بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار جنةالماوی وفردوس اعلی پرتوی از خاک کربلای توست یا حسین پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا علی
یا حسن
یا حسین
عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ یَخْرُجُ إِلَی قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّی یَأْتِیَهُ ، فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللهُ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِکَ ، ادْعُنِی أُجِبْکَ ، اطْلُبْ مِنِّی أُعْطِکَ ، سَلْنِی حَاجَةً أَقْضِهَا لَکَ . قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السّلام وَ حَقٌّ عَلَی الله أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ .

بشیر دهّان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود کسی که به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السّلام از خانه خود بیرون می‌آید ، به ازای اولین قدم گناهانش آمرزیده میشود ، سپس به هر قدمی که برمیدارد تقدیس میشود تا به قبر مطهر برسد .
در آن هنگام خداوند به او خطاب می‌کند که ای بنده من ، از من بخواه تا خواسته‌ات را برآورم ، مرا بخوان تا تو را اجابت کنم ، مرا بخوان تا تو را حاجت روا کنم ، هر چه می‌خواهی بخواه تا تو را عنایت کنم .
بشیر دهّان می‌گوید امام صادق علیه‌ السّلام در دنباله گفتارش فرمود و بر عهده خداوند است که آنچه را که وعده کرده است وفا نماید .

بحار الأنوار ج۱۰۱ص ۲۴ ، حدیث ۲۱ .
"

25 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا علی
یا حسن
یا حسین
عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ یَخْرُجُ إِلَی قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّی یَأْتِیَهُ ، فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللهُ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِکَ ، ادْعُنِی أُجِبْکَ ، اطْلُبْ مِنِّی أُعْطِکَ ، سَلْنِی حَاجَةً أَقْضِهَا لَکَ . قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السّلام وَ حَقٌّ عَلَی الله أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ .

بشیر دهّان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود کسی که به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السّلام از خانه خود بیرون می‌آید ، به ازای اولین قدم گناهانش آمرزیده میشود ، سپس به هر قدمی که برمیدارد تقدیس میشود تا به قبر مطهر برسد .
در آن هنگام خداوند به او خطاب می‌کند که ای بنده من ، از من بخواه تا خواسته‌ات را برآورم ، مرا بخوان تا تو را اجابت کنم ، مرا بخوان تا تو را حاجت روا کنم ، هر چه می‌خواهی بخواه تا تو را عنایت کنم .
بشیر دهّان می‌گوید امام صادق علیه‌ السّلام در دنباله گفتارش فرمود و بر عهده خداوند است که آنچه را که وعده کرده است وفا نماید .

بحار الأنوار ج۱۰۱ص ۲۴ ، حدیث ۲۱ .
"

26 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا علی
یا حسن
یا حسین
عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ یَخْرُجُ إِلَی قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّی یَأْتِیَهُ ، فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللهُ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِکَ ، ادْعُنِی أُجِبْکَ ، اطْلُبْ مِنِّی أُعْطِکَ ، سَلْنِی حَاجَةً أَقْضِهَا لَکَ . قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السّلام وَ حَقٌّ عَلَی الله أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ .

بشیر دهّان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود کسی که به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السّلام از خانه خود بیرون می‌آید ، به ازای اولین قدم گناهانش آمرزیده میشود ، سپس به هر قدمی که برمیدارد تقدیس میشود تا به قبر مطهر برسد .
در آن هنگام خداوند به او خطاب می‌کند که ای بنده من ، از من بخواه تا خواسته‌ات را برآورم ، مرا بخوان تا تو را اجابت کنم ، مرا بخوان تا تو را حاجت روا کنم ، هر چه می‌خواهی بخواه تا تو را عنایت کنم .
بشیر دهّان می‌گوید امام صادق علیه‌ السّلام در دنباله گفتارش فرمود و بر عهده خداوند است که آنچه را که وعده کرده است وفا نماید .

بحار الأنوار ج۱۰۱ص ۲۴ ، حدیث ۲۱ .
"

26 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
لَبيْكَ يٰا عَليْ
یا علی
یا حسن
یا حسین
عَنْ بَشِیرٍ الدَّهَّانِ عَنْ أَبِی عَبْدِ الله علیه السّلام قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ یَخْرُجُ إِلَی قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السّلام فَلَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَهْلِهِ بِأَوَّلِ خُطْوَةٍ مَغْفِرَةُ ذُنُوبِهِ ثُمَّ لَمْ یَزَلْ یُقَدَّسُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَتَّی یَأْتِیَهُ ، فَإِذَا أَتَاهُ نَاجَاهُ اللهُ عَبْدِی سَلْنِی أُعْطِکَ ، ادْعُنِی أُجِبْکَ ، اطْلُبْ مِنِّی أُعْطِکَ ، سَلْنِی حَاجَةً أَقْضِهَا لَکَ . قَالَ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السّلام وَ حَقٌّ عَلَی الله أَنْ یُعْطِیَ مَا بَذَلَ .

بشیر دهّان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود کسی که به قصد زیارت قبر امام حسین علیه السّلام از خانه خود بیرون می‌آید ، به ازای اولین قدم گناهانش آمرزیده میشود ، سپس به هر قدمی که برمیدارد تقدیس میشود تا به قبر مطهر برسد .
در آن هنگام خداوند به او خطاب می‌کند که ای بنده من ، از من بخواه تا خواسته‌ات را برآورم ، مرا بخوان تا تو را اجابت کنم ، مرا بخوان تا تو را حاجت روا کنم ، هر چه می‌خواهی بخواه تا تو را عنایت کنم .
بشیر دهّان می‌گوید امام صادق علیه‌ السّلام در دنباله گفتارش فرمود و بر عهده خداوند است که آنچه را که وعده کرده است وفا نماید .

بحار الأنوار ج۱۰۱ص ۲۴ ، حدیث ۲۱ .
"

27 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار جزیره خضراء پاسخ داد.
"

پس از شنیدن این سخن شاد شدم، زیرا دانستم که مرا در نزد ایشان نامی هست. و از عادت آن شیخ این بود که هیچ گاه در نزد اهل آنجا مکث نمی کرد، مگر سه روز. لکن در این دفعه یک هفته در آنجا توقف کرد و آن ذخیره را به صاحبانش که همیشه برای ایشان مقرر شده بود رساند. وقتی که خط رسیدگی از ایشان گرفت، عزم سفر کرد و مرا هم با خود برداشت و در دریا به حرکت درآمدیم.

وقتی که روز شانزدهم از سفر ما گذشت، در روی دریا آب سفیدی دیدم. پس پشت سر هم به آن می نگریستم و در نگاه کردنم طول می دادم. ناگاه آن شیخ که نامش محمد بود، به من گفت: «چرا نگاه می کنی به این آب؟» گفتم: «آن را در غیر رنگ آب دریا مشاهده می کنم.»

گفت: «این جا دریای ابیض است و آنجا جزیره خضراء و این آب در اطراف این جزیره، مانند حباب مدور گردیده است. از هر سمت که به این جزیره بیایی، آن آب را می بینی و از حکمت حکیم علی الاطلاق و برکت مولا و امام ما صاحب العصر علیه السلام هر وقت که کشتی های دشمنان به این آب داخل می شوند، غرق می گردند، هر چند که استحکام داشته باشند.» در آن حال قدری از آب استعمال کردم و خوردم و ناگاه مانند آب فراتش یافتم.

بعد از آنکه این آب سفید را طی کردیم به جزیره خضرا رسیدیم. از کشتی بزرگ به جزیره فرود آمدیم و داخل شهر شدیم. ناگاه دیدیم که آن شهر در کنار دریا و در میان هفت قلعه و برج و دیوار واقع شده است. رودخانه هایی چند و درختان بسیار که همه انواع میوه هارا داشتند در آنجا بود و بازار های بسیار و حمام چندی نیز به چشمم آمد. اکثر عمارت هایآن از مرمر شفاف بنا شده بود و اهلش در بهترین زی و حسن منظر بودند. به سبب مشاهده اینها دلم از شدت شادی تپیدن گرفت.

بعد از آن رفیقم محمد، پس از استراحت در خانه اشمرا برداشت و به مسجد بزرگ برد. در آنجا جمع کثیری را دیدم که در وسط ایشان شخصی نشسته بود که هیبت و وقار و آرامش را به حدی داشت که قادر بر وصف آن نیستم و مردم به او با لقب سید شمس الدین محمد عالم خطاب می کردند و قرآن و علم فقه و علوم عربیه و اصول دین و علم فقهی که از صاحب الامر اخذ می کردند، مسأله به مسأله و قضیه به قضیه و حکم به حکم بر او می خواندند، برایاینکهاو ایشان را از خبط و خطای احتمالی مطلع گرداند.

وقتی که به پیش وی رسیدم، جای وسیعی به من داد و در نزدیکی خود نشاند و مشقت راه را از من مکرر پرسید و گفت: «همه احوال تو پیش از این به من رسیده بود. شیخ محمد به امر من تو را به این جا آورد.»

بعد از آن امر کرد تا یکی از زاویه های مسجد را خالی کردند وتنها برای من منزل قرار دادند آنگاه گفت: «در هر وقتی که دلت خلوت و استراحت بخواهد، این جا منزل توست.» پس برخاستم و به آنجا رفتم و تا وقت عصر استراحت کردم. ناگاه دیدم گماشته ای به نزد من آمد و گفت: «از مکان خود به جای دیگر مرو تااینکهسید و اصحابش بیایند با تو شام بخورند.» گفتم: «سمعا و طاعهً!»

پس اندکی نگذشت که ناگاه دیدم سید با اصحابش تشریف آوردند و نشستند. بعد از آن طعام حاضر کردند؛ پس خورردیم و برخاستیم و با سید برای ادای نماز مغرب و عشا به مسجد رفتیم. وقتی که از نماز فارغ گردیدیم، سید به منزل خویش رفت و من به مکان خود برگشتم و هجده روز بدین منوال در آنجا مکث کردم و همراه سید بودم.

در حالی که در جمعه اول با سید نماز می کردم، دیدم که سید نماز جمعه را دو رکعت به نیت وجوب به عمل آورد. بعد از نماز به سید گفتم: «شما را دیدم که نماز جمعه را دو رکعت به طریق وجوب به عمل آوردید؟» گفت: «آری، زیرا شرط آن موجود بود، از این جهت واجب شد.» من پیش خود گفتم: «شاید امام در آنجا حاضر بوده، از این جهت واجب گردید.»

بعد از آن در وقت دیگر در جای خلوت از او پرسیدم: «آیا امام در آنجا حاضر بود؟» گفت: «نه، ولی من از جانب آن حضرت به امر او نایب خاص هستم.» گفتم: «ای سید من! آیا امام را دیده ای؟» گفت: «نه؛ ولی پدرم به من خبر داد و گفت که صدای آن حضرت را در حالی که سخن می گفت شنیدم، ولی خود او را ندیدم و جدم، هم صدایش را شنیده و هم خودش را دیده بود.»

گفتم: «ای سید من! چرا یکی آن حضرت را می بیند و دیگری نمی بیند؟» گفت:«ای برادر! خدای تعالی از میان بندگان خود هر کس را که می خواهد مشمول فضل و احسان خود می کند. همان طور که از میان بندگان خود انبیا و اوصیا را مشمول گردانده و ایشان را نشانه های راه دین و حجت هایخود بر خلائق قرار داده؛ ایشان را میان خود و مخلوقات وسیله و واسطه گردانده تا اینکه هلاکت هالکان و نجات ناجیان بعد از اقامه حجت و برهان بر ایشان باشد. و خداوند عالم، روی زمین را برای اینکه لطفش را درباره بندگان ارزانی بدارد، از حجت خالی نگذاشته است، و برای هر حجت سفیر و واسطه ای لازم است، تا اینکه پاره ای از احکام را از جانب وی به خلائق برساند.»
"

39 دقيقه پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، لا اقل همین ترجمه‌ای که آوردید را نگاه کنید بعد اشکال کنید، همین میخواهید حرفی زده باشید؟! این آیه که سراسر تایید حرف من است، اولا میگویند اگر خدا میخواست ما شرک نمیورزیدیم، ببینید به خواست خدا ارجاع میدهند نه وحی خدا و دستور خدا توسط پیامبران، و ثانیا دنباله آیه تصریح میفرماید که (قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا) ببینید میگوید آیا مستندی در این چیزی که میگویید و کاری که میکنید دارید یا خیر؟ ادامه میدهد که شما هیچ مستند معتبر ندارید و فقط متابعت گمان میکنید.
.
گفتند اگر خدا می خواست یعنی خواست خداوند در این بوده که آنها کسایی را در کنار خداوند قرار دهند مثل فرشتگان که می گفتند دختران خداوند هستند اگر در ادامه آیه توجه کنی خداوند می فرمایند

شما جز از گمان پيروى نمى ‏كنيد و جز دروغ نمى‏ گوييد

آنها چگونه از گمان پیروی می کردند و فقط حدس می زدند ؟

آیا غیراز این است که اعمال خودرا از جانب وخواست خداوند می دانستند ؟ "

51 دقيقه پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
ترجمه:
اتخاذ نکنند مؤمنین کافرین را به عنوان وليّ خود از غیر مؤمنین و کسی که چنین کند پس هیچ ارزشی نزد خداوند ندارد مگر اینکه از کافرین تقیه کنید....


این آیه وجوهی دارد که در بحث تفسیر مورد بررسی قرار میگیرد، یکی از آن وجوه این است که (أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ) موصوف و صفت است، یعنی کافرین نباید اولیاء شما باشند در حالی که از غیر ناحیه مؤمنین این ولایت نشأت گرفته است، یعنی من درآوردی و از نزد خود شما و منافع شخصی نباشد، بلی اگر تقیه میکنید و یا حقیقتا با مؤمنین ولایت دارید و از ناحیه مؤمنین مأموریت پیدا میکنید که با کافرین رابطه برقرار کنید و پیمان همکاری به نفع اسلام ببندید و معاهده و مصالحه و مهادنه کنید مانعی ندارد.

اما معنای منظور نظر شما پس فی حد نفسه صحیح نیست، چون نمیشود گفت اگر کافرین را به جای مؤمنین، وليّ بگیرید جایز نیست، اما اگر کافرین را به جای خود، و مؤمنین را هم به جای خود، یعنی همزمان و همراه هم، وليّ بگیرید اشکال ندارد.
البته وجوه دیگر و بحث مفصل تفسیر آیه در محل مناسب خود بررسی میشود.
.
نظر شما درباره اکثر مترجمین از جمله جناب مکارم شیرازی و انصاریان و فولاد وند که من دون المومنین را به جای مومنان ترجمه کردند چیست ؟

آیا از منظر شما اشتباه ترجمه کردند ؟ "

56 دقيقه پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
پس در این مورد توافق داریم که امت هر پیامبری هر چه از غیر خدا از خودشان در بیاورند و به آن پیامبر نسبت دهند، قطعا «من دون الله» است.
حالا اگر امت پیامبری، برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند، آیا این نسبت دادن من دون الله نیست؟ مثلا اعلام کنند که پیامبر صدای همه مردم را حتی بعد از مرگ میشنود و اجابت می کند. آیا نسبت دادن این گفته ها ، من دون الله نیست؟

دوست گرامی، این امور که مربوط به بحث دو طرفه من و شما نیست، میلیاردها اشخاص مختلف با گرایش‌های مختلف مطرح هستند که ما الان میخواهیم راجع به فهم آنها از آیات قران قضاوت کنیم، شما میگویید (برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند) آنها میگویند مگر این همه مسلمان کور هستند؟ مگر خودشان نمیتوانند آیات قران را بخوانند و بفهمند؟ منتظرند شما بیایید و بگویید میلیاردها مسلمان آیات قران را میبینند و شبانه روز میخوانند و عمدا خلاف آن رفتار میکنند! و شرک خلاف صریح قرآن را که اساس دین است خیلی راحت سراغش میروند در حالی که قرآن را دم به دم میخوانند! آنها به من و شما میگویند شما که هنوز عربی بلد نیستید و مجبور هستید دست پنجم و ششم از ترجمه یک مترجم غیر استاندارد استفاده کنید حالا آمدید و قرآن‌فهم شدید و همه مسلمین را دشمن آیات قرآن قلمداد میکنید؟ غلط کردید که میگویید: (برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند)، چطور شد که قرآن آشکارا میگوید شهداء زنده هستند، اما شما با ادعای طرفداری قرآن با هزار من چسب و سریشم میخواهید دلالت واضح آیه را بپیچانید و سپس غریو (برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند) سر دهید، و ده‌ها بار تکرار میکنید پیامبر مرده چه کار از او ساخته است! هیهات که مسلمین واضحات قرآن کریم را کنار بگذارند.
. "

يك ساعت پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
جناب حسین می شود این آیه را ترجمه کنید
لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿۲۸﴾
ترجمه:
اتخاذ نکنند مؤمنین کافرین را به عنوان وليّ خود از غیر مؤمنین و کسی که چنین کند پس هیچ ارزشی نزد خداوند ندارد مگر اینکه از کافرین تقیه کنید....


این آیه وجوهی دارد که در بحث تفسیر مورد بررسی قرار میگیرد، یکی از آن وجوه این است که (أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ) موصوف و صفت است، یعنی کافرین نباید اولیاء شما باشند در حالی که از غیر ناحیه مؤمنین این ولایت نشأت گرفته است، یعنی من درآوردی و از نزد خود شما و منافع شخصی نباشد، بلی اگر تقیه میکنید و یا حقیقتا با مؤمنین ولایت دارید و از ناحیه مؤمنین مأموریت پیدا میکنید که با کافرین رابطه برقرار کنید و پیمان همکاری به نفع اسلام ببندید و معاهده و مصالحه و مهادنه کنید مانعی ندارد.

اما معنای منظور نظر شما پس فی حد نفسه صحیح نیست، چون نمیشود گفت اگر کافرین را به جای مؤمنین، وليّ بگیرید جایز نیست، اما اگر کافرین را به جای خود، و مؤمنین را هم به جای خود، یعنی همزمان و همراه هم، وليّ بگیرید اشکال ندارد.
البته وجوه دیگر و بحث مفصل تفسیر آیه در محل مناسب خود بررسی میشود.
. "

يك ساعت پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿۱۴۸﴾

كسانى كه شرك آوردند به زودى خواهند گفت اگر خدا مى‏ خواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمى ‏آورديم و چيزى را [خودسرانه] تحريم نمیکرديم كسانى هم كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبران خود را] تكذيب كردند تا عقوبت ما را چشيدند بگو آيا نزد شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار كنيد شما جز از گمان پيروى نمى ‏كنيد و جز دروغ نمى‏ گوييد (۱۴۸)


اگر منطق شما قابل قبول بود که همه مشرکین یرای توجیه شرک خود چنین می گفتند و اعمال خود را منسوب به خداوند و خواست او می دانستند اگر شرکای آنها من دون الله نبودن شما هم منسوبین شما هم من دون الله نیستند
دوست گرامی، لا اقل همین ترجمه‌ای که آوردید را نگاه کنید بعد اشکال کنید، همین میخواهید حرفی زده باشید؟! این آیه که سراسر تایید حرف من است، اولا میگویند اگر خدا میخواست ما شرک نمیورزیدیم، ببینید به خواست خدا ارجاع میدهند نه وحی خدا و دستور خدا توسط پیامبران، و ثانیا دنباله آیه تصریح میفرماید که (قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا) ببینید میگوید آیا مستندی در این چیزی که میگویید و کاری که میکنید دارید یا خیر؟ ادامه میدهد که شما هیچ مستند معتبر ندارید و فقط متابعت گمان میکنید.
. "

يك ساعت پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
" یک مثال از ضررات حدیث و سنت بیاورم: پدر ابراهیم، یک بت تراش بوده است و در قرآن بارها گفته است که پدر ابراهیم، و حتی ابراهیم او را پدرم (ابتی) صدا می زند. اما بعضی مسلمانان با اصرار عجیبی که از حدیث و روایات نشات می گیرد، پافشاری می کنند که آن فرد پدر او نبوده است، بلکه عموی او بوده است. این لجبازیها با کلام خدا ، فقط یکی از صدها ضرر حدیث و روایات است. حدیث و سنت قرآن را تحت فشار قرار می دهد و به عنوان یک عامل مهجور ماندن قرآن مطرح است. اصول بدیهی در قرآن براحتی بوسیله احادیث انکار میشوند. "

3 ساعت پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
یک جمله: من دون الله یعنی «از غیر خدا»

پس هر چه از طرف خدا نباشد، هر چه باشد و از هر کس باشد، «من دون الله» است، اگر فرض بگیریم که پیامبری از غیر خدا چیزی بگوید (که البته چون پیامبر معصوم است نمیگوید) قطعا «من دون الله» است، و همچنین امت هر پیامبری هر چه از غیر خدا از خودشان در بیاورند قطعا «من دون الله» است، و همچنین تمام مردم هر چه خودشان بدون دستور الهی از خود در بیاورند «من دون الله» است، و در مقابل، هر چه منسوب به خداوند و امر و دستور او باشد، سر سوزن «من دون الله» نیست، هر چه باشد، استثنا ندارد. و الله العالم
.
پس در این مورد توافق داریم که امت هر پیامبری هر چه از غیر خدا از خودشان در بیاورند و به آن پیامبر نسبت دهند، قطعا «من دون الله» است.
حالا اگر امت پیامبری، برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند، آیا این نسبت دادن من دون الله نیست؟ مثلا اعلام کنند که پیامبر صدای همه مردم را حتی بعد از مرگ میشنود و اجابت می کند. آیا نسبت دادن این گفته ها ، من دون الله نیست؟

"

3 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
دوست گرامی، شما اصلا کلمه (من) را از (من دون الله) بر میدارید، و از کلماتتان معلوم است که تلقی و برداشت شما از (من دون الله) «من» بیان جنس است، و حال آنکه این برداشت اساسا اشتباه است، قبلا در انجمن چند بار معانی «من» را توضیح عرض کردم، به پست شماره ۲۵۴۱ و ۲۵۴۲ در اینجا مراجعه فرمایید:

http://www.iranclubs.org/forums/show...94#post2355494

اما اکنون به مناسبت بحث خودمان توضیح بیشتری میدهم:

۱- انگشتر از طلا -- انگشتر از غیر طلا --> از در اینجا بیان جنس انگشتر میکند که از جنس طلاست.

۲- دانش‌آموزی از کلاس پنجم نمره عالی گرفته است -- دانش‌آموزی از غیر کلاس پنجم نمره عالی گرفته است --> از در اینجا برای تبعیض است، یعنی دانش‌اموز بعضی از اعضای کلاس است، نه اینکه از جنس کلاس است.

۳- سفرم را از تهران آغاز کردم -- سفرم را از غیر تهران آغاز کردم --> از در اینجا برای مبدء بودن و ابتدای یک غایت است.


معنای سوم «من» یا «از» در همه زبانها اصل معنای آن است، و سایر معانی مثل نشویة و بیان جنس و تبعیض هم میتواند به آن برگردد، و بسیاری معانی لطیف ادبی در معنای سوم موجود است، اکنون به این مثال توجه کنید:

هر استادی که بخواهد در این دانشگاه تدریس کند باید از غیر وزارت علوم نباشد -- یعنی هر استاد این دانشگاه باید از وزارت علوم باشد.

در مثال بالا به کلمه «از» دقت کنید، هرگز نمیخواهد بگوید که استاد دانشگاه باید از جنس وزارت علوم باشد، یعنی مثلا کارمند آنجا باشد، بلکه میخواهد بگوید باید از طرف (یا جانب) وزارت علوم تعیین شده باشد، یعنی ابدا «من» و «از» در اینجا تعیین سنخ استاد نمیکند، بلکه میگوید باید مبدء استادی او و نقطه آغازین حکم استادی او باید از طرف وزارت علوم باشد، یعنی «من» ابتدای غایت و انتشاء است نه بیان جنس، البته به وجه لطیف ادبی و نوعی از مجاز.

شاید غالب موارد «من دون الله» یعنی «از غیر خدا» در قران کریم، ترجمه دقیقش این است: «از جانب غیر خدا» یا «از طرف غیر خدا» ، نه «از جنس غیر خدا» ، شما «از جنس غیر خدا» معنا میکنید و از معنای اصلی «من» بیرون میروید.

به مقاله‌ای که در اینجا معرفی فرمودند مراجعه کنید که دقیق و تحقیقی بحث کردند:


خواهش میکنم یک بار دیگر آیاتی را که مشتمل بر تعبیر «من دون الله» هستند را با عینک «من» به معنای ابتدای غایت و مبدئیت، نگاه کنید، و ببینید کدام مناسب سیاق آیات قرآن است؟

حال به ترجمه فولادوند که گفتم با آن موافق نیستم نگاه کنید:

وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ نَصيرٍ
(الحج 71)
و به جاى خدا چيزى را مى‏پرستند كه بر [تأييد] آن حجّتى نازل نكرده و بدان دانشى ندارند، و براى ستمكاران ياورى نخواهد بود. (71)

ببینید «به جای خدا» ترجمه کرده در حالی که کجا در عربی «من» معنای جا میدهد؟ ترجمه درست این است:

و میپرستند از طرف غیر خدا چيزى را كه بر [تأييد] آن حجّتى نازل نكرده و بدان دانشى ندارند، و براى ستمكاران ياورى نخواهد بود. (71)


حال به این آیات دقت کنید:

اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ (الأعراف : 3)

سَنُلْقي‏ في‏ قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمينَ (آل‏عمران : 151)

ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (يوسف : 40)
جناب حسین می شود این آیه را ترجمه کنید
لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿۲۸﴾ "

4 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
یک جمله: من دون الله یعنی «از غیر خدا»

پس هر چه از طرف خدا نباشد، هر چه باشد و از هر کس باشد، «من دون الله» است، اگر فرض بگیریم که پیامبری از غیر خدا چیزی بگوید (که البته چون پیامبر معصوم است نمیگوید) قطعا «من دون الله» است، و همچنین امت هر پیامبری هر چه از غیر خدا از خودشان در بیاورند قطعا «من دون الله» است، و همچنین تمام مردم هر چه خودشان بدون دستور الهی از خود در بیاورند «من دون الله» است، و در مقابل، هر چه منسوب به خداوند و امر و دستور او باشد، سر سوزن «من دون الله» نیست، هر چه باشد، استثنا ندارد. و الله العالم
.

سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿۱۴۸﴾

كسانى كه شرك آوردند به زودى خواهند گفت اگر خدا مى‏ خواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمى ‏آورديم و چيزى را [خودسرانه] تحريم نمیکرديم كسانى هم كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبران خود را] تكذيب كردند تا عقوبت ما را چشيدند بگو آيا نزد شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار كنيد شما جز از گمان پيروى نمى ‏كنيد و جز دروغ نمى‏ گوييد (۱۴۸)


اگر منطق شما قابل قبول بود که همه مشرکین یرای توجیه شرک خود چنین می گفتند و اعمال خود را منسوب به خداوند و خواست او می دانستند اگر شرکای آنها من دون الله نبودن شما هم منسوبین شما هم من دون الله نیستند "

4 ساعت پيش

justbluem به سرنگار بهش بگو پاسخ داد.
" بهش بگو‌ والا "

5 ساعت پيش

justbluem به سرنگار چرا دخترا همشون سر و ته یه کرباسن؟؟!!!! پاسخ داد.
" هممون سر و ته یه کرباسیم جنسیت نداره "

5 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ایا خدواند متعال بزعم وهابیت در قران دچار تناقض گوئی شده؟!(العیاذبالله) پاسخ داد.
"
http://www.iranclubs.org/forums/show...157575&page=70
پست 1049


نقل قول:
در اصل توسط asad39فأره موش310 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
مفهوم آیات شامل دون الله به طور خلاصه:

پیامبر دون الله است.
از آنجا که پیامبر رسالت خدا را دارد، اطاعت از پیامبر، اطاعت از دون الله نیست.
hosyn
دوست گرامی، پیامبر، دون الله هست به اصطلاح فلسفی، یعنی اتحاد وجودی با خداوند متعال ندارد، اما قرآن کریم کتاب فلسفی نیست، یک آیه نمیتوانید بیاورید که بگوید پیامبر «من دون الله» است، چرا؟ چون اصطلاح قرآنی «من دون الله»، یک اصطلاح در سطح ادبیات زبان بشر است نه یک اصطلاح فلسفی، بلکه در آیه ۱۱۷ سوره مبارکه نساء پس از اینکه در آیه قبلی میفرماید: شرک قابل آمرزش نیست، به طور انحصاری من دون الله را که موجب شرک است بیان میفرماید:


إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشرَْكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذَالِكَ لِمَن يَشَاءُ وَ مَن يُشرِْكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالَا بَعِيدًا(116) إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَ إِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَنًا مَّرِيدًا(النساء 117)

خوب در آیه ۱۱۷ دقت کنید، ان نافیه به اضافه ال، مفید حصر است، و پس از این اگر حرفهای بی اساس خود را به قران نسبت دهید از حالا جواب نداشته را مقابل خداوند روز قیامت آماده کنید:

میفرماید خداوند هر چیزی غیر از شرک را میبخشد ولی شرک را نمیبخشد، بعد با کلمه «من دونه» بر شما اتمام حجت میکند: نمیخوانند من دون الله مگر اناث و نمیخوانند مگر شیطان سرکش.

تمام! دیگر من دون الله که شرک توسط او صورت بگیرد با این حصر برداشته میشود، پس کجاست پیامبر که میگویید من دون الله است؟ من دون الله فقط: اناث و شیطان.


نه تنها آیه‌ای ندارید که بگوید پیامبر من دون الله است بلکه برعکس آیه ۱۵۰ همین سوره نساء میفرماید هر گونه جهت‌گیری به سوی اینکه پیامبران را من دون الله کنند سرانجامش کفر حقیقی است:

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَينْ‏َ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَينْ‏َ ذَالِكَ سَبِيلاً(150) أُوْلَئكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا(151)


شما میخواهید با زور فلسفه و اصطلاح فلسفی، پیامبر را من دون الله کنید، و این اصطلاح را بر قرآن تحمیل کنید، و سپس هر جا قرآن من دون الله میفرماید بگویید حالا دیدید که من دون الله را خواندید؟ و حال آنکه همان کسی که قبول کردید امرش امر خدا و بیعتش بیعت با خدا و ولایتش ولایت خدا و اطاعتش اطاعت خداست همو اجابتش عین اجابت خداست، چون هیچ جهت من دون الله در اصطلاح قرآنی ندارد.
.
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ایا خدواند متعال بزعم وهابیت در قران دچار تناقض گوئی شده؟!(العیاذبالله) پاسخ داد.
"
http://www.iranclubs.org/forums/show...157575&page=67
پست997

نقل قول:
در اصل توسط asad39 فأره موش310نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
خوب گفتی، من هم همین را میگویم. باید معنای آیه را توجه کنید. فکر کنم خودت قبول داری که خدا هیچوقت به شرک امر نمی کند.

پیامبر و مومنان در آیه انما ولیکم الله ... من دون الله هستند . اما خودت می دانی ، پیامبر در امور رسالت بر دیگران اولویت دارد و به عنوان ولی مومنان است. ولی در چی؟ ولی در وظایفی که رسول برعهده گرفته است.
در اینجا رسول جزو من دون الله است. اما ولی بودن رسول جزو من دون الله نیست. همانطور که اطاعت از رسول جزو اطاعت از من دون الله نیست.

پس بطور واضح:

رسول = من دون الله

اطاعت از رسول <> اطاعت از من دون الله

ولی بودن رسول بر مومنان <> ولی بودن من دون الله

بیعت با رسول<> بیعت با من دون الله

در واقع خود رسول، من دون الله است ولی بیعت و اطاعت از او من دون الله نیست.


دیگر آیا واضح تر از این میشود نظری را شرح داد؟!
hosyn
دوست گرامی، أحسنت، نتیجه گیری خوبی کردید، و سه گام مهم جلو آمدید، جمله اول شما که کاملا صحیح است، یعنی اگر کسی بر خلاف آن بگوید:

رسول <> من دون الله

جزء غلات است و کافر است و همه شیعه میدانند که غلات کافر و نجس هستند، به رساله‌ها مراجعه کنید.

اما به سه جمله درست شما، جمله‌های درست دیگر اضافه میشود:

اطاعت از رسول <> اطاعت از من دون الله

ولی بودن رسول بر مومنان <> ولی بودن من دون الله

بیعت با رسول <> بیعت با من دون الله

در واقع خود رسول، من دون الله است ولی بیعت و اطاعت از او من دون الله نیست.


در واقع خود وجود رسول، وجود الله تبارک و تعالی نیست، یعنی من دون الله است ولی بیعت و اطاعت و ولایت و محبت و تعظیم و توسل و شفاعت و هر چه صبغة الله دارد، باز او من دون الله نیست، تعظیم او از بزرگترین تعظیم شعائر الله است، و توسل به او از بزرگترین وسیلة الهیة است که جوهره آن فقط روز قیامت عظمتش معلوم میشود.
.
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ایا خدواند متعال بزعم وهابیت در قران دچار تناقض گوئی شده؟!(العیاذبالله) پاسخ داد.
"
پست1034


نقل قول:
در اصل توسط asad39 فأره موش310نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
نجوی و پچ پچ چه ربطی به این بحث دارد؟
hosyn
یعنی واقعا ربطش را نمیفهمید؟ آیا پچ‌پچ، محتوی و مقصودی ندارد؟ آیا نجوی نمیتواند نزد عرف عام نوعی رازگویی و نیازطلبی پنهانی باشد؟ مطالبی را که انسان نمیخواهد دیگران بفهمند، با به قول شما پچ‌پچ میگوید، این همه شنیدید مناجات با خدا، یعنی ترجمه میکنید: پچ‌پچ با خدا؟! یا اینجا مصلحت است که نجوی را با ترجمه زیبای! پچ‌پچ بیان کنید؟


نقل قول:
در اصل توسط asad39فأره موش310 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
ما داریم در مورد دعا و رازو نیاز صحبت می کنیم، نه در مورد صدقه!!
در ضمن صدقه هم باید برای خدا باشد .
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ایا خدواند متعال بزعم وهابیت در قران دچار تناقض گوئی شده؟!(العیاذبالله) پاسخ داد.
"
پست1033
نقل قول:
در اصل توسط asad39فأره موش310 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

البته خدا میفرماید ادعونی (مرا بخوانید).
hosyn
البته آیه میفرماید: ادعونی، و نفرموده: ایّای فادعوا، یعنی مثل «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» نیست، آیا فرق «نعبدک» با «ایاک نعبد» از نظر زبانی نزد شما معلوم است؟

بنابر این ترجمه شما غلط است، به ترجمه خودتان دقت کنید، قسمت رنگی در ادعونی در قسمت پایانی است اما کلمه «مرا» در پرانتز در قسمت شروع است، و این تفاوت بیان حصر با جمله عادی است، و لذا ترجمه صحیح این است: ادعونی: (بخوانید مرا).

البته تنها و تنها باید خداوند را خواند اما صحبت بر سر ترجمه دقیق این آیه است که شما از ترجمه غلط سوء استفاده میکنید.
"

7 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:52PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.