حداقل با ادبیات محترمانه می‌نگاشت، این چنین آشکار و عریان از تبعات اسفبار سیطره سیاست بر دین پرده برنمی‌داشت...! "

Sunday 28 October 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تکرار صفویه ساخت
" در جریان بحث‌هایی که درباره برگزاری همایش تصوف مطرح شد، همان آغاز، اشاره کردم که برگزاری این قبیل همایش‌ها، به‌نوعی بازگشت به تجربه‌های تاریخی صفوی در تقویت منازعات مذهبی در جامعه به نفع یک گرایش است که گروه مرجع فکری در جامعه، در آن زمان، آن را درست می‌داند. این مهم است که بدانیم جامعه‌ی ایرانی، جامعه‌ای که فرهنگ آن ترکیبی از دین و عقل ایرانی است، در دوره صفوی روی ریل تازه‌ای افتاد. این ریل، کشور را از عقل‌گرایی یونانی و نگاه ترکیبی مذکور به سمت دین‌گرایی با گرایش مذهبی تشیع، و به تدریج، نوعی افراط و تعصب و تمرکز در این زمینه پیش برد. ما در دهه‌های آخر صفوی، جامعه‌ای با برداشت خاص دینی و مذهبی داریم که حساسیت‌های آن بر اساس نگره‌های خاصی است که عالِمان دینی به‌عنوان مهم‌ترین مراجع فکری شناخته می‌شوند. برای آنها، که مرجعیت اصلی فکری در جامعه را دارند نوعی دین‌گرایی اهمیت دارد که همه‌چیز بر محور آن است. بارها اشاره کرده‌ام که این دوره، تلاش می‌شد تا طب و نجوم و فنون دیگر، دینی یعنی متکی به روایات شود. بحار مجلسی نتیجه و محصول این نگرش بود. این باور گروه مرجع بود. طبعاً باید با هرآنچه در این بینش، مقابل دین قرار می‌گرفت، ایستاد. همه‌ی آنچه این عنوان را می‌یافت، به‌عنوان انحراف شناخته می‌شد و تبعیت از آنها، حکم رفتن به راهی جز صراط مستقیم داشت.
در آنجا و در آن دوره، پیروی از علم به صورت شفاف و مستقل اهمیت نداشت، از نظر عملی و رفتاری هم همین طور. آنچه اهمیت داشت، تفکری بود که این عالمان، به‌عنوان دین و مذهب درست می‌شناختند. در رفتارها هم همین طور. مهم‌ترین و حساس‌ترین مسائل، همین امور مذهبی بود. شعائر دینی نقش مهمی داشت. زیارت و عتبات و حج نهایت اهمیت را داشت. بحث سوگواری و اموری که در امتداد آن بود نهایت اهمیت را داشت و تمام حواس‌ها روی آن متمرکز بود. به وقف نگاه کنید و موارد آن را بنگرید. حتی اگر پای وقف کتاب در میان است، عمدتاً کتاب‌های مذهبی است. در کنار اینها، تکاپوی درسی مستقل، در ریاضیات و نجوم و داروشناسی و غیره، سست بود. این بینش به صورت جدی وجود داشت. در نتیجه در دوره‌ی صفوی، هیچ توجهی به غرب که دست‌کم دویست سال بود تغییر را آغاز کرده بود نمی‌شد. کسی زبان فرنگی نمی‌دانست. هیچکس به غرب نمی‌رفت و این در حالی بود که محصولات زیادی از غرب وارد ایران می‌شد. ما به خاطر همین نگرش تا اواسط دوره قاجاری همین وضع را داشتیم. این‌که امروز ما صفویه را تکرار می‌کنیم، معنایش همین است. اساس تفکر و تصمیم‌گیری و رفتار و امور دیگر در سمت و سوی دینی و مذهبی به سبکی است که رسمیت دارد. من در مقامی نیستم که قضاوت کنم این تفکر و رویکرد دینی-مذهبی در این حد درست است یا خیر، اما این را می‌توانم بگویم که بی‌توجهی ما به علم، ریشه در نوعی نگرش دارد که شاید در اینجا بتوان ریشه‌ی آن را یافت. بیش از هر چیز این نگرش اهمیت دارد. تفسیر پدیده‌های جاری، تفسیر عالم و آدم، جهانشناسی، تغییر و دگرگونی، شاخص‌های زندگی خوب، نقش علم در زندگی بهتر و ثروت بیشتر، و بسیاری از اموری از این دست، محصول نوع نگرش ماست که به نظر می‌رسد نگرشی دنیایی و در این زمینه برانگیزاننده نیست. آدمی که تعلق به این دنیا ندارد، نمی‌تواند برای دنیای خود کاری انجام بدهد. مسلماً می‌توان توافقی میان دنیا و آخرت ایجاد کرد، اما خیلی مهم است که این نگرش بتواند روی تحرک دنیوی تأثیر بگذارد. ما دائماً باید مراقب باشیم یک طرف غش نکنیم.
* رسول جعفریان
"

Sunday 21 October 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان سخنرانی مقتدرانه رییس جمهور در سازمان ملل ساخت
" سخنرانی روحانی را در مجمع عمومی سازمان ملل شنیدیم. غالب واکنش ها مثبت بود و این سخنرانی را متین، منطقی، مقتدرانه و عزتمندانه ارزیابی کردند. و نیز گفته شد در برابر ترامپ که با ادعاها و اراجیف خود حاضران را به خنده آورد، برتری دیپلماتیک با روحانی بود.

اما سوال مهم این است که وقتی بلافاصله بعد از سخنان خوب روحانی و سخنان بد ترامپ، دلار به مرز 20 هزار تومان می رسد عزت و اقتدار را در کجا باید جست وجو کرد؟ در حرف و شعار؟ یا در میدان و عمل؟ "

Thursday 27 September 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تراژدی خزر ساخت
" سرانجام پس از 21 سال کنوانسیون حقوقی دریای خزر توسط عالی‌ترین مقامات کشورهای ساحلی این دریا امضا شد و در ناباوری تمام، تمامی کشورهای ساحلی به جز جمهوری اسلامی ایران به خواسته‌های خود رسیدند.
روس‌ها توانستند مهمترین خواسته خود را در بند پایانی این عهدنامه وارد کرده و موضوع عدم حضور نظامی کشورهای غیر ساحلی را به تصویب مجمع برسانند.
در همین حال قزاق‌ها نیز توانستند سهم درصدی خود را به گفته منابع آگاه تثبیت کنند.
از همین رو ترکمنستان و جمهوری آذربایجان نیز عملا توانستند مساله سواپ انرژی خود را به بقیه کشورها تحمیل کرده و ۳ عضو دیگر را در عمل انجام شده قرار دهند.
ولی در این بین جمهوری اسلامی ایران که از لحاظ حقوقی دست بالا را داشت و می‌توانست با استناد به قرارداد قدیمی نوشته شده میان حکومت شاهنشاهی و اتحاد جماهیر شوروی (قراردادهای 1921 و 1940) همان نحوه امتیازگیری را مبنا قرار داده و حداکثر مساحت دریایی را کسب کند، با عقب‌نشینی عجیبی به گفته منابع به‌صورت تلویحی سهم ۱۲‎٪ خود را پذیرفته است. خواسته دیگر ایران نیز که جلوگیری از سواپ میان ترکمنستان و اذربایجان بوده است نیز عملا از میان رفت.
به‌صورت خلاصه جمهوری اسلامی ایران در حالی که بالاترین دست را از لحاظ حقوقی داشت با کمترین امتیاز ممکن در این اجلاس شرکت کرده و کنوانسیونی را امضا کرد که گریبان نسل‌های آینده را خواهد گرفت و‌ عملا منافعی برای ما در این پهنه شمالی نخواهد گذاشت...
آیا جمهوری اسلامی ترکمانچای و گلستان جدیدی را تجربه کرده است؟ "

Monday 13 August 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تحجر دلواپسی‎ها!!! ساخت
" بعد از انتشار نامه تمجیدآمیز سردار قاسم سلیمانی به حسن روحانی، حمید رسائی نماینده سابق مجلس از جبهه پایداری در توییتی با هشتگ «قاسم سلیمانی» نوشت: «به تاریخ که نگاه می‌کنم امثال اشعث کندی و ابوموسی اشعری یک عمر به امام علی خون دل دادند. یکی، دو بار هم در حرف و نه در عمل، مواضع درست داشتند اما مالک‌ اشتر برای دست‌بوسی از آنها دستپاچه نشد.» واکنش های منفی به این توئیت به ویژه از طرف اصولگرایان آن قدر زیاد بود که رسائی در توییت دیگری به‌ نوعی مجبور به اصلاح نوشته قبلی شد. او در توییت دوم ضمن بازنشر توییت قبلی مدعی شده که انتقاد او به ادبیات نامه بوده است نه اصل نامه! رسایی نوشته است: این توییت نه در انتقاد از اصل نامه‌نگاری حاج قاسم سلیمانی و حمایت از مواضع آقای روحانی بلکه انتقاد از ادبیات وی و به‌ کار‌ بردن واژه دست‌بوسی برای کسی است که با یک دستش برجام را به مردم و انقلاب تحمیل کرد و با دست دیگرش در حال تحمیل ‌FATF است. به عبارتی رسائی عقب نشینی نکرده است، بلکه به زبانی دیگر همان حرف اولش را تکرار کرده است. "

Monday 9 July 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان چرخش اصولگرایان! ساخت
" چندی است اصولگرایانی که از ابتدای دولت قبلی و فعلی روحانی، او را آماج حملات تند خود قرار می دادند، دچار چرخش شده و به حمایت از او پرداخته اند!
این در حالی است که مخالفت ها تا حدی پیش رفته بود که زمزمه کودتا و روی کار آمدن رییس جمهور نظامی هم به گوش می رسید.
سردار رحیم صفوی گفته بود: به نظر می ‌رسد اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره می‌شود. اما اکنون اعلام کرده که رسانه ها حرف هایش را تحریف کرده اند!
مراجع رسمی هم قبلا منتقد دولت بودند تغییر موضع داده اند. آیت‌الله نوری همدانی، حسن روحانی را "فرزند حوزه و برخاسته از متن انقلاب" خوانده و آیت‌الله مکارم شیرازی گفته "امروز زمان تسویه‌ حساب‌های شخصی و حل اختلافات انتخاباتی نیست."
کیهان که معمولا هیچ فرصتی را برای حمله به روحانی از دست نمی‌دهد، حالا دولت روحانی را از خود دانسته و در پاسخ به حسین موسویان (پیشنهاددهنده دولت نظامی) گفته است محافظه‌کاران این دولت را نقد می‌کنند چون دولت را دولت خود (جمهوری اسلامی) می‌دانند.
خبرگزاری فارس هم تیتر یک خود را به مطلبی با عنوان "استقبال چهره‌های انقلابی از مواضع اخیر رئیس‌ جمهور: همه با هم کنار دولت هستیم" اختصاص داد.
خبرگزاری نسیم هم در مطلب نخست خود گزارش مشابهی با تیتر "استقبال منتقدین از سخنان رئیس جمهور" منتشر کرده است.
قالیباف، که در جریان انتخابات ریاست جمهوری، دولت حسن روحانی را "دولت چهاردرصدی" می‌دانست و می‌گفت نسبت به آمریکا دچار خوش ‌خیالی است، حال از موضع حسن روحانی درباره آمریکا و اقتصاد ابراز خوشحالی کرده است.
سرتیپ عبداللهی، فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا هم کمک به دولت را "فریضه شرعی و ملی" همه نهادهای حکومتی دانست.
..................................................................................................................................
واقعا چه خبر است؟
در این جا چند احتمال وجود دارد:
- اصولگرایان فهمیده اند که اوضاع خطرناک است و ترامپ اهل شوخی نیست. لذا شاید به این حرف محمدجواد ظریف پی برده اند که گفته: "همه در یک کشتی نشسته‌ایم "
- سر کار ماندن دولت حسن روحانی، حداقل نفعی که برای اصولگرایان دارد این است که کاسه کوزه های مشکلات بر سر او شکسته شده و در روزگار وانفسای فعلی مسئولیت دیگر بخش‌های نظام را در مشکلات جاری کمرنگ می کند.
- با توجه به وخامت اوضاع، دعوت به وحدت و حمایت از دولت (ویا حداقل سنگ نزدن به آن) از سوی رهبر انقلاب این بار جدیتر از گذشته و احتمالا به شکل دستوری به اصولگرایان ابلاغ شده است.
"

Saturday 30 June 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان چه باید کرد؟ ساخت
" در این که شرایط کشور به ویژه در بعد اقتصادی وخیم است شکی نیست. گذشت آن زمانی که دوستان افراطی همه چیز را توجیه می کردند و می گفتند مملکت گل و بلبل است. اما اکنون خودشان هم گرفتار مشکلات شده و گاه بیشتر از ما لب به گلایه و اعتراض می گشایند.

اما چه باید کرد؟
مقدمتا لازم به توضیح است که برخی از نقش دشمن می گویند و مثلا اظهار می دارند ترامپ دلار را به 9 هزار تومان رسانده است! اما باید بدانیم ترامپ پاس گل را به زمین ما شوت کرده است، اما متاسفانه برخی خودی ها به جای آن که توپ را به زمین حریف برگردانند، گل به خودی می زنند!
به عبارتی آمریکا فشار وارد می کند، اما به دلیل سوء مدیریت و چه بسا زیاده خواهی و فساد برخی مافیاها در داخل، از این فرصت در جهت منافع خود بهره برده و نه تنها اقدامی در جهت بهبود شرایط نمی کنند، بلکه از آب گل آلود ماهی می گیرند!
وقتی شرایط دشوار می شود و دولت هم نمی خواهد یا نمی تواند کاری کند، بنظر می رسد مردم نباید دست روی دست بگذارند. ملاحظات و راهکارهای زیر می تواند در شرایط فعلی که خصوصا با معضلات اقتصادی مواجه هستیم، اندکی به ما کمک کند:
- در شرایط دشوار اقتصادی و سیاسی، زمینه های اعتراض و چه بسا شورش فراهم می شود، اما باید دانست اگر اعتراض (مانند اعتراضات صنفی که این روزها گسترش یافته) قانونی و حق مردم است، اما شورش و آشوب امری غیرقانونی و دارای تبعات و هزینه هایی بدتر از شرایط فعلی خواهد بود. (و البته اگر مسئولان فکری نکنند، توصیه به عدم شورش برای شکم های گرسنه کارساز نیست و احتمال دارد همچون سیل همه را غافلگیر کند)
- در شرایط دشوار اقتصادی چاره ای نیست جز تحمل و قناعت حداقلی و کاهش مصرف خصوصا در موارد تشریفاتی و تجملاتی. ممکن است بگویید ثروتمندان و حتی خیلی از مسئولین زندگی تجملاتی دارند، اما باید بدانیم اگر الگوی ما رفتارهای نابهنجار مسئولین باشد، هیچ وقت وضع کشور درست نمی شود.
- متاسفانه وضعیت طوری شده که خودمان به همدیگر رحم نمی کنیم. نباید گرفتار این آموزه غلط شویم که وقتی فساد سیستماتیک وجود دارد و دولت حق ما را می خورد، پس ما هم حق مرم را بخوریم! اگر در شرایط سخت هوای یکدیگر را نداشته باشیم و رعایت انصاف و مدارا را نکنیم، باید بدانیم به عنوان مسافران یک کشتی همه غرق خواهیم شد!
- در عین حال حال مطالبات قانونی از دولت و سایر قوا در سطح عمومی و رسانه ای باید تداوم یابد و طوری نباشد که مسئولین فکر کنند مردم از اوضاع راضی هستند. طبعا گزارش های فراوانی از وخامت اوضاع به دست دولتمردان می رسد، اما معمولا کاخ نشیان از حال کوخ نشینان خبر ندارند، لذا بیان مشکلات و تداوم مطالبات به شکل گسترده و البته قانونی، امری ضروری است... "

Monday 25 June 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان قیام امام حسین یا صلح امام حسن؟ ساخت
" راهبرد جدید آمریکاعلیه جمهوری اسلامی که با خروج ترامپ از برجام و تعیین شروط 12 گانه توسط وزیر خارجه این کشور، وارد مرحله تازه و حساسی شده است؛ ذهن نخبگان و احتمالا مردم عادی را به خود مشغول ساخته است.
ابزار اصلی دولت ترامپ برای فشار بر ایران تشدید تحریم‎هاست. تحریم‎هایی که نه تنها واشنگتن، بلکه اروپایی ها نیز با پیروی و یا ترس از آمریکا، در صدد اجرای آن علیه ایران هستند.
آمریکا در شرایط کنونی پروژه براندازی سخت (حمله نظامی) را در دستور کار ندارد، بلکه با شیوه نیمه سخت (تحریم اقتصادی) می خواهد ایران را وادار به تسلیم و یا فروپاشی کند.
به طور طبیعی تشدید فشارها و تحریم ها موجب وخامت وضعیت اقتصادی می شود و به تدریج موجب نارضایتی مردم می شود. البته تا مدتی با استفاده از امکانات موجود اوضاع به شکل عادی اداره می شود و اصطلاحا از جیب خواهیم خورد، اما این زمان خیلی طولانی نخواهد بود.
هدف ترامپ این است که نظام در اثر تحریم های سنگین، میان داخل و خارج یکی را انتخاب کند: یا استکبارستیزی را ادامه دهد و فشارها را تحمل کند و یا به خواست مردم معترض جواب دهد و با سازش و عقب نشینی سعی کند وضعیت اقتصادی بدتر از این نشود.
قطعا هر دو انتخاب برای ایران سخت است:
انتخاب اول: ادامه مقاومت موجب تشدید فشارها و تحریم‎ها و در نتیجه وخیم شدن وضعیت اقتصادی می شود و بستر نارضایتی عمومی و چه بسا شورش و فروپاشی فراهم می شود.
انتخاب دوم: سازش و عقب نشینی به معنای پس گرفتن شعارهای انقلابی است که نظام به مدت 40 سال بر آن ایستادگی کرده و عدول از آن یک حالت حیثیتی و وجودی پیدا می کند.

سوال این است که ج اا به سمت کدام گزینه خواهد رفت؟ ادامه مقاومت با کمک مردم و به زانو درآمدن شیطان بزرگ (که ادبیات رسمی نظام آن را ترویج می کند) یا نرمش قهرمانانه تازه و چه بسا نوشیدن جام زهر جدید (که آمریکایی ها آن را پیش بینی کرده اند)؟
تحلیل گزینه های فوق باید در شرایط واقعی و فارغ از شعارهای کلیشه ای انجام شود. یعنی ظرفیت های کشور اعم از سیاسی، اقتصادی، امنیتی و حتی فرهنگی و رویکرد و روحیه مسئولین و مردم به درستی سنجیده شود.
آن گاه می توان برآورد کرد که آیا ایران توان ایستادگی در برابر زورگویی های آمریکا را دارد و نهایتا آمریکا را وادار به عقب نشینی و تجدید نظر در سیاست های خود می کند و یا این که ظرفیت های مقاومت محدود و هزینه بر بوده و ادامه آن به صلاح کشور نیست.
حتی ممکن است ظرفیت مقاومت موجود باشد، اما مردم مایل به مقاومت و تحمل سختی نباشند. در چنین حالتی اگر قائل به مردم‎سالاری باشیم، نظام نمی تواند به خواست مردم بی توجه باشد. به هر حال همواره شاهد کربلا و و یاران باوفا و جان برکف نیستیم، گاه بی‎وفایی یاران موجب صلح امام حسن می شود.... "

Saturday 2 June 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان زمینه های شکل گیری دموکراسی ساخت
" شکل گیری نظام مبتنی بر دموکراسی در دوران مدرن نیاز به مقدمات و زمینه هایی دارد. اگر برخی زمینه ها ایجاد نشود، امکان شکل گیری نظام دموکراتیک به وجود نمی آید.

1. یکی از این مقدمات، شکل گیری مفهوم «دولت- ملت» بر اساس باور به ناسیونالیسم است؛ به این معنی که مردم پوسته های قوم، قبیله، بیت، و مانند این ها را بدرند و در عین حال که دارای تنوع و تکثر نژادی، زبانی، دینی، مذهبی و مرامی اند، خود را به عنوان ملتی واحد بدانند. دقت کنیم که خود را یک ملت شمردن، از رهگذر «باور» به ناسیونالیسم فراهم می آید. اگر ملتی نسبت به این مفهومِ پایه آگاه نباشد، حاکمانی را انتخاب می کند که ممکن است باور به چنین مفهومی نداشته باشند. حاکمانی که در جهان امروز به دولت- ملت باورمند نباشند، منافع کشور را به راحتی- اگرنه مفت و مجانی-، به ثمن بخس می فروشند. من این گونه حاکمان را «وطن فروشان بی وطن» می نامم.
2. مفهوم دیگر، «ملت» است. در روزگار ما، ملت به معنای شمار مردمی است که درون یک قلمرو معین جغرافیایی زندگی می کنند و صاحب این قلمرو و تمام دارایی ها و ثروت های آن به مثابۀ مِلک مشاع خویش هستند. مفهوم «ملی» نیز باید تبیین شود. مفهوم ملی، تبلور هویت ها، خواسته ها و سرنوشت همه افراد ملت است و مانند چتری تمامیِ مردم را فرا می گیرد.
3 . مفهوم دیگر، «منافع ملی» است. منافع ملی در نظام دموکراتیک قابل دستیابی است. در نظام استبدادی مطلقِ مادام العمر اگر لفظ منافع ملی به کار برود، مفهومی توخالی است که با آن در نوشته ها و گفته ها« بازی» می کنند تا سرِ مردم گرم شود. منافع ملی یعنی بر مبنای قاعدۀ «هزینه - فایده» کشور را اداره کردن، از کیسۀ ملت، خودسرانه به این و آن بذل و بخشش نکردن، چراغی که به خانه رواست را به مسجد حرام کردن و دارایی ملت را بدون اجازۀ مردم زیر عنوان های دهان پرکن، حرام و حَرَج نکردن. منافع ملی به این معنی است که حاکمان نباید در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی، هیچ اولویتی بالاتر از تأمین و نگاهبانی از منافع ملی داشته باشند. باید همه چیز و همه چیز در کشور، بدون استثنا، زیر مجموعه منافع ملی باشد. حتی اگر کشوری بخواهد به کشور دیگری کمک های انسان دوستانه همانند کمک های غذایی، بهداشتی و آموزشی بکند، حد و اندازه این کمک ها باید ذیل اصل منافع ملی کشور تعریف و تعیین شود، و نمایندگان مستقل مردم در مجلس شورا درباره آن تصمیم بگیرند. هیچ نوع همکاری منطقه ای و بین المللی به هیچ وجه نباید به منافع ملی ضربه بزند و برشاخص های توسعه کشور تاثیرات منفی بگذارد.
مفهوم «منافع ملی» در علم سیاست به طور دقیق تعریف شده است. از ویژگی های علم، تعریف دقیق مفاهیم است. تعریف منافع ملی کاملا واضح است. منافع ملی به زبان ساده یعنی همه نظریه ها، راهبردها، سیاستگذاری ها، تصمیم گیری ها، برنامه ریزی ها، قانون ها و اقدام ها در جهت منافع ملت و کشور باشد. اگر تصمیم و اقدامی امنیت، آموزش، بهداشت، مسکن، شغل و امید به زندگی مردم را مختل کند،‌ به منافع ملی ضربه زده است و از این رو خلاف منافع ملی است. منافع ملی یعنی کشور به گونه ای اداره بشود که مردم دچار آسیب های اجتماعی نشوند. مثلا به علت فقر مالی دست به دزدی نزنند، کلیه خودشان را نفروشند و بدن خودشان را دربرابر دریافت پول به عنوان کالا در اختیار هوسبازان و شادخواران نگذارند. بنابراین معنای منافع ملی خیلی روشن و ملموس است. کسی حق ندارد این مفهوم را با هدف یکه تاریِ خودکامانه و مالیخولیایی، قلب کند و شبه تعریقی من درآوردی از آن بسازد و از این طریق مردم را فریب بدهد و جیب آنان را خالی کند.
بنا بر این حکومت قانون و دموکراسی دارای پیش زمینه هایی است که تا این پیش زمینه ها فراهم نشود، نمی توان به دموکراسی دست یافت. به یاد داشته باشیم که دموکراسی «حکومت من» نیست، بلکه « حکومت ما» است؛ همان صورت بندی دقیق، روشن و همه فهمِ دموکراسی، یعنی:« حکومت مردم بر مردم و برای مردم».
دکتر علی محمودی "

Saturday 2 June 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان نسخه نگاه به شرق ساخت
" علی اکبر ولایتی مشاور رهبر انقلاب در امور بین الملل در ۹ خرداد ۱۳۹۷ طی سخنانی به برجام حمله کرد و آن را بدتر از قرارداد ترکمانچای به شمار آورد. ادعای اصلی او این بود که دولت های اروپایی و آمریکا غیر قابل اعتمادند. راهکار ولایتی نگاه به شرق است. وی گفت:
نگاه به شرق مساله بسیار مهمی است. در این زمینه برخی غربگراها و غربزده ها و جاهلین متاسفانه مقاومت می کنند. ما و روسیه و چین در جاهای مختلفی منافع ملی مان با یکدیگر همخوانی دارد و می توانیم با هم کار کنیم. روسیه بدون تردید و با صراحت و سرعت پیشنهاد موذیانه انگلیس در سازمان ملل علیه ایران درباره یمن را وتو کرد.
پوتین در دیدار با ماکرون به او گفت که موشکی و منطقه ای هیچ ربطی به برجام ندارد. کدام یک از غربی‌‌ها مثل پوتین حاضر است که چنین کاری کند؟
ولایتی ادامه داد: با روسیه در خصوص مسائل دفاعی در حال همکاری هستیم و تقریباً هرچه خواستیم کم و بیش به ما داده است. این رآکتوری که روسها درست کردند آلمانی ها قرار بود درست کردند که بعد از انقلاب رفتند و یک قدم کوچک برنداشتند. اما روسها رآکتور را درست کردند و چیزهایی به ما دادند که یک پیچش را اروپایی ‌ها نمی ‌دهند.
چین در اوج تحریم ها با ما همکاری کرد و ۵۲ میلیارد دلار حجم مبادلات ما با چین بود. بنابراین نگاه راهبردی به شرق راحت ترین کاری است که از طریق آن می‌توانیم از شر قایم باشک بازی‌های غربی‌ها خلاص شویم....
در این جا می توان چند سوال ساده از آقای ولایتی پرسید:
1/ شما که وتوی قطعنامه علیه یمن توسط روسیه را تمجید می کنید، چرا همین کشور قطعنامه های تحریم علیه ایران را وتو نکرد؟
2/ اگر روسیه متحد خوب و قابل اعتماد ماست چرا از حملات مکرر اسرائیل علیه سوریه و پایگاه های ما در این کشور دفاع نمی کند و بلکه به تل آویو چراغ سبز نشان می دهد؟
3/ روسیه برای رفع دغدغه اسرائیل از ایران خواسته از جنوب سوریه خارج شود و به تدریج کل خاک سوریه را ترک کند! آیا این است جواب متحد استراتژیک ما در سوریه؟
4/ روسیه که به ادعای ولایتی هر چه خواسته ایم به ما داده است، اس 400 را به دشمنان ما می دهد، اما به ما و حتی سوریه نداده است!
5/ انگار آقای ولایتی از کش وقوس های طولانی و دوشیدن های روسیه در قضیه راکتور بوشهر خبر ندارد که این گونه از سخاوتمندی های روسیه تمجید می کند!
5/ روسیه و چین با آمریکای بدعهد و پیمان شکن دارای روابط بوده و هستند. اگر رابطه با آمریکا و دولت های غربی زیان آور است، چرا قدرت های بزرگی چون چین و روسیه به هیچ وجه حاضر به قطع آن نیستند؟
6/ پس از خروج ترامپ از برجام، چندین شرکت مهم روسی و چینی اعلام کرده اند که از پروژه های ایران به خاطر تحریم های آمریکا خارج می شوند. پس فرق آن ها با اروپا چیست؟ توصیه "نگاه به شرق" ولایتی در این فقره چه دردی از ما دوا می کند؟ "

Thursday 31 May 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ارتداد و فتاوای جدید ساخت
" متكلمان و فقيهان مسلمان و به ويژه شیعه درباره ارتداد، بحث های مفصلی کرده اند. ارتداد عبارت از كافر شدن است پس از آن كه آدمى اسلام آورد. حکم فقهی ارتداد اعدام است.
با این حال برخی فقهای متاخر به ویژه در نجف استنباطات و نظرات تازه ای ارائه کرده اند که با آراء اسلافشان همخوانی ندارد.
آیت‌الله‌العظمی سید محمدسعید حکیم یکی از چهار مرجع تقلید برجسته نجف در پاسخ به استفتایی درباره مجازات مرتد گفته که مجازات دنیوی ارتداد وظیفه‌ ما نیست. متن پاسخ ایشان این است:
«هیچ شکی نیست که آنها [افراد مرتد] در آخرت سزاوار مجازاتی عظیم هستند. خداوند متعال می‌فرماید: کسانی که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان طاغوتند که آنان را از روشنایی به سوی تاریکی‌ها به در می‌برند. آنان اهل آتشند که خود در آن جاودانند. مجازات در این دنیا وظیفه‌ ما نیست».
آیت‌الله محمد سعید حکیم نوه دختری مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محسن حکیم است. مرحوم حکیم از نخستین مراجعی بود که حکم به طهارت ذاتی اهل کتاب داد و پس از وی این فتوا بین فقها رواج پیدا کرد.
چندی پیش نیز خبر تغییر نظر آیت‌الله‌العظمی سیستانی درباره نجاست کفار غیر کتابی (مانند آتئیست‌ها و مارکسیست‌ها) منتشر شد که ایشان از فتوای خود برگشته و اکنون در این‌باره احتیاط می‌کند.
اگر چه غالب فقها همچنان بر رأی دیرینه اغلب فقهای اسلامی در مساله‌ ارتداد پابرجا هستند، اما برخی نیز با نگاه دیگری به این مسأله ‌نگریسته‌اند. ابوالصلاح حلبی؛ فقیه و متکلم برجسته شیعه در قرن پنجم هجری در کتاب خود (الکافی، ص 311) تصریح کرده که اگر کسی با استدلال، کافر شود احکام مرتد بر وی جاری نمی‌شود:
«فأما ما يعلم كونه كافرا له باستدلال، من جبر أو تشبيه أو إنكار إمامة إلى غير ذلك، فليس بِرِدَّة و إن كان كفرا».
آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی نیز در مقاله‌ای که مرداد 63 در مجله مکتب اسلام منتشر کرده، گفته است: «گاه کسی ناآگاهانه و بر اثر وساوس مبلغان گمراه و یا اشتباهاتی که در مطالعات برای او روی داده ... به سوی کفر می‌رود، بی آنکه هیچ سوءنیتی داشته باشد ... ما احتمال می‌دهیم که روایات قتل مرتد مخصوص افرادی باشد که آگاهانه راه خلاف را می‌پیمایند ... از آنجا که الحدود تدرء بالشبهات، اجرای حدود در مواردی که قطعی نیست ملغی می‌شود، همین احتمال جمع میان روایات کافی است که اجرای حد اعدام را در مورد مرتدین خالی از سوء نیت به تأخیر بیاندازیم و آنها را زیر پوشش تبلیغات صحیح اسلامی قرار داده، راه بازگشت منطقی و استدلالی را به روی آنها بگشاییم و اجازه دهیم آنها خود را اصلاح کنند».
مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری نیز در اواخر عمرش به نظر مشابهی رسیده و معتقد شده بود مرتد کسی است که به حقانیت دین اسلام رسیده باشد و از روی عناد و لجاج با اسلام، دین خود را تغییر دهد، اما اگر کسی بر اساس مطالعه و بررسی به این نتیجه برسد که دین اسلام حق نیست و دین دیگری بر حق است، اگر چه که مقدمات و دلایل این نتیجه‌گیری از نظر ما غلط هم باشد، لکن چنین فردی مشمول احکام مرتد نیست.
مرحوم آیت‌الله‌العظمی موسوی اردبیلی هم در درس خارج فقه رمضان سال 1420 گفته بود که چون هیچ دلیل معتبری برای تبلیغ اسلام با زور شمشیر و قتل وجود ندارد، بنابر این باید در مسأله ارتداد نیز تأسیس اصل کنیم و بگوییم که اصل بر تبلیغ اسلام با حکمت و استدلال و کار فرهنگی است و تکلیف روایات مشکوک یا موارد فاقد نص را با این اصل روشن کنیم (مجله حکومت اسلامی، شماره 15).
برخی نیز اعتقاد دارند حکم مرتد در اسلام، یک مسأله فکری به شمار نمی‌آید، بلکه حکمی است که شرایط جامعه‌ صدر اسلام اقتضای چنین حکمی را داشته و آنچه از دید شرع محکوم شده همین حالت یعنی هرج و مرج جامعه است، نه طرح اندیشه‌های مخالف درباره موضوعات دینی. طبق این مبنا حکم اسلام چیزی بیش از این نبوده و جز به مقبولات عمومی حکمی صادر نشده است.
آیت‌الله سید سعید حکیم اما با حکم اخیر خود نشان داده است که حتی اگر ارتداد فردی با معنای سنتی و مشهور آن به اثبات برسد باز هم مجازات دنیوی آن به عهده‌ ما نیست و نمی‌باید به وی تعرضی شود. نظر اخیر وی و آقای سیستانی نشان می‌دهد که نجف در مواجهه با جهان معاصر در استمرار سنت مرحوم سید محسن حکیم، مواجهه و تأمل جدی‌تری را در پیش گرفته است... "

Saturday 26 May 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ترامپ برجام را پاره کرد! ساخت
" خبر خیلی کوتاه بود:
ترامپ گفت: من امروز خروج امریکا از برجام را اعلام می کنم...

بنظر شما واکنش ایران چگونه باید باشد؟
آیا لحن شبه ملایم و دیپلماتیک دولت روحانی کفایت می کند؟
یا باید واکنش جدی تری نشان دهیم؟
مثلا خروج ایران از برجام، ازسرگیری فعالیت های هسته ای و.... "

Tuesday 8 May 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان نرمش کره شمالی ساخت
"
این روزها اخبار زیادی از نرمش کره شمالی به گوش می رسد. پیونگ ‌یانگ رهبر کره ‌شمالی اعلام کرد از شنبه ۲۱ آوریل تمامی آزمایش‌های موشکی و هسته‌ ای خود را متوقف خواهد کرد. پیش از این نیزخبری در باره ملاقات رهبر کره شمالی و رییس CIA منتشر شده بود.
البته واقعا معلوم نیست این نرمش تا چه حد جدی است. آیا استراتژیک و دائمی است یا تاکتیکی و موقت است؟ آیا کره شمالی واقعا به بن بست رسیده و می خواهد راه کره جنوبی را طی کند یا این که در صدد خرید وقت و فرصت یابی است؟
به هر حال نتیجه اولیه نرمش، حداقل از بعد روانی ، شکست ابهت مقاومت چندین ساله کره شمالی و هزینه های سنگین تسلیحاتی و موشکی و هسته ای این کشور است که اکنون معلوم شده دردی از معضلات این کشور را دوا نکرده است.
با این حال رسانه های دولتی در کره شمالی که سالهای طولانی افکار عمومی را نسبت به تصمیمات رهبران قانع کرده اند اینک نیز دست به توجیه زده و گفته اند کره شمالی به مرحله ای از اقتدار رسیده که دیکر نیازی به آزمایش های موشکی و هسته ای ندارد!
در این جا کاری به مسایل پشت پرده و این که نرمش و عقب نشینی کره شمالی تا چه حد جدی است و یا دلایل واقعی آن چه بوده نداریم، نکته مهم تاثیر این رویداد بر ج اا است.
در این جا چند سوال مطرح است:
- آیا کره شمالی به عنوان آخرین دژ ضدامپریالیستی سقوط می کند و آخرین نماد دوقطبی دوران جنگ سرد (پس از شوروی و کوبا و....) به تاریخ خواهد پیوست؟
- آیا ترامپ که نرمش کره شمالی را به حساب تهدیدات و فشارهای خود می گذارد، همین شیوه را علیه ج اا به کارنخواهد گرفت؟
- البته خیلی ها معتقدند ایران و کره شمالی قابل مقایسه نیستد. درست است، موقعیت و امکانات ایران به مراتب برتر از کره شمالی است. اما تجربه برجام نشان داد حد توان و مقاومت ایران هم محدود بوده و در جایی که فشارها طاقت فرسا باشد به تدبیر و مصلحت اندیشی روی می آورد.
- واکنش ج اا نسبت به عقب نشینی کره شمالی چیست؟ همان کره ای که تا چند وقت پیش از سوی اصولگرایان سوپرانقلابی الگوی مقاومت ضد آمریکایی محسوب می شد؟ اکنون این نسخه پیچان انقلابی چه توصیه ای دارند؟
- قطعا این حرف ها توصیه به پیروی اجباری از کره شمالی و نرمش در برابر استکبار و شیطان بزرگ نیست، بلکه تاکیدی است بر امکان سنجی ج اا که آیا به تنهایی می تواند کشتی تک سرنشین ضدامپریالیستی خود را در توفان مشکلات و مفاسد داخلی و فشارهای خارجی به پیش براند؟به عبارتی راهکارهای انقلابی ما در شرایط جدید چیست؟
"

Saturday 21 April 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان ايفای نقش اپوزوسيون! ساخت
" ظاهرا پدیده احمدی نژاد و حواشی اش تمامی ندارد...
رئیس‌جمهوری سابق بار دیگر از شیوه اداره کشور انتقاد کرده و هشدار داده که مردم ناراضی هستند و اگر اصلاحات اساسی انجام نشود، سیل در راه خواهد بود. او در یک سخنرانی عمومی و یک مصاحبه اختصاصی گفته است که بر اساس اصلاحات پیشنهادی او، مقام و جایگاه رهبر جمهوری اسلامی هم باید به اندازه هر اقدامی که انجام می‌دهد، پاسخگو باشد.
وی اعتقاد دارد که راه‌های ارتباط مردم با مسئولان تقریبا بسته شده است و مقامات کشور کلا از مردم، وحشت دارند چون مردم حرفشان را می‌زنند و تقاضاهایشان را مطرح می‌کنند اما مسئولان نمی‌‎توانند پاسخ دهند و چون نمی‌توانند قانع کنند. پاسخ روشن و درستی ندارند. به همین خاطر از مردم فرار می‌کنند...

اولا) احمدی یک مهره سوخته سیاسی است که هم از چشم مردم افتاده و هم نظام چشم دیدنش را ندارد. با این حال به دلیل خصلت خودشیفتگی، بشدت دوست دارد دیده شود و اینک بهترین راه دیده شدن را ایفای "نقش اپوریسیون" یافته است!
ثانیا) کسی که هشت سال در راس امور بوده و اختیارات فراوان داشته و با سلام و صلوات تحویلش می گرفتند، اکنون حق ندارد با تغییر زاویه 180 درجه ای همه چیز را زیر سوال ببرد. این کار در واقع نقض غرض است، زیرا بخش زیادی از مشکلاتی که اکنون مطرح می کند او نیز در ایجاد آن سهیم بوده و باید جوابگو باشد!
ثالثا) با این حال اصل حرف هایش بیراه نیست، این که مردم ناراضی اند و مسئولان گوش بدهکار و جواب منطقی ندارند حرف درستی است. هشدار به آمدن سیل و این که فرصت های آخر نظام در حال سپری شدن است، نوعی هشدار واقعی است؛ اما همان طور که اشاره شد از زبان کسی درمی آید که کسی او را باور ندارد!

هدف احمدی از این شلوغ کاری ها کاملا شخصی و رفیق بازی و باندبازی است نه ملی و مردمی! حداقل شخصیت و سوابقش نشان می دهد که او نمی تواند بار دیگر با فریبکاری در حد منجی ظاهر شود....
شاید به همین دلیل است که نظام هم خیلی متعرض او نمی شود؛ چون ضمن آن که برخورد سنگین با او تف سربالاست، قادر به ایجاد موج نیست. "

Saturday 21 April 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان گشت ارشاد یا اجبار؟ ساخت
" نیروی انتظامی اصالت ویدئوی منتشرشده از مأموران گشت ارشاد در حال کتک زدن یک زن جوان را تأیید کرده و گفته است که این شیوه برخورد را تأیید نمی‌ کند. انتشار این ویدئو موجی از انتقادها را به دنبال داشته است.‏
در این راستا وزیر کشور دستور داده است که گزارشی در این باره تهیه شود.‏ نیروی انتظامی در عین حالی که گفته "پلیس به هیچ وجه چنین رفتارهایی را تأیید نمی‌کند" از زنان ایرانی خواسته است تا "شئونات اجتماعی" را رعایت کنند.‏

در این باره چند نکته مهم وجود دارد:
- امر به معروف و نهی از منکر بایدبا زبان نرم و موثر انجام شود و اگر به ضرب و شتم بینجامد از حالت موعظه و ارشاد خارج شده و حالت اجبار و تحمیل می یابد.
- در چنین حالتی مامور و ناهی برای جلوگیری از یک منکر خودش مرتکب یک منکر دیگر می شود که حالت نقض غرض است. شما تصور کنید دختر کتک خورده تا آخر عمر آیا نگاهش به حجاب مثبت می شود؟ یا بلکه بالعکس دچار کینه و عقده از پلیس و نظام و بلکه احکام دین نمی شود؟
- تجربه نشان داده اجبار بی فایده است و بلکه نتیجه عکس دارد. شما در خانه اگر به شخصیت فرزندتان احترام نگذارید و بخواهید چیزی را به زور به او بقبولانید نمی پذیرد و بلکه لج می کند. در سطحی فراتر جامعه هم همین طور است.
- مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی اعلام کرده گشت ارشاد در ایران ناموفق بوده است. قطعا یک دلیلش رفتار متوحش مامورانی مانند این مامور زن بی فرهنگ و عصبانی است.
- از ابتدا هم مناقشاتی بود که مسایل مانند حجاب راهکار فرهنگی و نرم دارد نه پلیسی و سخت افزاری. اما ظاهرا نظریه دوم تا کنون چربیده و غالب شده است.

آری ما می خواهیم به روز مردم را به بهشت ببریم! و جالب آن که صدها مفاسد اصلی را نادیده کرفته و مساله اصلی برایمان فقط تار موی دختران است! "

Friday 20 April 2018

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان بن بست روحانیت! ساخت
" این روزها در فضای مجازی مطالبی نوشته می شود در باره بن بست ها و بحران هویتی که برخی طلبه ها در سایه چالش های مدرنیته گرفتار آن شده اند. یکی از کسانی که خود قبلا در حوزه علمیه قم بوده و اکنون نگاه انتقادی تندی دارد این موضوع را حتی به روحانیون و آیات عظام تعمیم داده است. او در باره یکی از مراجع گفته است:
اگر مثالی ملموس بخواهیم، آیت الله ناصر مکارم شیرازی، نمونه و نماینده فقیهِ امروزی است. این مرجعِ تقلید، تشکیلات اداری و مالی عظیمی در خدمت ریاست مذهبی خود دارد، درآمدهایش فراتر از وجوهات شرعی و بیشتر حاصل فعالیت اقتصادی ناشفاف ولی کلان اوست، صاحب و ناظر چند شبکه تلویزیونی ماهواره‌ای برای پخش برنامه‌های مذهبی و حتی فرقه‌گرایانه است، سایت اینترنتی هفت‌‌زبانه دارد: فارسی، عربی، اردو، انگلیسی، فرانسه، اسپانیولی، روسی و آذری، می‌توان استفتای آنلاین کرد و فتوای آنلاین گرفت. همین‌طور، می‌توان با کارت اعتباری وجوهات شرعیه را آنلاین پرداخت کرد.
اما همین فقیه که بالاترین بهره را از تکنولوژی ارتباطات می‌برد، مدام علیه اینترنت یا آزادی‌های مدنی فتوا صادر می‌کند. در عین اخذ وجوهات از تجارت به شیوه مدرن نمی‌گذرد، با قدرت سیاسی هم‌پیمان و هم‌پیاله است و از امتیازهای تبعیض‌آمیز دولتی نصیب وافر به چنگ می‌آورد. بدین ترتیب، می‌توان این فقیه را نماد کاملی از مدرنیزاسیون روحانیت و تأثیر جهانی‌شدن بر حوزه‌های علمیه قلمداد نمود.
روحانیت، هرچه به تکنولوژی مدرن مجهزتر می‌شود، هویتی آشفته‌تر، نمودی بی‌ریخت‌تر، و شهوتی آتشناک‌تر برای سلطه‌گری می‌یابد؛ زیرا مشکل اصلی، بحرانِ آگاهی تاریخی است، ناتوانی روحانیت از اندیشیدن نقادانه به خود، به موقعیتِ خود در جهان امروز، و ناتوان از یافتن راه‌هایی برای برون‌شد از سنگ‌وارگی و تهیدستی فکری. روحانیت اسلام، قرن‌هاست که در اسارت ذهنیّت فقهی به سر می‌برد، زندانی نصوصی است که روزگاری زنده و بازتابِ واقعیتِ جاری پیرامون خود بوده‌اند. ذهنیّت فقهی با تأسیس اصولِ فقهی، هر رخدادی را فرعی می‌داند که باید با ارجاع به آن اصول، حکم شرعی‌اش را تعیین کرد. یعنی همواره واقعیتِ پیش رو، به تصویر یا توهمی از گذشته‌ سپری‌شده برگردانده می‌شود.
عقل فقهی، ابداع‌گر و آینده‌نگر نیست، بل‌که در خدمتِ مشروعیت‌بخشیدن به قدرتِ حاکم و تفسیرِ قدیم است. عقل فقهی، «اصالت» را به «سلف»، گذشتگان، می‌دهد و «تبعیتِ» از آنان را عین اطاعت از خداوند می‌شمرد. ذهنیّت فقهی، متن‌ها را از تاریخ و سیاقِ ظهور آن‌ها جدا می‌کند و با تحمیل معنا و تفسیری غیرتاریخی بر آن‌ها، اصول و قواعدی مقدس برای تعیین رفتارِ فرد و جامعه امروزی می‌سازد. این ذهنیت، اختلاف فکری را برنمی‌تابد. عقلِ فقهی دوگانه‌اندیش است: ما / آن‌ها، نصّ/ عقل، سلف / خلف، اصیل / وارداتی، هدایت / ضلالت، سنّت / بدعت و ….یک سو حق و حقیقت مطلق و سوی دیگر باطل و حرام ابدی است. قدرت فقیه، از امام یا پیامبر و سرانجام از خداست، او «آیت عظمای الله» است.
تقدیس مفاهیم فقهی به تقدیس سلطه فقیه بر انسان‌های دیگر مشروعیت می‌دهد. مدام در حال اسلامی‌کردن همه چیز با دیدگاه‌های انسانی خود است. واقعیتِ در حال تغییر، تجدّد، را به چشم مسائل مستحدثه، مسأله‌های نوپدید فقهی می‌بیند که باید حکم شرعی آن‌ها بر اساس اصول و قواعدِ معین گذشته مشخص گردد. «اجتهاد» به معنای اصطلاحی آن در اصولِ فقه، اجتهاد در دستیابی به «احکام‌ شرعیه» در صورت نبودِ نصّ است. اجتهادی که در فقدان نص، بیان‌گر حکم شرعی است، صنعتِ حیلت‌گرانه‌ای است که تنها کارش پوشاندن جامه تقدس به اموری نامقدس است.
ذهنِ مدرن، «اصالت»، یا اتصال بی‌گسست و مستقیم تاریخی امروز به هزار سال پیش را توهمی تاریخ‌گریزانه می‌انگارد، هر انسانی را دارای عقلی مستقل و توانمند برای تشخیص نیک از بد یا درست از نادرست قلمداد می‌نماید. بر خلاف آن، ذهنیتِ فقهی، خودخواسته و مصرّانه، در دوران نابالغی عقل مانده و حاضر نیست با پذیرش مسئولیت داوری، به بلوغ برسد و از اقتدارهای بیرونی رهایی یابد.
ذهنیت فقهی می‌کوشد واقعیت را تغییر دهد تا با مفاهیم سنّتی سازگار گردد، به جای آن‌که ناظر به واقعیتِ جاری مفهوم‌پردازی نماید و تقدّسی برای هیچ مفهومی قائل نباشد. چنین ذهنیتی، مفاهیم و نظریاتِ قدما را واقعی‌تر از واقعیتِ دگرگون‌شونده می‌انگارد و در نتیجه، واقعیت را تا جایی به رسمیت می‌شناسد که به کار اثبات مشروعیتِ سنت قدیم بیاید یا از آن پاسداری کند. عقلِ فقهی مقیّد به نقل، و مقدّم بر عقلانیتِ آزاد است و بنا به سرشتِ دل‌بخواهی و تحکم‌آمیزی که دارد، نظامِ تبعیض‌ها و روابط قدرتِ نابرابری را در جامعه مشروعیت و وجاهت می‌بخشد. عقل فقهی، عجب نیست که رویکردی پرتناقض و توجیه‌ناپذیر به جهانِ واقعی داشته باشد: مثلاً تکنولوژی غرب را جهانی بداند و استفاده از آن را حق مسلّم خود بخواند، ولی علوم زبانی، اجتماعی و تاریخی مدرن را نادیده بگیرد، و مبانی و مفروضاتِ خود را به آزمون آن نسپارد.
در عصر جدید، به ویژه با انقلاب ایران، روحانیت، به جای حلِ نظری و عقلانی بحران دین، به قدرت دولت و ثروت نفت پناه برد. ولی قدرت قهریه و امکانات مالی، هیچ کدام، به تحول فکری و تولید معرفت نینجامیدند. اسکیزوفرنی فرهنگیِ روحانیت، روزبه‌روز، حادّتر می‌شود و فقر فکری و بحران باور در حوزه‌های علمیه، مخاطره‌آمیزتر و پرهزینه‌تر می‌گردد.... "

Sunday 8 April 2018


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:49PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند