بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

مجتبی_88 مجتبی_88 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 4 از 4
  1. inbongbaygiare
  2. inbongbaygiare
  3. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường gặp trong đời sống hàng ngày của con người. Từ lâu đời, con người đã biết dùng tỏi đen để trị liệu như nhỏ nước tỏi đen vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng ngừa bệnh... Tham khảo bài viết này: http://bit.ly/2qb5q1a 885678493
  4. sarvedar
    Thursday 12 June 2014
    sarvedar
    ابتدا می خواستم از زحمات شما عزیزان و بزرگواران در این جهاد مقدس صمیمانه تشکر و سپاسگذاری کنم. ما تکلیفی داشتیم، و آن تحقق منویات رهبری است. شرطمان هم پیروزی نبود. ما مامور به تکلیف بودیم. تکلیفمان این بود که منویات رهبری را در مجموعه ی سپاه، با جان و دل پذیرا باشیم و محقق کنیم. این لطفی بود که خداوند نصیب ملت ما کرد و تکلیف را هم همراه با نتیجه کرد و پیروزی هم همراهش بود، پیروزی بسیار شگفت آور که مورد رضایت رهبر معظم انقلاب قرار گرفت. یقین داریم رضایت ذات باریتعالی در این حرکت بوده و هست.

درباره من

  • درباره مجتبی_88
    جنسيت
    مرد

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: Thursday 31 May 2018
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 15 August 2009

اشاره

موردی ثبت نشده است ...

نقل قول

Thursday 22 March 2018
02:22PM - صبح گفتاری از مجتبی_88 در ج: روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم نقل کرد
حالا نوبت برنامه م...
Sunday 29 January 2017
01:27PM - مجتبی_88 گفتاری از ناقد در ج: به صورت بی سر و صداایران در حال افغانیزه (وهابی) شدن است نقل کرد
سنی یا وهابی؟ سن...
Saturday 21 January 2017
09:34AM - صبح گفتاری از مجتبی_88 در ج: خوشحالی فلسطینی ها از حادثه پلاسکو (نمک خوردن و نمک دان شکستن نقل کرد
متاسفانه فلسطینی ه...
Sunday 1 November 2015
11:17PM - مجتبی_88 گفتاری از Freedom1 در ج: چرا امریکا می خواهد دولت سوریه و ایران را سرنگون کند?ویدئو کلیپی مهم نقل کرد
برداشتی که از ای...
Wednesday 4 February 2015
05:59PM - صبح گفتاری از مجتبی_88 در ج: داعش خلبان اردنی را اتش زد + ویدئو 18+ نقل کرد
متن فتوای داعش درب...

دیوارۀ کاربر

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان افشاگری امیرفرشاد ابراهیمی درباره فائزه هاشمی و کرباسچی ساخت
" ............... "

Friday 23 March 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان روزنامه ابتکار: تحریم‌های جدید تقصیر خودمان است، باید برنامه موشکی را کنار بگذاریم ساخت
" حالا نوبت برنامه موشکی شد؟!



https://cdn.mashreghnews.ir/d/2018/03/14/2/2211574.jpg

روزنامه ابتکار در یادداشتی تأمل برانگیز برنامه موشکی ایران را تهدیدی برای اروپا دانست!

به گزارش مشرق، روزنامه اصلاح‌طلب ابتکار در یادداشتی تأمل برانگیز با عنوان «درباره تحریم‌های جدید اروپا علیه ایران» برنامه موشکی ایران را رفتاری ثبات زدا و تهدیدی برای اروپا دانست! در این یادداشت آمده است که «خبرگزاری رویترز گزارش کرده است که سه کشور انگلستان، فرانسه و آلمان تحریم‌هایی تازه‌ علیه تهران اعمال کرده‌اند. . . اعمال این گونه تحریم‌ها نشان می‌دهد که اروپا اگر چه خواهان حفظ برجام است، اما با اقدامات تحریکی و برنامه‌های ثبات زدا که منجر به اختلال در نظم ژئوپولیتیکی منطقه می‌شود، مشکل دارد و موافق نیست. . . به واقع به همان میزانی که برجام و حفظ آن عامل اصلی نزدیکی و همسویی اروپا با ایران است، برنامه موشکی و رفتاری ثبات زدا می‌تواند منجر به شکاف ایران و اروپا شود چراکه برنامه موشکی ایران در گذر زمان می‌تواند تهدیدی برای اروپا نیز باشد. »

این روزنامه در ادامه صراحتاً ایران را به تغییر رفتار خواند و نوشت: «با همه نادرستی و خطایی که در رفتارهای تروئیکای اروپایی بابت اعمال تحریم جدید علیه ایران وجود دارد، اما نباید نقش ایران را در ایجاد چنین وضعیتی نادیده گرفت. به عبارت دیگر نقش ایران به همان میزان نقش اروپا در اعمال این تحریم‌ها یکسان است.‌ای کاش ایران پیام لودریان را به رغم همه تردیدها در سفر به تهران جدی می‌گرفت و آن سفر را تنها به افتتاح نمایشگاه لوور در تهران خلاصه نمی‌کرد. لودریان در سفر به تهران حامل این پیام اروپا به تهران بود که اگر تهران به قواعد اروپا تن ندهد و بخواهد بر رفتارهای تحریک آمیز و حساسیت بر انگیز خود اصرار داشته باشد، دیگر نباید منتظر همراهی اروپا در حفظ برجام باشد. حال در شرایطی که برخی از رفتارهای ایران موجب دور شدن تدریجی اروپا از ایران خواهد شد، لازم است که ایران رفتارهای خود را منطبق با روح برجام نماید. این مهم با توجه با نیاز اقتصاد برجامی ایران، می‌تواند موجب همراهی اروپا در حفظ برجام شود».

روزنامه ابتکار حالا مطالبی علیه کشور خود منتشر می‌کند، اما گویا فراموش کرده است که روزی با همین تحلیل‌ها برجام را به کشور تحمیل کردند و با دادن وعده‌های توخالی می‌گفتند اگر توافق نکنیم، تحریم‌ها پا برجا خواهد بود و وضع اقتصاد روبه راه نمی‌شود. حالا نوبت برنامه موشکی است؟!


منبع خبر

https://www.mashreghnews.ir/news/840...C-%D8%B4%D8%AF "

Monday 19 March 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان چه‌کسی به دختر خیابان انقلاب «تراول ۵۰ هزارتومانی» داد؟ ساخت
" مشرق روایت می‌کند؛

چه‌کسی به دختر خیابان انقلاب «تراول ۵۰ هزارتومانی» داد؟/ بازهم پای تاجزاده در میان است؟ +عکس




https://cdn.mashreghnews.ir/d/2018/03/18/2/2213773.jpg

اظهار نظر متناقض اصلاح‌طلبان نسبت به ارسال پول برای مریم شریعتمداری از بازداشتی‌های کشف حجاب اخیر، علامت سوال بزرگی پیرامون صحت ادعاهای فعالین سیاسی ایجاد کرده است.

سرویس سیاست مشرق - بازهم ماجرای دختران خیابان انقلاب بر سر زبان‌ها افتاد و بسیاری از کاربران توئیتر با هشتگ #دختران_پنجاه_هزار_تومانی به این خبر واکنش نشان دادند. اما با این تفاوت که حامیان مجازی دیروز این افراد که در قهرمان‌سازی از آنان کم نگذاشته بودند، حال به منتقدین و بلکه دشمنانشان تبدیل شدند که چرا گفتی؟
داستان چرا گفتی هم این است که روز گذشتی مریم شریعتمداری یکی از دختران کشف‌حجاب‌کرده خیابان انقلاب که ماجرای پایین کشیدن او هنگام کشف حجاب از روی سکوی برق جنجالی شده بود، در حساب توئیتر خود از بسته عجیبی که بعد از برگزاری دادگاه رسیدگی به جرایم او، در کیفش قرار داده بودند نوشت.
بسته‌ای که آنقدر او را ناراحت کرد که با هشتگ #وقیحانه به سراغش رفت و به باج‌دهندگان تاخت. همین هم باعث شد لشگر مجازی زنجیره‌ای او را هدف قرار دهند.






**چه کسی این پاکت پول را فرستاد؟



از همان لحظات اولیه انتشار این خبر، حدس و گمان های مختلفی پیرامون فرستنده این پاکت مطرح شد و هرکسی، شخص خاصی را پشت پرده ارسال آن می‌دانست که از جریان انحرافی و بهاری تا اصلاح طلبان و ضدانقلاب و... را شامل می شد و چون فرستنده اصلی مشخص نبود بالطبع اظهار نظر ها هم جدی نبود تا اینکه همین خانم شریعتمداری در پستی دیگر اعلام کرد:








همین که اسم فرستنده واقعی این تراول‌های ۵۰ هزار تومانی مشخص شد، حمله و موضع گیری ها هم شروع شد. تا جایی که شریعتمداری را وادار کرد رابطی که این مبلغ پول را به او رسانده معرفی کند.






ژیلا بنی یعقوب خبرنگار و فعال رسانه ای اصلاح‌طلب است که در سابقه خود بازداشت در زمان فتنه سال ۸۸ را نیز دارد. حالا او که رابط میان فرستنده پول و شریعتمداری است در مظان اتهام قرار دارد که این پول از طرف چه کسی برای این مجرم ارسال شده است. بنی یعقوب در این باره نوشت:








پس از این اظهار نظر، بازار تایید و تکذیب ها داغ شد. ابتدا نرگس موسوی دختر زهرا رهنورد که بیشترین سوال افکار عمومی درباره این پاکت عجیب و جنجالی از اوست، کلا وجود چنین هدیه‌ای را تکذیب کرد و نوشت مادر او برای کسی پول نفرستاده. این درحالی است که خانم رهنورد پیش از این توانسته بود نقاشی‌هایش را به بیرون از حصر بفرستد!
فارغ از اینکه اظهارنظر او صحت دارد یا خیر، دوجبهه در مقابل حامیان این جریان فکری شکل گرفت که مردد بودند چه کسی راست می‌گوید؟ خبرنگاری که می‌گوید واسطه انتقال هدیه رهنورد بوده یا دختر او که می‌گوید هدیه‌ای فرستاده نشده.
مدت زیادی نگذشت که برگ دیگری از این دفتر ورق خورد و مشخص شد پای عناصر دیگری در میان است. مصطفی تاجزاده از چهره‌هایی سیاسی و فعالین فتنه سال ۸۸ از جمله این افراد است. بنی یعقوب در رشته توئیتی از ارتباط تاجزاده با این موضوع نوشت:








همانطور که مشخص است تاجزاده سعی دارد با فرافکنی و ارتباط دادن بی‌مورد مسئله به فضای امنیتی و جنگ روانی با مخاطب اینطور وانمود کند که اگر اسمی از فرستندگان واقعی این پاکت پول برای این دختر یا سایر دخترکان همچون او ارسال شده، آورد شود باعث هزینه‌سازی و... می‌شود. اما در ادامه بیان می‌کند مسئولیت این اتفاق را می‌پذیرد. همین مسئله نیز سبب شد عده‌ای از مخاطبان فضای مجازی این سوال را مطرح کنند که شاید فرستنده اصلی خود تاجزاده باشد.
اما تاجزاده تنها کسی نبود که از دادن پول به دختران خیابان انقلاب حمایت کرد. عبدالله رمضان زاده که روزی سخنگوی دولت اصلاحات بود هم این کار را خوب می‌داند و در توئیتر خود می‌نویسد:








همانطور که مشخص است او هم از ارسال پول به مجرمان حمایت می‌کند و آن را توجیه اما بازهم حاضر نیست اعلام کند اگر این کار خوبی است چه کسی آن را انجام داده است و در واقع منبع این پول کجاست؟

گرچه نمی‌توان پاسخ دقیقی به این سوال داد (و اتفاقا اصلاح طلبان نیز قصد دارند این فضای ابهام را حفظ کنند) اما آنچه از ظواهر و اظهارات خبرنگاری که واسط انتقال پاکت پول بوده مشخص است، دوتن از چهره‌های سیاسی، این مبلغ را به او دادند.
بنی یعقوب در این باره می‌نویسد:








حال آنچه مشخص است عده ای از فعالان سیاسی که می‌توان گمانه‌زنی از هویت آن‌ها داشت، مبلغی پول را که بیشتر به باج و ... شباهت دارد به نام یکی از فعالین فتنه سال ۸۸ برای مریم شریعتمداری فرستاده‌اند و احتمالا فکرش را نمی‌کردند انتشار عمومی این هدیه چه هزینه‌ای برایشان خواهد داشت.





