بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > فهرست اعضاء

نکات

عبدالعلی69 عبدالعلی69 حاضر نيست

عضو ثابت

پیام های بازدیدکنندگان

نمایش پیام های کاربران 1 به 10 از 72
  1. عبدالعلی69
    Monday 15 January 2018
    عبدالعلی69
    ممنون ومتشکر جزاک لله خیرا بله اصطلاح سقیفه گردان بهتره تا سقیفه ساز
  2. tablooaraz
    Wednesday 10 January 2018
    tablooaraz
    در حال حاضر دنیای اینترنت و وب بسیار گسترده شده است و مردم جهان حالا مدت زیادی از زمان خود را در اینترنت سپری میکنند.
    در این وضعیت نقش طراحی سایت به عنوان معماران اصلی این دنیا بسیار مهم و پررنگ است. حال طراحی و معماری این دنیای تکنولوژی دارای اصول و قوانین مشخصی است که تمامی طراحان وب باید آن را رعایت کنند. مسئله مهمی که تمامی طراحان وب بایستی به آن توجه داشته باشند این است که یک وب سایت خوب به طرح گرافیکی زیبا و مناسب با زمینه فعالیت وب سایت و بدون پیچیدگی همراه با منوی کاربردی و چیدمان صحیح اطلاعات نیازمند است. یکی از مسائل مهم در طراحی وب سایت بررسی املای مطالب وب سایت است. دقت کنید که وجود غلط املایی در مطالب یکی از بدترین نکات در طراحی وب سایت به شمار میرود. در کنار این که اطلاعات نبایستی غلط املایی داشته باشند ، میزان غنی بودن اطلاعات وب سایت نیز بسیار مهم است. دقت کنید هر چه قدر وب سایت شما از نظر ظاهری زیبا باشد اما دارای محتوای باارزشی نباشد بازدیدکنندگان وب سایت دیگر تمایلی برای بازگشت به سایت ندارند.
  3. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
    Tham khảo bài liên quan: http://suckhoetoday.com/threads/5140...9922#post59922
    525340916
  4. luhan9x
    Sunday 4 June 2017
    luhan9x
  5. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi không chỉ là dòng gia vị thông thường mà nó còn tồn tại công dụng giống như một loại thuốc kháng sinh, làm tăng hệ miễn dịch của thân thể, giúp phụ nữ giảm được nguy cơ mắc các chứng bệnh do vi sinh vật hay virus tấn công. hơn thế, tỏi còn là chất “xúc tác” giúp cho vết thương mau lành, hạn chế khả năng viêm. Tham khảo: http://iblogyeuxa.blogspot.com/2017/...oi-toi-en.html 149790191
  6. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi được sử dụng thường thấy trong đời sống thường xuyên của con người. Từ xa xưa đời, con người đã biết dùng tỏi đen để chữa bệnh như nhỏ nước tỏi vào mũi để chống cúm, nhỏ mũi cho gà để trị liệu và phòng tránh bệnh... Xem thêm chủ đề tham khảo: tỏi 153392493
  7. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Tỏi đen được coi là một loại gia vị thường được biết đến với lợi ích đem lại rất đông ích lợi cho sức đề kháng con người. tuy nhiên, ăn tỏi đen cũng như các thức ăn khác có khả năng mang đến các mối nguy hiểm cho sức khỏe nếu ăn không đúng cách. Tham khảo chủ đề liên quan: ptrietlongtangoc.blogspot.com 168140694
  8. yenhong0286
    Thursday 1 June 2017
    yenhong0286
    Củ tỏi gây kích ứng hệ tiêu hóa: Allicin trong tỏi cũng có thể gây kích thích hoặc thậm chí gây tổn hại đến đường tiêu hóa. Do đó, chỉ nên ăn vừa đủ, chưa thể lạm dụng ăn nhiều củ tỏi sống và nếu bị nghi vấn hệ tiêu hóa bị kích thích, hãy tìm hiểu ý kiến bác sĩ. Tham khảo: https://hndaynghetrangdiem.blogspot.com 161393214
  9. luhan9x
    Wednesday 31 May 2017
    luhan9x
    củ tỏi tươi đã giỏi cho sức đề kháng, sau quá trình đã lên men 50-60 ngày ở độ nóng thích hợp, củ tỏi tươi chuyển hóa thành củ tỏi cùng những thành tố chống ô xi hóa cực cao, giúp đỡ chữa trị và phòng ngừa các bệnh ung thư rất chất lượng.Công dụng của tỏi được các chuyên gia về y tế, hóa học gọi với cái tên “Thần dược của cuộc sống” . tỏi đen là 1 trong những dược chất quý được so sánh cao hơn cả Sâm, linh chi, nhung hươu,….. vì tính dược lý quý báu của chúng.
    Tham khảo thêm: http://vkyniemtuoitho.blogspot.com/2...m-lanh-tu.html
    419728284
  10. luhan9x
    Tuesday 30 May 2017
    luhan9x
    Tỏi chữa bệnh gì : Giúp đảm bảo gan
    củ tỏi có lợi ích có khả năng kìm chế được những lipid peroxidase trên gan bị tổn thương, chống oxy hóa,và bảo đảm an toàn cấu tạo của gan. các thành phần allicin ở trong tỏi sẽ làm cho những tế bào giả độc trong gan tốt hơn.

    Tham khảo chủ đề liên quan: http://iblogyeutham.blogspot.com/201...ng-toi-ra.html
    464300980

درباره من

  • درباره عبدالعلی69
    مکان
    نعیم
    جنسيت
    مرد
  • امضا
    اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
    اللهم صل علی فاطمة وابیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها ان تصلی علی محمد وآل محمد
    قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :عنوان صحیفة المؤمن حب علی بن ابی طالب علیه السلام
    یا مرتضی علی مددی" وهوالعلی العظیم "1001 ,اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علی ذلک اللهم العنهم جمیعا بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام وبعدد رذائل اعدائه
    اللهم العن قاتلی فاطمة الزهراء

آمار

جمع نوشته‌ها
پیام های بازدیدکنندگان
روزنوشت (وبلاگ)
اطلاعات عمومی
  • آخرين فعاليت: 2 ساعت پيش
  • تاريخ ثبت نام: Saturday 14 December 2013

اطرافیان

نمایش 1 تا 8 از 8 آشنایان
  • noorolanvar
    • noorolanvar حاضر نيست
  • P E Y M A N
    • P E Y M A N حاضر نيست
  • Zaynab
    • Zaynab
    • تموم دنیا پیش آرزوی من حقیره!
    • Zaynab حاضر نيست
  • ZYGORAT
    • ZYGORAT حاضر نيست
  • علوی
    • علوی
    • اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علی ذالکَ
    • علوی حاضر نيست
  • غلامعلی80
    • غلامعلی80 حاضر نيست
  • مبلغ
    • مبلغ حاضر نيست
    • ارسال پيام توسط Yahoo به مبلغ
  • مقداد
    • مقداد
    • همسایه حضرت معصومه سلام الله علیها و علی اخیها
    • مقداد حاضر نيست

اشاره

Friday 2 February 2018
03:24PM - عبدالعلی69 از info در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
... بفرمایید. info_feghahat http://th...
03:24PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: ***هستی هست جلوگاه خال گونه توست عزیز زهراء*** نام برد
...جره فقاهت hojre_feghahat
Wednesday 17 January 2018
12:07AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: 28 ربیع الثانی سالروز درگذشت بزرگ مدافع حریم تشیع ، صاحب کتاب بی‌نظیر "الغدیر" ، فخر شیعه ، علامه امینی نام برد
... فقاهت hojre_feghahat
Sunday 3 December 2017
12:12AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: یا علی نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: شهادت محسن بن علی علیهما السلام تسلیت نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:11AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:10AM - نوشته های حذف شده
12:09AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
12:08AM - عبدالعلی69 از mohseni در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...وت - لبنان mohseniyyeh تلنگری ب...
Sunday 12 November 2017
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: گر فاطمه نبود احمد وحیدری نبود نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:28PM - عبدالعلی69 از sha در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:27PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا زهرا نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: دین مادری؛ حق یا ناحق؟ نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
06:26PM - عبدالعلی69 از sha در ج: یا علی نام برد
...لیه السلام shameyaghin یک ماج...
Wednesday 13 September 2017
06:42AM - عبدالعلی69 از rend در ج: یا علی نام برد
...عه ص 385_386 rendane14
Sunday 20 August 2017
11:13AM - عبدالعلی69 از hoj در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
...ره فقاهت hojre_feghahat
Saturday 19 August 2017
07:15PM - عبدالعلی69 از hoj در ج: یا علی نام برد
...ه فقاهت hojre_feghahat
Thursday 10 August 2017
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
06:31AM - عبدالعلی69 از Ayat در ج: یا علی نام برد
... می‌کند. Ayatollah_bahjat ⇦join
Sunday 23 July 2017
10:47AM - عبدالعلی69 از mola در ج: غدیر ابلاغ واعلان ولایت نه شروع ولایت ولی الله الأعظم نام برد
...یه السلام molaAliNet پایگاه...

نقل قول

Thursday 10 May 2018
03:01PM - جوجو گفتاری از عبدالعلی69 در شجره ودرخت طوبی و حقیقت بهشت "الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ‏ نقل کرد
:smile07:شجره ودرخت طوبی ...
11:43AM - صبح گفتاری از عبدالعلی69 در ج: ترامپ برجام را پاره کرد! نقل کرد
آمریکا گاو وحشی شیرده...
Tuesday 17 April 2018
03:12PM - نوشته های حذف شده
Sunday 15 April 2018
01:10AM - عبدالعلی69 گفتاری از فقط خدا در ج: مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1) نقل کرد
و هنوز هم منتظریم ک...
Sunday 25 February 2018
01:04PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
خیال میکنم بجای تاسف ...
Friday 23 February 2018
03:39PM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
بله وقوع یافته خیلی س...
11:39AM - مجیدماجد گفتاری از عبدالعلی69 در سئوال از کاربران گرامی خصوصا شیعه نقل کرد
یکیش دروغه 2 ازادی بیا...
Sunday 11 February 2018
11:04AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
با شاهد آوردن فق...
Saturday 10 February 2018
11:49AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
اولا بررسی های م...
Friday 9 February 2018
11:12AM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
شاید شما با استن...
Wednesday 7 February 2018
07:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
آن چه ما در احتر...
07:18PM - عبدالعلی69 گفتاری از ناقد در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
سابقه مشعشع شما ...
03:08PM - ناقد گفتاری از عبدالعلی69 در ج: «راحت بخواب عثمان!» نقل کرد
به به وهابی عزیز خوبه...
Wednesday 17 January 2018
03:43PM - عبدالعلی69 گفتاری از سپهران در ج: أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولى المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس. نقل کرد
با سلام استفاده ک...
12:44AM - عبدالعلی69 گفتاری از ياور در ج: اگر تمامي ايات شرك مربوط به اعراب است پس شرك زمان ما چيست ؟؟ نقل کرد
يا الله اللهم ...
Monday 15 January 2018
11:20PM - عبدالعلی69 گفتاری از Freedom1 در ج: موحد در دار وجود کیست ؟؟؟ نقل کرد
ا من حتی یک ذره ...
Sunday 24 December 2017
11:32PM - عبدالعلی69 گفتاری از ThanhLam8686 در ج: به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات نقل کرد
IN BÓNG BAY - IN LOGO LÊN BÓNG...
Wednesday 20 December 2017
03:06PM - عبدالعلی69 گفتاری از السيد الاميني در ج: مشروعيت توسل از قران و معصومين نقل کرد
السلام علیکم چرا به معصو...
Thursday 7 December 2017
01:14PM - عبدالعلی69 گفتاری از خیرالبریه در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
شما هم کمی خودتان مطا...
12:23PM - خیرالبریه گفتاری از عبدالعلی69 در ج: کدام قرائت صحیح است ؟ نقل کرد
اقا پسر عزیز شما جاهل ...

دیوارۀ کاربر

عبدالعلی69 به سرنگار خداوند متعال جهنم را نمی‌آفرید اگر... پاسخ داد.
"



الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص33

مجلس9

5- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ أَخِي شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِيِّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ يَوْماً لِأَصْحَابِهِ أَيُّكُمْ يَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ سَلْمَانُ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ فَأَيُّكُمْ يُحْيِي اللَّيْلَ قَالَ سَلْمَانُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ فَأَيُّكُمْ يَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَقَالَ سَلْمَانُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ

فَغَضِبَ بَعْضُ (خبیث ازل وابد )أَصْحَابِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ سَلْمَانَ رَجُلٌ مِنَ الْفُرْسِ يُرِيدُ أَنْ يَفْتَخِرَ عَلَيْنَا مَعَاشِرَ قُرَيْشٍ قُلْتَ أَيُّكُمْ يَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ أَيَّامِهِ يَأْكُلُ وَ قُلْتَ أَيُّكُمْ يُحْيِي اللَّيْلَ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ لَيْلَتِهِ نَائِمٌ وَ قُلْتَ أَيُّكُمْ يَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ نَهَارِهِ صَامِتٌ فَقَالَ النَّبِيُّ ص مَهْ يَا فُلَانُ أَنَّى لَكَ بِمِثْلِ لُقْمَانَ الْحَكِيمِ سَلْهُ فَإِنَّهُ يُنَبِّئُكَ فَقَالَ الرَّجُلُ لِسَلْمَانَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ رَأَيْتُكَ فِي أَكْثَرِ نَهَارِكَ تَأْكُلُ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِنِّي أَصُومُ الثَّلَاثَةَ فِي الشَّهْرِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ أَصِلُ شَعْبَانَ بِشَهْرِ رَمَضَانَ فَذَلِكَ صَوْمُ الدَّهْرِ فَقَالَ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تُحْيِي اللَّيْلَ فَقَالَ نَعَمْ-

الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 34
فَقَالَ أَنْتَ أَكْثَرَ لَيْلَتِكَ نَائِمٌ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ مَنْ بَاتَ عَلَى طُهْرٍ فَكَأَنَّمَا أَحْيَا اللَّيْلَ كُلَّهُ فَأَنَا أَبِيتُ عَلَى طُهْرٍ فَقَالَ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَأَنْتَ أَكْثَرَ أَيَّامِكَ صَامِتٌ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ لِعَلِيٍّ ع يَا أَبَا الْحَسَنِ مَثَلُكَ فِي أُمَّتِي مَثَلُ‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَمَنْ قَرَأَهَا مَرَّةً قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا مَرَّتَيْنِ فَقَدْ قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا ثَلَاثاً فَقَدْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فَمَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ فَقَدْ كَمَلَ لَهُ ثُلُثُ الْإِيمَانِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ فَقَدْ كَمَلَ ثُلُثَا الْإِيمَانِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ نَصَرَكَ بِيَدِهِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ الْإِيمَانَ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ يَا عَلِيُّ لَوْ أَحَبَّكَ أَهْلُ الْأَرْضِ كَمَحَبَّةِ أَهْلِ السَّمَاءِ لَكَ لَمَا عُذِّبَ أَحَدٌ بِالنَّارِ وَ أَنَا أَقْرَأُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فِي كُلِّ يَوْمٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَقَامَ وَ كَأَنَّهُ قَدْ أُلْقِمَ حَجَراً.
________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي (للصدوق)، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.



الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى ؛ متن ؛ ص33

مجلس9
5- روزى رسول خدا «ص» باصحابش فرمود كدام شما همه عمر روزه ميدارد؟ سلمان عرضكرد من يا رسول اللَّه، رسول خدا فرمود كدام شما همه را شب زنده‏دار است سلمان گفت من يا رسول اللَّه فرمود كدام شما هر شب قرآن را ختم ميكند؟ سلمان گفت من يا رسول اللَّه يكى از اصحاب آن حضرت خشم كرد و گفت يا رسول اللَّه سلمان مردى عجمى است و ميخواهد بما قريش ببالد فرمودى كدام شما همه عمرش روزه ميدارد گفت من با اينكه بيشتر روزها را غذا ميخورد و فرمودى كدام شما همه شب بيدار است گفت من با اينكه بيشتر شبها خوابست و فرمودى كدام شما هر روز يك ختم قرآن ميخواند گفت من با اينكه بيشتر روزها خاموش است پيغمبر فرمود خاموش باش اى فلانى تو كجا و لقمان حكيم؟ از او بپرس تا بتو خبر دهد آن مرد بسلمان گفت اى ابا عبد اللَّه تو نگفتى همه روز روزه‏اى گفت چرا گفت من ديدم بيشتر روزها غذا ميخورى؟ گفت چنان هست كه تو گمان بردى، من در هر ماه سه روز روزه ميدارم و خداى عز و جل فرمايد هر كه يك حسنه آرد ده برابر آن دارد و روزه شعبان را بماه رمضان وصل ميكنم و اين روزه عمرانه مى‏شود گفت تو گمان نكردى كه همه شب بيدارى؟ گفت‏
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 34
چرا، گفت تو بيشتر شبها در خوابى گفت چنان نيست كه گمان بردى ولى من از دوستم رسول خدا «ص» شنيدم ميفرمود هر كه با وضوء بخوابد گويا همه شب را احياء كرده است و من هميشه با وضوء ميخوابم گفت گمان نكردى كه هر روز همه قرآن را ميخوانى؟ گفت چرا، گفت تو بيشتر روز را خاموشى گفت چنان نيست كه تو فهميدى ولى من از دوستم رسول خدا شنيدم بعلى «ع» ميفرمود اى ابا الحسن مثل تو در امتم مثل‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ‏ است هر كه يك بارش بخواند ثلث قرآن را خوانده و هر كه دو بارش بخواند دو ثلث قرآن را خوانده و هر كه سه بارش بخواند همه قرآن را خوانده (اى على) هر كه تو را بزبانش دوست دارد ثلث ايمان را دارد و هر كه بزبان و دلش دوستت دارد دو ثلث ايمان دارد و هر كه بزبان و دل دوستت دارد و با دست خود ياريت كند ايمانش كاملست سوگند بدان كه مرا به حق فرستاده اى على اگر همه اهل زمين تو را دوست داشتند چنان كه اهل آسمانت دوست دارند خدا احدى را بدوزخ عذاب نميكرد من هر روز سه بار قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ميخوانم آن مرد معترض (خبیث ازل وابد )برخاست و گويا سنگى در دهانش افكنده بود.
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.

