بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
نگارینا به سرنگار اگه یه پاکن داشتین کجای زندگیتونو پاک میکردین؟؟؟؟؟؟؟؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط simon_1816 نوشته شده است نمايش نوشته
اره سرباز شدم
غصه نخور زود تموم میشه "

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
2113
نقل قول:
در اصل توسط مهبد 1 غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بااسلام
جناب حسین جواب ندادی

دین شیعه دین الهی است یا دین اهل سنت ؟


hosyn
هیچکدام، چون سؤال غلط است، نه شیعه، دین است، و نه تسنن! دین فقط اسلام است، و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه.
"

15 ساعت پيش

ناقد به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
" ه
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
جنابعالی هم اگر در یک اداره کار کرده باشید می دانید که تصمیمات بالا بدون خط دهی و چانه زنی و مشورت پائین مقدور نیست... و نوع نگاه شما به مدیریت یک نوع نگاه احمدی نژادی است
همان حرف من (روند تصمیم‎سازی) را تکرار کردید (که البته هیچ ربطی به شیوه هیئتی احمدی نژاد ندارد)، اما از نکته مهم یعنی مسئولیت اصلی تصمیمات غافل شدید.
نگاه شما همان نگاه انحرافی است که هنوز برخی افراطیون می گویند امام جام زهر نخورد، بلکه به او خوراندند!
نتیجه این تفکر غلط هولناک است: ضعف و ناآگاهی رهبر و دسیسه‌گری زیردستان او!
در برجام هم شما و همفکرانتان در صدد القای چنین امری بوده و هستید.
البته رهبری امروز در سخنان خود مسئولیت این امر مهم و ملی را گردن گرفت.
بی تردید در ماجرای خزر نیز چنین است. "

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

‍ (https://attach.fahares.com/Y23xw1JEucii6WHJ7gBW0A==) ‍ #کلیپ_تصویری
حدیث #غدیر
#مولا (۱۴)

اعترافات جنجالی و
بسیار مهم یکی از علما و شخصیت های سرشناس و معروف اهل سنت معاصر عربستان


《شیخ حسن فرحان المالکی》

خلاصه ای از سخنرانی ایشان:

حدیث غدیر صحیحترین حدیث روی کره زمین است؛
این حدیث صحیح و متواتر است.

پیامبر در این وصیت کبری همه چیز را روشن نمود و فرمودند هرچه بر عهده من بود بعد از من بر عهده علی علیه السلام است!

و امر به پیروی از ثقلین نمودند و ۲ یادگار گرانبها در بین امت تا قیامت قرار دادند :
اهل بیت و قرآن

و اطاعت از آن دو راه نجات از گمراهی معرفی فرمودند .

در اجتماع غدیر خم ، تمام حجاج ، آنان که جلوتر رفته بودند و آنان که عقب مانده بودند حضور داشتند
منبری برافراشته شد و پیامبر در آخرین روزهای عمر خود در غدیر وصیت نمودند.

من تمام مدارک حدیث غدیر را بررسی کرده‌ام....

در غدیر خم پیامبر پیش از آنکه دست امام علی علیه السلام را بالا ببرند ۳ بار از مردم بر ولایت خدا و رسول خدا بر ایشان شهادت گرفتند و
آنگاه دست امام علی علیه السلام را بالا بردند و فرمودند: هر کس من #مولا ی او هستم علی مولای اوست.

و این صریح ترین کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ولایت علی علیه السلام و وصایت ایشان است؛
و این ابلاغی آشکار است و حتی نصی خفی هم نیست ، مبین و واضح است.

اما با کمال تاسف تنها ۲ ماه بعد از این واقعه، سرپیچی های مدنی صورت گرفت،
مانند "جیش اسامه" که هر چه پیامبر فرمود با این سپاه راهی شوید بهانه آوردند...
و یا اینکه مانع نگاشتن مکتوب پیامبر شدند و گفتند:
کتاب خدا ما را بس است!!

همه مصیبتها وذلت و گرفتاری ما بخاطر آن است که به وصیت اول که صحیح ترین کلام پیامبر است ، عمل نکردیم
و باید به آن برگردیم.
چرا که نبی ابلاغ واضح و آشکار نموده و امانت را به امت رسانده است،

و اما ابن تیمیه و ناصبی ها که می گویند مساله غدیر برای جیش #یمن بوده ، دروغ میگویند ،
زیرا پیامبر در مکه ، مساله غدیر را به اهل یمن رساند و آنان بعد از اتمام حج ،
از مکه به سمت جنوب و یمن بازگشتند و غدیر خم در شمال بود و اصلا سر راهشان نبود..

و بارها خود امام علی علیه السلام در کوفه، ۲۵ یا ۲۶ سال بعد از غدیر ، به واقعه غدیر احتجاج نمود و از حاضرینِ آن صحنه خواستند تا شهادت بدهند

..و مجموعهء این قرائن و چنین ابلاغ آشکاری ، هیچ جایی برای عذر و بهانه باقی نمی‌گذارد.

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضییا حیدر
یا اول مظلوم ای یگانه مظلوم ازلی وابدی هستی
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

"

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"


پژوهشی پیرامون #آیه_ولایت(۱٧)


یکی از شبهاتی که مخالفین مکتب اهل بیت علیهم السلام (مانند فخر رازی) برای آیه ولایت وارد می کنند این است که حضرت چگونه زمانی که در نماز تیر از پایش کشیدند متوجه نشد
اما سائل آمد و
کمک خواست متوجه شدند؟؟

در کتاب تفسیر نمونه پاسخ به این شبهه را چنین می‌خوانیم:

2- فخر رازى و بعضى ديگر از متعصبان ايراد كرده‌اند كه على با آن توجه خاصى كه در حال نماز داشت و غرق در مناجات پروردگار بود (تا آنجا كه معروف است پيكان تير از پايش بيرون آوردند و توجه پيدا نكرد) چگونه ممكن است صداى سائلى را شنيده و به او توجه پيدا كند؟

پاسخ- آنها كه اين ايراد را ميكنند از اين نكته غفلت دارند كه شنيدن صداى سائل و به كمك او پرداختن توجه به خويشتن نيست، بلكه عين توجه بخدا است، على در حال نماز از خود بيگانه بود نه از خدا،
و مى‌دانيم بيگانگى از خلق خدا بيگانگى از خدا است و به تعبير روشنتر: پرداختن زكات در نماز انجام عبادت در ضمن عبادت است. نه انجام يك عمل مباح در ضمن عبادت و باز به تعبير ديگر آنچه با روح عبادت سازگار نيست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و اما توجه به آنچه در مسير رضاى خدا است، كاملا با روح عبادت سازگار است و آن را تاكيد ميكند،
ذكر اين نكته نيز لازم است كه معنى غرق شدن در توجه به خدا اين نيست كه انسان بى اختيار احساس خود را از دست بدهد بلكه با اراده خويش توجه خود را از آنچه در راه خدا و براى خدا نيست بر مى‌گيرد.

نام کتاب : تفسير نمونه‌ ط-دار الكتب الاسلاميه نویسنده : ناصر مكارم شيرازى جلد : 4 صفحه : 428

http://lib.eshia.ir/50082/4/428


اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضییا حیدر
یا اول مظلوم ای یگانه مظلوم ازلی وابدی هستی
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

"

18 ساعت پيش

صبح به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
" این نقشۀ منابع نفت (سیاه) و گاز (قرمز) هست.

روسیه، کمترین منابع رو در خزر داره.


و خوب اگر قرار داشته باشه 50-50 بشه، یا مشاع بشه، طبعا ثروت بیشتری نصیب روسیه میشه.
البته سهم ایران اینقدر نیست و همونطور که رو نقشه نوشته شده منطقه تا زمان نقشه (2005) اکتشاف نشده. "

19 ساعت پيش

صبح به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط Freedom1 نوشته شده است نمايش نوشته
حقی باید وجود داشته باشه که ایران طلبش کنه. حالا این آقا با هیجان و عدم مطالعه یک حرفی زده! بی‌بی‌سی شیطان صفت هم که فرصت رو مغتنم دونسته.

از موجودیت حقوقی و جایگاه اون قرارداد، تا خود 50 درصد، حرف مفت هست. اون یک معاهدۀ مرزی و تعیین حدود نیست.

اصولا پنجاه درصدی در کار نیست،چیزی که مطرحه، مشاع شدن منابع دریای خزر هست. یعنی اگر ما حتی به غلط، کشتیرانی رو تفسیر به منابع زیرزمینی هم بکنیم، به این معناست که 5 کشور در هر کجای اون بتونن مثلا چاه نفت بزنن و بهره برداری کنن. این مطرح هست. ادعای 50 درصد که کشک خالص هست. چیزی که به دروغ از اون 50 درصد استخراج میشه این جملات از فصل یازدهم این قرارداد هست: «هر دو بالسویه حق کشتی‌رانی آزاد در زیر بیرق‌های خود در دریای خزر داشته باشند»! این هیچ معنای 50 درصد نمیده! این 100 درصد برای هر دو هست.



یعنی با پذیرش 1921، روسیه که شرکتهای قدرتمند نفتی داره ، جلوتر از همه حرکت می کنه و تا دلش می خواد از منابع بهره برداری میکنه. هر کسی بتونه در مسابقۀ سرمایه گذاری پیروز بشه، بیشتر می بره. و اون قرارداد بیش از هر کسی حالا به نفع روسیه است. چون منابع نفتی خزر برای روسیه بسیار کمتر از سایر کشورهاست.


شاید با این تفسیر بشه فهمید این آدم روس، چرا از حق ایران حرف میزنه. "

20 ساعت پيش

صبح به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
حرف حساب چه ربطی به دلتنگی دارد؟
شما اگر در یک اداره به عنوان کارمند ساده هم کار کرده باشید می فهمید که سلسله مراتب اداری شامل تصمیم‎سازی و تصمیم‎گیری و صدور اوامر و فرامین و اجرای آن به چه معناست.
کارشناسان و کارکنان ذی‎ربط در روند تصمیم‎سازی سهیم هستند، اما تصمیم‌گیری برعهده مدیر ارشد است. این مدیر اگر ادله کارشناسان را صائب و منطبق با منافع و اهداف سازمان بداند معمولا تصمیم را اتخاذ و فرمان را صادر می کند و اگر چنین نباشد به راحتی آن را لغو کرده و یا جهت بررسی بیشتر ارجاع می دهد.
و در نهایت مسئولیت کلان تصمیمات (حتی اگر روند تصمیم‎سازی دارای اشکال باشد) با مدیر ارشد است نه کارکنان و کارشناسان. کارکنان به نوبه خود مسئول اجرای تصمیمات هستند.
(یک نمونه بارز پذیرش قطعنامه 598 است که مسئولان و کارشناسان نظامی و سیاسی ادله ضرورت پایان جنگ را برای امام تبیین کردند و امام نهایتا پذیرفت و نکته قابل‎توجه این که اعلام کرد من جام زهر نوشیدم و حتی اجازه نداد هاشمی آن را گردن بگیرد).
گمان نمی کنم مسایلی مانند برجام و خزر آن قدر پیش پا افتاده باشد که چنین روند علمی و کارشناسی و اداری را در سطوح بالا طی نکرده باشد.
لذا سطحی‎نگری و ساده‎انگاری امور مهم و پیچیده‎ای از این دست توسط شما جای تعجب دارد...!
جنابعالی هم اگر در یک اداره کار کرده باشید می دانید که تصمیمات بالا بدون خط دهی و چانه زنی و مشورت پائین مقدور نیست... و نوع نگاه شما به مدیریت یک نوع نگاه احمدی نژادی است "

20 ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.