منبع خبر
https://www.mashreghnews.ir/news/840...B2%D9%87%D9%85 "

Sunday 18 March 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان مناظره جنجالی صادق زیباکلام و علی علیزاده/چهل سال رفرمیسم در ایران! ساخت
" مناظره جنجالی صادق زیباکلام و علی علیزاده/چهل سال رفرمیسم در ایران!

از کارها و اعمال اصلاح طلبان و رفسنجانی تا درباره علت حضور ایران در سوریه و عراق و ...

این مناظره را نگاه کنید خیلی جالبه
لینک زیر
www.aparat.com/v/z4phq

برای دانلود مستقیم
لینک زیر
https://hw18.asset.aparat.com/aparat...44p__35789.mp4


. "

Saturday 3 March 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان چالشی به نام ایران ساخت
" چالشی به نام ایران

عالیرتبه ترین فرماندهان نظامی عربستان سعودی به بهانه توانمندسازی نیروهای مسلح این کشور برای مقابله با ایران در شرایطی تغییر کرده اند که برخی از فرماندهان جدید نظامی عربستان در طول عمل خود حتی آموزش باز و بست هفت تیر را هم ندیده اند.

از زمانی که سیاستمداران به اصطلاح "باز" عربستان سعودی حکومت را از دست سیاستمداران به اصطلاح "کبوتر" این کشور به دست گرفتند تا به حال همه اهداف وبرنامه های این گروه از سیاستمداران رویارویی با ایران بوده و هست.
از زمان تاسیس اولین حکومت سعودی تا به حال بیش از دویست سال است که آمال و آرزوهای سعودی ها شکست ونابودی های ایرانی های شیعه بوده و هست و طی این دوست سال دو حکومت سعودی نیست و نابود شدند و ایران باقی ماند و سومین حکومت سعودی که در حال حاضر برقرار است تلاش دارد آمال و آرزویهای دیرینه اجدادی خود را برقرار کند.
حکومت سوم آل سعود در حالی تلاش دارد آمال و آرزویهای دیرینه اجداد خود را برقرار کند که همه نقشه هایی که ملیاردها دلار برای آن هزینه داشته طی چند دهه اخیر همگی با ناکامی مواجه شده.
شرایط به حدی برای این حکومت دشوار شده که همه اعتقادات بنیادین خود را کنار گذاشته و حاضر شده دست در دست شیطان بگذارد تا از شر ایران خلاص شود.
از جنگ یمن گرفته تا جنگ سوریه تا دخالت در بحرین و عراق تا حتی حمایت از گروه های تند رو در آفریقا و شرق آسیا و دیگر جاهای جهان همه به بهانه مقابله با ایران صدها ملیارد دلار هزینه برای عربستان سعودی در بر داشته و بسیاری سوال می کنند چگونه ایران توانسته با در آمد پر چالش و مشکلات اقتصادی و تحریم های بین المللی و… اینهمه نفوذ در سرتاسر جهان پیدا کند اما عربستان نتوانسته با ایران مقابله کند.
در صورت مقایسه هزینه هایی که عربستان سعودی ودیگر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس مضاف بر ایالات متحده و اسرائیل برای مقابله با ایران انجام داده اند شاید سر انسان سوت بکشد.
آقای ترامپ اخیرا اعلام کرده که ایالات متحده حدود هفت هزار ملیارد دلار فقط در دو دهه اخیر در خاورمیانه برای مهار ایران هزینه کرده، طبق گفته وزیر خارجه اسبق قطر اظهار عرب ها فقط 137 ملیارد دلار برای مقابله با ایران در سوریه هزینه کرده اند و طبق آمار و ارقام غیر رسمی عربستان سعودی به تنهایی حدود یکهزار و دویست ملیارد دلار طی هفت سال اخیر برای مقابله با ایران هزینه کرده.
اگر این ارقام را با هم جمع بزنیم می بینیم مبالغی که برای مهار ایران هزینه شده بیش از کل درآمد ایران در تاریخ ایران به حساب می آید
و با هیچ حساب کتابی جور در نمی آید که چگونه با این همه هزینه اینان نتوانسته اند ایران را مهار کنند.
نکته ای که اینجا مطرح است این است که طرفداران ایران در منطقه برای ایدئولوژی می جنگند و مبارزه می کنند در حالی که طرفداران دشمنان ایران برای پول.
مصطلحی در آمریکا هست که می گوید: "هر چیزی قیمتی دارد و هر چیزی را که می توان با پول خرید هر چه قدر گران باشد باز هم ارزان است"، ومبنای تعامل آمریکایی ها با دیگران همیشه بر همین اساس است.
اما نکته ای که اینجا مطرح است این است که جان انسان چه قدر ارزش دارد؟
طرفداران ایران جان بر کفانی هستند که جانشان را برای ایدئولوژی خود فدا می کنند، آیا می توان تصور کرد که این ایدئولوژی قابل خرید و فروش باشد؟
ارزش این ایدئولوژی هزاران ملیار دلار بیش از کل پولی است که دشمنان ایران در اختیار دارند.
خرید صدها ملیارد دلار سلاح و تغییر همه فرماندهان نظامی نمی تواند ابزاری برای مقابله با ایران به حساب آید وهمانگونه که انصار الله در یمن دست خالی در مقابل کلیه تسلیحات پیشرفته جهان ایستادند قطعا طرفداران ایران در سرتاسر منطقه می توانند همه طرح ها و نقشه های دشمنانشان را ناکام بگذارند.
اگر سیاستمداران دشمن ایرانی ها مقداری تعقل به خرج می دادند قطعا متوجه می شدند که عربستان سعودی و ایران دو همسایه هستند که باید بپذیرند با هم بسازند و وبسوزند و امکان ندارد بتوانند یکدیگر را حذف کنند.
اگر این دو کشور با هم متحد شوند قطعا می توانند کلیه مشکلات منطقه را با همکاری با یکدیگر حل و فصل کنند اما تا وقتی که با یکدیگر درگیر هستند زمینه نفوذ دشمنان و سوء استفاده از آنها را فراهم می کنند.
اگر سیاستمداران جوان سعودی می خواهند علم پیروزی برای شعر سرایی بر تپه ها را در دست بگیرند شاید بهترین راه این باشد که همراه جبهه مقاومت باشند نه در مقابل آن چون سابقه نشان داده که همه آنهایی که همراه جبهه مقاومت هستند محبوب ملت های خود می باشند.
شاید به جای همه این کارها بهتر باشد سیاستمداران نوجوان عربستانی به فکر باشند چگونه مشکلات خود با ایران را از راه مسالمت آمیز حل و فصل کنند و فراموش کنند که از راه نظامی امکان مقابله با ایران را نخواهند داشت.
بد نیست یادآوری کنیم که دو حکومت سابق آل سعودی در حالی که اینان دشمن اصلی خود را شیعیان ایرانی می دانستند یکی توسط مصری ها و دیگری توسط عثمانی ها نابود شد وایرانی ها حتی نیاز پیدا نکردند که با آل سعود روبرو شوند.
مقابله با ایران بازی کامپیوتری ای نیست که هر کس بتواند به آن ورود کند وسالم خارج شود، در صورت باخت جان جایگزینی وجود ندارد وامکان تکرار نیست، شاید ادامه این این رفتارها منجر شود بدون نیاز ایرانی ها به رویارویی مستقیم، حکومت سوم آل سعود هم نابود شود واز هم بپاشد.


منبع سایت اسپوتنیک "

Friday 2 March 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان یهود و خوردن خون ختنه نوزاد (ویدئویی استثنایی اگر نبینی ضرر کردی) ساخت
" یهود و خوردن خون ختنه نوزاد (ویدئویی استثنایی اگر نبینی ضرر کردی)

لینک زیر
https://www.aparat.com/v/Kpftw/%DB%8...AA%D9%86%D9%87 "

Thursday 1 March 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان فرهاد رهبر: زیباکلام از دو جا غیرقانونی حقوق میگرفت ساخت
" فرهاد رهبر: زیباکلام از دو جا غیرقانونی حقوق میگرفت


https://cdn.mashreghnews.ir/d/2018/01/28/2/2178973.jpg

رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در مورد اخراج صادق زیباکلام از این دانشگاه گفت: ما کسی را اخراج نکردیم بلکه به وی اعلام کردیم فعالیت شما غیرقانونی است.

به گزارش مشرق، فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی در مورد اخراج صادق زیباکلام از این دانشگاه واکنش نشان داد و توضیحاتی را ارائه داد.
فرهاد رهبر در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه برخی از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی مدعی شده اند که اخراج شده اند از جمله یکی از اساتید دانشگاه تهران، گفت: ما کسی را اخراج نکردیم. بلکه اعلام کردیم فعالیت شما غیرقانونی است چرا که از دو جا حقوق می گیرید. شما می توانید دانشگاه تهران را رها کنید و اینجا استخدام شوید و یا می توانید در دانشگاه تهران باشید و در دانشگاه آزاد به صورت حق التدریس فعالیت کنید.
بیشتر بخوانید:
پشت پرده و عوامل اصلی دختران خیابان انقلاب چه کسانی هستند ؟

رهبر با بیان اینکه ادامه همکاری دانشگاه آزاد با اساتید در حال تغییر است، افزود: اگر این استاد می خواهد تعبیر اخراج را به کار ببرد، ایرادی ندارد. خودش می گوید اخراج شده، پس اخراج شده. حتماً کاری کرده که اخراج شده است، حتما به خود شک دارد. آن وقت من بیایم به او بگویم که به خودت شک نداشته باش!
رئیس دانشگاه آزاد اسلامی گفت: اینکه فردی از دو جا حقوق بگیرد غیر قانونی است. کرسی های کار ما محدود است و اگر کسی بخواهد چند کرسی را اشغال کند، نمی توانیم جوانان جویای کار را مشغول به کار کنیم.
رهبر خاطرنشان کرد: به طور مثال استادی داریم که در یک دانشگاه دولتی استخدام است و در دانشگاه آزاد نیز استخدام است و در چند واحد دانشگاه هم به صورت حق التدریس فعالیت می کند. بنابراین شیوه قرارداد ما با این اساتید تغییر کرده که این اساتید می توانند به صورت حق التدریس فعالیت کنند.


منبع خبر

https://www.mashreghnews.ir/news/835...B1%D9%81%D8%AA "

Thursday 1 March 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان حسین مرعشی؛ قدرت، ثروت، فساد ساخت
" حسین مرعشی؛ قدرت، ثروت، فساد


http://www.dana.ir/File/ImageThumb_0_608_458/145203
حسین مرعشی پسرعموی همسر هاشمی رفسنجانی


