بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
کنجکاو1 به سرنگار ( هر شب فقط يك آيه ) ! پاسخ داد.
" سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ ﴿۱۴۶﴾ اعراف
به زودى كسانى را كه در زمين بناحق تكبر مى ‏ورزند از آياتم رويگردان سازم [به طورى كه] اگر هر نشانه‏ اى را [از قدرت من] بنگرند بدان ايمان نياورند و اگر راه صواب را ببينند آن را برنگزينند و اگر راه گمراهى را ببينند آن را راه خود قرار دهند اين بدان سبب است كه آنان آيات ما را دروغ انگاشته و غفلت ورزيدند (۱۴۶)

وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۴۷﴾
و كسانى كه آيات ما و ديدار آخرت را دروغ پنداشتند اعمالشان تباه شده است آيا جز در برابر آنچه میکردند كيفر مى ‏بينند (۱۴۷)
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
http://www.hoseinm.ir/forum/index.php?topic=44.0
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 15 شعبان تولد با سعادت قطب عالم امکان ؛ کشتی نجات ؛سرچشمه حیات ؛ عین الله الناظرة ........تهنیت پاسخ داد.
"
‍ بیانات آیت الله وحید خراسانی به مناسبت نیمه شعبان۱۴۴۰؛
پس از پایان درس امروز در جمع عده‌ای از طلاب و اساتید حوزه علمیه.
۳۱/فروردین/۱۳۹۸

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین و العن علی اعدائهم الی یوم الدین.
به مناسبت نیمه شعبان طلوع کوکب مجد و عظمت عالم امکان امام زمان علیه السلام باید بحث در معرفت آن حضرت بشود.

امام زمان علیه السلام شناخته نشد. وظیفه همه ما اولاً معرفت اوست، ثانیاً معرفی به عامّه ایتام ولی‌عصر علیه السلام است.

اولاً مورد اتفاق عامه و خاصه این است که امام در جماعت افضل از مأموم باشد. اتفق الفریقان علی هذا الامر . نزول عیسی از آسمان و اقتدا عیسی بن مریم علیه السلام به آن حضرت ادّل دلیل است بر افضلیت او از جمیع اولی العزم من الرسل. فقط مستثنی خاتم صلی الله علیه و‌آله است. ابراهیم، موسی ، عیسی ، نوح ، همه مفضول، حجت ابن الحسن علیهما السلام افضل. همه عالِم، او اعلم. همه حکیم، او احکم. این مقام لایدرک و لایوصف. عیسی کسی است که «كَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ». روح الله و کلمة الله، مفضول و حجت بن الحسن افضل.

آنچه مهم است عبارت است از اتفاق فریقین بر افضلیت آن حضرت بالنسبه به تمام انبیاء اولوالعزم ، غیر از یک نفر . اگر کسی ابراهیم را بشناسد «وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً».
این مقام اوّل.

فهم زیارت او از مهمّات مطالب است. «اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا داعِىَ اللَّهِ وَ رَبّانِىَّ آیاتِهِ. السَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصوُبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ ». سلام بر مربّی همه آیات خدا. آیات الله تکویناً ،‌ آیة الله تشریعاً . ربانی همه حجت بن الحسن علیهما السلام است.

عباراتی در زیارت اوست ، «السَّلامُ عَلَیْكَ اَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصوُبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ ». علم است نه عالم. خود علم فانی شده در علم او. آن هم علمش چه علمی است؟!، همه مردم و ما اوتی الناس الا قلیل . آن کثیر در سینه اوست . این علمش. «السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تُصَلِّي وَ تَقْنُتُ السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَرْكَعُ وَ تَسْجُدُ » .

وقتی به دنیا آمد به بازوی او نوشته بود «وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً». صدق، جنبه علمی و‌ عدل، جنبه عملی. تمّت همه علوم در سینه او . همه اعمال محو در عمل او . این گوهر نشناخته امام زمان علیه السلام است.

حسین بن روح یکی از نواب خاصه قدرت او در این حد است. ورقه سهم امام در سرخس گم شد در بغداد حسین دست دراز کرد از بلخ آن راحاضر کرد . این قدرت نائب اوست تا برسد به قدرت ذات او. «وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ ‌ هم از جهت علم و هم از جهت عمل .

وظیفه همه ما اولاً معرفت اوست، ثانیا معرفی او . هم معرفت مشکل و هم معرفی اشدُّ اشکالاً.

چه مقامی؟! ربانی آیات الله . خلاصه «طه»«یس» ،‌ معنی حقیقی «وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا». نسبت امام زمان علیه السلام به کائنات نسبت آفتاب است به ذره ها ، لذا معرفتش بر همه واجب و معرفی او واجب است فی الواجب.

خطاب آمد به حضرت موسی ، اگر یک کار کنی صد سال صیام کل یوم و قیام کل لیل برای عملت ثبت می شود. کلیم بهتش زد! چه کاری است که از صد سال نماز لیل موسی و صیام نهار صدساله او بالاتر است؟! جواب آمد: ارشاد به امام زمان. این مقام لایدرک و لا یوصف.
ان شاء الله طوری بشود که این مملکت یکپارچه عالم به مقام او باشد. همگی در شب نیمه شعبان دعا کنند برای ظهور باهر النور آن حضرت.

امید است همه ما مشمول عنایت خاصه حضرت قرار بگیریم. اگر نظری کند خاک را کیمیا می‌کند. ان شاء‌الله سعی کنید همه تان در محافل و در مجالس مقامات حضرت را به ایتام آل محمد گوشزد کنید.

ان شاء الله از امروز همه تان از اول قرآن شروع کنید ، آنچه میسر است بخوانید به آن حضرت هدیه کنید. اگر شما عزیزترین اشیاء را که کلام خداست به او هر روز هدیه کنید او در دنیا و آخرت با شما چه خواهد کرد ؟! این کار را به دیگران توصیه کنید و هم خودتان عمل کنید.


"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
قال امیرالمومنبن "
أَنَا صَلَاةُ الْمُؤْمِنِ أَنَا حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ أَنَا حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ أَنَا حَيَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلِ "
مولای انبیاء والمرسلین فرمود " منم نماز مومن منم حی علی الصلاة منم حی علی الفلاح منم حی علی خیر العمل "
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضی یا حیدر
فضائل شاذان بن جبرئیل
"

8 ساعت پيش

Mohammad 1985 به سرنگار درخواست ازدواج پاسخ داد.
" عجب جوان بودیم و شور حالی داشتیم ! "

18 ساعت پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
رقم بعدی معینه، چون تعریف دایره و معادله دایره معینه. فقط بحث اینه که هر دو نقطه روی دایره رو هرچقدر هم نزدیک به هم تصور کنیم، باز هم یک کمان اونها رو به هم متصل می‌کنه ولی این کمان رو ناچار به خطی تبدیل می کنیم و این میشه تقریب و ساده سازی، عملا هرچقدر جلو بریم و نقاط فرضی رو به هم نزدیک تر کنیم دقت ما در تعداد ارقام پی زیاد میشه اما محدودیت ابزار محاسبه هم همیشگیه و تا حدودی که ابزار اجازه میده میشه پیش رفت.
این معین بودن، به این معنی نیست که در متافیزیک این ارقام ثبت شدن، دلیلی برای اینکه چنین چیزی بگیم نداریم.

غیر از دایره، مثال های دیگه هم هستن که تعداد ارقام اونها هم نامحدود میشه و با حد محاسبه میشن. اگر شما به سمت یک دیوار در دو متری خودتون حرکت کنید در حالی که هر قدم شما نصف قدم قبلی باشه، شما بی نهایت قدم می زنین اما هرگز به دیوار نمی رسید، اگر یک برگ کاغذ رو نصف کنین و یکی از نیمه ها رو روی زمین بگذارین و نیمه دیگر رو باز هم نصف کنین و این کار رو تا ابد ادامه بدین، بی نهایت بار قطعه کاغذ به کاغذهای روی زمین اضافه می کنین اما مساحت همه اونها هرگز از یک برگ کاغذی که در ابتدا داشتین بیشتر نمیشه. اینها ذهنیات ریاضی هستن اما د عالم واقعی در مثال اول شما به جایی می رسین که باید قدم میلی متری بردارین و عملا متوقف میشین، در مثال دوم به جایی می رسین که دو مولکول رو باید از هم جدا کنین و باز هم متوقف میشین، اینهم محدودیت جهان واقعیه. حالا مسافت پیموده شده و مساحت جمع شده در جهان متافیزیکی ثبت شدن؟ چه عرض کنم!
مطالب خوبی گفتید، دو نکته را عرض میکنم، یکی اینکه گفتید: (این معین بودن، به این معنی نیست که در متافیزیک این ارقام ثبت شدن، دلیلی برای اینکه چنین چیزی بگیم نداریم.) اگر منظور از متافیزیک یعنی یک عالم پشت کوه قاف که نمیدانیم چیست؟ بنده هم با شما موافقم که چنین عالمی نداریم و اصلا نیازی هم به آن نداریم، اما اگر منظور از متافیزیک عالمی است که همگی مثل خورشید برایمان واضح است و همگی دسترسی مستقیم به آن داریم و در درک واضح آن مشترک هستیم، و تنها و تنها خصوصیتش این است که از سنخ ماده و انرژی نیست، آیا خوب نیست که این درک مشترک را با هم بیشتر بررسی کنیم؟ ببینید که جواب خوب و روشنی دادید که تشکر میکنم: (رقم بعدی معینه، چون تعریف دایره و معادله دایره معینه.)، آیا در اینکه صریح و شفاف گفتید عدد بعدی یک میلیارد و یکم در «پی» معین است احساس کردید مطلب مبهمی را با احتیاط میگویید یا خیر خیلی برایتان واضح بود و هست که عدد یک میلیارد و یکم و بعدی آن تا بینهایت معین است؟ منظور من همین درک واضح و دریافت خیلی روشن است که حتی بچه‌های دبستانی هم وقتی برایشان توضیح دهید فورا حرف شما را تایید میکنند که عدد بعدی معین است.

نکته دوم که گمان میکنم همه بشر نیز توافق ذهنی دارند این است که تعریف دایره با تعریف رمان فرق دارد، یک رمان نویس هم کاراکترهایش را تعریف میکند اما دستش باز است، فردی را تعریف میکند دو سر دارد یا هفت سر دارد، دایره‌ای را تعریف میکند که نسبت محیط آن به قطرش دقیقا عدد ۳ است، تمام اینها در فضای تعریف رمانتیک، مجاز است، اما تعریف ریاضی دایره، رمان نویسی نیست، برای همه ما واضح است که دایره و معادله آن را به عنوان یک سیستم صوری با آن مواجه میشویم که دست ما باز نیست، مثل ورود در یک باغ است، میتوانیم وارد باغ نشویم، اما اگر وارد شدیم، باغ و قوانین آن به دست ما نیست.

حال با تشکر مجدد از جواب واضح و خوب شما که فرمودید عدد بعدی، معین است، سؤال ساده دیگری را مطرح میکنم تا دیدگاه شما را بدانم:

سؤال: آیا این عدد یک میلیارد و یکم در «پی» که هنوز بشر کشف نکرده ولی معین است، آیا قبل از شکل‌گیری مغز بشر هم معین بوده است یا پس از اینکه مغز بشر در کره زمین به وجود آمد، آن عدد معین شد؟ "

20 ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است نمايش نوشته
گاهی فرض کردن، مستقیماً محدودیت می‌آورد و این محل بحث بنده نبود.
همچنین در فضاهایی که کاملاً‌ آزاد است و هر فرضی با هر فرض دیگری قابل جمع باشد، همچون مجانین و افرادی که خود را آزاد از عقل! هم می‌پندارند، ظاهراً بحث نمی‌کنیم.