21 ساعت پيش

ناقد به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
" حرف حساب چه ربطی به دلتنگی دارد؟
شما اگر در یک اداره به عنوان کارمند ساده هم کار کرده باشید می فهمید که سلسله مراتب اداری شامل تصمیم‎سازی و تصمیم‎گیری و صدور اوامر و فرامین و اجرای آن به چه معناست.
کارشناسان و کارکنان ذی‎ربط در روند تصمیم‎سازی سهیم هستند، اما تصمیم‌گیری برعهده مدیر ارشد است. این مدیر اگر ادله کارشناسان را صائب و منطبق با منافع و اهداف سازمان بداند معمولا تصمیم را اتخاذ و فرمان را صادر می کند و اگر چنین نباشد به راحتی آن را لغو کرده و یا جهت بررسی بیشتر ارجاع می دهد.
و در نهایت مسئولیت کلان تصمیمات (حتی اگر روند تصمیم‎سازی دارای اشکال باشد) با مدیر ارشد است نه کارکنان و کارشناسان. کارکنان به نوبه خود مسئول اجرای تصمیمات هستند.
(یک نمونه بارز پذیرش قطعنامه 598 است که مسئولان و کارشناسان نظامی و سیاسی ادله ضرورت پایان جنگ را برای امام تبیین کردند و امام نهایتا پذیرفت و نکته قابل‎توجه این که اعلام کرد من جام زهر نوشیدم و حتی اجازه نداد هاشمی آن را گردن بگیرد).
گمان نمی کنم مسایلی مانند برجام و خزر آن قدر پیش پا افتاده باشد که چنین روند علمی و کارشناسی و اداری را در سطوح بالا طی نکرده باشد.
لذا سطحی‎نگری و ساده‎انگاری امور مهم و پیچیده‎ای از این دست توسط شما جای تعجب دارد...! "

23 ساعت پيش

صبح به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
اولا روحانی و ظریف نه در تعامل با غرب تصمیم گیر اصلی هستند و نه در تعامل با شرق.
تصمیم از جای دیگری آمده و مراتب اداری و قانونی آن در شورای عالی امنیت ملی طی شده است. روحانی در این بین فقط یک ماشین امضا است؛ همان نقشی که ظریف در برجام داشت!

ثانیا بستگی به نگاه ها و مواضع دارد. اگر برجام برای ایران مفید بوده متصدیان اجرایی قابل تقدیر و چه بسا شایسته لقب قهرمان هستند. اگر هم خیانت باشد می شوند مجری خیانت! چنین امری در کنوانسیون خزر هم مصداق دارد.
هر چه دل تنگ تان می خواهد بگوئید دیگر!

روحانی و ظریفند که این کنواسیون را امضا و تائید می کنند و این هم مثل برجام است اگر نخواهند امضا نمی کنند و ممانعت ایجاد می کنند، اگر بخواهند هم ترغیب می کنند و کار را پیش می برند. بالاخره امضای مسئولین این دولت است که پای این قراردادها نشسته است و می‌نشیند و ژورنالیستهای حقوق بگیر گویا تعیین می کنند که چگونه مردم جوگیر بشوند یا نشوند! "

يك روز پيش

ناقد به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
" بنده در این جا ناقل اقوال مختلف هستم، لذا معنایش این نیست که لزوما هر چه گفته شده را قبول دارم و باید ملزم به دفاع باشم.

نظر من این است که سهم 50 درصد حتی اگر مستندات تاریخی و قانونی داشته باشد، به راحتی قابل اجرا شدن نیست و موجب تنش با همسایه های شمالی می شود و در شرایطی که ما به شدت تنها و منزوی هستیم و خصوصا با غرب دچار چالش هستیم توان هماوردخواهی در این معرکه را نداریم.
اما حرف اصلی در سرنگار این بود که می توانستیم با دست پر وارد این قرارداد شده و حداقل سهم 18 درصد را محقق می کردیم که نکردیم.... "

يك روز پيش

صبح به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
"
نقل قول:
، زیرا به موجب قراردادهای 1921 و 1940 منعقد شده بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و مکاتبات و ضمائم آنها، دریاچه مازندران رژیم حقوقی مدون و مشخصی داشته است و جمهوری اسلامی ایران با حقوق مساوی، مشترک و مشاع در همه منابع و حقوق متصوره اعم از سطح دریاچه، منابع آبی، بستر و زیربستر آن 50 درصد ذی‌حق و سهیم است
به این آقا که دسترسی نداریم ولی شما جناب ناقد، بفرمائید که کدام بند از قرارداد 1921، اشاره ای به « اعم از سطح دریاچه، منابع آبی، بستر و زیربستر »! داشته و این آقا به چه قصدی دروغ می‌گوید؟

قرارداد 1921 هیچ درصدی ذکر نکرده و فقط «حق کشتیرانی آزاد» را برای هر دو کشور دانسته است که این حمل بر 50 درصد می شود که الزاما درست نیست. یعنی اگر هم هنوز برقرار باشد و بر خلاف متن به چیزی غیر از کشتیرانی هم صدق کند، باید بگوئیم هم آنها حق دارند در ساحل ما چاه نفت بزنند، هم ما در ساحل آنها چاه نفت بزنیم. مثل چیزی شبیه به میادین نفتی مشترک در خلیج فارس!


اصولا این قرارداد مرزی تعیین نمی کند و مربوط به مرزها نیست! این باید در همان زمان تبدیل به معاهدۀ مرزی می شده و تفسیر می شده که نشده و اصولا ایران هم همچین قدرتی نداشته! "

يك روز پيش

ناقد به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
جالب است که این جا دیگر ظریف و روحانی قهرمانان دیپلماسی نیستند!
قهرمان دیپلماسی و تعامل کسی است که به آمریکا امتیازهای هنگفت و تعیین کنندۀ سرنوشت بدهد
مضحک آن که عده ای در شبکه های مجازی این را (استعمار روس) می خوانند تا چاکری های خود برای آمریکا را به این واسطه پوشش دهند، در حالی که در هر حالت این منازعۀ ایران و روسیه نیست بلکه بحث عمده با آذربایجان و ترکمنستان است
این که از هر (رخدادی) سیلی از دروغ و جعل بسازیم، جزوی از طرح سرکوب روانی و جنگ روانی دشمن علیه ملت ایران است. که برخی افراد ساده اندیش متاسفانه با آن فورا همراه می شوند. این البته عبرتی برای امثال ظریف و روحانی و مشابهین فکری آنها هست. چون این چیزی است که تبدیل به واقعیت نیز خواهد شد و سیل این تزویر، به شکل فیزیکی نیز آنها را هدف گرفته است، این جنگ روانی، مرزهای جنگ فیزیکی فرضی را نیز نشان می‌دهد.
اولا روحانی و ظریف نه در تعامل با غرب تصمیم گیر اصلی هستند و نه در تعامل با شرق.
تصمیم از جای دیگری آمده و مراتب اداری و قانونی آن در شورای عالی امنیت ملی طی شده است. روحانی در این بین فقط یک ماشین امضا است؛ همان نقشی که ظریف در برجام داشت!

ثانیا بستگی به نگاه ها و مواضع دارد. اگر برجام برای ایران مفید بوده متصدیان اجرایی قابل تقدیر و چه بسا شایسته لقب قهرمان هستند. اگر هم خیانت باشد می شوند مجری خیانت! چنین امری در کنوانسیون خزر هم مصداق دارد. "

يك روز پيش

ناقد به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
" رژیم حقوقی دریاچه مازندران در لبه‌ پرتگاه
چهارشنبه 17مرداد 1395 در برنامه «روی خط خبر» شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران مصاحبه‌ای با رئیس دبیرخانه دریای خزر درباره «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر» به عمل آمد. ایشان اعلام کردند این کنوانسیون نهایی شده است و در اجلاس سران کشورهای ساحلی دریای خزر که هفته آینده در کشور قزاقستان برگزار خواهد شد، به امضای رؤسای جمهور پنج کشور ساحلی خواهد رسید. این‌جانب که حدود 30 سال در زمینه رژیم حقوقی دریاچه مازندران کار کرده و زمانی از طرف مقامات عالیه کشور نیز دراین‌باره مأموریت داشته‌ام، در نهایت ناباوری و بهت‌زدگی این سؤال از ذهنم گذشت که کدام کنوانسیون؟! آیا ملت قهرمان و مسلمان ایران نباید قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، از مفاد این کنوانسیون که به منافع ملی، حیات اقتصادی، تمامیت ارضی و حتی سرنوشت ما مربوط می‌شود، مطلع شوند؟ سراسیمه به هر دری زدم تا بالاخره به نسخه‌ای غیررسمی از آن دست یافتم. این کنوانسیون علاوه بر ابهامات عدیده، مغایر با حقوق جمهوری اسلامی ایران است، زیرا به موجب قراردادهای 1921 و 1940 منعقد شده بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و مکاتبات و ضمائم آنها، دریاچه مازندران رژیم حقوقی مدون و مشخصی داشته است و جمهوری اسلامی ایران با حقوق مساوی، مشترک و مشاع در همه منابع و حقوق متصوره اعم از سطح دریاچه، منابع آبی، بستر و زیربستر آن 50 درصد ذی‌حق و سهیم است (البته با احترام به حق انحصاری ماهیگیری در 10 مایل ساحلی) و اگر به هر مقدار کمتر از آن رضایت دهیم به همان نسبت حقوق مسلم خود را از دست داده‌ایم. ریاست دبیرخانه دریای خزر در مصاحبه خود بارها گفته‌اند بحث تحدید حدود و خطوط مبدأ به بعد موکول شده و ممکن است تصویب آن 50 سال طول بکشد و در ماده یک کنوانسیون تصریح شده است که «روش تعیین خطوط مبدأ مستقیم توسط موافقت‌نامه جداگانه بین همه طرف‌ها معین می‌گردد».

نتیجه اینکه:
اولا، این کنوانسیون حقوق مساوی، مشترک و مشاع ما را از بین می‌برد.
ثانیا، تحدید حدود عملا انجام شده است زیرا تقسیم پهنه آبی دریاچه به آب‌های داخلی، آب‌های سرزمینی (به عرض 15 مایل دریایی از خطوط مبدأ) و منطقه ماهیگیری (به عرض 10 مایل دریایی) عملا به تقسیم دریاچه می‌انجامد و در بند یک ماده هشت کنوانسیون تصریح شده است: «تحدید حدود بستر و زیربستر دریای خزر به مناطق بر حسب توافق کشورهای با ساحل مجاور و مقابل با درنظرگرفتن اصول و موازین عموما شناخته‌شده حقوق بین‌الملل به‌منظور اعمال حقوق حاکمه آنان در بهره‌برداری از منابع زیربستر و سایر فعالیت‌های اقتصادی قانونی مرتبط با توسعه منابع بستر و زیربستر انجام خواهد گرفت».
ثالثا، نکته مهم اینکه اگر تعیین خطوط مبدأ به بعد موکول شده است عرض آب‌های سرزمینی که 15 مایل دریایی از خطوط مبدأ تعیین شده چگونه به‌دست خواهد آمد؟
رابعا، به نظر می‌رسد با توجه به اینکه فرمودند تحدید حدود و خطوط مبدأ ممکن است 50 سال به طول انجامد، بیش از آن چیزی که در این کنوانسیون دیده شده است چیز دیگری نصیب ما نخواهد شد و با عنایت به معلوم‌نبودن خط مبدأ معلوم نیست 15 مایل دریایی را از کجا محاسبه خواهند کرد.
ریاست دبیرخانه دریای خزر گفته‌اند که در کنوانسیون مورد بحث همه نکات مثبت قراردادهای 1921 و 1940 را گرفته و نکات منفی آن‌ را رها کرده‌اند؛ ای کاش به بعضی از نکات مثبت برگرفته و نکات منفی رهاشده اشاره می‌کردند.
از طرف ملت قهرمان و مسلمان ایران که در طول هشت سال دفاع مقدس جان عزیز را بر کف گذاشته با نثار خون بهترین عزیزان خود از وجب به وجب خاک پاک جمهوری اسلامی ایران در مقابل دشمنان مزدور و متجاوز دفاع کرده‌اند، استدعا و التماس می‌کنیم «دست نگهدارید». از قضاوت تاریخ نسل‌های آینده بترسید و این کنوانسیون را رسما منتشر کنید و اجازه دهید که فرزندان برومند عاشق وطن و حقوق‌دانان و صاحب‌نظران روی آن کار کارشناسی کرده و نتیجه را به استحضار ملت شریف ایران برسانند. همچنین از مجلس شورای اسلامی استدعا می‌شود برابر اصل هفتادوهفتم قانون اساسی که مقرر می‌دارد: «عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، قراردادها و موافقت‌نامه‌های بین‌المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد» و اصل هفتادوهشتم مبنی‌بر اینکه: «هر گونه تغییر در خطوط مرزی ممنوع است مگر اصلاحات جزئی با رعایت مصالح کشور به شرط اینکه یک‌طرفه نباشد و به استقلال و تمامیت ارضی کشور لطمه نزند و به تصویب چهارپنجم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی برسد» رسالت تاریخی و قانونی خود را به انجام برسانند.

برای مقایسه رژیم حقوقی موجود با کنوانسیونی که قرار است تا چندساعت دیگر به امضا برسد، رژیم حقوقی دریاچه مازندران را در سه بخش 1- قبل از اتحاد جماهیر شوروی 2- در زمان اتحاد جماهیر شوروی و 3- بعد از فروپاشی شوروی بررسی می‌کنیم:


*بخش اول؛ رژیم حقوقی دریاچه مازندران قبل از به‌وجودآمدن اتحاد جماهیر شوروی:
سوابق تاریخی نشان می‌دهد که‌ دریاچه مازندران یا «دریای کاسپین» از عهد باستان به ایرانیان تعلق داشته و نام «کاسپین» از نام قوم آریایی کاسپی گرفته شده و پس از تثبیت قلمرو حاکمیت دولت‌های ایران و روس تا امتداد سواحل آن همواره بین دو کشور مشترک بوده است.
قديمي‌ترين قراردادي که بين ايران و روسيه منعقد شده و به مسائل درياي مازندران اشاره دارد، مربوط است به سال 1732 ميلادي که مقرر مي‌دارد: «چنانچه کشتي تجاري متعلق به اتباع روسيه در درياي مازندران آسيب ديده و بيم آن برود که خساراتي به اموال آن وارد شود، از دولت ايران انتظار مي‌رود امکانات خود را به کار گيرد تا اموال آن مورد دستبرد قرار نگيرد و در حد امکان براي نجات کشتي کمک کند» و همچنین از ايران خواسته شده که اجازه توقف کشتي‌هاي تجاري روسي در بنادر خود را جهت تخليه کالا و بارگيري صادر کند. این قرارداد گویای استیلا و هژمونی آن روز نیروی دریایی ایران در دریای کاسپین بوده که روس‌ها را ناگزیر از استمداد از ایران کرده است. نکته بسیار مهم اینکه حتی در قرارداد ترکمانچای جز محدودکردن حاکمیت ایران در استفاده از کشتی‌های جنگی، محدودیت دیگری برای ایران در بهره‌برداری از دریاچه مازندران وجود نداشته، به‌عبارت دیگر می‌توان گفت در بهترین شرایط و اوج اقتدار افشاریه و در بدترین شرایط؛ یعنی در زمان قرارداد ترکمانچای خللی در اصل بهره‌برداری مشترک دو دولت از این دریاچه ایجاد نشده است و از دیگر معاهدات منعقده بین ایران و روسیه در سده 18 میلادی، حقوق مساوی و مشترک به صراحت مستفاد می‌شود.

*بخش دوم؛ رژیم حقوقی دریاچه مازندران در زمان اتحاد جماهیر شوروی:
با روی‌کارآمدن جمهوری سوسیالیستی در روسیه، معاهدات قبلی که ناقض حاکمیت نیروهای نظامی ایران در دریاچه مازندران بود فسخ و حاکمیت کامل ایران بار دیگر اعاده شد. عمده معاهدات میان دو کشور در سده 20 میلادی معاهدات 1921 و 1940 است.
به موجب قسمتی از فصل اول عهدنامه مودت 1921، دولت شوروی تمام معاهدات و قراردادهایی را که دولت روسیه با ایران منعقد کرده و حقوق ملت ایران را تضییع نموده ملغی و از درجه اعتبار ساقط اعلان می‌نماید.
به موجب قسمتی از فصل سوم عهدنامه، طرفین معظمتین متعاهدتین با حقوق مساوی از رودخانه اترک و سایر رودخانه‌ها و آب‌های سرحدی بهره‌مند خواهند شد.
به موجب فصل یازدهم، عهدنامه ترکمانچای را که حق داشتن بحریه را در بحر خزر از ایران سلب کرده، از درجه اعتبار ساقط دانسته، طرفین رضایت می‌دهند که از زمان امضای این معاهده هر دو بالسویه حق کشتی‌رانی آزاد در زیر بیرق‌های خود در بحر خزر را داشته باشند.
عهدنامه 1921 به‌طور آشکار بر «حقوق مساوی» طرفین تأکید کرده است. بعضی از نویسندگان مرقوم فرموده‌اند که عهدنامه 1921 بر حقوق مساوی طرفین با تصریح بر امر کشتی‌رانی تأکید کرده، حال آنکه این تصریح منحصر به کشتی‌رانی نیست، بلکه هرکجا که قبلا حقوقی از ایران تضییع شده عهدنامه صراحتا به حقوق مساوی تأکید کرده است.
کمااینکه در فصل دوازدهم با دقتی خاص تصریح شده علاوه‌بر آنچه در فصول 9 و 10 ذکر شده، سایر امتیازات که دولت سابق تزاری عنفا برای خود و اتباع خود از دولت ایران گرفته بود از درجه اعتبار ساقط می‌شود.
در تاریخ پنجم فروردین‌ماه 1319 هجری‌شمسی مطابق با 25 مارس 1940 قرارداد دیگری با نام قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در تهران به امضا رسید. این قرارداد نیز بر اساس «اصل تساوی حقوق» در مورد حضور مشترک و با حقوق مساوی در دریاچه مازندران منعقد شده است.
مواد 12 و 13 قرارداد 1940 بر حق کشتی‌رانی آزاد برای طرفین در کلیه دریاچه تأکید كرده و تصریح شده با کشتی‌های هر یک از طرفین در بنادر طرف دیگر از هر حیث مانند کشتی‌های خودی رفتار می‌شود.
اصل «برابری رفتار» و «شرایط یکسان» در تمامی زمینه‌ها اعم از تردد کشتی‌ها، پذیرش در بنادر، اخذ عوارض، حق کابوتاژ و بهره‌مندی از مزایای دیگر برای کشتی‌های طرفین رعایت شده است.
از لحاظ ماهیگیری صرف‌نظر از یک نوار ده‌مایلی ساحلی که به‌طور انحصاری (فقط از لحاظ ماهیگیری) به کشور ساحلی تعلق دارد، صید ماهی در سرتاسر بقیه دریاچه برای هر دو کشور آزاد است.
لازم به یادآوری است که در زمان انعقاد عهدنامه‌های مورد بحث نمونه‌های بارز حقوق متصوره در دریاچه، کشتی‌رانی و ماهیگیری بوده و هنوز منابع و ذخایر متنوع دیگر به ویژه نفت و گاز کشف نشده بوده است.
علاوه بر قراردادهای مذکور، در مکاتبات معموله بین دو کشور همواره به حقوق مشترک و مساوی طرفین در تمامی زمینه‌ها تصریح شده است. از جمله در قسمتی از مراسله شماره ۱۷۸۷ مورخ ۲۶ ایون ۱۹۱۹ کمیسر ملی امور خارجه روسیه به رئیس الوزراي ایران است.
سند مهم دیگر اینکه در بند 2 مراسله کمیسر ملی امور خارجه اتحاد جماهیر شوروی که درخصوص تسلیم بندر انزلی در تاریخ اول اکتبر 1927 مکاتبه‌شده و به صراحت دریاچه مازندران را «منفعت مشترک انحصاری ایران و شوروی» می‌داند.
سند دیگر پاسخ سفیر کبیر اتحاد جماهیر شوروی به تاریخ 25 مارس 1940 درخصوص مکاتبات معموله در مورد فصل هفتم عهدنامه مودت 1921 كه از این سند این نتیجه حاصل می‌شود که دریاچه مازندران «دریای ایران و شوروی» است.

*بخش سوم رژیم حقوقی دریاچه مازندران بعد از فروپاشی شوروی:
آیا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی می‌تواند حقوق حقه جمهوری اسلامی ایران را در دریاچه مازندران تضییع کند؟
بعد از فروپاشی 1991، لزوم پایبندی جمهوری‌های جدیدِ قائم‌مقام اتحاد جماهیر شوروی به مفاد قراردادهای 1921 و 1940 و احترام به رژیم حقوقی موجود نه تنها ناشی از اصول حقوق بین‌الملل عمومی است، بلکه رسما نیز توسط آنها در بیانیه آلماتی مورخ 21 دسامبر 1991 مورد تأیید قرار گرفته و کلیه دولت‌های مستقل مشترک‌المنافع اجرای تعهدات ناشی از قراردادهای شوروی سابق را تضمین کرده‌اند و مستندا به سند شماره 475/49/A مورخ پنج اکتبر 1994 و نظریه رسمی فدراسیون روسیه به عنوان جانشین شوروی سابق، جمهوری‌های جدید ساحلی دریاچه مازندران نیز باید معاهدات 1921 و 1940 را بپذیرند. اصل «تغییر فاحش اوضاع و احوال» شامل قراردادهای مرزی از‌جمله آب‌های مشترک نمی‌شود و از طرفی آثار این اصل مربوط به منطقه قبلی آنهاست؛ نه کشورهای همسایه. به عبارت دیگر ما‌ترک مورث بین ورثه تقسیم می‌شود، نه اموال همسایه.
نظام حقوقی مشترک، درباره دریاچه‌های مشترک از سوی کشورها پذیرفته شده و آرای صادره از دیوان بین‌المللی دادگستری نیز آن‌ را تأیید کرده است.
دیوان بین‌المللی دادگستری در رأیی که در سال 1973 میلادی صادر کرده، اعلام کرده که اصل تغییر فاحش اوضاع و احوال شامل مواردی می‌شود که موجودیت یا توسعه حیاتی یکی از طرف‌های معاهده را به مخاطره افکند. معاهدات 1921 و 1940 هیچ‌گاه موجودیت یا توسعه حیاتی طرفین معاهده را به مخاطره نینداخته است.
موارد بحث‌شده در واقع اقتباسی از کنوانسیون 1969 وین درباره حقوق معاهدات است که به صراحت ابراز داشته عطف‌به‌ما‌سبق نمی‌شود؛ بنابراین با درنظرگرفتن همه ضوابط و شرایط کنوانسیون 1969 و حقوق بین‌الملل عرفی معاهدات 1921 و 1940 معاهداتی سالم و معتبر به شمار می‌آیند.
جمهوری اسلامی ایران در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی چه نقشی داشته که باید طبق اصل «تغییر فاحش اوضاع و احوال» حق مسلم ما از یک‌دوم به یک‌پنجم تقلیل یابد. پاسخ ما به کسانی که سعی کرده‌اند یک امر مختومه متروکه را مجددا مطرح کرده و خط موهوم و فرضی آستارا – خلیج‌ حسین‌قلی را به‌عنوان مرز آبی ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق معرفی کنند، این است که: این خط فرضی طبق موافقت‌نامه هوایی 1964 میان دو کشور صرفا برای تعیین «محدوده منطقه اطلاعات پرواز» (flight information region) به‌ کار رفته و حتی به مسئله پرواز بر فراز دریاچه مازندران نیز اشاره‌ای نکرده است.

سعید ملک‌زاده- سرتیپ بازنشسته مدرس دانشگاه

"

يك روز پيش

صبح به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
" جالب است که این جا دیگر ظریف و روحانی قهرمانان دیپلماسی نیستند!
قهرمان دیپلماسی و تعامل کسی است که به آمریکا امتیازهای هنگفت و تعیین کنندۀ سرنوشت بدهد


مضحک آن که عده ای در شبکه های مجازی این را (استعمار روس) می خوانند تا چاکری های خود برای آمریکا را به این واسطه پوشش دهند، در حالی که در هر حالت این منازعۀ ایران و روسیه نیست بلکه بحث عمده با آذربایجان و ترکمنستان است


این که از هر (رخدادی) سیلی از دروغ و جعل بسازیم، جزوی از طرح سرکوب روانی و جنگ روانی دشمن علیه ملت ایران است. که برخی افراد ساده اندیش متاسفانه با آن فورا همراه می شوند. این البته عبرتی برای امثال ظریف و روحانی و مشابهین فکری آنها هست. چون این چیزی است که تبدیل به واقعیت نیز خواهد شد و سیل این تزویر، به شکل فیزیکی نیز آنها را هدف گرفته است، این جنگ روانی، مرزهای جنگ فیزیکی فرضی را نیز نشان می‌دهد. "

يك روز پيش

صبح به سرنگار تراژدی خزر پاسخ داد.
" مهر گزارش می‌دهد؛

سرنوشت سه قرارداد دریای‌خزر/ آیا ایران سهم ۵۰درصدی داشته است؟


شایعه از بستر فقدان اطلاعات واقعی استفاده می‌کند و مثل باد در فضای مجازی می‌پیچد و تاثیرات عجیب و غریبی در ذهن مردم می‌گذارد؛ یکی از آنها بحث تقسیم دریای خزر است که به آن پرداخته‌ایم:

مجله مهر- سید سجاد طباطبایی*: همزمان با سفر رئیس جمهور و وزیر خارجه کشورمان به قزاقستان برای شرکت در اجلاس کشورهای همسایه دریای خزر، شایعات عجیبی درباره فروش دریای خزر در فضای مجازی منتشر شده است. ماجرا از این قرار است که برخی کاربران بی‌نام و نشان مدعی شدند که هدف از سفر حجت الاسلام روحانی در اجلاس سران کشورهای حاشیه دریای خزر، امضای رژیمی حقوقی است که بدتر از ترکمانچای است و قرار است با این امضا، ایران سهم ۵۰درصدی خود از دریای خزر را نادیده بگیرند و به روسیه و دیگر کشورها بفروشند! فارغ از اشتباه بودن این ادعا، نگاهی کرده‌ایم به توافق‌هایی که پیش از این بین همسایگان دریای خزر وجود داشته است.
بر مبنای یک اعتقاد عامیانه، عده ای مدعی اند از آنجایی‌که روزگاری دریای خزر محصور بین دو کشور ایران و شوروی بوده است پس سهم ایران نیمی از این دریاست. در نتیجه فارغ از اینکه بعدا شوروی تجزیه شده و عدد کشورهای ساحلی به ۵ رسیده است، سهم کشور ما ایران، از منابع دریای خزر باید همان ۵۰درصد مورد ادعای آنها باشد و سهم بقیه کشورهای ساحلی، بقیه ۵۰درصد ادعایی است که از شوروی سابق به ارث رسیده و بین ۴ کشور روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان تقسیم می‌شود!
https://media.mehrnews.com/d/2018/08/12/4/2860376.jpg
البته چنین چیزی نه مبنای حقوق بین الملل دارد و نه مبنای منطقی؛ که اگر داشت و می‌شد که یک کشور به اسناد مرزها ۵۰۰سال پیش خود استناد کند، می‌توانست مدعی منافع جغرافیایی زیادی باشد، مثلا خود ما می‌توانستیم به اسناد پادشاهی‌های قدیم همچون افشاریان استناد کنیم و نیمی از غرب اسیا را از آن خودمان بدانیم.
۳ فرضیه قابل بررسی
اما در این میان، یک استثنا وجود دارد و آن هم این فرض است که وضعیت بهره برداری از منابع بحر محصور، قبل از فروپاشی یا تجزیه مشخص شده باشد. این فرض قابل بررسی است.
به تاریخ که رجوع کنیم سه پیمان حقوقی اصلی بین ایران و شوروی وجود دارد که اگر در آن ها اشاره‌ای به سهم مساوی از منابع یا چنین چیزی وجود داشته باشد، ایران می‌تواند به استناد آن مدعی سهم ۵۰درصدی از منابع خزر شود.
پیمان حقوقی اول عهدنامه ترکمنچای است که به موجب آن کشور ایران حتی حق کشتیرانی آزاد با پرچم ایران در دریای خزر را هم از دست داده بود؛ چه برسد به تثبیت حق استفاده از منابع بالسویه!
پیمان حقوقی دوم "عهدنامه منعقده دوستی بین دولتین ایران و شوروی"در سال ۱۹۲۱ هست که در آن صرفا حق کشتیرانی بالسویه در دریای خزر که به موجب ترکمنچای از ما سلب شده بود مجددا بازگردانده می‌شود اما اشاره‌ای به حق انتفاع از منابع نشده و حتی خزر "آب آزاد" محسوب شده که عملا به ضرر ماست.
متن حقوقی سوم "قرارداد بازرگانی و بحرپیمایی بین ایران و شوروی" در سال ۱۹۴۰ است که در آن هم هیچ اشاره‌ای به سهم طرفین از منابع خزر نشده و تنها نکته مثبت آن استفاده از عنوان "دریای ایران-شوروی" در متن قرارداد است که آن هم از نظر حقوقی چیزی را به نفع ما تغییر نمی‌دهد!
فرمول‌هایی برای تقسیم خزر
در حالت عادی بر اساس حقوق بین‌الملل دریاها سهم هر کشور از منابع دریا چیزی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰مایل دریایی است که تقریبا می‌توان گفت که به نفع ایران و روسیه تمام می‌شود. اما در صورت بروز مناقشه سه فرمول برای تقسیم بندی دریا وجود دارد که از این قرار است:
فرمول اول تقسیم دریا بر مبنای طول خط ساحلی، به نفع قزاقستان با بیشترین طول و به ضرر ایران با کمترین طول ساحل است.
فرمول دوم تقسیم بر اساس مساحت کف دریاست که به نفع روسیه با بیشترین مساحت محصور است.
فرمول سوم تقسیم به مساوات که بهترین حالت برای ایران با سهم ۲۰درصدی خواهد بود اما بعید است به علت آنکه خطر ساحلی ایران در بین ۵ کشور کمترین است، محقق شود.
تمام بحث‌ها بر سر رژیم حقوقی دریای خزر بر سر پذیرش یکی از سه فرمول بالا در جریان است که البته ایاران با وجود اینکه طبق دو فرمول اول حدود ۸ تا ۱۳ درصد سهم خواهد داشت و به‌رغم مقاومت شدید کشورهای همسایه (به‌ویژه آذربایجان) تاکنون موفق شده تا در محدوده‌ای حوالی ۱۸درصد با استقرار دکل‌های حفاری و اکتشاف نفت اعمال حاکمیت کند.
https://media.mehrnews.com/d/2018/08/11/4/2860067.jpg
حالا باید منتظر ماند و دید، آن تصمیمی تاریخی که نظربایف رئیس‌جمهور قزاقستان چند روز پیش از آن سخن گفته، دقیقا چه چیزی است. آیا منافع ایران روی همان ۱۸ درصد باقی مانده یا بر اساس قواعد حقوق‌بین‌الملل تغییر کرده است؟
* پژوهشگر روابط بین‌الملل "

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 02:16PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.