آقای مرعشی با ورود به دفتر آقای هاشمی مجوز شرکت‌های خودرو‌سازی ازجمله شرکت‌هاي هزار، راين و... را که دریافتش برای دیگران سخت است، اما برای ایشان آسان، می‌گیرد.
به گزارش تبيين ،طلبه‌ی کرمانی وبلاگ‌نویسی است که در ماه های اخیر، با انتشار اسنادی مربوط به موسسه‌ی خیریه مولی الموحدین کرمان، سوال‌های بسیاری را در اذهان به وجود آورده است؛ سوالاتی که با سکوت مسئولان موسسه‌ی مذکور، برای پاسخ به آن‌ها، ناگزیر به یکی از منتقدین دولت سازندگی، که این موسسه برخاسته از دل آن است، مراجعه کردیم.
حجت‌الاسلام دکتر حسین جلالی، که بیش از هر چیز، با مواضع تندش در مقابل دولت سازندگی، رئیس و دست‌اندرکاران آن دولت، و حزب کارگزاران سازندگی شناخته می‌شود.
آن‌چه می‌خوانید، ماحصل مصاحبه‌ای طولانی با دکتر جلالی درخصوص موسسه ی خیریه ی مولی‌الموحدین کرمان است.
سوال: موضوع گفت‌وگوی ما بحث اسناد و سابقه‌ی خيريه‌ی مولي الموحدين است؛ موسسه‌ای که به تدريج از خیریه بودن خارج شده و تبدیل به يک شرکت خصوصی می‌شود. دست بردن افراد در اساسنامه‌ی خيريه، تغيير اشخاص حقيقي به حقوقي، اموال را به‌نام خود کردن، تعیین جانشین برای هیئت مدیره و... از حاشیه‌ها و ابهامات این موسسه است؛ تحلیل شما راجع به این مطالب چیست؟
دکتر جلالی: با توجه به این‌که محور خیریه مولی الموحدین آقای حسین مرعشی است، خوب است ابتدا من اطلاعاتی را درباره‌ی ايشان به شما عرض کنم.
آقاي مرعشي در یک خانواده‌ی ثروت‌مند در رفسنجان به دنیا آمد. چون از خانواده‌ی تقریبا ثروت‌مند و مرفهي است، خیلی حضور در مجامع دینی مذهبی و حتی انقلابی نداشت؛ زمان پیروزی انقلاب اسلامی هم دانشجوی دانشگاه کرمان بودد.
اول انقلاب که حمله به روحانیت به طور کلی آغاز شد - رأس این حمله‌ها متوجه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی است- طبيعتاً آقای رفسنجانی که از اقوام نزدیک آقای مرعشی است، مورد اتهاماتی قرار می‌گیرد و این اتهامات غالباً از ناحیه‌ی گروهک‌ها و سازمان‌های سیاسی در آن زمان صورت می‌پذیرد. آقای مرعشی روی حس ناسیونالیستی به دفاع از روحانیت به‌طور عام، و دفاع از آقای هاشمی به طور خاص کار مي‌کند که منجر به شکل‌گیری جهاد دانشگاهی در دانشگاه کرمان در اوایل انقلاب می‌شود.
سوال: یعنی تأسیس جهاد دانشگاهی زمینه ساز ورود مرعشی به عرصه‌ است؟
دکتر جلالی: جهاد دانشگاهی کرمان تحت عنوان دفاع از روحانیت خصوصاً آقای هاشمی شکل می‌گیرد؛ هر چند که در این بین گاهی دفاعیاتی از شهید بهشتی و مقام معظم رهبری هم صورت می‌گیرد که خود باعث می‌شود جهاد دانشگاهی به عنوان یک جریان اصول‌گرایی و طرف‌دار روحانیت ناب در کرمان بدرخشد که جوانان دانشگاه سرآمد آنان بودند؛ به پشتیبانی آقای مرعشی‌. البته بيش‌تر نماد روحانیت آقای هاشمی رفسنجانی بود. این حمایت‌های مرعشي از روحانیت، موجب شهرت و ورود ایشان و دوستان‌شان به جهاد سازندگی کشور می‌شود.
سوال: ورود مرعشی به عرصه‌ی سیاست و امور اجرایی چگونه کلید می‌خورد؟
دکتر جلالی: با توجه به سابقه‌ی آقاي مرعشي در جهاد دانشگاهي، مسئولیت جهاد سازندگی استان کرمان به آقای مرعشی واگذار می‌شود که طبيعتاً نقش مهمی در آشنا شدن وی با پتانسیل، امکانات و ظرفیت کرمان دارد. البته دوستان وي همچون اسحاق جهانگیری و آقایان اسکندری‌ها و... نيز در آن‌جا منصوب می‌شوند وتقریباً این شبکه در کرمان با عنوان جهاد سازندگی گسترش می‌یابد.
در زمان وزرات آقای ناطق نوری، با هماهنگی آقای رفسنجانی و مرعشی،آقای میرزاده استاندار کرمان می‌شود. آقای میرزاده از لحاظ تفکری به راست معروف هستند، اما از لحاظ عمل‌کرد در خدمت آقای مرعشی و جریان هاشمی می‌باشد.
سوال: زمینه‌ی ورود آقای مرعشی به استانداری چگونه فراهم شد؟
دکتر جلالی: با انتخاب آقای میرزاده بسیاری از افراد در جهاد سازندگی به استانداری منتقل می‌شوند. طبعاً در استانداری کرمان که مرکز تصمیم‌گیری برای استان محسوب می‌شود، آقای مرعشی با افراد بیشتری آشنایی پیدا می‌کند که پس از ایشان تدریجاً در مراحل بعد آقای مرعشی استاندار کرمان می‌شود.
سوال: موسسه‌ی خیریه مولی الموحدین در زمان استانداری آقای مرعشی بود؟
دکتر جلالی: زمانی که طرح تاسیس موسسه مولی الموحدین توسط آقای مرعشی ریخته می‌شود، همزمان است با سال 68 که جنگ تمام می‌شود و آقای هاشمی به ریاست جمهوری انتخاب می‌شوند.
دفتر ریاست جمهوری جناب هاشمی که در رأس قوه مجریه و شخص دوم مملکت است در اختیار مرعشی به عنوان شخص اصلي و محوری مجموعه مولی الموحدین قرار می‌گیرد و این‌جاست که آقای مرعشی به برخي اسناد ويژه دست‌رسی پیدا می‌کند.
سوال: منظور از اسناد ویژه؟
دکتر جلالی: آقای مرعشی در این‌جا از بدهکاری دولت مصر به کشورمان آگاه می‌شود. با توجه به قطع ارتباط ایران با مصر، آقای مرعشی از آقای هاشمی می‌خواهد که اگر بدهی را وصول کند، بدهی در اختیارشخص ايشان قرار بگیرد (که این‌جا نمی‌شود این اتهام را به آقای مرعشی داد که این سرمایه به‌صورت بذل بلا عوض بوده یا وام ) با این حال به هرشکل یک رانت محسوب می‌شود که باید اسنادش بررسی شود. بعد هیئتی با دولت مصر مذاکره می‌کند و از آن‌جایی که امیدی به پرداخت پول بدهی دولت مصر نبوده، با اندک چیزی هم راضی می‌شوند. دولت مصر هم 3 تا از هواپیماهای توپولف روس را که دسته دوم بودند، به عنوان بدهی می‌پردازد و اين هواپيماها در اختیار مرعشی قرار می‌گیرد که اوهم آن‌ها را به خیریه‌ی مولی الموحدین می‌سپارد. با این اقدام هواپیمایی ماهان شکل می‌گیرد.
سوال: پروژه ی هفت باغ، هفت آسمان چگونه راه‌اندازی شد؟
دکتر جلالی: از آن طرف آقای مرعشی چون استاندار بودند و مدیران با ایشان در ارتباط بودند، موارد دیگری از جمله هفت باغ، هفت آسمان شکل می‌گیرد و زمین‌های بین کرمان و ماهان که تقریبا 25-20کیلومتر از بهترین زمین‌های کرمان است در اختیار گروه مرعشی قرار می‌گیرد که باید دید منابع طبیعی با چه شرایطی این‌ها را اوگذار کرده است. آيا بایک 5 تومانی يا حتی یک ریالی و يا یک شاخه نبات معامله گردیده است‌؟ در هر حال منابع طبیعی باید اسناد را در اختیار مسئولین قرار دهد.
طبیعی است این‌ها که مسئول کرمان بودند، حال که زمین‌ها را خریدند از راه ترابری استان برای آسفالت از و برق استان برای روشنایی استفاده کنند و این‌چنین امکانات بیت المال در جهت آبادانی هفت باغ، هفت آسمان قرار گیرد و وقتی یک چنین امکاناتی از راه ترابری و برق و....در اختیارشان باشد، این زمین هر متري 1تومانی یک مرتبه قیمت 200الی 300هزارتومان پیدا می‌کند. لذا قسمت‌های 250متری با کم و زیاد تنظیم می‌کنند و از مردم می‌خواهند به عنوان سهام طلایی در طرح و خرید زمین‌ها مشارکت داشته باشند. با این وصف، یک درآمد میلیاردی و یک سود میلیاردی از طریق هفت باغ، هفت آسمان نصیب آن‌ها می‌شود.
سوال: شرکت خودروسازی هم توسط همین تیم راه اندازی شد؟
دکتر جلالی: آقای مرعشی با ورود به دفتر آقای هاشمی مجوز شرکت‌های خودرو‌سازی ازجمله شرکت‌هاي هزار، راين و... را که دریافتش برای دیگران سخت است، اما برای ایشان آسان، می‌گیرد. بنابراین این مجموعه هم وارد کرمان می‌شود و منتقل به موسسه‌ی مولی الموحدین. همچنین مجموعه‌ی دیگری مثل ارگ جدید بم که درآمد زیادی هم می‌تواند داشته باشد، به مجتمع خیرین متصل می‌شود.
این‌ها از عقبه‌های ثروت و سرمایه‌ی این جریان مولی الموحدین است. حالا بیایید کلیت سهام طلایی‌، خودرو‌سازی کرمان، ارگ جدید بم، جزیره کیش و هواپیمایی ماهان را در نظر بگیرید، ببینید که چه سود آوری با یک غول اقتصادی در جنوب شرق کشور دارد شکل می‌گیرد و امروز باید بررسی شود. قطعا ما هنوز نتوانستیم به همه‌ی عوامل آن دست پیدا کنیم که در جنوب کرمان، در جیرفت، چه کردند، چه طرح‌هایی برای جازموریان و برای بخشی از جاهای مهم اقتصادی کرمان داشتند؛ اینها مهم است و نیاز است بررسي شوند.
سوال: راه اندازی بنیاد مالی مشیز به چه هدفی صورت گرفت؟
دکتر جلالی: این‌جاست که اين‌ها احساس مي‌کنند نياز به يک صندوق مالي دارند که بنیاد مالی مشیز شکل مي‌گيرد و سرمایه‌ی این‌ها به موسسه مالی مشیز گسیل می‌شود. جالب است این نکته که نام این بنیاد را خیریه می‌گذارند که براساس مصوبات کشوری نام هر بنیادی که خیریه باشد، از پرداخت مالیات معاف است.
البته اين‌ها افرادی را هم در این کار قرار دادند که برخی حقیقی و برخی حقوقی بودند. افراد حقوقی مثل استاندار وقت یا امام جمعه محترم و یا... و افرد دیگری هم شخصیت حقیقی بودند که البته هیئت امنا مسئولند بگویند اين‌ها با میلیاردها تومان سود دارند چه کار خیری انجام مي‌دهند؟!. ..فوقش بگویند 10 میلیون تومان برای کارخیر به فلان مسئول دادیم و کمک به افراد بی‌سرپرست در فلان خانه‌ای مراقبت کردیم، ولی برای این ثروت کلان هيچ نظارت و بازرسی شکل نگرفته است.
سوال: یعنی هیچ نظارت و بازخواستی از این موسسه صورت نمی‌گیرد؟
دکتر جلالی: متاسفانه سهل انگاری و قصور و تقصیر در هیئت امنا، مسئولین و سایرین دیده می‌شود؛ به واسطه ارتباطی که با موسسه مولی الموحدین دارند چه راست وچه چپ!
با شراکت کردن، ذی نفع بودن و... انگیزه‌ای برای حل مسئله‌ی مولی الموحدین ندارند. نه در نمایندگان مجلس انگيزه‌اي دیده می‌شود، نه در قوه قضائیه، یعنی نه مدعی العموم دنبال کار هستند و نه کسی به عنوان مدعی خصوصی در صدد کار است.
با روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، انگیزه عدالت خواهی و عدالت محوری شروع شد. قبل از بحث دولت احمدی نژاد، پیام حضرت آقا به جنبش دانشجویی بود که ظاهراً از مراکز قانونی ناامید شدند که می‌فرماید :
« مسابقه رفاه ميان مسؤولان، بي‌اعتنايي به گسترش شكاف طبقاتي در ذهن و عمل برنامه‌ريزان، ثروت‌هاي سربرآورده در دستاني كه تا چندي پيش تهي بودند، هزينه كردن اموال عمومي در اقدام‌هاي بدون اولويت و به طريق اولي در كارهاي صرفاً تشريفاتي، ميدان دادن به عناصري كه زرنگي و پررويي آنان همه گلوگاه‌‌هاي اقتصادي را به روي آنان مي‌گشايد و خلاصه پديده بسيار خطرناك انبوه شدن ثروت در دست كساني كه آمادگي دارند آن را هزينه كسب قدرت سياسي كنند و البته با تكيه بر آن قدرت سياسي اضعاف آن‌چه را هزينه كرده‌اند، گرد مي‌آورند.
اين‌ها و امثال اين‌ها آن نقطه‌هاي استفهام برانگيزي است كه هر جوان معتقد به عدل اسلامي، ذهن و دل خود را به آن متوجه مي‌يابد و از كساني كه مظنون به چنين تخلفاتي شناخته مي‌شوند، پاسخ مي‌طلبد و همچنين در كنار آن از دولت و مجلس و دستگاه قضايي، عملكرد قاطعانه براي ريشه كن كردن اين فسادها را مطالبه مي‌كند.
امروز اين مهمترين و مطرح‌ترين مساله كشور ماست و نسل جوان دانشجوي متعهد و مؤمن نمي‌تواند نسبت به آن بي‌تفاوت بماند.»[1]
رهبر معظم انقلاب از دانشجویان می‌خواهند که مطالبه کنند؛ چقدر جمله صریح است که جمع شدن ثروت منجربه جمع شدن قدرت و جمع شدن قدرت منجر به فساد می‌شود.

