بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ


وَ ظَاهِرَتِي وَ مِصْبَاحِي

علىظاهرمن وچراغ ومصباح من است
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7

چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی
"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ



وَ ظَاهِرَتِي وَ مِصْبَاحِي

علىظاهرمن وچراغ ومصباح من است
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7

چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی
"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 110 سند از کتب اهل تسنن در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام پاسخ داد.
"

110 سند در اثبات ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام

سند شماره 12

ابن حجر عسقلانی از امير مؤمنان عليه السلام روایت می کند :

حضرت على عليه السّلام فرموده است : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زير درختى در محل «خم» قرار گرفته بود ، طولى نكشيد از زير درخت بيرون آمده و دست مرا گرفت و خطاب به مردم فرمود : اى مردم ! مگر نه اين است كه گواهى مي‌دهيد ، خداى تعالى پروردگار شماست ؟
در پاسخ گفتند : آرى !
فرمود :مگر نه اين‌ است كه گواهى ميدهيد ، خدا و رسول او از جان شما به شما سزاوارترند ؟ و خدا و رسول او مولاى شمايند ؟
گفتند : آرى !
فرمود : بنا بر اين ، كسى كه خدا و رسول او مولاى او هستند ، به راستى اين شخص (على عليه السّلام) مولاى اوست.

اينك ، در ميان شما دو اثر ارزنده و گرانبها میگذارم كه هرگاه به آن‌ها تمسك كنيد ، هرگز در منجلاب گمراهى گرفتار نخواهيد شد : يكى ، كتاب خدا است كه ريسمان استوار ميان شما و خدا میباشد كه يك طرف آن در دست حق تعالى است و طرف ديگرش در اختيار شماست و ديگرى ، اهل بيت من است .

ابن حجر بعد از نقل اين روايت مي‌گويد :
سند اين روايت صحيح است .
حديث غدير خم را نسائي از طريق أبو طفيل از زيد بن أرقم و نيز از علي عليه السلام و گروهي از صحابه نقل كرده‌ است . در اين روايت چيزهاي است كه در آن‌ها نيست . اصل حديث را ترمذي نيز نقل كرده است .


ابن حجر عسقلاني ، أحمد بن علي بن حجر (متوفاي852 هـ) ،

المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية ، ج 16 ، ص142 ، ح3943 ، تحقيق : د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري ، ناشر : دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية ، الطبعة : الأولى ، 1419هـ

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار 110 سند از کتب اهل تسنن در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام پاسخ داد.
"
110 سند از کتب اهل تسنن در اثبات ولایت امیرالمومنین علیه السلام

سند شماره 11
عائشه دختر سعد از پدرش نقل كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله دست علی عليه السلام را گرفت و فرمود :
آيا من از مؤمنين نسبت به خودشان سزاوارتر نيستم ؟
هر كس كه من مولای او هستم ، علی مولای او است .


البحر الزخار (مسند البزار) ج 4 ، ص 41 ، ح1203 ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله ، ناشر : مؤسسة علوم القرآن ، مكتبة العلوم والحكم - بيروت ، المدينة الطبعة : الأولى ، 1409 هـ .



هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :
رواه البزار ورجاله ثقات .اين روايت را بزار نقل كرده و راويان آن مورد اعتماد هستند .مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، ج 9 ، ص 107 ، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، ناشر : دار الريان للتراث/دار الكتاب العربي - القاهرة ، بيروت – 1407 .

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا علی ای یگانه مظلوم ماسوی
"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 15



نظر عكرمه مولى ابن عباس در تفضيل على

(13) عكرمه از ابن عبّاس چنين روايت كرده است:
ما في القرآن آية؛ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏ الّا و علىّ اميرها و شريفها و ما من اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله رجل الّا و قد عاتبه اللَّه و ما ذكر عليّا الّا بخير.



در قرآن كريم هر آيه‏اى با عنوان‏ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏ ذكر شده است.


على عليه السّلام امير آن مؤمنان و شريف‏ترين آن صالحان است. و از اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله كسى نيست كه مورد عتاب خداى سبحان قرار نگرفته باشد، مگر على بن ابى طالب عليه السّلام كه هميشه به خير و نيكويى توصيف شده است.


سپس عكرمه گفت: در مناقب جليله و فضايل كثيره على عليه السّلام چيزهايى مى‏دانم كه اقطار زمين و آسمان تاب و تحمّل شنيدن آنها را ندارند.


نامه عايشه در فضايل على
(14) عبد اللَّه بن عبد الرّحمان، قاضى شهر رى نقل كرده كه به ابى عبد الرّحمان گفتم:
نامه‏اى از عايشه دريافت كردم كه مناقب على عليه السّلام را در آن نوشته است.
ابى عبد الرّحمان در جواب گفت: بدان عايشه هر قدر از فضايل على عليه السّلام را يادآور شده باشد، باز هم، كم گفته است، چون فضايل آن حضرت بيشتر از آن است كه قابل شمارش و نگارش باشد؛ اگر عايشه هم فضايلى را نقل كرده باشد، از دريا قطره‏ اى و از خشكى ذره ‏اى را متذكّر شده است.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 17



فصل دوم تقدّم و برترى على در تلاوت قرآن‏


(15) عاصم از ابى عبد الرّحمان سلمى اين روايت را ذكر كرده است:
«ما رأيت احدا كان اقرأ للقرآن من علىّ عليه السّلام‏
هيچ كسى را نديدم در قرائت قرآن از على عليه السّلام برتر و مقدم‏تر باشد.
سپس عاصم مى‏گويد: ابو عبد الرّحمان قرائت قرآن را از على عليه السّلام فرا گرفت.


(16) ابى مالك از ابن عبّاس نقل مى‏كند؛ عبد الرّحمان بن عوف چند تن از اصحاب رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله را به نماز جماعت دعوت كرد، چون جمع شدند؛ على عليه السّلام را امام جماعت خويش قرار دادند؛ زيرا آن حضرت قرآن را بهتر از ديگران قرائت مى‏كرد.


(17) ابن فضيل از عطاء و او از ابو عبد الرّحمان سلمى نقل كرده است:
ما رأيت احداً اقرأ من علىّ عليه السّلام.
احدى را قارى‏تر از على بن ابى طالب عليه السّلام نديدم يعنى هيچ كسى را نديديم قرآن را بهتر از على عليه السّلام تلاوت كند.


(18) يحيى بن آدم مى‏گويد به ابى بكر بن عيّاش گفتم:
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 18
بعضى از مردم مى‏گويند؛ على عليه السّلام قرائت قرآن را نمى‏داند يا نمى‏خواند.
در جواب گفت: هر كسى چنين گفت؛ دروغ گفته است. بلكه على عليه السّلام سرآمد قاريان قرآن است.


(19) عاصم از ابى نجود و او از عبد الرّحمان سلمى چنين نقل مى‏كند:
«ما رأيت احداً اقرأ من على بن ابى طالب عليه السّلام»
هيچ كسى را در قرائت قرآن تواناتر از على عليه السّلام نيافتم.


(20) ابى اسحاق از ابى الاحوص و او از عبد اللَّه بن مسعود كه از قاريان معروف قرآن است در باره على عليه السّلام چنين نقل كرده است:
«افرض اهل المدينة و اقرأوها علىّ بن أبى طالب عليه السّلام»
داناترين و قارى‏ترين مردم مدينه، على بن ابى طالب عليه السّلام بو
د.



(21) عبد اللَّه بن عباس گفت: عمر بن خطّاب هميشه مى‏گفت:
«اعلمنا بالقضاء و أقرؤنا للقرآن على بن ابى طالب عليه السّلام»
داناترين فرد به علم قضاوت و قارى‏ترين شخص به قرآن على بن ابى طالب عليه السّلام است.

ترجمه شواهد التنزيل، ص: 19

یا من هو عنده علم الکتاب

ویا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"
پژوهشی پیرامون آيه ولايت (۶)

اعتراف علمای بزرگ اهل تسنن در مورد نازل شدن آیهء ولایت در شان امیرالمومنین علیه السلام

اعتراف آلوسی در روح المعانی

اعتراف عضدالدین ایجی

اعتراف ابن مردویه

اعتراف الحافظ الزیلعی

اعتراف ابن عساکر

ثعالبی

همانطور که مشاهده فرمودید در مطالب فوق، آیهء ولایت با طرق مختلف وارد شده، که سیوطی آن را با پنج طریق که همگی صحابی بودند، نقل کرده است.

و جالب است بدانید در رابطه با نقل مطلبی که طرق مختلفی داشته باشد، ابن تیمیه می نویسد:

تعدد الطرق وكثرتها يقوى بعضها بعضا ولو كان الناقلون فجارا فساقا.

ترجمه: اگر ناقلين فاجر و فاسق هم باشند، وقتی طرق متعدد شد مسئله تمام است.


علوم الحديث ( من مجموع الفتاوى ) مؤلف : ابن تیمیه : ج 18 ص 26

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"
علمای بزرگ اهل سقیفه و بیان معنای کلمه "مولی"

الدقيقي النحوي (متوفاي614هـ)

وي نيز كه از بزرگان علم لغت در قرن هفتم به شمار می‌رود ، تصريح می‌كند كه «مولي» به معناي «اولي» مي‌آيد :

وقال تعالى : «مأواكم النار هي مولاكم» أي أولى بكم .

خداوند فرمود : جايگاه شما آتش است، يعني آتش اولي و برتر است براي شما .