یا علی


"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2003
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت پیرو هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران وشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
حسین دوباره شلوغش نکن!
این خود تو بودی که ملائکه را به خوبرویان ترجمه کردی و خوبرویان یعنی خوشگلها
خوبرویان = خوشگلها
من همچنان منتظر جواب سئوال یک خطی خود هستم تا انشاء الله این قضیه خوشگلها را فیصله دهم:
آیا مردم مصر باستان ( مثلاً مصریان هم عصر موسی) زبانشان عربی بود؟


hosyn
ولی قطع نظر از شوخی، آیا شما همیشه عبارت فارسی را اینطور میفهمید؟ عبارت من را با قبل و بعدش به بچه دبستانی خودتان نشان دهید ببینید خوشگل میفهمد؟:

نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
اولا: مَلَک و ملائکة در عرف مردم مصر، معنای توحیدی نداشت، بلکه مثل پری در زبان فارسی بود که مقابل دیو است، به معنای موجود زیبای برتر، از ما بهتران! و لذا زنان مصر وقتی حضرت یوسف ع را دیدند گفتند: این بشر نیست! این یک پری برئ است! ان هذا الا ملک کریم.

و شاهد اینکه اصلا مقصود فرعون امر ملکوتی نبود بلکه سراپا زرق و برق دنیوی بود، کلمه اسورة من ذهب است، ابتدا گفت: آیا نمیبینید این نهرها زیر تخت من جاری است؟! سلطنت مصر سراپا برای من است؟! ام انا خیر ام هذا الذی هو مهین، من برترم که این قدر جلالت دارم یا این سست کیان؟! در ادامه گفت: چرا برای او دستبدهای زرین نمیآید؟! و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.


hosyn
آیا تعبیر فارسی: موجود زیبای برتر، یعنی خوشگل؟ اگر گفتیم خدای جمیل اعلی، یعنی خدای خوشگل؟ آیا: اسمه المسیح عیسی بن مریم وجیها فی الدنیا و الآخرة و من المقربین، یعنی خوشگل است در دنیا و آخرت؟ یا برای حضزت موسی ع: و کان عند الله وجیها یعنی نزد خدا، خوشگل بود؟

آیا واژه خوبرویان در دو جمله پشت سر هم: (و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.) را که یک فارسی زبان نگاه میکند، از آن خوشگلی میفهمد؟ آیا هر که برده است زشت‌رو است؟
.
"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا مهدی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
__________________


الرسالة العلوية في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البرية ؛ النص ؛ ص47

و روينا أيضا في خبر مذكور في حديثه بإسناده إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله إنّه قال لأمير المؤمنين عليه السّلام: «يا عليّ، أنت أمير من في السماء، و أمير من في الأرض، و أمير من مضى، و أمير من بقي، و لا أمير قبلك و لا أمير بعدك، و لا يجوز أن يسمّى بهذا الاسم من لم يسمّه اللّه عزّ و جل به» «2».


(2) مائة منقبة: 78، المنقبة السادسة و العشرون، نهج الإيمان: 470، اليقين للسيّد بن طاوس: 26/ 3.كراجكىمتوفی 449، محمد بن على، الرسالة العلويّة في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البريّة سوى رسول الله صلى الله عليه و آله، 1جلد، دليل ما - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1427 ق.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ و يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192
وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»
وَ رَوَى الْكَرَاجُكِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كَنْزِ الْفَوَائِدِ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏)وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً مَا اسْتَقَرَّ الْكُرْسِيُّ وَ الْعَرْشُ وَ لَا دَارَ الْفَلَكُ وَ لَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا بِأَنْ كُتِبَ عَلَيْهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَ اخْتَصَّنِي بِلَطِيفِ نِدَائِهِ‏ «2» قَالَ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّيْكَ رَبِّي وَ سَعْدَيْكَ قَالَ أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنْ اسْمِي وَ فَضَّلْتُكَ عَلَى جَمِيعِ بَرِيَّتِي فَانْصَبْ أَخَاكَ عَلِيّاً عَلَماً لِعِبَادِيَ يَهْدِيهِمْ إِلَى دِينِي يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَنْ تَأَمَّرَ عَلَيْهِ لَعَنْتُهُ وَ مَنْ خَالَفَهُ عَذَّبْتُهُ وَ مَنْ أَطَاعَهُ قَرَّبْتُهُ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً إِمَامَ الْمُسْلِمِينَ فَمَنْ تَقَدَّمَ عَلَيْهِ أَخَّرْتُهُ وَ مَنْ عَصَاهُ اسْتَحَقَّتْهُ إِنَّ عَلِيّاً سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ حُجَّتِي عَلَى الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ‏ «3».
تنبيه اعلم أن أمير المؤمنين أفضل من النبيين و المرسلين حيث ثبت من طريق المؤالف و المخالف أن الله سبحانه سماه أمير المؤمنين و أمره على ذرية آدم و هم ذر و أقروا له بذلك و الأمير أفضل من المؤمر عليه و أن اللام في المؤمنين للاستغراق فيعم جميع المؤمنين و من جملتهم الأنبياء و المرسلون لقوله تعالى في سورة الصافات‏ «4» عن نوح ع‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إبراهيم (ع‏) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن موسى و هارون‏ إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إلياس‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ فهؤلاء خمسة من الأنبياء المرسلين منهم ثلاثة
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 441.
(2) في البحار: «و اختصّني اللطيف بندائي».
(3) نقله في البحار عن الكنز للمؤلّف ، و قال المصحّح: لم نجده في المصدر المطبوع، يعني كنز الفوائد.
(4) الصافّات: 81، 111، 122، 132.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 193
أولي العزم‏ «1» نوح و إبراهيم و موسى و منهم هارون و إلياس أنبياء مرسلون فيكون أمير المؤمنين ع أفضل منهم لأن الأمير أفضل من المؤمر عليه.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص193


وَ يُؤَيِّدُ ذَلِكَ‏ قَوْلُ النَّبِيِّ ص وَ قَدْ سَأَلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ‏
«2» و هذه البعدية معنوية أي رتبة الفضل التي خصني الله بها ليست لأحد إلا لك و للأئمة من بعدك.
و الدليل على أنه و الأئمة ع أفضل منهم‏
مَا جَاءَ فِي الدُّعَاءِ وَ هُوَ سُبْحَانَ مَنِ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الْجَنَّةَ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُورِثُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتَهُمْ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ النَّارَ مِنْ أَجْلِ مُحَمَّدِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُمَلِّكُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدِ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ص.
اعلم أنه قد ظهر من أسرار هذا الدعاء أشياء منها أن المتعبد بولايته أفضل من المتعبد بولاية غيره و منها أن الجنة مورثة لمحمد و آل محمد و شيعتهم فيكون الأنبياء و المرسلون من شيعتهم لقوله تعالى حكاية عن إبراهيم‏ وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‏ «3» فيكون محمد و آل محمد أفضل منهم و منها أن يكون خلق النار من أجلهم لأنهم الذين يقسمون الجنة لأوليائهم و النار لأعدائهم و يعم ذلك جميعه قوله سبحان من خلق الدنيا و الآخرة و ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لمحمد و آل محمد و الكل داخل تحت هذا العموم فيكون محمد و آل محمد أفضل الخلائق أجمعين‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ الذي جعلنا من شيعتهم و المحبين لهم و المخلصين.
______________________________
(1) كذا، و الصواب: أولو العزم.
(2) عيون أخبار الرضا : ج 1 ص 262 الرقم 22.
(3) الشعراء: 19.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 194
و قوله تعالى‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏.
تأويله‏
مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّذِينَ‏ «1» لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا «2».
و معنى ذلك أن أسماءهم مشتقة من أسماء الله تعالى كما ورد كثيرا في أسماء محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين ص أنها مشتقة من أسمائه و قد أمر عباده أن يدعوه بها لإجابة الدعاء
وَ قَدْ وَرَدَ عَنْهُمْ ص أَنَّهُ‏ مَا سَأَلَ اللَّهَ أَحَدٌ بِهِمْ إِلَّا اسْتَجَابَ دُعَاءَهُ‏ «3»
و ذلك ظاهر لا يحتاج إلى بيان.
و قوله تعالى‏ وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏ أي يعدلون عنها و قد عرفنا أسماءه الذين أمرنا أن ندعوه بها و أمرنا أن نذر الذين يلحدون فيها و هم أعداؤهم الظالمون و كفاهم جزاء قوله تعالى‏ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏. و مما يؤيد هذا التأويل أن أسماء الحسنى هم الأئمة ع عقيب الآية قوله تعالى‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ فقد جاء في التأويل أنهم الأئمة ع‏
وَ هُوَ مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ
______________________________
(1) في المصدر: «التي».
(2) الكافي: ج 1 ص 143.
(3) راجع أمالي المفيد: المجلس 25 ص 218.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 195
يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ص‏ «1»
وَ يُؤَيِّدُهُ مَا رَوَاهُ مِنْ طَرِيقِ الْجُمْهُورِ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ وَ ابْنِ مَرْدَوَيْهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ زَاذَانَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ‏ تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ وَ هُمْ أَنَا وَ شِيعَتِي‏ «2».
صدق ص أنه هو و شيعته هم الفرقة الناجية و إن لم يكونوا و إلا فمن و أحسن ما قيل في هذا المعنى قول خواجة نصير الدين محمد الطوسي رضي الله عنه و قد سئل عن الفرقة الناجية فقال بحثنا عن المذاهب‏
وَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقِي فِي النَّارِ
«3» فوجدنا الفرقة الناجية هي الإمامية لأنهم باينوا جميع المذاهب في أصول العقائد و تفردوا بها و جميع المذاهب قد اشتركوا فيها و الخلف الظاهر بينهم في الإمامة فيكون الإمامية الفرقة الناجية.
و كيف لا و قد ركبوا فلك النجاة الجارية و تعلقوا بأسباب النجوم الثابتة و السارية فهم و الله أهل المناصب العالية و أولو المراتب السامية و هم غدا فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ و يقال لهم‏ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ و الصلاة و السلام على الشموس المشرقة و البدور الطالعة في الظلمات الداهية محمد المصطفى و عترته الهادية صلاة دائمة باقية
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 414.
(2) راجع الدرّ المنثور للسيوطي: ج 3 ص 149.
(3) راجع البحار: المجلّد الثامن الباب الأوّل.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 196
استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد، مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.
"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"
بدعت نماز تراویح (۷)

دستور حضرت امیر المومنین علی علیه السلام به امام مجتبی علیه السلام برای از بین بردن بدعت نماز تراویح:

وقد روى أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم فبعث إليهم ابنه الحسن عليه السلام فدخل عليهم المسجد ومعه الدرة فلما رأوه تبادروا الأبواب وصاحوا وا عمراه! قال: فأما ادعاؤه أن قيام شهر رمضان كان في أيام الرسول صلى الله عليه وآله ثم تركه فمغالطة منه لأنا لا ننكر قيام شهر رمضان بالنوافل على سبيل الانفراد وإنما أنكرنا الاجتماع على ذلك، فان ادعى أن الرسول صلى الله عليه وآله صلاها جماعة في أيامه فإنها مكابرة ما أقدم عليها أحد ولو كان كذلك ما قال عمر: إنها بدعة وإن أراد غير ذلك فهو مما لا ينفعه لان الذي أنكرناه غيره.

زمانی که حضرت علی علیه السلام وارد شهر كوفه شدند، ديدند كه مردم در حال خواندن نماز تراویح هستند.
حضرت به امام حسن فرمود: برو و به اينها بگو كه اين بدعت است و آن را كنار بگذاريد.
امام حسن سلام الله عليه آمد داخل مسجد و وقتی اشاره كرد كه اين نماز تراويح بدعت است و نمیشود به جماعت خواند، مردم از گوشه و كنار مسجد فرياد برآوردند كه : وا سنة عمراه.
اميرالمؤمنين فرمود: حسن جان! چه گفتند؟ عرض كرد: وقتی گفتم كه اين نماز تراويح بدعت است گفتند وا سنة عمراه.
حضرت فرمود: اينها را به حال خودشان رها كن.

شرح نهج البلاغة ج12 ص283 ، اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت- لبنان - 1418هـ - 1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري

...ادامه داره

https://t.me/joinchat/AAAA
__wE_c52aKqQkdDpxQ‌

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم ________________

"

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
معرفی صحابی بدعت‌گذار



نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(٣٢)


از نشانه های ایمان واقعی هر فرد مسلمانی ملتزم بودن به سنت رسول خدا است ؛

مسلم نیشابوری در صحیح خودش روایتی را نقل می کند که شاهد بر این است که عثمان بن عفان فقط به خاطر ترس از رسول خدا بوده که در زمان حیات ایشان با سنت آن حضرت مخالفت نمی کرده است

مسلم بن حجاج در صحیحش می نویسد :

ترس عثمان از پیامبر مانع مخالفت او با سنت نبوی بود!




حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، وَابْنُ بَشَّارٍ، قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: قَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَقِیقٍ: کَانَ عُثْمَانُ یَنْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ، وَکَانَ عَلِیٌّ یَأْمُرُ بِهَا، فَقَالَ عُثْمَانُ لِعَلِیٍّ: کَلِمَةً، ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ: " لَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّا قَدْ تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَجَلْ، وَلَکِنَّا کُنَّا خَائِفِینَ

عثمان مردم را از متعه حج باز می داشت، در حالی که علی علیه السلام مردم را به انجام آن ترغیب می کرد پس عثمان در این باره سخنی به علی علیه السلام گفت، سپس علی علیه السلام پاسخ داد: تو می دانی که در زمان رسول خدا متعه حج مجاز بود و انجام می دادیم، عثمان گفت: آری، آن موقع می ترسیدیم.

صحیح مسلم صفحه 561 چاپ دار الطیبه yon.ir/052G


از آن طرف در مسند احمد بن حنبل با سند صحیح چنین نقل شده است :

حدَّثَنَا وَکِیعٌ، حَدَّثَنَا الْأَعْمَشُ، عَنْ مُسْلِمٍ الْبَطِینِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ مَرْوَانَ بْنِ الْحَکَمِ، قَالَ: کُنَّا نَسِیرُ مَعَ عُثْمَانَ، فَإِذَا رَجُلٌ یُلَبِّی بِهِمَا جَمِیعًا، فَقَالَ: عُثْمَانُ: مَنْ هَذَا؟ فَقَالُوا: عَلِیٌّ. فَقَالَ: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنِّی قَدْ نَهَیْتُ عَنْ هَذَا؟ قَالَ: " بَلَى، وَلَکِنْ لَمْ أَکُنْ لِأَدَعَ قَوْلَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِکَ

وقتی عثمان دید علی علیه السلام متعه حج را مجاز می داند به او گفت مگر نمی دانی که من از این کار نهی کرده ام؟علی علیه السلام فرمود : بلی ولی من به خاطر حرف تو سخن رسول خدا را رها نمی کنم.



مسند احمد بن حنبل جلد 2 صفحه 136 چاپ موسسه الرساله اسکن جلد و صفحه مورد بحث
yon.ir/2AAK


حال طرح سوالاتی که پاسخ صریح می‌طلبد:

آیا چنین شخصی که به صراحت با سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله مخالفت می کند ،
لایق جانشینی آن حضرت است؟؟

و آیا چنین شخصی عادل و بهشتی است؟؟

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداه

لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

لعن علی عدوک یا علی 1و2و3و4و.....من اول الدنیا الی فنائها ومن الاخره الی بقائها



"

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
معرفی صحابی بدعت‌گذار



نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(٣٢)


از نشانه های ایمان واقعی هر فرد مسلمانی ملتزم بودن به سنت رسول خدا است ؛

مسلم نیشابوری در صحیح خودش روایتی را نقل می کند که شاهد بر این است که عثمان بن عفان فقط به خاطر ترس از رسول خدا بوده که در زمان حیات ایشان با سنت آن حضرت مخالفت نمی کرده است

مسلم بن حجاج در صحیحش می نویسد :

ترس عثمان از پیامبر مانع مخالفت او با سنت نبوی بود!




حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، وَابْنُ بَشَّارٍ، قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: قَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَقِیقٍ: کَانَ عُثْمَانُ یَنْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ، وَکَانَ عَلِیٌّ یَأْمُرُ بِهَا، فَقَالَ عُثْمَانُ لِعَلِیٍّ: کَلِمَةً، ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ: " لَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّا قَدْ تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَجَلْ، وَلَکِنَّا کُنَّا خَائِفِینَ

عثمان مردم را از متعه حج باز می داشت، در حالی که علی علیه السلام مردم را به انجام آن ترغیب می کرد پس عثمان در این باره سخنی به علی علیه السلام گفت، سپس علی علیه السلام پاسخ داد: تو می دانی که در زمان رسول خدا متعه حج مجاز بود و انجام می دادیم، عثمان گفت: آری، آن موقع می ترسیدیم.

صحیح مسلم صفحه 561 چاپ دار الطیبه yon.ir/052G


از آن طرف در مسند احمد بن حنبل با سند صحیح چنین نقل شده است :

حدَّثَنَا وَکِیعٌ، حَدَّثَنَا الْأَعْمَشُ، عَنْ مُسْلِمٍ الْبَطِینِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ مَرْوَانَ بْنِ الْحَکَمِ، قَالَ: کُنَّا نَسِیرُ مَعَ عُثْمَانَ، فَإِذَا رَجُلٌ یُلَبِّی بِهِمَا جَمِیعًا، فَقَالَ: عُثْمَانُ: مَنْ هَذَا؟ فَقَالُوا: عَلِیٌّ. فَقَالَ: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنِّی قَدْ نَهَیْتُ عَنْ هَذَا؟ قَالَ: " بَلَى، وَلَکِنْ لَمْ أَکُنْ لِأَدَعَ قَوْلَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِکَ

وقتی عثمان دید علی علیه السلام متعه حج را مجاز می داند به او گفت مگر نمی دانی که من از این کار نهی کرده ام؟علی علیه السلام فرمود : بلی ولی من به خاطر حرف تو سخن رسول خدا را رها نمی کنم.



مسند احمد بن حنبل جلد 2 صفحه 136 چاپ موسسه الرساله اسکن جلد و صفحه مورد بحث
yon.ir/2AAK


حال طرح سوالاتی که پاسخ صریح می‌طلبد:

آیا چنین شخصی که به صراحت با سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله مخالفت می کند ،
لایق جانشینی آن حضرت است؟؟

و آیا چنین شخصی عادل و بهشتی است؟؟

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداه

لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

لعن علی عدوک یا علی 1و2و3و4و.....من اول الدنیا الی فنائها ومن الاخره الی بقائها



"

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار شهادت ام ام ابیها خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت پاسخ داد.
"


معاني الأخبار ؛ النص ؛ ص52

4- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ‏
______________________________
معاني الأخبار، النص، ص: 53
الْعَبْدِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَبَايَةَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ‏ «1» عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى‏ «2» قَالَ إِنَّمَا سُمِّيَ يَتِيماً لِأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ لَهُ نَظِيرٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ لَا مِنَ الْآخِرِينَ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُمْتَنّاً عَلَيْهِ بِنِعْمَتِهِ- أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً أَيْ وَحِيداً «3» لَا نَظِيرَ لَكَ- فَآوى‏ إِلَيْكَ النَّاسَ وَ عَرَّفَهُمُ فَضْلَكَ حَتَّى عَرَفُوكَ‏ «4»- وَ وَجَدَكَ ضَالًّا يَقُولُ مَنْسُوباً عِنْدَ قَوْمِكَ إِلَى الضَّلَالَةِ فَهَدَاهُمْ لِمَعْرِفَتِكَ- وَ وَجَدَكَ عائِلًا يَقُولُ فَقِيراً عِنْدَ قَوْمِكَ يَقُولُونَ لَا مَالَ لَكَ فَأَغْنَاكَ اللَّهُ بِمَالِ خَدِيجَةَ ثُمَّ زَادَكَ مِنْ فَضْلِهِ فَجَعَلَ دُعَاءَكَ مُسْتَجَاباً حَتَّى لَوْ دَعَوْتَ عَلَى حَجَرٍ أَنْ يَجْعَلَهُ اللَّهُ لَكَ ذَهَباً لَنَقَلَ عَيْنَهُ إِلَى مُرَادِكَ وَ أَتَاكَ بِالطَّعَامِ حَيْثُ لَا طَعَامَ وَ أَتَاكَ بِالْمَاءِ حَيْثُ لَا مَاءَ وَ أَغَاثَكَ بِالْمَلَائِكَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ فَأَظْفَرَكَ بِهِمْ عَلَى أَعْدَائِكِ.
5- حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَخِيهِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْتَمَ نَبِيَّهُ ص لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ عَلَيْهِ طَاعَةٌ.
6- أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصُّوفِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا ع فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَ النَّبِيُّ ص الْأُمِّيَّ فَقَالَ مَا يَقُولُ النَّاسُ-
______________________________
(1). في بعض النسخ [سئل‏].
(2). الضحى: 5.
(3). في بعض النسخ [أوحدا].
(4). لا شك أن كل ما سوى اللّه تعالى لمكان امكانه يحتاج في وجوده و جميع شئونه الى جوده، و لا يستثنى من ذلك أحد حتّى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله الذي هو أشرف الممكنات كلها و أكملها و لا عار عليه أن كان يتيما فقد أباه و أمّه و جدّه قبل أن يمضى من عمره الشريف عشر سنين فآواه اللّه تعالى.
و من شئون الوجود التي يحتاج فيها كل ممكن إلى الحق الهداية و المعرفة، فكل إنسان في نفسه فاقد للهداية: مفتقر إلى هداية الحق تعالى، و لا يستثنى منه النبيّ صلّى اللّه عليه و آله أيضا. فقوله: «وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى‏» أى ما كنت واجدا للهداية من قبل نفسك بل اللّه تعالى هو الذي هداك و لو لا هدايته لكنت ضالا. و كذا قوله‏ «وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى‏» فلا وجه لصرف الكلام عن ظاهره الى ما تكلفه بعض الصحابة على ما نقل عنه. (م).
معاني الأخبار، النص، ص: 54
قُلْتُ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ سُمِّيَ الْأُمِّيَّ لِأَنَّهُ لَمْ يَكْتُبْ فَقَالَ ع كَذَبُوا عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ أَنَّى ذَلِكَ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ- هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ «1» فَكَيْفَ كَانَ يُعَلِّمُهُمْ مَا لَا يُحْسِنُ وَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقْرَأُ وَ يَكْتُبُ بِاثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ أَوْ قَالَ بِثَلَاثَةٍ وَ سَبْعِينَ لِسَاناً وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْأُمِّيَّ لِأَنَّهُ كَانَ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ وَ مَكَّةُ مِنْ أُمَّهَاتِ الْقُرَى‏ «2» وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها «3».ابن بابويه، محمد بن على، معاني الأخبار، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: اول، 1403 ق.





4- عبايه گويد: من از ابن عبّاس پرسيدم (يا ديگرى پرسيد) تفسير اين فرموده خداوند عزّ و جلّ‏ أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى‏ (آيا خداوند تو را يتيمى نيافت پس پناهت داد؟- ضحى 93: 6) چيست؟ فرمود: بدين سبب يتيم ناميده شد كه او (چون درّ يكتا) در سراسر پهنه گيتى از آغاز تا پايان آفرينش، در فضيلت و شرف بى‏همتا بود، پس خداوند براى آشكار ساختن احسان و نيكوئى كه به او ارزانى داشته فرموده است: أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً يعنى در فضايل يگانه بود و هيچ كس همتاى او نمى‏گشت.


شرح (يتيم به معناى بى‏نظير و بى‏مانند است، چنان كه مى‏گويند: درّ يتيم).


پس خداوند تو را پناهگاه بشر ساخت تا از هر سو به تو روى آورند، و فضيلت و مقام تو را به آنان شناساند. وَ وَجَدَكَ ضَالًّا (و تو را گمشده يافت) اشاره به اينكه قومت به ناروا نسبت گمراهى به تو مى‏دادند و پروردگار آنان را هدايت كرد تا نسبت به تو معرفت پيدا كرده و حقّت را شناختند وَ وَجَدَكَ عائِلًا (و تو را تهيدست يافت) يعنى نزد قومت فقير بودى و آنها مى‏گفتند: اندوخته‏اى‏


معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 122
ندارد، خداوند به وسيله ثروت سرشار خديجه بى ‏نيازت كرد و فضيلت بيشترى به تو داد، و تو را مستجاب الدّعوه قرار داد چنان كه اگر از خدا بخواهى سنگى را برايت به طلا مبدّل گرداند بدون چون و چرا تو را به خواسته‏ات مى‏رساند و سنگ تبديل به طلا مى‏گردد. و هر گاه غذائى نداشتى برايت غذائى فرستاد، و هر جا آب نبود برايت آب فراهم ساخت، و در آن ايّام كه هيچ كس ياريت نمى‏كرد، فرشتگان را بيارى تو فرستاد، و بوسيله آنان تو را بر دشمنانت پيروز فرمود.


5- ابن أبى عمير از يكى از راويان خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: خداوند عزّ و جلّ بدين جهت پيغمبر خود را يتيم كرد تا فرمانبردارى از كسى بر او واجب نباشد.


6- جعفر صوفى‏ «1» گويد: از امام جواد عليه السلام پرسيدم: چرا پيامبر را «امّى» نامند؟ فرمود: اهل تسنّن چه جوابى دارند؟ عرض كردم مى‏گويند: زيرا


______________________________
(1) اين شخص ممكن است جعفر بن محمّد صيرفى باشد، بهر حال مجهول الحال است، و راوى او محمّد بن خالد برقى است كه نجاشىّ او را ضعيف شمرده، و از ضعفا بسيار نقل مى‏كند چنان كه ابن الغضائرى گفته است.


معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 123
قادر نبود چيزى بنويسد. فرمود: خلاف واقع گفته‏اند- خداوند آنها را از درگاه رحمت خود براند- چگونه ممكن مى‏گردد در حالى كه خداوند عزّ و جلّ در كتاب خود كه نسخ نگرديده و استوار است مى‏فرمايد: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ (اوست خدايى كه در ميان عرب امّى پيغمبرى از خود آنها برانگيخت تا بر آنان آيات وحى خدا را تلاوت كند و آنها را از آلودگى جهل و اخلاق زشت پاك سازد و به آنها قرآن و حكمت بياموزد- جمعه: 2) در حالى كه پروردگار مى‏فرمايد: پيغمبر قرآن مى‏خواند «1»، پس چطور چيزى را كه خود بخوبى نمى‏دانست به آنها ياد مى‏داد؟


به خدا قسم كه رسولش به هفتاد و دو- يا فرمود- به هفتاد و سه زبان (ترديد از راوى است.) مى‏خوانده و مى‏نوشته است، و جز اين نيست كه سبب ناميده شدن او به «امّى» اين است كه از اهل مكّه بود كه نامهاى متعددى دارد، و يك نام آن «امّ القرى» است. چنان كه خداى عزّ و جلّ مى‏فرمايد: لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ (قرآن را نازل كرديم تا اهل مكّه را بترسانى- انعام 6: 92).


(شرح- هنگامى كه «ياء نسبت» به «امّ» افزوده گردد، «امّى» مى‏شود


______________________________
(1) پوشيده نماند كه خواندن آيات به تعليم جبرئيل از سوى خداوند دلالت بر خواندن و نوشتن ندارد و راوى خبر چندان مورد اطمينان نيست تا بتوانيم بطور قطع سخن را به امام جواد عليه السلام نسبت دهيم.


معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 124
يعنى كسى كه منسوب است به امّ القرى).


________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على - محمدى شاهرودى، عبد العلى، معاني الأخبار / ترجمه محمدى، 2جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: دوم، 1377ش.


لعن الله حاسدیک یا خدیجه
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"



بدعت نماز تراویح (۶)

ابن عمر میگوید :



هرکس نماز تراویح می خواند مانند الاغ ساکت است !


همانگونه که مشخص شد ، نماز تراویح یکی از بدعت هایی است که عمر بن الخطاب بنای آن را گذاشت ؛
و امروزه نیز بسیاری از مخالفین شیعه تعصب خاصی روی آن دارند و در ماه رمضان آن را بر پا می دارند ؛

جالب است بدانید که سلف صالح (لقبی که اهل تسنن به صحابه می دهند!) ، در بین خودشان در مورد نماز تراویح اختلاف کرده اند و برخی از بزرگان مخالفین (در بین صحابه و تابعین و ائمه ی آنان) هرگز نماز تراویح نمی خوانده اند ؛

عبد الله بن عمر(فرزند خلیفهء دوم) نیز یکی از کسانی است که نه تنها نماز تراویح نمی خواند بلکه عمل کسانی که نماز تراویح می خوانند را به الاغی تشبیه کرد که ساکت می ماند .
(این نوع موضع گیری ابن عمر نشان دهندهء مرفوض بودن نماز تراویح در نزد اوست)


عَنِ الثَّوْرِیِّ، عَنْ مَنْصُورٍ، عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى ابْنِ عُمَرَ قَالَ: أُصَلِّی خَلْفَ الْإِمَامِ فِی رَمَضَانَ؟ قَالَ: «أَتَقْرَأُ الْقُرْآنَ؟» قَالَ: نَعَمْ قَالَ: أَفَتُنْصِتُ کَأَنَّکَ حِمَار؟ صَلِّ فِی بَیْتِکَ.


:مصنف ابن ابی شیبة،ج3،ص399،ر7789 ط مکتبة الرشد
http://s3.picofile.com/file/8200122050/001.png
http://s3.picofile.com/file/8200122168/002.png



مصنف عبدالرزاق،ج4،ص264،ر7742 ط المجلس العلمی

http://s6.picofile.com/file/8200122376/000.jpg
http://s3.picofile.com/file/8200122218/001.png
http://s3.picofile.com/file/8200122318/002.png

مردی پیش ابن عمر آمد و گقت : در ماه رمضان پشت سر امام جماعت نماز بخوانم ؟ { مقصود نماز تراویح است } ابن عمر گفت : آیا قرآن می خوانی ؟ مرد گفت : بلی.
ابن عمر گفت : آیا مثل الاغ ساکت می مانی ؟ در خانه ات نماز بخوان.

سند روایت صحیح است و تمامی راویان آن از حفاظ و ثقات مخالفین و از راویان صحیحین هستند.

:ملاحظه می کنید که ابن عمر آن مرد را از نماز تراویح منع کرده و می گوید در خانه ات نماز بخوان و فردی که نماز تراویح می خواند مانند الاغی است که ساکت می ماند !


...ادامه دارد!

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"
بدعت نماز تراویح(۵)


نظر صریح بدر الدين عيني در کتاب عمدة القاري شرح صحيح البخاري درباره بدعت و به وجود آوردن نماز تراویح توسط عمر بن خطاب


قَوْله: (ثمَّ خرجت مَعَه) أَي: مَعَ عمر لَيْلَة أُخْرَى، وَفِيه إِشْعَار بِأَن عمر، رَضِي الله تَعَالَى عَنهُ، كَانَ لَا يواظب الصَّلَاة مَعَهم، وَكَأَنَّهُ يرى أَن الصَّلَاة فِي بَيته أفضل، وَلَا سِيمَا فِي آخر اللَّيْل، وَعَن هَذَا قَالَ الطَّحَاوِيّ: التَّرَاوِيح فِي الْبَيْت أفضل. قَوْله: (نعم الْبِدْعَة) ، ويروى: (نعمت الْبِدْعَة) ، بِزِيَادَة التَّاء، وَيُقَال: نعم، كلمة تجمع المحاسن كلهَا، وَبئسَ، كلمة تجمع المساوىء كلهَا، وَإِنَّمَا دَعَاهَا بِدعَة لِأَن رَسُول الله، صلى الله عَلَيْهِ وَسلم، لم يسنها لَهُم، وَلَا كَانَت فِي زمن أبي بكر، رَضِي الله تَعَالَى عَنهُ. وَرغب رَسُول الله، صلى الله عَلَيْهِ وَسلم، فِيهَا بقوله: نعم، ليدل على فَضلهَا، وَلِئَلَّا يمْنَع هَذَا اللقب من فعلهَا. والبدعة فِي الأَصْل أَحْدَاث أَمر لم يكن فِي زمن رَسُول الله، صلى الله عَلَيْهِ وَسلم، ثمَّ الْبِدْعَة على نَوْعَيْنِ: إِن كَانَت مِمَّا ينْدَرج تَحت مستحسن فِي الشَّرْع فَهِيَ بِدعَة حَسَنَة، وَإِن كَانَت مِمَّا ينْدَرج تَحت مستقبح فِي الشَّرْع فَهِيَ بِدعَة مستقبحة

(ثمَّ خرجت مَعَه)، يعني بيرون رفتم با عمر در شب ديگر، اين جمله اشعار دارد به اين كه عمر بر جماعت خواندن مواظبت نمی ‌كرد و گويا عقيده داشت كه نماز در خانه بهتر است به ويژه در پايان شب.
از اين رو طحاوی گفته است:‌ تراويح در خانه افضل است. اين سخن عمر (نعم الْبِدْعَة) :به صورت (نعمت الْبِدْعَة) روايت شده است. و «نعم» كلمه ای است كه تمام محاسن را دارد. و كلمه « وَبئسَ» جامع تمام بدی ها است. و اين كه عمر جماعت خواندن تراويح را بدعت خوانده به خاطر اين است كه رسول خدا صلی الله عليه وسلم سنتش اين نبوده و در زمان ابوبكر هم چنين نبوده است ؛
ولی رسول خدا به آن تشويق فرموده است به قول خودش «نعم» تا بر فضل آن دلالت كند و اين لقب «خوب بودن»‌ را براي كسى كه آن را انجام دهد،‌"منع نكند. بدعت در اصل پديد آوردن امر جديد است كه در زمان رسول خدا نبوده است. بدعت دو قسم است:
اگر تراويح داخل در بدعت خوب باشد،‌ بدعت حسنه است و اگر داخل در بدعتی باشد كه شرع او را قبيح می‌داند، پس
بدعت قبيحه است.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 11، ص126، العيني الغيتابي الحنفي، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بیروت.