سوال: سرمایه‌های این موسسه‌ی خیریه کجا و چگونه هزینه‌ می‌شوند؟
دکتر جلالی: روی کار آمدن کار گزاران سازندگی بر اساس ثروت مولی الموحدین است. بخشي از هزينه‌هاي روی کار آمدن دولت اصلاحات و خاتمی هم به‌خاطر ثروت موسسه مولی الموحدین است.
سوال: مطالبه‌گری آقای دکتر پور ابراهیمی از موسسه مولی الموحدین به کجا رسید؟
دکتر جلالی: جناب پور ابراهیمی که آن وقت معاون استانداري بود، گفته است پرونده مولی الموحدین را جمع کردم و همچنین مدعی است، درسال 84، 400 میلیارد تومان درآمد موسسه مولی الموحدین بوده است.
آقای دکتر پور ابراهیمی مي‌گوید پرونده را تکمیل کردیم و به قوه قضائیه فرستادیم که جلسه‌ای تشکیل شد باحضور آقای باهنر، ویکی از مسئولین. آقای پور ابراهیمی اینطور که گفتند: مرا آنجا خواستند آقای مرعشی هم بود و درخواست کردند که پرونده را پیگیری نکنم و حتی آقای مرعشی به من توهین کردند و در آن جلسه چند نفر دست به دست هم دادند و پرونده مختومه اعلام شد و در جایی گذاشتند که هنوز دارد خاک می‌خورد.
الآن که آقای پور ابراهیمی وارد مجلس شدند، قدرت دارند و وظیفه‌شان است که آن مسئله را در کمیسیون اصل90 و قوه قضائیه مطرح کنند. و البته من هر چه اطلاعات دارم، در اختیارشان خواهم گذاشت. ایشان از پرونده خوب اطلاع دارند و این مطالبی را هم که گفتم، بدون واسطه شنیدم نیاز به واسطه‌ای ندارد.
با این حال امروز زمان مناسبی است برای پرونده‌ای که در سال84 کلید خورد و در همان سال هم مختومه اعلام شد!
سوال: اختلافات مطرح شده بین اعضای موسسه مولی الموحدین بر سر چه مسئله‌ای شکل گرفت و سرانجام آن چه شد؟
دکتر جلالی: اختلافات پیش آمده بین اعضای موسسه مولی الموحدین منجر به شکل‌گیری دو دسته در درون خود می‌شود؛ یک گروه جناب مرعشی+همکاران و یک گروه دیگر حسین اسکندری با برادران‌شان، که در این اختلافات یک سری از مسائل آشکار می‌شود، اما بلافاصله با تفاهمی که صورت می‌گرد یک سری از اموال را جدا می‌کنند، مثل صندوق مشیز و قسمت‌هایی از موسسه مولی الموحدین را که در اختیار آقای اسکندی قرار می‌دهند که الآن حسین اسکندری در تهران هست و برادرش مظفر، در انگلیس درس می‌خواند!
آقای اسکندری هم اطلاعات خوبی می‌توانند در اختیار قرار دهند؛ البته اگر به این فکر نکنند که ممکن است برخی از اموال خودشان هم مصادره شود. باید اعتماد جلب شود هر چند که آقای اسکندری معتقدند که آقای مرعشی به آن‌ها خیانت کرده است و خیلی از اموال و حق و حقوق آن‌ها را نپرداخته است. و این قسمت بندی حتی بخش کوچکی از حق‌هایی که داشتند هم نیست!
آن‌چه که الآن مشخص است، این است که موسسه مولی الموحدین یکی از مراکز اقتصادی بزرگ در کشور است و وظیفه سازمان بازرسی است که پيگيري کند.

سوال: مردم چه وظیفه‌ای دارند؟
دکتر جلالی: قوه قضائیه، مسئولین کرمان، نمایندگان مجلس، ائمه جمعه و متدیّنین دست به دست هم دهند با طومار و در خواست‌های متعدد این اموال بررسی شود. حتی حدس قوی میزنیم بواسطه ی سوء استفاده از امکانات دولتی در جمع آوری اموال آن‌ها باید به بیت المال برگردد و خیلی هم حساب‌شان ساده است که بایک 2،2تا4تا می‌شود راحت اسناد را بررسی کرد و بدین رسید که اموال مربوط به مردم مظلوم کرمان است.
کلام آخر:
من پاسخ‌گوی آنچه گفتم، هستم؛ خصوصا که نام افراد را هم بردم درخواست عاجزانه دارم که مسئولین ترس نداشته باشند و دست از منافع مالی وجناح بازی بردارند و به خاطر رضای خداوند بیایند وسط و مسائل مربوط به موسسه مولی الموحدین را روشن کنند که این نکته خیلی مهم است تاکنون 24-23سال از عمر موسسه خیریه مولی الموحدین می‌گذرد و هنوز هیچ کس آمار دقیقی از مکان‌ها، سرمایه‌ها و افراد و سود‌هاي آن‌ها ارايه نداده است.
در خصوص(اسناد آن‌چه مطرح شد) ما ادعای گرفتن بدهی از مصر را کردیم که 3 تا هواپیما داده شده که بدهی مشخص است و واگذاری هم اسنادش موجود است؛ باید مشخص شود که آقای مرعشی پول را کی گرفتند و در چه راهی خرج کردند.
قراردهای بسته شده زمین‌های 7باغ، 7آسمان با منابع طبیعی هم اسنادش در منابع طبیعی موجود است، که آن‌هم باید دید چگونه واگذار شده است وچه ارگانی به آسفالت و...آن‌ها پرداخته است.
مسائلی چون زمین، خودروی کرمان و دووی خانواده هم اسنادش موجود است.
آقای پور ابراهیمی هم ادعا کردند که اسناد را جمع آوری کردند، که اگر مایل باشند، می‌توانند در اختیارمان قرار دهند.

http://tabyin.ir/node/16272 "

Wednesday 28 February 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان ماجرای رشت الکتریک چیست؟/ وقتی اژدهای هفت‌سر فساد در منزل مسئولان کشور خانه دارد + سند ساخت
" ماجرای رشت الکتریک چیست؟/ وقتی اژدهای هفت‌سر فساد در منزل مسئولان کشور خانه دارد + سند

https://cdn.mashreghnews.ir/d/2017/08/05/2/2009682.jpg

اگر مسئولان کشور از عاقبت غمناک کارخانه رشت الکتریک که با رانت به همسر برخی چهره‌های سیاسی واگذار شده بود درس می‌گرفتند این فاجعه تکرار نمی‌شد، اما...

سرویس اقتصاد مشرق - طی روزهای اخیر بازهم ماجرای واگذاری مشکوک و پرابهام یکی از بزرگترین کارخانه‌های تولید محصولات الکتریکی در کشور سر زبان‌ها افتاد و داغ دل کارگران بیکار مانده آن را تازه کرد. کارخانه‌ای که روزی علاوه بر اینکه نیازهای کشور را تامین می‌کرد و نامی‌آشنا برای خود دست‌وپا کرده بود، به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم اسباب تامین رزق و روزی هزاران نفر از مردم استان‌های شمالی کشور نیز شده بود. تا اینکه گروهی هوس کارخانه‌بازی به سرشان زد.
**ماجرای رشت الکتریک چیست؟

مهرماه سال ۸۲ و در دورانی که اسحاق جهانگیری سکاندار وزارت صنایع و معدن بود، در سکوت خبری ۷۲ درصد شرکت الکتریک ایران رشت که تا آن زمان متعلق به سازمان بازنشستگی کشوری بود، طی قراردادی که در راستای خصوصی‌سازی اعلام شده بود، به صورت اقساطی و براساس برخی شنیده‌ها با تخفیف ویژه در اختیار همسران و نزدیکان برخی شخصیت‌های سیاسی قرار گرفت.




https://cdn.mashreghnews.ir/d/2018/02/27/0/2201123.png

مالکان جدید کارخانه رشت الکتریک
براساس این سند، مالکان جدید شرکت رشت الکتریک کسانی نبودند جز خانم‌ها خیرالنساء عسگریان همسر غلامحسین کرباسچی، فاطمه صدیقیان همسر عبدالله نوری، گیتا شاه‌نواز همسر غلامرضا قبه و سوده جبلی دختر باجناق کرباسچی.
در واقع این ۴ خانم بر حسب ظاهر بدون اینکه هیچ تجربه‌ای در این زمینه داشته باشند، توانستند براساس ارتباطات خاص، یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌ها را با قدمت ۵۰ ساله با قیمت پایین و اقساط زیاد به چنگ آورند و شانس خود را در کارخانه داری بسنجند. طبق اسناد موجود از قرارداد، این کارخانه با ۱۲ هکتار زمین و تجهیزات و نیروی انسانی به قیمت ناچیز ۱ میلیارد و ۸۶۰ میلیون تومانی در اختیار خریداران قرار گرفت. در واقع همان روز اگر تجهیزات کارخانه محاسبه میشد به همین میزان ارزشگذاری می شد.
تا اینجای کار هیچ تغییری در وضعیت کارخانه اتفاق نیفتاد اما از روزی که شرکت در اختیار این افراد قرار گرفت، نه کارخانه روی خوش به‌خود دید و نه کارگران.
**مخروبه‌ای که باقی‌ ماند

مدت زیادی نگذشته بود که خریداران علی‌رغم اینکه طبق ماده ۸ قرارداد فروش، به هیچ عنوان اجازه تعطیلی شرکت را نداشتند و مکلف بودند شرکت را به بهترین نحو ممکن در جهت افزایش تولید و بهره‌وری اداره کنند اما در عمل با فروش تجهیزات و ماشین‌آلات، علاوه بر اینکه بیکاری کارگران را آغاز کردند بلکه کارخانه را نیز به تعطیلی کشاندند. در واقع سرنوشت این کارخانه پس از واگذاری این بود که به جای توسعه تولید تمامی تجهیزات کارخانه فروخته و به تعطیلی کشیده شد.




https://cdn.mashreghnews.ir/d/2018/02/27/0/2201148.png

ماده ۸ قرارداد اجازه تعطیلی کارخانه را نمیدهد
تعطیلی که از همان روزهای اول موجب شد کارگران بسیاری در اعتراض به عملکرد ضعیف این ۴ خانم رانت‌دار اعتراض کنند و پارچه نوشته‌هایی را در نشان دادن اعتراضشان بر در و دیوار کارخانه بزنند.
کارخانه ای که روزی محل تامین روزی آنان و خانواده‌هایشان بود و حالا نه تنها به ویرانه‌ای تبدیل شده بلکه حتی حق و حقوق باقی‌مانده کارگران را نیز تسویه نمی‌کند.و در این میان کارگرانی نیز بودند که مرگ زودتر به سراغشان آمد و در چشم‌انتظاری رسیدن به حق‌شان دنیا را ترک کردند.




https://cdn.mashreghnews.ir/d/2018/02/27/0/2201162.png

وضعیت فعلی کارخانه
حال اما پس از گذشت ۱۴ سال از زمان واگذاری کارخانه دوباره زمزمه‌هایی بر سر زبان‌ها افتاده که نشان از این دارد ۴ خانم مالک کارخانه که به خوبی موفق شدند آن را به تعطیلی بکشانند، در پی این هستند تا با واسطه‌گری و استفاده از رانت، زمین کارخانه را که به ویرانه‌ای تبدیل شده، با تعدادی خانه لوکس در شمال تهران تعویض نمایند و در واقع دوباره کارخانه را به دولت برگردانند. مسئله ای که نیاز است هرچه سریعتر نهادهای ناظر و بازرس و همچنین مسئولان وزارت‌خانه‌های ذیربط در خصوص آن اعلام نظر نمایند.
**عاقبت مکانیزم رانتی

رانت در هر جایی که باشد فسادزا ست و نتیجه ای جز تخریب و از بین رفتن دارایی و سرمایه کشور در پی ندارد. تجربه نشان داده است در زمنیه‌ خصوصی ‌سازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، هرجا رانت و شائبه آن وجود داشته، نتیجه ای جز ضرر و زیان برای کشور به همراه نیاورده است.
در واقع اگر مسئولان به درستی از ماجرای واگذاری غیراصولی و رانتی شرکت رشت الکتریک درس می‌گرفتند و مایه عبرتشان می‌شد هیچگاه شاهد تکرار این فاجعه در واگذاری‌هایی همچون آلومینیوم المهدی و هرمزال و یا در همین اواخر واگذاری پالایشگاه کرمانشاه نبودیم.
مشرق بررسی می‌کند؛
خصوصی‌سازی یا غارت بیت‌المال؟ / با ۲۱ میلیارد تومان صاحب پالایشگاه شوید! +تصاویر
تداوم این رویه غلط در تصمیم‌گیری مسئولان کشور نشان از این واقعیت دارد که عده ای یا براساس منافع شخصی و وحزبی و یا براثر جهل و نادانی خواسته یا ناخواسته در حال از بین بردن چرخ تولید در کشور هستند و رویای وابستگی ایران را در سر می‌پرورانند.
شاید در این میان مصوبه جدید مجلس شورای اسلامی در بررسی اموال مسئولان از ابتدای انقلاب تا کنون اگر بدرستی اجرا شود، علت واگذاری‌های برخی از شرکت ها به افراد خاص و نزدیکانشان و همچنین دارایی هزاران میلیارد تومانی برخی وزرا و مدیران فعلی و سابق کشور مشخص شود.




