بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
ناقد به سرنگار انتخاب رئیس FATF به عنوان مامور اعمال تحریم‌های آمریکا علیه ایران پاسخ داد.
" مهدی پازوکی کارشناس بانکداری در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا :
اگر ایران‌ می‌خواهد با فساد مبارزه کند چاره‌ای جز پیوستن به FATF ندارد. البته کسانی که پول‌های کثیف را وارد اقتصاد می‌کنند از پیوستن ایران به این نهاد نظارتی هراس دارند.
: FATF مانند FIFA در فوتبال است و تا زمانی که کشوری قوانین آن را نپذیرد هیچ تیم محلی نیز حاضر به مسابقه نیست، یعنی در صورت عدم پذیرش قوانین این نهاد نظارتی، بانک‌های کوچک نیز حاضر به همکاری با ما نخواهند بود. در واقع اگر می‌خواهیم با سیستم بانکی جهانی کار کنیم باید به FATF بپیوندیم در غیر این صورت باید دور خود سیم‌خاردار بکشیم.
متاسفانه بخشی از موسسات خصوصی در پولشویی دخیل هستند به طوری که رییس جمهور در موقع تقدیم لایحه بودجه سال 97 اشاره کردند که 25 درصد نقدینگی کشور در اختیار موسسات غیرمجاز است و آنها به راحتی پولشویی می‌کنند.
بنابر اعلام آمارهای رسمی ما در سال گذشته تقریبا 12.5 میلیارد دلار قاچاق داشتیم که با احتساب نرخ 4200 تومان برای دلار تقریبا 50 هزار میلیارد تومان درآمد قاچاق از طریق سیستم بانکی تمیز شده و وارد چرخه اقتصادی شده است.
بخشی از مخالفان پیوستن به فاتف از طریق ‌رانت درآمدهایی را بدست آورده و جز رانت‌خواران اقتصاد ایران هستند، ببینید ویلاها و خانه‌ها در لندن متعلق به کسانی هستند که به FATF فحش می‌دهند و مخالف شفافیت هستند... "

41 دقيقه پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تکرار صفویه ساخت
" در جریان بحث‌هایی که درباره برگزاری همایش تصوف مطرح شد، همان آغاز، اشاره کردم که برگزاری این قبیل همایش‌ها، به‌نوعی بازگشت به تجربه‌های تاریخی صفوی در تقویت منازعات مذهبی در جامعه به نفع یک گرایش است که گروه مرجع فکری در جامعه، در آن زمان، آن را درست می‌داند. این مهم است که بدانیم جامعه‌ی ایرانی، جامعه‌ای که فرهنگ آن ترکیبی از دین و عقل ایرانی است، در دوره صفوی روی ریل تازه‌ای افتاد. این ریل، کشور را از عقل‌گرایی یونانی و نگاه ترکیبی مذکور به سمت دین‌گرایی با گرایش مذهبی تشیع، و به تدریج، نوعی افراط و تعصب و تمرکز در این زمینه پیش برد. ما در دهه‌های آخر صفوی، جامعه‌ای با برداشت خاص دینی و مذهبی داریم که حساسیت‌های آن بر اساس نگره‌های خاصی است که عالِمان دینی به‌عنوان مهم‌ترین مراجع فکری شناخته می‌شوند. برای آنها، که مرجعیت اصلی فکری در جامعه را دارند نوعی دین‌گرایی اهمیت دارد که همه‌چیز بر محور آن است. بارها اشاره کرده‌ام که این دوره، تلاش می‌شد تا طب و نجوم و فنون دیگر، دینی یعنی متکی به روایات شود. بحار مجلسی نتیجه و محصول این نگرش بود. این باور گروه مرجع بود. طبعاً باید با هرآنچه در این بینش، مقابل دین قرار می‌گرفت، ایستاد. همه‌ی آنچه این عنوان را می‌یافت، به‌عنوان انحراف شناخته می‌شد و تبعیت از آنها، حکم رفتن به راهی جز صراط مستقیم داشت.
در آنجا و در آن دوره، پیروی از علم به صورت شفاف و مستقل اهمیت نداشت، از نظر عملی و رفتاری هم همین طور. آنچه اهمیت داشت، تفکری بود که این عالمان، به‌عنوان دین و مذهب درست می‌شناختند. در رفتارها هم همین طور. مهم‌ترین و حساس‌ترین مسائل، همین امور مذهبی بود. شعائر دینی نقش مهمی داشت. زیارت و عتبات و حج نهایت اهمیت را داشت. بحث سوگواری و اموری که در امتداد آن بود نهایت اهمیت را داشت و تمام حواس‌ها روی آن متمرکز بود. به وقف نگاه کنید و موارد آن را بنگرید. حتی اگر پای وقف کتاب در میان است، عمدتاً کتاب‌های مذهبی است. در کنار اینها، تکاپوی درسی مستقل، در ریاضیات و نجوم و داروشناسی و غیره، سست بود. این بینش به صورت جدی وجود داشت. در نتیجه در دوره‌ی صفوی، هیچ توجهی به غرب که دست‌کم دویست سال بود تغییر را آغاز کرده بود نمی‌شد. کسی زبان فرنگی نمی‌دانست. هیچکس به غرب نمی‌رفت و این در حالی بود که محصولات زیادی از غرب وارد ایران می‌شد. ما به خاطر همین نگرش تا اواسط دوره قاجاری همین وضع را داشتیم. این‌که امروز ما صفویه را تکرار می‌کنیم، معنایش همین است. اساس تفکر و تصمیم‌گیری و رفتار و امور دیگر در سمت و سوی دینی و مذهبی به سبکی است که رسمیت دارد. من در مقامی نیستم که قضاوت کنم این تفکر و رویکرد دینی-مذهبی در این حد درست است یا خیر، اما این را می‌توانم بگویم که بی‌توجهی ما به علم، ریشه در نوعی نگرش دارد که شاید در اینجا بتوان ریشه‌ی آن را یافت. بیش از هر چیز این نگرش اهمیت دارد. تفسیر پدیده‌های جاری، تفسیر عالم و آدم، جهانشناسی، تغییر و دگرگونی، شاخص‌های زندگی خوب، نقش علم در زندگی بهتر و ثروت بیشتر، و بسیاری از اموری از این دست، محصول نوع نگرش ماست که به نظر می‌رسد نگرشی دنیایی و در این زمینه برانگیزاننده نیست. آدمی که تعلق به این دنیا ندارد، نمی‌تواند برای دنیای خود کاری انجام بدهد. مسلماً می‌توان توافقی میان دنیا و آخرت ایجاد کرد، اما خیلی مهم است که این نگرش بتواند روی تحرک دنیوی تأثیر بگذارد. ما دائماً باید مراقب باشیم یک طرف غش نکنیم.
* رسول جعفریان
"

47 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

سال۱۳۷۹ درخدمت مرحوم ابوی برای عیادت دوست بیماری رفته بودم...
پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت، برحسب اتفاق ، چنددقیقه بعداز ورود ما اذان مغرب میگفتند... آن آقای پیر کراواتی، باشنیدن اذان کیف چرمی ظاهرا گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرحضار مشغول نماز شد!
شخصا برای من جالب بود که یک پیرمرد شیک و صورت تراشیده و کراواتی اینطور مقید به نماز اول وقت باشد...
بعداز اینکه همه نمازشان خواندند ، مرحوم پدرم خطاب به ایشان با صدای بلند(بدلیل سنگینی گوش پیرمرد) گفتند:
آقای مهندس، قضیه نماز اول وقت و مرحوم حاج شیخ و رضاخان را برای مجتبی تعریف کنید ... دوستدارم از زبان خود جنابعالی بشنود...
حس کنجکاوی ام تحریک شده بود که بدانم ماجرا ازچه قرارست که، آقای مهندس لبخندی زدند و اینطور شرح دادند:

مدتی بود که از طرف سردارسپه(از القاب رضاشاه) مسئول اجرای قسمتی از طرح تونل کندوان درجاده چالوس شده بودم..،
ازطرفی فرزند دومم که پسربزرگم باشه، مبتلا به سرطان خون شده بود، دکترها حتی اطباء فرنگ جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظر مرگ بچه بودیم.
خانمم یکروز گفت که برای شفای بچه بریم مشهد دست بدامن امام رضا ع بشیم... البته آنموقع من اینحرفهارو قبول نداشتم ولی چون مادربچه خیلی مضطرب و دلشکسته بود قبول کردم... مشهد که رسیدیم تقریبا آخرشب بود، فردا صبح بچه را بغل کردم و رفتیم حرم...
وارد صحن که شدیم، خانمم خیلی آه و ناله و گریه میکرد... گفت بریم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه و... بچه را ازمن گرفت و گریه کنان رفت داخل سمت ضریح و....
یک ملای پیر کوچولو توجه منو بخودش جلب کرد...روی زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر و نبات خرد شده در آن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند...
هرکس مشکلش را به آن آخوندپیر میگفت و او یا چندعدد انجیر یا مقداری نبات درون دست طرف میگذاشت و بنده خدا خوشحال و خندان تشکرمیکرد و میرفت.
به خودم گفتم عجب مردم احمق و ساده ای داریم ما... پیرمرد چطور همه را دلخوش میکند ، آنهم با انجیر یا تکه هایی از نبات!
حواسم از خانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که شیخ نگاهی بمن انداخت و بعد با دست اشاره کرد یعنی بروم جلو...
رفتم جلو سلام کردم ... بعداز لحظاتی بمن گفت:
حاضری باهم شرطی بگذاریم؟!
گفتم:
چه شرطی؟... برای چی؟!
شیخ گفت:
قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت، یکسال تمام نمازهای یومیه را سروقت اذان بخوانی!!!
خیلی تعجب کردم... ازکجا میدانست... این چه شرطی بود...
کمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد که یکسال نماز بخوانم... خلاصه گفتم:
قبوله!
شیخ تکرار کرد:
یکسال نماز اول وقت و سر اذان درمقابل سلامتی اولادت، قبوله؟
بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم و اصلا قبول نداشتم، گفتم:
قبوله آقا