...ادامه دارد!


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ ....وسیله کیست وچیست؟ پاسخ داد.
"
ابن صلاح از کبار علمای مخالفین شیعه و جواز #استغاثه و #توسل به رسول اکرم -صلّیٰ الله علیه وآله-



استغاثه، مسئله‌ای است که سالیان طولانی است که شیعیان به دلیل جواز آن، از سوی مخالفین کشته و تکفیر می‌شوند در حالی‌که علمای بزرگ مخالفین نیز جواز به این مسئله را داده‌اند.

ابن صلاح می‌نویسد:


:

فإِنَّهَا لَيست محصورة على مَا وجد مِنْهَا فِي عصره صلى الله عَلَيْهِ وَسلم بل لم تزل تتجدد بعده صلى الله عَلَيْهِ وَسلم على تعاقب العصور وَذَلِكَ أَن كرامات الْأَوْلِيَاء من أمته وإجابات المتوسلين بِهِ فِي حوائجهم ومغوثاتهم عقيب توسلهم بِهِ فِي شدائدهم براهين لَهُ صلى الله عَلَيْهِ وَسلم قواطع ومعجزات لَهُ سواطع وَلَا يعدها عد وَلَا يحصرها حد

:معجزات و کرامات رسول خدا -صلّیٰ الله علیه وآله- محصور در زمان حیات ایشان نیست بلکه بعد از ایشان هم در گذر دوران ادامه می‌یابد و کرامات اولیاء از امت پیامبر -صلّیٰ الله علیه وآله- و پاسخ‌دادن به حاجات متوسلین و استغاثه‌کنندگان در سختی‌هایشان به ایشان براهین و دلایل قاطع و معجزات روشن برای ایشان هستند که حد و حصری ندارند ...

: فتاوی ومسائل، تألیف ابن صلاح، جلد ۱، صفحه ۲۱۰، نشر دار المعرفة

اسکن:
:https://bit.ly/2IoJc41
: لینک کتاب:
فتاوى ابن الصلاح • الموقع الرسمي للمكتبة الشاملة

:آیا تندرو هایی که سال‌هاى طولانى شيعيان را قتل‌عام مى‌كردند اكنون حاضر به تکفیر ابن‌صلاح نیز هستند؟


یا آل الله یا آل البیت یا آل محمد یا علی


"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار سوالات جاثلیق از خلیفه رسوال الله صلی الله علیه واله وسلم وایمان آوردنش پاسخ داد.
"
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 186
جانشينى قرار داد.
مرا خبر رسيد كه امت محمّد براى جانشينى او اختلاف دارند قريش ادعا دارند كه آن وصى از قريش است و ادعاى انصار بر قريش است كه وصايت را براى خودشان انتخاب كنند، آمده‏ايم تا بدانيم وصى پيامبر كيست و بررسى كنيم دين محمّد را و بشناسيم روش پيامبران را و بشنويم سخنان آنان را كه ادعاى جانشينى او را ميكنند درست است يا باطل.
اما متاسفانه دروغهائى باو نسبت ميدهند آنچنان كه امتان پيشين به پيامبرانشان پس از درگذشت‏شان نسبت ميدادند و جانشينان آنان را از حق مسلمشان دور ميكردند همانا ما امتان موسى را يافتيم كه پس از حضرت موسى گوساله را پرستيدند ولى هارون جانشين او را مانع از جانشينى موسى شدند آنچه را خودشان خواستند انتخاب كردند «و كذلك‏ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» «1» ما وارد اين شهر شديم از وصى رسول خدا سؤال كرديم ما را بسوى اين پير مرد راهنمائى كردند او هم ادعاى جانشينى پيامبر را كرد از او پرسيديم پيامبر بتو چه وصيتى كرده نمى‏فهميد پرسيدم با رسول خدا چه نسبتى دارى هنگامى كه دعوت از طرف ابراهيم شد در باره نسلش: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‏» «2» همانا امامت كسى را نميرسد مگر بعضى از
______________________________
(1) احزاب 64 بدستور خدا در آنان كه از پيش گذشتند و براى روش خدا هرگز تغيير نيست.
(2) بقره 118 همانا قرار دهنده‏ام ترا براى مردم امام عرضكرد از فرزندانم فرمود پيمان من به ستمگران نميرسد.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 187
فرزندان كه از بعض ديگر باشند جز پاك و پاكدامن و انتخاب‏شده‏ى كسى بامامت نميرسد.
ما خواستيم كه او روش و سنت محمّد و آنچه را كه پيامبران آورده‏اند و اختلافات در باره‏ى وصى را بيان كند همچنان كه در اوصياء گذشته و شناسائى عترت پيامبر اختلاف كردند.
همانا اگر ما وصى و جانشينى براى پيامبر بعد از او پيدا كنيم در پيش او علم و دانشى كه مورد نياز مردم است باشد و سؤالات را پاسخ روشن بدهد، آگهى دهد از سبب بلايا و منايا و فصل الخطاب و نسب‏ها و از آنچه كه هر سال فرود مى‏آيد در شب قدر و آنچه بدان واسطه فرشتگان و فرشته‏ى روح فرود مى‏آيند و آگهى از جانشينان پيامبران دهد ما نبوت پيامبر را تصديق و دعوتش را مى‏پذيريم و پيروى از جانشين و امينانش و اقرار بكتابش كه نازل شده مى‏كنيم و آنچه را كه رسول پيش ازين آورده مى‏پذيريم و اگر هم جز اين كه گفتيم باشد بدين خودمان برميگرديم و يقين پيدا مى‏كنيم كه احمد به پيامبرى برانگيخته نشده.
ازين پيرمرد كه هر چه پرسيديم چيزى كه نبوت محمّد را پا بر جا كند در پيش وى نيافتيم فقط ادعا مى‏كند او ستمگرى باشد كه با زور بر مردمش پيروز شده و با زورگوئى بر آنان حكومت مى‏كند و نشانه‏اى از پيامبرى و آنچه پيامبران پيشين آورده‏اند در پيش او نيست.
و همانا پيامبر درگذشت و كار را بهمين دو نفر واگذار كرد كه گروهى بر گروه ديگر چيره شوند و ايشان را بسوى دوران جاهليت برگرداند مانند همان دورانى كه هر چه ميخواستند برأى‏هاى خويش‏
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 188
براى خود هر دينى را كه ميخواستند و پادشاهى را كه ميل داشتند انتخاب ميكردند حضرت محمّد را از راه پيامبران بيرون كشاندند و او را نسبت بجهل و نادانى دادند در رسالت و پيامبريش، وصى او را مانع از انجام وظيفه و حقش شدند.
گمان كردند كه نادان ميتواند بجاى عالم و دانشمند قرار گيرد و اين جانشين جاهل وسيله نابودى كشت و زرع و نسل خواهد بود و سبب آشكار شدن فساد در دريا و خشكى ميشوند، محال است كه خداى عز و جل برانگيزاند پيامبرى را مگر اينكه پاكدامن و محكم‏كننده‏ى دين و برگزيده‏شده‏ى بر جهانيان باشد زيرا دانشمند امير و سلطان بر نادانست تا روز قيامت.
از اسم پيرمرد پرسيدم مرديكه در پهلوى وى قرار داشت گفت اين پيرمرد خليفه‏ى رسول خداست من در پاسخ گفتم من براى هيچ كس اين نام را بعد از پيامبر سراغ ندارم مگر لغات تازه‏اى از لغت‏هاى عرب باشد اما خلافت شايستگى ندارد مگر براى آدم و داود و سنت در آن خلافت براى انبيا و اوصيا ميباشد.
و همانا شما دروغ بر خدا و رسولش را بزرگ مى‏شماريد سپس نفى علم و دانش از خودش كرد و از گناهش پوزش طلبيد و گفت مردم بخلافت من راضى شدند و سپس نام مرا خليفه گذاشتند در صورتى كه ميان امت پيامبر از من كسى داناتر هست سپس ما قناعت كرديم بآنچه كه براى خودش فرمان داد و اختيار كرد بنا بر اين من براى راهنمائى مردم جلو افتادم و در جستجوى حق شدم كه اگر حق براى من روشن‏
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 189
شود پيروى كنم و در راه خدا مرا سرزنش نكوهش‏كننده‏اى فرا نگيرد اى جوان آيا در پيش تو درمانى براى دردها هست؟ على عليه السّلام فرمود: آرى درمان درد سينه‏هاى شما و روشنى بخش دلهايتان و شرح گسترش آنچه را كه بخواهيد پيش من است بيانى كه شما را گرفتار شك و شبهه نكند خبر دادن از كارهايتان، دليل و برهان مشكلات شما همه نزد من است.
بيا پيش من و خاطرت را آسوده و ذهنت را آماده‏ى فرا گرفتن آنچه را كه براى تو ميگوئيم بكن همانا خداوند بفضل و بخشش خود كه سزاوار ستايش و ثناى فراوانست وعده‏اش را راست و درست كرده و دينش را عزت عنايت فرموده، بنده و رسولش محمّد را يارى كرده حزنها را پراكنده و فرارى نمود.
براى آن خداست پادشاهى، براى او ستايش است او بر تمام چيزها نيرومند و تواناست او مبارك و بلند پايه است محمّد را ويژه‏ى خود قرار داده و اختيار و انتخابش كرده هدايت و انتخاب از براى رسالتش بسوى تمام مردم برحمتش نموده و براى جن و انس او را بمهربانى و رأفتش برگزيده اطاعت او را بر اهل آسمان و زمين واجب كرده و او را پيشواى پيامبران پيش از او و خاتم پيامبران بعد از او قرار داده ميراث پيامبران را باو بخشيده، كليدهاى دنيا و آخرت را باو داده، او را نبى و رسول و امام گرفته، او را بسوى خويش بلند كرد و از طرف راست عرش بخودش نزديك نمود آنچنان كه هيچ فرشته‏ى مقرب و پيامبر مرسلى بپايه‏ى او نرسيده.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 190
خداوند باو وحى فرستاد. دل آنچه را كه ديده تكذيب نميكند و نشانه‏اش را بر پيامبران فرو فرستاده و عهد و پيمان از آنان گرفته تا آنكه همه بوى ايمان بياورند و همانا او را يارى كنند بعد پروردگار به پيامبران فرمود اقرار كرديد شما بر نبوت او و از شما عهد و پيمان گرفتم آنان عرضكردند اقرار كرديم فرمود گواهى دهيد كه من هم با شما از گواهى دهندگانم.
و فرمود: «يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏» «1» چيزى نگذشت كه خداى عز و جل درجه‏اش را تمام كرده اسباب پيامبرى را بوى داد، مقامش را بلند نمود هر گاه نام خدا ياد آورى مى‏شود نام او نزديك نام خداست، دين او را واجب و پيروى او را متصل به اطاعت خودش كرد سپس فرمود هر كس اطاعت رسول را كند اطاعت خدا را كرده و فرمود آنچه را كه رسول براى‏تان آورده بگيريد و آنچه را كه نهى كرده خوددارى كنيد از آن.
پس خداوند رسالتش را ابلاغ كرد و برهانش را روشن و
______________________________
(1) اعراف 156 آنچنان رسولى كه او را پيدا ميكنند كه در توراة و انجيل پيش ايشان نوشته شده آنان را فرمان بخوبى و دورى از بدى ميدهد پاكها را بر ايشان حلال و ناپاكها را حرام مى‏كند بارهاى گران را از دوش آنان بر ميدارد و آنان كه او را بزرگ شمردند و يارى نمودند و پيروى كردند نورى را كه با او فرو فرستاده شد اينان رستگارانند.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 191
آشكارا نمود و آيتش را محكم و استوار كرد اين چنين پيامبران پيشين مژده‏ى پيامبرى او را دادند عيسى روح اللَّه و كلام خدا مژده‏ى پيامبرى او را داده آنگاه كه در انجيل ميگويد احمد عربى، نبىّ امّى صاحب شتر سرخ و چوبدستى و جانشين خود را براى امتش بپاداشت در ميان آنان او كانون علم پيامبرى، راز دار و پابرجاكننده‏ى نشانه‏هاى كتاب او، خواننده‏ى آن كتاب ارث برنده‏ى او. او را با كتابش در ميان مردم بجا گذاشت و حجت را در ميان آنان گرفت.
سپس فرمود دو چيز در ميان شما گذاشتم هر كس چنگ بآن دو زند هرگز گمراه نميشود كتاب خدا و اهل بيت من آن دو چيز بسيار گرانمايه و سنگين است كتاب خدا ثقل بزرگ و ريسمانيست كه از آسمان تا بزمين كشيده شده كه يك رشته‏اش بدست شما و رشته‏ى ديگرش بدست خداى عز و جل است و همانا آن دو هيچ گاه از يك ديگر جدا نميشوند تا اينكه كنار حوض بر من وارد شوند.
كسى را بر آنان مقدم مداريد كه گروه شما پراكنده شود كتاب خدا را از غير آنان مجوئيد كه جامه تاسف ميدريد آنان را نميخواهد چيزى بياموزيد كه از شما داناتر بتاويل كتاب خدايند، آشناتر بحلال و حرام خدا و بمحكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و غير اينها مى‏باشند و در پيش من است علم بلايا و منايا «1» و
______________________________
(1) علم بلايا از بلاهائى كه در آينده بر مردم فرو مى‏آيد و منايا از مرگ مردم خبر ميدهد.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 192
ديلمى، حسن بن محمد - رضايى، سيد عبد الحسين، إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، 2جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: سوم، 1377ش.

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار سوالات جاثلیق از خلیفه رسوال الله صلی الله علیه واله وسلم وایمان آوردنش پاسخ داد.
"
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏2 ؛ ص301

َ ثُمَّ الْتَفَتَ كَالْأَسَدِ فَقَالَ يَا شَيْخُ أَمَّا أَنْتَ فَقَدْ أَقْرَرْتَ أَنَّ مُحَمَّداً النَّبِيَّ ص لَمْ يُوصِ إِلَيْكَ وَ لَا اسْتَخْلَفَكَ وَ إِنَّمَا تَرَاضَوُا النَّاسُ بِكَ وَ لَوْ رَضِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِرِضَاءِ الْخَلْقِ وَ اتِّبَاعِهِمْ لِهَوَاهُمْ وَ اخْتِبَارِهِمْ لِأَنْفُسِهِمْ مَا بَعَثَ اللَّهُ‏ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ‏ وَ آتَاهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ لِيُبَيِّنُوا لِلنَّاسِ مَا يَأْتُونَ وَ يَدْرَءُونَ وَ مَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ‏ فَقَدْ دَفَعْتُمْ لِلنَّبِيِّينَ عَنْ رِسَالاتِهِمْ وَ اسْتَغْنَيْتُمْ بِالْجَهْلِ مِنِ اخْتِيَارِ النَّاسِ عَنِ اخْتِيَارِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الرُّسُلَ لِلْعِبَادِ وَ اخْتِيَارِ الرُّسُلِ لِأُمَّتِهِمْ وَ نَرَاكُمْ تُعَظِّمُونَ بِذَلِكَ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى نَبِيِّكُمْ وَ لَا تَرْضَوْنَ إِلَّا أَنْ تَتَسَمَّوْنَ بَعْدَ ذَلِكَ بِالْخِلَافَةِ وَ هَذَا لَا يَحِلُّ إِلَّا لِنَبِيٍّ أَوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ وَ إِنَّمَا تَصِحُّ الْحُجَّةُ لَكُمْ بِتَأْكِيدِكُمُ النُّبُوَّةَ لِنَبِيِّكُمْ وَ أَخْذِكُمْ بِسُنَنِ الْأَنْبِيَاءِ فِي هُدَاهُمْ وَ قَدْ تَغَلَّبْتُمْ فَلَا بُدَّ لَنَا أَنْ نَحْتَجَّ عَلَيْكُمْ فِيمَا ادَّعَيْتُمْ حَتَّى نَعْرِفَ سَبِيلَ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ وَ نَعْرِفَ الْحَقَّ فِيكُمْ بَعْدَ نَبِيِّكُمْ أَ صَوَابٌ مَا فَعَلْتُمْ بِإِيمَانٍ أَوْ بِجَهْلٍ وَ كَفَرْتُمْ ثُمَّ قَالَ يَا شَيْخُ أَجِبْ قَالَ فَالْتَفَتَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى أَبِي عُبَيْدَةَ لِيُجِيبَ عَنْهُ فَلَمْ يَرَ جَوَاباً ثُمَّ الْتَفَتَ الْجَاثَلِيقُ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ بِنَاءُ الْقَوْمِ عَنْ غَيْرِ أَسَاسٍ وَ لَا أَرَى حُجَّةً لَهُمْ أَ فَهِمْتُمْ قَالُوا بَلَى ثُمَّ قَالَ لِأَبِي بَكْرٍ يَا شَيْخُ أَسْأَلُكَ قَالَ سَلْ قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِّي وَ عَنْكَ مَا أَنْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَا أَنَا قَالَ أَمَّا أَنَا فَعِنْدَ نَفْسِي مُؤْمِنٌ وَ مَا أَدْرِي مَا أَنَا عِنْدَ اللَّهِ فِيمَا بَعْدُ وَ أَمَّا أَنْتَ فَعِنْدِي كَافِرٌ وَ لَا أَدْرِي مَا أَنْتَ عِنْدَ اللَّهِ قَالَ الْجَاثَلِيقُ أَمَّا أَنْتَ فَقَدْ مَنَّيْتَ نَفْسَكَ الْكُفْرَ بَعْدَ الْإِيمَانِ-
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 302
وَ جَهِلْتَ مَقَامَكَ فِي إِيمَانِكَ أَ مُحِقٌّ أَنْتَ فِيهِ أَمْ مُبْطِلٌ وَ أَمَّا أَنَا فَقَدْ مَنَّيْتَنِي الْإِيمَانَ بَعْدَ الْكُفْرِ فَمَا أَحْسَنَ حَالِي وَ مَا أَسْوَأَ حَالَكَ عِنْدَ نَفْسِكَ إِذْ كُنْتَ لَا تُوقِنُ بِمَا لَكَ عِنْدَ اللَّهِ فَقَدْ شَهِدْتَ لِي بِالْفَوْزِ وَ النَّجَاةِ وَ شَهِدْتَ لِنَفْسِكَ بِالْهَلَاكِ وَ الْكُفْرِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ طِيبُوا أَنْفُسَكُمْ فَقَدْ شَهِدَ لَكُمْ بِالنَّجَاةِ بَعْدَ الْكُفْرِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ فَقَالَ يَا شَيْخُ أَيْنَ مَكَانُكَ السَّاعَةَ مِنَ الْجَنَّةِ إِذَا ادَّعَيْتَ الْإِيمَانَ وَ أَيْنَ مَكَانِي مِنَ النَّارِ قَالَ فَالْتَفَتَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى عُمَرَ وَ إِلَى أَبِي عُبَيْدَةَ مَرَّةً أُخْرَى لِيُجِيبَا عَنْهُ فَلَمْ يَنْطِقْ أَحَدٌ مِنْهُمَا قَالَ إِنَّهُ قَالَ مَا أَدْرِي أَيْنَ مَكَانِي وَ مَا حَالِي عِنْدَ اللَّهِ قَالَ الْجَاثَلِيقُ يَا هَذَا أَخْبِرْنِي كَيْفَ اسْتَجَزْتَ لِنَفْسِكَ أَنْ تَجْلِسَ هَذَا الْمَجْلِسَ وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ إِلَى عِلْمِ غَيْرِكَ فَهَلْ فِي أُمَّةِ نَبِيِّكُمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ قَالَ نَعَمْ قَالَ مَا أَعْلَمُكَ وَ إِيَّاهُمْ إِلَّا وَ قَدْ حَمَّلُوكَ أَمْراً عَظِيماً وَ سَفِهُوا بِتَقْدِيمِهِمْ إِيَّاكَ عَلَى مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ فَإِنْ كَانَ الَّذِي هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ يَعْجِزُ عَمَّا سَأَلْتُكَ كَعَجْزِكَ فَأَنْتَ وَ هُوَ وَاحِدٌ فِي دَعْوَاكُمْ وَ أَرَى نَبِيَّكُمْ إِنْ كَانَ نَبِيّاً فَقَدْ ضَيَّعَ عِلْمَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَهْدَهُ وَ مِيثَاقَهُ الَّذِي أَخَذَ عَلَى النَّبِيِّينَ مِنْ قَبْلِهِ فِيكُمْ فِي إِقَامَةِ الْأَوْصِيَاءِ لِأُمَّتِهِمْ لِيَفْزَعُوا إِلَيْهِمْ فِيمَا يَتَنَازَعُونَ فِي أَمْرِ دِينِهِمْ فَدُلُّونِي عَلَى هَذَا الَّذِي هُوَ أَعْلَمُ مِنْكُمْ فَعَسَاهُ فِي الْعِلْمِ أَقَلَّ مِنْكُمْ فِي مُحَاوَرَةٍ وَ جَوَابٍ وَ بَيَانِ مَا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ مِنْ آثره [أَثَرِ] النُّبُوَّةِ وَ سُنَنِ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَقَدْ ظَلَمَكَ الْقَوْمُ وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فِيكَ

قَالَ سَلْمَانُ رض فَلَمَّا رَأَيْتُ مَا نَزَلَ بِالْقَوْمِ مِنَ الْبَهْتِ وَ الْحَيْرَةِ وَ الذُّلِّ وَ الصَّغَارِ وَ مَا حَلَّ بِدِينِ مُحَمَّدٍ وَ مَا نَزَلَ بِالْقَوْمِ مِنَ الْحُزْنِ نَهَضْتُ لَا أَعْقِلُ أَيْنَ أَضَعُ قَدَمَيَّ إِلَى بَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَدَقَقْتُ عَلَيْهِ الْبَابَ فَخَرَجَ وَ هُوَ يَقُولُ مَا دَهَاكَ يَا سَلْمَانُ

قَالَ قُلْتُ هَلَكَ دِينُ اللَّهِ وَ هَلَكَ الْإِسْلَامُ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ص وَ ظَهَرَ أَهْلُ الْكُفْرِ عَلَى دِينِهِ وَ أَصْحَابِهِ بِالْحُجَّةِ فَأَدْرِكْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ دِينَ مُحَمَّدٍ وَ الْقَوْمُ قَدْ وَرَدَ عَلَيْهِمْ مَا لَا طَاقَةَ لَهُمْ وَ لَا بُدَّ وَ لَا حِيلَةَ فَأَنْتَ الْيَوْمَ مُفَرِّجُ كَرْبِهَا وَ كَاشِفُ بَلْوِهَا وَ صَاحِبُ مِيسَمِهَا وَ تَاجُهَا وَ مِصْبَاحُ ظُلَمِهَا وَ مِفْتَاحُ مُبْهَمِهَا قَالَ فَقَالَ ع وَ مَا ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ قَدْ قَدِمَ قَوْمٌ لَهُمْ قُوَّةٌ مِنْ مَلِكِ الرُّومِ‏
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 303
فِي مِائَةِ رَجُلٍ مِنْ أَشْرَافِ قَوْمِهِمْ يَقْدُمُهُمْ جَاثَلِيقٌ لَمْ أَرَ مِثْلَهُ يُورِدُ الْكَلَامَ عَلَى مَعَانِيهِ وَ يَصْرِفُهُ عَلَى تَأْوِيلِهِ وَ يُؤَكِّدُ حُجَّتَهُ وَ لحكم [يَحْكُمُ‏] ابْتِدَاءَهُ لَمْ أَسْمَعْ مِثْلَ حُجَّتِهِ وَ لَا سُرْعَةَ جَوَابِهِ مِنْ كُنُوزِ عِلْمِهِ فَأَتَى أَبُو بَكْرٍ وَ هُوَ فِي جَمَاعَةٍ فَسَأَلَهُ عَنْ مَقَامِهِ وَ وَصِيِّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَبْطَلَ دَعْوَاهُمْ بِالْخِلَافَةِ وَ غَلَبَهُمْ بِادِّعَائِهِمْ تَخْلِيفَهُمْ مَقَامَهُ فَأَوْرَدَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ مَسْأَلَةً أَخْرَجَهُ بِهَا عَنْ إِيمَانِهِ وَ أَلْزَمَهُ الْكُفْرَ وَ الشَّكَّ فِي دِينِهِ فَعَلَتْهُمْ فِي ذَلِكَ ذِلَّةٌ وَ خُضُوعٌ وَ حَيْرَةٌ فَأَدْرِكْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ دِينَ مُحَمَّدٍ فَقَدْ وَرَدَ عَلَيْهِمْ مَا لَا طَاقَةَ لَهُمْ

فَنَهَضَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَعِي حَتَّى أَتَيْنَا الْقَوْمَ وَ قَدْ أُلْبِسُوا الذِّلَّةَ وَ الْمَهَانَةَ وَ الصِّغَرَ وَ الْحَيْرَةَ فَسَلَّمَ عَلِيٌّ ع ثُمَّ جَلَسَ

فَقَالَ يَا نَصْرَانِيُّ أَقْبِلْ عَلَيَّ وَجْهَكَ وَ اقْصِدْنِي بِحَاجَتِكَ فَعِنْدِي جَوَابُ مَا يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ فِيمَا يَأْتُونَ وَ يَذَرُونَ وَ بِاللَّهِ التَّوْفِيقُ قَالَ
فَتَحَوَّلَ النَّصْرَانِيُّ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا شَابُّ إِنَّا وَجَدْنَا فِي كُتُبِ الْأَنْبِيَاءِ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا وَ كَانَ لَهُ وَصِيٌّ يَقُومُ مَقَامَهُ وَ قَدْ بَلَغَنَا اخْتِلَافٌ عَنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ فِي مَقَامِ نُبُوَّتِهِ وَ ادِّعَاءُ قُرَيْشٍ عَلَى الْأَنْصَارِ وَ ادِّعَاءُ الْأَنْصَارِ عَلَى قُرَيْشٍ وَ اخْتِيَارُهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ فَأَقْدَمَنَا مَلِكُنَا وَفْداً وَ قَدِ اخْتَارَنَا لِنَبْحَثَ عَنْ دِينِ مُحَمَّدٍ ص وَ نَعْرِفَ سُنَنَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الِاسْتِمَاعَ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ ادَّعَوْا مَقَامَهُ حَقٌّ ذَلِكَ أَمْ بَاطِلٌ قَدْ كَذَبُوا عَلَيْهِ كَمَا كَذَبَتِ الْأُمَمُ بَعْدَ أَنْبِيَائِهَا عَلَى نَبِيِّهَا وَ دَفَعَتِ الْأَوْصِيَاءَ عَنْ حَقِّهَا فَإِنَّا وَجَدْنَا قَوْمَ مُوسَى ع بَعْدَهُ عَكَفُوا عَلَى الْعِجْلِ وَ دَفَعُوا هَارُونَ عَنْ وَصِيَّتِهِ وَ اخْتَارُوا مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ كَذَلِكَ سُنَّةُ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِي‏ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا فَقَدِمْنَا وَ أَرْشَدُونَا إِلَى هَذَا الشَّيْخِ فَادَّعَى مَقَامَهُ وَ الْأَمْرَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ فَسَأَلْنَا عَنِ الْوَصِيَّةِ إِلَيْهِ مِنْ نَبِيِّهِ ص فَلَمْ يَعْرِفْهَا وَ سَأَلْنَاهُ عَنْ قَرَابَتِهِ مِنْهُ إِذَا كَانَتِ الدَّعْوَةُ مِنْ إِبْرَاهِيمَ ع فِيمَا سَبَقَتْ فِي الذُّرِّيَّةِ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‏ وَ أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا يَنَالُهَا إِلَّا ذُرِّيَّةٌ بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ‏ وَ لَا يَنَالُهَا إِلَّا مُصْطَفًى مُطَهَّرٌ فَأَرَدْنَا أَنْ يَتَبَيَّنَ لَنَا السُّنَّةُ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أن مَا جَاءَ بِهِ النَّبِيُّونَ ص وَ اخْتِلَافُ الْأُمَّةِ عَلَى‏
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 304
الْوَصِيِّ كَمَا اخْتُلِفَ عَلَى مَنْ مَضَى مِنَ الْأَوْصِيَاءِ وَ مَعْرِفَةُ الْعِتْرَةِ فِيهِمْ فَإِنْ وَجَدْنَا لِهَذَا الرَّسُولِ وَصِيّاً قَائِماً بَعْدَهُ وَ عِنْدَهُ عِلْمُ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النَّاسُ وَ يُجِيبُ بِجَوَابَاتٍ بَيِّنَةٍ يُخْبِرُ عَنْ أَسْبَابِ الْبَلَايَا وَ الْمَنَايَا وَ فَصْلِ الْخِطَابِ وَ الْأَنْسَابِ وَ مَا يَهْبِطُ مِنَ الغيم [الْعِلْمِ‏] فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ مَا تَنْزِلُ بِهِ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ وَ الْأَوْصِيَاءُ صَدَّقْنَا بِنُبُوَّتِهِ وَ أَجَبْنَا دَعْوَتَهُ وَ اقْتَدَيْنَا بِوَصِيِّهِ وَ أُمَنَائِهِ وَ بِكِتَابِهِ الْمُنْزَلِ وَ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ قَبْلَهُ وَ إِنْ يَكُنْ غَيْرَ ذَلِكَ رَجَعْنَا إِلَى دِينِنَا وَ عَلِمْنَا أَنَّ أَحْمَدَ لَمْ يُبْعَثْ وَ قَدْ سَأَلْنَا هَذَا الشَّيْخَ فَلَمْ نَجِدْ عِنْدَهُ تَصْحِيحَ النُّبُوَّةِ نُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ إِنَّمَا ادَّعَى أَنَّهُ كَانَ جَبَّاراً غَلَبَ عَلَى قَوْمِهِ بِالْقَهْرِ مَلَكَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ أَثَرُ النُّبُوَّةِ وَ لَا مَا جَاءَتْ بِهِ الْأَنْبِيَاءُ قَبْلَهُ وَ إِنَّهُ مَضَى وَ تَرَكَهُمْ بهم [بُهْماً] يَغْلِبُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ رَدَّهُمْ جَاهِلِيَّةً جَهْلَاءَ مِثْلَ مَا كَانُوا يَخْتَارُونَ بِآرَائِهِمْ لِأَنْفُسِهِمْ أَيَّ دِينٍ أَحَبُّوا وَ أَيَّ مُلْكِ أَرَادُوا فَأَخْرَجُوا مُحَمَّداً ص مِنْ سَبِيلِ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَهَّلُوهُ فِي رِسَالَتِهِ وَ دَفَعُوا وَصِيَّتَهُ وَ زَعَمُوا أَنَّ الْجَاهِلَ يَقُومُ مَقَامَ الْعَالِمِ وَ ذَلِكَ هَلَاكُ الْحَرْثِ وَ النَّسْلِ وَ ظُهُورُ الْفَسَادِ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ حَاشَا الله [لِلَّهِ‏] عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا مُطَهَّراً مُسَدَّداً مُصْطَفًى عَلَى الْعَالَمِينَ فَإِنَّ الْعَالِمَ أَمِيرٌ عَلَى الْجَاهِلِ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَسَأَلْتُهُ عَنِ اسْمِهِ فَقَالَ الَّذِي إِلَى جَنْبِهِ هَذَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ إِنَّ هَذَا الِاسْمَ لَا نَعْرِفُهُ لِأَحَدٍ بَعْدَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يَكُونَ لُغَةً مِنْ لُغَاتِ الْعَرَبِ فَأَمَّا الْخِلَافَةُ فَلَا تَصْلُحُ إِلَّا لآِدَمَ وَ دَاوُدَ ع وَ السُّنَّةُ فِيهَا لِلْأَنْبِيَاءِ فِي الْأَوْصِيَاءِ وَ إِنَّكُمْ لَتُعَظِّمُونَ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِهِ فَانْتَفَى مِنَ الْعِلْمِ وَ اعْتَذَرَ مِنَ الِاسْمِ وَ قَالَ إِنَّمَا تَرَاضَوُا النَّاسُ بِي فَسَمَّوْنِي وَ فِي الْأُمَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنِّي فَاكْتَفَيْنَا بِمَا حَكَمَ عَلَى نَفْسِهِ وَ عَلَى مَا اخْتَارَهُ فَقَدِمْتُ مُسْتَرْشِداً وَ بَاحِثاً عَنِ الْحَقِّ فَإِنْ وَضَحَ لِي أَتَّبِعْهُ وَ لَمْ تَأْخُذْنِي فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ فَهَلْ عِنْدَكَ أَيُّهَا الشَّابُّ شِفَاءٌ لِمَا فِي صُدُورِنَا

قَالَ عَلِيٌّ بَلْ عِنْدِي شِفَاءٌ لِصُدُورِكُمْ وَ ضِيَاءٌ لِقُلُوبِكُمْ وَ شَرْحٌ لِمَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ بَيَانٌ لَا يَخْتَلِجُكُمُ الشَّكُّ مَعَهُ وَ إِخْبَارٌ عَنْ أُمُورِكُمْ وَ بُرْهَانٌ لِدَلَالَتِكُمْ فَأَقْبِلْ إِلَيَّ بِوَجْهِكَ وَ فَرِّغْ لِي مَسَامِعَ قَلْبَكِ وَ أَحْضِرْنِي ذِهْنَكَ وَ عِ مَا أَقُولُ لَكَ إِنَّ اللَّهَ بِمَنِّهِ وَ طَوْلِهِ وَ فَضْلِهِ لَهُ الْحَمْدُ كَثِيراً دَائِماً قَدْ صَدَقَ وَعْدَهُ وَ أَعَزَّ دِينَهُ وَ نَصَرَ مُحَمَّداً عَبْدَهُ‏
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 305
وَ رَسُولَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اخْتَصَّ مُحَمَّداً ص وَ اصْطَفَاهُ وَ هَدَاهُ وَ انْتَجَبَهُ لِرِسَالَتِهِ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً بِرَحْمَتِهِ وَ إِلَى الثَّقَلَيْنِ بِرَأْفَتِهِ وَ فَرَضَ طَاعَتَهُ عَلَى أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ جَعَلَهُ إِمَاماً لِمَنْ قَبْلَهُ مِنَ الرُّسُلِ وَ خَاتَماً لِمَنْ بَعْدَهُ مِنَ الْخَلْقِ وَ وَرَّثَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَعْطَاهُ مَقَالِيدَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً وَ رَسُولًا وَ حَبِيباً وَ إِمَاماً وَ رَفَعَهُ إِلَيْهِ وَ قَرَّبَهُ عَنْ يَمِينِ عَرْشِهِ بِحَيْثُ لَمْ يَبْلُغْهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ فِي وَحْيِهِ‏ ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‏ وَ أَنْزَلَ عَلَامَتَهُ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ‏ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ‏ ثُمَّ قَالَ لِلْأَنْبِيَاءِ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ‏ وَ قَالَ تَجِدُونَهُ‏ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ‏ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ فِيمَا مَضَى ص حَتَّى أَتَمَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَقَامَهُ وَ أَعْطَاهُ وَسِيلَتَهُ وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَتَهُ فَلَنْ يُذْكَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا كَانَ مَقْرُوناً وَ فَرَضَ دِينَهُ وَ وَصَلَ طَاعَتَهُ بِطَاعَتِهِ فَقَالَ‏ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ‏ وَ قَالَ‏ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَأَبْلَغَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رِسَالَتَهُ وَ أَوْضَحَ بُرْهَانَ وَلَايَتِهِ وَ أَحْكَمَ آيَتَهُ وَ شَرَّعَ شَرَائِعَهُ وَ أَحْكَامَهُ وَ دَلَّهُمْ عَلَى سَبِيلِ نَجَاتِهِمْ وَ بَابِ هِدَايَتِهِ وَ حِكْمَتِهِ وَ كَذَلِكَ بَشَّرَ بِهِ النَّبِيُّونَ قَبْلَهُ وَ بَشَّرَ بِهِ عِيسَى رُوحُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ إِذْ يَقُولُ فِي الْإِنْجِيلِ أَحْمَدُ الْعَرَبِيُّ النَّبِيُّ الْأُمِّيُّ صَاحِبُ الْجَمَلِ الْأَحْمَرِ وَ الْقَضِيبِ وَ أَقَامَ لِأُمَّتِهِ وَصِيَّهُ فِيهِمْ وَ عَيْبَةَ عِلْمِهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ مُحْكَمَ آيَاتِ كِتَابِهِ وَ تَالِيَهُ‏ حَقَّ تِلاوَتِهِ‏ وَ بَابَ حِطَّتِهِ وَ وَارِثَ كِتَابِهِ وَ خَلَّفَهُ مَعَ كِتَابِ اللَّهِ فِيهِمْ وَ أَخَذَ فِيهِمْ بِالْحُجَّةِ فَقَالَ ص قَدْ خَلَّفْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ هُمَا الثَّقَلَانِ كِتَابُ اللَّهِ الثَّقَلُ الْأَكْبَرُ-
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 306
ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، 2جلد، الشريف الرضي - قم، چاپ: اول، 1412ق.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى ؛ ج‏2 ؛ ص181


بعد متوجه او گرديد و گفت اى پيرمرد تو اقرار كردى كه محمّد پيامبر است ولى بتو وصيت نكرده و ترا جانشين خويش قرار نداده همانا مردم بتو راضى شده‏اند اگر خدا راضى شد برضاى مردم‏
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 182
در پيروى كردن از هواهاى نفس و برگزيدن‏شان براى خودشان چرا پيامبران بشارت دهنده را و ترساننده را مبعوث كند و كتاب و حكمت بآنان به بخشد تا براى مردم بيان كنند و آنچه را مى‏آورند روشن مى‏كنند آنچه را كه مردم در آن اختلاف مى‏كنند تا براى مردم بهانه‏اى بر خدا نباشد پس از فرستادن رسولان براى بندگان.
شما نبوت پيامبران را دور انداختيد و بنادانى خود انتخاب مردم را بر انتخاب خدا مقدم داشتيد كه خدا رسولانى براى امتشان انتخاب كرده ما شما را مى‏بينيم كه چشم پوشى ميكنيد اين دروغى را كه بر خداى عز و جل و پيامبرتان نسبت داده‏ايد و راضى نميشويد مگر اين كه بخلافت ناميده شويد و اين امر خلافت جز براى پيامبر و وصى او براى كسى سزاوار نيست.
همانا دليل براى شما هنگامى درست است كه در نبوت پيامبران تاكيد كنيد و روش انبيا را بگيريد در رهنمائى و هدايتتان مسلم شما زورگوئى كرديد ما ناچاريم كه با شما بحث كنيم در چيزى كه شما ادعا كرديد تا بشناسيم راهى را كه بآن راه مردم را دعوت ميكنيد و پس از پيامبرتان در ميان شما حق را بشناسيم كه آيا اين كردار شما درست است و عمل شما بايمان است يا بنادانى و شما كافر شديد بعد نصرانى گفت اى پير مرد جواب بده.
سپس ابى بكر متوجه ابو عبيده شد تا نصرانى را جواب دهد او هم جوابى نداد بعد جاثليق بيارانش توجهى كرد و گفت ساختمان اين گروه بى‏ريشه و اساس است من دليلى در گفتارشان نمى‏بينم شما فهميديد گفتند آرى.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 183
بعد با ابى بكر گفت سؤالى از تو دارم او گفت بپرس جاثليق گفت از من و خودت خبر ده من در پيشگاه پروردگار چكاره‏ام و تو چيستى ابو بكر گفت اما من در پيش نفسم مؤمن بخدايم ولى خبرى ندارم در نزد پروردگارم چكاره‏ام و اما تو در نزد من كافرى اما در نزد خدا نمى‏دانم چه هستى.
جاثليق گفت اما تو آزموده شده نفست بعد از ايمان بكفر و جاى خود را نمى‏فهميدى در باره‏ى ايمانت كه راستگوئى و درست يا باطل اما من آزموده‏ى بايمان شدم بعد از كفر چه خوب است حال من و چه بد است حال تو در پيش نفست زيرا كه تو يقين ندارى به آنچه كه براى تو است از طرف خدا همانا گواهى ميدهى تو براى من نجات را ولى من براى تو گواهى بكفر و هلاكت ميدهم سپس متوجه يارانش گرديد و گفت خوش باشيد كه مسلم گواهى بر نجات شما ميدهد پس از كفر.
بعد توجهى بابى بكر نمود و گفت اى پيرمرد جاى تو هم اكنون در كجاى بهشت است كه ادعاى ايمان دارى و جاى من در كجاى دوزخ است سپس ابو بكر يك بار ديگر متوجه عمر و ابو عبيده‏ى جراح شد كه آن دو جواب دهند از آن نصرانى هيچ كدام از آن دو پاسخ ندادند ابى بكر گفت نميدانم حالم در پيشگاه پروردگار چگونه است.
مرد نصرانى گفت اى مرد چطور بخودت اجازه دادى جاى پيامبر بنشينى با اينكه تو از نظر علم و دانش نيازمند بديگرانى آيا در
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 184
ميان امت پيامبر شما كسى دانشمندتر از تو پيدا مى‏شود ابى بكر گفت آرى گفت مردم كار ديوانگى كردند كه اين مسئوليت بزرگ را بعهده تو گذاشتند و ترا بر آنكه از تو دانشمندتر است مقدم داشتند اگر آن كسى كه از تو عالمتر است از هر چه از او بپرسم مانند تو عاجز و ناتوان باشد پس تو و او يكى خواهيد بود در ادعاى بيجا و مى‏بينم پيامبر شما را پيامبرى ميباشد كه ضايع كرده علم و پيمان و ميثاق خداى عزّ و جل را پيمانى كه بر تمام پيامبران گرفت پيش از پيامبران در ميان شما در انتخاب جانشينان براى امتشان تا آنان را در اختلافاتشان راجع بدين بترساند.
پس مرا سوى آنكه از تو دانشمندتر است رهنمائى كنيد شايد او را از نظر علم و دانش از شما كمتر به بينم در محاورات و جواب و سؤال و در بيان آنچه كه نيازمند مى‏شود بسوى آن از نشانه‏ى پيامبرى و سنت‏هاى پيامبران، مسلم اين مردم در حق تو و خودشان ستم كرده‏اند.
سلمان گفت

چون آن گروه را بهت‏زده و حيران و سرگردان ديدم و ديدم رخنه‏اى در دين محمّد وارد مى‏شود حاضرين هم افسرده خاطرند حركت كردم اما نميدانستم كجا پايم را بگذارم رفتم بدر خانه امير المؤمنين عليه السّلام كوبه‏ى در را كوبيدم حضرت بيرون آمد

و فرمود چه مصيبتى ترا رسيده اى سلمان.
سلمان گفت عرضكردم دين خدا نابود شد پس از محمّد اسلام تباه شد كافران بر دين محمّد و ياران محمّد با دليل و برهان مسلط شدند امير المؤمنين دين محمّد را درياب كه مردم گرفتار چيزى كه طاقت‏
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 185
بر آن ندارند گرديده‏اند راه فرار و حيله‏اى ندارند تو اى على امروز برطرف‏كننده‏ى غم آنانى تو چراغ هدايتى تو كليد تمام مشكلاتى.
سلمان گفت

سپس على عليه السّلام فرمود چه گرفتارى رخ داده عرض كرد گروهى از طرف پادشاه روم آمده‏اند در حدود يك صد نفر از بزرگان كه پيشاپيش همه‏ى آنان جاثليق نصرانيست كه من كسى را مانند او نديده‏ام كلام را بجايش ميگويد و بجايش تاويل و تفسير ميكند دليل و برهانش را محكم مى‏نمايد مانند دليل و برهان او تاكنون نشنيده‏ام و در سرعت جواب از گنجينه‏ى علمى چون او كسى را نديده‏ام.
او پيش ابو بكر آمد ابو بكر هم در ميان گروهى از اصحاب و ياران بود از مقام او و جانشين رسول خدا پرسيد ادعاى تمام آنان را نسبت بخلافت باطل كرد و بر همه پيروز شد در ادعاى آنان بخلافت و سؤالى از ابى بكر نمود و او را تكفير نمود و از دين بيرون كرد، بعلى عليه السّلام خبر دادم كه دين محمّد را درياب زيرا بر مدعيان خلافت چيزى وارد شده كه آنان را عاجز كرده على عليه السّلام با من حركت كرد تا بر آن گروه وارد شديم در صورتى كه لباس ذلت و خوارى بر اندامشان پوشيده بود در يك بهت و حيرتى فرو رفته بودند.
على عليه السّلام سلام كرد و نشست

و فرمود: اى نصرانى بيا آنچه را كه ميخواهى در پيش من است پاسخ آنچه را كه مردم نيازمندند در حوادثيكه بر آناش وارد مى‏شود،
مرد نصرانى بسوى على آمد و عرضكرد اى جوان ما در كتب پيامبران پيدا كرديم كه همانا خداى عزّ و جل هرگز پيامبرى را بر نينگيخت مگر اينكه برايش وصى و
ادامه دارد
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار امیر وفرمانروای هستی ؟ پاسخ داد.
"
یا مهدی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
__________________


الرسالة العلوية في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البرية ؛ النص ؛ ص47

و روينا أيضا في خبر مذكور في حديثه بإسناده إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله إنّه قال لأمير المؤمنين عليه السّلام: «يا عليّ، أنت أمير من في السماء، و أمير من في الأرض، و أمير من مضى، و أمير من بقي، و لا أمير قبلك و لا أمير بعدك، و لا يجوز أن يسمّى بهذا الاسم من لم يسمّه اللّه عزّ و جل به» «2».


(2) مائة منقبة: 78، المنقبة السادسة و العشرون، نهج الإيمان: 470، اليقين للسيّد بن طاوس: 26/ 3.كراجكىمتوفی 449، محمد بن على، الرسالة العلويّة في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البريّة سوى رسول الله صلى الله عليه و آله، 1جلد، دليل ما - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1427 ق.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ و يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192
وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»
وَ رَوَى الْكَرَاجُكِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كَنْزِ الْفَوَائِدِ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏)وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً مَا اسْتَقَرَّ الْكُرْسِيُّ وَ الْعَرْشُ وَ لَا دَارَ الْفَلَكُ وَ لَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا بِأَنْ كُتِبَ عَلَيْهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَ اخْتَصَّنِي بِلَطِيفِ نِدَائِهِ‏ «2» قَالَ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّيْكَ رَبِّي وَ سَعْدَيْكَ قَالَ أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنْ اسْمِي وَ فَضَّلْتُكَ عَلَى جَمِيعِ بَرِيَّتِي فَانْصَبْ أَخَاكَ عَلِيّاً عَلَماً لِعِبَادِيَ يَهْدِيهِمْ إِلَى دِينِي يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَنْ تَأَمَّرَ عَلَيْهِ لَعَنْتُهُ وَ مَنْ خَالَفَهُ عَذَّبْتُهُ وَ مَنْ أَطَاعَهُ قَرَّبْتُهُ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً إِمَامَ الْمُسْلِمِينَ فَمَنْ تَقَدَّمَ عَلَيْهِ أَخَّرْتُهُ وَ مَنْ عَصَاهُ اسْتَحَقَّتْهُ إِنَّ عَلِيّاً سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ حُجَّتِي عَلَى الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ‏ «3».
تنبيه اعلم أن أمير المؤمنين أفضل من النبيين و المرسلين حيث ثبت من طريق المؤالف و المخالف أن الله سبحانه سماه أمير المؤمنين و أمره على ذرية آدم و هم ذر و أقروا له بذلك و الأمير أفضل من المؤمر عليه و أن اللام في المؤمنين للاستغراق فيعم جميع المؤمنين و من جملتهم الأنبياء و المرسلون لقوله تعالى في سورة الصافات‏ «4» عن نوح ع‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إبراهيم (ع‏) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن موسى و هارون‏ إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إلياس‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ فهؤلاء خمسة من الأنبياء المرسلين منهم ثلاثة
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 441.
(2) في البحار: «و اختصّني اللطيف بندائي».
(3) نقله في البحار عن الكنز للمؤلّف ، و قال المصحّح: لم نجده في المصدر المطبوع، يعني كنز الفوائد.
(4) الصافّات: 81، 111، 122، 132.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 193
أولي العزم‏ «1» نوح و إبراهيم و موسى و منهم هارون و إلياس أنبياء مرسلون فيكون أمير المؤمنين ع أفضل منهم لأن الأمير أفضل من المؤمر عليه.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص193


وَ يُؤَيِّدُ ذَلِكَ‏ قَوْلُ النَّبِيِّ ص وَ قَدْ سَأَلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ‏
«2» و هذه البعدية معنوية أي رتبة الفضل التي خصني الله بها ليست لأحد إلا لك و للأئمة من بعدك.
و الدليل على أنه و الأئمة ع أفضل منهم‏
مَا جَاءَ فِي الدُّعَاءِ وَ هُوَ سُبْحَانَ مَنِ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الْجَنَّةَ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُورِثُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتَهُمْ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ النَّارَ مِنْ أَجْلِ مُحَمَّدِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُمَلِّكُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدِ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ص.
اعلم أنه قد ظهر من أسرار هذا الدعاء أشياء منها أن المتعبد بولايته أفضل من المتعبد بولاية غيره و منها أن الجنة مورثة لمحمد و آل محمد و شيعتهم فيكون الأنبياء و المرسلون من شيعتهم لقوله تعالى حكاية عن إبراهيم‏ وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‏ «3» فيكون محمد و آل محمد أفضل منهم و منها أن يكون خلق النار من أجلهم لأنهم الذين يقسمون الجنة لأوليائهم و النار لأعدائهم و يعم ذلك جميعه قوله سبحان من خلق الدنيا و الآخرة و ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لمحمد و آل محمد و الكل داخل تحت هذا العموم فيكون محمد و آل محمد أفضل الخلائق أجمعين‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ الذي جعلنا من شيعتهم و المحبين لهم و المخلصين.
______________________________
(1) كذا، و الصواب: أولو العزم.
(2) عيون أخبار الرضا : ج 1 ص 262 الرقم 22.
(3) الشعراء: 19.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 194
و قوله تعالى‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏.
تأويله‏
مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّذِينَ‏ «1» لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا «2».
و معنى ذلك أن أسماءهم مشتقة من أسماء الله تعالى كما ورد كثيرا في أسماء محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين ص أنها مشتقة من أسمائه و قد أمر عباده أن يدعوه بها لإجابة الدعاء
وَ قَدْ وَرَدَ عَنْهُمْ ص أَنَّهُ‏ مَا سَأَلَ اللَّهَ أَحَدٌ بِهِمْ إِلَّا اسْتَجَابَ دُعَاءَهُ‏ «3»
و ذلك ظاهر لا يحتاج إلى بيان.
و قوله تعالى‏ وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏ أي يعدلون عنها و قد عرفنا أسماءه الذين أمرنا أن ندعوه بها و أمرنا أن نذر الذين يلحدون فيها و هم أعداؤهم الظالمون و كفاهم جزاء قوله تعالى‏ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏. و مما يؤيد هذا التأويل أن أسماء الحسنى هم الأئمة ع عقيب الآية قوله تعالى‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ فقد جاء في التأويل أنهم الأئمة ع‏
وَ هُوَ مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ
______________________________
(1) في المصدر: «التي».
(2) الكافي: ج 1 ص 143.
(3) راجع أمالي المفيد: المجلس 25 ص 218.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 195
يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ص‏ «1»
وَ يُؤَيِّدُهُ مَا رَوَاهُ مِنْ طَرِيقِ الْجُمْهُورِ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ وَ ابْنِ مَرْدَوَيْهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ زَاذَانَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ‏ تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ وَ هُمْ أَنَا وَ شِيعَتِي‏ «2».
صدق ص أنه هو و شيعته هم الفرقة الناجية و إن لم يكونوا و إلا فمن و أحسن ما قيل في هذا المعنى قول خواجة نصير الدين محمد الطوسي رضي الله عنه و قد سئل عن الفرقة الناجية فقال بحثنا عن المذاهب‏
وَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقِي فِي النَّارِ
«3» فوجدنا الفرقة الناجية هي الإمامية لأنهم باينوا جميع المذاهب في أصول العقائد و تفردوا بها و جميع المذاهب قد اشتركوا فيها و الخلف الظاهر بينهم في الإمامة فيكون الإمامية الفرقة الناجية.
و كيف لا و قد ركبوا فلك النجاة الجارية و تعلقوا بأسباب النجوم الثابتة و السارية فهم و الله أهل المناصب العالية و أولو المراتب السامية و هم غدا فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ و يقال لهم‏ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ و الصلاة و السلام على الشموس المشرقة و البدور الطالعة في الظلمات الداهية محمد المصطفى و عترته الهادية صلاة دائمة باقية
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 414.
(2) راجع الدرّ المنثور للسيوطي: ج 3 ص 149.
(3) راجع البحار: المجلّد الثامن الباب الأوّل.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 196
استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد، مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"



یا مهدی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
__________________



الرسالة العلوية في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البرية ؛ النص ؛ ص47

و روينا أيضا في خبر مذكور في حديثه بإسناده إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله إنّه قال لأمير المؤمنين عليه السّلام: «يا عليّ، أنت أمير من في السماء، و أمير من في الأرض، و أمير من مضى، و أمير من بقي، و لا أمير قبلك و لا أمير بعدك، و لا يجوز أن يسمّى بهذا الاسم من لم يسمّه اللّه عزّ و جل به» «2».