منبع خبر
https://www.mashreghnews.ir/news/835...84%D8%A7%D9%86
"

Wednesday 28 February 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان «رشت الکتریک» را بالا کشیدند برای استادیوم و حجاب سناریو می‌سازند ساخت
" «رشت الکتریک» را بالا کشیدند برای استادیوم و حجاب سناریو می‌سازند



https://cdn.mashreghnews.ir/d/2018/0...=1519730950000

هیاهو بر سر حقوق زنان هر روز بالا و بالاتر می‌رود،یک روز ورود زنان به استادیوم می‌شود نهایت آمال و آرزوها و یک روز حجاب اجباری و انکار حجاب و تن‌نمایی و...! ماجرا چیست؟!

به گزارش مشرق، انحراف افکار عمومی از موضوعات اصلی، یکی از مهمترین شگردهای عملیات روانی است و متخصصان این امر اکنون در اطراف دولت کم نیستند. تلاش برای فعال کردن گسل‌های مختلف جامعه از جمله گسل‌های جنسیتی مدتهاست در دستور کار قرار گرفته و در این بین، انگشت گذاشتن روی گروه‌هایی که اتفاقا مشکلات متعدد دارند، زمینه موفقیت بیشتری را پیش‌روی طراحان و سناریونویس‌ها می‌گذارد.

اکنون بیش از ۴ میلیون دانشجو مشغول تحصیلند.

حدود ۱۲ میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی هم داریم.

بر اساس آمار رسمی حدود ۶۰ درصد دانشجویان را دختران تشکیل می‌دهند و بیش از نیمی از فارغ‌التحصیلان هم دخترند.

مرکز پژوهش‌های مجلس،۶ میلیون نفر را بیکار اعلام کرده و زنگ خطر را به صدا درآورده است.

همین چند سطر آمار چه چیزی را به شما می‌گوید؟!

آنالیز ساده این آمار می‌گوید دختران دانشجو و فارغ‌التحصیل زیادی وجود دارند که هیچ شغلی ندارند و هیچ فرصت شغلی هم برای آنها به این زودی‌ها متصور نیست.

در موضوعات دیگر زنان و دختران چه وضعی دارند؟!

سرانه فضاهای ورزشی و تفریحی اختصاصی برای زنان و دختران ایرانی به شدت با استانداردهای حداقلی فاصله دارد و کوچکترین جهت گیری برای جبران این فاصله دیده نمی‌شود. ورزشگاه‌های اختصاصی و مناسب‌سازی شده در دستور کار دولت نیست و پارک بانوان که زنان ما بتوانند آزادانه و با لباس غیررسمی و راحت در آن قدم بزنند در فهرست‌های دولتی و شهرداری جایی ندارند!

سرانه فضاهای اختصاصی برای بانوان تهرانی یک سانتی‌متر مربع است! وضع دیگر شهرها و استان‌ها دیگر معلوم است و نیازی به اندازه‌گیری نیست!

در مقابل، فلان مقام مسئول، تعطیلات را در ویلای اختصاصی در کیش می‌گذراند،آن یکی به اروپا می‌رود و آن دیگری به شمال! آنها و دخترانشان اصلا نمی‌فهمند دختران ما چه مشکلی دارند! نه غم شغل دارند نه غم تفریح و نه غم فضای تفریح و بازی!

برای آنها نان گرم است و آب سرد، کار آماده و حق اوقات فراغت هم به‌راه!

این بغض فروخورده دختران معمولی جامعه از تبعیض و بی‌عدالتی مدیران و مسئولان است که برخی را نگران کرده و می‌ترسند جایی گریبانشان را بگیرد! پس باید آن را منحرف کرد!

چگونه؟!

اینگونه که اگر کار نداریم، سرکار گذاشتن که داریم، همه را بفرستیم سرکار!

باید برای او مهمترین مسئله بشود رفتن یا نرفتن به استادیوم! با کدام پول مهم نیست! چند درصد مهم نیست! برای چه مهم نیست! مهم این است که او را پر از بغض کنیم نسبت به گروه دیگری از جامعه خودش! به چادری‌ها، به روحانی‌ها، به نظام! به او بگوییم آن بدبختی‌ها هیچی نیست! اصلا آنها را فراموش کن، اگر تو بتوانی بروی استادیوم، انگار هم شغل داری، هم شوهر داری، هم مسکن داری، هم بچه‌ داری و... خلاصه همه چیز داری!

کارهای تکمیلی هم در این پروژه لازم است. باید به او حالی کرد که اگر تو گرهی در زندگی داری فقط به‌خاطر حجاب است!شغل نداری چون حجاب اجباری است! نان نداری چون حجاب اجباری است! ازدواج نمی‌کنی چون حجاب اجباری و در یک کلام، هر چه مشکل داری به خاطر این است که جمهوری اسلامی حجاب را اجباری کرده!

پس پیش به سوی رهایی از حجاب اجباری! برو و روسریت را سر چوب بزن و از حجاب اعلام برائت کن!

آن زن قالی باف، آن زن کشاورز، آن دختر روستایی، آن دختر تحصیل کرده، آن بانوی شهری و... همه مشکلاتشان با این حل می‌شود؟! اصلا با این فقره مشکل دارند؟! یا نه، باید مشکلات تغییر کنند و تولید مسئله شود؟!

این نهایت تدبیر جماعتی است که هیچ تدبیر برای هیچ‌کاری ندارد و هیچ امیدی در دلی برنمی‌انگیزد!

قربانیان این ماجرا چه کسانی هستند؟! دختران و زنان ساده دلی که نمی‌دانند دارند سند بیکاری ابدی و قربانی شدن همیشگی‌شان را امضا می‌کنند! آنهایی که فکر می‌کنند در حال مبارزه هستند و منطق اصلاح‌طلبی و آزادی را پیش می‌برند!

طفلکانی که خبر از طراحی‌ها ندارند و معصومانه قربانی زراندوزی دیگران می‌شوند!

آنها از خودشان نمی‌پرسند راستی! در این پروژه «نه به حجاب اجباری»! چرا دختر فلانی نیست! چرا دختر فلان وزیر و وکیل نیستند! مگر آنها نمی‌گویند حامی ما هستند؟! پس چرا هیچ بروز و ظهور عینی و عملی ندارند؟!

پاسخ ساده است! آنها فقط قربانی می‌خواهند، برده می‌خواهند، عروسک می‌خواهند تا فقط و فقط حواس‌ها پرت شود و کسی سؤالات اصلی را نپرسد! طبیعی است که به دختر خودشان اجازه ندهند در بازی وارد شود! دخترآنها، زن آنها و حتی نوه آنها خیلی با کلاس‌ترند از اینکه روی پست برق بروند! آنها در کار بیزینس هستند! کارخانه دارند و پول پارو می‌کنند! بورس تحصیلی می‌گیرند و هنوز فارغ التحصیل نشده، هیئت علمی می‌شوند! دختر خیابان انقلاب را شیر می‌کنند که از سکو بالا برود، اما در اصل، او به پله‌ای تبدیل می‌شود برای بالا رفتن خودشان!

فلان خانم مسئول دولتی چند سال است که دفتر وکالت در کانادا دارد، شغل دولتی بسیار بالا دارد، پول خوبی می‌گیرد، رفت و آمد آسان دارد و برای آزادی دختران حرف‌های قشنگ هم می‌زند! چقدر آزادی خواه و مترقی!
بیشتر بخوانید:
واکنش کاربران فضای مجازی به واگذاری رشت الکتریک

ماجرای رشت الکتریک چیست؟

و یا به عنوان نمونه و فقط یک نمونه که خبرگزاری فارس از گیلان مخابره کرده و به رسانه‌ها کشیده شده است، آقای کرباسچی شهردار اسبق، که این روزها، در این دانشگاه و آن دانشگاه برای عدالت و آزادی و حق انتخاب سخنرانی می‌کند، سال ۸۲ کارخانه رشت الکتریک را با حدود ۶۰۰ کارگر برای همسر خود، همسر قبه، همسر عبدالله‌نوری و همسر شریعتی دهقان خرید ،کارگرانش را بیکار کرد و حالا می‌خواهد زمین باقیمانده از آن کارخانه پررونق را با ۶۰ آپارتمان لوکس در شمال تهران معاوضه کند!

و حالا دخترانی باید از سکو بالا بروند! باید روسری از سر بردارند و آزادی را فریاد کنند! باید به استادیوم بروند تا فوتبال تماشا کنند و همسران و دختران آقایان باید پول پارو کنند، ثروتمند بشوند، خوش بگذرانند و به ریش این جماعت بیچاره و بی‌خبر از همه چیز، بخندند! می‌بینید چه تقسیم کار عادلانه‌ای؟! نبرد برای شما، پول برای ما! بیکاری برای شما، عیش و خوشی برای ما! تنهایی برای شما، سفر اروپایی و ازدواج ‌اشرافی برای ما! اما یادتان باشد،شما مبارزید! شما دختران خیابان انقلابید! شما باعث سربلندی زنان ایرانی هستید! اصلا همه اسم‌های خوب برای شماست ولی ما آن پشت، سناریو می‌نویسیم، شما همچنان سرگرم باشید و ما همچنان ثروت اندوزی می‌کنیم! دختر فلانی با پسر فلانی صرافی می‌زند و در حالیکه بابا جان حق اوقات فراغت می‌گیرد، با رانت و سهمیه دو میلیارد تومانی به لیست امید می‌رود و ازآنجا به کرسی مجلس می‌رسد! می‌بینید که مبارزه شما نتیجه داده و ما بازهم ثروتمندتر شدیم و شما هم اسمتان به‌عنوان مبارز ثبت شده! همین سهم شما کافی نیست؟!

این خلاصه ماجراست، دولتمردان و دولت‌زنانی که برای سر کار گذاشتن زنان و دختران، هرروز سناریویی تازه و مضمونی نو کوک می‌کنند و دخترانی که ساده انگارانه در حال مبارزه‌اند!

ثروت‌های حرام آنها را به مکر شیطانی مجهز کرده و با رسانه‌هایی که از آن پول‌های حرام ارتزاق می‌کنند، هرروز برای دختران مسئله را داغ‌ترمی‌کنند. آیا زمانی برای بیدار شدن وجود دارد؟!


