بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 361

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=25



نقل قول:
در اصل توسط طارق همان غانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و.. نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
ببحشید متوجه منظورتان نشدم
چه مانعی دارد که امور خود را به علم بینهایت او واگذار کنیم؟
منظورتون از این جمله چی هست ؟


متمسک به ثقلین
منظور من واضح است، یعنی حاضر باشیم که اگر در علم خدا تشخیص ما اشتباه است ملعون درگاه او باشیم، نه اینکه من یا شما، مخاطب خود را طبق فهم ناصحیح خود از آیات قران، مشرک و کافر بدانیم ولی حاضر نباشیم اگر او درست میگوید ما ملعون خداوند باشیم! بدانیم که در این واگذاری به خداوند متعال، هر کس حرفش باطل است، به لعن خدا مبتلا میشود، و کسی که یقین به راه خود دارد حاضر به قبول این لعن تقدیری میشود، فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم.

همانغانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و..
نقل قول:
در خواب انسان امکان دارد خیلی اعمال انجام بدهد آیا از روی هوشیاری آنهارا انجام میدهد که ما بخواهیم گناه برایش در نظر بگیریم ؟
متمسک به ثقلین
دوست گرامی، صحبت بر سر گناه و ثواب نیست، صحبت بر سر تشخیص مفهوم خواندن غیر خداست، گناه باشد یا نباشد، مثلا کسی خواب میبیند که در خواب از روی ظلم، کودک یتیمی را میزند، آیا گناه کرده است؟ خیر، اما خلاصه میپذیرد که در خواب از روی ظلم کودک را زد، به خلاف اینکه کودک یتیم را در خواب برای نجات جانش ضربه یا سیلی بزند و یا برای ادب کردن ضروری او را بزند، که وقتی بیدار میشود میگوید من در خواب ظلم نمیکردم بلکه معالجه یا تادیب میکردم.

اکنون اگر کسی در خواب به حضرت عیسی عرض کند من را شفا دهید، وقتی بیدار شد میگوید: من در خواب مشرک بودم، چون غیر خدا را خواندم، هر چند چون در خواب بوده گناه نکرده‌ام؟ یا خیر، میگوید: مقصود قرآن از ممنوعیت خواندن غیر خدا، این عمل من در خواب نبود تا بگوییم کسی در خواب که گناه ندارد؟

نقل قول:همان غانت هالک ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران و..

اگر می شود خواندن من دون الله را برای ما مشخص کنید که چگونه است ؟
متمسک به ثقلین
خواندن من دون الله این است که کسی خودش از پیش خودش بدون اذن خداوند متعال، واسطه تراشی کند برای خدا، اما هر کس که بفهمد خود خداوند متعال به عبدی از عباد خودش اذن شفا دادن داده است، و از ناحیه خدا میگوید: أبرئ الاکمه و الابرص باذن الله، هر چه از او بخواهد مصداق من دون الله نیست، هر چند آن عبد صالح، خدا نیست، مثل اینکه بگویند: هر کتابی من دون القرآن را کنار بگذار، هر عاقلی میفهمد که منظور از این جمله این نیست که کتب لغت و تفسیر و ترجمه را کنار بگذار، هر چند همه میدانند که کتاب لغت و تفسیر که خود قران نیست.

و لذا در یک آیه میفرماید: اگر من دون الله را وليّ خود قرار دهید مثل عنکبوت هستید که خانه سست دارد، ولی در آیه دیگر میفرماید: وليّ شما خدا و رسول و مؤمنین خاص هستند، آیا کسی که رسول و مؤمنین را وليّ خود قرار میدهد مثل عنکبوت خانه سست برگزیده است؟ پس چرا تاکید میفرماید: و من یتولّ الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون؟ آیا حزب الله، من دون الله هستند یا نیستند؟ آیا حزب الله، خدا هستند؟ همه عقلاء بشر میفهمند که حزب الله، خدا نیستند، اما من دون الله هم نیستند، چون منظور از کلمه (دون)، غیریت وجودی یا فلسفی یا فیزیکی نیست، بلکه غیریت جهت و منسک و مسلک است، صبغة الله و من احسن من الله صبغة، مگر خدا رنگ دارد؟ هر کس رنگ فیزیکی بفهمد، عاقل نیست.
"

يك ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین

یا علی
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم



پیشگویی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله از فتنه و خیانت به امیرالمومنین علی ابن ابیطالب....5⃣


حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

ستكون بعدي فتنة فإذا كان ذلك فالزموا علي بن أبي طالب

1⃣سند اول

تاریخ مدینه دمشق ج42 ص 42
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3...فحة_42#top

2⃣سند دوم

تاریخ مدینه دمشق ج42 ص 43
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3...?pageno=43#top

http://library.islamweb.net/hadith/d...7079&hid=44815

المناقب الخوارزمي ص 104- 105 ح 108
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3...pageno=105#top

كنز العمال للمتقي ج 11 ص 612 ح 32964
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/2...pageno=612#top

3⃣سند سوم

ينابيع المودة للقندوزی الحنفی - ج 2 ص 234 ح 655

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3...pageno=234#top

* * * * * * * * * * * *

خود حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می‌فرمایند

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَعْدِیکَ عَلَى قُرَیْش وَ مَنْ أَعَانَهُمْ فَإِنَّهُمْ قَطَعُوا رَحِمِی وَ صَغَّرُوا عَظِیمَ مَنْزِلَتِیَ وَ أَجْمَعُوا عَلَى مُنَازَعَتِی أَمْراً هُوَ لِی

بار خدایا از قریش و تمامى کسانى که یاریشان کردند به پیشگاه تو شکایت مى کنم ؛ زیرا قریش پیوند خویشاوندى مرا قطع کردند و مقام و منزلت بزرگ مرا کوچک شمردند و در ربودن حقی که برای من بود ، با یکدیگر هم داستان شدند

نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۲
http://ali.ommolketab.ir/%D8%A7%D9%8...%A8%D9%87-172/


کانال برهان و نقل نکات ناب از کتب مخالفین


"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
پیشگویی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله از فتنه و خیانت به امیرالمومنین علی ابن ابیطالب....5⃣


حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

ستكون بعدي فتنة فإذا كان ذلك فالزموا علي بن أبي طالب

1⃣سند اول

تاریخ مدینه دمشق ج42 ص 42
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3...فحة_42#top

2⃣سند دوم

تاریخ مدینه دمشق ج42 ص 43
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3...?pageno=43#top

http://library.islamweb.net/hadith/d...7079&hid=44815

المناقب الخوارزمي ص 104- 105 ح 108
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3...pageno=105#top

كنز العمال للمتقي ج 11 ص 612 ح 32964
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/2...pageno=612#top

3⃣سند سوم

ينابيع المودة للقندوزی الحنفی - ج 2 ص 234 ح 655

http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3...pageno=234#top

* * * * * * * * * * * *

خود حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه می‌فرمایند

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَعْدِیکَ عَلَى قُرَیْش وَ مَنْ أَعَانَهُمْ فَإِنَّهُمْ قَطَعُوا رَحِمِی وَ صَغَّرُوا عَظِیمَ مَنْزِلَتِیَ وَ أَجْمَعُوا عَلَى مُنَازَعَتِی أَمْراً هُوَ لِی

بار خدایا از قریش و تمامى کسانى که یاریشان کردند به پیشگاه تو شکایت مى کنم ؛ زیرا قریش پیوند خویشاوندى مرا قطع کردند و مقام و منزلت بزرگ مرا کوچک شمردند و در ربودن حقی که برای من بود ، با یکدیگر هم داستان شدند

نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۲
http://ali.ommolketab.ir/%D8%A7%D9%8...%A8%D9%87-172/


کانال برهان و نقل نکات ناب از کتب مخالفین


"

2 ساعت پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
یکی از مواردی که در قرآن کریم آمده، آیاتی از سوره مبارکه کهف است:
فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا ﴿۶۵﴾
قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا ﴿۶۶﴾
قَالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿۶۷﴾
وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا ﴿۶۸﴾
قَالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا ﴿۶۹﴾
قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا ﴿۷۰﴾
فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا ﴿۷۱﴾
قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿۷۲﴾
قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا ﴿۷۳﴾
فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا ﴿۷۴﴾
قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا ﴿۷۵﴾
قَالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْرًا ﴿۷۶﴾
فَانْطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا ﴿۷۷﴾
قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا ﴿۷۸﴾
آنچه در این آیات واضح است، معیت و تبعیت بی چون و چرا از شخصی است در اموری که ظاهر آنها با آنچه از شریعت دانسته می‌شده، منافات دارد و البته با این فرض که آن شخص از سوی خدا علمی داده شده و قرآن کریم او را به این صفت معرفی کرده است.
آیا اطاعت بی‌چون و چرایی سنگین‌تر از این سراغ دارید؟
یا این آیات در قرآنی که مدعی در دست دارد نیست، یا اینکه نادیده گرفته است.
چگونه می‌شود این آیات را دید و باز هم گفت که اطاعت مطلق یعنی عبادت؟!!!!!!!!!!!! "

2 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته
اول از او پوزش می طلبیدم، بعد صمیمانه به وی می گفتم: شوخی نکنید! قرآن در حد و اندازه شما نیست.هرچند می دانم و یقین دارم به شما افتراء و دروغ بسته اند، اما من چیزهایی را که غیر از قرآن به شما نسبت داده اند(بعضیشان را) خوانده ام؛ من حدیث معراج را خوانده ام( مخصوصاً آنجا که هر فرشته ای به رسول می رسید می گفت: ای محمد! حجامت کن، به قومت نیز بگو تا حجامت کنند( امضاء، صنف حجامتچی ها) یا آنجا که موسی چندین بار رسول را به عرش فرستاد تا درباره نمازهای یومیه( که ابتدا پنجاه رکعت بودند و خدا پدر موسی را بیامرزد که رسول را فرستاد تا) از پروردگار تخفیف بگیرد! من حدیث کساء را خوانده ام حدیث.... امکان ندارد بتوان قرآن را با این حرف و حدیثهایی که به شما رسول عزیز نسبت داده اند، مقایسه کرد. چون اصلاً و ابداً قابل مقایسه نیستند
ولی حضرت جواب میدهند که باور کن شوخی نمیکنم! درست میگویی که آن دروغ‌هایی که به من نسبت دادند، همگی مطالب غلط و بیخودی هستند، و من آنها را نگفته‌ام، و درست میگویی که به من دروغ بستند، اما من خودم عالی سخن میگویم، اگر میخواستم چیزی را بگویم، بلد بودم که چه مطلبی بگویم که در حد و اندازه خودم باشد، و حتی مثل شما که زود دروغ را میفهمی، نتوانی تشخیص دهی این حرف مال خدا نیست، خلاصه من واقع را به شما گفتم! بعدا نگویی نگفتم!

سؤال: اگر جدی جدی دیدید که راست میگویند و قرآن از ناحیه خدا نیست، مثل نماز که فرض گرفتیم با چشم خود دیدید که میخوانند و شما اعتراض کردید که در قرآن نیست، حالا میگویند نه فقط نماز، بلکه خود آیات قرآن هم از ناحیه خدا نیست! چه جوابی به ایشان میدهید؟

آیا کسی که نماز را با چشم خود دیدید خودش در میآورد، و مشکلی ندارد، چه مانعی دارد که قرآن را هم به خدا نسبت دهد؟ خلاصه چه جوابی میدهید؟
. "

2 ساعت پيش

saeed_s58 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
" باسمه تعالی
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

من قبل از هر چیزی از او سئوال می کردم: چرا خداوند مسئله ای به این مهمی را در کتابی که می گوید: تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ می باشد نیاورده است؟
اگر جوابم را داد و علت را توضیح داد، مانندش نماز خواهم خواند در غیر اینصورت هرگز او را تعبد نخواهم کرد که اگر چنین کنم گناهی نا بخشودنی مرتکب شده ام و رسول را به خدایی گرفته ام چرا که اطاعت بی قید و شرط می شود عبادت و خداوند عبادت هر کسی غیر از خودش را منع فرموده اند.
اطاعت بی قید و شرط از رسول تا زمانی مجاز است که او بما انزل الله حکم کند در غیر اینصورت جایز نیست.
بنده در طی چندین ارسال به این شخص، از خود قرآن اثبات کردم که آنچه او ادعا می‌کند، بی‌اساس است و اطاعت مطلق به معنای عبادت نیست و جالب اینجاست که او بعد از قدری که پیدایش نبود دوباره سروکله‌اش پیدا شد و انگار نه انگار که بحثی بوده، شروع به لجن‌پراکنی یک‌طرفه نمود. واقعاً نه انصاف و نه مردانگی گویا پیش برخی مدعیان هیچ جایگاهی ندارد. "

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
لعنت ازلی وابدی خدا و جمیع انبیاء الله وحججه و رسله وملائکنه و جمیع خلق الله برتوی ملحد بهائی شیطان پرست مابون زنیم درغگوی مفتری و...باد
"

2 ساعت پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
خوب، اگر وقتی به پیامبر، این جواب را میدهید، ایشان در پاسخ شما بگویند: اصلا آن مطالب قبلی هم که به عنوان وحی الهی به شما گفتم، مال خودم بود، و به شما همینطوری گفتم که وحی بر من نازل میشود! خلاصه ببخشید! حلالم کنید! که گفتم به من وحی میشود!

سؤال: آیا شما، وقتی حضرت بگویند همه این حرفها، حرف خودم بود، و وحی نبود، و کلام پروردگار نبود، چه جوابی به ایشان میدهید؟
.
اول از او پوزش می طلبیدم، بعد صمیمانه به وی می گفتم: شوخی نکنید! قرآن در حد و اندازه شما نیست.هرچند می دانم و یقین دارم به شما افتراء و دروغ بسته اند، اما من چیزهایی را که غیر از قرآن به شما نسبت داده اند(بعضیشان را) خوانده ام؛ من حدیث معراج را خوانده ام( مخصوصاً آنجا که هر فرشته ای به رسول می رسید می گفت: ای محمد! حجامت کن، به قومت نیز بگو تا حجامت کنند( امضاء، صنف حجامتچی ها) یا آنجا که موسی چندین بار رسول را به عرش فرستاد تا درباره نمازهای یومیه( که ابتدا پنجاه رکعت بودند و خدا پدر موسی را بیامرزد که رسول را فرستاد تا) از پروردگار تخفیف بگیرد! من حدیث کساء را خوانده ام حدیث.... امکان ندارد بتوان قرآن را با این حرف و حدیثهایی که به شما رسول عزیز نسبت داده اند، مقایسه کرد. چون اصلاً و ابداً قابل مقایسه نیستند "

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
طیق معمول یس خوندن اقای حسین گوش غانت بهائی .........
اگر حضرت جواب دهند که شما تفصیل کل شیء را بد فهمیدی، شاهد اینکه همه چیر در قرآن نیست این آیه است:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ (المائدة 101)

اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را ناراحت مى‏كند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال كنيد، براى شما آشكار مى‏شود خداوند آنها را بخشيده (و ناديده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (101)



میگوید: سؤال نکنید، و اگر سؤال کردید در زمان نزول قرآن، جواب میآید و بعد پشیمان میشوید، ببینید آشکارا میگوید: اگر سؤال کنید در قرآن میآید، و اگر سؤال نکنید در قرآن نمیآید، پس معنای تفصیل کل شیء این نیست که تصریحا هر چیزی در قرآن بیاید.

حضرت ادامه میدهند: از طرف دیگر ده‌ها بار خداوند در قران امر کرده است (بدون قید وشرط) از من اطاعت کنید، نه تنها اطاعت عملی کنید، بلکه لازم است آنچه من حکم میکنم حتی در دل خودتان ناراضی نباشید:

فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً (النساء 65)

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)


و در حالی که تضمین داده که ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی، و تضمین داده که لو تقوّل علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین فما منکم من احد عنه حاجزین، با این تضمینها مقام تبیین کتاب را به من داده و فرموده:

بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (النحل 44)

وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (النحل 64)

و من از مقام بیان و تبیین قرآن میگویم که مقصود آیه را در معراج دیدم، همان دیدنی که خدا نهی فرموده با من بحث کنید! أفتمارونه علی ما یری؟!

دقت کنید:أفتمارونه علی ما یری، همه چیز را تمام کرده، و جایی برای انکار و بحث نگذاشته! آیا با پیامبر بر سر چیزی که میبیند بحث میکنید؟!

آیا با وجود این همه دستورات خداوند به اطاعت از من پیامبر چه حرفی داری بزنی؟ آیا خدا یک جا گفته است اگر پیامبر چیزی خلاف حرف من گفت اطاعتش نکنید؟! بلکه گفته است شما اطاعت کنید و کار نداشته باشید، بلی اگر خلاف حرف من خدا گفت، خودم میدانم که خلاف گفته و رگ گردن او را قطع میکنم! هرگز خدا نگفته اگر دیدید پیامبر خلاف حرف خدا گفت، شما جمع شوید و رگ گردن او را قطع کنید! چرا؟ چون علاوه بر اینکه شما نمیفهمید، به راحتی پیامبر خدا را به بهانه مخالفت با حرف خدا، میکشند! آیا در امر دین، سنگ روی سنگ، میماند؟!


قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (آل‏عمران 31)

و.........
"

8 ساعت پيش

scholar به سرنگار اول جواب قبلی رو بده ...از بعدی بپرس..! پاسخ داد.
" وای نمی دونم آدرس داشتی بده
چرا مردم انقد سریع در مورد همدیگه قضاوت می کنن؟ "

9 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

هیچ رسولی را نسزد که به غیر حکم پروردگارش و آنچه در کتاب به او وحی شده، حکم کند چرا که در عیر اینصورت:

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ(5:44)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است حکم نكند، از کافران است.

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(5:45)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند، از ظالمان است.
وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(5:47)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند، از فاسقان است.

رسول که دیگر جای خود دارد. امکان ندارد که در قلمرو شریعت، رسول چیزی را از جانب خود حکم کند چرا که او وظیفه ای جز ابلاغ کلام پروردگارش ندارد.

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ
خوب، اگر وقتی به پیامبر، این جواب را میدهید، ایشان در پاسخ شما بگویند: اصلا آن مطالب قبلی هم که به عنوان وحی الهی به شما گفتم، مال خودم بود، و به شما همینطوری گفتم که وحی بر من نازل میشود! خلاصه ببخشید! حلالم کنید! که گفتم به من وحی میشود!

سؤال: آیا شما، وقتی حضرت بگویند همه این حرفها، حرف خودم بود، و وحی نبود، و کلام پروردگار نبود، چه جوابی به ایشان میدهید؟
. "

9 ساعت پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
حضرت ادامه میدهند: از طرف دیگر ده‌ها بار خداوند در قران امر کرده است (بدون قید وشرط) از من اطاعت کنید، نه تنها اطاعت عملی کنید، بلکه لازم است آنچه من حکم میکنم حتی در دل خودتان ناراضی نباشید:

فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً (النساء 65)

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)

هیچ رسولی را نسزد که به غیر حکم پروردگارش و آنچه در کتاب به او وحی شده، حکم کند چرا که در عیر اینصورت:

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ(5:44)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است حکم نكند، از کافران است.

وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(5:45)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند، از ظالمان است.
وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(5:47)- هر كس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند، از فاسقان است.

رسول که دیگر جای خود دارد. امکان ندارد که در قلمرو شریعت، رسول چیزی را از جانب خود حکم کند چرا که او وظیفه ای جز ابلاغ کلام پروردگارش ندارد.

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ
"

10 ساعت پيش

ghanet به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
اگر حضرت جواب دهند که شما تفصیل کل شیء را بد فهمیدی، شاهد اینکه همه چیر در قرآن نیست این آیه است:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ (المائدة 101)

اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را ناراحت مى‏كند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال كنيد، براى شما آشكار مى‏شود خداوند آنها را بخشيده (و ناديده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (101)



میگوید: سؤال نکنید، و اگر سؤال کردید در زمان نزول قرآن، جواب میآید و بعد پشیمان میشوید، ببینید آشکارا میگوید: اگر سؤال کنید در قرآن میآید، و اگر سؤال نکنید در قرآن نمیآید، پس معنای تفصیل کل شیء این نیست که تصریحا هر چیزی در قرآن بیاید.
به نظر من مضمون آیه فوق این است که جواب سئوال چیزهایی را که نمی دانید، باید در کلام وحی جستجو کنید نه حرف و حدیث مردم که ممکن است شما را به بدی و کفر بیندازد همانگونه که مردمان قبل از شما پرسیدند و کافر شدند:

قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا كَافِرِينَ( مائده 102)
مردمى كه پيش از شما بودند از آن چيزها سؤال كردند و بدان سبب کافر شدند.

مثل اینکه من از کسی بپرسم: حاج آقا! ماهی اوزون برون حلال است یا حرام و او بگوید: کان حرام!
من اگر حکم او را بی قید و شرط فرمانبرم (=او را تعبد کنم) و نخورم، نسبت به پروردگارم کفر ورزیده ام اما اگر حکم آن را در کلام وحی جویا شوم و به حکمش گردن نهم، مسلمانی کرده ام و عبد پروردگارم شده ام.
کسانی که ماهی اوزون برون را ، به صرف اینکه ممکن است یک یهودی مسخ شده باشد، نمی خورند و حرامش می کنند، به خدا دروغ می بندند و اکثرشان نمی اندیشند:

مَا جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَلَا سَائِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ ۙ وَلَٰكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ۖ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ(مائده 103)
خداوند درباره بَحيره و سائبه و وصيله و حامى حكمى نكرده است ؛ ولى كافران بر خدا دروغ مى‌بندند و بيشترينشان بى‌خردند.

مسلماً همه چیز در قرآن نیست و بعضی چیزها نیز در جواب سئوال مردم آمده است اما همه آن چیزی که به شریعت مربوط می شود و اختصاص به همه اعصار و همه مردم دارد، بطور مفصل و کامل، در قرآن تشریع شده و نیاز به هیچ متمم و مکملی هم ندارد.
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسین




یا علی ای یگانه مظلو ماسوی


یا علی
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله
لَبيْكَ يٰا عَليْ
ان ربی علی صراط مستقیم
وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم
السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب
امیرالمومنین علیه السلام
السلام علیک ایهاالصراط المستقیم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم




تبری_نشانه_کمال_دین

شاخصه ی محبت
شاخصه محب واقعی چیست ؟

امام باقر العلوم , علیه صلوات الله
فرمودند :

مَن اَراد اَنْ يَعلَمَ حُبَّنا ، فَلْيَمتَحِنْ قَلبَهُ ، فَاِنْ شارَك َ في حُبِّنا حُبَّ عَدُوِّنا ، فلَيسَ مِنّا وَ لَسنا مِنهُ…

هرکس میخواهد از محبت ما آگاه شود
(و بداند که آیا واقعا دوستدار ما هست یا نه) , قلب خود را بیازماید , اگر دید در دل , دوستی دشمن ما را با دوستی ما شریک قرار داده است , بداند
او از ما نیست و ما هم از او نیستیم …


بحار , ج۲۷ , ص۵۱ ,حدیث ۱


"

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا حسین
تبری_نشانه_کمال_دین

شاخصه ی محبت
شاخصه محب واقعی چیست ؟

امام باقر العلوم , علیه صلوات الله
فرمودند :

مَن اَراد اَنْ يَعلَمَ حُبَّنا ، فَلْيَمتَحِنْ قَلبَهُ ، فَاِنْ شارَك َ في حُبِّنا حُبَّ عَدُوِّنا ، فلَيسَ مِنّا وَ لَسنا مِنهُ…

هرکس میخواهد از محبت ما آگاه شود
(و بداند که آیا واقعا دوستدار ما هست یا نه) , قلب خود را بیازماید , اگر دید در دل , دوستی دشمن ما را با دوستی ما شریک قرار داده است , بداند
او از ما نیست و ما هم از او نیستیم …


بحار , ج۲۷ , ص۵۱ ,حدیث ۱


"

15 ساعت پيش

-پیرمرد- به سرنگار اول جواب قبلی رو بده ...از بعدی بپرس..! پاسخ داد.
" کانون گرم خانوادهhttp://www.pic4ever.com/images/30upn9j.gif
حالا کجا شله مدن؟http://www.pic4ever.com/images/30upn9j.gif "

16 ساعت پيش

scholar به سرنگار همین الان چه حسی داری؟ پاسخ داد.
" تو گوشم آب رفته مخاره "

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر پاسخ داد.
"
پست257
نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

البته فكر كنم مقصودتان همان علني وبدون تقيه باشد وگرنه خود ابوبكر وعمر هم جزو راويان حديث غدير هستند . اما بايد ديد كه ابوبكر كجا وكي اين غدير را نقل نموده است .


حق با شماست، اساسا در امور اجتماعی محال است بشود در دهن مردم را بست! آخرش گفته میشود و مطلب درز میکند و میماند! حتی عرض کردم من واقعا امیدوارم که شواهد روشنی پیدا کنیم که در خود سقیفه صحبت جدی از غدیر بوده است، یعنی زیادتر از تعبیر تاریخ طبری که هنگام شلوغی کار گفتند: پس ما بیعت نمیکنیم مگر با علي! عجبا! علي که اصلا آنجا حاضر نیست، سن او نسبت به حاضرین قابل قیاس نیست، انصار با عبارت حصر بگویند فقط با علي بیعت میکنیم! اما مقصود پیدا کردن یک احتجاج رسمی به عنوان یک خیزش عملی برای تغییر مسیر بیعت سقیفه است.

اما به هر حال ما نباید اجازه دهیم مقصود این سرنگار به سمت تحقیق منابع تاریخی به نگاه اتمی برود، نگاه تک‌تک به منابع، خلاف فطرت بشر در تحقیق و کشف حقائق است، نگاه بشر، نگاه ترکیبی و سیستمی و فازی است، یعنی جمع شواهد و تعاضد آنها، اما دوستمان که این تاپیک را ایجاد کردند در پست ۱۲ شروع به تمسخر یکی از منابع شیعی یعنی کتاب سلیم کردند:

نقل قول:
در اصل توسط abaali علامه وهابیهاو..... جناب ابن عمر ونوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
خب خب مثل اینکه باید همش تذکر خود را تکرار کنیم یعنی بازززززززززززز کسی نبود جواب بده و همان بیربط حرفیدن و الکی شلوغش کردن ها و..........


جواب همان نظر قبلی بنده است:............ هر چند اين نشان از آن دارد ه سوال بنده باز بي جوابه چون اظهر من الشمسه كه همچين چيزي موجود نيست /// وامام علي خودش به امامت خود از غدير بي اطلاع است ///// حالا ديگران اومدن براش ثابت كنن؟؟؟!!!!!!!!!!!



به هرحال


یک نصفه آیه که واضح از امامت منصوص ادعایی باشه نبود که نبود


حالا یه //// نصفه حدیث صحیح که احنجاج از غدیر به امامت شده باشه/////// هم نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی جالبه



البته میتونم یه راهنمایی بکنم!!!!!!¡!!! که


رجوع کنید به کتاب گرانسنگ و گران قدر و وزین و خوشگل



///////// آلیس در سرزمین عجایب /////////

/////// اثر جناب سلیم خان قیس هلالی ///////


شیعه

و بنده در پست ۱۳ روند بحث را ناصحیح دانستم، چون اساسا احتجاج به نص، در جائی است که آن نص، ارزش خاص خود را داشته باشد، و قطعا در فضای کودتا و تصمیم جزمی سیاسی بر پیشبرد یک هدف، برّنده‌تر از نص، شمشیر است! و در تعبیرات هنگامه اخذ بیعت آمده: دع عنا هذه الاباطیل! معلوم است که ذکر نصوص اباطیل بود! لذا بر ما لازم است اول بفهمیم آیا واقعا فضا فضای کودتا بود یا یک رقابت آزاد انتخاباتی، و به قول دوستمان، یک میلیارد مسلمان میگویند فضای کودتا نبود، اما شیعه در طول تاریخ گفتند: این نگاه انتخاباتی از فرهنگسازی ۸۰ سال بنی امیه در ابتدای امر اسلام است، و سابق عرض کردم که اگر قضیه کشته شدن عثمان نبود قطعا بنی امیه عثمان را فرد اول عالم اسلام میکردند، ولی با آن رخداد، دیگر عملا ممکن نبود، لذا در چتر حمایتی فرهنگسازی برای افضلیت شیخین، رقیب خود بنی هاشم را کنار میگذاشتند، و راضی میشدند که نفر سوم، عثمان باشد، و نفر چهارمی وجود نداشت! تربیع در خلافت، در قرن سوم توسط امثال ابن حنبل صورت گرفت، و الحمد لله امروزه جزء فرهنگ اهل سنت شده است، اما مثلا صحیح بخاری از پسر عمر نقل میکند: ما در زمان پیامبر افضل امت را که شمارش میکردیم میگفتیم: ابوبکر، عمر، عثمان، ثمّ نسکت! و سپس ساکت میشدیم! این صحیح بخاری است، اما با تلاشهای ابن حنبل، بین فضیلت با خلافت تفاوت قائل شدند، و بین روایات خودشان جمع کردند، و به تدریج امیرالمؤمنین به عنوان چهارمین خلیفه راشد، جزء فرهنگ اهل سنت شدند، و بنده یقین دارم هر فرد سنی که برایش واضح شود ارکان فرهنگشان از فرهنگسازی بنی امیه است محال است دیگر سنی باقی بماند هر چند شیعه هم نشود.



نقل قول:
در اصل توسط خیرالبریه نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

در احتجاج از امام صادق ع روايت كرده :

امام على (عليه السلام ): آيا در موقع هجرت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم من جان خود را سپر آن حضرت قرار دادم يا تو؟
ابوبكر: الحق كه تو بودى .
امام على (عليه السلام ): آيا در روز غدير من مولاى تو و همه مسلمانان شدم يا تو؟
ابوبكر: بلكه ، تو.
امام على (عليه السلام ): آيا در آيه زكات ، ولايتى كه بر ولايت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هم رديف آمده مربوط به تو است يا من ؟
ابوبكر: مربوط به تو است .


سپس على (ع ) را در پيش ابوبكر متوقف ساختند، و به او گفتند: دستت را دراز كرده و بيعت كن !!
حضرت على (ع ) فرمود: سوگند به خدا بيعت نمى كنم ، زيرا بيعت من به گردن شما ثابت است (شما با من در غدير خم بيعت كرديد و بايد بر آن وفادار بمانيد.)(136)



يا معاشر المهاجرين والأنصار أنشدكم بالله أسمعتم رسول الله صلى الله عليه وآله يقول يوم غدير خم كذا وكذا، وفي غزاة تبوك كذا وكذا، فلم يدع شيئا قاله فيه عليه السلام علانية للعامة إلا ذكره؟ فقالوا: اللهم نعم. فلما خاف أبو بكر أن ينصروه ويمنعوه بادرهم فقال: كل ما قتله قد سمعناه بآذاننا ووعته قلوبنا، ولكن سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول بعد هذا: إنا أهل بيت اصطفانا الله وأكرمنا واختار لنا الآخرة على الدنيا، وإن الله لم يكن لجيمع لنا أهل البيت النبوة والخلافة.

سپس حضرت رو به آنان كرد و فرمود: اى گروه مسلمانان ، و اى مهاجرين و انصار، شما را به خدا قسم مى دهم كه آيا در روز غدير خم از پيامبر (ص ) شنيديد كه آن مطالب را مى فرمود، و در جنگ تبوك آن مطالب را مى فرمود؟
سپس على (ع ) آنچه پيامبر (ص ) علنى براى عموم درباره او فرموده بود چيزى باقى نگذاشت مگر آن كه براى آنان يادآور شد. (و مردم درباره همه آنها اقرار كردند و) گفتند: بلى ، به خدا قسم .
وقتى ابوبكر ترسيد مردم على (ع ) را يارى كنند و مانع او شوند پيش ‍ دستى كرد و (خطاب به حضرت ) گفت : آنچه گفتى حق است كه با گوش ‍ خود شنيده ايم و فهميده ايم و قلب هايمان آن را در خود جاى داده است ، و لكن بعد از آن من از پيامبر (ص ) شنيدم كه مى گفت : (ما اهل بيتى هستيم كه خداوند ما را انتخاب كرده و ما را بزرگوار داشته و آخرت را براى ما ترجيح داده است . و خداوند براى ما اهل بيت نبوت و خلافت را جمع نخواهد كرد).


وكان لعلي عليه السلام يومئذ ثلاث وثلاثون سنة - وأبو بكر شيخ من مشايخ قومك، وهو أحمل لثقل هذا الأمر، وقد مضى الأمر بما فيه فسلم له، فإن عمرك الله يسلموا هذا الأمر إليك، ولا يختلف فيك اثنان بعد هذا إلا وأنت به خليق وله حقيق، ولا تبعث الفتنة في أوان الفتنة فقد عرفت ما في قلوب العرب وغيرهم عليك.
فقال أمير المؤمنين عليه السلام: يا معاشر المهاجرين والأنصار الله الله لا تنسوا عهد نبيكم إليكم في أمري، ولا تخرجوا سلطان محمد من داره وقعر بيته إلى دوركم وقعر بيوتكم، ولا تدفعوا أهله عن حقه ومقامه في الناس.

فقال بشير بن سعد الأنصاري الذي وطأ الأرض لأبي بكر وقالت جماعة من الأنصار: يا أبا الحسن لو كان هذا الأمر سمعته منك الأنصار قبل بيعتها لأبي بكر ما اختلف فيك اثنان. فقال علي عليه السلام: يا هؤلاء كنت أدع رسول الله مسجى لا أواريه وأخرج أنازع في سلطانه، والله ما خفت أحدا يسمو له وينازعنا أهل البيت فيه ويستحل ما استحللتموه، ولا علمت أن رسول الله صلى الله عليه وآله ترك يوم غدير خم لأحد حجة ولا لقائل مقالا، فأنشد الله رجلا سمع النبي يوم غدير خم يقول: " من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره وخذل من خذله " أن يشهد الآن بما سمع. احتجاج
--- ... الصفحة 97 ... ---


أحسنت! قبلا از کفایة الاثر خزاز، نهیب حضرت زهرا س : واعجباه أنسیتم یوم غدیر خم، را نقل کردم، و نیز یادآوری چهار بیعتی که پیامبر ص در اربعة مواطن برای امیرالمؤمنین ع گرفته بودند، و این سه مورد هم که از احتجاج طبرسی نقل کردید تصریح به غدیر دارد، بلکه در احتجاج نسبت به قبل از شورای خلافت عثمان، مجموعا پنج شش تصریح به غدیر دارد، اما هیچکدام به گونه‌ای نبود که به دنبال آن یک خیزشی صورت گیرد، و در نقلهای فریقین ذکر شود، چون به تصریح همین روایات احتجاج، ذکر غدیر در اینجا در عداد ذکر فضائل بود که کشتن حضرت را در آن شرائط که شمشیر بالای سر حضرت گرفته بودند، دشوار میکرد، نه اینکه مسیر خلافت و بیعت را تغییر میداد، اگر یک ذره احتمال صدمه زدن به اصل خلافت مطرح میشد به شدت برخورد میکردند، اما مادامیکه اصل خلافت در خطر نبود به قول معروف میگفتند: حرف است و باد میبرد! ولی مقصود دوستمان در این تاپیک این است که احتجاج به غدیر به عنوان یک اهرم انتخاب در قبال بیعت با ابوبکر عمل کند، و همین است که اگر فرض گرفتیم فضا فضای کودتا بود خود به خود صورت مسأله پاک میشود.

"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif


ثالثا: یک جا نمیتوانید پیدا کنید حتی در ضعیف‌ترین احادیث،(تا آنجا که من میدانم) که عمر یا دیگر صحابه، تا زمان شورای خلافت عثمان، نام غدیر خم برده باشند! خوب توجه کنید! سؤال من این بود چرا اگر به قول شما غدیر را همه قبول دارند، در مدت ۱۲ یا ۲۵ سال، نه تنها خود امیرالمؤمنین بلکه هیچ صحابی دیگر، نامی از غدیر نمیبرد؟ چرا نمیگویند یک اجتماعی بود و یادی از لطف و سخن پیامبر در آن مکان بکنند؟ عمر در این حدیث ضعیف میگوید: او مولای من است، یا او مولای تو است، اما اصلا نسبت به پیامبر نمیدهد! نمیگوید: پیامبر فرمودند: من کنت مولاه فعلی مولاه، چه برسد که اسم غدیر خم ببرد!


.


با سلام



البته فكر كنم مقصودتان همان علني وبدون تقيه باشد وگرنه خود ابوبكر وعمر هم جزو راويان حديث غدير هستند . اما بايد ديد كه ابوبكر كجا وكي اين غدير را نقل نموده است .

با توجه به ديكتاتوري و خفقان بي سابقه اي كه حزب سقيفه (حي من قريش) از اواخر عمر رسول خدا ص و نقشه قتل ايشان وتهمت هذيان و نقشه قتل امام علي ع و شيعيانش ، اجرا نمودند اهل بيت ع صلاح ديدند كه حد اقل اصل اسلام حفظش شود.

بعد از اجتماع بزرگ حجة البلاغ و اعلان غدير خم ، جمعيت متفرق شد ورسانه ووسايل ارتباطي هم مثل امروز نبود و هر كس بشهر خود و دنبال زندگيش رفت وشايد برخي فكر كردند غدير نسخ شده !!!!!

بنص بخاري ابوهريره از ترس حزب عمر جرات نقل احاديث رسول خدا را ندارد . همچنين جناب حذيفه منافق شناس صاحب سر پيامبر ص كه منافقين عقبه را ديده بود ميگويد اگر من شما را به آنچه از پيامبر شنيده ام خبر دهم فورا وبدون معطلي مرا خواهيد كشت !!!!!!!






36961 - { مسند عمر } عن حميد بن هلال قال : أتي عمر بن الخطاب برجل يصلي عليه فدعا بوضوء ليصلى عليه وعنده حذيفة فمرزه ( فمرزه : أي قرصه بأصابعه لئلا يصلي عليه . النهاية 4 / 318 . ب ) مرزة شديدة قال عمر : اذهبوا فصلوا على صاحبكم - من غير أن يخبره فقال عمر : يا حذيفة أمنهم أنا ؟ قال : لا قال : ففي عمالي أحد منهم ؟ قال : رجل واحد وكأنما دل عليه حتى نزعه من غير أن يخبره .کنزالعمال

البته در خبر ديگري : قال النووي: وسأله عمر بن الخطاب (صلى الله عليه وآله وسلم) هل في عمالي أحد منهم؟ قال: نعم واحد، قال: من هو؟ قال: لا أذكره، فعزله عمر.


حال چرا حذيفه فورا جواب عمر را ميدهد كه نه تو از منافقين نيستي ؟! واضح است كه مگر كسي قدرت داشت كه به خليفه مسلمين بگويد تو منافقي ، فورا گردنش را ميزدند ! همچنانكه خود حذيفه گفته تقيه ميكرده :

اخبرنا أبو القاسم بن السمرقندي أنبأنا أبو بكر بن الطبري أنبأنا أبو الحسين بن الفضل أنبأنا عبد الله بن جعفر أنبأنا يعقوب بن سفيان نبأنا سليمان بن حرب حدثنا أبو هلال عن قتادة قال قال حذيفة لو كنت على شاطئ نهر وقد مددت يدي لاغرف فحدثتكم بكل ما اعلم ما وصلت يدي إلى فمي حتى اقتل.تاريخ دمشق

ببينيد سرعت در قتل را فاصله بين آب خوردن با دست تا كشتن !

8453 - أخبرني عبد الرحمن بن حمدان الجلاب بهمدان ثنا هلال بن العلاء الرقي ثنا عبد الله جعفر ثنا عبيد الله بن عمرو عن زيد بن أبي أنيسة عن عمرو بن مرة عن خيثمة بن عبد الرحمن قال : كنا عند حذيفة رضي الله عنه فقال بعضنا : حدثنا يا أبا عبد الله ما سمعت من رسول الله صلى الله عليه و سلم قال : لو فعلت لرجمتموني قال قلنا سبحان الله أنحن نفعل ذلك ؟ قال : أرأيتكم لو حدثتكم أن بعض أمهاتكم تأتيكم في كتيبة كثير عددها شديد بأسها صدقتم به ؟ قالوا : سبحان الله و من يصدق بهذا ثم قال حذيفة : أتتكم الحميراء في كتيبة يسوقها أعلاجها حيث تسوء و جوهكم ثم قام فدخل مخدعا
هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه
تعليق الذهبي قي التلخيص : على شرط البخاري ومسلم

يعني اگر به آنچه كه ميدانم واز رسول الله شنيده ام شما را خبر بدهم هنوز دستم به دهانم نرسيده مرا خواهيد كشت وسنگسارم خواهيد کرد !!!!!!!

ودرحديث : أن بعض أمهاتكم : از جنگ جمل وفتنه حميراء خبر ميدهد !



آنقدر اوضاع ارهابي و تروريستي بود كه امير المومنين ع در شوراي فرمايشي عثمان نيز با تهديد قتل مواجه شد ؟؟؟!!!!!

قال: الا تعلمون انى اول الناس اسلاما؟ ! قالوا: بلى.
«و پس از آن فرمود: من با قسم به خدا از شما سؤال مى‏كنم: آيا در ميان شما كسى هست كه رسول خدا در هنگامى كه ميان بعضى از مسلمانان با بعضى ديگر عقد اخوت بست، بين او و خودش عقد اخوت بسته باشد، غير از من؟ ! گفتند: نه.
و فرمود: من با قسم به خدا از شما سؤال مى‏كنم: آيا در ميان شما كسى هست كه پيامبر درباره او گفته باشد: هر كس من مولى و صاحب اختيار اويم پس اين‏
مرد، مولى و صاحب اختيار اوست، غير از من؟ ! گفتند: نه.
و فرمود: من با قسم به خدا از شما سؤال مى‏كنم: آيا در ميان شما كسى هست كه پيغمبر به او گفته باشد: نسبت توبه من همان نسبت هارون پيامبر است‏با برادرش موساى پيامبر، با اين تفاوت كه پس از من پيغمبرى نخواهد بود غير از من؟ ! گفتند: نه.
و فرمود: من با قسم به خدا از شما سؤال مى‏كنم: آيا در ميان شما كسى هست كه در فرستادن سوره برائت و قرائت آن براى مشركان مكه، مورد امانت رسول الله واقع شده باشد و پيغمبر درباره او گفته باشد: اين پيام را، هيچكس نمى‏تواند برساند، مگر آنكه خودم باشد و يا مردى از من باشد، غير از من؟ ! گفتند: نه.
فرمود: آيا شما نمى‏دانيد كه اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله در موارد بسيارى در حال جنگ از جاى پيغمبر فرار كردند و از پيغمبر دور شدند، غير از من كه ابدا هيچوقت فرار نكردم؟ گفتند: آرى.
فرمود: آيا نمى‏دانيد كه من اولين كسى هستم كه اسلام آورده‏ام؟ ! گفتند: آرى‏» .
و سپس فرمود: پس كدام يك از ما نسبش به رسول خدا صلى الله عليه و آله نزديكتر است؟ ! گفتند: تو.در اينحال عبد الرحمن بن عوف سخن آنحضرت را بريد و گفت: يا على ابى الناس الا على عثمان، فلا تجعلن على نفسك سبيلا.
«اى على مردم نمى‏خواهند بيعت كنند مگر با عثمان، و تو راه ضعف و انكسار را بر خودت باز مكن‏» .
حضرت به عبد الرحمن فرمود: اى ابو طلحه، عمر به تو چه دستور داده است؟ گفت: به من دستور داده است كه هر كس با ايتلاف و اجتماع جماعت مخالفت كند و آنرا خراب كند، او را بكشم.
و عبد الرحمن گفت: اى على بيعت كن و گرنه از غير راه مؤمنين تبعيت و پيروى كرده‏اى! و آنچه كه عمر به ما دستور داده است درباره تو تنفيذ مى‏نمائيم.حضرت فرمود: لقد علمتم انى احق بها من غيرى تا آخر جملاتى را كه نقل
‏كرديم و سپس دست‏خود را دراز كرده و با عثمان بيعت كرد.



13 ـ أبو بكر يستقيل الناس ويعترف بأولوية عليّ(عليه السلام) بالخلافة
أخرج حجّة الإسلام أبو حامد الغزالي وابن روزبهان الشيرازي ـ وهو من متكلّمي أهل السنّة ـ عن أبي بكر أ نّه قال وهو على المنبر: «أقيلوني ولست بخيركم وعليّ فيكم».
ولا ريب أنّ هذه الاقالة هي الاقالة من الخلافة، وبعبارة أُخرى: إنّ الخليفة ـ أبابكر ـ نوّه بقوله هذا للمسلمين: فإن كنتم قد بايعتموني على أ نّي أفضلكم وخيركم فأقيلوا البيعة، وذلك لأ نّي لست كذلك، ولست بخيركم وأفضلكم وهذا عليّ(عليه السلام) فيكم(32).
وأخرج السبط ابن الجوزي(33) هذا الحديث عن أبي حامد الغزالي في كتابه سرّ العالمين بزيادة في الشرح والبيان فقال: قول أبي بكر على منبر رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم): أقيلوني فلست بخيركم. قال: أفقال ـ أي أبو بكر ـ ذلك هزلا أو جدّاً أو امتحاناً؟ فإن كان هزلا فالخلفاء منزّهون عن الهزل، وإن كان جدّاً فهذا نقض للخلافة، وإن كان امتحاناً فالصحابة لا يليق بهم الامتحان لقوله تعالى: (وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ)(34).


در احتجاج از امام صادق ع روايت كرده :

امام على (عليه السلام ): آيا در موقع هجرت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم من جان خود را سپر آن حضرت قرار دادم يا تو؟
ابوبكر: الحق كه تو بودى .
امام على (عليه السلام ): آيا در روز غدير من مولاى تو و همه مسلمانان شدم يا تو؟
ابوبكر: بلكه ، تو.
امام على (عليه السلام ): آيا در آيه زكات ، ولايتى كه بر ولايت خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هم رديف آمده مربوط به تو است يا من ؟
ابوبكر: مربوط به تو است .


سپس على (ع ) را در پيش ابوبكر متوقف ساختند، و به او گفتند: دستت را دراز كرده و بيعت كن !!
حضرت على (ع ) فرمود: سوگند به خدا بيعت نمى كنم ، زيرا بيعت من به گردن شما ثابت است (شما با من در غدير خم بيعت كرديد و بايد بر آن وفادار بمانيد.)(136)



يا معاشر المهاجرين والأنصار أنشدكم بالله أسمعتم رسول الله صلى الله عليه وآله يقول يوم غدير خم كذا وكذا، وفي غزاة تبوك كذا وكذا، فلم يدع شيئا قاله فيه عليه السلام علانية للعامة إلا ذكره؟ فقالوا: اللهم نعم. فلما خاف أبو بكر أن ينصروه ويمنعوه بادرهم فقال: كل ما قتله قد سمعناه بآذاننا ووعته قلوبنا، ولكن سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول بعد هذا: إنا أهل بيت اصطفانا الله وأكرمنا واختار لنا الآخرة على الدنيا، وإن الله لم يكن لجيمع لنا أهل البيت النبوة والخلافة.

سپس حضرت رو به آنان كرد و فرمود: اى گروه مسلمانان ، و اى مهاجرين و انصار، شما را به خدا قسم مى دهم كه آيا در روز غدير خم از پيامبر (ص ) شنيديد كه آن مطالب را مى فرمود، و در جنگ تبوك آن مطالب را مى فرمود؟
سپس على (ع ) آنچه پيامبر (ص ) علنى براى عموم درباره او فرموده بود چيزى باقى نگذاشت مگر آن كه براى آنان يادآور شد. (و مردم درباره همه آنها اقرار كردند و) گفتند: بلى ، به خدا قسم .
وقتى ابوبكر ترسيد مردم على (ع ) را يارى كنند و مانع او شوند پيش ‍ دستى كرد و (خطاب به حضرت ) گفت : آنچه گفتى حق است كه با گوش ‍ خود شنيده ايم و فهميده ايم و قلب هايمان آن را در خود جاى داده است ، و لكن بعد از آن من از پيامبر (ص ) شنيدم كه مى گفت : (ما اهل بيتى هستيم كه خداوند ما را انتخاب كرده و ما را بزرگوار داشته و آخرت را براى ما ترجيح داده است . و خداوند براى ما اهل بيت نبوت و خلافت را جمع نخواهد كرد).


"

19 ساعت پيش

hosyn به سرنگار دین مادری؛ حق یا ناحق؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ghanet نوشته شده است نمايش نوشته

من قبل از هر چیزی از او سئوال می کردم: چرا خداوند مسئله ای به این مهمی را در کتابی که می گوید: تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ می باشد نیاورده است؟
اگر جوابم را داد و علت را توضیح داد، مانندش نماز خواهم خواند در غیر اینصورت هرگز او را تعبد نخواهم کرد که اگر چنین کنم گناهی نا بخشودنی مرتکب شده ام و رسول را به خدایی گرفته ام چرا که اطاعت بی قید و شرط می شود عبادت و خداوند عبادت هر کسی غیر از خودش را منع فرموده اند.
اطاعت بی قید و شرط از رسول تا زمانی مجاز است که او بما انزل الله حکم کند در غیر اینصورت جایز نیست.
اگر حضرت جواب دهند که شما تفصیل کل شیء را بد فهمیدی، شاهد اینکه همه چیر در قرآن نیست این آیه است:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ (المائدة 101)

اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را ناراحت مى‏كند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال كنيد، براى شما آشكار مى‏شود خداوند آنها را بخشيده (و ناديده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است. (101)



میگوید: سؤال نکنید، و اگر سؤال کردید در زمان نزول قرآن، جواب میآید و بعد پشیمان میشوید، ببینید آشکارا میگوید: اگر سؤال کنید در قرآن میآید، و اگر سؤال نکنید در قرآن نمیآید، پس معنای تفصیل کل شیء این نیست که تصریحا هر چیزی در قرآن بیاید.

حضرت ادامه میدهند: از طرف دیگر ده‌ها بار خداوند در قران امر کرده است (بدون قید وشرط) از من اطاعت کنید، نه تنها اطاعت عملی کنید، بلکه لازم است آنچه من حکم میکنم حتی در دل خودتان ناراضی نباشید:

فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً (النساء 65)

به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)


و در حالی که تضمین داده که ما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی، و تضمین داده که لو تقوّل علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین فما منکم من احد عنه حاجزین، با این تضمینها مقام تبیین کتاب را به من داده و فرموده:

بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (النحل 44)

وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (النحل 64)

و من از مقام بیان و تبیین قرآن میگویم که مقصود آیه را در معراج دیدم، همان دیدنی که خدا نهی فرموده با من بحث کنید! أفتمارونه علی ما یری؟!

دقت کنید: أفتمارونه علی ما یری، همه چیز را تمام کرده، و جایی برای انکار و بحث نگذاشته! آیا با پیامبر بر سر چیزی که میبیند بحث میکنید؟!

آیا با وجود این همه دستورات خداوند به اطاعت از من پیامبر چه حرفی داری بزنی؟ آیا خدا یک جا گفته است اگر پیامبر چیزی خلاف حرف من گفت اطاعتش نکنید؟! بلکه گفته است شما اطاعت کنید و کار نداشته باشید، بلی اگر خلاف حرف من خدا گفت، خودم میدانم که خلاف گفته و رگ گردن او را قطع میکنم! هرگز خدا نگفته اگر دیدید پیامبر خلاف حرف خدا گفت، شما جمع شوید و رگ گردن او را قطع کنید! چرا؟ چون علاوه بر اینکه شما نمیفهمید، به راحتی پیامبر خدا را به بهانه مخالفت با حرف خدا، میکشند! آیا در امر دین، سنگ روی سنگ، میماند؟!


قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ (آل‏عمران 31)

و.........
. "

19 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:00AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2017, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2017 DragonByte Technologies Ltd.