(2) مائة منقبة: 78، المنقبة السادسة و العشرون، نهج الإيمان: 470، اليقين للسيّد بن طاوس: 26/ 3.كراجكىمتوفی 449، محمد بن على، الرسالة العلويّة في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البريّة سوى رسول الله صلى الله عليه و آله، 1جلد، دليل ما - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1427 ق.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ و يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192
وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»
وَ رَوَى الْكَرَاجُكِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كَنْزِ الْفَوَائِدِ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏)وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً مَا اسْتَقَرَّ الْكُرْسِيُّ وَ الْعَرْشُ وَ لَا دَارَ الْفَلَكُ وَ لَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا بِأَنْ كُتِبَ عَلَيْهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَ اخْتَصَّنِي بِلَطِيفِ نِدَائِهِ‏ «2» قَالَ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّيْكَ رَبِّي وَ سَعْدَيْكَ قَالَ أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنْ اسْمِي وَ فَضَّلْتُكَ عَلَى جَمِيعِ بَرِيَّتِي فَانْصَبْ أَخَاكَ عَلِيّاً عَلَماً لِعِبَادِيَ يَهْدِيهِمْ إِلَى دِينِي يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَنْ تَأَمَّرَ عَلَيْهِ لَعَنْتُهُ وَ مَنْ خَالَفَهُ عَذَّبْتُهُ وَ مَنْ أَطَاعَهُ قَرَّبْتُهُ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً إِمَامَ الْمُسْلِمِينَ فَمَنْ تَقَدَّمَ عَلَيْهِ أَخَّرْتُهُ وَ مَنْ عَصَاهُ اسْتَحَقَّتْهُ إِنَّ عَلِيّاً سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ حُجَّتِي عَلَى الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ‏ «3».
تنبيه اعلم أن أمير المؤمنين أفضل من النبيين و المرسلين حيث ثبت من طريق المؤالف و المخالف أن الله سبحانه سماه أمير المؤمنين و أمره على ذرية آدم و هم ذر و أقروا له بذلك و الأمير أفضل من المؤمر عليه و أن اللام في المؤمنين للاستغراق فيعم جميع المؤمنين و من جملتهم الأنبياء و المرسلون لقوله تعالى في سورة الصافات‏ «4» عن نوح ع‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إبراهيم (ع‏) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن موسى و هارون‏ إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إلياس‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ فهؤلاء خمسة من الأنبياء المرسلين منهم ثلاثة
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 441.
(2) في البحار: «و اختصّني اللطيف بندائي».
(3) نقله في البحار عن الكنز للمؤلّف ، و قال المصحّح: لم نجده في المصدر المطبوع، يعني كنز الفوائد.
(4) الصافّات: 81، 111، 122، 132.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 193
أولي العزم‏ «1» نوح و إبراهيم و موسى و منهم هارون و إلياس أنبياء مرسلون فيكون أمير المؤمنين ع أفضل منهم لأن الأمير أفضل من المؤمر عليه.

تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص193


وَ يُؤَيِّدُ ذَلِكَ‏ قَوْلُ النَّبِيِّ ص وَ قَدْ سَأَلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ‏
«2» و هذه البعدية معنوية أي رتبة الفضل التي خصني الله بها ليست لأحد إلا لك و للأئمة من بعدك.
و الدليل على أنه و الأئمة ع أفضل منهم‏
مَا جَاءَ فِي الدُّعَاءِ وَ هُوَ سُبْحَانَ مَنِ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الْجَنَّةَ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُورِثُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتَهُمْ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ النَّارَ مِنْ أَجْلِ مُحَمَّدِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُمَلِّكُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدِ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ص.
اعلم أنه قد ظهر من أسرار هذا الدعاء أشياء منها أن المتعبد بولايته أفضل من المتعبد بولاية غيره و منها أن الجنة مورثة لمحمد و آل محمد و شيعتهم فيكون الأنبياء و المرسلون من شيعتهم لقوله تعالى حكاية عن إبراهيم‏ وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‏ «3» فيكون محمد و آل محمد أفضل منهم و منها أن يكون خلق النار من أجلهم لأنهم الذين يقسمون الجنة لأوليائهم و النار لأعدائهم و يعم ذلك جميعه قوله سبحان من خلق الدنيا و الآخرة و ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لمحمد و آل محمد و الكل داخل تحت هذا العموم فيكون محمد و آل محمد أفضل الخلائق أجمعين‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ الذي جعلنا من شيعتهم و المحبين لهم و المخلصين.
______________________________
(1) كذا، و الصواب: أولو العزم.
(2) عيون أخبار الرضا : ج 1 ص 262 الرقم 22.
(3) الشعراء: 19.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 194
و قوله تعالى‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏.
تأويله‏
مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّذِينَ‏ «1» لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا «2».
و معنى ذلك أن أسماءهم مشتقة من أسماء الله تعالى كما ورد كثيرا في أسماء محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين ص أنها مشتقة من أسمائه و قد أمر عباده أن يدعوه بها لإجابة الدعاء
وَ قَدْ وَرَدَ عَنْهُمْ ص أَنَّهُ‏ مَا سَأَلَ اللَّهَ أَحَدٌ بِهِمْ إِلَّا اسْتَجَابَ دُعَاءَهُ‏ «3»
و ذلك ظاهر لا يحتاج إلى بيان.
و قوله تعالى‏ وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏ أي يعدلون عنها و قد عرفنا أسماءه الذين أمرنا أن ندعوه بها و أمرنا أن نذر الذين يلحدون فيها و هم أعداؤهم الظالمون و كفاهم جزاء قوله تعالى‏ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏. و مما يؤيد هذا التأويل أن أسماء الحسنى هم الأئمة ع عقيب الآية قوله تعالى‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ فقد جاء في التأويل أنهم الأئمة ع‏
وَ هُوَ مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ
______________________________
(1) في المصدر: «التي».
(2) الكافي: ج 1 ص 143.
(3) راجع أمالي المفيد: المجلس 25 ص 218.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 195
يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ص‏ «1»
وَ يُؤَيِّدُهُ مَا رَوَاهُ مِنْ طَرِيقِ الْجُمْهُورِ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ وَ ابْنِ مَرْدَوَيْهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ زَاذَانَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ‏ تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ وَ هُمْ أَنَا وَ شِيعَتِي‏ «2».
صدق ص أنه هو و شيعته هم الفرقة الناجية و إن لم يكونوا و إلا فمن و أحسن ما قيل في هذا المعنى قول خواجة نصير الدين محمد الطوسي رضي الله عنه و قد سئل عن الفرقة الناجية فقال بحثنا عن المذاهب‏
وَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقِي فِي النَّارِ
«3» فوجدنا الفرقة الناجية هي الإمامية لأنهم باينوا جميع المذاهب في أصول العقائد و تفردوا بها و جميع المذاهب قد اشتركوا فيها و الخلف الظاهر بينهم في الإمامة فيكون الإمامية الفرقة الناجية.
و كيف لا و قد ركبوا فلك النجاة الجارية و تعلقوا بأسباب النجوم الثابتة و السارية فهم و الله أهل المناصب العالية و أولو المراتب السامية و هم غدا فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ و يقال لهم‏ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ و الصلاة و السلام على الشموس المشرقة و البدور الطالعة في الظلمات الداهية محمد المصطفى و عترته الهادية صلاة دائمة باقية
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 414.
(2) راجع الدرّ المنثور للسيوطي: ج 3 ص 149.
(3) راجع البحار: المجلّد الثامن الباب الأوّل.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 196
استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد، مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
تحریف واقعیات در کتب اهل سقیفه برای حفظ آبروی صحابه!


نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(٣١)


در صحیح مسلم آمده است که اسماء بنت عمیس ، عمر بن خطاب را تکذیب میکند!

قَالَتْ: أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ، قَالَ عُمَرُ: الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ؟ فَقَالَتْ أَسْمَاءُ: نَعَمْ، فَقَالَ عُمَرُ: سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ، فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْكُمْ، فَغَضِبَتْ، وَقَالَتْ كَلِمَةً: كَذَبْتَ يَا عُمَرُ كَلَّا....


صحیح مسلم جلد 4 صفحه 1946.

ملاحظه کنید اسماء بنت عمیس صریحا میگوید :
عمر بن خطاب دروغ گفته است.

اما عالم بزرگ اهلسنت یعنی دارقطنی این روایت را می آورد و با تدلیس تکذیب عمر توسط اسماء را حذف میکند!

دقت کنید:

قَالَتْ: أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ. قَالَ عُمَرُ: الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ؟ فَقَالَتْ أَسْمَاءُ: نَعَمْ. فَقَالَ عُمَرُ: سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ
اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيه وَسَلَّم مِنْكُمْ فَغَضِبَتْ وَقَالَتْ:
كَلِمَة ياعمر كَلا ...

كتاب فيه أربعون حديثا من مسند بريد صفحه 116.

ملاحظه کنید دارقطنی در کتابش چون تکذیب عمر بن خطاب توسط اسماء بنت عمیس را نمی پسندیده عبارت را حذف میکند و آورده است که اسماء به عمر کلمه ای گفته!!!
________________
در اینجا کلام اسماء بنت عمیس در مذمت عمر حذف میشود حال ببینید تحریف کلام شخص عمر را در مذمت جماعتی که بخشی از صحابه را نیز شامل میشده است

در کتاب اخبار مكه جلد 3 صفحه 74 حدیث 1823 به تحقیق عبد الملك بن عبد الله بن دهيش
روایتی نقل شده که عمر بن الخطاب برای اهل مکه چیزی از بیت المال نمیداد و برای آنها ارسال نمیکرد و میگفت که مردم اهل مکه طلقاء هستند!

حدثنا أبو العباس أحمد بن محمد قال: ثنا سعيد بن أبي مريم، عن عبد الله بن عمر، عن نافع، عن ابن عمر رضي الله عنهما قال: إن عمر بن الخطاب رضي الله عنه لم يكن يعطي أهل مكة عطاء، ولم يكن يضرب عليهم بعثاً، ويقول: هم طلقاء

اسکن روایت کتاب اخبار مکه:

http://l1l.ir/4jsu

مشاهده میکنید که در کتاب اخبار مکه عمر بن الخطاب کلمه ........
را بکار میبرد

اما همین روایت در کتب دیگر اهل سنت تحریف میشود و کلمه طلقاء را حذف میکنند

آقای قاسم بن سلام در کتاب الاموال جلد 1 صفحه 340-341 حدیث 577 همین روایت را می‌آورد

با این تفاوت کلمه طلقاء که عمر بن الخطاب در مورد اهل مکه بکار برده را حذف میکند و مینوسد

کذا و کذا

نکته جالب اینجاست که قاسم بن سلام وقتی کلمه طلقاء رو حذف میکند ، در اخر روایت میگوید:
كلمة لا أحب ذكرهاکلمه‌ای است که دوست ندارم نقل کنم:

حدثني سعيد بن أبي مريم، عن عبد الله بن عمر العمري، عن نافع، عن ابن عمر، أن عمر كان لا يعطي أهل مكة عطاء، ولا يضرب عليهم بعثاً، ويقول: هم كذا وكذا....كلمة لا أحب ذكرها

اسکن روایت کتاب الاموال

http://l1l.ir/4jst

به همین سادگی قاسم بن سلام متن روایت را تحریف میکند و عوام فریبی میکند و
کلام خلیفه را که گروهی از صحابه را که بعد از فتح مکه مسلمان شدند را هم شامل میشده ذکر نمیکند!


:نکته : قاسم بن سلام در پاورقی بر این روایت اشکال میکند و میگوید :
این روایت ضعیف هست بدلیل وجود عبدالله بن عمر العمری
صرفا جهت اطلاع وهابیت عرض میکنیم که عبدالله بن عمرالعمری در کتب رجالی اهل سنت توثیق شده و از روات بخاری است،



ای کاش کسی از او میپرسید :
اگر این روایت ضعیف است چه نیازی به تحریف آن داشت :
و چرا میگوید
دوست ندارم آن را نقل کنم:


اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداه

لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

لعن علی عدوک یا علی 1و2و3و4و.....من اول الدنیا الی فنائها ومن الاخره الی بقائها

__________________



"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
" تحریف واقعیات در کتب اهل سنت برای حفظ آبروی صحابه!


نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(٣١)


در صحیح مسلم آمده است که اسماء بنت عمیس ، عمر بن خطاب را تکذیب میکند!

قَالَتْ: أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ، قَالَ عُمَرُ: الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ؟ فَقَالَتْ أَسْمَاءُ: نَعَمْ، فَقَالَ عُمَرُ: سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ، فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْكُمْ، فَغَضِبَتْ، وَقَالَتْ كَلِمَةً: كَذَبْتَ يَا عُمَرُ كَلَّا....


صحیح مسلم جلد 4 صفحه 1946.

ملاحظه کنید اسماء بنت عمیس صریحا میگوید :
عمر بن خطاب دروغ گفته است.

اما عالم بزرگ اهلسنت یعنی دارقطنی این روایت را می آورد و با تدلیس تکذیب عمر توسط اسماء را حذف میکند!

دقت کنید:

قَالَتْ: أَسْمَاءُ بِنْتُ عُمَيْسٍ. قَالَ عُمَرُ: الْحَبَشِيَّةُ هَذِهِ؟ الْبَحْرِيَّةُ هَذِهِ؟ فَقَالَتْ أَسْمَاءُ: نَعَمْ. فَقَالَ عُمَرُ: سَبَقْنَاكُمْ بِالْهِجْرَةِ فَنَحْنُ أَحَقُّ بِرَسُولِ
اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيه وَسَلَّم مِنْكُمْ فَغَضِبَتْ وَقَالَتْ:
كَلِمَة ياعمر كَلا ...

كتاب فيه أربعون حديثا من مسند بريد صفحه 116.

ملاحظه کنید دارقطنی در کتابش چون تکذیب عمر بن خطاب توسط اسماء بنت عمیس را نمی پسندیده عبارت را حذف میکند و آورده است که اسماء به عمر کلمه ای گفته!!!
________________
در اینجا کلام اسماء بنت عمیس در مذمت عمر حذف میشود حال ببینید تحریف کلام شخص عمر را در مذمت جماعتی که بخشی از صحابه را نیز شامل میشده است

در کتاب oint_left:اخبار مكه جلد 3 صفحه 74 حدیث 1823 به تحقیق عبد الملك بن عبد الله بن دهيشoint_right:
روایتی نقل شده که عمر بن الخطاب برای اهل مکه چیزی از بیت المال نمیداد و برای آنها ارسال نمیکرد و میگفت که مردم اهل مکه طلقاء هستند!