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شده و ازدحام جمعیت درقسمتی از حرم زیاد شد... یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید و مردم هم بدنبالش...
خلاصه بچه خوب خوب شد و منهم از آنموقع طبق قول و قرارم با مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی نمازم را دقیق و سروقت میخواندم.
یکروز محل اجرای تونل مشغول کار بودیم که از همانجا دیدیم سردارسپه بطرف ما میآید... تعداد اتومبیل ها و آژان های اطرافش مشخص بود که رضاشاه آمده... ترس و اضطراب عجیبی همه را گرفت...شوخی نبودکه رضاخان خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهر شد....
مردد بودم برم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدید بخوانم که گفتم مردحسابی تو قول دادی، بقول و قرارت پای بند باش... خلاصه وضویی گرفتم و ایستادم به نماز... رکعت سوم بودم که سایه رضاخان را کنارم دیدم... خیلی ترسیده بودم ... اگر عصبانی میشد یا عمل مرا توهین تلقی میکرد کارم تمام بود!
سلام نماز که دادم بلند شدم و دیدم درست پشت سرم ایستاده...
عذرخواهی کردم و گفتم:
قربان درخدمتگذاری حاضرم، شرمنده اگر وقت اعلیحضرت تلف شد و و و و
رضا شاه گفت:
همیشه نماز میخونی مهندس؟
گفتم:
قربان از وقتی پسرم شفا گرفت، نماز میخوانم، درحرم شرط کردم!
رضا خان نگاهی به یکی از همراهانش کرد و با چوب تعلیمی محکم بصورت او زد و گفت:
مردیکه پدرسوخته... کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفا بده ، نماز اول وقت بخونه دزد و عوضی نمیشه...اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این!!!!

(خاک توسر روزگار از گور سر در بیاره ببینه هنوز هم مثل اون زمانه که هرکی نماز میخوند دزد وعوضی نمی شه؟؟؟؟!!!!! )
بعدها متوجه شدم، زیرآب مرا زده بودند که مهندس چنین است و چنان و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من نظرش را عوض کرده بود و جانم را خریده بود!!!
از آن تاریخ دیگر هرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی فاتحه و درود میفرستم!

خاطره از حاج آقا گرایلی
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرار احمد بن حنبل از پاسخ به حدیث " فئة باغیة " پاسخ داد.
"

معاویه ستمگر و جهنمی است!

توجیه معاویه و پاسخ قاطع مولای‌متقیان

..وقتی جناب عمار رض در جنگ صفین به شهادت رسیدند عمرو بن عاص نزد معاویه میرود و با ناراحتی میگوید عمار کشته شد و من از رسول الله شنیدم که گروه قاتل عمار جهنمی هستند!!!

احمد بن حنبل در مسندش مى‌نويسد:

محَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَمَّا قُتِلَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ حَزْمٍ عَلَى عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَامَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ فَزِعًا يُرَجِّعُ حَتَّى دَخَلَ عَلَى مُعَاوِيَةَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ مَا شَأْنُكَ قَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ قَدْ قُتِلَ عَمَّارٌ فَمَاذَا قَالَ عَمْرٌو سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ دُحِضْتَ فِي بَوْلِكَ أَوَنَحْنُ قَتَلْنَاهُ إِنَّمَا قَتَلَهُ عَلِيٌّ وَأَصْحَابُهُ جَاءُوا بِهِ حَتَّى أَلْقَوْهُ بَيْنَ رِمَاحِنَا أَوْ قَالَ بَيْنَ سُيُوفِنَا.

ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش نقل مى‌كند كه گفت: هنگامى كه عمار ياسر به شهادت رسيد، عمرو بن حزم نزد عمرو عاص رفت و گفت: عمار كشته شد، رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده است: گروه ستمگر، عمار را مى‌كشند، عمرو عاص ناراحت شد و جمله «لا حول ولا قوة الا بالله» را مى‌گفت تا نزد معاويه رفت،‌ معاويه پرسيد: چه شده است؟ گفت: عمار كشته شده است. معاويه گفت:‌ كشته شد كه شد، حالا چه شده است؟
عمرو گفت: از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم كه مى‌فرمود: عمار را گروه باغى وستمگر خواهد كشت،
معاويه گفت: مگر ما او را كشته‌ايم، عمار را علی و يارانش كشتند كه او را همراه خويش وادار به جنگ كردند و او را بين نيزه‌ها و شمشيرهاى ما قرار دادند.

مسند احمد جلد 4 صفحه 199 .موسسه القرطبة.

http://library.islamweb.net/hadith/d...1263&hid=17431

بنابراین از آنجایی که طبق قول رسولخدا قاتل جناب عمار باغی و ستمگر است ، معاویه برای فرار از این قضیه میگوید :
مگر ما عمار را کشتیم؟؟
بلکه علی ، عمار را کشت که او را همراه خود به جنگ آورد و بین شمشیر های ما قرار داد!!!

اما امیرالمومنین علی علیه السلام جواب کوبنده ای به معاویه میدهند، دقت کنید:

مناوى به نقل از قرطبى مى‌نويسد:

وهذا الحديث أثبت الأحاديث وأصحّها، ولمّا لم يقدر معاوية على إنكاره قال: إنّما قتله من أخرجه، فأجابه عليّ بأنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم إذن قتل حمزة حين أخرجه .
قال ابن دحية: وهذا من على إلزام مفحم الذي لا جواب عنه، وحجّة لا اعتراض عليها.

اين حديث از محكم‌ترين و صحيح‌ترين احاديث است(حدیث فئة باغية) و چون معاويه قدرت بر انكارش نداشت، گفت: عمار را كسى كشت كه او را همراه خود آورده است و لذا علی در پاسخش فرمود: پس بنابراين حمزه را هم در جنگ احد پيامبر كشته است؛ چون آن حضرت بود كه حمزه را همراه خودش آورده بود.

ابن دحيه مى‌گويد: اين پاسخ علی چنان كوبنده است كه حرفى براى گفتن باقى نمى‌گذارد و دليلى است كه انتقادى بر آن نيست.

فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 6، ص 366، ناشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر.

بنابراین خال المومنین اهل تسنن و صحابه بزرگ از نظر اهل تسنن یعنی معاویه بن ابی سفیان طبق سخن پیامبر،ستمگر است.

همچنین در همان فیض القدیر آمده است که عالم سنی میگوید:
منظور از فرقه ی ستمگر، معاویه و قومش است!!!

(ﺗﻘﺘﻠﻪ ﺍﻟﻔﺌﺔ ﺍﻟﺒﺎﻏﻴﺔ) ﻗﺎﻝ ﺍﻟﻘﺎﺿﻲ ﻓﻲ ﺷﺮﺡ ﺍﻟﻤﺼﺎﺑﻴﺢ ﻳﺮﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ ﻭﻗﻮﻣﻪ ﺍﻩ ﻭﻫﺬﺍ ﺻﺮﻳﺢ ﻓﻲ ﺑﻐﻲ ﻃﺎﺋﻔﺔ ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻗﺘﻠﻮﺍ ﻋﻤﺎﺭﺍ ﻓﻲ ﻭﻗﻌﺔ ﺻﻔﻴﻦ ﻭﺃﻥ ﺍﻟﺤﻖ ﻣﻊ ﻋﻠﻲ.

(او را گروهی ستمگر می کشند)قاضی در شرح مصابیح گفته است منظور معاویه و قومش است و این در ستمگری گروه معاویه صریح است که عمار را در جنگ صفین کشتند و حق با حضرت علی بود.

قـــــــــــــــضاوت باشـــــــــــــــــما


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی یا اول المظلوم ای یگانه مظلوم هستی


"

8 ساعت پيش

ناقد به سرنگار انتخاب رئیس FATF به عنوان مامور اعمال تحریم‌های آمریکا علیه ایران پاسخ داد.
" اتفاقا شما جناحی و اهل قطب بندی هستید.
دنبال کوچکترین بهانه می گردید تا رقیب را زمین بزنید.
شما که این قدر به منافع ملی حساسید سال 85 کجا بودید؟ چرا یک کلام حرف نزدید؟
یعنی اشتباه محمود فقط زمانی قابل طرح است که پته اش روی آب ریخته شده باشد؟
تقدیس ها و تمجیدها و چشم بستن بر خطاهای فاحش در دوران اوجش را انگار از یاد برده اید. بلی درست است که می گویند حب الشئ یعمی و یصم!
نه، شما اصلا قرمز - آبی نیستید! "

13 ساعت پيش

صبح به سرنگار انتخاب رئیس FATF به عنوان مامور اعمال تحریم‌های آمریکا علیه ایران پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
آیا از تصویب قانون "مریدا" خبر دارید؟
این قانون در سال 85 یعنی در دوره رییس جمهوری انقلابی و محبوبتان تصویب شد و آب از آب تکان نخورد. آن زمان گویی هم کیهانی ها خواب بودند و هم دلواپسی ها!
مفاد این قانون را اگر بخوانید می بینید به مراتب بدتر از کنوانسیون های FATF است!

http://rc.majlis.ir/fa/law/show/134837
سر کار گذاشتن مردم و درگیر بازی‌های قطبی کردنشان از تار و پود شما بیرون نمی آید!
رئیس جمهور محبوبمان خطاهای آشکاری کرد و دیدید که چطور کنار گذاشته شد، بر عکس شما که خطاکار را همواره ارجمند دانسته‌اید! حالا فرض که مریدا هم چیز بدی بود، آن هم روی خطاهایش محسوب می‌شد، نه یک ابزار برای شما که مردم را با این دو قطبی (قرمز-آبی) مثل خودتان به بازی بگیرید! و سطح فکر از جدال قطبی فراتر نرود! پس اگر «مریدا» حامل ضرر برای منافع ملی باشد، محکوم است و هیچ دفاعی از هیچ رئیس جمهور محبوب و نامحبوبی در خطاهایش نیست! این بازی را تمام کنید! گویا دوتا بچه نشسته‌اند و (یکی برای من)، (یکی برای تو) می‌گویند! "

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

سال۱۳۷۹ درخدمت مرحوم ابوی برای عیادت دوست بیماری رفته بودم...
پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت، برحسب اتفاق ، چنددقیقه بعداز ورود ما اذان مغرب میگفتند... آن آقای پیر کراواتی، باشنیدن اذان کیف چرمی ظاهرا گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرحضار مشغول نماز شد!
شخصا برای من جالب بود که یک پیرمرد شیک و صورت تراشیده و کراواتی اینطور مقید به نماز اول وقت باشد...
بعداز اینکه همه نمازشان خواندند ، مرحوم پدرم خطاب به ایشان با صدای بلند(بدلیل سنگینی گوش پیرمرد) گفتند:
آقای مهندس، قضیه نماز اول وقت و مرحوم حاج شیخ و رضاخان را برای مجتبی تعریف کنید ... دوستدارم از زبان خود جنابعالی بشنود...
حس کنجکاوی ام تحریک شده بود که بدانم ماجرا ازچه قرارست که، آقای مهندس لبخندی زدند و اینطور شرح دادند:

مدتی بود که از طرف سردارسپه(از القاب رضاشاه) مسئول اجرای قسمتی از طرح تونل کندوان درجاده چالوس شده بودم..،
ازطرفی فرزند دومم که پسربزرگم باشه، مبتلا به سرطان خون شده بود، دکترها حتی اطباء فرنگ جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظر مرگ بچه بودیم.
خانمم یکروز گفت که برای شفای بچه بریم مشهد دست بدامن امام رضا ع بشیم... البته آنموقع من اینحرفهارو قبول نداشتم ولی چون مادربچه خیلی مضطرب و دلشکسته بود قبول کردم... مشهد که رسیدیم تقریبا آخرشب بود، فردا صبح بچه را بغل کردم و رفتیم حرم...
وارد صحن که شدیم، خانمم خیلی آه و ناله و گریه میکرد... گفت بریم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه و... بچه را ازمن گرفت و گریه کنان رفت داخل سمت ضریح و....
یک ملای پیر کوچولو توجه منو بخودش جلب کرد...روی زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر و نبات خرد شده در آن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند...
هرکس مشکلش را به آن آخوندپیر میگفت و او یا چندعدد انجیر یا مقداری نبات درون دست طرف میگذاشت و بنده خدا خوشحال و خندان تشکرمیکرد و میرفت.
به خودم گفتم عجب مردم احمق و ساده ای داریم ما... پیرمرد چطور همه را دلخوش میکند ، آنهم با انجیر یا تکه هایی از نبات!
حواسم از خانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که شیخ نگاهی بمن انداخت و بعد با دست اشاره کرد یعنی بروم جلو...
رفتم جلو سلام کردم ... بعداز لحظاتی بمن گفت:
حاضری باهم شرطی بگذاریم؟!
گفتم:
چه شرطی؟... برای چی؟!
شیخ گفت:
قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت، یکسال تمام نمازهای یومیه را سروقت اذان بخوانی!!!
خیلی تعجب کردم... ازکجا میدانست... این چه شرطی بود...
کمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد که یکسال نماز بخوانم... خلاصه گفتم:
قبوله!
شیخ تکرار کرد:
یکسال نماز اول وقت و سر اذان درمقابل سلامتی اولادت، قبوله؟
بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم و اصلا قبول نداشتم، گفتم:
قبوله آقا

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شده و ازدحام جمعیت درقسمتی از حرم زیاد شد... یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید و مردم هم بدنبالش...
خلاصه بچه خوب خوب شد و منهم از آنموقع طبق قول و قرارم با مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی نمازم را دقیق و سروقت میخواندم.
یکروز محل اجرای تونل مشغول کار بودیم که از همانجا دیدیم سردارسپه بطرف ما میآید... تعداد اتومبیل ها و آژان های اطرافش مشخص بود که رضاشاه آمده... ترس و اضطراب عجیبی همه را گرفت...شوخی نبودکه رضاخان خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهر شد....
مردد بودم برم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدید بخوانم که گفتم مردحسابی تو قول دادی، بقول و قرارت پای بند باش... خلاصه وضویی گرفتم و ایستادم به نماز... رکعت سوم بودم که سایه رضاخان را کنارم دیدم... خیلی ترسیده بودم ... اگر عصبانی میشد یا عمل مرا توهین تلقی میکرد کارم تمام بود!
سلام نماز که دادم بلند شدم و دیدم درست پشت سرم ایستاده...
عذرخواهی کردم و گفتم:
قربان درخدمتگذاری حاضرم، شرمنده اگر وقت اعلیحضرت تلف شد و و و و
رضا شاه گفت:
همیشه نماز میخونی مهندس؟
گفتم:
قربان از وقتی پسرم شفا گرفت، نماز میخوانم، درحرم شرط کردم!
رضا خان نگاهی به یکی از همراهانش کرد و با چوب تعلیمی محکم بصورت او زد و گفت:
مردیکه پدرسوخته... کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفا بده ، نماز اول وقت بخونه دزد و عوضی نمیشه...اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این!!!!

(خاک توسر روزگار از گور سر در بیاره ببینه هنوز هم مثل اون زمانه که هرکی نماز میخوند دزد وعوضی نمی شه؟؟؟؟!!!!! )
بعدها متوجه شدم، زیرآب مرا زده بودند که مهندس چنین است و چنان و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من نظرش را عوض کرده بود و جانم را خریده بود!!!
از آن تاریخ دیگر هرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی فاتحه و درود میفرستم!

خاطره از حاج آقا گرایلی

"

18 ساعت پيش

ناقد به سرنگار انتخاب رئیس FATF به عنوان مامور اعمال تحریم‌های آمریکا علیه ایران پاسخ داد.
" آیا از تصویب قانون "مریدا" خبر دارید؟
این قانون در سال 85 یعنی در دوره رییس جمهوری انقلابی و محبوبتان تصویب شد و آب از آب تکان نخورد. آن زمان گویی هم کیهانی ها خواب بودند و هم دلواپسی ها!
مفاد این قانون را اگر بخوانید می بینید به مراتب بدتر از کنوانسیون های FATF است!

http://rc.majlis.ir/fa/law/show/134837 "

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2159
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

چرا از خودت حرف در می آوری؟ قرآن کریم در کجا صحبت از این تأکید انبیاء کرده است؟ آیه ای که بدان اشاره کردی در ادامه قصه موسی و قومش آمده و جوابی است به دعای موسی که از خداوند برای خود و قومش طلب خیر دنیا و آخرت کرد.

موسی گفت: وَاكْتُبْ لَنَا فِي هَٰذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ- و در اين دنيا و در آخرت براى ما نيكى بنويس

و پروردگار پاسخ فرمودند: فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ - آن رابراى كسانى كه پرهيزگارى مى‌كنند و زكات مى‌دهند و به آيات ما ايمان مى‌آورند مقرر خواهم داشت( خواهم نوشت)

این آیه نقل کسانی است که تقوا پیشه می کنند، زکات می دهند و به آیات الهی ایمان دارند و این شامل همه کسانی می شود که چنین خصوصیتی دارند، چه اولین و چه آخرین، هم در باره قوم موسی صدق می کند و هم دیگر اقوام پیامبران.
دوباره اشتباه نکن! یه نگاهی به آیات قبل کن ببین درباره چه چیزی صحبت می کنند بعد به این سرعت نتیجه گیری کن. اگر در زمان حیات پیامبر، طیبات بر مردم حرام بوده پس اجازه خوردن چه چیزی را داشته اند؟


hosyn
دوست گرامی، باور نمیکردم که وقتی برای اختصار بین آیه نقطه بگذارم شما فورا سوء استفاده میکنید! واقعا که! یجدونه مکتوبا را نوشتم و نقطه گذاشتم، آخر بعد از یجدونه آمده: مکتوبا عندهم فی التوراة و الانجیل! آیا زمان حضرت موسی، انجیل نازل شده بود که اسم پیامبر اسلام را در آن بیابند؟!

بعدش هم به راحتی از یضع عنهم رد شدید!

مهمتر میگویید قبلا حلال شده بود! طبق مبنای شما که فقط قرآن را میپذیرید، قبلا و بعدا نداریم، تمام نقل تاریخی ترتیب نزول سوره‌ها و آیات، باد هواست!
.
"

يك روز پيش

msm1365 سرنگار جدیدی با عنوان بررسی بازار کامیون ایران پس از تحریم ساخت
" برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به برجام که در زبان انگلیسی از آن با عنوان Joint Comprehensive Plan of Action نام برده می‌شود توافقی چند جانبه بود که در سال 2015 میلادی بین دول اروپایی، آمریکا و ایران امضا شد و به بخشی از تحریم های شدید بین‌المللی در مورد ایران پایان داد. تحریم هایی که حتی فروش کامیون به ایران را نیز شامل شده بود.

در ماه های گذشته با خروج دولت آمریکا از این معاهده، نگرانی از بازگشت تحریم های شدید گذشته و یادآوری وضعیت اقتصادی کشور در اواخر دولت احمدی نژآد و اوایل دولت حسن روحانی ذهن همگان را به خود مشغول ساخته است. در این نوشتار با بررسی رفتار شرکت های تولید کننده کامیون فعال در بازار ایران، پیش‌بینی از آینده صنعت کامیون در ایران را خواهیم داشت.

با توجه به عدم رابطه اقتصادی بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، دهه هاست که هیچ کامیون آمریکایی به صورت رسمی در ایران عرضه نشده و با توجه به عدم بهبود روابط سیاسی این رویه ادامه نیز خواهد داشت. در نتیجه کامیون های آمریکایی کمافی السابق دغدغه کامیون داران ایرانی محسوب نمی شوند.

اما در قاره سبز که مهمترین تأمین کننده کامیون ایران به شمار می‌رود نگرانی‌ها بسیار گسترده است. شرکت های آلمانی همچون مرسدس بنز و مان نه تنها در بازار آمریکا حضور گسترده ای دارند بلکه از سهامداران عمده و مالکان برخی برندهای آمریکایی نیز هستند. در نتیجه بازار گسترده آمریکا را به بازار بسیار کوچکتر ایران ترجیح خواهند داد و مانند گذشته سریع‌تر از سایرین بازار ایران را ترک خواهند کرد.

در سمت مقابل شرکت های سوئدی همچون ولوو و اسکانیا قرار دارند که سابقه رفتاری بهتری با بازار ایران در مقابل تحریم های آمریکا دارند. ولوو همچون مرسدس بنز با توجه به حضور گسترده در آمریکا بدون شک بازار ایران را ترک خواهد کرد اما رفتار اسکانیا احتمالاً متفاوت خواهد بود. این برند حضور مستقیم در بازار آمریکا ندارد اما از زیر مجموعه های فولکس واگن محسوب می‌شود که از بازیگران اصلی صنعت خودرو در آمریکا محسوب می شود.

با این حال اسکانیا در دوره قبلی تحریم ها علی الظاهر بازار ایران را ترک نکرد و محصولات این شرکت هر چند گرانی بی سابقه ای را تجربه کرد اما همچنان در بازار ایران حضور داشتند.


کامیون سازی رنو از زیرمجموعه های ولوو محسوب می‌شود و بدون شک تابع رفتار شرکت مادر خواهد بود، چنانکه در دوره گذشته همزمان با ولوو بازار ایران را ترک کرد.

از برندهایی جدید بازار ایران بایستی به کامیونت میتسوبیشی فوسو اشاره کرد که از زیرمجموعه های مرسدس بنز محسوب می شود!!! در مورد اینکه این شرکت چه رفتاری در قبال سیاست‌های دولت آمریکا خواهد داشت بایستی منتظر ماند و تماشا کرد…


تنها امید بازار ایران می‌تواند به شرکت های چینی و تا حدودی کره ای باشد که شانسی برای حضور در بازار کامیون آمریکا ندارند و می‌توانند بدون واهمه از جرایم دولت آمریکا به فروش خود در بازار بی رقیب ایران ادامه دهند. با این حال حمایت اتحادیه اروپا از شرکت های اروپایی در مقابل جرایم دولت آمریکا موضوعی است که تأثیر آن را بایستی در آینده مشاهده کرد.

کمبود کامیون، افزایش قیمت آن به موازات افزایش قیمت دلار، افزایش قیمت قطعات یدکی، کمبود و فقدان قطعات یدکی معتبر و… مواردی است که ظهور آن قابل پیش‌بینی است. یکی از موضوعاتی که این روزها به شدت فقدان آن احساس می‌شود گستره سرزمین ایران و جمعیت آن است، اگر ایران سرزمینی بسیار گسترده‌تر و دارای جمعیت بیشتری بود طبیعتاً تحریم آن به سهولت الان نبود. گستره جمعیت و سرزمین ارزش بازار وسیع‌تری را نیز عرضه می‌کند که بسیاری از کشورها از آن دل نخواهند کند.

در چنین شرایطی عرضه کامیون بومی توسط شرکت های ایرانی تنها کورسوی امید بازار کامیون ایران است، می توانستیم با افزایش تولید، کاهش قیمت، ایجاد شغل و … از این جنگ اقتصادی به راحتی گذر کنیم اما متأسفانه چنین توانایی در شرکت های ایرانی نیست.

این مطلب با اجازه مدیر نشریه سلطان جاده ( مجله کامیون ) بازنشر داده شده است.
"

يك روز پيش

msm1365 به سرنگار مزدا 3 - تیپ 3 | Mazda 3N 2013 پاسخ داد.
" "

يك روز پيش

msm1365 به سرنگار تویوتا پرادو لندکروزر سال 2014 پاسخ داد.
" "

يك روز پيش

msm1365 به سرنگار مرسدس بنز اس 600 سال 2015 پاسخ داد.
" "

يك روز پيش

msm1365 به سرنگار خودروسازان پای میز مذاکره با چینی‌ها پاسخ داد.
" "

يك روز پيش

msm1365 به سرنگار آشنایی با عیب یابی خودرو پاسخ داد.
" "

يك روز پيش

msm1365 به سرنگار چگونه از سرقت و دزدی خودروی خود جلوگیری کنیم؟ پاسخ داد.
" فقط سوئیچ مخفی "

يك روز پيش

msm1365 به سرنگار با 10 میلیون تومان چه خودرو هایی میتونیم بخریم پاسخ داد.
" هیچی "

يك روز پيش

msm1365 به سرنگار نکاتی کلیدی در مورد SEO پاسخ داد.
" "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اشلره ای به توطئه های کودتا چیان سقیفه وشهادت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه واله وسلم پاسخ داد.
"
روز_شمار_شهادت_رسولخدا صلی الله علیه و آله 《8》

.در روز چهارشنبه ۹ صفر سال ۱۱ هجری قمری ، ۲۲ اردیبهشت سال ۱۱ هجری شمسی ،
۸ می سال ۶۳۲ میلادی چه اتفاقی افتاد؟؟

..در این روز به فرمان رسول خدا صلی الله علیه و آله ، امیرالمومنین علیه السلام , در میان مردم مدینه به آوازی بلند چنین فرمود:

" ای مردم ! هر کس ، کسی را که باید به او اجر دهد ، مورد ظلم قرار دهد ، خداوند رحمتش را از او دریغ می‌کند و مستحق لعنت الهی است ؛ هر کس غیر ولی خود را تبعیت کند ، لعنت خدا بر اوست ؛ هر کس به پدرانش ناسزا گوید ، مستوجب خشم و لعن الهی است ."

⬅️این سخنان به گونه ای بیان گردید که توجه اهل مدینه را به خود جلب نمود !

عده ای که در میان آن ها ، عمر بن خطاب بود به سراغ امیرمؤمنان علیه‌السلام آمدند و از کُنه و تفسیر سخن پرسش نمودند ؛
امیرمؤمنان علیه‌السلام فرموند : خدا و رسول آگاهترند!
▪️اکنون جماعت به سوی خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله در حرکت اند ؛
پس از ورود به خانهء رسول خدا ، عمر به صدا درآمد :

ای رسول خدا ! تفسیر این سخن چیست؟؟

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

" قرآن میفرماید :
بگو , که من از شما اجر و مزد رسالت نمیخواهم مگر اینکه به خاندانم محبت کنید , پس هر کس در این اجر ظلم کند مستحق لعن الهی است .
و باز قرآن میفرماید :
پیامبر از مومنان بر خودشان اولی و سزاوارتر است ؛ من نیز در غدیر خم گفتم : هر کس را که من ولایتدار اویم , پس این علی ولایت دار اوست ، پس هر کس غیر علی را برگزیند , لعنت خداوند بر اوست ."

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند :


" به علی امر کردم که در میان شما بگوید : هر کس پدرانش را دشنام دهد ، پس لعنت الهی بر اوست ؛
اینک من خدا را شاهد میگیرم و شما را گواه می دانم بر این که من و علی پدران اهل ایمان هستیم ؛ پس هر کس یکی از ما دو تن را دشنام گوید ، لعن و نفرین الهی شامل اوست ."

▪️ کسانی که در خانه رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند ، از خانه خارج می‌شوند
... عمر رو به دیگران کرده می‌گوید:

ای اصحاب محمد ! امروز آنچنان ولایت علی را محکم نمود که حتی در روز غدیر خم نیز چنین نکرده بود !(۱)



1⃣ بحارالانوار ج۲۲ صص ۴۸۹-۴۹۰ ؛ طرف من الأنباء و المناقب , ابن طاووس , صص۱۸۵-۱۸۸
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:10AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.