منبع خبر
https://www.mashreghnews.ir/news/835...B2%D9%86%D8%AF "

Wednesday 28 February 2018

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر ساخت
" مظلوم‌ترین خانواده شیعی ایران/ غریب‌ترین حسینیه جهان+تصاویر
خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: در همین نزدیکی در یکی از استان‌های جنوبی روستایی قرار دارد که حدود 400 خانوار دارد و فقط یک خانواده آن شیعه هستند. آن هم چه شیعه با معرفتی که در این زمانه نظیرشان کم پیدا می‌شود! این خانواده با اینکه خودشان فقیر هستند یک حسینیه کوچک در کنار منزلشان ساخته‌اند. این حسینیه با شرایط خاصش می‌تواند گوشه‌ای از مظلومیت اهل‌بیت را در مملکت شیعه به تصویر بکشد، با همکاری مسئول گروه جهادی مروجین مذهب با این خانواده مظلوم اما بلندهمت گفت‌وگو‌ کردیم که در ادامه می‌خوانید.
*خودتان را معرفی کنید:
- «ف.م» هستم که سه خواهر و سه برادر دارم.
*برادرانتان پیش شما هستند؟
-دو تا از آن‌ها در بندرعباس کارگر هستند، دیگری در خانه پدرزنش در نزدیکی ایرانشهر زندگی می‌کند و کار ندارد.
*در واقع شما اینجا تنها هستید؟
-همراه با پدر، مادرم و دو خواهر دیگرم اینجا زندگی می‌کنیم.
*روستای شما چند خانوار دارد؟
- حدود 400 خانوار است.
*شما تنها خانواده شیعه این منطقه هستید؟
-بله! حتماً حکمتی داشته است که ما اینجا باشیم تا از اباعبدالله الحسین یاد کنیم.
* شما به اینجا مهاجرت کردید؟
-پدرم مال این روستا نیست،‌ مادرم ساکن این روستا بوده، به همین دلیل پدرم در اینجا سکونت کرده است، همه ما در اینجا به دنیا آمده‌ایم.
*پدرتان از ابتدا سنی مذهب بوده است؟
-نه، ایشان از ابتدا شیعه بوده است.
*مادرتان چطور؟
-نه مادرم، چهار سالی می‌شود که شیعه شده است.
*اینکه شما تنها خانواده شیعه این روستا هستید، برای شما مشکلاتی نداشته است؟!
- چرا! در سال‌های اولی که حسینیه را راه‌اندازی کردیم، به ما خیلی فشار می‌آوردند، حتی موقعی که روحانی برای مراسم عزاداری به حسینیه می‌آمد، برخی افراد روی پشت‌بام می‌رفتند و مسخره می‌کردند، اما ما در مجالس با مهربانی نه با جنگ و دعوا برای آن‌ها توضیح می‌دادیم که این کار آن‌ها اشتباه است.
*حسینیه را چگونه ساختید؟
-اول خانه و حسینیه یکی بود، برای ما هم سخت بود، اما تمام مراسم را توی حسینیه برگزار می‌کردیم، الان سه سالی می شود که حسینیه ساخته‌ایم.
*در حسینیه چه مراسم‌هایی برگزار می‌کنید؟
- در ایامی که روحانی و مداح می‌آید -فاطمیه، محرم، صفر و ماه رمضان- مراسم می‌گیریم و خرج می‌دهیم، از خواندن زیارت عاشورا، دعای توسل گرفته تا دعای ندبه و خواندن دعای جوشن کبیر در ماه رمضان، اگر موقعی هم روحانی نداشته باشیم، نوار می‌گذاریم و با نوار مراسم را برگزار می‌کنیم، برخی مواقع هم خودمان روضه می‌خوانیم، البته بعضی از مردم خودشان به حسینیه می‌آیند، برخی دیگر هم خودمان می‌رویم و دعوت‌شان می‌کنیم.
* غذا هم می‌دهید؟
- بله من و خواهرم آشپزی می‌کنیم.
* مراسم را برای چه کسانی برگزار می‌کنید، با توجه به اینکه شما تنها خانواده شیعه این روستا هستید؟!
- بعضی از اهل سنت روستا هم در مراسم ما حضور پیدا می‌کنند، برای خانم‌های روستا کلاس قرآن می‌گذاریم، البته چند نفری هم شیعه شده‌اند و بعضی هم دوست دارند که شیعه شوند، اما پدر و مادرشان اجازه نمی‌دهند.
*رفتار مردم روستا با شما چگونه است؟
-اکثر افراد این روستا بر ضد ما کار می‌کنند، مثلاً وقتی روحانی اینجا می‌آید، اعتراض می‌کنند. به ما می‌گویند برای چه اذان پخش می‌کنید، چرا تنها برای یک خانواده اذان پخش می‌کنید؟!
* با وجود این همه سختی چرا از این روستا نمی‌روید؟
-درست است که ما تنها خانواده شیعه این روستا هستیم، اما به خاطر برپا داشتن مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین هیچ وقت راضی نیستیم محل را ترک کنیم،‌ ‌اگر ما روستا را ترک کنیم، دیگر نامی از اهل‌بیت برده نمی‌شود.
*ممکن است که شما در این مسیر خیلی اذیت شوید؟!
-ما به خاطر زنده نگه داشتن اسم اباعبدالله این روستا را ترک نمی‌کنیم، هر چقدر هم به ما فشار بیاورند و اذیتمان کنند، هرگز بر نمی‌گردیم.(با تحکم خاص)
* با اینکه شما در مضیقه مالی قرار دارید،‌ اما در مراسم خرجی می‌دهید!
- اگر کسی از افراد خانواده درآمدی داشته باشد و پولی به دستمان برسد و روز شهادت یکی از ائمه نزدیک باشد، آن پول را خرج نمی‌کنیم و در مراسم ائمه خرج می‌کنیم.
*فقط شیعه‌ها در مراسم شما حضور پیدا می‌کنند؟
-نه سنی‌ها هم می‌آیند، هنگامی که برای مراسم ناهار یا شام درست می‌کنیم، اهالی روستا می‌آیند و غذا می‌گیرند.
* این گونه که بر می‌آید، شما برای تأمین هزینه‌های زندگی در مضیقه هستید؟
-بله! مدتی است که پدرم دیگر کار نمی‌کند، البته خدا می‌رساند و اعتقاد داریم که اهل بیت ما را تنها نمی‌گذارند.
*شما دست‌نوشته‌هایی دارید، این‌ها را برای چه نوشته‌اید؟
-راستش یک‌سری حرف‌ها توی دلم بود و از خدا می‌خواستم کسی اینجا بیاید تا درد دل‌هایم را به او بگویم که ما چقدر در این روستا سختی می‌کشیم، برای همین هر چیزی که به نظرم می‌آمد یا در دلم بود را می‌نوشتم تا چیزی از قلم نیفتد.
*برای امام زمان هم نوشته‌اید؟
-بله! بعد از نماز و خواندن دعای فرج در دفترم درد دل‌هایم را یادداشت می‌کنم، هنگامی که پیش خودم فکر می‌کنم و به یاد سختی‌های مراسم عزاداری و گرمای بیش از حد اینجا می‌افتم، می‌بینم که این سختی‌ها با سختی‌هایی که امام حسین و حضرت زینب کشیدند، قابل مقایسه نیست، درست است که این شرایط سخت است، اما این سختی‌ها کجا و آن کجا!
*در همین روستا درس خواندید؟
- نه در روستای دیگری
* این روستا مدرسه هم دارد؟
-بله! تا مقطع راهنمایی دارد
* شما تا چه مقطعی درس خواندید؟
- دیپلم دارم.
*حوزه علمیه هم رفتید؟
-بله، هنگامی که دبیرستان بودم، صبح‌ها به مدرسه و بعد از ظهر‌ها حوزه علمیه می‌رفتم، از آنجایی که در آن مدرسه بیشتر اهل سنت بودند، خیلی ما را اذیت می‌کردند و از اینکه من حوزه می‌رفتم خیلی ناراحت بودند، برای همین جوری حوزه می‌رفتم که آن‌ها متوجه نشوند.
*با ماشین به مدرسه می‌رفتید؟
-نه یک ساعت و نیم با پای پیاده به مدرسه می‌رفتم و حوزه هم از مدرسه خیلی فاصله داشت، خیلی اذیت می‌شدم.
*مثل اینکه چند نفر از اهالی را شیعه کردید؟
-در حوزه که درس می‌خواندم، ماه رمضان که می‌شد می‌گفتند بروید احکام را بگویید، من هم می‌رفتم و به اهالی روستا می‌گفتم بیایید تا قرآن یادتان بدهم،‌خواندن قرآن در ماه رمضان ثواب دارد، در کنار قرآن از اهل‌بیت می‌گفتم و می‌گفتم که حضرت علی و فاطمه زهرا چگونه شخصیتی هستند.
وقتی اینجا می‌آمدند می‌گفتند رفتار شما خیلی خوب است،‌در حالی‌ که مولوی‌های ما اخلاقشان تند است، من هم می‌گفتم این اخلاق و رفتار تأثیرش از اهل‌بیت است، چرا که آن‌ها الگوی ما هستند، خلاصه کم کم با آن‌ها صحبت می کردیم و می‌گفتند که می‌خواهیم شیعه شویم، البته بعضی از آن‌ها که مریض بودند و شفای خود را از اهل‌بیت گرفتند، شیعه شدند و ما هم راهنمایی کردیم.
* فامیل‌های شما هم شیعه هستند؟
- نه اکثرا سنی هستند.
*رفت و آمد دارید؟
- بعضی از فامیلهای مادرم به خاطر اینکه شیعه شده‌ایم با ما قهر کرده‌اند.
*همسر شما شیعه است؟
-بله! البته دو دختر عمو دارم، بعد از اینکه ازدواج کردند‌، با اجبار همسرشان سنی شدند، برای همین من با یک شیعه از یک استان دیگر ازدواج کردم، چرا که در فامیل خودمان خواستگار شیعه نداشتم، الان هم خواهر بزرگترم به خاطر همین مشکل 28 سال دارد، اما ازدواج نکرده است، البته خواستگارهای سنی دارد که حاضرند سه میلیون تومان هم به پدرمان بدهند، اما مادرم می‌گوید اگر دخترم شصت سالش هم شود، او را به سنی نمی دهم، خواهرم حاضر است با یک شیعه کور ازدواج کند اما با سنی ازدواج نکند.
* شرطی هم گذاشتید؟
-بله! با امام حسین عهد بسته‌ایم که هر گاه شوهر کردیم، باید ماه رمضان، محرم و صفر اینجا باشیم تا در حسینیه مراسم عزاداری برگزار کنیم تا اسم اهل بیت همیشه اینجا باشد.
*یعنی به همسرتان این شرایط را گفتید؟
- بله وقتی خواستگاری آمدند، گفتم که من در این ایام باید اینجا باشم، زیرا با اباعبدالله عهد بستم که هر کجا باشم این ایام را اینجا باشیم.
* از امام حسین چه ‌درخواستی کردید؟
- گفتم: یا اباعبدالله ما در یک روستایی هستیم که خیلی مظلومیم، البته هر چقدر مظلوم باشیم به پای مظلومیت شما نمی‌رسد. (گریه بسیار)
* آب شما را بستند؟ در ماه رمضان آب نداشتید؟!
- بله لوله آب ما را بریدند و ما در ماه رمضان آب نداشتیم و مجبور بودیم برویم از یک چشمه آب بیاوریم، یک چاه آب زده بودیم، اما آن‌ها رفتند و یک کم آن طرف‌تر چاه زدند و 3 تا پمپ گذاشتند که باعث شد چاه آب ما خشک شود، راه‌های اصلی به سمت خانه ما را با چوب بستند تا هنگامی که روحانی به حسینیه ما می‌آید نتواند به راحتی عبور کند.
*شما بیشتر از نبود روحانی ناراحت هستید تا نبود امکانات مانند آب و برق!
-روحانی وقتی اینجا می‌آید، به طبع آن مراسم عزاداری با شکو‌ه‌تر است و ذکر اباعبدالله گفته می‌شود، ولی وقتی روحانی نیست، نمی‌توانیم مراسم خوبی برگزار کنیم.
*به نظر شما اینجا شبیه کربلا نیست،‌ آب و راه را به روی شما می‌بندند و هوا به شدت گرم است!
- (گریه)
* همیشه چادر می‌پوشید؟
- بله
* در گرما اذیت نمی‌شوید؟
- درست است که در گرما اذیت می‌شویم، اما باید این حجاب و عفاف باشد.
* در شهر، برخی بانوان با اینکه شیعه هستند اما حجاب درستی ندارند، شما چطور در این گرمای زیاد حجابتان این گونه است؟
- ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است/ ارزنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است
از آنجایی که خانه‌ ما روی بلندی قرار دارد، اگر لباس و چادرمان رنگی باشد، جلب توجه می‌کند و می‌گویند ببینید شیعه‌ها چطوری هستند!
* از ابتدا این مکان را برای زندگی انتخاب کردید؟
-بله، اینجا برای پدربزرگ مادریم بود، پدرم اینجا را درست کرده، با الاغ وسیله‌ها را بالا آورد و ما هم بلوک را بالای سرمان می‌گذاشتیم و می‌آوردیم و به سختی این حسینیه را درست کردیم.
*وضعیت حسینیه شما خیلی بهتر از خانه شماست؟!
ـ این دو اتاق از ابتدا بوده و خیلی قدیمی است، داخلش که بروید، سیمان‌هایش ریخته و دیوارش ترک خورده است.
*چرا حسینیه تفاوت زیادی با محل زندگی شما دارد؟
- برای اینکه مکان مجلسی که برای اباعبدالله الحسین گرفته می‌شود، باید خوب باشد، ما هرگز راضی نمی‌شویم که خودمان در جای بهتری باشیم، نه این کار را نمی‌توانیم بکنیم، آنجا باید خیلی خوب باشد تا مردم به کوچکترین بهانه‌ای دور نشوند.
*از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، متشکریم.
- از زحمات شما و حجت‌الاسلام رضایی برای سر زدن به حسینیه الزهرا نهایت تشکر را دارم، امیدوارم که خداوند ما را از پیروان راستین امیرالمؤمنین و خانم فاطمه زهرا قرار دهد.
به گزارش فارس، گروه جهادی «مروجین مذهب» ترویج مذهب در مناطق محروم را هدف اصلی خود قرار داده‌اند و این خانواده و محرومین دیگر این شهرستان را مورد حمایت مادی و معنوی خود قرار می‌دهند، علاقه‌مندان می‌توانند برای کسب اطلاعات بیشتر از فعالیت‌های این گروه و کمک به خانواده مذکور به نشانی www.seza.ir مراجعه کنند.
انتهای پیام/ک



http://media.farsnews.com/media/Uplo...499_PhotoL.jpg
موانع ایجاد شده برای تردد این خانواده شیعی


http://media.farsnews.com/media/Uplo...494_PhotoL.jpg
http://media.farsnews.com/media/Uplo...497_PhotoL.jpg
http://media.farsnews.com/media/Uplo...502_PhotoL.jpg
http://media.farsnews.com/media/Uplo...498_PhotoL.jpg
http://media.farsnews.com/media/Uplo...507_PhotoL.jpg

http://media.farsnews.com/media/Uplo...476_PhotoL.jpg
منزلی که در ابتدا هم حسینیه بود و هم خانه

http://media.farsnews.com/media/Uplo...483_PhotoL.jpg

نمای درونی حسینیه الزهرا روستا

http://media.farsnews.com/media/Uplo...480_PhotoL.jpg
نمای درونی منزل

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920612001206 "