محل بحث جایی است که ما فرضی را مرتکب می‌شویم و پس از فرض ما، فرضیات بعدی لازم است از یک سری محدودیت‌هایی تبعیت کنند که این محدودیت‌ها را «قانون»هایی تحمیل می‌کنند که بنده از بیان شما استفاده کردم که این قوانین «وجود» دارند. فقط بنای من این است که متوجه شوم مقصود شما از این وجود داشتن، چگونه وجودی است؟
من از اصطلاحات پیچیده فلسفی سر در نمیارم و بلد هم نیستم که از اونها استفاده کنم، محسن نامجو آهنگی داشت که شاعرش رو نمی شناختم اما با کلمات هست، هستی، هسته، هستیم و ... خوب بازی کرده بود هرچند بی ادبی بود.
اینکه این «هست» چه نوع «هستی» هست، من نمی‌دونم. ولی میفهمم که تصور یک دستگاه مثل دستگاه اعداد طبیعی یا دستگاه هندسه ریمانی، یعنی تصور یک سری فرض های اولیه به همراه قوانین اولیه، تصور اینها با هم و همزمان، دستگاه ذهنی ما رو میسازه. قوانین بعدی به ناچار تحمیل میشن. محدودیت ها با چیزهایی مثل اصل عدم تناقض و روش های استنتاج و مشابه اینها تحمیل میشن، اگر این اصول رو قبول نداشته باشیم که قصه عوض میشه. این خودش دستگاه دیگه ایه که منطق ما رو شکل میده و ممکنه دستگاه دیگه ای رو انتخاب کنیم که در اون مثلاً تناقض ممکن باشه و اونوقت راهی که میریم و نحوه بحث ما عوض میشه.

http://khccsc.ir/logic/copi/ch9/ch9sec10.htm

راستی من دنبال اثبات چیزی نیستم، بیشتر ضد اثبات هایی هستم که مبهم و ضعیف هستن.

http://anthropology.ir/article/31428.html "

21 ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
من نمیگویم شما پاسخ ندادید، بلکه میگویم هنوز دیدگاه شما و پاسخی که طبق آن میدهید برای من واضح نشده است، لذا اگر سؤال میکنم از این باب است که به قول علمای هرمنوتیک بتوانم ذهن شما را برای خودم بازسازی کنم تا بفهمم شما چگونه درکی از این مطلب دارید که هنوز من متوجه مقصود شما نشدم.

لذا با عرض پوزش سؤالم را طوری میپرسم که دیدگاهها به هم نزدیک شود:

میفرمایید: (این بی نهایت رقم، در ذات تعریف دایره ست و تعریف دایره در مغز انسان) ، سؤال این است که فرض میگیریم الآن بشر یک میلیارد رقم پشت ممیز را کشف کرده است، عدد بعدی یعنی عدد یک میلیارد و یکم را که هنوز نمیداند آیا معین است یا نامعین؟
رقم بعدی معینه، چون تعریف دایره و معادله دایره معینه. فقط بحث اینه که هر دو نقطه روی دایره رو هرچقدر هم نزدیک به هم تصور کنیم، باز هم یک کمان اونها رو به هم متصل می‌کنه ولی این کمان رو ناچار به خطی تبدیل می کنیم و این میشه تقریب و ساده سازی، عملا هرچقدر جلو بریم و نقاط فرضی رو به هم نزدیک تر کنیم دقت ما در تعداد ارقام پی زیاد میشه اما محدودیت ابزار محاسبه هم همیشگیه و تا حدودی که ابزار اجازه میده میشه پیش رفت.
این معین بودن، به این معنی نیست که در متافیزیک این ارقام ثبت شدن، دلیلی برای اینکه چنین چیزی بگیم نداریم.

غیر از دایره، مثال های دیگه هم هستن که تعداد ارقام اونها هم نامحدود میشه و با حد محاسبه میشن. اگر شما به سمت یک دیوار در دو متری خودتون حرکت کنید در حالی که هر قدم شما نصف قدم قبلی باشه، شما بی نهایت قدم می زنین اما هرگز به دیوار نمی رسید، اگر یک برگ کاغذ رو نصف کنین و یکی از نیمه ها رو روی زمین بگذارین و نیمه دیگر رو باز هم نصف کنین و این کار رو تا ابد ادامه بدین، بی نهایت بار قطعه کاغذ به کاغذهای روی زمین اضافه می کنین اما مساحت همه اونها هرگز از یک برگ کاغذی که در ابتدا داشتین بیشتر نمیشه. اینها ذهنیات ریاضی هستن اما د عالم واقعی در مثال اول شما به جایی می رسین که باید قدم میلی متری بردارین و عملا متوقف میشین، در مثال دوم به جایی می رسین که دو مولکول رو باید از هم جدا کنین و باز هم متوقف میشین، اینهم محدودیت جهان واقعیه. حالا مسافت پیموده شده و مساحت جمع شده در جهان متافیزیکی ثبت شدن؟ چه عرض کنم! "

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ایا خدواند متعال بزعم وهابیت در قران دچار تناقض گوئی شده؟!(العیاذبالله) پاسخ داد.
"
5 سال گدشت ومخلوق مفلوک وهابی هنوز داره جواب مفصل می ده

یا علی
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2363
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
. آیا همچنان تصور می کنی بنده متوجه مطلب شما نشده ام؟!

hosyn


بلی، دقیقا هنوز معتقدم متوجه منظور من نشدید، چون شما از پست ۲۳۰۵ کلام خودتان را آوردید که گفتید: (ربطش این است که با مرگ قیامت برپا می شود و آخرت زود در می رسد) اما وقتی در پست ۲۳۰۶ پرسیدم: (فرض گرفتیم که دو نفر از یک خانواده یکی در خواب مرده است، فردای آن روز که مشغول دفن او هستند، آیا آخرت رسیده و قیامت بر پا شده است؟) در پست ۲۳۰۷ فورا برگشتید و گفتید: (خیر) ، تناقض! خلاصه بلی یا خیر؟ برپا شده است یا خیر؟ و چون با سؤال من مواجه شدید: (پس چرا باید آروزی مرگ کند و زیر خروارها خاک برود؟ در حالی فقط آخرت برای اوست.) دوباره برگشتید و گفتید: (عرض کردم با مرگ قیامت برای او برپا می شود و آخرتی که گمان می کند به او تعلق دارد از راه می رسد)، ببینید فقط یک کلمه (برای او) اضافه کردید که کار را مشکل‌تر کرد! چون کسی که به قول شما آخرت برای او میخواهد بر پا شود چرا جمع بین دنیا و آخرت نکند؟ خیر الدنیا و الآخرة آیا بد است؟ صد سال زندگانی کند، و آرزوی مرگ هم نکند، و بعد از صد سال زندگانی خوش دنیا، به محض مردن به گفته شما برای او قیامت بر پا میشود، خوب، هم صد سال عمر کرده و هم سریعا به قیامت رسیده! چرا قرآن به یهود میگوید اگر عالم آخرت برای شماست فورا آرزوی مرگ کنید؟ جز این است که آنها را حواله به نقد میدهد؟ نه به نسیه میلیونها سال دیگر که پس از خواب عمیق هیچ نفهم به ان برسد؟

برای اینکه مقصود من را بفهمید، در اتاق تنهایی بنشینید، و بدون هیچ گونه نمایش بیرونی، فقط به ته دل خودتان مراجعه کنید، و بگویید: چون من از دین مادری بیرون آمدم، و فقط سراغ قران آمدم، و رضایت خدا و عالم آخرت را کسب کردم، پس واقعا حال ذهنی الآن من این است که آرزو میکنم هر چه زودتر بمیرم!

اگر چنین آرزویی از صمیم قلب و فطرت خودتان دارید حرف من را قبول نکنید، اما اگر میبینید رسیدن به خیر آخرت که فرض کردید به آن رسیدید، منافاتی با زنده بودن شما ندارد، و چه الآن بمیرید و دفعتا بیدار شوید، یا صد سال زندگی کنید و بعد بمیرید و دفعتا بیدار شوید، هیچ تفاوتی در خروجی کار نمیدهد، ممکن نیست آروزی مردن الآن کنید.

و اگر مقصود شما از اینکه (برای او قیامت برپا میشود) رسیدن به دار آخرت و نعمتهای آن است، و به قول معروف قائل به قیامت صغری هستید، که این حرف، عین قبول عالم برزخ و بالاتر از آن بالفعل است، خودش را آوردید و اسمش را نیاورید! ولی شما فعلا صلاحتان این است که عالم برزخ را قبول نداشته باشید!

نگفتید چرا فقط مجرمون میگویند: ما ساعتی بیش درنگ نکردیم؟
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

قال الله عزوجل
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون سوره مبارکه عنکبوت ایه شریفه41
نهی و ذم فرموده از اینکه من دون الله ولی وسرپرست باشد
در سوره مبارکه مائده ایه شریفه 55و56می فرمایند
قال الله عزوجل
انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون
ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون
می فرماید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبروکسانیکه ایمان اوردند واقامه صلاه می کنندودر حال رکوع زکات می دهند .وکسانی که ولایت وسرپرستی خدا ورسولش ومومنانی (چون علی بن ابی طالب )را بپذیرند حزب خدایند ویقینا حزب خدا غالب است ........
جمع این ایات چطوره حق تعالی در کلامش تناقض هست؟!

یا ایه سوره مبارکه عنکبوت نسخ شده؟
یا اطلاق ایه شریفه قید خورده ؟ یعنی مقید شده ؟
یا عمومیت ایه شریفه تخصیص خورده ؟ از باب عام وخاص ؟
یا مراد از من دون الله چیزی است غیر متفاهم عرف وهابیت؟
چون نمی شود نهی وذم بفرماید ازولی گرفتن دون الله ؛
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ .
وحصرومدح بفرماید از ولایتش در ولایت خود ودر ولایت من دون الله (به تعبیر وهابیت )
دوستان وهابی مسلک بدون حاشیه رفتن جواب بفرمائید
بسم الله الرحمن الرحیم
من دون الله در آیه قرآن را چه معنا کنیم؟ در مقابل خدا؟ یا معنای دیگری؟
کلمه دون، اصل اینکه مقصود چیست، مشکلی نیست.
بهترین واژه ای که در فارسی معادلش باشد، مشکل ماست.
اگر می گوییم که پیامبر و ائمه دون الله هستند، پس آیه قران چه می فرمایند: انما یبایعونک تحت الشجره، انما یبایعون الله.
این آیه دارد می گوید کسانی که با تو بیعت کرده اند، یعنی منِ قرآن تو را قبول دارم که با تو مبایعه صورت گرفته است. نظیر و ما رمیت اذ رمیتَ
هر کس این را فهمید آنجا هم می فهمد که مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت
در آیه دیگر می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
حالا
و رسوله و الذین آمنوا دون الله هستند یا هم الله هستند؟
اگر دون الله هستند، پس آیه عنکبوت را چه بگوییم؟
پس معلوم می شود آن دون الله یعنی کسانی که مسیرشان مسیر خدا نیست. یعنی اگر یبایعونه، یعنی یبایعون الله.
مثال
کسی می گوید هر کس دنبال کتابی برود غیر از قرآن به انحراف کشیده شده است و فردا جوابی ندارد.
فردا بهش خبر می دهند که یکی از افراد مستمع شما، هرچه کتاب تفسیر در خانه داشت، بیرون ریخته است! چرا چون شما گفتی!
جواب چیست؟
جوابش این است که این غیر قرآنی که گفتم یعنی کتابهایی که رویکردش غیر قرآنی باشد نه تفسیر و کتابهایی که جهت قرآنی دارد.
کلمه دون در این آیات شریفه در اوج فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
این دون استعمال فلسفی ندارد. بلکه این دون یعنی دونیت حسی و گرایشی.
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا ... حزب الله.
حزب الله دون الله ام هو الله؟
اینجا جای بحث فلسفی نیست که بگویی حزب الله خداست یا غیر خداست.
هر کس در حزب خداست خدایی است و در فضای ادبیات عرب، خدائی ست. یعنی با او دوستی کنید با خدا دوستی کرده اید و با او دشمنی کنید، با خدا دشمنی کرده اید.
---http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=2177231#post2177231
یا علی جواب بفرمایند

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=118531
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
قال الله عزوجل
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون سوره مبارکه عنکبوت ایه شریفه41
نهی و ذم فرموده از اینکه من دون الله ولی وسرپرست باشد
در سوره مبارکه مائده ایه شریفه 55و56می فرمایند
قال الله عزوجل
انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون
ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون
می فرماید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبروکسانیکه ایمان اوردند واقامه صلاه می کنندودر حال رکوع زکات می دهند .وکسانی که ولایت وسرپرستی خدا ورسولش ومومنانی (چون علی بن ابی طالب )را بپذیرند حزب خدایند ویقینا حزب خدا غالب است ........
جمع این ایات چطوره حق تعالی در کلامش تناقض هست؟!

یا ایه سوره مبارکه عنکبوت نسخ شده؟
یا اطلاق ایه شریفه قید خورده ؟ یعنی مقید شده ؟
یا عمومیت ایه شریفه تخصیص خورده ؟ از باب عام وخاص ؟
یا مراد از من دون الله چیزی است غیر متفاهم عرف وهابیت؟
چون نمی شود نهی وذم بفرماید ازولی گرفتن دون الله ؛
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ .
وحصرومدح بفرماید از ولایتش در ولایت خود ودر ولایت من دون الله (به تعبیر وهابیت )
دوستان وهابی مسلک بدون حاشیه رفتن جواب بفرمائید
بسم الله الرحمن الرحیم
من دون الله در آیه قرآن را چه معنا کنیم؟ در مقابل خدا؟ یا معنای دیگری؟
کلمه دون، اصل اینکه مقصود چیست، مشکلی نیست.
بهترین واژه ای که در فارسی معادلش باشد، مشکل ماست.
اگر می گوییم که پیامبر و ائمه دون الله هستند، پس آیه قران چه می فرمایند: انما یبایعونک تحت الشجره، انما یبایعون الله.
این آیه دارد می گوید کسانی که با تو بیعت کرده اند، یعنی منِ قرآن تو را قبول دارم که با تو مبایعه صورت گرفته است. نظیر و ما رمیت اذ رمیتَ
هر کس این را فهمید آنجا هم می فهمد که مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت
در آیه دیگر می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
حالا
و رسوله و الذین آمنوا دون الله هستند یا هم الله هستند؟
اگر دون الله هستند، پس آیه عنکبوت را چه بگوییم؟
پس معلوم می شود آن دون الله یعنی کسانی که مسیرشان مسیر خدا نیست. یعنی اگر یبایعونه، یعنی یبایعون الله.
مثال
کسی می گوید هر کس دنبال کتابی برود غیر از قرآن به انحراف کشیده شده است و فردا جوابی ندارد.
فردا بهش خبر می دهند که یکی از افراد مستمع شما، هرچه کتاب تفسیر در خانه داشت، بیرون ریخته است! چرا چون شما گفتی!
جواب چیست؟
جوابش این است که این غیر قرآنی که گفتم یعنی کتابهایی که رویکردش غیر قرآنی باشد نه تفسیر و کتابهایی که جهت قرآنی دارد.
کلمه دون در این آیات شریفه در اوج فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
این دون استعمال فلسفی ندارد. بلکه این دون یعنی دونیت حسی و گرایشی.
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا ... حزب الله.
حزب الله دون الله ام هو الله؟
اینجا جای بحث فلسفی نیست که بگویی حزب الله خداست یا غیر خداست.
هر کس در حزب خداست خدایی است و در فضای ادبیات عرب، خدائی ست. یعنی با او دوستی کنید با خدا دوستی کرده اید و با او دشمنی کنید، با خدا دشمنی کرده اید.
---http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=2177231#post2177231
یا علی جواب بفرمایند

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=118531
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ( هر شب فقط يك آيه ) ! پاسخ داد.
"
قال الله عزوجل
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون سوره مبارکه عنکبوت ایه شریفه41
نهی و ذم فرموده از اینکه من دون الله ولی وسرپرست باشد
در سوره مبارکه مائده ایه شریفه 55و56می فرمایند
قال الله عزوجل
انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون
ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون
می فرماید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبروکسانیکه ایمان اوردند واقامه صلاه می کنندودر حال رکوع زکات می دهند .وکسانی که ولایت وسرپرستی خدا ورسولش ومومنانی (چون علی بن ابی طالب )را بپذیرند حزب خدایند ویقینا حزب خدا غالب است ........
جمع این ایات چطوره حق تعالی در کلامش تناقض هست؟!

یا ایه سوره مبارکه عنکبوت نسخ شده؟
یا اطلاق ایه شریفه قید خورده ؟ یعنی مقید شده ؟
یا عمومیت ایه شریفه تخصیص خورده ؟ از باب عام وخاص ؟
یا مراد از من دون الله چیزی است غیر متفاهم عرف وهابیت؟
چون نمی شود نهی وذم بفرماید ازولی گرفتن دون الله ؛
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ .
وحصرومدح بفرماید از ولایتش در ولایت خود ودر ولایت من دون الله (به تعبیر وهابیت )
دوستان وهابی مسلک بدون حاشیه رفتن جواب بفرمائید
بسم الله الرحمن الرحیم
من دون الله در آیه قرآن را چه معنا کنیم؟ در مقابل خدا؟ یا معنای دیگری؟
کلمه دون، اصل اینکه مقصود چیست، مشکلی نیست.
بهترین واژه ای که در فارسی معادلش باشد، مشکل ماست.
اگر می گوییم که پیامبر و ائمه دون الله هستند، پس آیه قران چه می فرمایند: انما یبایعونک تحت الشجره، انما یبایعون الله.
این آیه دارد می گوید کسانی که با تو بیعت کرده اند، یعنی منِ قرآن تو را قبول دارم که با تو مبایعه صورت گرفته است. نظیر و ما رمیت اذ رمیتَ
هر کس این را فهمید آنجا هم می فهمد که مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت
در آیه دیگر می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
حالا
و رسوله و الذین آمنوا دون الله هستند یا هم الله هستند؟
اگر دون الله هستند، پس آیه عنکبوت را چه بگوییم؟
پس معلوم می شود آن دون الله یعنی کسانی که مسیرشان مسیر خدا نیست. یعنی اگر یبایعونه، یعنی یبایعون الله.
مثال
کسی می گوید هر کس دنبال کتابی برود غیر از قرآن به انحراف کشیده شده است و فردا جوابی ندارد.
فردا بهش خبر می دهند که یکی از افراد مستمع شما، هرچه کتاب تفسیر در خانه داشت، بیرون ریخته است! چرا چون شما گفتی!
جواب چیست؟
جوابش این است که این غیر قرآنی که گفتم یعنی کتابهایی که رویکردش غیر قرآنی باشد نه تفسیر و کتابهایی که جهت قرآنی دارد.
کلمه دون در این آیات شریفه در اوج فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
این دون استعمال فلسفی ندارد. بلکه این دون یعنی دونیت حسی و گرایشی.
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا ... حزب الله.
حزب الله دون الله ام هو الله؟
اینجا جای بحث فلسفی نیست که بگویی حزب الله خداست یا غیر خداست.
هر کس در حزب خداست خدایی است و در فضای ادبیات عرب، خدائی ست. یعنی با او دوستی کنید با خدا دوستی کرده اید و با او دشمنی کنید، با خدا دشمنی کرده اید.
---http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=2177231#post2177231
یا علی جواب بفرمایند

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=118531
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ایا خدواند متعال بزعم وهابیت در قران دچار تناقض گوئی شده؟!(العیاذبالله) پاسخ داد.
"
قال الله عزوجل
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون سوره مبارکه عنکبوت ایه شریفه41
نهی و ذم فرموده از اینکه من دون الله ولی وسرپرست باشد
در سوره مبارکه مائده ایه شریفه 55و56می فرمایند
قال الله عزوجل
انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون
ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون
می فرماید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبروکسانیکه ایمان اوردند واقامه صلاه می کنندودر حال رکوع زکات می دهند .وکسانی که ولایت وسرپرستی خدا ورسولش ومومنانی (چون علی بن ابی طالب )را بپذیرند حزب خدایند ویقینا حزب خدا غالب است ........
جمع این ایات چطوره حق تعالی در کلامش تناقض هست؟!

یا ایه سوره مبارکه عنکبوت نسخ شده؟
یا اطلاق ایه شریفه قید خورده ؟ یعنی مقید شده ؟
یا عمومیت ایه شریفه تخصیص خورده ؟ از باب عام وخاص ؟
یا مراد از من دون الله چیزی است غیر متفاهم عرف وهابیت؟
چون نمی شود نهی وذم بفرماید ازولی گرفتن دون الله ؛
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ .
وحصرومدح بفرماید از ولایتش در ولایت خود ودر ولایت من دون الله (به تعبیر وهابیت )
دوستان وهابی مسلک بدون حاشیه رفتن جواب بفرمائید
بسم الله الرحمن الرحیم
من دون الله در آیه قرآن را چه معنا کنیم؟ در مقابل خدا؟ یا معنای دیگری؟
کلمه دون، اصل اینکه مقصود چیست، مشکلی نیست.
بهترین واژه ای که در فارسی معادلش باشد، مشکل ماست.
اگر می گوییم که پیامبر و ائمه دون الله هستند، پس آیه قران چه می فرمایند: انما یبایعونک تحت الشجره، انما یبایعون الله.
این آیه دارد می گوید کسانی که با تو بیعت کرده اند، یعنی منِ قرآن تو را قبول دارم که با تو مبایعه صورت گرفته است. نظیر و ما رمیت اذ رمیتَ
هر کس این را فهمید آنجا هم می فهمد که مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت
در آیه دیگر می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
حالا
و رسوله و الذین آمنوا دون الله هستند یا هم الله هستند؟
اگر دون الله هستند، پس آیه عنکبوت را چه بگوییم؟
پس معلوم می شود آن دون الله یعنی کسانی که مسیرشان مسیر خدا نیست. یعنی اگر یبایعونه، یعنی یبایعون الله.
مثال
کسی می گوید هر کس دنبال کتابی برود غیر از قرآن به انحراف کشیده شده است و فردا جوابی ندارد.
فردا بهش خبر می دهند که یکی از افراد مستمع شما، هرچه کتاب تفسیر در خانه داشت، بیرون ریخته است! چرا چون شما گفتی!
جواب چیست؟
جوابش این است که این غیر قرآنی که گفتم یعنی کتابهایی که رویکردش غیر قرآنی باشد نه تفسیر و کتابهایی که جهت قرآنی دارد.
کلمه دون در این آیات شریفه در اوج فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
این دون استعمال فلسفی ندارد. بلکه این دون یعنی دونیت حسی و گرایشی.
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا ... حزب الله.
حزب الله دون الله ام هو الله؟
اینجا جای بحث فلسفی نیست که بگویی حزب الله خداست یا غیر خداست.
هر کس در حزب خداست خدایی است و در فضای ادبیات عرب، خدائی ست. یعنی با او دوستی کنید با خدا دوستی کرده اید و با او دشمنی کنید، با خدا دشمنی کرده اید.
---http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=2177231#post2177231
یا علی جواب بفرمایند

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=118531
"

23 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار ( هر شب فقط يك آيه ) ! پاسخ داد.
" وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿۱۳۰﴾
و در حقيقت ما فرعونيان را به خشكسالى و كمبود محصولات دچار كرديم باشد كه عبرت گيرند (۱۳۰)اعراف
فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَذِهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۱۳۱﴾
پس هنگامى كه نيكى [و نعمت] به آنان روى مى ‏آورد مى گفتند اين براى [شايستگى] خود ماست و چون گزندى به آنان مى ‏رسيد به موسى و همراهانش شگون بد مى‏ زدند آگاه باشيد كه [سرچشمه] بدشگونى آنان تنها نزد خداست [كه آنان را به بدى اعمالشان كيفر مى‏ دهد] ليكن بيشترشان نمى‏ دانستند (۱۳۱)
وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿۱۳۲﴾
و گفتند هر گونه پديده شگرفى كه به وسيله آن ما را افسون كنى براى ما بياورى ما به تو ايمان آورنده نيستيم (۱۳۲)
فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ ﴿۱۳۳﴾
پس بر آنان طوفان و ملخ و كنه ريز و غوكها و خون را به صورت نشانه‏ هايى آشكار فرستاديم و باز سركشى كردند و گروهى بدكار بودند (۱۳۳)
آیا این همه اتفاق که به سر کشورما می آید مثل زلزله خشکسالی . سیل . و جدیدن ملخ بخاطر اعمالمان نیست ؟ "

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار ( هر شب فقط يك آيه ) ! پاسخ داد.
" أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ ﴿۳﴾ زمر
آگاه باشيد آيين پاك از آن خداست و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏ اند [به اين بهانه كه] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند نمى ‏پرستيم البته خدا ميان آنان در باره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند داورى خواهد كرد در قيقت‏ خدا آن كسى را كه دروغ‏پرداز ناسپاس است هدايت نمى ‏كند (۳) "

يك روز پيش

saeed_s58 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین، سخت بی تمکین بود
می دونین چرا مولانا این بیت رو گفته؟

به هر حال، فرض کردن یعنی قانون گذاشتن و محدود کردن.
گاهی فرض کردن، مستقیماً محدودیت می‌آورد و این محل بحث بنده نبود.
همچنین در فضاهایی که کاملاً‌ آزاد است و هر فرضی با هر فرض دیگری قابل جمع باشد، همچون مجانین و افرادی که خود را آزاد از عقل! هم می‌پندارند، ظاهراً بحث نمی‌کنیم.

محل بحث جایی است که ما فرضی را مرتکب می‌شویم و پس از فرض ما، فرضیات بعدی لازم است از یک سری محدودیت‌هایی تبعیت کنند که این محدودیت‌ها را «قانون»هایی تحمیل می‌کنند که بنده از بیان شما استفاده کردم که این قوانین «وجود» دارند. فقط بنای من این است که متوجه شوم مقصود شما از این وجود داشتن، چگونه وجودی است؟ "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
به نظرم من پاسخ دادم، محل قرار گرفتن این بی نهایت رقم، در ذات تعریف دایره ست و تعریف دایره در مغز انسان.
شما می تونین همایش تشکیل بدین و دایره ی دیگه ای تعریف کنین که کمی بیضوی باشه و مثلا نسبت محیط به قطرش دقیقا برابر با ۳ باشه، ولی دایره ی موجود با معادله ریاضی مشخصی ایجاد میشه که باید از اون معادله تبعیت کنه. این ارقام به نظر شما در یک جهان ماورایی تنظیم شدن اما من اینطور فکر نمیکنم و دلیلی براش نمی بینم.
من نمیگویم شما پاسخ ندادید، بلکه میگویم هنوز دیدگاه شما و پاسخی که طبق آن میدهید برای من واضح نشده است، لذا اگر سؤال میکنم از این باب است که به قول علمای هرمنوتیک بتوانم ذهن شما را برای خودم بازسازی کنم تا بفهمم شما چگونه درکی از این مطلب دارید که هنوز من متوجه مقصود شما نشدم.

لذا با عرض پوزش سؤالم را طوری میپرسم که دیدگاهها به هم نزدیک شود:

میفرمایید: (این بی نهایت رقم، در ذات تعریف دایره ست و تعریف دایره در مغز انسان) ، سؤال این است که فرض میگیریم الآن بشر یک میلیارد رقم پشت ممیز را کشف کرده است، عدد بعدی یعنی عدد یک میلیارد و یکم را که هنوز نمیداند آیا معین است یا نامعین؟ "

2 روز پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط saeed_s58 نوشته شده است نمايش نوشته
مطالب را پیشتر مطالعه کرده‌ام و جوابی قانع‌کننده نیافته‌ام، لذا وارد بحث شدم.

باز هم بنده جواب خود را نگرفتم.
فعلاً بنای اثبات هیچ چیزی را ندارم و می‌خواهم قدم به قدم با هم پیش برویم.
شما گویا خیلی عجولانه بنا دارید فقط مدعیات خود را تکرار نمایید.
یک اعتراف کردید و آن هم وجود و هستی قوانین بود. بنده پرسیدم این هستی چگونه هستی‌ای هست و انتظار دارم به جای اینکه ادعاهای خود را تکرار نمایید، به وضوح پاسخ دهید.
اینکه قوانین فیزیک در ذات وجود مادی هستند، جواب نشد. شما باید توضیح دهید که آیا این بودن در ذات وجود مادی به چه معناست؟ همچنین وقتی من یک سری فرضیات مرتکب می‌شوم، چگونه است که نمی‌توانم هر فرضی را در کنار آنها بگذارم و محدودیت‌هایی که مطرح می‌کنید از کجا می‌آید؟
انتظار می‌رود که به جای عجله در اثبات، تلاش شود که پاسخ دقیق، متقن و مشخص به سؤالات داده شود، مگر آنکه فقط در پی تکرار مدعیات و به زور تحمیل کردن آنچه حق می‌پندارید به دیگران باشید، که امید است چنین نباشد.
پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین، سخت بی تمکین بود
می دونین چرا مولانا این بیت رو گفته؟

به هر حال، فرض کردن یعنی قانون گذاشتن و محدود کردن. "

2 روز پيش

Freedom1 به سرنگار پسر دوازده ساله، در انباری خانه، رآکتور هسته‌ای ساخت! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
چرا ایجاد میشن؟ اگر ما تصور میکنیم پس اجازه نمیدهیم ایجاد بشن، قوانین را یک طور دیگری تصور میکنیم، اگر پیشینیان هم چنین چینش اطلاعاتی را در مغز خود تصور کردند و به مغز بشر امروز انتقال دادند بشر ملزم نیست همان چینش را حفظ کند، همایش تشکیل میدهد و نسبت بین محیط و قطر را عدد دیگری تعیین میکند، اگر ذات چیزی جز چینش مغزی چیزی نیست پس قابل تغییر است، ذهن چنین میچیند و چنین فرض میگیرد که ۲+۲=۵ بشود.




آیا در نظر شما «ذات این تعریف» همان چینش اطلاعات در مغز نیست؟ عدد پی بینهایت است، ذات این چینش، بینهایت عدد را که حاصلش یک عدد گنگ متعالی است، چگونه در خود جا داده است؟

ببینید راجع به عددی بحث میکنیم که امروزه بشر برایش روز بزرگداشت تعیین میکند:

امروزه مقدار عدد پی با استفاده از پیشرفته‌ترین رایانه‌ها تا میلیونها رقم محاسبه شده‌است؛ و تعداد این ارقام هنوز در حال افزایش است. اولین محاسبه کامپیوتری در سال ۱۹۴۹ انجام گرفت و این عدد را تا ۲۰۰۰ رقم محاسبه نمود و در اواخر سال ۱۹۹۹ یکی از سوپر کامپیوترهای دانشگاه توکیو این عدد را تا ۲۰۶٬۱۵۸٬۴۳۰٬۰۰۰ رقم اعشار محاسبه نمود.

از سال ۱۹۸۸ روز ۱۴ مارس را در آمریکا روز عدد پی نام نهاده‌اند و جشن می‌گیرند. روزهای دیگری نیز برای عدد پی در دیگر کشورها تعیین شده و مراسمی برای معرفی عدد پی و اهمیت آن برگزار می‌شود.



و همه قبول داریم که عدد گنگ مشتمل بر بینهایت است، سؤال ساده برای همه ما این است که محل قرار گرفتن این بینهایت عدد کجاست؟ آیا مغز بشر است؟

و میدانیم که بینهایت عدد پشت ممیز در عدد پی، موهوم نیست، عدد موهوم فقط دو عدد است، یکی: «عدد بینهایت» به معنا یک عدد که بینهایت باشد، این موهوم است، چون هر عددی را میتوان به آن اضافه کرد، n+1 ، پس عددی که بینهایت باشد وجود ندارد و موهوم است، و دیگری: طبق قاعده جبر مقدماتی: منفی در منفی، مثبت، پس جذر عدد منفی، موهوم است، و واحد موهومی i برایش قرار داده میشود و سپس اعداد مختلط پدید میاید، البته موهوم واقعی نیست، بلکه در محور اعداد حقیقی و طبق قاعده جبر مقدماتی، موهوم است، یعنی در این دستگاه جا نمیگیرد.




فعلا هیچ ارتباطی ندارد، چون ما میخواهیم از مشترکات و واضحات نزد تمام بشر از تئیست و آتئیست بحث کنیم، و نتیجه بحث ما هم وصول به مشترکاتی که باز نزد همه واضح باشد، نمیخواهیم چیزی اثبات کنیم، بلکه میخواهیم چیزی واضح دریافت کنیم، آیا ماتریالیسم مطلق را قبول کنیم یا نوعی متافیزیک خیلی واضح را همه بشر میتواند قبول کند؟


پس خلاصه سؤال: همه قبول داریم که پی، عدد گنگ دارای بینهایت عدد پشت ممیز است، سؤال ساده برای همه ما این است که محل قرار گرفتن این بینهایت عدد کجاست؟ آیا مغز بشر است؟ تاکید داریم بر بینهایت عدد موجود در عدد پی که بشر همگی به دنبال آن هستند، زمانی که کامپیوترها آمدند، یکی از خوشحال کننده‌ترین چیز برای بشر این بود که حال میتوانستند اعداد بعدی عدد پی را کشف کنند، نه فرض کنند، این پنجاه رقم آنست:

۳٫۱۴۱۵۹۲۶۵۳۵۸۹۷۹۳۲۳۸۴۶۲۶۴۳۳۸۳۲۷۹۵۰۲۸۸۴۱۹۷۱۶۹۳۹۹۳۷۵۱۰

اما تاکید بحث ما این است که همه قبول داریم که این سلسله تا بینهایت ادامه دارد، دقت کنیم: «بینهایت»! ، شوخی نمیکنیم، تا بینهایت، آیا این بینهایت عدد کجاست؟ میدانیم که میتوانیم به ترتیب آنها را کشف کنیم اما تا بینهایت کشف ما ادامه خواهد داشت، و کشف میکنیم عدد بعدی را، نه اینکه ایجاد میکنیم.

سؤال: همه قبول داریم که پی، عدد گنگ مشتمل بر بینهایت است، سؤال برای همه ما این است که محل قرار گرفتن این بینهایت عدد کجاست؟ آیا مغز بشر است؟
به نظرم من پاسخ دادم، محل قرار گرفتن این بی نهایت رقم، در ذات تعریف دایره ست و تعریف دایره در مغز انسان.
شما می تونین همایش تشکیل بدین و دایره ی دیگه ای تعریف کنین که کمی بیضوی باشه و مثلا نسبت محیط به قطرش دقیقا برابر با ۳ باشه، ولی دایره ی موجود با معادله ریاضی مشخصی ایجاد میشه که باید از اون معادله تبعیت کنه. این ارقام به نظر شما در یک جهان ماورایی تنظیم شدن اما من اینطور فکر نمیکنم و دلیلی براش نمی بینم. "

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:18PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.