اتفاق المباني وافتراق المعاني ، ج 1 ، ص 138 ، تحقيق : يحيى عبد الرؤوف جبر ، ناشر : دار عمار - الأردن ، الطبعة : الأولى ، 1405هـ 1985م

استدلال امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر

امیرالمومنین علیه السلام در رحبه فرمودند:

سوگند مى دهم هر مرد مسلمانى كه غدير خم را به خاطر دارد و سخنى را كه در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده است ، از جا برخيزد .
سى تن از مردم براى اقامه شهادت بپا خاستند ـ ابو نعيم گفته است كه افراد بسيارى شهادت دادند ـ و اعلام كردند آن هنگام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست امير المؤمنين على عليه السّلام را به دست مبارك خود گرفت خطاب به مردم فرمود: آيا مي‌دانيد كه من شايسته‌تر به مؤمنان از خود آنها مى باشم ؟ همگى فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تصديق كردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر كس من مولاي او هستم،‌ اين [علي] مولاي او است ، پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار .
ابو طفيل گفت : از ميان جمع در حالى بيرون رفتم كه در خودم احساس ناراحتى مى كردم ، و در بازگشت از اجتماع مردم ، به ديدار «زيد بن ارقم» رفتم و به او گفتم : از على چنين و چنان شنيدم و ناراحت شدم ! «زيد» گفت : آنچه را كه شنيدى انكار مكن ! به دليل آن كه، آنچه را كه استماع كرده اى من خود از رسول خدا صلّى الله عليه و آله شنيده ام !

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج32 ص56 المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م


ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار میلاد با سعادت سلطان دین و ماسوی ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التیحة والسلام تهنیت پاسخ داد.
"
میلاد با سعادت سلطان دین و ماسوی ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التیحة والسلام بر سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه رضا شناس ماسوی بقیة الله الأعظم حجة بن الحسن المهدی وعجل الله تعالی فرجه الشریف تهنیت
ودهه کرامت تولد باسعادت اخت الرضا کریمه آل الله علیها سلام الله بر موالیانش مبارک باد
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مباحثه فضال بن حسن با ابو حنیفه و.... پاسخ داد.
" هم چنان جواب نیومد "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

دوستی یا سرپرستی؟

معنای مولا (۳)

در کتب اهل سقیفه حدیث غدیر به صورت زیر آمده است:

1760 - حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مَرْزُوقٍ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَامِرٍ الْعَقَدِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا كَثِيرُ بْنُ زَيْدٍ , عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ , عَنْ أَبِيهِ , عَنْ عَلِيٍّ , أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَضَرَ الشَّجَرَةَ بِخُمٍّ فَخَرَجَ آخِذًا بِيَدِ عَلِيٍّ فَقَالَ: " يَا أَيُّهَا النَّاسُ , أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ رَبُّكُمْ؟ " قَالُوا: بَلَى , قَالَ: " أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ , وَأَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ وَرَسُولَهُ مَوْلَيَاكُمْ؟ " قَالُوا: بَلَى , قَالَ: " فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَإِنَّ هَذَا مَوْلَاهُ "

پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر خم حاضر شدند سپس دست علی علیه السلام را گرفت وفرمود:ایا شهادت میدهید که خدای تبارک و تعالی پروردگار شماست؟ گفتند:بله.پس رسول الله فرمودند:ایا شهادت میدهید که الله و رسولش اولی به نفس شما هستند و الله و رسولش مولای شما هستند؟
پس گفتند:بله.
سپس فرمود: پس هرکسی که من مولای او هستم ، پس علی نیز مولای اوست.

شرح مشكل الآثار جلد 5 صفحه 13.

سند روایت نیز معتبر می باشد.


رسول خدا صلی الله علیه و آله در این جا چند شهادت از صحابه میگیرد:

1-ألَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ رَبُّكُمْ؟
ایا شهادت میدهید که خدای تبارک و تعالی پروردگار شماست؟

2- ألَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ؟
آیا شهادت میدهید که الله و رسولش اولی به نفس شما هستند؟

3- وأَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ وَرَسُولَهُ مَوْلَيَاكُمْ؟
و‌ الله و رسولش مولای شما هستند؟

اهل سقیفه و وهابیت ادعا میکنند که حدیث غدیر فقط و فقط بیان گر دوستی حضرت علی علیه السلام است!

سوال

آیا برای دوست داشتن حضرت علی علیه السلام لازم است
شهادت گرفته شود که قبول دارید خداوند پروردگار شماست؟

و شهادت گرفته شود که قبول دارید خدا و رسولش اولی به نفس شما هستند ؟ الله و رسولش مولای شما هستند؟

آیا فقط برای بیان دوستی ،
اینچنین از اصحاب شهادت گرفته می‌شود
؟

در روایت آمده است :

وأَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ وَرَسُولَهُ مَوْلَيَاكُمْ؟

یعنی آیا شهادت میدهید که خداوند و رسولش مولای شما هستند؟

حال به قرآن کریم رجوع کنیم و معنی مولی را ببینیم

در سوره ی انفال آمده است:

و إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ﴿۴۰﴾

و ترجمه ی این آیه توسط عالم و مفسر اهل سنت جناب خرمدل ،
صاحب تفسیر نور (از تفاسیر اهل سقیفه) را قرار میدهیم:


و اگر پشت كردند ( و به روي‌گرداني خود از حق و آزار مؤمنان ادامه دادند ) بدانيد كه ( شما تحت سرپرستي خدا قرار داريد و ) خداوند سرپرست شما است و او بهترين سرپرست و بهترين ياور و مددكار است .‏

http://uupload.ir/files/7xev_96.jpg

توجه

این مترجم و عالم مفسر اهل سقیفه عبارت
أنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى
را ترجمه میکند به :
خداوند سرپرست شما است و او بهترين سرپرست

حال بار دیگر ترجمه ی عبارت زیر با توجه به آیه ی بالا را بر عهده ی مخاطبین با انصاف می‌گذاریم:


أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ , وَأَنَّ اللهَ عزَّ وَجَلَّ وَرَسُولَهُ موْلَيَاكُمْ؟
" قَالُوا: بَلَى , قَالَ: " فَمَنْ كُنْتُ موْلَاهُ فإِنَّ هَذَاموْلَاهُ "

دوستی یا سرپرستی؟

قضاوت با شما

حقیقت روبروی چشمان شماست.
ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
فحش های زشت و زننده عبدالله بن عمر در صحیح مسلم و معرفی صحابی شرابخوار به نقل از صحیح بخاری!

نقدی بر نظریه عدالت صحابه(۴۶)

حدَّثَنِي حَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى أَخْبَرَنَا ابْنُ وَهْبٍ أَخْبَرَنِي يُونُسُ عَنْ ابْنِ شِهَابٍ قَالَ أَخْبَرَنِي سَالِمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ قَالَ
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّههِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ لَا تَمْنَعُوا نِسَاءَكُمْ الْمَسَاجِدَ إِذَا اسْتَأْذَنَّكُمْ إِلَيْهَا
قَالَ فَقَالَ بِلَالُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَاللَّهِ لَنَمْنَعُهُنَّ قَالَ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ اللَّهِ فَسَبَّهُ سَبًّا سَيِّئًا مَا سَمِعْتُهُ سَبَّهُ مِثْلَهُ قَطُّ

عبدالله بن عمر می گوید: از پیامبر شنیدم که فرمود: وقتی زنان تان از شما خواستند که به مساجد بروند،مانع نشوید و بگذارید بروند.

پسر عبدالله بن عمر یعنی بلال می گوید: به خدا قسم مانع می شویم! سالم -پسر دیگرش- که راوی حدیث هست می گوید: ابن عمر رو کرد به پسرش و فحش های بسیار بدی به او داد که من تا آن زمان،مثل این فحش های زننده را از او نشنیده بودم!

صحیح مسلم کتاب الصلاه بَاب خُرُوجِ النِّسَاءِ إِلَى الْمَسَاجِدِ إِذَا لَمْ يَتَرَتَّبْ عَلَيْهِ فِتْنَةٌ وَأَنَّهَا لَا تَخْرُجْ مُطَيَّبَةً دومین روایت از همین باب

http://library.islamweb.net/newlibra...id=1&startno=1

آقای نعیمان(یا ابن نعیمان)صحابی است که شراب میل نمودند!
و پیروان سقیفه می گویند:اینها بهترین بوده اند ؛

و تاکید دارند که باید دین را از ایشان گرفت و نه از اهل بیت پاک رسول خدا علیهم السلام.
حالا اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله هم که فرموده اند:
دین را از قرآن و اهل بیت بگیرید،
اشتباه کرده اند؟


بخاری در دو جای صحیح خود، این مطلب را نقل کرده است:

حدَّثَنَا ابْنُ سَلَّامٍ أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَهَّابِ الثَّقَفِیُّ عَنْ أَیُّوبَ عَنْ ابْنِ أَبِی مُلَیْکَةَ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ الْحَارِثِ قَالَ
جِیءَ بِالنُّعَیْمَانِ أَوْ ابْنِ النُّعَیْمَانِ شَارِبًا فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَنْ کَانَ فِی الْبَیْتِ أَنْ یَضْرِبُوا قَالَ فَکُنْتُ أَنَا فِیمَنْ ضَرَبَهُ فَضَرَبْنَاهُ بِالنِّعَالِ وَالْجَرِیدِ

عقبه بن حارث می گوید:نعیمان یا ابن نعیمان را در حالی که شراب نوشیده بود آوردند
رسول خدا به اهل خانه امر فرمود تا او را کتک بزنند،من هم جز کسانی بودم که او را کتک زدند.
پس ما با کفش و شاخه های درخت خرما او را زدیم.


صحیح بخاری کِتَاب الْوَکَالَةِ بَاب الْوَکَالَةِ فِی الْحُدُودِ
http://s1.picofile.com/file/8124707892/bokh11.gif
http://s5.picofile.com/file/81361754...7%D9%86_1_.gif

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضی یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

بدون هیچ شرحی قضاوت درباره نظریه عدالت صحابه با شما
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

پژوهشی پیرامون آیه ولایت(۵)

حاکم نیشابوری در کتاب معرفة علوم الحدیث روایت می کند:

ابوعبدالله محمد بن عبدالله صفار، از ابویحیی عبدالرحمان بن محمد بن سلم رازی( در اصفهان)، از یحیی بن ضریس، از عیسی بن عبدالله بن عبیدالله بن عمر بن علی بن ابی طالب حدیث کردند که گفت:
پدرم، از پدرش، از جدش، از علی علیه السلام بر من روایت کرد که فرمود:
این آیه همانا سرپرست و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهندبر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد. آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله (از منزل) خارج شد و وارد مسجد گردید، در حالی که مردم نماز (نافله) می خواندند و در رکوع و قیام بودند و سائلی نیز ( در مسجد ) بود.
پیامبر فرمود: ای سائل، آیا کسی چیزی به تو عطا کرد؟

سائل عرضه داشت: نه (کسی چیزی به من نداد) مگر آن کس که در رکوع است؛ یعنی علی علیه السلام که ایشان انگشتری به من عطا کرد.

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"

ترجمه شواهد التنزيل، ص: 13
ديدگاه اصحاب مصطفى در تفضيل على
(6) ابى طفيل از قول بعضى از اصحاب محمد صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده:
لقد سبق لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام من المناقب ما لو انّ واحدة منها قسّمت بين الخلق و سعتهم خيراً.
مناقب كثيرى براى على بن ابى طالب عليه السّلام است كه اگر يكى از آن مناقب را بين جميع خلايق تقسيم مى‏كردند همه آنان را خير و خوبى و بركت فرا مى‏گرفت.
(7) محمد بن منصور از احمد بن حنبل چنين نقل كرده است:
ما جاء لاحد من اصحاب النّبى من الفضائل اكثر ممّا جاء لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام.
براى احدى از صحابه مصطفى صلى اللَّه عليه و آله به اندازه على بن ابى طالب فضايل و مناقب وارد نشده است.
(8) ابو حامد حضرمى و ابو نصر محمّد بن احمد گفته‏اند: از محمد بن منصور شنيديم كه او نقل كرد، احمد بن حنبل امام اهل حديث در فضيلت على عليه السّلام بيان كرده است:
ما جاء لاحد من اصحاب النّبى صلى اللَّه عليه و آله من الفضائل اكثر ممّا جاء لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام.
براى هيچ يك از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله فضايلى به اندازه على عليه السّلام وجود ندارد.
(9) حمدان وراق مى‏گويد از احمد بن حنبل شنيدم كه گفت:
ما روى لاحد من اصحاب رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله من الفضائل الصحاح ما روى لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام.
روايات صحيحى كه در بيان فضايل على عليه السّلام وارد شده، براى هيچ يك از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله وارد نشده است.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 14
(10) فطر بن خليفه مى‏گويد از ابو طفيل شنيدم گفت: بعضى از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله در مناقب على عليه السّلام چنين نقل مى‏كردند:
لقد كان لعلىّ عليه السّلام من السّوابق ما لو انّ سابقة منها قسّمت بين الخلائق لاوسعتهم خيراً

صفات حميده و سوابق درخشان على عليه السّلام آن چنان با ارزش است، كه اگر يكى از آن سوابق برجسته على عليه السّلام بين خلايق تقسيم شود، همه آنان را خير و خوبى فرا مى‏گرفت.
(11) محمّد بن عيسى از فطر بن خليفه و او از ابى طفيل روايت كرده، كه ابن عبّاس در بيان فضايل على عليه السّلام نقل كرد:
لقد سبقت لعلىّ عليه السّلام من السّوابق ما لو انّ واحدة منها قسّمت بين جميع الخلائق لاوسعتهم خيراً
سوابق درخشان على عليه السّلام چنان است كه اگر يكى از آنها در بين خلايق تقسيم شود. همه، اهل خير و خوبى مى‏شوند.
ديدگاه عبد اللَّه ابن عمر بن خطّاب در تفضيل على
(12) خلف بن خليفه بيان كرد: از ابا هارون عبدى شنيدم كه گفت؛ با عبد اللَّه بن عمر نشسته بودم، نافع بن ارزق به جمع ما پيوست. او با بى‏ حيايى و گستاخى گفت: به خدا سوگند كه من دشمن على عليه السّلام هستم و كينه او را در دل دارم.
ابن عمر گفت: اى نافع! خداوند دشمن تو باشد. تبغض رجلا سابقة من سوابقه خير من الدّنيا و ما فيها.
با مردى دشمنى مى‏كنى كه يك سابقه از سوابق درخشان او از دنيا و ما فيها بالاتر و برتر است!
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 15

یا من هو عنده علم الکتاب

ویا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ

وَ خَاصَّتِي وَ خَالِصَتِي
على خاص من وخالصه من است
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7

چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ

وَ خَاصَّتِي وَ خَالِصَتِي
على خاص من وخالصه من است
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7

چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

معنای کلمه #مولا 《2》

معنای کلمه "مولا" در قرآن کریم

در آیه ی 76 سوره ی نحل آمده است:

وضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَی
موْلَاهُ أيْنَمَا يُوَجِّهْهُ لَا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۷۶﴾

و در تفسیر معتبر جلالین در معنی لفظ مولاه در این آیه آمده است:

{عَلَى مَوْلَاهُ} وَلِيّ أَمْره

{عَلَى مَوْلَاهُ} یعنی ولی امرش.

تفسیر جلالین صفحه 356.

http://uupload.ir/files/o6wg_32.jpg

ملاحظه میکنید که "مولاه" در این آیه به معنی سرپرست و ولی امر می باشد.

این تفسیر به علت اینکه دو عالم :
جلال الدین محلی و شاگردش جلال الدین سیوطی با هم در قرن دهم هجری نوشته‌اند به تفسیر جلالین معروف است.
و از تفاسیر معتبر اهل سنت است.

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

پژوهشی پیرامون آیه ولایت(۴)


طبرانی در المعجم الأوسط می‌نویسد:

محمد بن صائغ، از خالد بن یزید عمری، از اسحاق بن عبدالله بن محمد بن علی بن حسین، از حسن بن زید، از پدرش زید بن حسن، از جدش ( امام حسن علیه السلام )، از عمار بن یاسر نقل کرد که می گفت: سائلی نزد علی بن ابی طالب علیهما السلام ایستاد در حالی که ایشان در رکوع نماز نافله بود. امیرمؤمنان علیه السلام انگشتر خود را بیرون آورد و به او عطا فرمود. سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و آن حضرت را از این امر مطلع ساخت. در این هنگام این آیه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد:《 همانا سرپرست و صاحب اختیار شماخدا و رسولش و مؤمنانی هستند که نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.



رسول خدا صلی الله علیه و آله آیه را قرائت کرد و فرمود:《 هر کس من مولای اویم، پس علی مولای مولاست. خداوندا! سرپرست کسی باش که ولایت او را پذیرفته و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی کند."

اما چند نکته از این روایت:

1. در حدیث تصریح شده است که اعطای انگشتر به سائل در رکوع نافله بوده است.

2. انجام امور مستحبی در نماز های نافله هیچ مشکلی ندارد و جایز است.

3. دادن انگشتر به سائل موجب بطلان نماز نمی باشد.

4. این امر عین توجه به خدا می باشد، زیرا که ائمه علیهم السلام همواره توجه به خدای تعالی را در همهء امور را داشته اند.


5. همانطور که در حدیث فوق مشاهده کردید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از قرائت آیهء ولایت، حدیث《 من کنت مولاه...》را بیان فرمودند و از اینجا روشن می شود که هر چند این حدیث به《حدیث غدیر》مشهور شده،اما اختصاص به روز غدیر ندارد و پیش از غدیر نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بارها این حدیث را به گوش مسلمانان رساندند،


اما آنچه باعث شهرت حدیث به 《 حدیث غدیر خم 》شده است، بیان آن در یک همایش عمومی و واقعه‌ی مهم تاریخی می باشد ؛


در حالی که حدیث غدیر مانند احادیثی همچون : حدیث منزلت و حدیث ثقلین، در مناسب های مختلف و در موارد متعدد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیان گردیده است.
ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"


علمای بزرگ اهل تسنن و بیان معنای کلمه "مولی"

أبي عبيدة ، معمر بن المثني ، (متوفاي 210هـ)

«هِيَ مَوْلاَكُمْ» أولى بكم .اين مولاي شما است ؛ يعني اولي و برتر است به شما .

التيمى ، أبو عبيدة معمر بن المثنى ، مجاز القرآن


ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 9
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ مؤلف دانشمند، حاكم حسكانى قبل از وارد شدن به آيات قرآنى و بيان شأن نزول آنها فصولى را در طليعه كتاب به عنوان آغاز بحث مطرح كرده است كه رابطه تكميلى با مقاصد كتاب و ارتباط عقلائى با مباحث آن دارد و فصلهاى آن به شرح زير است:



* فصل اول:
فضائل بى‏شمار على عليه السّلام*
فصل دوم:

تقدم و برترى على عليه السّلام در تلاوت قرآن*
فصل سوم:

سبقت بر ياران در جمع‏آورى قرآن
* فصل چهارم:

عالم‏ترين فرد به تفسير و عارف‏ترين به تنزيل*
فصل پنجم:

كثرت آيات در شأن على عليه السّلام و اولاد*
فصل ششم:
معناى‏ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 11
فصل اول

فضايل بى‏شمار على
صفات حميده، خصلت‏هاى پسنديده و فضايل ارزنده امير المؤمنين على عليه السّلام به قدرى زياد و فراوان است كه اكثر محدّثان و دانشمندان شيعه و سنّى از متقدمين و متأخرين در كتابهاى خويش نقل كردند.
در اين جا به پاره ‏اى از اين احاديث كه از متقدمين بالاخص عبد اللَّه بن عباس شاگرد تفسيرى على عليه السّلام نقل شده است اشاره مى‏شود.
(1) روايتى با سند طولانى از حكيم بن جبير از مجاهد نقل شد كه ابن عباس شاگرد امير المؤمنين على عليه السّلام در بيان عظمت استادش گفته است:
لقد كان لعلى بن ابى طالب عليه السّلام ثمانية عشر منقبة لو لم يكن له الّا واحدة لنجا بها، و لقد كانت له ثلاثة عشر منقبة لم تكن لاحد من هذه الامّة
براى على عليه السّلام هجده منقبت وجود دارد كه حتى اگر يكى از اين هجده منقبت را مى‏داشت. اهل نجات بود. همچنين سيزده منقبت از اين هجده كرامت مختص آن سيد و سرور است و احدى را در آن نصيبى نيست.

(2) مجاهد و عبد اللَّه بن شدّاد چنين نقل كرده‏اند:
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 12
روزى در حضور عبد اللَّه بن عباس سخنى در باره على عليه السّلام به ميان آمد. ابن عباس گفت:
«لقد كانت لعلىّ ثمانية عشر منقبة ...»
از كسى سخن گفتيد، كه هجده منقبت را به تنهايى داراست كه اگر يكى از آن منقبت‏ها را هم مى‏داشت اهل رستگارى و نجات بود.
سيزده صفت و منقبت او مختصّ به اوست كه هيچ يك از امّت مصطفى صلى اللَّه عليه و آله غير از او اين منقبت‏ها را ندارد.

(3) حكيم بن جبير از (مجاهد و عبد اللَّه بن شدّاد) نقل كرده است ابن عباس بيان كرد:
لقد كان لعلىّ عليه السّلام ثمانية عشرة منقبة ....
على عليه السّلام را هجده منقبت است، اگر يكى از اين هجده منقبت را به تنهايى مى‏داشت. اهل نجات و رستگارى بود؛ حال آن كه داراى مناقب هجده‏گانه است. و همچنين برايش دوازده منقبت است كه هيچ يك از امّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله داراى اين منقبت‏ها نيست، و اين مناقب اختصاص به على عليه السّلام دارد.
(4) ابو نعيم مى‏گويد: كامل بن علا برايم نقل كرد كه مجاهد در مناقب على عليه السّلام گفت:
انّ لعلىّ عليه السّلام سبعين منقبة ما كانت لاحد من اصحاب النّبي مثلها و ما من شى‏ء من مناقبهم الّا و قد شرّكهم فيها.
براى على بن ابى طالب عليه السّلام هفتاد فضيلت و منقبت وجود دارد. كه هيچ يك از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله در آنها سهمى و نصيبى ندارند. امّا منقبتى كه اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله دارند، على عليه السّلام در آن مناقب شريك است.

(5) محمّد بن عباد از محمد بن معتمر و او از پدر و جدش نقل كرده است:
كان لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام عشرون و مائة منقبة لم يشترك معه فيها احد من اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله و قد اشترك في مناقب النّاس.
«على عليه السّلام را يك صد و بيست منقبت از مناقب مخصوص است كه احدى از اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله را در آن مناقب نصيب و سهمى نيست؛ امّا على عليه السّلام در مناقب ديگران شريك است؛ يعنى هر منقبتى را كه اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله داراست على عليه السّلام نيز همان فضيلت و منقبت را دارد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 13


یا من هو عنده علم الکتاب

ویا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"


ترجمه شواهد التنزيل، ص: 5

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏
حمد و سپاس خداى بزرگ را كه دوستان و اولياى خويش را به انواع كرامات مزيّن و آنان را رفعت مقام و علوّ درجات عنايت فرمايد.
و بهترين درود و صلوات بر محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم سرور كائنات باد.
كتاب حاضر ترجمه شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، متعلّق به يكى از علماى اهل سنّت به نام «حاكم حسكانى» است كه در قرن پنجم ه. ق مى‏زيست و در سال 490 ه. ق بدرود حيات گفت.
كتاب فوق تاكنون ترجمه فارسى نشده است و براى اولين بار به مناسبت سال امير المؤمنين على عليه السّلام ترجمه و چاپ مى‏شود.
در اين مجموعه سعى و تلاش گرديد در ذكر شماره آيات و روايات از اصل كتاب متابعت شود تا مراجعه به اصل كتاب در هنگام ضرورت آسان‏تر گردد.
و در ترجمه كتاب حاضر، روايت‏هاى مشابه كه از يك نفر نقل شده در پاورقى با ذكر شماره آن روايت آورده شد تا موجب طولانى شدن كتاب نگردد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 6
كتاب شواهد التنزيل در دو جلد با ذكر سلسله سند تدوين شده بود كه بعلت عدم تطويل سعى شد از ذكر اسامى سند خوددارى شده و فقط دو يا سه نفر كه متصل به زمان نقل حديث بودند آورده شود.
لذا مجموعه دو جلدى كتاب اصلى در يك جلد ترجمه و تنظيم گرديد.
اما انگيزه ترجمه اين كتاب با توجه به اين كه كتاب شواهد التنزيل از كتابهاى ارزنده و پر محتوا و مستند مى‏باشد كه از منابع روايى اهل سنت نقل گرديده و هم اين كه مؤلف كتاب فوق از علماى برجسته و قابل اعتماد اهل سنت و داراى اطلاعات كافى و تحقيق وافى در علم حديث و رجال و روايت بوده است.
و هم اين كه محتواى كتاب فوق با الهام از آيات قرآنى و روايات نبوى لطف خاصى به فضاى معنوى كتاب داده است و مخصوصاً موضوع كتاب فوق در باره شخصيت برجسته و نمونه جهان اسلام امير المؤمنين على عليه السّلام است كه اين خصيصه‏ ها موجب شد اين كتاب در سال امير المؤمنين مورد توجه قرار گيرد تا محبان فارسى زبان على و اهل بيتش عليهم السّلام از انديشه و ديدگاه محدثان و راويان اهل سنّت نسبت به امير مؤمنان آگاه شوند.
اميد است اين مجموعه ارزشمند، علمى و مستند مورد استفاده برادران ارجمند بالاخص برادران اهل تسنّن و علاقمندان امير المؤمنين على عليه السّلام قرار گيرد.
معرفى مؤلف كتاب شواهد التنزيل‏
در معرفى صاحب كتاب، بزرگان اهل سنت بياناتى را ابراز داشته‏اند كه از باب نمونه سخنان دو تن از آنان را نقل مى‏كنيم:
سيوطى در كتاب «طبقات حفاظ» در معرفى «حاكم حسكانى» مى‏گويد:
حسكانى محدّثى توانا و قاضى زبردست بود، نامش به ابن الحذاء معروف بود.
مردى فاضل، شيخى دقيق و مدقق كه صاحب ذوق و عنايت به علم الحديث بود در اين فن كتاب‏هايى را تدوين و جمع‏آورى كرد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 7
همچنين ذهبى از علماى اهل سنت از كتاب الطبقة جلد 14 مى‏گويد:
الحسكانى القاضى المحدث ابو القاسم عبد الله بن عبد الله بن احمد بن محمد بن احمد بن محمد حسكان القرشى العامرى النيشابورى الحنفى الحاكم معروف به ابن الحذاء شيخى مدقق و متقن و صاحب ذوق تام در علم الحديث بود كه با عنايت وافر و همت كامل در اين فن جدّ و جهد نمود و كتابهايى را تأليف و تدوين كرد.
او از جدّ و همچنين از ابن ابى الحسن علوى و ابى عبد الله حاكم و ابى طاهر بن محمش و ... حديث نقل مى‏كرد و پيوسته در حال استماع يا افاضه يا جمع آورى حديث نبوى بود و عمر خويش را در اين راه صرف كرد تا در سال 490 ه. ق به دار باقى شتافت.
انگيزه تأليف كتاب از زبان مؤلف‏
چنين آورده ‏اند كه شيخ اجل على بن حمزة بن على رشكى خبر داد، فرزند مصنّف به نام وهب بن على حسكانى الحذاء نقل كرد:
پدرش حاكم امام ابو القاسم حسكانى، حكايتى شنيدنى در انگيزه تأليف اين كتاب ارزشمند را اين چنين بيان كرد و گفت:
بعضى از علماى عوام زده كه رياست بر عوام النّاس را دوست داشتند، سخنانى طبق مذاق و ميل آنان مى‏گفتند.
از جمله در روزگار ما در يكى از مجالس پر جمعيت و شلوغ، يكى از اصحاب ابن كرام كه از اين صنف عالمان بود بر كرسى موعظه نشست و با سخنان وقيعانه در باره علويان، پيروان خود را گمراه و اغواء مى‏كرد. و مبالغت چندان نمود، و سخنان پريشان همى گفت، و به عيب‏جويى و مذمت علويان و آباء و اجداد آنان پرداخت.
چون همدلى و همراهى مستمعين و سكوت حاضرين را مشاهده كرد پا را از گليم خويش فراتر نهاده در صدد عيب‏جويى سر سلسله علويان يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام افتاد و گفت: هيچ مفسّرى را نديدم كه گفته باشد سوره‏ هَلْ‏
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 8
أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ‏ در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام و اهل بيت او نازل شده است.
نه تنها سوره هل اتى بلكه هيچ آيه‏اى از قرآن در فضيلت و كرامات على عليه السّلام و اهل بيتش نازل نشده است!! او با جرات و جسارت به گستاخى خويش ادامه داد و همچنان سخنان پريشان مى‏گفت. و به تهمت و افترا مبادرت مى‏كرد.
من از بزرگان مجلس و اكابر علما، توقع داشتم كه جوابى سخت و نيكو به او دهند. ولى متاسفانه همه سكوت كرده و كسى اعتراض نكرد مگر قاضى عماد الاسلام ابى العلا صاعد بن محمد (قدس روحه) كه اعتراض خويش را آشكار كرده و او را از باب امر به معروف و نهى از منكر مورد عتاب و سرزنش قرار داد.
من در پايان آن مجلس مصلحت چنان ديدم كه بايد به اين سخنان ناصواب و شبهه خطرناك جوابى نيكو گويم تا اذهان مسلمانان و اصحاب قرآن نسبت به على بن ابى طالب عليه السّلام مشوش نگردد لذا در اين راستا، به جمع‏آورى آيات قرآنى و روايات نبوى كه در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام بيان شده بود، مبادرت كردم تا شخصيت علمى و مجاهدات‏هاى فرهنگى و فضيلت‏هاى بى‏شمار آن حضرت مورد شك و ترديد نسلهاى آينده قرار نگيرد.
بر همين اساس هر آيه‏اى كه قطعا يا احتمالا در شأن على عليه السّلام نازل شد استقصاء (شمارش) كردم و روايات مستند را با ذكر سند آن در ذيل آيات نقل كردم كه 209 آيه و 1163 روايت را در دو جلد كتاب به نام شواهد التنزيل، لقواعد التفضيل تدوين كردم تا شايد گوشه‏اى از عظمت و فضيلت بيكران على بن ابى طالب عليه السّلام را شناسانده باشم.
و حسبنا اللَّه و نعم الموفّق و الوكيل.
"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 10:27AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.