Sunday 29 January 2017

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان به صورت بی سر و صداایران در حال افغانیزه (وهابی) شدن است ساخت
" به خاطر مهاجرت افغان ها به ایران و ازدواج غیرقانونی با زنان فقیر سیستان و بلوچستان و خراسان و زاد و ولد زیاد انها میلیون ها کودک که پدرشان افغانی سنی است در ایران متولد شده اند اکثر پدرهای افغان این زن های ایرانی را به همراه کودکانشان در ایران تنها گذاشته و به افغانستان بازگشته اند و متاسفانه میلیون ها کودک و جوان در ایران وجود دارند که پدری افغانی و مادری ایرانی دارند اینها اکثرا سنی هستند و به این طریق شاهد رشد شدید جمعیت سنی مذهب در این چند سال در ایران هستیم. و این جواب این معماست که چطوری به یکباری جمعیت سنی ایران زیاد شده
متاسفانه مسئولین در خواب خرگوشی به سر می برند و با بیان اینکه افغان ها مهمان هستند و برادر و.... سال ها به مهاجران افغان سنی اجازه سکونت در ایران داده اند که این بزرگترین خیانت به ایران و بالاخص مذهب تشیع است فقط یکی از مضرات این مهاجران این است که میلیون ها شغل توسط این افغان ها در ایران اشغال شده که همین باعث بیکاری میلیون ها جوان ایرانی شده است و به طبع ان میلیون ها جوان قادر به ازدواج نیستن و قادر به زاد و ولد هم نیستن و به اینصورت شاهد کاهش رشد جمعیت شیعی در ایران هستیم
به گفته مسئولین 3 میلیون افغانی در ایران وجود دارد حالا پیش خودتون فکر کنید اگر از این 3 میلیون فقط 1 میلیون از این افغان ها برای دفع نیاز جنسیشون با زنان ایرانی به صورت غیر مجاز ازدواج کنند و حاصل ان در خوشبینانه ترین حالت 4 فرزند باشد که متاسفانه بیشتر است چه تعداد کودک افغانی سنی به جمعیت ایران اضافه شده است
یکی از نکات جالب این است که این مردان افغانی بعد از اینکه از زنان ایرانی دارای چندین فرزند می شوند این زن ها را به همراه چندین کودک به امان خدا در ایران ول می کنند و خودشان تنها به افغانستان باز می گردند و این چند کودک و زن وبال گردن ایران می شوند و تمام هزینه های ان بر گردن نظام ایران می افتد . نمونه ان فراوان است اکثر این بی شناسنامه ها بی سرپرست هستن و فقط مادر ایرانی دارن و خبری از پدر نیست چون پدر افغانشان به افغانستان بازگشته به قول معروف عملیاتش را با موفقیت انجام داد و رفت
متاسفانه مسئولین کشور تیشه به ریشه ایران می زنند و در اینده خطرات امنیتی و قومی و مذهبی ایران را تهدید می کند در استان های سیستان و بلوچستان و خراسان شاهد تغییر بافت جمعیتی هستیم جالب تر انکه مولوی های وهابی سیستان و بلوچستان با فشار به مسئولین خواستار دادن تابعیت و شناسنامه به این افراد هستند تا به خیال خودشان ایران را به سمت وهابی شدن سوق بدن البته نباید نقش عربستان و پاکستان را فراموش کرد
متاسفانه این ها در ایران بزرگ شده اند و فرهنگ و زبان ایرانی دارند و خود را ایرانی می دانند و در واقع از مادر ایرانی هستن ولی مشکل در این هست که اینها اکثرا سنی هستند و به دین پدران خود هستند حال اگر به اینها تابعیت ایرانی بدهیم با دست خود میلیون ها سنی افغانی را به جمعیت ایران اضافه کرده ایم و بافت جمعیت را تغییر داده ایم اگر هم تابعیت ندهیم باز ان هم مشکلات خاص خودش را دارد.
برای من سئوال است چرا مسئولین این مهاجران را که سال ها در ایران هستن از ایران اخراج نمی کند ایا همین یک مورد کافی نیست که این مهاجران را از ایران اخراج کنیم؟


این مقاله نمونه ای از خطری است که در کمین ایران نشسته و ما فقط در حال فکر کردن به این هستیم که چطوری باید اسرائیل و امریکا را نابود کنیم غافل از انکه خود ما در حال نابودی هستیم البته بصورت ارام و بی سر و صدا !



یک میلیون ایرانی،‌ شناسنامه ندارند، چون از پدران‌خارجی و مادران‌ایرانی متولد شده‌اند
جامعه > آسیب‌ها - کارشناسان معتقدند که اگر به زودی قانون ندادن شناسنامه به کودکانی که مادران آنها با مردان خارجی ازدواج کرده اند، تغییر نکند آسیبهای متعددی جامعه ایران را تهدید می کند. تخمین زده می شود این جمعیت درحال حاضر یک میلیون نفر هستند.
امید کریمی، زهرا تالانی: اعداد و ارقام باور نکردنی است. حداقل برای آنهایی که به موضوع آشنایی ندارند؛ همین حالا در ایران یک میلیون نفر بدون شناسنامه زندگی می کنند، دلیل؛ تولد از مادران ایرانی و پدران خارجی. عمدتا افغان یا عرب عراق. یعنی یک میلیون نفر امکان دسترسی به خدمات اولیه اجتماعی را ندارد. گفته شده در این جمع میلیونی، حتی دکتر و مهندس هم پیدا می شود، خب قاعدتا مشخص است به سختی توانسته اند مراحل تحصیلی را طی کنند.
پدیده ازدواج دختران ایرانی با مردان غیرایرانی، اتفاق غریبی و مختص همین نیم قرن هم نیست. اما بلاتکلیفی فرزندان حاصل از این ازدواج ها، پدیده همین سالهاست.
آمارهایی که دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال داده نشان از آن دارد که در ۹ ماه از امسال ۶۱۵ مورد ازدواج زنان ایرانی با مردان غیرایرانی در پایگاه اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت احوال ثبت شده و این در حالی است که تعداد این نوع ازدواج‌ها در مدت مشابه در سال گذشته ۴۸۷ مورد بوده است. یعنی رشد ۲۶.۳ درصدی. این آمار البته تنها بخشی از این ازدواج هاست. فعالان حوزه زنان معتقدند تعداد زیادی از این ازدواج ها اصلا ثبت نمی شوند.
اما برخی معتقدند دلیل ازدواج دختران ایرانی با مردان خراجی، برای رسیدن به کشورهای اروپایی است. البته که آمار نشان از چنین چیزی ندارد. از دیگر سو، تبعات ویژه‌ ای نیز دختران ایرانی را در ازدواج با مرد خارجی تهدید می‌ کند از آن جمله می‌توان به بلاتکلیفی فرزندان حاصل از این ازدواج‌ ها اشاره کرد.
برای بررسی ابعاد مختلف این ازدواج ها و تبعات آن میزگردی را در کافه خبر با حضور سيدحسن حسيني، جامعه شناس و استاد دانشگاه، ابوالفضل ابوترابی نماینده مردم نجف آباد و عضو کمیسیون قضایی مجلس و مریم کیان‌ارثی، وکیل دادگستری و فعال در این حوزه برگزار کردیم.
مشروح این میزگرد را می خوانید:
آمار سازمان ثبت احوال نشان می دهد که ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی 26 درصد افزایش یافته است. در گذشته مسئله فقر خانواده ها و ازدواج اجباری دختران با مردان عراقی و افغان اعلام می شد اما الان موضوع سوء استفاده دختران برای خروج از کشور هم مطرح می شود. به نظر شما این موضوع می تواند دلیل افزایش این ازدواج ها باشد؟
حسینی: نکته مهم این است که بدانیم انتخاب همسر و ازدواج چه پروسه ای در کشور دارد چون در روند تاریخی ازدواج یک مبادله است . در دو سه نسل پیش خانواده و قبیله بودند که انتخاب می کرند کدام دختر و پسربا هم ازدواج کنند اما هر چه جلوتر آمدیم ازدواج فردگرایانه تر شد و الان دختران و پسران هستند که همدیگر را انتخاب می کنند و نظر خودشان را به خانواده انتقال می دهند. این مبادله در شرایط فعلی در چهار محور است یعنی این مبادله سرمایه فیزیکی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. سرمایه فیزیکی ظاهر افراد است و چون افراد با همسان خودشان ازدواج می کنند سعی می کنند به لحاظ فیزیکی نزدیکی هایی داشته باشند اما سه سرمایه دیگر بسیار مهم تر است. پروسه اجتماعی شدن در محیط خانواده و جامعه، مدارک تحصیلی و تخصصها است یعنی در سرمایه اجتماعی ممکن است که یک انتخاب باعث تقویت بعد اجتماعی وسیاسی شود؛ برای همین در طبقات بالای جامعه حتی در جوامع غربی و صنعتی ازدواج‌ها کنترل شده است چون سرمایه اجتماعی مبادله می شود. موقعیت اقتصادی هم مهم است در جامعه ما که به لحاظ مسائل شرعی و عرفی مرد نان آور خانه است موقعیت اقتصادی مرد برای زن مهم است. وقتی ازدواج به این صورت است و در این چهار محور قرار می گیرد قطعا انتخاب افراد فقط مبتنی بر داشتن شوهر نیست یا اینکه شب به خانه برویم و استراحت کنیم و محاسبات دیگری هم وجود دارد. ازدواج‌های برون فرهنگی هم وجود دارد. اما بیشتر در کشورهایی شاهد این ازدواج هستیم که مهاجر پذیر هستند مثلا کشور فرانسه که بخشی از مهاجران از کشورهای عربی و آفریقایی هستند به تدریج شاهد ترکیب ژنهای آفریقایی و فرانسوی هستیم ، پس ما می توانیم با همین نگاه به ایران هم نگاه کنیم . در کشورما هم حدود 30 سال است که مهاحران افغان و عراق داریم که ازدواج کردند ودر کشورماندند. اما شما اشاره کردید ازدواجهایی که زنان می کنند برای مهاجرت است که قطعا این ازدواجها با مردان اروپایی است و این جدا از موضوع بحث ما است. چون امکان ازدواج زنان ایران در داخل با مردان خارجی محدود است وشاید در آینده این محدودیت کمتر شود اما الان اینگونه نیست. البته برخی زنان هم با مردان ایرانی که تابعیت دوگانه دارند ازدواج می کنند که برخی از این خانمها بعد از رسیدن به مقصد جدا می شوند و این نشان می دهد که قصدشان از ازدواج تدوام زندگی مشترک نیست.
بنابراین به نظر شما ازدواج با مردان افاغنه و عراقی بیشتر از سایر موارد است؟
حسینی: بله البته این آمار هشت دهم درصد ازدوجهای سالانه ما است که یک در هزار می شود . اما باز هم به لحاظ فرهنگی و اجتماعی مسائلی را به وجود می آورد و باید دید چه گروه از زنان ایرانی حاضر به پذیرش این شرایط هستند.
http://images.khabaronline.ir//image...46P1010169.JPG
با توجه به قوانین ایران چه تبعاتی در این ازدواجها وجود دارد و آیا مفر قانونی برای این خانواده ها وجود دارد؟
کیان ارثی: ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی دردو دسته است. گروهی ازدواجشان قانونی است یعنی پروانه ازدواج را از وزارت کشور می گیرند و فرزند آنها بعد از 18 سالگی مدارک را ارائه می کنند و امکان گرفتن شناسنامه دارند. اما الان گروه دوم مورد بحث ما هستند که به صورت غیرقانونی ازدواج کردند و اکثریت این ازدواجها پروانه ازدواج ندارند. از طرف دیگر به برخی از این مردان که به صورت قاچاق به کشور آمدند گفته شده که باید خارج شوید و گواهی تابعیت کشورتان را بگیرد که اکثرا هم افاغنه هستند خیلی از این مردان دیگر امکان بازگشت ندارند و زنان بدون سرپرست ماندند و هیچ حقوقی ندارند چون ما مفر قانونی برای این زنان نداریم و دادگاه هم نمی تواند حمایتی بکند. این معضل بزرگی است و به نظرمن مجلس و نمایندگان باید دیگاه خودشان را نسبت به تابعیت تغییر دهند. متاسفانه در قانون ایران مادر برای تابعیت شناخته نمی شود، انگار تنها کودک از پدر متولد شده است. بچه متولد از این اردواجها هیچ گونه حقوق اجتماعی و آموزشی ندارند. بسیاری از انجمن های مردم خیز هستند که به این کودکان خدمات می دهند و برای آنها مدرسه ایجاد کرده اند.
همانطور که آقای دکتر اشاره کردند این ازدواج‌ها به هرحال در حال انجام است و این گروه مشکلاتی مانند نداشتن شناسنامه و بهره مند نشدن از خدمات اجتماعی دارند. مجلس چه فکری برای این گروه دارد؟
ابوترابی: این موضوع مهم است و باید حتما مورد بررسی قرار گیرد چون جامعه هدف صدایشان به جایی نمی رسد. در کشور ما به خاطر جنگ کشور خودمان و جنگ کشور عراق، ر شد مهاجران زیادی از این دو کشور داشتیم. در این مهاجر پذیری با وجود اینکه قانون اجاه نمی داد زنان ایرانی با مردان آنها ازدواج کردند و الان فرزندانی متولد شده اند که حدود یک میلیون نفر هستند و متاسفانه به این کودکان تابعیت داده نمی شود چون در کشور ما تابعیت بر اساس خون پدر است مگر اینکه 18 سال در ایران زندگی کنند که آن هم شورای تامین استان باید تایید کند و مراحل سختی دارد. این کودکان تابعت ایرانی نمی گیرند و سرخورده می شوند. یک موضوع دیگر آن است که آنها از ایران خارج نمی شوند و در ایران زندگی می کنند و می میرند بنابراین این کودکان ازدواج می کنند و دوباره کودکانی متولد می شوند که همین شرایط را دارند. در آینده این یک میلیون به سه میلیون برسند باید زودتر فکری برای آنها کنیم.
این یک میلیون کودک از زمان جنگ طالبان در کشور متولد شدند؟
ابوترابی: بله. البته آمار بیش از این است اما تا حالا مغفول مانده است. سال 91 مجلس یک طرح برای تابعیت فرزندان حاصل از این ازدواج ها داد اما دو ایراد شورای نگهبان به آن گرفت اول اینکه ایراد اصل 75 داشت یعنی بار مالی برای دولت داشت بعد اینکه دستگاه‌های امنیتی و انتظامی معتقدند که در بحث تابعیت باید دقت کرد تا دچار مشکل نشویم. اما برای این کودکان باید فکری کرد چون مادر آنها ایرانی است و تصور نمی شود که از کشور خارج شوند. پس این تصورکه دستگاهای امنیتی اعلام می کنند این کودکان مشکل پیش می آوردند اشتباه است چون آنها در کشور ما زندگی می کنند و چه تابعیت بدهیم و چه ندهیم از ایران خارج نمی شوند؛ به هرحال آنها ایرانی هستند و حقوقی دارند. مجلس یک نامه در دوره قبل ریاست جمهوری و در این دوره هم به هیات وزیران داد و تقاضای تعیین تکلیف کردیم . موضوع دیگر این است که الان تنها استانهای مرزی این مشکل را ندارند و در تهران و اصفهان هم این ازدواجها و خانواده ها را داریم. البته ازدواج زنان ایرانی تنها با افاغنه و عراقیها نیست و از آسیای میانه هم ازدواجهایی داشتیم.
ابوترابی: عمدتا این گروه در ایران می مانند و تعداد کمی از کشور خارج می شوند. آنهایی که می مانند، کار و زندگی می کنند و در آینده هم دوباره فرزندان آنها در همین کشور ازدواج می کنند بنابراین باید برای آنها راهکار داشت . چون هرقدر بگذرد باعث ضرر و زیان و خسران برای کشور خودمان است. بسیاری از کشورهای دنیا که جمعیت کمی دارند تابعیت سرزمینی را پذیرفتند. چون ما دو نوع تابعیت داریم خون و سرزمین.
کیان ارثی: این مهاجران هر سال یک مبلغی را به عنوان اقامت می دهند پس می تواند کمک کند. وقتی در یک دوره آمار تصادف اتوبوسها بالا می رفت اعلام شد هزینه آن بیش از نکهداری اتوبوسها است الان هم اگر به این فرزندان شناسنامه ندهیم هزینه هایی که بعدا متحمل می شوند خیلی زیاد است.

ابوترابی: اول این را در پاسخ خانم کیان ارثی اعلام کنم که این گروه به محض گرفتن، شناسنامه یارانه هم دریافت می کنند بنابراین بار مالی دارند. ما بر طبق آمار سه میلیون نفر مهاجر داریم که اگر فقط پانصدهزار نفر از آنها هم ازدواج کرده باشند، به این یک میلیون نفر کودک می رسیم. اما شورای نگهبان مسائل مالی و خدمات بیمه ای را هم در نظر می گیرد. بنابراین خدمات اجتماعی برای این گروه مهم است چون اینها بعد از 60 سالگی و دوران سالمندی، خدمات اجتماعی هم نمی گیرند. در نتیجه باید انجمن ها و کمیته امداد کمک کند که این هزینه بر است. همچین اگر تعداد آنها همچنان زیاد شود می توانند فعالیتهای اجتماعی را هدایت کنند و نافرمانی اجتماعی شکل گیرد.
بنابراین باید در قانون تابعیت تغییرات داشته باشیم.
...
ادامه مقاله در پایین
"

Sunday 29 January 2017

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان دیگه دلتون به ناصبی های فلسطینی نسوزه همشون ناصبی شدن ساخت
" متاسفانه فلسطینی ها از حادثه پلاسکو خوشحال شدن که این نشان می ده شدیدا با ایران مشکل دارن و وهابی شدن . من چند سال پیش شنیده بودم فلسطینی ها در حال وهابی شدن هستن که متاسفانه اکثرا وهابی شدن . این نشان می ده از این به بعد نباید به این جماعت ناصبی دل سوزاند و هر بلایی سرشون بیاد حقشونه.
یکی از نکات جالبه در سایتشون این است که اخبار عراق و سوریه را لحظه به لحظه پوشش می دن و از کشته شدن بگفته خودشون روافض(شیعه) در عراق و سوریه احساس خوشحالی می کنند
این جماعت نمک خوردن و نمک دان شکستن احتمالا اگه سفیانی هم خروج کنه طرفداران زیادی از فلسطین به سمتش می رن

باور ندارید به سایت زیر برید

این تالار گفتمان متعلق به فلسطینی های طرفدار حماس است و به زبان عربی است
لینک درگیری های داعش با شیعیان در عراق و خوشحالی از کشته شدن روافض
https://www.paldf.net/forum/showthre...193476&page=24


لینک درگیری های تروریست ها در سوریه و ارتش سوریه را نصیری نامگذاری کردن (وهابی ها نصیری ها را تکفیر می کنن
https://www.paldf.net/forum/showthre...193716&page=23

لینک مربوط به حادثه پلاسکو
https://www.paldf.net/forum/showthread.php?t=1193830 "

Friday 20 January 2017

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان خوشحالی فلسطینی ها از حادثه پلاسکو (نمک خوردن و نمک دان شکستن ساخت
" متاسفانه فلسطینی ها از حادثه پلاسکو خوشحال شدن که این نشان می ده شدیدا با ایران مشکل دارن و وهابی شدن . من چند سال پیش شنیده بودم فلسطینی ها در حال وهابی شدن هستن که متاسفانه اکثرا وهابی شدن . این نشان می ده از این به بعد نباید به این جماعت ناصبی دل سوزاند و هر بلایی سرشون بیاد حقشونه.
یکی از نکات جالبه در سایتشون این است که اخبار عراق و سوریه را لحظه به لحظه پوشش می دن و از کشته شدن بگفته خودشون روافض(شیعه) در عراق و سوریه احساس خوشحالی می کنند
این جماعت نمک خوردن و نمک دان شکستن احتمالا اگه سفیانی هم خروج کنه طرفداران زیادی از فلسطین به سمتش می رن

باور ندارید به سایت زیر برید

این تالار گفتمان متعلق به فلسطینی های طرفدار حماس است و به زبان عربی است
لینک درگیری های داعش با شیعیان در عراق
https://www.paldf.net/forum/showthre...193476&page=24

لینک درگیری های تروریست ها در سوریه
https://www.paldf.net/forum/showthre...193716&page=23

لینک مربوط به حادثه پلاسکو
https://www.paldf.net/forum/showthread.php?t=1193830 "

Friday 20 January 2017

مجتبی_88 سرنگار جدیدی با عنوان یهودیان دست بسته نماز می خوانند ! + ویدئو ساخت
" هدفم من توهین به هیچ مذهبی نیست یک وقت فکر نکنید می خوام به مذهبی توهین کنم نه! ولی فقط می خوام شباهت ها را نشان بدم . از دست من ناراحت نشید.

یهودیان دست بسته نماز می خوانند

در این ویدئو یک یهودی در حال خواندن نماز به طریقه مذهب یهودیت است و دست بسته نماز می خواند
لینک ویدئو
http://www.aparat.com/v/26MvZ/%D9%86...87%D9%88%D8%AF


در مذهب زرتشتی نیز زرتشتیان دست ها را روی هم و بر روی سینه خود می گذارن و خدایشان را عبادت می کنند

نمونه:
در كتاب آينه آيين مزديسني، ص 20 نوشته كيخسرو «چاپ دوّم» آمده است:طريقه عبادت و نماز نزد آنها ايستادن در مقابل خداوند و قرار دادن دست عبوديت بر سينه است و اين چنين خداوند را پرستش مي كنند .



در مذهب شیعه ائمه اهل بیت شیعیان را از دست بسته نماز خواندن منع کردن و گفتند این کار مجوس است!

نمونه ای از روایات
اميرمؤمنان علي (ع ) مي فرمايد: لايجمع المسلم يديه في الصلاه و هو قائم بين يدي الله يشبه باهل الكفر من المجوس؛ نمازگزار دست هاي خودرا در حالي كه در برابر خدا ايستاده است روي هم قرار ندهد كه با اين عمل شيوه مجوسيان كافر را حكايت مي كند (وسائل الشيعه , ج 4, باب 15 از ابواب قواطع نماز حديث 7 - منشور عقايد اماميه )
والنهي في صحيح محمد بن مسلم عن أحدهما ( عليهما السلام ) قلت له : الرجل يضع يده في الصلاة وحكى اليمنى على اليسرى فقال : ذلك التكفير لا تفعله. وسائل الشيعة (آل البيت): 265/7،ح 9295، التهذيب: 84/2 ح 310.
محمد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام نقل كرده است كه به حضرت گفتم : شخصي در نماز دست راست را روي دست چپ مي گذارد پس حضرت فرمودند : اين تكفير است آن را انجام نده.
ودر حسنه زراره از امام باقر عليه السلام آمده است :
لا تُكَفِّر فإنما يصنع ذلك المجوس.
وسائل الشيعة (آل البيت): 266/7، ح 9296، الكافي: 299/3 ح 1، التهذيب: 84/2 ح 309.
در نماز تكفير نكن كه تكفير كار مجوس است .
وعن حريز عن رجل عن أبي جعفر لا تُكَفِّر إنما يصنع ذلك المجوس.
وسائل الشيعة (آل البيت): 266/7، ح 9297، الكافي: 336/3 ح 9.
امام باقر عليه السلام فرمودند: تكفير نكن كه تكفير كار مجوس است. "

Tuesday 10 January 2017


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:42AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند