بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
ناقد به سرنگار ترامپ برجام را پاره کرد! پاسخ داد.
" راهبرد داخلی مهم رهبر انقلاب در شرایط فعلی نسبت به برجام:
عناصر سیاسی، مدیریتی و مطبوعاتی از سرزنش یکدیگر درباره برجام پرهیز کنند. نقد صحیح، منصفانه و عاقلانه ایراد ندارد و مسئولان هم باید به آنها توجه کنند اما اهانت، هتک حرمت، اتهام و ایجاد دو قطبی بر سر برجام نباید صورت گیرد و وحدت و همزبانی نباید نقض شود... "

29 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار علم غیب پاسخ داد.
"
علم غیب بسم الله الرحمن الرحیم


· این کتابی که الان می­خواهم خطبه­ ی شریفه­ ی حضرت را از روی آن بخوانم کتاب معروف «اللهوف» از مرحوم سید ابن طاووس رضوان الله علیه است.

ایشان می­فرمایند که «وروي أنه ((عليه السلام)) لما عزم على الخروج إلى العراق قام خطيبا فقال» کتاب­ها در قرون مختلفی این روایت را آورده­اند،

این کتاب مرحوم سید برای قرن هفتم است که می­فرمایند «روی».

دو کتاب برای اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم است. سال 421 و 422 به بعد، وفات این دو معین است. در آن کتاب­ها اسبق کتبی هستند که من این خطبه را در آن کتاب­ها دیده­ ام. یکی کتاب «نثر الدر» مال ابو سعد منصور ابن حسین آبی است. آبی یا آبه یا آوه قلعه­ای هست نزدیک ساوه، ساوه و آوه یا آبه و از قدیم اهل آن­جا معروف بودند به تشیع.

در کتاب­های مختلف هم وصف­شان آمده است .
این منصور ابن حسین ابوسعد آبی مال آن محل هست و به وزارت هم رسیده است و خیلی در فضل معروف است و مورد احترام همه هست، حتی کتاب نثر الدرر ایشان در مصر ظاهراً چنانچه یادم می­آید چاپ شده است به ­عنوان یک کتاب ادبی خیلی خوب و الان هم در این سایت رسمی الشامل که همه­ ی کتاب­ها را دارد، این کتاب نثر الدرر از ابی سعد آبی موجود است.

این خطبه در آن کتاب نثر الدرر ابو سعد آبی موجود است و الان در سایت رسمی الشامل می­توانید پیدا بکنید در کتاب نثر الدرر یا نثر الدر. این یک ماخذ است.

ماخذ دیگر در همان اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم کتاب «تیسیر المطالب» مال سید ابوطالب از بزرگان زیدیه هست. خودش از ذریه حضرت زید است. او با سند نقل می­کند. ظاهراً آبی مرسل آورده است ولی در کتاب تیسیر سند برای آن ذکر کرده است.
همچنین خوارزمی مولف معروف در مقتل­ الحسین همین خطبه را با سند ذکر کرده است در مقتل الحسین. مرحوم سید هم این­جا به ­صورت مرسل می­آورد،

در کتاب «کشف الغمه» علی ابن عیسی اربلی هم آمده است.
در کتاب­های متاخر مثل بحار و این­ها آمده است.

علی ­ای­ حال این خطبه این حالت طوری است که معروف است و می­توانید در جاهای مختلف پیدا بکنید. در این­جا دارد که «لما عزم على الخروج إلى العراق قام خطيبا فقال: " الحمد لله ماشاء الله ولاقوة إلا بالله وصلى الله على رسوله وسلم، خط الموت على ولد آدم مخط القلادة على جيد الفتاة، وما أولهني إلى أسلافي إشتياق يعقوب إلى يوسف، وخير لي مصرع أنا لاقيه، كأني بأوصالي تتقطعها عسلانالفلوات بين النواويس وكربلاء فيملان مني أكراشا جوفا، وأجربة سغبا لامحيص عن يوم خط بالقلم، رضى الله رضانا أهل البيت نصبر على بلائه، ويوفينا أجر الصابرين، لن تشذ عن رسول الله ((صلى الله عليه وآله وسلم)) لحمته وهي مجموعة له في حظيرة القدس تقربهم عينه وينجز بهم وعده، من كان باذلا فينا مهجته وموطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا فإني راحل مصبحا إن شاء الله تعالى»
یا حسین
"

3 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار سوالات جاثلیق از خلیفه رسوال الله صلی الله علیه واله وسلم وایمان آوردنش پاسخ داد.
"
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏2 ؛ ص299

ْ
[حكاية الجاثليق الأوّل‏]

بِحَذْفِ الْإِسْنَادِ مَرْفُوعاً إِلَى سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ رَضِيَ اللَّهِ عَنْهُ قَالَ‏ كَانَ فِي الْبَلَاءِ الْعَظِيمِ الَّذِي ابْتَلَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ قُرَيْشاً بَعْدَ نَبِيِّهَا لِيُعَرِّفَهَا أَنْفُسَهَا وَ تَخْرُجَ شَهَادَتُهَا عَمَّا ادَّعَتْهُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ دَحَضَ حُجَّتَهَا مَا أَسَرَّتْ فِي قُلُوبِهَا وَ أَخْرَجَتْ ضَغَائِنَهَا لِآلِ الرَّسُولِ وَ أَزَالَتْهُمْ عَنْ إِمَامَتِهِمْ وَ مِيرَاثُ كِتَابِ اللَّهِ فِيهِمْ مَا عَظُمَتْ خَطِيئَتُهُ وَ شَمِلَتْ قَضِيَّتُهُ وَ وَضَحَتْ هِدَايَةُ اللَّهِ فِيهِ [لِأَهْلِ‏] دَعْوَتِهِ وَ وَرَثَةِ نَبِيِّهِ وَ أَثَارَتْ قُلُوبَ أَوْلِيَائِهِمْ وَ عَمَّمَهُمْ نَفْعَهُ وَ أَضَاءَ بِهِ بُرْهَانَهُ أَنَّ مَلِكَ الرُّومِ لَمَّا بَلَغَهُ خَبَرُ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ خَبَرُ أُمَّتِهِ وَ اخْتِلَافِهِمْ فِي الِاخْتِيَارِ عَلَيْهِمْ وَ تَرْكِهِمْ سَبِيلَ هِدَايَتِهِمْ وَ ادِّعَائِهِمْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ أَنَّهُ لَمْ يُوصِ إِلَى أَحَدٍ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ إِهْمَالِهِ إِيَّاهُمْ حَتَّى يَخْتَارُوا لِأَنْفُسِهِمْ وَ تَوْلِيَتِهِمُ الْأَمْرَ بَعْدَهُ الْأَبَاعِدَ مِنْ قَوْمِهِ وَ صَرْفِ ذَلِكَ عَنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى ؛ ج‏2 ؛ ص178

[آمدن جاثليق رومى و پاسخ سؤالات او به وسيله على عليه السلام‏]

روايت بحذف سند بسلمان فارسى ميرسد كه فرمود: در بلاء بزرگى كه خداوند عز و جل قريش را گرفتار بآن كرد پس از پيامبرشان تا آنان را بخودشان بشناساند و بيرون آورد شهادت آنان را از آنچه كه نسبت برسول خدا ادعا كرده بودند بعد از وفاتش و باطل كند حجت آنان را كه در دلهايشان پنهان كرده بودند و بيرون آورد كينه‏هاى آنان را نسبت بآل رسول و برطرف كند از ايشان امامت و پيشوائى و ميراث كتاب خدا را در ميان آنان چقدر اين گناه بزرگ و لباس رسوائى را پوشيدند و روشن شد هدايت خدا در باره‏ى امام و دعوتش و ارث بردن از پيامبر و روشن شدن دل دوستانشان و فائده‏اش همگانى گرديد و بواسطه‏ى او برهانش روشن گرديد.

همانا پادشاه روم هنگامى كه خبر درگذشت رسول خدا باو رسيد و آگاه شد كه امتش در باره‏ى وى اختلاف كرده‏اند و راه هدايت و راستى را گم كرده‏اند و به پيامبر تهمت بسته‏اند كه باحدى وصيت نكرده است بعد از وفاتش و مردم را مهمل واگذاشته تا اينكه خودشان زمام امر را بدست دورترين افراد داده‏اند امامت و خلافت را از اهل بيت پيامبر و فرزندانش برگردانده‏اند.
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

"

4 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خداوند متعال جهنم را نمی‌آفرید اگر... پاسخ داد.
"



الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص33

مجلس9

5- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ عُرْوَةَ بْنِ أَخِي شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِيِّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ يَوْماً لِأَصْحَابِهِ أَيُّكُمْ يَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ سَلْمَانُ رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ فَأَيُّكُمْ يُحْيِي اللَّيْلَ قَالَ سَلْمَانُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ فَأَيُّكُمْ يَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَقَالَ سَلْمَانُ أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ

فَغَضِبَ بَعْضُ (خبیث ازل وابد )أَصْحَابِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ سَلْمَانَ رَجُلٌ مِنَ الْفُرْسِ يُرِيدُ أَنْ يَفْتَخِرَ عَلَيْنَا مَعَاشِرَ قُرَيْشٍ قُلْتَ أَيُّكُمْ يَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ أَيَّامِهِ يَأْكُلُ وَ قُلْتَ أَيُّكُمْ يُحْيِي اللَّيْلَ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ لَيْلَتِهِ نَائِمٌ وَ قُلْتَ أَيُّكُمْ يَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَكْثَرَ نَهَارِهِ صَامِتٌ فَقَالَ النَّبِيُّ ص مَهْ يَا فُلَانُ أَنَّى لَكَ بِمِثْلِ لُقْمَانَ الْحَكِيمِ سَلْهُ فَإِنَّهُ يُنَبِّئُكَ فَقَالَ الرَّجُلُ لِسَلْمَانَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ رَأَيْتُكَ فِي أَكْثَرِ نَهَارِكَ تَأْكُلُ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ إِنِّي أَصُومُ الثَّلَاثَةَ فِي الشَّهْرِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ أَصِلُ شَعْبَانَ بِشَهْرِ رَمَضَانَ فَذَلِكَ صَوْمُ الدَّهْرِ فَقَالَ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تُحْيِي اللَّيْلَ فَقَالَ نَعَمْ-

الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 34
فَقَالَ أَنْتَ أَكْثَرَ لَيْلَتِكَ نَائِمٌ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ مَنْ بَاتَ عَلَى طُهْرٍ فَكَأَنَّمَا أَحْيَا اللَّيْلَ كُلَّهُ فَأَنَا أَبِيتُ عَلَى طُهْرٍ فَقَالَ أَ لَيْسَ زَعَمْتَ أَنَّكَ تَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِي كُلِّ يَوْمٍ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَأَنْتَ أَكْثَرَ أَيَّامِكَ صَامِتٌ فَقَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ وَ لَكِنِّي سَمِعْتُ حَبِيبِي رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ لِعَلِيٍّ ع يَا أَبَا الْحَسَنِ مَثَلُكَ فِي أُمَّتِي مَثَلُ‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَمَنْ قَرَأَهَا مَرَّةً قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا مَرَّتَيْنِ فَقَدْ قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا ثَلَاثاً فَقَدْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فَمَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ فَقَدْ كَمَلَ لَهُ ثُلُثُ الْإِيمَانِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ فَقَدْ كَمَلَ ثُلُثَا الْإِيمَانِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ نَصَرَكَ بِيَدِهِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ الْإِيمَانَ وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ يَا عَلِيُّ لَوْ أَحَبَّكَ أَهْلُ الْأَرْضِ كَمَحَبَّةِ أَهْلِ السَّمَاءِ لَكَ لَمَا عُذِّبَ أَحَدٌ بِالنَّارِ وَ أَنَا أَقْرَأُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فِي كُلِّ يَوْمٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَقَامَ وَ كَأَنَّهُ قَدْ أُلْقِمَ حَجَراً.
________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على، الأمالي (للصدوق)، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.



الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى ؛ متن ؛ ص33

مجلس9
5- روزى رسول خدا «ص» باصحابش فرمود كدام شما همه عمر روزه ميدارد؟ سلمان عرضكرد من يا رسول اللَّه، رسول خدا فرمود كدام شما همه را شب زنده‏دار است سلمان گفت من يا رسول اللَّه فرمود كدام شما هر شب قرآن را ختم ميكند؟ سلمان گفت من يا رسول اللَّه يكى از اصحاب آن حضرت خشم كرد و گفت يا رسول اللَّه سلمان مردى عجمى است و ميخواهد بما قريش ببالد فرمودى كدام شما همه عمرش روزه ميدارد گفت من با اينكه بيشتر روزها را غذا ميخورد و فرمودى كدام شما همه شب بيدار است گفت من با اينكه بيشتر شبها خوابست و فرمودى كدام شما هر روز يك ختم قرآن ميخواند گفت من با اينكه بيشتر روزها خاموش است پيغمبر فرمود خاموش باش اى فلانى تو كجا و لقمان حكيم؟ از او بپرس تا بتو خبر دهد آن مرد بسلمان گفت اى ابا عبد اللَّه تو نگفتى همه روز روزه‏اى گفت چرا گفت من ديدم بيشتر روزها غذا ميخورى؟ گفت چنان هست كه تو گمان بردى، من در هر ماه سه روز روزه ميدارم و خداى عز و جل فرمايد هر كه يك حسنه آرد ده برابر آن دارد و روزه شعبان را بماه رمضان وصل ميكنم و اين روزه عمرانه مى‏شود گفت تو گمان نكردى كه همه شب بيدارى؟ گفت‏
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 34
چرا، گفت تو بيشتر شبها در خوابى گفت چنان نيست كه گمان بردى ولى من از دوستم رسول خدا «ص» شنيدم ميفرمود هر كه با وضوء بخوابد گويا همه شب را احياء كرده است و من هميشه با وضوء ميخوابم گفت گمان نكردى كه هر روز همه قرآن را ميخوانى؟ گفت چرا، گفت تو بيشتر روز را خاموشى گفت چنان نيست كه تو فهميدى ولى من از دوستم رسول خدا شنيدم بعلى «ع» ميفرمود اى ابا الحسن مثل تو در امتم مثل‏ قُلْ هُوَ اللَّهُ‏ است هر كه يك بارش بخواند ثلث قرآن را خوانده و هر كه دو بارش بخواند دو ثلث قرآن را خوانده و هر كه سه بارش بخواند همه قرآن را خوانده (اى على) هر كه تو را بزبانش دوست دارد ثلث ايمان را دارد و هر كه بزبان و دلش دوستت دارد دو ثلث ايمان دارد و هر كه بزبان و دل دوستت دارد و با دست خود ياريت كند ايمانش كاملست سوگند بدان كه مرا به حق فرستاده اى على اگر همه اهل زمين تو را دوست داشتند چنان كه اهل آسمانت دوست دارند خدا احدى را بدوزخ عذاب نميكرد من هر روز سه بار قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ميخوانم آن مرد معترض (خبیث ازل وابد )برخاست و گويا سنگى در دهانش افكنده بود.
ابن بابويه، محمد بن على - كمره اى، محمد باقر، الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، 1جلد، كتابچى - تهران، چاپ: ششم، 1376ش.

یا علی


"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2003
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت پیرو هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران وشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
حسین دوباره شلوغش نکن!
این خود تو بودی که ملائکه را به خوبرویان ترجمه کردی و خوبرویان یعنی خوشگلها
خوبرویان = خوشگلها
من همچنان منتظر جواب سئوال یک خطی خود هستم تا انشاء الله این قضیه خوشگلها را فیصله دهم:
آیا مردم مصر باستان ( مثلاً مصریان هم عصر موسی) زبانشان عربی بود؟


hosyn
ولی قطع نظر از شوخی، آیا شما همیشه عبارت فارسی را اینطور میفهمید؟ عبارت من را با قبل و بعدش به بچه دبستانی خودتان نشان دهید ببینید خوشگل میفهمد؟:

نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
اولا: مَلَک و ملائکة در عرف مردم مصر، معنای توحیدی نداشت، بلکه مثل پری در زبان فارسی بود که مقابل دیو است، به معنای موجود زیبای برتر، از ما بهتران! و لذا زنان مصر وقتی حضرت یوسف ع را دیدند گفتند: این بشر نیست! این یک پری برئ است! ان هذا الا ملک کریم.

و شاهد اینکه اصلا مقصود فرعون امر ملکوتی نبود بلکه سراپا زرق و برق دنیوی بود، کلمه اسورة من ذهب است، ابتدا گفت: آیا نمیبینید این نهرها زیر تخت من جاری است؟! سلطنت مصر سراپا برای من است؟! ام انا خیر ام هذا الذی هو مهین، من برترم که این قدر جلالت دارم یا این سست کیان؟! در ادامه گفت: چرا برای او دستبدهای زرین نمیآید؟! و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.


hosyn
آیا تعبیر فارسی: موجود زیبای برتر، یعنی خوشگل؟ اگر گفتیم خدای جمیل اعلی، یعنی خدای خوشگل؟ آیا: اسمه المسیح عیسی بن مریم وجیها فی الدنیا و الآخرة و من المقربین، یعنی خوشگل است در دنیا و آخرت؟ یا برای حضزت موسی ع: و کان عند الله وجیها یعنی نزد خدا، خوشگل بود؟

آیا واژه خوبرویان در دو جمله پشت سر هم: (و چرا خوبرویان همراه او صف نمیکشند؟! یعنی افراد ضعیف بنی اسرائیل که همگی برده ما هستند همراه او هستند.) را که یک فارسی زبان نگاه میکند، از آن خوشگلی میفهمد؟ آیا هر که برده است زشت‌رو است؟
.
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا مهدی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
__________________


الرسالة العلوية في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البرية ؛ النص ؛ ص47

و روينا أيضا في خبر مذكور في حديثه بإسناده إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله إنّه قال لأمير المؤمنين عليه السّلام: «يا عليّ، أنت أمير من في السماء، و أمير من في الأرض، و أمير من مضى، و أمير من بقي، و لا أمير قبلك و لا أمير بعدك، و لا يجوز أن يسمّى بهذا الاسم من لم يسمّه اللّه عزّ و جل به» «2».


(2) مائة منقبة: 78، المنقبة السادسة و العشرون، نهج الإيمان: 470، اليقين للسيّد بن طاوس: 26/ 3.كراجكىمتوفی 449، محمد بن على، الرسالة العلويّة في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البريّة سوى رسول الله صلى الله عليه و آله، 1جلد، دليل ما - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1427 ق.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ و يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192
وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»
وَ رَوَى الْكَرَاجُكِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كَنْزِ الْفَوَائِدِ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏)وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً مَا اسْتَقَرَّ الْكُرْسِيُّ وَ الْعَرْشُ وَ لَا دَارَ الْفَلَكُ وَ لَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا بِأَنْ كُتِبَ عَلَيْهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَ اخْتَصَّنِي بِلَطِيفِ نِدَائِهِ‏ «2» قَالَ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّيْكَ رَبِّي وَ سَعْدَيْكَ قَالَ أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنْ اسْمِي وَ فَضَّلْتُكَ عَلَى جَمِيعِ بَرِيَّتِي فَانْصَبْ أَخَاكَ عَلِيّاً عَلَماً لِعِبَادِيَ يَهْدِيهِمْ إِلَى دِينِي يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَنْ تَأَمَّرَ عَلَيْهِ لَعَنْتُهُ وَ مَنْ خَالَفَهُ عَذَّبْتُهُ وَ مَنْ أَطَاعَهُ قَرَّبْتُهُ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً إِمَامَ الْمُسْلِمِينَ فَمَنْ تَقَدَّمَ عَلَيْهِ أَخَّرْتُهُ وَ مَنْ عَصَاهُ اسْتَحَقَّتْهُ إِنَّ عَلِيّاً سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ حُجَّتِي عَلَى الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ‏ «3».
تنبيه اعلم أن أمير المؤمنين أفضل من النبيين و المرسلين حيث ثبت من طريق المؤالف و المخالف أن الله سبحانه سماه أمير المؤمنين و أمره على ذرية آدم و هم ذر و أقروا له بذلك و الأمير أفضل من المؤمر عليه و أن اللام في المؤمنين للاستغراق فيعم جميع المؤمنين و من جملتهم الأنبياء و المرسلون لقوله تعالى في سورة الصافات‏ «4» عن نوح ع‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إبراهيم (ع‏) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن موسى و هارون‏ إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إلياس‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ فهؤلاء خمسة من الأنبياء المرسلين منهم ثلاثة
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 441.
(2) في البحار: «و اختصّني اللطيف بندائي».
(3) نقله في البحار عن الكنز للمؤلّف ، و قال المصحّح: لم نجده في المصدر المطبوع، يعني كنز الفوائد.
(4) الصافّات: 81، 111، 122، 132.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 193
أولي العزم‏ «1» نوح و إبراهيم و موسى و منهم هارون و إلياس أنبياء مرسلون فيكون أمير المؤمنين ع أفضل منهم لأن الأمير أفضل من المؤمر عليه.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص193


وَ يُؤَيِّدُ ذَلِكَ‏ قَوْلُ النَّبِيِّ ص وَ قَدْ سَأَلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ‏
«2» و هذه البعدية معنوية أي رتبة الفضل التي خصني الله بها ليست لأحد إلا لك و للأئمة من بعدك.
و الدليل على أنه و الأئمة ع أفضل منهم‏
مَا جَاءَ فِي الدُّعَاءِ وَ هُوَ سُبْحَانَ مَنِ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الْجَنَّةَ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُورِثُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتَهُمْ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ النَّارَ مِنْ أَجْلِ مُحَمَّدِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُمَلِّكُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدِ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ص.
اعلم أنه قد ظهر من أسرار هذا الدعاء أشياء منها أن المتعبد بولايته أفضل من المتعبد بولاية غيره و منها أن الجنة مورثة لمحمد و آل محمد و شيعتهم فيكون الأنبياء و المرسلون من شيعتهم لقوله تعالى حكاية عن إبراهيم‏ وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‏ «3» فيكون محمد و آل محمد أفضل منهم و منها أن يكون خلق النار من أجلهم لأنهم الذين يقسمون الجنة لأوليائهم و النار لأعدائهم و يعم ذلك جميعه قوله سبحان من خلق الدنيا و الآخرة و ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لمحمد و آل محمد و الكل داخل تحت هذا العموم فيكون محمد و آل محمد أفضل الخلائق أجمعين‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ الذي جعلنا من شيعتهم و المحبين لهم و المخلصين.
______________________________
(1) كذا، و الصواب: أولو العزم.
(2) عيون أخبار الرضا : ج 1 ص 262 الرقم 22.
(3) الشعراء: 19.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 194
و قوله تعالى‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏.
تأويله‏
مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّذِينَ‏ «1» لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا «2».
و معنى ذلك أن أسماءهم مشتقة من أسماء الله تعالى كما ورد كثيرا في أسماء محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين ص أنها مشتقة من أسمائه و قد أمر عباده أن يدعوه بها لإجابة الدعاء
وَ قَدْ وَرَدَ عَنْهُمْ ص أَنَّهُ‏ مَا سَأَلَ اللَّهَ أَحَدٌ بِهِمْ إِلَّا اسْتَجَابَ دُعَاءَهُ‏ «3»
و ذلك ظاهر لا يحتاج إلى بيان.
و قوله تعالى‏ وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏ أي يعدلون عنها و قد عرفنا أسماءه الذين أمرنا أن ندعوه بها و أمرنا أن نذر الذين يلحدون فيها و هم أعداؤهم الظالمون و كفاهم جزاء قوله تعالى‏ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏. و مما يؤيد هذا التأويل أن أسماء الحسنى هم الأئمة ع عقيب الآية قوله تعالى‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ فقد جاء في التأويل أنهم الأئمة ع‏
وَ هُوَ مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ
______________________________
(1) في المصدر: «التي».
(2) الكافي: ج 1 ص 143.
(3) راجع أمالي المفيد: المجلس 25 ص 218.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 195
يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ص‏ «1»
وَ يُؤَيِّدُهُ مَا رَوَاهُ مِنْ طَرِيقِ الْجُمْهُورِ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ وَ ابْنِ مَرْدَوَيْهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ زَاذَانَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ‏ تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ وَ هُمْ أَنَا وَ شِيعَتِي‏ «2».
صدق ص أنه هو و شيعته هم الفرقة الناجية و إن لم يكونوا و إلا فمن و أحسن ما قيل في هذا المعنى قول خواجة نصير الدين محمد الطوسي رضي الله عنه و قد سئل عن الفرقة الناجية فقال بحثنا عن المذاهب‏
وَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقِي فِي النَّارِ
«3» فوجدنا الفرقة الناجية هي الإمامية لأنهم باينوا جميع المذاهب في أصول العقائد و تفردوا بها و جميع المذاهب قد اشتركوا فيها و الخلف الظاهر بينهم في الإمامة فيكون الإمامية الفرقة الناجية.
و كيف لا و قد ركبوا فلك النجاة الجارية و تعلقوا بأسباب النجوم الثابتة و السارية فهم و الله أهل المناصب العالية و أولو المراتب السامية و هم غدا فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ و يقال لهم‏ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ و الصلاة و السلام على الشموس المشرقة و البدور الطالعة في الظلمات الداهية محمد المصطفى و عترته الهادية صلاة دائمة باقية
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 414.
(2) راجع الدرّ المنثور للسيوطي: ج 3 ص 149.
(3) راجع البحار: المجلّد الثامن الباب الأوّل.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 196
استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد، مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.
"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"
بدعت نماز تراویح (۷)

دستور حضرت امیر المومنین علی علیه السلام به امام مجتبی علیه السلام برای از بین بردن بدعت نماز تراویح:

وقد روى أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم فبعث إليهم ابنه الحسن عليه السلام فدخل عليهم المسجد ومعه الدرة فلما رأوه تبادروا الأبواب وصاحوا وا عمراه! قال: فأما ادعاؤه أن قيام شهر رمضان كان في أيام الرسول صلى الله عليه وآله ثم تركه فمغالطة منه لأنا لا ننكر قيام شهر رمضان بالنوافل على سبيل الانفراد وإنما أنكرنا الاجتماع على ذلك، فان ادعى أن الرسول صلى الله عليه وآله صلاها جماعة في أيامه فإنها مكابرة ما أقدم عليها أحد ولو كان كذلك ما قال عمر: إنها بدعة وإن أراد غير ذلك فهو مما لا ينفعه لان الذي أنكرناه غيره.

زمانی که حضرت علی علیه السلام وارد شهر كوفه شدند، ديدند كه مردم در حال خواندن نماز تراویح هستند.
حضرت به امام حسن فرمود: برو و به اينها بگو كه اين بدعت است و آن را كنار بگذاريد.
امام حسن سلام الله عليه آمد داخل مسجد و وقتی اشاره كرد كه اين نماز تراويح بدعت است و نمیشود به جماعت خواند، مردم از گوشه و كنار مسجد فرياد برآوردند كه : وا سنة عمراه.
اميرالمؤمنين فرمود: حسن جان! چه گفتند؟ عرض كرد: وقتی گفتم كه اين نماز تراويح بدعت است گفتند وا سنة عمراه.
حضرت فرمود: اينها را به حال خودشان رها كن.

شرح نهج البلاغة ج12 ص283 ، اسم المؤلف: أبو حامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد المدائني ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت- لبنان - 1418هـ - 1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمري

...ادامه داره

https://t.me/joinchat/AAAA
__wE_c52aKqQkdDpxQ‌

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم ________________

"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
معرفی صحابی بدعت‌گذار



نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(٣٢)


از نشانه های ایمان واقعی هر فرد مسلمانی ملتزم بودن به سنت رسول خدا است ؛

مسلم نیشابوری در صحیح خودش روایتی را نقل می کند که شاهد بر این است که عثمان بن عفان فقط به خاطر ترس از رسول خدا بوده که در زمان حیات ایشان با سنت آن حضرت مخالفت نمی کرده است

مسلم بن حجاج در صحیحش می نویسد :

ترس عثمان از پیامبر مانع مخالفت او با سنت نبوی بود!




حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، وَابْنُ بَشَّارٍ، قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: قَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَقِیقٍ: کَانَ عُثْمَانُ یَنْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ، وَکَانَ عَلِیٌّ یَأْمُرُ بِهَا، فَقَالَ عُثْمَانُ لِعَلِیٍّ: کَلِمَةً، ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ: " لَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّا قَدْ تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَجَلْ، وَلَکِنَّا کُنَّا خَائِفِینَ

عثمان مردم را از متعه حج باز می داشت، در حالی که علی علیه السلام مردم را به انجام آن ترغیب می کرد پس عثمان در این باره سخنی به علی علیه السلام گفت، سپس علی علیه السلام پاسخ داد: تو می دانی که در زمان رسول خدا متعه حج مجاز بود و انجام می دادیم، عثمان گفت: آری، آن موقع می ترسیدیم.

صحیح مسلم صفحه 561 چاپ دار الطیبه yon.ir/052G


از آن طرف در مسند احمد بن حنبل با سند صحیح چنین نقل شده است :

حدَّثَنَا وَکِیعٌ، حَدَّثَنَا الْأَعْمَشُ، عَنْ مُسْلِمٍ الْبَطِینِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ مَرْوَانَ بْنِ الْحَکَمِ، قَالَ: کُنَّا نَسِیرُ مَعَ عُثْمَانَ، فَإِذَا رَجُلٌ یُلَبِّی بِهِمَا جَمِیعًا، فَقَالَ: عُثْمَانُ: مَنْ هَذَا؟ فَقَالُوا: عَلِیٌّ. فَقَالَ: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنِّی قَدْ نَهَیْتُ عَنْ هَذَا؟ قَالَ: " بَلَى، وَلَکِنْ لَمْ أَکُنْ لِأَدَعَ قَوْلَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِکَ

وقتی عثمان دید علی علیه السلام متعه حج را مجاز می داند به او گفت مگر نمی دانی که من از این کار نهی کرده ام؟علی علیه السلام فرمود : بلی ولی من به خاطر حرف تو سخن رسول خدا را رها نمی کنم.



مسند احمد بن حنبل جلد 2 صفحه 136 چاپ موسسه الرساله اسکن جلد و صفحه مورد بحث
yon.ir/2AAK


حال طرح سوالاتی که پاسخ صریح می‌طلبد:

آیا چنین شخصی که به صراحت با سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله مخالفت می کند ،
لایق جانشینی آن حضرت است؟؟

و آیا چنین شخصی عادل و بهشتی است؟؟

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداه

لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

لعن علی عدوک یا علی 1و2و3و4و.....من اول الدنیا الی فنائها ومن الاخره الی بقائها



"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
معرفی صحابی بدعت‌گذار



نقدی بر نظریه #عدالت_صحابه(٣٢)


از نشانه های ایمان واقعی هر فرد مسلمانی ملتزم بودن به سنت رسول خدا است ؛

مسلم نیشابوری در صحیح خودش روایتی را نقل می کند که شاهد بر این است که عثمان بن عفان فقط به خاطر ترس از رسول خدا بوده که در زمان حیات ایشان با سنت آن حضرت مخالفت نمی کرده است

مسلم بن حجاج در صحیحش می نویسد :

ترس عثمان از پیامبر مانع مخالفت او با سنت نبوی بود!




حدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُثَنَّى، وَابْنُ بَشَّارٍ، قَالَ ابْنُ الْمُثَنَّى: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ، حَدَّثَنَا شُعْبَةُ، عَنْ قَتَادَةَ، قَالَ: قَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ شَقِیقٍ: کَانَ عُثْمَانُ یَنْهَى عَنِ الْمُتْعَةِ، وَکَانَ عَلِیٌّ یَأْمُرُ بِهَا، فَقَالَ عُثْمَانُ لِعَلِیٍّ: کَلِمَةً، ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ: " لَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّا قَدْ تَمَتَّعْنَا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَجَلْ، وَلَکِنَّا کُنَّا خَائِفِینَ

عثمان مردم را از متعه حج باز می داشت، در حالی که علی علیه السلام مردم را به انجام آن ترغیب می کرد پس عثمان در این باره سخنی به علی علیه السلام گفت، سپس علی علیه السلام پاسخ داد: تو می دانی که در زمان رسول خدا متعه حج مجاز بود و انجام می دادیم، عثمان گفت: آری، آن موقع می ترسیدیم.

صحیح مسلم صفحه 561 چاپ دار الطیبه yon.ir/052G


از آن طرف در مسند احمد بن حنبل با سند صحیح چنین نقل شده است :

حدَّثَنَا وَکِیعٌ، حَدَّثَنَا الْأَعْمَشُ، عَنْ مُسْلِمٍ الْبَطِینِ، عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ، عَنْ مَرْوَانَ بْنِ الْحَکَمِ، قَالَ: کُنَّا نَسِیرُ مَعَ عُثْمَانَ، فَإِذَا رَجُلٌ یُلَبِّی بِهِمَا جَمِیعًا، فَقَالَ: عُثْمَانُ: مَنْ هَذَا؟ فَقَالُوا: عَلِیٌّ. فَقَالَ: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنِّی قَدْ نَهَیْتُ عَنْ هَذَا؟ قَالَ: " بَلَى، وَلَکِنْ لَمْ أَکُنْ لِأَدَعَ قَوْلَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لِقَوْلِکَ

وقتی عثمان دید علی علیه السلام متعه حج را مجاز می داند به او گفت مگر نمی دانی که من از این کار نهی کرده ام؟علی علیه السلام فرمود : بلی ولی من به خاطر حرف تو سخن رسول خدا را رها نمی کنم.



مسند احمد بن حنبل جلد 2 صفحه 136 چاپ موسسه الرساله اسکن جلد و صفحه مورد بحث
yon.ir/2AAK


حال طرح سوالاتی که پاسخ صریح می‌طلبد:

آیا چنین شخصی که به صراحت با سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله مخالفت می کند ،
لایق جانشینی آن حضرت است؟؟

و آیا چنین شخصی عادل و بهشتی است؟؟

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا الیا یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداه

لعن الله ظالمیک وقاتلیک یا فاطمه

لعن علی عدوک یا علی 1و2و3و4و.....من اول الدنیا الی فنائها ومن الاخره الی بقائها



"

12 ساعت پيش

Majid_ag به سرنگار فیلترینگ تلگرام پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
خوب، در ایران هم همینطوره! اما شما دوست ندارید که تشابهش رو قبول کنید! در ایران هم اگر مجلس تصمیم بگیره، قانون اساسی رو کن فیکون می کنه! البته میدونم این (اگر)هائی است که اتفاق نمیافته ولی همون (اگر)هائی هست که تو آمریکا هم اتفاق نمیافته چون سیستم حاکم اصولا ظرفیت چنین تغییراتی رو نداره! و جا افتادگی هم جرم نیست! و هر چیزی جا افتاده باشه غلط نیست. اما خوب آمریکا برای شما بهشت برین هست و اینجا برای شما جهنّم دوزخ! چون دلتون می‌خواد اینطور ببینید.


حالا هی من میگم با بچه طرف نیستی شما باز بچه دبیرستانی توجیه کن!!
مهندس، بحث مجلس به کنار!! تفاوت ما اینه که در امریکایی که شما همش ازش یاد میکنی و سوییسی که من مدام ازش یاد میکنم هیچ پادشاه یا ملکه یا ولی مطلق یا هر چیز و کس دیگه ای وجود نداره که بتونه مصوبه مجلس منتخب مردم رو وتو کنه!!!
الان ملتفتی یا باز خودتو میزنی به اون راه؟؟!!!
بهشت برین من ایرانیه که با قوانین بهینه شده سوییس اداره شه!!
یه کم نوشته ها رو بخونی میبینه که کی همش داره از امریکا حرف میزنه!!


مگر اینجا هم همینطور نیست که سیستم قضاوت (فقها=قضّات) رو در اختیار مردم قرار میده که رای بدن؟ حتی رئیس جمهور هم واسط نیست. چی شد که اینجا مردمی نیست و اونجا مردمی هست؟

جمله رو نمیفهمم هرچی میخونم!!
یک کم قوانین سجاوندی رو رعایت کن بتونم بخونم!!


چی شد؟ دانشگاه/حوزه ما کِخِه و دانشگاه اونا خدا؟ این (گریبان دری) یعنی چه؟


اینم نفهمیدم به کجای حرفهای من جواب دادی الان!!! توضیح بدید لطفا.


کسانی که این ایده رو به شما دادن، خوب با حکومت دینی مخالف بودن و اصولا دستورات اسلامی رو نادیده گرفتن تا ایدۀ غیراسلامی خودشون رو حاکم کنن.



دقیقا کدوم قسمت حرفهای من میگه اسلام بره کنار!!!
البته من معتقدم اگر مردم اسلام و قوانینش رو نخوان میتونن بذارنش کنار فقط من نمیدونم این جملات شما کجای حرفهای منه!!!


خواستن بنیان‌های اسلامی رو بکوبن، اصولا ندیدن که 64 درصد از این مردم به مجلس خبرگان رای دادن! اما من دلیلی نمی‌بینم با حکومت اسلام مخالف باشم! و خوب محلّ فقه و قضاوت اسلامی معلومه کی و چی و کجاست.


راجع به اون انتخابات هم یک مثال زدم ندیدین گویا. یه مثال دیگه میزنم!!
این حرف شما مثل اینه که جلو من نون خشک بذاری و نون تازه!! من گرسنه نون تازه رو انتخاب میکنم!! شما نتیجه میگیری که ببین خودش کباب دوست نداره!!
ببم جان شرکت من در انتخابات به دلیل انتخاب بهترین نیست(چون بهترینی وجود نداره و در فیلتر جامونده)! به دلیل انتخاب نشدن بدترینه!! این 6000 بار.
شما اجازه بدید افرادی غیر از پاچه خواران بالا در انتخابات شرکت کنن مبیبینین کی کجاست!!


این که سیستم قضاوت ماقبل دموکراسی و فیلتر دموکراسی هست، به این معنی هست که قاضی اول محصول دانشگاه هست. و بعد رای مردم. دانشگاه هست که قاضی‌های مشخص و تربیت‌یافته‌ای رو در اختیار انتخاب مردم میگذاره و از خیابان هر فردی نمی‌تونه بیاد قضاوت بکنه.
این چیزی هست که دوست داری نبینی! و دائم حرف خودت رو تکرار کنی. اصول این آموزش در اختیار دانشگاه هست که بر چه اساسی قاضی می‌تونه قضاوت کنه... و این آموزش هم نوع داره! کمونیستی داره، لیبرال داره، اسلامی داره و غیره!


خوب کسی با اینا که شما میگی مشکلی نداره که هی هزار بار تکرار میکنی!!


این مشخصا یعنی این که بر هر سیستمی یک عقل علمی حاکمه. اون چه که به شما آموزش دادن، که هر کسی از هر جائی پاشه بره تعیین سرنوشت کنه، بیشتر نزدیک به یک سیستم آنارشی هست که فقط یک ایده ست و در دنیا نمونۀ حکومتی نداره.


میگم چرند میگی ناراحت میشی!! کجای حرفهای من به این خزعبلات شبیهه؟؟!
عقل علمی رو مردم یک جامعه تعیین میکنن!! قضاوت در هر جامعه ای برخواسته از قوانین همون کشوره. حتی در دانشگاه هم قاضی و وکیلی که تربیت میشه در هر کشوری که بخواد قضاوت کنه بر مبنای قوانین همون کشور باید قضاوت کنه که اون قوانین توسط مجلسی تصویب میشه که منتخب مردم اون کشوره!!
علم قاضی و وکیل و حقوقدان در چارچوب قوانین حاکم ارزش داره!!
یعنی یک قاضی مسلمان در امریکای عشق شما ، نمیتونه بر اساس قوانین اسلامی نظر بده هر چقدر هم که شما معتقد باشید که قوانین اسلام کاملترین هستند.
متوجه ای الان؟؟
قاضی در هر جامعه ای برای قضاوت درست، تابعی است از قوانین اون جامعه!!



علت این که افکار آموزشی دوم خردادی به آنارشی گرایش داره، وجود یک هدف براندازانه علیه حکومت اسلام بود. کل حاکمیت بومی با فکر اسلامی رو قبول نداشتند و این طور به ریشه ها کوبیدند. و الا این ریشه‌ها همون ریشه‌هاست با این فرق که منبع علم قضاوت در حکومت اسلامی «اسلام» هست. و اسلام در نظر کلیۀ علمای حکومتی و غیر حکومتی دین، معتقده که مسلمان حق اعطای قضاوت به کسی غیر از (فقیه) رو نداره.


فقیه در قضاوت با ولایت مطلقه در حکومت زمین تا آسمون فرق داره!!
خودت هم میدونی ولی وقتی هدف پیچوندنه این جوابها داده میشه دیگه کاریش هم نمیشه کرد!!
من با فقه مشکل ندارم. با ولایت مطلقه و حکومت شاهنشاهی مخالفم!
البته هم معتقدم اگر اکثریت ملت فقه اسلامی رو نخوان باید به خواسته اکثریت احترام گذاشته بشه!


قانون، خودش، بر اساس یک قانون اساسی نوشته میشه. قانون مادر رو حقوقدان‌ها (فارغ التحصیلان دانشگاه/مدرسۀ علمی) می‌نویسن و بر اساس اصول علمی انتخاب می‌شن، و در اولویت دوم، رای گیری ماحصل پژوهش و تحقیق اونها رو رسمیت می‌ده. اینجا هم، عقل و علم و حکمت بنیانی تاسیس سیستم بر رای مردم تقدم و نظارت داره.


این جمله همه هویت شماست!!
نظر مردم فقط در راستای خواسته های شماست که ارزش داره و در خلاف نظر شما بی ارزشه!!! همینو از اول بگو دیدگاهت مشخص شه!!!
حالا اینکه شما اسم خودت رو بذاری سیستم خیلی در ماهیت ماجرا فرقی نمیکنه!!
اون دانشمندانی که دریک برهه از تاریخ قانون اساسی رو نوشتن خدا نبودن و ممکنه اشتباه کرده باشن. مردم هم همینطور. اگر قراره یه چیز اشتباه تا ابد اشتباه باشه چرا قانون اساسی زمان پهلوی رو تغییر دادید؟؟؟
حرفهایی میزنید که آدم نمیدونه گریه کنه یا ضجه بزنه!!!



از نظر من هیچ چیز بر خواست مردم ارجحیت نداره!!
حتی قوانین اسلام!!
وقتی مردم یک جامعه ای اسلام رو نخوان شما حق ندارید به زور اسلحه وادارشون کنید که بخوان!!


روشنه که رای مردم به قانون‌گذاران از فیلتر (حقوق و قضاوت) رد میشه که این یک علمه و نه یک رای گیری!

اصلا اینطور نیست!!
رای مردم از هیچ فیلتری رد نمیشه! مگر فیلتری که با رای مردم انتخاب شده باشه!!
اینکه شما میخواید با این جور قصه بافیها چیزی رو توجیه کنید خیلی عقلانی به نظر نمیرسه!
فیلتر قانون ، همون فیلتر منتخب مردم هست! هیچ ارتباطی به علم نداره!! در یک جامعه مردم میتونن قانونی که از نظر ما خنده داره رو داشته باشن واین هیچ اشکالی نداره.
البته اگر منظور شما از علم دانشگاه هست، دانشگاه هم به دانشجویان علم حقوق چیزی غیر از قوانین مصوب رو تدریس نمیکنه! قوانین مصوب مجلس منتخب مردم البته!! چه بر اساس چیزی که شما بهش علم(اسلام) میگید چه بر خلاف اون!
مهم تصمیم مردم هست و نه هیچ چیز دیگه!


این که سیستم قضاوت بر اساس قوانین تصویب شده عمل نکنه اصولا ربطی به این موضوع نداره ، خوب با این فرض داره خلاف وظیفۀ خودش عمل می کنه. و از فلسفۀ سیستم حاکم جداست.

یعنی قاضی حق داره بر اساس قوانین عمل نکنه ؟؟!! همین؟؟؟
واقعا که!!


اینها داستان های توام با عصبانیت شماست، این که شما فکر می کنی فیلتر تلگرام تصمیم احمقانه ای هست، به همون علت هست که کسی نباید از خیابون بره بشه قاضی! تا قانون رو درست ببینه و از مشاورین درست استفاده کنه! نه این که عصبیّت و غضب مبارزه با حکومت، چشمانش رو به حدی کور کنه که منافع ملی رو نبینه و به زمین و زمان فحاشی کنه فقط.

تلگرام در یک مدیریت با توجه ملی، نباید به جائی میرسید که اینقدر پیشرفت کنه که فیلتر بشه و خوب این فیلتر درمان درد عقب ماندگی فاحش ما در یک نرم افزار ساده است که اجازه دادیم حوزه‌ای به مراتب ارزشمندتر از نفت در اختیار بیگانه باشه.


منافع ملی به هیچ عنوان دلیل فیلتر تلگرام نیست!! خودت هم میدونی!

اون کسانی که عقل وشعور دارن و مردم رو میشناسن میدونن که از 45 میلیون ایرانی فقط 1 میلیون تلگرام رو ترک کردن!!
اینکه مردم ترجیح میدن در هر رسانه خارجی حتی به زور فیلترشکن حضور داشته باشن اما از نرم افزارهای مورد تایید شما متواری میشن ، نتیجه رفتار ناهنجار سیستم شماست در طی دوران حکومتتون!
الان اگر مدیر تلگرام با شما به توافق برسه و داده های تلگرام رو در اختیار شما بذاره و فیلترش برداشته بشه همه از تلگرام هم میرن!! همونطور که وی چت رو آزاد کردید وهیچ کس سراغش هم نرفت!!
مشکل نرم افزار یا بیگ دیتا نیست، مشکل وحشت مردم از حکومتشونه!!



این که شما طالب آزادی بیان در شبکۀ اجتماعی هستی، خوب این مطالبۀ حقی هست و میشه براش جنگید! اما جنگیدن هم عقل می‌خواد و غضب و عصبانیت براش کافی نیست! نمیشه از چاله با عصبانیت افتاد تو چاه! این که برای حل این مشکل سوء استفاده از قضاوت و قدرت و بی‌ظرفیتی، طبق معمول منافع ملی رو بفروشی و به بیگانه مراجعه کنی تا مثلا بیگانه بیاد آزادی بیان شما رو تامین کنه، این غلط اندر غلطه و این فکر رو کسانی در جامعه هدایت می کنن که وابسته به بیگانه هستن و ابائی از دخالت و پرچمداری بیگانه در این کشور ندارن.



منظورت از مراجعه من به بیگانه چیه؟؟!!
تا حالا چندبار اینو گفتی هر بار هم پرسیدم جواب نمیدی!!
با توهماتت زندگی نکن برادر! من به هیچ بیگانه ای وابسته نیستم!!!


قرار گرفتن 80 درصد ارتباطات اینترنتی کشور ما روی یک شبکۀ تلگرام که قوانین و رفتارهاش در اختیار بیگانۀ امارات متحدۀ عربی نشین هست، بی‌شک یک حماقت فراگیر فنی - اقتصادی -سیاسی - امنیتی - فرهنگی و غیره هست و هیچ کشوری که جوهرۀ استقلال و حرکت و قدرت داره همچین اجازه‌ای نداده و نخواهد داد و فقط در ایران هست که سر چنین چیز واضحی بحث هست و گروهی از مردم به حدی تحمیق شدن که به اسم آزادی امنیت ملی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی شون به بازی گرفته میشه.


شما مشکلتون اینه که چهل ساله به زور پتک میخواید اعتماد مردم رو به دست بیارید!

اشتباه میکنید. راه کاهش تعداد مردم در تلگرام فیلترش نیست. یه کم تو تلگرام بگرد تا ببینی هیچکس نرفت!! حتی خبرگزاریهای شما هم ترجیح میدن در تلگرام فعال باشت تا سروش!! میتونی بری ببینی.
مردم به شما اعتماد ندارن!! پس ترجیح میدن حتی اگر میخوان جک برا هم بگن جایی باشه که شما نبینید!!
با فیلترینگ تلگرام شما فقط داده های مردم رو از تلگرام و فرد امارات نشین منتقل کردید به کل دنیا!! اگر فقط داده های مردم در تلگرام در اختیار بیگانه ها بود الان همه داده ها در اختیارشونه!! حتی داده های انتخاب واحد دانشگاهشون!!

الان طرف فیلتر شکنش روشنه همیشه!! حتی سایتهای داخلی هم که مراجعه کنه با همون فیلترشکنه کل اطلاعاتش داره میره براتون مهم نیست. شما از تلگرام میترسید. دلیل فیلترش اینه!
الان ترافیک تلگرام کم شده؟؟؟ دیگه داده های مردم در تلگرام نیست؟؟؟
شما 80 درصد رو به خاطر سربار فیلترشکنها بیشتر کردید!
حتی کسی که با فیلترشکن میخواد بره تلگرام هزارتا تبلیغ که قبلا نمیدیده رو حالا میبینه!! حتی دیدن تبلیغات نا مربوط هم براتون مهم نیست.

شما با اینکه آمار دسترسی بچه ها رو به سایتهای ناجور بالا بردید هیچ مشکلی ندارید ولی براتون مهمه که اون بچه به تلگرام دسترسی نداشته باشه یه وقت!!!
حرف و عملتون -مثل 40 سال گذشته- یکی نیست اخوی. دلیل عدم اعتماد مردم هم همینه!



کم کم آفریقا هم از ما جلو می افته و بدبخت ترین مردم دنیا ما خواهیم موند که هیچ احترامی نه برای خودمون و نه برای سایر دنیا برامون باقی نمونه.


این به لطف حکومتی که ظلم به مردمش میکنه امری اجتناب ناپذیره!!
حکومتی که مردمش رو در جهل و فقر نگه میداره و از آگاه شدن مردمش میترسه آینده ای جز این نمیشه براش متصور بود.
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار شهادت ام ام ابیها خدیجه کبری سلام الله علیها تسلیت پاسخ داد.
"


معاني الأخبار ؛ النص ؛ ص52

4- حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ‏
______________________________
معاني الأخبار، النص، ص: 53
الْعَبْدِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَبَايَةَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ‏ «1» عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى‏ «2» قَالَ إِنَّمَا سُمِّيَ يَتِيماً لِأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ لَهُ نَظِيرٌ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ لَا مِنَ الْآخِرِينَ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُمْتَنّاً عَلَيْهِ بِنِعْمَتِهِ- أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً أَيْ وَحِيداً «3» لَا نَظِيرَ لَكَ- فَآوى‏ إِلَيْكَ النَّاسَ وَ عَرَّفَهُمُ فَضْلَكَ حَتَّى عَرَفُوكَ‏ «4»- وَ وَجَدَكَ ضَالًّا يَقُولُ مَنْسُوباً عِنْدَ قَوْمِكَ إِلَى الضَّلَالَةِ فَهَدَاهُمْ لِمَعْرِفَتِكَ- وَ وَجَدَكَ عائِلًا يَقُولُ فَقِيراً عِنْدَ قَوْمِكَ يَقُولُونَ لَا مَالَ لَكَ فَأَغْنَاكَ اللَّهُ بِمَالِ خَدِيجَةَ ثُمَّ زَادَكَ مِنْ فَضْلِهِ فَجَعَلَ دُعَاءَكَ مُسْتَجَاباً حَتَّى لَوْ دَعَوْتَ عَلَى حَجَرٍ أَنْ يَجْعَلَهُ اللَّهُ لَكَ ذَهَباً لَنَقَلَ عَيْنَهُ إِلَى مُرَادِكَ وَ أَتَاكَ بِالطَّعَامِ حَيْثُ لَا طَعَامَ وَ أَتَاكَ بِالْمَاءِ حَيْثُ لَا مَاءَ وَ أَغَاثَكَ بِالْمَلَائِكَةِ حَيْثُ لَا مُغِيثَ فَأَظْفَرَكَ بِهِمْ عَلَى أَعْدَائِكِ.
5- حَدَّثَنَا حَمْزَةُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَخِيهِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْتَمَ نَبِيَّهُ ص لِئَلَّا يَكُونَ لِأَحَدٍ عَلَيْهِ طَاعَةٌ.
6- أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصُّوفِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الرِّضَا ع فَقُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَ النَّبِيُّ ص الْأُمِّيَّ فَقَالَ مَا يَقُولُ النَّاسُ-
______________________________
(1). في بعض النسخ [سئل‏].
(2). الضحى: 5.
(3). في بعض النسخ [أوحدا].
(4). لا شك أن كل ما سوى اللّه تعالى لمكان امكانه يحتاج في وجوده و جميع شئونه الى جوده، و لا يستثنى من ذلك أحد حتّى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله الذي هو أشرف الممكنات كلها و أكملها و لا عار عليه أن كان يتيما فقد أباه و أمّه و جدّه قبل أن يمضى من عمره الشريف عشر سنين فآواه اللّه تعالى.
و من شئون الوجود التي يحتاج فيها كل ممكن إلى الحق الهداية و المعرفة، فكل إنسان في نفسه فاقد للهداية: مفتقر إلى هداية الحق تعالى، و لا يستثنى منه النبيّ صلّى اللّه عليه و آله أيضا. فقوله: «وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى‏» أى ما كنت واجدا للهداية من قبل نفسك بل اللّه تعالى هو الذي هداك و لو لا هدايته لكنت ضالا. و كذا قوله‏ «وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى‏» فلا وجه لصرف الكلام عن ظاهره الى ما تكلفه بعض الصحابة على ما نقل عنه. (م).
معاني الأخبار، النص، ص: 54
قُلْتُ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ سُمِّيَ الْأُمِّيَّ لِأَنَّهُ لَمْ يَكْتُبْ فَقَالَ ع كَذَبُوا عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ أَنَّى ذَلِكَ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ- هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ «1» فَكَيْفَ كَانَ يُعَلِّمُهُمْ مَا لَا يُحْسِنُ وَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَقْرَأُ وَ يَكْتُبُ بِاثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ أَوْ قَالَ بِثَلَاثَةٍ وَ سَبْعِينَ لِسَاناً وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْأُمِّيَّ لِأَنَّهُ كَانَ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ وَ مَكَّةُ مِنْ أُمَّهَاتِ الْقُرَى‏ «2» وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ وَ مَنْ حَوْلَها «3».ابن بابويه، محمد بن على، معاني الأخبار، 1جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: اول، 1403 ق.





4- عبايه گويد: من از ابن عبّاس پرسيدم (يا ديگرى پرسيد) تفسير اين فرموده خداوند عزّ و جلّ‏ أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى‏ (آيا خداوند تو را يتيمى نيافت پس پناهت داد؟- ضحى 93: 6) چيست؟ فرمود: بدين سبب يتيم ناميده شد كه او (چون درّ يكتا) در سراسر پهنه گيتى از آغاز تا پايان آفرينش، در فضيلت و شرف بى‏همتا بود، پس خداوند براى آشكار ساختن احسان و نيكوئى كه به او ارزانى داشته فرموده است: أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً يعنى در فضايل يگانه بود و هيچ كس همتاى او نمى‏گشت.


شرح (يتيم به معناى بى‏نظير و بى‏مانند است، چنان كه مى‏گويند: درّ يتيم).


پس خداوند تو را پناهگاه بشر ساخت تا از هر سو به تو روى آورند، و فضيلت و مقام تو را به آنان شناساند. وَ وَجَدَكَ ضَالًّا (و تو را گمشده يافت) اشاره به اينكه قومت به ناروا نسبت گمراهى به تو مى‏دادند و پروردگار آنان را هدايت كرد تا نسبت به تو معرفت پيدا كرده و حقّت را شناختند وَ وَجَدَكَ عائِلًا (و تو را تهيدست يافت) يعنى نزد قومت فقير بودى و آنها مى‏گفتند: اندوخته‏اى‏


معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 122
ندارد، خداوند به وسيله ثروت سرشار خديجه بى ‏نيازت كرد و فضيلت بيشترى به تو داد، و تو را مستجاب الدّعوه قرار داد چنان كه اگر از خدا بخواهى سنگى را برايت به طلا مبدّل گرداند بدون چون و چرا تو را به خواسته‏ات مى‏رساند و سنگ تبديل به طلا مى‏گردد. و هر گاه غذائى نداشتى برايت غذائى فرستاد، و هر جا آب نبود برايت آب فراهم ساخت، و در آن ايّام كه هيچ كس ياريت نمى‏كرد، فرشتگان را بيارى تو فرستاد، و بوسيله آنان تو را بر دشمنانت پيروز فرمود.


5- ابن أبى عمير از يكى از راويان خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: خداوند عزّ و جلّ بدين جهت پيغمبر خود را يتيم كرد تا فرمانبردارى از كسى بر او واجب نباشد.


6- جعفر صوفى‏ «1» گويد: از امام جواد عليه السلام پرسيدم: چرا پيامبر را «امّى» نامند؟ فرمود: اهل تسنّن چه جوابى دارند؟ عرض كردم مى‏گويند: زيرا


______________________________
(1) اين شخص ممكن است جعفر بن محمّد صيرفى باشد، بهر حال مجهول الحال است، و راوى او محمّد بن خالد برقى است كه نجاشىّ او را ضعيف شمرده، و از ضعفا بسيار نقل مى‏كند چنان كه ابن الغضائرى گفته است.


معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 123
قادر نبود چيزى بنويسد. فرمود: خلاف واقع گفته‏اند- خداوند آنها را از درگاه رحمت خود براند- چگونه ممكن مى‏گردد در حالى كه خداوند عزّ و جلّ در كتاب خود كه نسخ نگرديده و استوار است مى‏فرمايد: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ (اوست خدايى كه در ميان عرب امّى پيغمبرى از خود آنها برانگيخت تا بر آنان آيات وحى خدا را تلاوت كند و آنها را از آلودگى جهل و اخلاق زشت پاك سازد و به آنها قرآن و حكمت بياموزد- جمعه: 2) در حالى كه پروردگار مى‏فرمايد: پيغمبر قرآن مى‏خواند «1»، پس چطور چيزى را كه خود بخوبى نمى‏دانست به آنها ياد مى‏داد؟


به خدا قسم كه رسولش به هفتاد و دو- يا فرمود- به هفتاد و سه زبان (ترديد از راوى است.) مى‏خوانده و مى‏نوشته است، و جز اين نيست كه سبب ناميده شدن او به «امّى» اين است كه از اهل مكّه بود كه نامهاى متعددى دارد، و يك نام آن «امّ القرى» است. چنان كه خداى عزّ و جلّ مى‏فرمايد: لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى‏ (قرآن را نازل كرديم تا اهل مكّه را بترسانى- انعام 6: 92).


(شرح- هنگامى كه «ياء نسبت» به «امّ» افزوده گردد، «امّى» مى‏شود


______________________________
(1) پوشيده نماند كه خواندن آيات به تعليم جبرئيل از سوى خداوند دلالت بر خواندن و نوشتن ندارد و راوى خبر چندان مورد اطمينان نيست تا بتوانيم بطور قطع سخن را به امام جواد عليه السلام نسبت دهيم.


معاني الأخبار / ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 124
يعنى كسى كه منسوب است به امّ القرى).


________________________________________
ابن بابويه، محمد بن على - محمدى شاهرودى، عبد العلى، معاني الأخبار / ترجمه محمدى، 2جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: دوم، 1377ش.


لعن الله حاسدیک یا خدیجه
"

22 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"



بدعت نماز تراویح (۶)

ابن عمر میگوید :



هرکس نماز تراویح می خواند مانند الاغ ساکت است !


همانگونه که مشخص شد ، نماز تراویح یکی از بدعت هایی است که عمر بن الخطاب بنای آن را گذاشت ؛
و امروزه نیز بسیاری از مخالفین شیعه تعصب خاصی روی آن دارند و در ماه رمضان آن را بر پا می دارند ؛

جالب است بدانید که سلف صالح (لقبی که اهل تسنن به صحابه می دهند!) ، در بین خودشان در مورد نماز تراویح اختلاف کرده اند و برخی از بزرگان مخالفین (در بین صحابه و تابعین و ائمه ی آنان) هرگز نماز تراویح نمی خوانده اند ؛

عبد الله بن عمر(فرزند خلیفهء دوم) نیز یکی از کسانی است که نه تنها نماز تراویح نمی خواند بلکه عمل کسانی که نماز تراویح می خوانند را به الاغی تشبیه کرد که ساکت می ماند .
(این نوع موضع گیری ابن عمر نشان دهندهء مرفوض بودن نماز تراویح در نزد اوست)


عَنِ الثَّوْرِیِّ، عَنْ مَنْصُورٍ، عَنْ مُجَاهِدٍ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى ابْنِ عُمَرَ قَالَ: أُصَلِّی خَلْفَ الْإِمَامِ فِی رَمَضَانَ؟ قَالَ: «أَتَقْرَأُ الْقُرْآنَ؟» قَالَ: نَعَمْ قَالَ: أَفَتُنْصِتُ کَأَنَّکَ حِمَار؟ صَلِّ فِی بَیْتِکَ.


:مصنف ابن ابی شیبة،ج3،ص399،ر7789 ط مکتبة الرشد
http://s3.picofile.com/file/8200122050/001.png
http://s3.picofile.com/file/8200122168/002.png



مصنف عبدالرزاق،ج4،ص264،ر7742 ط المجلس العلمی

http://s6.picofile.com/file/8200122376/000.jpg
http://s3.picofile.com/file/8200122218/001.png
http://s3.picofile.com/file/8200122318/002.png

مردی پیش ابن عمر آمد و گقت : در ماه رمضان پشت سر امام جماعت نماز بخوانم ؟ { مقصود نماز تراویح است } ابن عمر گفت : آیا قرآن می خوانی ؟ مرد گفت : بلی.
ابن عمر گفت : آیا مثل الاغ ساکت می مانی ؟ در خانه ات نماز بخوان.

سند روایت صحیح است و تمامی راویان آن از حفاظ و ثقات مخالفین و از راویان صحیحین هستند.

:ملاحظه می کنید که ابن عمر آن مرد را از نماز تراویح منع کرده و می گوید در خانه ات نماز بخوان و فردی که نماز تراویح می خواند مانند الاغی است که ساکت می ماند !


...ادامه دارد!

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار نماز تراویح به جماعت سنت است یا بدعت ؟!! پاسخ داد.
"
بدعت نماز تراویح(۵)


نظر صریح بدر الدين عيني در کتاب عمدة القاري شرح صحيح البخاري درباره بدعت و به وجود آوردن نماز تراویح توسط عمر بن خطاب


قَوْله: (ثمَّ خرجت مَعَه) أَي: مَعَ عمر لَيْلَة أُخْرَى، وَفِيه إِشْعَار بِأَن عمر، رَضِي الله تَعَالَى عَنهُ، كَانَ لَا يواظب الصَّلَاة مَعَهم، وَكَأَنَّهُ يرى أَن الصَّلَاة فِي بَيته أفضل، وَلَا سِيمَا فِي آخر اللَّيْل، وَعَن هَذَا قَالَ الطَّحَاوِيّ: التَّرَاوِيح فِي الْبَيْت أفضل. قَوْله: (نعم الْبِدْعَة) ، ويروى: (نعمت الْبِدْعَة) ، بِزِيَادَة التَّاء، وَيُقَال: نعم، كلمة تجمع المحاسن كلهَا، وَبئسَ، كلمة تجمع المساوىء كلهَا، وَإِنَّمَا دَعَاهَا بِدعَة لِأَن رَسُول الله، صلى الله عَلَيْهِ وَسلم، لم يسنها لَهُم، وَلَا كَانَت فِي زمن أبي بكر، رَضِي الله تَعَالَى عَنهُ. وَرغب رَسُول الله، صلى الله عَلَيْهِ وَسلم، فِيهَا بقوله: نعم، ليدل على فَضلهَا، وَلِئَلَّا يمْنَع هَذَا اللقب من فعلهَا. والبدعة فِي الأَصْل أَحْدَاث أَمر لم يكن فِي زمن رَسُول الله، صلى الله عَلَيْهِ وَسلم، ثمَّ الْبِدْعَة على نَوْعَيْنِ: إِن كَانَت مِمَّا ينْدَرج تَحت مستحسن فِي الشَّرْع فَهِيَ بِدعَة حَسَنَة، وَإِن كَانَت مِمَّا ينْدَرج تَحت مستقبح فِي الشَّرْع فَهِيَ بِدعَة مستقبحة

(ثمَّ خرجت مَعَه)، يعني بيرون رفتم با عمر در شب ديگر، اين جمله اشعار دارد به اين كه عمر بر جماعت خواندن مواظبت نمی ‌كرد و گويا عقيده داشت كه نماز در خانه بهتر است به ويژه در پايان شب.
از اين رو طحاوی گفته است:‌ تراويح در خانه افضل است. اين سخن عمر (نعم الْبِدْعَة) :به صورت (نعمت الْبِدْعَة) روايت شده است. و «نعم» كلمه ای است كه تمام محاسن را دارد. و كلمه « وَبئسَ» جامع تمام بدی ها است. و اين كه عمر جماعت خواندن تراويح را بدعت خوانده به خاطر اين است كه رسول خدا صلی الله عليه وسلم سنتش اين نبوده و در زمان ابوبكر هم چنين نبوده است ؛
ولی رسول خدا به آن تشويق فرموده است به قول خودش «نعم» تا بر فضل آن دلالت كند و اين لقب «خوب بودن»‌ را براي كسى كه آن را انجام دهد،‌"منع نكند. بدعت در اصل پديد آوردن امر جديد است كه در زمان رسول خدا نبوده است. بدعت دو قسم است:
اگر تراويح داخل در بدعت خوب باشد،‌ بدعت حسنه است و اگر داخل در بدعتی باشد كه شرع او را قبيح می‌داند، پس
بدعت قبيحه است.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 11، ص126، العيني الغيتابي الحنفي، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بیروت.

...ادامه دارد!


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ ....وسیله کیست وچیست؟ پاسخ داد.
"
ابن صلاح از کبار علمای مخالفین شیعه و جواز #استغاثه و #توسل به رسول اکرم -صلّیٰ الله علیه وآله-



استغاثه، مسئله‌ای است که سالیان طولانی است که شیعیان به دلیل جواز آن، از سوی مخالفین کشته و تکفیر می‌شوند در حالی‌که علمای بزرگ مخالفین نیز جواز به این مسئله را داده‌اند.

ابن صلاح می‌نویسد:


:

فإِنَّهَا لَيست محصورة على مَا وجد مِنْهَا فِي عصره صلى الله عَلَيْهِ وَسلم بل لم تزل تتجدد بعده صلى الله عَلَيْهِ وَسلم على تعاقب العصور وَذَلِكَ أَن كرامات الْأَوْلِيَاء من أمته وإجابات المتوسلين بِهِ فِي حوائجهم ومغوثاتهم عقيب توسلهم بِهِ فِي شدائدهم براهين لَهُ صلى الله عَلَيْهِ وَسلم قواطع ومعجزات لَهُ سواطع وَلَا يعدها عد وَلَا يحصرها حد

:معجزات و کرامات رسول خدا -صلّیٰ الله علیه وآله- محصور در زمان حیات ایشان نیست بلکه بعد از ایشان هم در گذر دوران ادامه می‌یابد و کرامات اولیاء از امت پیامبر -صلّیٰ الله علیه وآله- و پاسخ‌دادن به حاجات متوسلین و استغاثه‌کنندگان در سختی‌هایشان به ایشان براهین و دلایل قاطع و معجزات روشن برای ایشان هستند که حد و حصری ندارند ...

: فتاوی ومسائل، تألیف ابن صلاح، جلد ۱، صفحه ۲۱۰، نشر دار المعرفة

اسکن:
:https://bit.ly/2IoJc41
: لینک کتاب:
فتاوى ابن الصلاح • الموقع الرسمي للمكتبة الشاملة

:آیا تندرو هایی که سال‌هاى طولانى شيعيان را قتل‌عام مى‌كردند اكنون حاضر به تکفیر ابن‌صلاح نیز هستند؟


یا آل الله یا آل البیت یا آل محمد یا علی


"

23 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار سوالات جاثلیق از خلیفه رسوال الله صلی الله علیه واله وسلم وایمان آوردنش پاسخ داد.
"
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 186
جانشينى قرار داد.
مرا خبر رسيد كه امت محمّد براى جانشينى او اختلاف دارند قريش ادعا دارند كه آن وصى از قريش است و ادعاى انصار بر قريش است كه وصايت را براى خودشان انتخاب كنند، آمده‏ايم تا بدانيم وصى پيامبر كيست و بررسى كنيم دين محمّد را و بشناسيم روش پيامبران را و بشنويم سخنان آنان را كه ادعاى جانشينى او را ميكنند درست است يا باطل.
اما متاسفانه دروغهائى باو نسبت ميدهند آنچنان كه امتان پيشين به پيامبرانشان پس از درگذشت‏شان نسبت ميدادند و جانشينان آنان را از حق مسلمشان دور ميكردند همانا ما امتان موسى را يافتيم كه پس از حضرت موسى گوساله را پرستيدند ولى هارون جانشين او را مانع از جانشينى موسى شدند آنچه را خودشان خواستند انتخاب كردند «و كذلك‏ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا» «1» ما وارد اين شهر شديم از وصى رسول خدا سؤال كرديم ما را بسوى اين پير مرد راهنمائى كردند او هم ادعاى جانشينى پيامبر را كرد از او پرسيديم پيامبر بتو چه وصيتى كرده نمى‏فهميد پرسيدم با رسول خدا چه نسبتى دارى هنگامى كه دعوت از طرف ابراهيم شد در باره نسلش: «إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‏» «2» همانا امامت كسى را نميرسد مگر بعضى از
______________________________
(1) احزاب 64 بدستور خدا در آنان كه از پيش گذشتند و براى روش خدا هرگز تغيير نيست.
(2) بقره 118 همانا قرار دهنده‏ام ترا براى مردم امام عرضكرد از فرزندانم فرمود پيمان من به ستمگران نميرسد.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 187
فرزندان كه از بعض ديگر باشند جز پاك و پاكدامن و انتخاب‏شده‏ى كسى بامامت نميرسد.
ما خواستيم كه او روش و سنت محمّد و آنچه را كه پيامبران آورده‏اند و اختلافات در باره‏ى وصى را بيان كند همچنان كه در اوصياء گذشته و شناسائى عترت پيامبر اختلاف كردند.
همانا اگر ما وصى و جانشينى براى پيامبر بعد از او پيدا كنيم در پيش او علم و دانشى كه مورد نياز مردم است باشد و سؤالات را پاسخ روشن بدهد، آگهى دهد از سبب بلايا و منايا و فصل الخطاب و نسب‏ها و از آنچه كه هر سال فرود مى‏آيد در شب قدر و آنچه بدان واسطه فرشتگان و فرشته‏ى روح فرود مى‏آيند و آگهى از جانشينان پيامبران دهد ما نبوت پيامبر را تصديق و دعوتش را مى‏پذيريم و پيروى از جانشين و امينانش و اقرار بكتابش كه نازل شده مى‏كنيم و آنچه را كه رسول پيش ازين آورده مى‏پذيريم و اگر هم جز اين كه گفتيم باشد بدين خودمان برميگرديم و يقين پيدا مى‏كنيم كه احمد به پيامبرى برانگيخته نشده.
ازين پيرمرد كه هر چه پرسيديم چيزى كه نبوت محمّد را پا بر جا كند در پيش وى نيافتيم فقط ادعا مى‏كند او ستمگرى باشد كه با زور بر مردمش پيروز شده و با زورگوئى بر آنان حكومت مى‏كند و نشانه‏اى از پيامبرى و آنچه پيامبران پيشين آورده‏اند در پيش او نيست.
و همانا پيامبر درگذشت و كار را بهمين دو نفر واگذار كرد كه گروهى بر گروه ديگر چيره شوند و ايشان را بسوى دوران جاهليت برگرداند مانند همان دورانى كه هر چه ميخواستند برأى‏هاى خويش‏
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 188
براى خود هر دينى را كه ميخواستند و پادشاهى را كه ميل داشتند انتخاب ميكردند حضرت محمّد را از راه پيامبران بيرون كشاندند و او را نسبت بجهل و نادانى دادند در رسالت و پيامبريش، وصى او را مانع از انجام وظيفه و حقش شدند.
گمان كردند كه نادان ميتواند بجاى عالم و دانشمند قرار گيرد و اين جانشين جاهل وسيله نابودى كشت و زرع و نسل خواهد بود و سبب آشكار شدن فساد در دريا و خشكى ميشوند، محال است كه خداى عز و جل برانگيزاند پيامبرى را مگر اينكه پاكدامن و محكم‏كننده‏ى دين و برگزيده‏شده‏ى بر جهانيان باشد زيرا دانشمند امير و سلطان بر نادانست تا روز قيامت.
از اسم پيرمرد پرسيدم مرديكه در پهلوى وى قرار داشت گفت اين پيرمرد خليفه‏ى رسول خداست من در پاسخ گفتم من براى هيچ كس اين نام را بعد از پيامبر سراغ ندارم مگر لغات تازه‏اى از لغت‏هاى عرب باشد اما خلافت شايستگى ندارد مگر براى آدم و داود و سنت در آن خلافت براى انبيا و اوصيا ميباشد.
و همانا شما دروغ بر خدا و رسولش را بزرگ مى‏شماريد سپس نفى علم و دانش از خودش كرد و از گناهش پوزش طلبيد و گفت مردم بخلافت من راضى شدند و سپس نام مرا خليفه گذاشتند در صورتى كه ميان امت پيامبر از من كسى داناتر هست سپس ما قناعت كرديم بآنچه كه براى خودش فرمان داد و اختيار كرد بنا بر اين من براى راهنمائى مردم جلو افتادم و در جستجوى حق شدم كه اگر حق براى من روشن‏
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 189
شود پيروى كنم و در راه خدا مرا سرزنش نكوهش‏كننده‏اى فرا نگيرد اى جوان آيا در پيش تو درمانى براى دردها هست؟ على عليه السّلام فرمود: آرى درمان درد سينه‏هاى شما و روشنى بخش دلهايتان و شرح گسترش آنچه را كه بخواهيد پيش من است بيانى كه شما را گرفتار شك و شبهه نكند خبر دادن از كارهايتان، دليل و برهان مشكلات شما همه نزد من است.
بيا پيش من و خاطرت را آسوده و ذهنت را آماده‏ى فرا گرفتن آنچه را كه براى تو ميگوئيم بكن همانا خداوند بفضل و بخشش خود كه سزاوار ستايش و ثناى فراوانست وعده‏اش را راست و درست كرده و دينش را عزت عنايت فرموده، بنده و رسولش محمّد را يارى كرده حزنها را پراكنده و فرارى نمود.
براى آن خداست پادشاهى، براى او ستايش است او بر تمام چيزها نيرومند و تواناست او مبارك و بلند پايه است محمّد را ويژه‏ى خود قرار داده و اختيار و انتخابش كرده هدايت و انتخاب از براى رسالتش بسوى تمام مردم برحمتش نموده و براى جن و انس او را بمهربانى و رأفتش برگزيده اطاعت او را بر اهل آسمان و زمين واجب كرده و او را پيشواى پيامبران پيش از او و خاتم پيامبران بعد از او قرار داده ميراث پيامبران را باو بخشيده، كليدهاى دنيا و آخرت را باو داده، او را نبى و رسول و امام گرفته، او را بسوى خويش بلند كرد و از طرف راست عرش بخودش نزديك نمود آنچنان كه هيچ فرشته‏ى مقرب و پيامبر مرسلى بپايه‏ى او نرسيده.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 190
خداوند باو وحى فرستاد. دل آنچه را كه ديده تكذيب نميكند و نشانه‏اش را بر پيامبران فرو فرستاده و عهد و پيمان از آنان گرفته تا آنكه همه بوى ايمان بياورند و همانا او را يارى كنند بعد پروردگار به پيامبران فرمود اقرار كرديد شما بر نبوت او و از شما عهد و پيمان گرفتم آنان عرضكردند اقرار كرديم فرمود گواهى دهيد كه من هم با شما از گواهى دهندگانم.
و فرمود: «يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏» «1» چيزى نگذشت كه خداى عز و جل درجه‏اش را تمام كرده اسباب پيامبرى را بوى داد، مقامش را بلند نمود هر گاه نام خدا ياد آورى مى‏شود نام او نزديك نام خداست، دين او را واجب و پيروى او را متصل به اطاعت خودش كرد سپس فرمود هر كس اطاعت رسول را كند اطاعت خدا را كرده و فرمود آنچه را كه رسول براى‏تان آورده بگيريد و آنچه را كه نهى كرده خوددارى كنيد از آن.
پس خداوند رسالتش را ابلاغ كرد و برهانش را روشن و
______________________________
(1) اعراف 156 آنچنان رسولى كه او را پيدا ميكنند كه در توراة و انجيل پيش ايشان نوشته شده آنان را فرمان بخوبى و دورى از بدى ميدهد پاكها را بر ايشان حلال و ناپاكها را حرام مى‏كند بارهاى گران را از دوش آنان بر ميدارد و آنان كه او را بزرگ شمردند و يارى نمودند و پيروى كردند نورى را كه با او فرو فرستاده شد اينان رستگارانند.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 191
آشكارا نمود و آيتش را محكم و استوار كرد اين چنين پيامبران پيشين مژده‏ى پيامبرى او را دادند عيسى روح اللَّه و كلام خدا مژده‏ى پيامبرى او را داده آنگاه كه در انجيل ميگويد احمد عربى، نبىّ امّى صاحب شتر سرخ و چوبدستى و جانشين خود را براى امتش بپاداشت در ميان آنان او كانون علم پيامبرى، راز دار و پابرجاكننده‏ى نشانه‏هاى كتاب او، خواننده‏ى آن كتاب ارث برنده‏ى او. او را با كتابش در ميان مردم بجا گذاشت و حجت را در ميان آنان گرفت.
سپس فرمود دو چيز در ميان شما گذاشتم هر كس چنگ بآن دو زند هرگز گمراه نميشود كتاب خدا و اهل بيت من آن دو چيز بسيار گرانمايه و سنگين است كتاب خدا ثقل بزرگ و ريسمانيست كه از آسمان تا بزمين كشيده شده كه يك رشته‏اش بدست شما و رشته‏ى ديگرش بدست خداى عز و جل است و همانا آن دو هيچ گاه از يك ديگر جدا نميشوند تا اينكه كنار حوض بر من وارد شوند.
كسى را بر آنان مقدم مداريد كه گروه شما پراكنده شود كتاب خدا را از غير آنان مجوئيد كه جامه تاسف ميدريد آنان را نميخواهد چيزى بياموزيد كه از شما داناتر بتاويل كتاب خدايند، آشناتر بحلال و حرام خدا و بمحكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و غير اينها مى‏باشند و در پيش من است علم بلايا و منايا «1» و
______________________________
(1) علم بلايا از بلاهائى كه در آينده بر مردم فرو مى‏آيد و منايا از مرگ مردم خبر ميدهد.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 192
ديلمى، حسن بن محمد - رضايى، سيد عبد الحسين، إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، 2جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: سوم، 1377ش.

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار سوالات جاثلیق از خلیفه رسوال الله صلی الله علیه واله وسلم وایمان آوردنش پاسخ داد.
"
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي) ؛ ج‏2 ؛ ص301

َ ثُمَّ الْتَفَتَ كَالْأَسَدِ فَقَالَ يَا شَيْخُ أَمَّا أَنْتَ فَقَدْ أَقْرَرْتَ أَنَّ مُحَمَّداً النَّبِيَّ ص لَمْ يُوصِ إِلَيْكَ وَ لَا اسْتَخْلَفَكَ وَ إِنَّمَا تَرَاضَوُا النَّاسُ بِكَ وَ لَوْ رَضِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِرِضَاءِ الْخَلْقِ وَ اتِّبَاعِهِمْ لِهَوَاهُمْ وَ اخْتِبَارِهِمْ لِأَنْفُسِهِمْ مَا بَعَثَ اللَّهُ‏ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ‏ وَ آتَاهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ لِيُبَيِّنُوا لِلنَّاسِ مَا يَأْتُونَ وَ يَدْرَءُونَ وَ مَا يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ‏ فَقَدْ دَفَعْتُمْ لِلنَّبِيِّينَ عَنْ رِسَالاتِهِمْ وَ اسْتَغْنَيْتُمْ بِالْجَهْلِ مِنِ اخْتِيَارِ النَّاسِ عَنِ اخْتِيَارِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الرُّسُلَ لِلْعِبَادِ وَ اخْتِيَارِ الرُّسُلِ لِأُمَّتِهِمْ وَ نَرَاكُمْ تُعَظِّمُونَ بِذَلِكَ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى نَبِيِّكُمْ وَ لَا تَرْضَوْنَ إِلَّا أَنْ تَتَسَمَّوْنَ بَعْدَ ذَلِكَ بِالْخِلَافَةِ وَ هَذَا لَا يَحِلُّ إِلَّا لِنَبِيٍّ أَوْ وَصِيِّ نَبِيٍّ وَ إِنَّمَا تَصِحُّ الْحُجَّةُ لَكُمْ بِتَأْكِيدِكُمُ النُّبُوَّةَ لِنَبِيِّكُمْ وَ أَخْذِكُمْ بِسُنَنِ الْأَنْبِيَاءِ فِي هُدَاهُمْ وَ قَدْ تَغَلَّبْتُمْ فَلَا بُدَّ لَنَا أَنْ نَحْتَجَّ عَلَيْكُمْ فِيمَا ادَّعَيْتُمْ حَتَّى نَعْرِفَ سَبِيلَ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ وَ نَعْرِفَ الْحَقَّ فِيكُمْ بَعْدَ نَبِيِّكُمْ أَ صَوَابٌ مَا فَعَلْتُمْ بِإِيمَانٍ أَوْ بِجَهْلٍ وَ كَفَرْتُمْ ثُمَّ قَالَ يَا شَيْخُ أَجِبْ قَالَ فَالْتَفَتَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى أَبِي عُبَيْدَةَ لِيُجِيبَ عَنْهُ فَلَمْ يَرَ جَوَاباً ثُمَّ الْتَفَتَ الْجَاثَلِيقُ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ بِنَاءُ الْقَوْمِ عَنْ غَيْرِ أَسَاسٍ وَ لَا أَرَى حُجَّةً لَهُمْ أَ فَهِمْتُمْ قَالُوا بَلَى ثُمَّ قَالَ لِأَبِي بَكْرٍ يَا شَيْخُ أَسْأَلُكَ قَالَ سَلْ قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِّي وَ عَنْكَ مَا أَنْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَا أَنَا قَالَ أَمَّا أَنَا فَعِنْدَ نَفْسِي مُؤْمِنٌ وَ مَا أَدْرِي مَا أَنَا عِنْدَ اللَّهِ فِيمَا بَعْدُ وَ أَمَّا أَنْتَ فَعِنْدِي كَافِرٌ وَ لَا أَدْرِي مَا أَنْتَ عِنْدَ اللَّهِ قَالَ الْجَاثَلِيقُ أَمَّا أَنْتَ فَقَدْ مَنَّيْتَ نَفْسَكَ الْكُفْرَ بَعْدَ الْإِيمَانِ-
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 302
وَ جَهِلْتَ مَقَامَكَ فِي إِيمَانِكَ أَ مُحِقٌّ أَنْتَ فِيهِ أَمْ مُبْطِلٌ وَ أَمَّا أَنَا فَقَدْ مَنَّيْتَنِي الْإِيمَانَ بَعْدَ الْكُفْرِ فَمَا أَحْسَنَ حَالِي وَ مَا أَسْوَأَ حَالَكَ عِنْدَ نَفْسِكَ إِذْ كُنْتَ لَا تُوقِنُ بِمَا لَكَ عِنْدَ اللَّهِ فَقَدْ شَهِدْتَ لِي بِالْفَوْزِ وَ النَّجَاةِ وَ شَهِدْتَ لِنَفْسِكَ بِالْهَلَاكِ وَ الْكُفْرِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ طِيبُوا أَنْفُسَكُمْ فَقَدْ شَهِدَ لَكُمْ بِالنَّجَاةِ بَعْدَ الْكُفْرِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَبِي بَكْرٍ فَقَالَ يَا شَيْخُ أَيْنَ مَكَانُكَ السَّاعَةَ مِنَ الْجَنَّةِ إِذَا ادَّعَيْتَ الْإِيمَانَ وَ أَيْنَ مَكَانِي مِنَ النَّارِ قَالَ فَالْتَفَتَ أَبُو بَكْرٍ إِلَى عُمَرَ وَ إِلَى أَبِي عُبَيْدَةَ مَرَّةً أُخْرَى لِيُجِيبَا عَنْهُ فَلَمْ يَنْطِقْ أَحَدٌ مِنْهُمَا قَالَ إِنَّهُ قَالَ مَا أَدْرِي أَيْنَ مَكَانِي وَ مَا حَالِي عِنْدَ اللَّهِ قَالَ الْجَاثَلِيقُ يَا هَذَا أَخْبِرْنِي كَيْفَ اسْتَجَزْتَ لِنَفْسِكَ أَنْ تَجْلِسَ هَذَا الْمَجْلِسَ وَ أَنْتَ مُحْتَاجٌ إِلَى عِلْمِ غَيْرِكَ فَهَلْ فِي أُمَّةِ نَبِيِّكُمْ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ قَالَ نَعَمْ قَالَ مَا أَعْلَمُكَ وَ إِيَّاهُمْ إِلَّا وَ قَدْ حَمَّلُوكَ أَمْراً عَظِيماً وَ سَفِهُوا بِتَقْدِيمِهِمْ إِيَّاكَ عَلَى مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ فَإِنْ كَانَ الَّذِي هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ يَعْجِزُ عَمَّا سَأَلْتُكَ كَعَجْزِكَ فَأَنْتَ وَ هُوَ وَاحِدٌ فِي دَعْوَاكُمْ وَ أَرَى نَبِيَّكُمْ إِنْ كَانَ نَبِيّاً فَقَدْ ضَيَّعَ عِلْمَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَهْدَهُ وَ مِيثَاقَهُ الَّذِي أَخَذَ عَلَى النَّبِيِّينَ مِنْ قَبْلِهِ فِيكُمْ فِي إِقَامَةِ الْأَوْصِيَاءِ لِأُمَّتِهِمْ لِيَفْزَعُوا إِلَيْهِمْ فِيمَا يَتَنَازَعُونَ فِي أَمْرِ دِينِهِمْ فَدُلُّونِي عَلَى هَذَا الَّذِي هُوَ أَعْلَمُ مِنْكُمْ فَعَسَاهُ فِي الْعِلْمِ أَقَلَّ مِنْكُمْ فِي مُحَاوَرَةٍ وَ جَوَابٍ وَ بَيَانِ مَا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ مِنْ آثره [أَثَرِ] النُّبُوَّةِ وَ سُنَنِ الْأَنْبِيَاءِ وَ لَقَدْ ظَلَمَكَ الْقَوْمُ وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فِيكَ

قَالَ سَلْمَانُ رض فَلَمَّا رَأَيْتُ مَا نَزَلَ بِالْقَوْمِ مِنَ الْبَهْتِ وَ الْحَيْرَةِ وَ الذُّلِّ وَ الصَّغَارِ وَ مَا حَلَّ بِدِينِ مُحَمَّدٍ وَ مَا نَزَلَ بِالْقَوْمِ مِنَ الْحُزْنِ نَهَضْتُ لَا أَعْقِلُ أَيْنَ أَضَعُ قَدَمَيَّ إِلَى بَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَدَقَقْتُ عَلَيْهِ الْبَابَ فَخَرَجَ وَ هُوَ يَقُولُ مَا دَهَاكَ يَا سَلْمَانُ

قَالَ قُلْتُ هَلَكَ دِينُ اللَّهِ وَ هَلَكَ الْإِسْلَامُ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ص وَ ظَهَرَ أَهْلُ الْكُفْرِ عَلَى دِينِهِ وَ أَصْحَابِهِ بِالْحُجَّةِ فَأَدْرِكْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ دِينَ مُحَمَّدٍ وَ الْقَوْمُ قَدْ وَرَدَ عَلَيْهِمْ مَا لَا طَاقَةَ لَهُمْ وَ لَا بُدَّ وَ لَا حِيلَةَ فَأَنْتَ الْيَوْمَ مُفَرِّجُ كَرْبِهَا وَ كَاشِفُ بَلْوِهَا وَ صَاحِبُ مِيسَمِهَا وَ تَاجُهَا وَ مِصْبَاحُ ظُلَمِهَا وَ مِفْتَاحُ مُبْهَمِهَا قَالَ فَقَالَ ع وَ مَا ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ قَدْ قَدِمَ قَوْمٌ لَهُمْ قُوَّةٌ مِنْ مَلِكِ الرُّومِ‏
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 303
فِي مِائَةِ رَجُلٍ مِنْ أَشْرَافِ قَوْمِهِمْ يَقْدُمُهُمْ جَاثَلِيقٌ لَمْ أَرَ مِثْلَهُ يُورِدُ الْكَلَامَ عَلَى مَعَانِيهِ وَ يَصْرِفُهُ عَلَى تَأْوِيلِهِ وَ يُؤَكِّدُ حُجَّتَهُ وَ لحكم [يَحْكُمُ‏] ابْتِدَاءَهُ لَمْ أَسْمَعْ مِثْلَ حُجَّتِهِ وَ لَا سُرْعَةَ جَوَابِهِ مِنْ كُنُوزِ عِلْمِهِ فَأَتَى أَبُو بَكْرٍ وَ هُوَ فِي جَمَاعَةٍ فَسَأَلَهُ عَنْ مَقَامِهِ وَ وَصِيِّةِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَبْطَلَ دَعْوَاهُمْ بِالْخِلَافَةِ وَ غَلَبَهُمْ بِادِّعَائِهِمْ تَخْلِيفَهُمْ مَقَامَهُ فَأَوْرَدَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ مَسْأَلَةً أَخْرَجَهُ بِهَا عَنْ إِيمَانِهِ وَ أَلْزَمَهُ الْكُفْرَ وَ الشَّكَّ فِي دِينِهِ فَعَلَتْهُمْ فِي ذَلِكَ ذِلَّةٌ وَ خُضُوعٌ وَ حَيْرَةٌ فَأَدْرِكْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ دِينَ مُحَمَّدٍ فَقَدْ وَرَدَ عَلَيْهِمْ مَا لَا طَاقَةَ لَهُمْ

فَنَهَضَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَعِي حَتَّى أَتَيْنَا الْقَوْمَ وَ قَدْ أُلْبِسُوا الذِّلَّةَ وَ الْمَهَانَةَ وَ الصِّغَرَ وَ الْحَيْرَةَ فَسَلَّمَ عَلِيٌّ ع ثُمَّ جَلَسَ

فَقَالَ يَا نَصْرَانِيُّ أَقْبِلْ عَلَيَّ وَجْهَكَ وَ اقْصِدْنِي بِحَاجَتِكَ فَعِنْدِي جَوَابُ مَا يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَيْهِ فِيمَا يَأْتُونَ وَ يَذَرُونَ وَ بِاللَّهِ التَّوْفِيقُ قَالَ
فَتَحَوَّلَ النَّصْرَانِيُّ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا شَابُّ إِنَّا وَجَدْنَا فِي كُتُبِ الْأَنْبِيَاءِ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا وَ كَانَ لَهُ وَصِيٌّ يَقُومُ مَقَامَهُ وَ قَدْ بَلَغَنَا اخْتِلَافٌ عَنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ فِي مَقَامِ نُبُوَّتِهِ وَ ادِّعَاءُ قُرَيْشٍ عَلَى الْأَنْصَارِ وَ ادِّعَاءُ الْأَنْصَارِ عَلَى قُرَيْشٍ وَ اخْتِيَارُهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ فَأَقْدَمَنَا مَلِكُنَا وَفْداً وَ قَدِ اخْتَارَنَا لِنَبْحَثَ عَنْ دِينِ مُحَمَّدٍ ص وَ نَعْرِفَ سُنَنَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الِاسْتِمَاعَ مِنْ قَوْمِهِ الَّذِينَ ادَّعَوْا مَقَامَهُ حَقٌّ ذَلِكَ أَمْ بَاطِلٌ قَدْ كَذَبُوا عَلَيْهِ كَمَا كَذَبَتِ الْأُمَمُ بَعْدَ أَنْبِيَائِهَا عَلَى نَبِيِّهَا وَ دَفَعَتِ الْأَوْصِيَاءَ عَنْ حَقِّهَا فَإِنَّا وَجَدْنَا قَوْمَ مُوسَى ع بَعْدَهُ عَكَفُوا عَلَى الْعِجْلِ وَ دَفَعُوا هَارُونَ عَنْ وَصِيَّتِهِ وَ اخْتَارُوا مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ كَذَلِكَ سُنَّةُ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِي‏ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا فَقَدِمْنَا وَ أَرْشَدُونَا إِلَى هَذَا الشَّيْخِ فَادَّعَى مَقَامَهُ وَ الْأَمْرَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ فَسَأَلْنَا عَنِ الْوَصِيَّةِ إِلَيْهِ مِنْ نَبِيِّهِ ص فَلَمْ يَعْرِفْهَا وَ سَأَلْنَاهُ عَنْ قَرَابَتِهِ مِنْهُ إِذَا كَانَتِ الدَّعْوَةُ مِنْ إِبْرَاهِيمَ ع فِيمَا سَبَقَتْ فِي الذُّرِّيَّةِ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‏ وَ أَنَّ الْإِمَامَةَ لَا يَنَالُهَا إِلَّا ذُرِّيَّةٌ بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ‏ وَ لَا يَنَالُهَا إِلَّا مُصْطَفًى مُطَهَّرٌ فَأَرَدْنَا أَنْ يَتَبَيَّنَ لَنَا السُّنَّةُ مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أن مَا جَاءَ بِهِ النَّبِيُّونَ ص وَ اخْتِلَافُ الْأُمَّةِ عَلَى‏
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 304
الْوَصِيِّ كَمَا اخْتُلِفَ عَلَى مَنْ مَضَى مِنَ الْأَوْصِيَاءِ وَ مَعْرِفَةُ الْعِتْرَةِ فِيهِمْ فَإِنْ وَجَدْنَا لِهَذَا الرَّسُولِ وَصِيّاً قَائِماً بَعْدَهُ وَ عِنْدَهُ عِلْمُ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ النَّاسُ وَ يُجِيبُ بِجَوَابَاتٍ بَيِّنَةٍ يُخْبِرُ عَنْ أَسْبَابِ الْبَلَايَا وَ الْمَنَايَا وَ فَصْلِ الْخِطَابِ وَ الْأَنْسَابِ وَ مَا يَهْبِطُ مِنَ الغيم [الْعِلْمِ‏] فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ مَا تَنْزِلُ بِهِ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ وَ الْأَوْصِيَاءُ صَدَّقْنَا بِنُبُوَّتِهِ وَ أَجَبْنَا دَعْوَتَهُ وَ اقْتَدَيْنَا بِوَصِيِّهِ وَ أُمَنَائِهِ وَ بِكِتَابِهِ الْمُنْزَلِ وَ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ قَبْلَهُ وَ إِنْ يَكُنْ غَيْرَ ذَلِكَ رَجَعْنَا إِلَى دِينِنَا وَ عَلِمْنَا أَنَّ أَحْمَدَ لَمْ يُبْعَثْ وَ قَدْ سَأَلْنَا هَذَا الشَّيْخَ فَلَمْ نَجِدْ عِنْدَهُ تَصْحِيحَ النُّبُوَّةِ نُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ إِنَّمَا ادَّعَى أَنَّهُ كَانَ جَبَّاراً غَلَبَ عَلَى قَوْمِهِ بِالْقَهْرِ مَلَكَهُمْ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ أَثَرُ النُّبُوَّةِ وَ لَا مَا جَاءَتْ بِهِ الْأَنْبِيَاءُ قَبْلَهُ وَ إِنَّهُ مَضَى وَ تَرَكَهُمْ بهم [بُهْماً] يَغْلِبُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ رَدَّهُمْ جَاهِلِيَّةً جَهْلَاءَ مِثْلَ مَا كَانُوا يَخْتَارُونَ بِآرَائِهِمْ لِأَنْفُسِهِمْ أَيَّ دِينٍ أَحَبُّوا وَ أَيَّ مُلْكِ أَرَادُوا فَأَخْرَجُوا مُحَمَّداً ص مِنْ سَبِيلِ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَهَّلُوهُ فِي رِسَالَتِهِ وَ دَفَعُوا وَصِيَّتَهُ وَ زَعَمُوا أَنَّ الْجَاهِلَ يَقُومُ مَقَامَ الْعَالِمِ وَ ذَلِكَ هَلَاكُ الْحَرْثِ وَ النَّسْلِ وَ ظُهُورُ الْفَسَادِ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ حَاشَا الله [لِلَّهِ‏] عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا مُطَهَّراً مُسَدَّداً مُصْطَفًى عَلَى الْعَالَمِينَ فَإِنَّ الْعَالِمَ أَمِيرٌ عَلَى الْجَاهِلِ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَسَأَلْتُهُ عَنِ اسْمِهِ فَقَالَ الَّذِي إِلَى جَنْبِهِ هَذَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقُلْتُ إِنَّ هَذَا الِاسْمَ لَا نَعْرِفُهُ لِأَحَدٍ بَعْدَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يَكُونَ لُغَةً مِنْ لُغَاتِ الْعَرَبِ فَأَمَّا الْخِلَافَةُ فَلَا تَصْلُحُ إِلَّا لآِدَمَ وَ دَاوُدَ ع وَ السُّنَّةُ فِيهَا لِلْأَنْبِيَاءِ فِي الْأَوْصِيَاءِ وَ إِنَّكُمْ لَتُعَظِّمُونَ الْفِرْيَةَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِهِ فَانْتَفَى مِنَ الْعِلْمِ وَ اعْتَذَرَ مِنَ الِاسْمِ وَ قَالَ إِنَّمَا تَرَاضَوُا النَّاسُ بِي فَسَمَّوْنِي وَ فِي الْأُمَّةِ مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنِّي فَاكْتَفَيْنَا بِمَا حَكَمَ عَلَى نَفْسِهِ وَ عَلَى مَا اخْتَارَهُ فَقَدِمْتُ مُسْتَرْشِداً وَ بَاحِثاً عَنِ الْحَقِّ فَإِنْ وَضَحَ لِي أَتَّبِعْهُ وَ لَمْ تَأْخُذْنِي فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ فَهَلْ عِنْدَكَ أَيُّهَا الشَّابُّ شِفَاءٌ لِمَا فِي صُدُورِنَا

قَالَ عَلِيٌّ بَلْ عِنْدِي شِفَاءٌ لِصُدُورِكُمْ وَ ضِيَاءٌ لِقُلُوبِكُمْ وَ شَرْحٌ لِمَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ بَيَانٌ لَا يَخْتَلِجُكُمُ الشَّكُّ مَعَهُ وَ إِخْبَارٌ عَنْ أُمُورِكُمْ وَ بُرْهَانٌ لِدَلَالَتِكُمْ فَأَقْبِلْ إِلَيَّ بِوَجْهِكَ وَ فَرِّغْ لِي مَسَامِعَ قَلْبَكِ وَ أَحْضِرْنِي ذِهْنَكَ وَ عِ مَا أَقُولُ لَكَ إِنَّ اللَّهَ بِمَنِّهِ وَ طَوْلِهِ وَ فَضْلِهِ لَهُ الْحَمْدُ كَثِيراً دَائِماً قَدْ صَدَقَ وَعْدَهُ وَ أَعَزَّ دِينَهُ وَ نَصَرَ مُحَمَّداً عَبْدَهُ‏
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 305
وَ رَسُولَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ فَ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اخْتَصَّ مُحَمَّداً ص وَ اصْطَفَاهُ وَ هَدَاهُ وَ انْتَجَبَهُ لِرِسَالَتِهِ إِلَى النَّاسِ كَافَّةً بِرَحْمَتِهِ وَ إِلَى الثَّقَلَيْنِ بِرَأْفَتِهِ وَ فَرَضَ طَاعَتَهُ عَلَى أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ جَعَلَهُ إِمَاماً لِمَنْ قَبْلَهُ مِنَ الرُّسُلِ وَ خَاتَماً لِمَنْ بَعْدَهُ مِنَ الْخَلْقِ وَ وَرَّثَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَعْطَاهُ مَقَالِيدَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً وَ رَسُولًا وَ حَبِيباً وَ إِمَاماً وَ رَفَعَهُ إِلَيْهِ وَ قَرَّبَهُ عَنْ يَمِينِ عَرْشِهِ بِحَيْثُ لَمْ يَبْلُغْهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ فِي وَحْيِهِ‏ ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى‏ وَ أَنْزَلَ عَلَامَتَهُ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ‏ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ‏ ثُمَّ قَالَ لِلْأَنْبِيَاءِ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلى‏ ذلِكُمْ إِصْرِي قالُوا أَقْرَرْنا قالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ‏ وَ قَالَ تَجِدُونَهُ‏ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ‏ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ فِيمَا مَضَى ص حَتَّى أَتَمَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَقَامَهُ وَ أَعْطَاهُ وَسِيلَتَهُ وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَتَهُ فَلَنْ يُذْكَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا كَانَ مَقْرُوناً وَ فَرَضَ دِينَهُ وَ وَصَلَ طَاعَتَهُ بِطَاعَتِهِ فَقَالَ‏ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ‏ وَ قَالَ‏ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَأَبْلَغَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رِسَالَتَهُ وَ أَوْضَحَ بُرْهَانَ وَلَايَتِهِ وَ أَحْكَمَ آيَتَهُ وَ شَرَّعَ شَرَائِعَهُ وَ أَحْكَامَهُ وَ دَلَّهُمْ عَلَى سَبِيلِ نَجَاتِهِمْ وَ بَابِ هِدَايَتِهِ وَ حِكْمَتِهِ وَ كَذَلِكَ بَشَّرَ بِهِ النَّبِيُّونَ قَبْلَهُ وَ بَشَّرَ بِهِ عِيسَى رُوحُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ إِذْ يَقُولُ فِي الْإِنْجِيلِ أَحْمَدُ الْعَرَبِيُّ النَّبِيُّ الْأُمِّيُّ صَاحِبُ الْجَمَلِ الْأَحْمَرِ وَ الْقَضِيبِ وَ أَقَامَ لِأُمَّتِهِ وَصِيَّهُ فِيهِمْ وَ عَيْبَةَ عِلْمِهِ وَ مَوْضِعَ سِرِّهِ وَ مُحْكَمَ آيَاتِ كِتَابِهِ وَ تَالِيَهُ‏ حَقَّ تِلاوَتِهِ‏ وَ بَابَ حِطَّتِهِ وَ وَارِثَ كِتَابِهِ وَ خَلَّفَهُ مَعَ كِتَابِ اللَّهِ فِيهِمْ وَ أَخَذَ فِيهِمْ بِالْحُجَّةِ فَقَالَ ص قَدْ خَلَّفْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَ هُمَا الثَّقَلَانِ كِتَابُ اللَّهِ الثَّقَلُ الْأَكْبَرُ-
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج‏2، ص: 306
ديلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، 2جلد، الشريف الرضي - قم، چاپ: اول، 1412ق.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى ؛ ج‏2 ؛ ص181


بعد متوجه او گرديد و گفت اى پيرمرد تو اقرار كردى كه محمّد پيامبر است ولى بتو وصيت نكرده و ترا جانشين خويش قرار نداده همانا مردم بتو راضى شده‏اند اگر خدا راضى شد برضاى مردم‏
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 182
در پيروى كردن از هواهاى نفس و برگزيدن‏شان براى خودشان چرا پيامبران بشارت دهنده را و ترساننده را مبعوث كند و كتاب و حكمت بآنان به بخشد تا براى مردم بيان كنند و آنچه را مى‏آورند روشن مى‏كنند آنچه را كه مردم در آن اختلاف مى‏كنند تا براى مردم بهانه‏اى بر خدا نباشد پس از فرستادن رسولان براى بندگان.
شما نبوت پيامبران را دور انداختيد و بنادانى خود انتخاب مردم را بر انتخاب خدا مقدم داشتيد كه خدا رسولانى براى امتشان انتخاب كرده ما شما را مى‏بينيم كه چشم پوشى ميكنيد اين دروغى را كه بر خداى عز و جل و پيامبرتان نسبت داده‏ايد و راضى نميشويد مگر اين كه بخلافت ناميده شويد و اين امر خلافت جز براى پيامبر و وصى او براى كسى سزاوار نيست.
همانا دليل براى شما هنگامى درست است كه در نبوت پيامبران تاكيد كنيد و روش انبيا را بگيريد در رهنمائى و هدايتتان مسلم شما زورگوئى كرديد ما ناچاريم كه با شما بحث كنيم در چيزى كه شما ادعا كرديد تا بشناسيم راهى را كه بآن راه مردم را دعوت ميكنيد و پس از پيامبرتان در ميان شما حق را بشناسيم كه آيا اين كردار شما درست است و عمل شما بايمان است يا بنادانى و شما كافر شديد بعد نصرانى گفت اى پير مرد جواب بده.
سپس ابى بكر متوجه ابو عبيده شد تا نصرانى را جواب دهد او هم جوابى نداد بعد جاثليق بيارانش توجهى كرد و گفت ساختمان اين گروه بى‏ريشه و اساس است من دليلى در گفتارشان نمى‏بينم شما فهميديد گفتند آرى.
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 183
بعد با ابى بكر گفت سؤالى از تو دارم او گفت بپرس جاثليق گفت از من و خودت خبر ده من در پيشگاه پروردگار چكاره‏ام و تو چيستى ابو بكر گفت اما من در پيش نفسم مؤمن بخدايم ولى خبرى ندارم در نزد پروردگارم چكاره‏ام و اما تو در نزد من كافرى اما در نزد خدا نمى‏دانم چه هستى.
جاثليق گفت اما تو آزموده شده نفست بعد از ايمان بكفر و جاى خود را نمى‏فهميدى در باره‏ى ايمانت كه راستگوئى و درست يا باطل اما من آزموده‏ى بايمان شدم بعد از كفر چه خوب است حال من و چه بد است حال تو در پيش نفست زيرا كه تو يقين ندارى به آنچه كه براى تو است از طرف خدا همانا گواهى ميدهى تو براى من نجات را ولى من براى تو گواهى بكفر و هلاكت ميدهم سپس متوجه يارانش گرديد و گفت خوش باشيد كه مسلم گواهى بر نجات شما ميدهد پس از كفر.
بعد توجهى بابى بكر نمود و گفت اى پيرمرد جاى تو هم اكنون در كجاى بهشت است كه ادعاى ايمان دارى و جاى من در كجاى دوزخ است سپس ابو بكر يك بار ديگر متوجه عمر و ابو عبيده‏ى جراح شد كه آن دو جواب دهند از آن نصرانى هيچ كدام از آن دو پاسخ ندادند ابى بكر گفت نميدانم حالم در پيشگاه پروردگار چگونه است.
مرد نصرانى گفت اى مرد چطور بخودت اجازه دادى جاى پيامبر بنشينى با اينكه تو از نظر علم و دانش نيازمند بديگرانى آيا در
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 184
ميان امت پيامبر شما كسى دانشمندتر از تو پيدا مى‏شود ابى بكر گفت آرى گفت مردم كار ديوانگى كردند كه اين مسئوليت بزرگ را بعهده تو گذاشتند و ترا بر آنكه از تو دانشمندتر است مقدم داشتند اگر آن كسى كه از تو عالمتر است از هر چه از او بپرسم مانند تو عاجز و ناتوان باشد پس تو و او يكى خواهيد بود در ادعاى بيجا و مى‏بينم پيامبر شما را پيامبرى ميباشد كه ضايع كرده علم و پيمان و ميثاق خداى عزّ و جل را پيمانى كه بر تمام پيامبران گرفت پيش از پيامبران در ميان شما در انتخاب جانشينان براى امتشان تا آنان را در اختلافاتشان راجع بدين بترساند.
پس مرا سوى آنكه از تو دانشمندتر است رهنمائى كنيد شايد او را از نظر علم و دانش از شما كمتر به بينم در محاورات و جواب و سؤال و در بيان آنچه كه نيازمند مى‏شود بسوى آن از نشانه‏ى پيامبرى و سنت‏هاى پيامبران، مسلم اين مردم در حق تو و خودشان ستم كرده‏اند.
سلمان گفت

چون آن گروه را بهت‏زده و حيران و سرگردان ديدم و ديدم رخنه‏اى در دين محمّد وارد مى‏شود حاضرين هم افسرده خاطرند حركت كردم اما نميدانستم كجا پايم را بگذارم رفتم بدر خانه امير المؤمنين عليه السّلام كوبه‏ى در را كوبيدم حضرت بيرون آمد

و فرمود چه مصيبتى ترا رسيده اى سلمان.
سلمان گفت عرضكردم دين خدا نابود شد پس از محمّد اسلام تباه شد كافران بر دين محمّد و ياران محمّد با دليل و برهان مسلط شدند امير المؤمنين دين محمّد را درياب كه مردم گرفتار چيزى كه طاقت‏
إرشاد القلوب / ترجمه رضايى، ج‏2، ص: 185
بر آن ندارند گرديده‏اند راه فرار و حيله‏اى ندارند تو اى على امروز برطرف‏كننده‏ى غم آنانى تو چراغ هدايتى تو كليد تمام مشكلاتى.
سلمان گفت

سپس على عليه السّلام فرمود چه گرفتارى رخ داده عرض كرد گروهى از طرف پادشاه روم آمده‏اند در حدود يك صد نفر از بزرگان كه پيشاپيش همه‏ى آنان جاثليق نصرانيست كه من كسى را مانند او نديده‏ام كلام را بجايش ميگويد و بجايش تاويل و تفسير ميكند دليل و برهانش را محكم مى‏نمايد مانند دليل و برهان او تاكنون نشنيده‏ام و در سرعت جواب از گنجينه‏ى علمى چون او كسى را نديده‏ام.
او پيش ابو بكر آمد ابو بكر هم در ميان گروهى از اصحاب و ياران بود از مقام او و جانشين رسول خدا پرسيد ادعاى تمام آنان را نسبت بخلافت باطل كرد و بر همه پيروز شد در ادعاى آنان بخلافت و سؤالى از ابى بكر نمود و او را تكفير نمود و از دين بيرون كرد، بعلى عليه السّلام خبر دادم كه دين محمّد را درياب زيرا بر مدعيان خلافت چيزى وارد شده كه آنان را عاجز كرده على عليه السّلام با من حركت كرد تا بر آن گروه وارد شديم در صورتى كه لباس ذلت و خوارى بر اندامشان پوشيده بود در يك بهت و حيرتى فرو رفته بودند.
على عليه السّلام سلام كرد و نشست

و فرمود: اى نصرانى بيا آنچه را كه ميخواهى در پيش من است پاسخ آنچه را كه مردم نيازمندند در حوادثيكه بر آناش وارد مى‏شود،
مرد نصرانى بسوى على آمد و عرضكرد اى جوان ما در كتب پيامبران پيدا كرديم كه همانا خداى عزّ و جل هرگز پيامبرى را بر نينگيخت مگر اينكه برايش وصى و
ادامه دارد
"

يك روز پيش

Vajiheh به سرنگار اول جواب قبلی رو بده ...از بعدی بپرس..! پاسخ داد.
" وقتي داشتم صد کيلومترو بدون چراغ نور پايين ميرفتمو از اون بدتر آينه بغل تا شده.. اي خداااااااا
..
بيشتر ثواب ميکني يا گناه؟؟ "

يك روز پيش

Vajiheh به سرنگار همین الان چه حسی داری؟ پاسخ داد.
" اي درررد.. حالا تو همه چيو به شوخي بيگير محموت خان.. هي بخند.. دارم واست واستا "

يك روز پيش

Vajiheh به سرنگار دوست دخترت چه شكليه؟ پاسخ داد.
" آقا اصن دوست دخترم شبيه محموته.. همين بالايي.. محموتو که ديدين الحمدلله؟؟ "

يك روز پيش

Vajiheh به سرنگار بهش بگو پاسخ داد.
" بهش بگو کچل تو هنو زنده اي؟؟ "

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 09:23AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.