:red_circle:حدثنا أبو العباس أحمد بن محمد قال: ثنا سعيد بن أبي مريم، عن عبد الله بن عمر، عن نافع، عن ابن عمر رضي الله عنهما قال: إن عمر بن الخطاب رضي الله عنه oint_left:لم يكن يعطي أهل مكة عطاء، ولم يكن يضرب عليهم بعثاً، ويقول: هم طلقاءoint_right:

اسکن روایت کتاب اخبار مکه:

http://l1l.ir/4jsu

:low_brightness:مشاهده میکنید که در کتاب اخبار مکه عمر بن الخطاب کلمه oint_left:طلقاءoint_right:
را بکار میبرد

اما همین روایت در کتب دیگر اهل سنت تحریف میشود و کلمه طلقاء را حذف میکنند:bangbang:

آقای قاسم بن سلام در کتاب oint_left:الاموال جلد 1 صفحه 340-341 حدیث 577 همین روایت را می‌آورد
با این تفاوت کلمه oint_left:طلقاءoint_right: که عمر بن الخطاب در مورد اهل مکه بکار برده را حذف میکند و مینوسد :
oint_left:کذا و کذاoint_right::exclamation:

نکته جالب اینجاست که قاسم بن سلام وقتی کلمه طلقاء رو حذف میکند ، در اخر روایت میگوید:
oint_left:كلمة لا أحب ذكرهاoint_right: کلمه‌ای است که دوست ندارم نقل کنم:flushed:

:x:حدثني سعيد بن أبي مريم، عن عبد الله بن عمر العمري، عن نافع، عن ابن عمر، أن عمر كان لا يعطي أهل مكة عطاء، ولا يضرب عليهم بعثاً، ويقول: :x:هم كذا وكذا:x:oint_left: كلمة لا أحب ذكرهاoint_right:

اسکن روایت کتاب الاموال

http://l1l.ir/4jst
_______________

به همین سادگی قاسم بن سلام متن روایت را تحریف میکند و عوام فریبی میکند و
oint_left:کلام خلیفه را که گروهی از صحابه را که بعد از فتح مکه مسلمان شدند را هم شامل میشده ذکر نمیکند!


:white_check_mark:نکته : قاسم بن سلام در پاورقی بر این روایت اشکال میکند و میگوید :
این روایت ضعیف هست بدلیل وجود عبدالله بن عمر العمری
صرفا جهت اطلاع وهابیت عرض میکنیم که عبدالله بن عمرالعمری در کتب رجالی اهل سنت توثیق شده و از روات بخاری است،

ای کاش کسی از او میپرسید :
اگر این روایت ضعیف است چه نیازی به تحریف آن داشت :interrobang::interrobang:
و چرا میگوید دوست ندارم آن را نقل کنم:interrobang::interrobang:

:heavy_minus_sign::heavy_minus_sign::black_small_square::heavy_minus_sign::heavy_minus_sign:

2: قضاوت در مورد این تحریفات و چالش های عمیق نظریه عدالت تمام صحابه با شما

کانال برهان و نقد علمی ادیان و فرق ضاله "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2000 نقل قول:
در اصل توسط مهبد1نغانت یا پیرو هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایرا نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
اگر آنها خداوندرا قبول نداشتند پس چه معنی دارد که یوسف از آنها از جانب خداوند دلیل بخواهد

hosyn
واضح است! چون تنها راه دستیابی به دلیل از ناحیه خدا، انبیاء ع هستند، و حضرت یوسف ع فرمودند: من و پدران هستیم که انبیاء الهی هستیم، و چنین دلیلی از ناحیه خدا بر ما نازل نشده است، و این معنایش این نیست که آنها ایمان به خدا داشتند، گفتم که صریحا میگویند: لا یؤمنون بالله، اما ایشان و پدرانشان هستند که الله واحد قهّار را ربّ خود قرار دادند.


نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 نغانت یا پیرو هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایرانوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
از کجای آیه شما فهمیدید منظور از آنچه یوسف آورد منظور خدای یوسف است ؟

hosyn
از آنجا که کلمه لن به کار بردند، حتی اذا هلک قلتم لن یبعث الله، یعنی وقتی یوسف هلاک شد شما گفتید تا ابد هرگز، الله، پیامبری نخواهد فرستاد، اگر در خدای یوسف شک نداشتند پس چرا میگویند برای ابد، الله، محو شد؟


نقل قول:
در اصل توسط مهبد1 نغانت یا پیرو هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایرانوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوم می گوید که ازجانب پروردگارتان دلایل آشکار آورده است .
مگر موسی از جانب فرعون دلایل آشکار آورده بود
شما که می گوید آنها به الله اعتقاد نداشتند


hosyn
اگر اینچنین است پس چگونه فورا میگوید: (اگر دروغگو است...) ، چون کسی که بینات از ناحیه پروردگار آورده چگونه دروغگو ممکن است بشود؟ دوست گرامی، واضح است که ایشان دعوت رسمی حضرت موسی ع را از ناحیه ایشان، تکرار میکند، و سپس میگوید: اگر دروغگوست کذا و اگر راستگوست کذا، یعنی حضرت موسی ع وقتی فرعون پرسید ربّ العالمین کیست؟ جواب دادند: ربّکم و ربّ آبائکم الاولین، ربّ شما و پدرانتان، و مؤمن آل فرعون میگوید: ای قوم! این شخص میگوید: از ناحیه ربّ شما و پدرانتان این علامات را آورده است، اگر دروغگوست ضرر دروغش به خودش باز میگردد، و اگر راستگوست بعض وعیدهایش گریبان‌گیر شما میشود.
.

1
000

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
الخصال ؛ ج‏1 ؛ ص1

ٌ
الخصال، ج‏1، ص: 2
باب الواحد

-: 1 قَالَ الشَّيْخُ الْجَلِيلُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ الْفَقِيهُ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ أَدَامَ اللَّهُ عِزَّهُ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ يَحْيَى الْبُزُورِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْهَيْثَمِ الْبَلَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنِ الْمُعَافَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ إِسْرَائِيلَ عَنِ الْمِقْدَامِ بْنِ شُرَيْحِ بْنِ هَانِئٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: إِنَّ أَعْرَابِيّاً قَامَ يَوْمَ الْجَمَلِ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَ تَقُولُ إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ قَالَ فَحَمَلَ النَّاسُ عَلَيْهِ وَ قَالُوا يَا أَعْرَابِيُّ أَ مَا تَرَى مَا فِيهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ تَقَسُّمِ الْقَلْبِ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ دَعُوهُ فَإِنَّ الَّذِي يُرِيدُهُ الْأَعْرَابِيُّ هُوَ الَّذِي نُرِيدُهُ مِنَ الْقَوْمِ ثُمَّ قَالَ يَا أَعْرَابِيُّ إِنَّ الْقَوْلَ فِي أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ عَلَى أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ فَوَجْهَانِ مِنْهَا لَا يَجُوزَانِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهَانِ يَثْبُتَانِ فِيهِ فَأَمَّا اللَّذَانِ لَا يَجُوزَانِ عَلَيْهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ وَاحِدٌ يَقْصِدُ بِهِ بَابَ الْأَعْدَادِ فَهَذَا مَا لَا يَجُوزُ لِأَنَّ مَا لَا ثَانِيَ لَهُ لَا يَدْخُلُ فِي بَابِ الْأَعْدَادِ أَ مَا تَرَى أَنَّهُ كَفَرَ مَنْ قَالَ إِنَّهُ‏ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ قَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ يُرِيدُ بِهِ النَّوْعَ مِنَ الْجِنْسِ فَهَذَا مَا لَا يَجُوزُ لِأَنَّهُ تَشْبِيهٌ وَ جَلَّ رَبُّنَا وَ تَعَالَى عَنْ ذَلِكَ وَ أَمَّا الْوَجْهَانِ اللَّذَانِ يَثْبُتَانِ فِيهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ لَيْسَ لَهُ فِي الْأَشْيَاءِ شِبْهٌ كَذَلِكَ رَبُّنَا وَ قَوْلُ الْقَائِلِ إِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَدِيُّ الْمَعْنَى يَعْنِي بِهِ أَنَّهُ لَا يَنْقَسِمُ فِي وُجُودٍ وَ لَا عَقْلٍ وَ لَا وَهْمٍ كَذَلِكَ رَبُّنَا عَزَّ وَ جَلَّ.
ابن بابويه، محمد بن على، الخصال، 2جلد، جامعه مدرسين - قم، چاپ: اول، 1362ش.
الخصال / ترجمه كمره‏اى ؛ ج‏1 ؛ ص62



باب خصال يگانه‏

مقدام بن شريح بن هانى از قول پدرش گفته كه يكتن اعرابى در روز جنگ جمل حضور امير المؤمنين عليه السلام ايستاد و عرض كرد يا امير المؤمنين ميگوئى خدا يكى است؟ مردم باو هجوم كردند و گفتند اى اعرابى نمى‏ بينى امير المؤمنين در چه حالى است، دلش متوجه چند قسمت است، وقت اين سؤال نيست حضرت فرمود او را واگذاريد مقصد اين مرد عرب همانيست كه ما از اين قوم مخالف درخواست داريم و براى آن می جنگيم سپس فرمود اى مرد عرب جمله خدا يكى است چهار معنى ميدهد كه دو تاى از آنها بر خداى عز و جل روا نيست و دو تاى آنها در باره او ثابت است اما آن دو وجهى كه بر خدا روا نيست اول اينست كه كسى بگويد يك بمنظور شمردن اعداد حساب، اين بر خدا روا نيست زيرا چيزى كه دوم ندارد داخل در باب اعداد نميشود نمى‏بينى كسى كه بگويد خدا سومى سه تاست كافر است.

دوم اينست كه ميگويد او يكى از مردم است و مقصودش فرد نوعى است از جنس اين هم روا نيست چون كه تشبيه است و مقام پروردگار ما از آن بالاتر و والاتر است و اما دو وجهى كه در باره خدا ثابت است اينست كه كسى بگويد خدا يكى است و چيزى شبيه او نيست پروردگار ما چنين است و كسى بگويد ذات خداى عز و جل يگانه است يعنى بسيط حقيقى است و در خارج و عقل و وهم و فهم قابل قسمت نيست و جزء و جزئى ندارد، پروردگار ما عز و جل همچنين است.

شرح عدد مطلق موضوع علم حسابست كه يكى از رياضيات است و حقيقتى جز تصور ندارد از اين جهت ميگويند علم رياضى بحث از امورى ميكند كه در ذهن محتاج ماده نيستند و ميگويند عدد غير متناهى است زيرا حقيقتش تصور است كه يك نحو از اعتبار است و تحققى در خارج از ذهن ندارد كه محذور تسلسل پيش آيد و انطباق اعداد بر معدودات صرف انطباق حكائى است از قبيل اعتباريات محضه بر منشأ اعتبار مثل آزادى و بندگى نه از باب حمل شايع اصطلاحى كه محمول هستى‏

الخصال / ترجمه كمره‏اى، ج‏1، ص: 63
زائدى در مصداق خود داشته باشد مثل اينكه ميگوئى كاغذ سفيد است بنا بر اين يك كه ريشه عدد موضوع علم حسابست بر خدا روا نيست زيرا خدا در تصور نمى‏آيد و عدد مقيد يعنى نظر باينكه باضافه يا منها باشد موضوع علم جبر است در اين گونه عدد يك نحو تعلق بمعدود هم ملحوظ است واحد باين ملاحظه هم بر خدا روا نيست زيرا باضافه و منها در باره او معنى ندارد از اين جهت ميفرمايد چيزى كه دوم ندارد داخل در عدد نيست.

1- وحدت‏

اعتبارى اينست كه امور متعددى را از جهتى يكى ملاحظه كنى و از اين قبيل است وحدت نوعى و جنسى و صنفى كه امور متعدده را از جهت شركت در تمام حقيقت يا بعض حقيقت يا صفات، يكى دانى، اين گونه وحدت بر خدا روا نيست زيرا مستلزم تعدد و شرك هر دو است.

وحدت حقيقى بيك مفهوم مثبتى كه شرح حقيقت يا معرف آن باشد قابل تعبير نيست فقط به لازم سلبى مى‏شود آن را تقريب كرد و آن بر دو وجه است اول از جهت ظاهر كه مقام و احديت است و بهترين تعبير آن همين است كه ميفرمايد در همه چيزها مانندى ندارد دوم از جهت حلق ذات است كه مقام باطن و مرتبه غيب مطلق و احديت است كه ميفرمايد احدى المعنى است يعنى وجودش در خارج قابل قسمت نيست و كميت ندارد، عضو و جزو ندارد، در عقل قابل قسمت نيست يعنى جنس و فصل ندارد، توهم قسمت در او نميشود زيرا محسوس نيست و مدركات و هم شبيه محسوسات است، در فهم قابل قسمت نيست يعنى صفات او عين ذات است و منشأ آنها زائد بر ذات نيست چنانچه اشاعره ميگويند، و انصافا شرح توحيد كامل باين تعبير مختصر جامع يكى از كرامات حضرت امير بشمار است و اين حديث در رتبه اعجاز است از جهت لفظ و معنى.

________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الخصال / ترجمه كمره‏اى، 2جلد، كتابچى - تهران، چاپ: اول، 1377ش.


یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان خداوند متعال جهنم را نمی‌آفرید اگر... ساخت
"

خداوند متعال جهنم را نمی‌آفرید اگر...

خوارزمی و ابو شجاع دیلمی از علمای اهل تسنن روایت کرده‌اند:

۳۹ـ وأخبرني شهردار هذا اجازة ، أخبرنا أبي ، حدثنا أبو طالب الحسيني ، حدثنا أحمد بن محمد بن عمر الفقيه الطبري ، حدثني أبو الفضل محمد بن عبد الله الشيباني ، حدثنا ناصر بن الحسين بن علي ، حدثنا محمد بن منصور ، عن يحيى بن طاهر اليربوعي ، حدثنا أبو معاوية ، عن ليث بن أبي سليم ، عن طاوس ، عن ابن عباس قال : قال رسول الله :

لو اجتمع الناس على حب علي بن أبي طالب صلوات الله وسلام الله علیهما لما خلق الله النار .


رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: اگر همه‌ی مردم بر محبت علی بن ابی طالب (علیهما السلام) جمع می‌شدند،
خدای تعالی جهنم را نمی‌آفرید.



المناقب، تألیف اخظب خظبای خوارزم موفق بن احمد خوارزمی، صفحه ۶۷

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2JxBwtP
:پوستر:
http://bit.ly/2JxYwsX

: الفردوس بمأثور الخطاب، تألیف ابو شجاع دیلمی، جلد ۳، صفحه ۳۷۳

اسکن کتاب:
http://bit.ly/2EuQrBv
:پوستر:
http://bit.ly/2qif5kC

یا علی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ ....وسیله کیست وچیست؟ ساخت
"

مراد از "وسیله" در قرآن چه کسانی هستند



اشاره به جواز #توسل



خداوند در سوره مائده آیه ۳۵ و سوره اسراء آیه ۵۷ میفرماید:

يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَة

اى كسانى كه ايمان آورده ايد ! از خدا تقوا کنید ! و وسيله اى براى تقرب به او بجوئيد.

أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرجونَ رَحمَتَهُ وَ يَخافونَ عَذابَهُ إنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحذوراً.

:کسانی را که آنان می‌خوانند، خودشان وسیله‌ای (برای تقرب) به پروردگارشان می‌جویند ، وسیله‌ای هر چه نزدیکتر ؛ و به رحمت او امیدوارند ؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!


ابن قیّم جوزیه _ شاگرد ارشد ابن تیمیه _ ضمن بیان ویژگی های پیامبران صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین میگوید:

فهم أقرب الخلق إليه وسيلة


پس آنها نزدیکترین وسیله برای قرب به الله هستند!

طریق الهجرتین و باب السعادتین - ص 763
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/320



آلوسی می نویسد:

فكل من عبد من دون الله تعالى من عيسى وعزير والملائكة عليهم السلام وسيلتهم إلى الله تعالى نبينا صلّى الله عليه وسلّم بل هو عليه الصلاة والسلام وسيلة سائر الموجودات والواسطة بينهم وبين الله تعالى في إفاضته سبحانه الوجود...

پس همه ی بندگان من دون الله تعالی از عیسی و عزیر و ملائکه علیهم السلام وسیله شان به سوی الله تعالی نبی ما صلی الله علیه (وآله) وسلم میباشد بلکه حضرت رسول وسیله ی سایر موجودات و واسطه ی بین آنها و بین الله تعالی در افاضه ی خداوند سبحان است...



تفسیر الآلوسی - ج 15 ص 126
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/2...فحة_125#top


در تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص120 در ذيل آيه ۵۷ اسراء آمده است :
مى گويد مراد از وسيله : النبي و علي وفاطمة والحسن والحسين صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین . اين ها وسيله ها و واسطه هايی هستند كه انسان را به خدا می رساند



و همچنين از عايشه نقل می كند كه در رابطه با حضرت امير گفت :
{{ واقربهم عند الله وسيلة }}
نزديك ترين وسيله به سوي خداي عالم علي بن أبي طالب عليه السلام است




شرح نهج البلاغه ، ابن أبي الحديد ، ج2 ، ص267 به نقل از مسند احمد . و مناقب ابن مغازلي ، ص56 .


همين تعبير را با اندك تغييري ابن حجر عسقلاني در فتح الباري ، ج12 ، ص253 دارد .



امام سجاد علیه السلام نیز ، اهل بیت علیهم السلام را وسیله ی تقرب به الله می دانند (درکتب شیعه) :

رب صل على أطائب أهل بیته الذین اخترتهم لأمرک ، وجعلتهم خزنة علمک ، وحفظة دینک ، وخلفاءک فی أرضک ، وحججک على عبادک ، وطهرتهم من

الرجس والدنس تطهیرا بإرادتک ، وجعلتهم الوسیلة إلی


الصحیفة السجادیة - الامام زین العابدین - ص 322
http://www.shiaonlinelibrary.com/الك...فحة_320#to

یا آل الله یا آل البیت یا آل محمد یا علی










"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 03:34AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند