بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان ابوموسی اشعری ومنافقین و خوارج وحکمیت در صفین ساخت
"
در دوازدهم ماه صفر سال ۳۸ هجری قمری چه اتفاقی افتاد؟؟

حکَمین در صفین

..صبح دوازدهم یا سیزدهم ماه صفر سال ۳۸ھ۔ق ، در ایام جنگ صفین لشکر امیرالمومنین علی علیه السلام مهیای جنگ شدند ،
اما عمروعاص حیله نمود و دستور داد تا قرآن ها بر سر نیزه کنند!

صفوف جلوی لشکر کفر ورق‌هایی از قرآن و در دیگر صفوف هر کس هر چه داشت بر سر نیزه کرد!!!
و فریاد می‌زدند: "لا حکم الا لله"

منافقین مانند اشعث بن قیس، با تضعیف روحیه لشکر حضرت ، آنان را به اختیار حکمین ترغیب کردند‌.
هر چه امیرالمومنین فرمودند که این نیرنگ است و من کلام الله ناطق هستم نتیجه نداد.

سرانجام قرار بر این شد که هر لشکر حَکَمی ار جانب خود معین کند تا حُکم ایشان را هر دو طرف بپذیرند.

معاویه عمروعاص را معرفی کرد و امیرالمومنین فرمود:
اگر ناچار هستیم ، عبدالله بن عباس و الا مالک اشتر نخعی حَکَم باشد.

اشعث و جماعت قُرّاء و حافظین که بعداً جزء خوارج شدند راضی به هیچ کدام از این دو نشدند و گفتند :
فقط عبدالله بن قیس یعنی ابوموسی اشعری!!

نفاق منافقین نتیجه داد و ابوموسی و عمروعاص در "دومة الجندل" - که قلعه ای است بین مدینه و شام- جمع شدند و با توجه به عداوتی که هر دو نسبت به اهل بیت علیهم السلام خصوصا امیرالمومنین داشتند و با مکر و حیله عمروعاص حضرت را به ظاهر عزل نمودند.

بدین ترتیب فردای آن روز در بین جمعیت ابوموسی به عمرو گفت:

تو بایست و معاویه را از امارت خلع کن تا من هم علی بن ابیطالب را خلع نمایم

عمروعاص گفت: من هرگز بر تو که عامل ابوبکر و عمر بوده ای و در ایمان و هجرت بر من تقدم داشته ای ، سبقت نمیگیرم!
ابن عباس گفت : ابوموسی! پسر نابغه تو را فریب ندهد!

ولی او به گفته ابن عباس گوش نداد و ایستاد و انگشتر از دست بیرون کرد و گفت : من علی و معاویه را از خلافت عزل نمودم و ساکت شد.

عمروعاص ملعون ایستاد و کفت:
مردم شنیدید که ابوموسی علی را از خلافت عزل نمود من هم او را از خلافت غزل نموده و آن را برای معاوية بن ابی سفیان ثابت می نمایم که او سزاوار است و من به عنوان منصوب کردن معاویه انگشتر به دست می‌کنم!

حکمین برای عوام فریبی فحش و دشنام بسیاری به یکدیگر دادند و دست به گریبان یکدیگر شدند و شریح بن هانی تازیانه ای بر سر عمروعاص زد
ابوموسی از ترس اصحاب امیرالمومنین علی علیه السلام به مکه پناهنده شد(۱)

...همه این مطالب در حالی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غزوه
"دومة الجندل" اابوموسی را از این کار خبر دادند و فرمودند:
حکَمین در دومة الجندل گمراهند و گمراه می‌کنند کسانی را که از آنها تبعیت کنند.(۲)

امیرالمومنین علی علیه السلام پس از این واقعه در قنوت نماز ابوموسی و سه نفر دیگر را این گونه لعن می‌فرمود:
اللهم العن معاویه و عَمرا و اباالاعور اسلمی و اباموسی الاشعری(۳)

لازم به ذکر است
ابوموسی از جمله منافقینی بود که در شب عقبه(بعد از غدیر) قصد قتل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را داشتند.(۴)

1⃣ بحارالانوار ج۳۳ ص۳۲۴-۲۹۷
2⃣ الایضاح ص۶۲
3⃣ الایضاح ص۶۳
4⃣ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید۳۱۴/۱۳


ابوموسی_اشعری" ، را بیشتر بشناسیم!



او عبدالله بن قیس بن سلیم است که به ابوموسی اشعری مشهور است .

از اهالی یمن بوده که در مکه ابراز اسلام نمود!!
او از نویسندگان صحیفه ملعونه
(پیمان‌نامهء شومی که۳۴نفر از منافقین پس از غدیر در مدینه نگاشتند)
و از اصحاب عقبه
(جریان ترور رسول خدا پس از غدیر) بود و همین دو جریان برای اثبات نفاق و عدم مسلمان بودن او کافیست!

در زمان عمر پس از عزل مغیره فرماندار بصره شد .در آغاز خلافت عثمان همچنان فرماندار بصره بود که عثمان او را عزل کرد و عبدالله بن عامر را بر بصره گماشت .
چون کوفیان بر عثمان و فرماندار او سعید بن عاص شوریدند به درخواست آنها و موافقت عثمان ابوموسی فرماندار کوفه شد .

بعد از به خلافت رسیدن حضرت امیر او را که در زمان عثمان حاکم کوفه بود، برخلاف میلشان و با اصرار مالک اشتر ابقا کردند.
در حقیقت حضرت تمام فرماندارانی که از طرف عثمان حاکم مناطقی بودند را عزل کرد.
تنها فرمانداری که امیرالمؤمنین عزل نکردند و به اصرار مالک اشتر او را ابقاء کردند،ابو موسی اشعری بود.

(پ.ن: فراموش نکنیم که حضرت امیر علیه السلام در تمام دوران بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله تا زمان شهادت در اقلیت، تهدید منافقان و کارشکنی و مخالفت اهل سقیفه بودند؛
و دست حضرت کاملاً بسته بود. در حالی که ابو موسی جزء بزرگان صحابه به حساب می آمد.
و وقتی کسی مانند جناب مالک اشتر تحت تاثیر نفاق او قرار می‌گیرد، امام کمی تامل می‌فرمایند تا ماهیت آن منافق آشکار شود.

و نتیجه آن می‌شود که همین جناب مالک، بود که در کوفه و در مسجد، همه جا ابوموسی را «منافق» و از اصحاب عقبه خطاب کرد؛ و آنقدر گفت تا آبروی او را برد.)


در فتنه جملیان ابوموسی مردم را از همراهی با علی بازداشت .
امام نیز او را بر کنار کرد و جناب مالک اشتر او را از کوفه راند.
او در جنگ صفین گوشه گیری پیشه کرد و از جنگ کناره گرفت و پس از تحمیل حکمیت بر امام اشعث بن قیس و خوارج با پافشاری او را به عنوان حکم بر امام تحمیل کردند .
حضرت امیر با حکمیت او مخالف بود و نهایتا او فریب عمروعاص را خورد و امام علی را از حکومت خلع کرد و در صدد به خلافت رساندن عبدالله بن عمر بود .

دانش نامه امیرالمومنین ج13 ص65

در روایات اهل سنت ابوموسی به عنوان یک منافق و از جمله کسانی قلمداد شده است که قصد ترور پیامبر گرامی اسلام را داشته است.

ذهبی و دیگران از علمای اهل سنت به نقل از شقیق می آورند:

« با حذیفه نشسته بودیم .عبدالله و ابوموسی وارد مسجد شدند .حذیفه گفت یکی از این دو منافق است .سپس گفت شبیه ترین مردم به پیامبر از نظر راه و روش و نشان عبدالله است ( و منافق ابوموسی است)»

سیر اعلام النبلاء ج2 ص393

تاریخ دمشق ج32 ص93

المعرفه و التاریخ ج2 ص771



یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی یا اول المظلوم ای یگانه مظلوم هستی





"

26 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵

صفحه نخست » جهان تشیع


شاعر مسیحی لبنانی؛



مجموعه اشعار جورج شکور، شاعر مسیحی لبنانی، در کتاب «ملحمه امام حسین(علیه السلام)» منتشر و به سه زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. «ملحمه» در عربی به معنای «حماسه» است. وی برخی زوایای پیدا و پنهان این اثر را شرح داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، «جورج شکور» شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن‌ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه‌ای ستایش‌آمیز از «اخطل صغیر» شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی شعرای بزرگ عرب همچون «احمد شوقی» و «سعید عقیل» پرداخت. شکور از نخستین کسانی است که در اشعار خود به موضوع مقاومت و مبارزه با اشغالگران صهیونیست پرداخته است و از بنیانگذاران ادبیات و شعر مقاومت در لبنان به حساب می‌آید.

گذشته از فعالیت‌های ادبی معمول، شکور را باید از دسته شاعرانی به شمار آورد که آزادگی را سرلوحه خود در زندگی قرار داده و بدون نگاه تعصب‌آمیز نسبت به دین، زبان به ثنای اهل بیت(علیه السلام) نیز پرداخته است. هرچند این رویه در کشوری مانند لبنان که ادیان ابراهیمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، دور از ذهن نیست، اما خود مایه فخر است که انسانی در جهان کنونی که تعصبات کوردلانه، نگاه حقیقت‌بین را تاریک و کور کرده است، به انسانیت می‌نگرد.

شکور در کشوری بزرگ شده که در خانه بسیاری از مسیحیانش تصویری از امام علی(علیه السلام) بر دیوارها نقش بسته و دل‌بستگی بسیاری به اهل بیت(علیه السلام) وجود دارد. جاری بودن همین فرهنگ در نهاد بسیاری از شاعران و نویسندگان این دیار تأثیر گذاشته و زمینه را برای خلق آثاری ماندگار و عمدتاً عمیق فراهم کرده است. یکی از سؤالات پرتکرار حول شخصیت این نویسندگان و شاعران این است که آیا آنها شیعه شده‌اند یا نه؟ حتی اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، مهم این است که انسانیت و آزادگی در نگاه این دسته از ادبا، فراتر از مرزهای کیش و مذهب تعریف می‌شود.

همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با جورج شکور به بهانه نگارش اثری با عنوان «ملحمه حسین(علیه السلام)» که چندی پیش در لبنان منتشر شد. شکور می‌گوید هرگاه برای امام حسین(علیه السلام) اثری نوشته و یا از این بزرگوار مطلبی خوانده، احساس عزت داشته است. به گفته او، امام حسین (علیه السلام) پدر هر مقاومت شریف، از جمله مقاومت لبنان است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: آقای شکور، جامعه لبنان، آنچه که از گفته‌ها و شنیده‌ها برمی‌آید، با شخصیت علی(علیه السلام) بیش از دیگر ائمه اطهار(علیه السلام) و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام آشناست که بخشی از این امر مرهون تلاش شاعران و نویسندگانی چون شما و جرداق و دیگران است. شما هم برای علی(علیه السلام) اثری نوشته‌اید و هم در میان آثارتان کتابی هم راجع‌ به امام حسین(علیه السلام) دارید که مورد استقبال هم قرار گرفته است. درباره نحوه آشنایی تان با امام حسین(علیه السلام) بفرمایید.

زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت عاملیه من را دعوت کرد تا در عاشورا درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) و این واقعه سخنرانی کنم. من ابتدا این کار را نپذیرفتم و انجام آن را سه سال به تعویق انداختم تا از این طریق فرصت مناسبی برای من فراهم شود و درباره امام امامان، حضرت امام حسین (علیه السلام) سخن بگویم. سه سال از این ماجرا گذشت که یکی از دوستان به من متذکر شد زمان آنچه که پیش‌تر تعیین کرده بودی، گذشته است و امسال را باید به سخنرانی بپردازی. این دوستم تعدادی کتاب مرجع با محوریت زندگی امام حسین(علیه السلام) به من داد تا با مطالعه آنها شناخت نسبی‌ای درباره شخصیت این امام بزرگوار حاصل کنم.

«حماسه امام حسین(علیه السلام)» چگونه خلق شد؟

به دوستم گفتم من امام علی(علیه السلام) را دوست دارم و درباره ایشان زیاد مطالعه کرده‌ام، اما درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب زیادی نمی‌دانم. شروع به مطالعه آثار کردم. در این هنگام که درباره تحولات و سیر زندگی ایشان مطالعه می‌کردم، گریستم. هر چه می‌خواندم، به شخصیت ایشان شیفته‌‌تر می‌شدم. در حالی که کتاب‌ها در کنارم روی تخت بودند، به خواب می‌رفتم. کتاب‎ها در این ایام همواره با من بودند و من لحظه‌ای از آنها دور نمی‌شدم. شدت علاقه‌ام به خواندن و دانستن زندگی حسین (علیه السلام) به گونه‌ای بود که همسرم از من سوال می‌کرد این کتاب‌ها چه هستند؟ من در پاسخ به او می‌گفتم این آثار درباره امام حسین(علیه السلام) است، من سخت شیفته ایشان شده‌ام و به خواست خداوند بزرگ‌ترین حماسه را درباره وی خواهم نوشت. این‌گونه بود که من «حماسه امام حسین(علیه السلام)» را نوشتم.

*تسنیم: از بازخورد این کتاب در لبنان و دیگر کشورها بفرمایید.

این اثر بازخوردهای خوبی به همراه داشت. به زبان‌های فرانسه، فارسی و انگلیسی ترجمه شد و شهرتی جهانی یافت. بخش‌هایی از آن را اماکن مختلف و مقابل شخصیت‌های گوناگون اعم از سیاسی و فرهنگی قرائت کردم. در لبنان و ایران خواندم. من چندبار به ایران آمده‌ام. در سفر قبلی‌ام به این کشور، این حماسه را مقابل رئیس جمهور پیشین قرائت کردم. او با شنیدن ابیات این حماسه گریست.

اگر شیعه بودن یعنی طرفداری از حق، من شیعه‌ام

زمانی که از نگارش این شعر فارغ شدم آن را به بزرگ شعرای لبنان، سعید عقل، نشان دادم و عرضه کردم. او پس از مطالعه به من گفت که این اثر را تأیید می‌کنم و حاضرم برای تأیید، کتاب را امضا کنم، شهادت می‌دهم که این زیباترین شعری بوده که تا به حال شنیده‌ام، حتی می‌توانم بگویم که از اشعار من هم زیباتر است. ارادت تو به امام حسین(علیه السلام) در این کتاب به گونه‌ای است که بعد از گذشت بیست سال، درباره تو خواهند گفت که تو شیعه شده بودی. به او گفتم اگر قرار باشد هر کس در کنار حق و ارزش‌ها بایستد، شیعه است؛ پس من هم شیعه هستم. به او گفتم این موضوع برای هر کسی که برای ائمه(علیهم السلام) شعر گفته باشند، صدق می‌کند، اما مهم این است که شاعر از حق طرفداری کرده است.

درست است که شعرم در حدّ حماسه نیست، ولی ارزشی کمتر از حماسه‌سرایی ندارد. تلاش کرده‌ام تا با نگاهی ژرف به این موضوع نگاه کنم. همسر نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، با خواندن «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» درباره آن گفته است: شاعر بزرگ، جورج شکور، حماسه‌سرایی نکرده است، بلکه او معجزه‌ای خلق کرده است. اثری که شعرای جهان اسلام، از صدر تا به امروز، هم چنین شعری را نسروده‌اند! البته این نشان محبت ایشان به من بوده است. شاید شایسته این مقدار از ستایش نباشم، اما او خود چنین گفته است.

سیدحسن نصرالله مرد وعده‌های صادق است

بعد از «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)»، حماسه‌ای دیگر در حق امام علی(علیه‌السلام) نوشتم. نوشتن این کتاب مصادف بود با حمله اسرائیل به لبنان و تلاش و مجاهدت سیدحسن نصرالله برای دفع این حمله. در آن زمان بود که باور کردم این مرد، مرد وعده‌های صادقانه است. در آن هنگام منزل من میزبان جمعی از شیعیان بود که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند. با دیدن این وقایع، با خود اندیشیدم که من علاقه دارم با اسرائیل بجنگم، اما چگونه؟ تصمیم گرفتم با قلم به جنگ این دشمن دیرینه بروم؛ از این رو تصمیم گرفتم سروده‌ای را در مدح امام علی(علیه‌السلام) بسرایم.

اگر علی(علیه السلام) نبود، اسلام هم نبود

«حماسه امام علی(علیه‌السلام)» را ظرف 30 روز نوشتم و در سازمان یونسکو به ثبت رساندم. با پولی که از این ثبت دریافت کرده بودم، نهال انجیری خریدم و آن را «کرم امام علی(علیه‌السلام)» نامیدم. هرکس به نزد من بیاید او را به این درخت راهنمایی می‌کنم و می‌گویم این درخت امام علی(علیه‌السلام) است. امام علی(علیه‌السلام) مرد بزرگی بود. اگر ایشان نبودند، اسلام هم نبود.


نگارش «حماسه امام حسین(علیه السلام)» توفیق خدا بود

بعد از این تصمیم گرفتم حماسه‌ای در وصف رسول‌الله(صلی الله علیه واله) بسرایم. این حماسه بسیار بزرگ‌تر از دو حماسه قبلی است، البته این آخری از دو حماسه قبلی رواجی بیشتر یافت. من پیش از نگارش هریک از این آثار مطالعات زیادی انجام دادم و این لازمه کار من بود؛ چراکه رویه من این است که اگر دانشم درباره موضوعی کم باشد، اصلاً به نگارش کتابی درباره آن روی نمی‌آورم. بنابراین خداوند به ما توفیق داد و موفق به نگارش این کتاب‌ها شدم.

*تسنیم: در آن زمان که از امام حسین(علیه‌السلام) می‌نوشتید، چه احساسی داشتید؟

بعضی از مردم کربلا و حادثه کربلا را فاجعه می‌دانند، البته در زمان خودش یک فاجعه بوده است، اما می‌توان از نگاه دیگر آن را روز سرور برای شهادت و عروج ملکوتی امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفایش به جوار حق است؛ از این رو در روز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشک‌های خود را ریختم، اما شهادت بزرگان روز ماتم نسیت، روز سرور است از آن جهت که آنان عروج کرده و به ملکوت الهی رسیده است. همانطور که شریف رضی فرموده، این روز نمادی برای چنین هدف و پیام مهمی است.

شهادت در راه حسین(علیه السلام) برایم مایه شرف و مباهات است

من هنگامی که «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» را می‌نوشتم، خوشحال بودم، می‌گریستم و افتخار می‌کردم، چرا که من تحفه‌ای جدید تقدیم به ایشان کردم. من درباره موضوعی که به آن علاقه نداشته باشم، نمی‌نویسم. در جلسه‌ای که کتابم را به سعید عقل عرضه کردم، به او گفتم که بالای سر همگی ما خداوند قرار دارد، او ناظر اعمال و گفتار ماست، من او را شاهد می‌گیرم که اگر در آن روز من در کنار امام حسین(علیه‌السلام) می‌بودم و با او به شهادت می‌رسیدم، برایم مایه شرف و مباهات می‌بود.

خلافت، شرافتش را از امام حسین(علیه السلام) وام می‌گیرد

من مردانگی را دوست دارم، حسین(علیه‌السلام) حامی حق بود. او نیازی به خلافت نداشت تا برایش مایه شرف و مباهات باشد، او خود برای خلافت مایه مباهات بود. او به خلافت نیازی نداشت. او از یک اصل و اساس حمایت می‌کرد و در همین راه به شهادت رسید. او سفارش کرد که خلافت نزد آل بنی‌سفیان نباید باشد، هرگز شهد خلافت را بنی‌سفیان نباید استفاده کند، این رسالت از آن خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) است.


برچسب ها: لبنان ، مسیح ، شیعه ، شیعه نیوز
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
"

51 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

یا حسین وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵

صفحه نخست » جهان تشیع


مجموعه اشعار جورج شکور، شاعر مسیحی لبنانی، در کتاب «ملحمه امام حسین(علیه السلام)» منتشر و به سه زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. «ملحمه» در عربی به معنای «حماسه» است. وی برخی زوایای پیدا و پنهان این اثر را شرح داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، «جورج شکور» شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن‌ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه‌ای ستایش‌آمیز از «اخطل صغیر» شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی شعرای بزرگ عرب همچون «احمد شوقی» و «سعید عقیل» پرداخت. شکور از نخستین کسانی است که در اشعار خود به موضوع مقاومت و مبارزه با اشغالگران صهیونیست پرداخته است و از بنیانگذاران ادبیات و شعر مقاومت در لبنان به حساب می‌آید.

گذشته از فعالیت‌های ادبی معمول، شکور را باید از دسته شاعرانی به شمار آورد که آزادگی را سرلوحه خود در زندگی قرار داده و بدون نگاه تعصب‌آمیز نسبت به دین، زبان به ثنای اهل بیت(علیه السلام) نیز پرداخته است. هرچند این رویه در کشوری مانند لبنان که ادیان ابراهیمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، دور از ذهن نیست، اما خود مایه فخر است که انسانی در جهان کنونی که تعصبات کوردلانه، نگاه حقیقت‌بین را تاریک و کور کرده است، به انسانیت می‌نگرد.

شکور در کشوری بزرگ شده که در خانه بسیاری از مسیحیانش تصویری از امام علی(علیه السلام) بر دیوارها نقش بسته و دل‌بستگی بسیاری به اهل بیت(علیه السلام) وجود دارد. جاری بودن همین فرهنگ در نهاد بسیاری از شاعران و نویسندگان این دیار تأثیر گذاشته و زمینه را برای خلق آثاری ماندگار و عمدتاً عمیق فراهم کرده است. یکی از سؤالات پرتکرار حول شخصیت این نویسندگان و شاعران این است که آیا آنها شیعه شده‌اند یا نه؟ حتی اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، مهم این است که انسانیت و آزادگی در نگاه این دسته از ادبا، فراتر از مرزهای کیش و مذهب تعریف می‌شود.

همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با جورج شکور به بهانه نگارش اثری با عنوان «ملحمه حسین(علیه السلام)» که چندی پیش در لبنان منتشر شد. شکور می‌گوید هرگاه برای امام حسین(علیه السلام) اثری نوشته و یا از این بزرگوار مطلبی خوانده، احساس عزت داشته است. به گفته او، امام حسین (علیه السلام) پدر هر مقاومت شریف، از جمله مقاومت لبنان است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: آقای شکور، جامعه لبنان، آنچه که از گفته‌ها و شنیده‌ها برمی‌آید، با شخصیت علی(علیه السلام) بیش از دیگر ائمه اطهار(علیه السلام) و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام آشناست که بخشی از این امر مرهون تلاش شاعران و نویسندگانی چون شما و جرداق و دیگران است. شما هم برای علی(علیه السلام) اثری نوشته‌اید و هم در میان آثارتان کتابی هم راجع‌ به امام حسین(علیه السلام) دارید که مورد استقبال هم قرار گرفته است. درباره نحوه آشنایی تان با امام حسین(علیه السلام) بفرمایید.

زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت عاملیه من را دعوت کرد تا در عاشورا درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) و این واقعه سخنرانی کنم. من ابتدا این کار را نپذیرفتم و انجام آن را سه سال به تعویق انداختم تا از این طریق فرصت مناسبی برای من فراهم شود و درباره امام امامان، حضرت امام حسین (علیه السلام) سخن بگویم. سه سال از این ماجرا گذشت که یکی از دوستان به من متذکر شد زمان آنچه که پیش‌تر تعیین کرده بودی، گذشته است و امسال را باید به سخنرانی بپردازی. این دوستم تعدادی کتاب مرجع با محوریت زندگی امام حسین(علیه السلام) به من داد تا با مطالعه آنها شناخت نسبی‌ای درباره شخصیت این امام بزرگوار حاصل کنم.

«حماسه امام حسین(علیه السلام)» چگونه خلق شد؟

به دوستم گفتم من امام علی(علیه السلام) را دوست دارم و درباره ایشان زیاد مطالعه کرده‌ام، اما درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب زیادی نمی‌دانم. شروع به مطالعه آثار کردم. در این هنگام که درباره تحولات و سیر زندگی ایشان مطالعه می‌کردم، گریستم. هر چه می‌خواندم، به شخصیت ایشان شیفته‌‌تر می‌شدم. در حالی که کتاب‌ها در کنارم روی تخت بودند، به خواب می‌رفتم. کتاب‎ها در این ایام همواره با من بودند و من لحظه‌ای از آنها دور نمی‌شدم. شدت علاقه‌ام به خواندن و دانستن زندگی حسین (علیه السلام) به گونه‌ای بود که همسرم از من سوال می‌کرد این کتاب‌ها چه هستند؟ من در پاسخ به او می‌گفتم این آثار درباره امام حسین(علیه السلام) است، من سخت شیفته ایشان شده‌ام و به خواست خداوند بزرگ‌ترین حماسه را درباره وی خواهم نوشت. این‌گونه بود که من «حماسه امام حسین(علیه السلام)» را نوشتم.

*تسنیم: از بازخورد این کتاب در لبنان و دیگر کشورها بفرمایید.

این اثر بازخوردهای خوبی به همراه داشت. به زبان‌های فرانسه، فارسی و انگلیسی ترجمه شد و شهرتی جهانی یافت. بخش‌هایی از آن را اماکن مختلف و مقابل شخصیت‌های گوناگون اعم از سیاسی و فرهنگی قرائت کردم. در لبنان و ایران خواندم. من چندبار به ایران آمده‌ام. در سفر قبلی‌ام به این کشور، این حماسه را مقابل رئیس جمهور پیشین قرائت کردم. او با شنیدن ابیات این حماسه گریست.

اگر شیعه بودن یعنی طرفداری از حق، من شیعه‌ام

زمانی که از نگارش این شعر فارغ شدم آن را به بزرگ شعرای لبنان، سعید عقل، نشان دادم و عرضه کردم. او پس از مطالعه به من گفت که این اثر را تأیید می‌کنم و حاضرم برای تأیید، کتاب را امضا کنم، شهادت می‌دهم که این زیباترین شعری بوده که تا به حال شنیده‌ام، حتی می‌توانم بگویم که از اشعار من هم زیباتر است. ارادت تو به امام حسین(علیه السلام) در این کتاب به گونه‌ای است که بعد از گذشت بیست سال، درباره تو خواهند گفت که تو شیعه شده بودی. به او گفتم اگر قرار باشد هر کس در کنار حق و ارزش‌ها بایستد، شیعه است؛ پس من هم شیعه هستم. به او گفتم این موضوع برای هر کسی که برای ائمه(علیهم السلام) شعر گفته باشند، صدق می‌کند، اما مهم این است که شاعر از حق طرفداری کرده است.

درست است که شعرم در حدّ حماسه نیست، ولی ارزشی کمتر از حماسه‌سرایی ندارد. تلاش کرده‌ام تا با نگاهی ژرف به این موضوع نگاه کنم. همسر نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، با خواندن «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» درباره آن گفته است: شاعر بزرگ، جورج شکور، حماسه‌سرایی نکرده است، بلکه او معجزه‌ای خلق کرده است. اثری که شعرای جهان اسلام، از صدر تا به امروز، هم چنین شعری را نسروده‌اند! البته این نشان محبت ایشان به من بوده است. شاید شایسته این مقدار از ستایش نباشم، اما او خود چنین گفته است.

سیدحسن نصرالله مرد وعده‌های صادق است

بعد از «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)»، حماسه‌ای دیگر در حق امام علی(علیه‌السلام) نوشتم. نوشتن این کتاب مصادف بود با حمله اسرائیل به لبنان و تلاش و مجاهدت سیدحسن نصرالله برای دفع این حمله. در آن زمان بود که باور کردم این مرد، مرد وعده‌های صادقانه است. در آن هنگام منزل من میزبان جمعی از شیعیان بود که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند. با دیدن این وقایع، با خود اندیشیدم که من علاقه دارم با اسرائیل بجنگم، اما چگونه؟ تصمیم گرفتم با قلم به جنگ این دشمن دیرینه بروم؛ از این رو تصمیم گرفتم سروده‌ای را در مدح امام علی(علیه‌السلام) بسرایم.

اگر علی(علیه السلام) نبود، اسلام هم نبود

«حماسه امام علی(علیه‌السلام)» را ظرف 30 روز نوشتم و در سازمان یونسکو به ثبت رساندم. با پولی که از این ثبت دریافت کرده بودم، نهال انجیری خریدم و آن را «کرم امام علی(علیه‌السلام)» نامیدم. هرکس به نزد من بیاید او را به این درخت راهنمایی می‌کنم و می‌گویم این درخت امام علی(علیه‌السلام) است. امام علی(علیه‌السلام) مرد بزرگی بود. اگر ایشان نبودند، اسلام هم نبود.


نگارش «حماسه امام حسین(علیه السلام)» توفیق خدا بود

بعد از این تصمیم گرفتم حماسه‌ای در وصف رسول‌الله(صلی الله علیه واله) بسرایم. این حماسه بسیار بزرگ‌تر از دو حماسه قبلی است، البته این آخری از دو حماسه قبلی رواجی بیشتر یافت. من پیش از نگارش هریک از این آثار مطالعات زیادی انجام دادم و این لازمه کار من بود؛ چراکه رویه من این است که اگر دانشم درباره موضوعی کم باشد، اصلاً به نگارش کتابی درباره آن روی نمی‌آورم. بنابراین خداوند به ما توفیق داد و موفق به نگارش این کتاب‌ها شدم.

*تسنیم: در آن زمان که از امام حسین(علیه‌السلام) می‌نوشتید، چه احساسی داشتید؟

بعضی از مردم کربلا و حادثه کربلا را فاجعه می‌دانند، البته در زمان خودش یک فاجعه بوده است، اما می‌توان از نگاه دیگر آن را روز سرور برای شهادت و عروج ملکوتی امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفایش به جوار حق است؛ از این رو در روز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشک‌های خود را ریختم، اما شهادت بزرگان روز ماتم نسیت، روز سرور است از آن جهت که آنان عروج کرده و به ملکوت الهی رسیده است. همانطور که شریف رضی فرموده، این روز نمادی برای چنین هدف و پیام مهمی است.

شهادت در راه حسین(علیه السلام) برایم مایه شرف و مباهات است

من هنگامی که «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» را می‌نوشتم، خوشحال بودم، می‌گریستم و افتخار می‌کردم، چرا که من تحفه‌ای جدید تقدیم به ایشان کردم. من درباره موضوعی که به آن علاقه نداشته باشم، نمی‌نویسم. در جلسه‌ای که کتابم را به سعید عقل عرضه کردم، به او گفتم که بالای سر همگی ما خداوند قرار دارد، او ناظر اعمال و گفتار ماست، من او را شاهد می‌گیرم که اگر در آن روز من در کنار امام حسین(علیه‌السلام) می‌بودم و با او به شهادت می‌رسیدم، برایم مایه شرف و مباهات می‌بود.

خلافت، شرافتش را از امام حسین(علیه السلام) وام می‌گیرد

من مردانگی را دوست دارم، حسین(علیه‌السلام) حامی حق بود. او نیازی به خلافت نداشت تا برایش مایه شرف و مباهات باشد، او خود برای خلافت مایه مباهات بود. او به خلافت نیازی نداشت. او از یک اصل و اساس حمایت می‌کرد و در همین راه به شهادت رسید. او سفارش کرد که خلافت نزد آل بنی‌سفیان نباید باشد، هرگز شهد خلافت را بنی‌سفیان نباید استفاده کند، این رسالت از آن خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) است.

انتهای پیام/ ز.ح

مطالب مرتبط
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif حقیقت حمله به زوار حضرت زینب(سلام‌الله علیها) در روز اربعین چه بود؟
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بحرین زائران کربلا را بازداشت کرد
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بازتاب اربعین حسینی در کربلا در رسانه‌ های جهان
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif 60 هزار شیعه بحرینی درمیان 20 میلیون داوطلب آماده دفاع از کیان شیعه + تصاویر
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif آخرين اخباراربعين حسيني دركربلا و تحولات عراق
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif رمز و رازهای اربعین حسینی!

برچسب ها: لبنان ، مسیح ، شیعه ، شیعه نیوز
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
"

53 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرائی سانسور وبی رنگ کردن اربعین در رسانه ها پاسخ داد.
"
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵

صفحه نخست » جهان تشیع


مجموعه اشعار جورج شکور، شاعر مسیحی لبنانی، در کتاب «ملحمه امام حسین(علیه السلام)» منتشر و به سه زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. «ملحمه» در عربی به معنای «حماسه» است. وی برخی زوایای پیدا و پنهان این اثر را شرح داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، «جورج شکور» شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن‌ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه‌ای ستایش‌آمیز از «اخطل صغیر» شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی شعرای بزرگ عرب همچون «احمد شوقی» و «سعید عقیل» پرداخت. شکور از نخستین کسانی است که در اشعار خود به موضوع مقاومت و مبارزه با اشغالگران صهیونیست پرداخته است و از بنیانگذاران ادبیات و شعر مقاومت در لبنان به حساب می‌آید.

گذشته از فعالیت‌های ادبی معمول، شکور را باید از دسته شاعرانی به شمار آورد که آزادگی را سرلوحه خود در زندگی قرار داده و بدون نگاه تعصب‌آمیز نسبت به دین، زبان به ثنای اهل بیت(علیه السلام) نیز پرداخته است. هرچند این رویه در کشوری مانند لبنان که ادیان ابراهیمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، دور از ذهن نیست، اما خود مایه فخر است که انسانی در جهان کنونی که تعصبات کوردلانه، نگاه حقیقت‌بین را تاریک و کور کرده است، به انسانیت می‌نگرد.

شکور در کشوری بزرگ شده که در خانه بسیاری از مسیحیانش تصویری از امام علی(علیه السلام) بر دیوارها نقش بسته و دل‌بستگی بسیاری به اهل بیت(علیه السلام) وجود دارد. جاری بودن همین فرهنگ در نهاد بسیاری از شاعران و نویسندگان این دیار تأثیر گذاشته و زمینه را برای خلق آثاری ماندگار و عمدتاً عمیق فراهم کرده است. یکی از سؤالات پرتکرار حول شخصیت این نویسندگان و شاعران این است که آیا آنها شیعه شده‌اند یا نه؟ حتی اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، مهم این است که انسانیت و آزادگی در نگاه این دسته از ادبا، فراتر از مرزهای کیش و مذهب تعریف می‌شود.

همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با جورج شکور به بهانه نگارش اثری با عنوان «ملحمه حسین(علیه السلام)» که چندی پیش در لبنان منتشر شد. شکور می‌گوید هرگاه برای امام حسین(علیه السلام) اثری نوشته و یا از این بزرگوار مطلبی خوانده، احساس عزت داشته است. به گفته او، امام حسین (علیه السلام) پدر هر مقاومت شریف، از جمله مقاومت لبنان است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: آقای شکور، جامعه لبنان، آنچه که از گفته‌ها و شنیده‌ها برمی‌آید، با شخصیت علی(علیه السلام) بیش از دیگر ائمه اطهار(علیه السلام) و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام آشناست که بخشی از این امر مرهون تلاش شاعران و نویسندگانی چون شما و جرداق و دیگران است. شما هم برای علی(علیه السلام) اثری نوشته‌اید و هم در میان آثارتان کتابی هم راجع‌ به امام حسین(علیه السلام) دارید که مورد استقبال هم قرار گرفته است. درباره نحوه آشنایی تان با امام حسین(علیه السلام) بفرمایید.

زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت عاملیه من را دعوت کرد تا در عاشورا درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) و این واقعه سخنرانی کنم. من ابتدا این کار را نپذیرفتم و انجام آن را سه سال به تعویق انداختم تا از این طریق فرصت مناسبی برای من فراهم شود و درباره امام امامان، حضرت امام حسین (علیه السلام) سخن بگویم. سه سال از این ماجرا گذشت که یکی از دوستان به من متذکر شد زمان آنچه که پیش‌تر تعیین کرده بودی، گذشته است و امسال را باید به سخنرانی بپردازی. این دوستم تعدادی کتاب مرجع با محوریت زندگی امام حسین(علیه السلام) به من داد تا با مطالعه آنها شناخت نسبی‌ای درباره شخصیت این امام بزرگوار حاصل کنم.

«حماسه امام حسین(علیه السلام)» چگونه خلق شد؟

به دوستم گفتم من امام علی(علیه السلام) را دوست دارم و درباره ایشان زیاد مطالعه کرده‌ام، اما درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب زیادی نمی‌دانم. شروع به مطالعه آثار کردم. در این هنگام که درباره تحولات و سیر زندگی ایشان مطالعه می‌کردم، گریستم. هر چه می‌خواندم، به شخصیت ایشان شیفته‌‌تر می‌شدم. در حالی که کتاب‌ها در کنارم روی تخت بودند، به خواب می‌رفتم. کتاب‎ها در این ایام همواره با من بودند و من لحظه‌ای از آنها دور نمی‌شدم. شدت علاقه‌ام به خواندن و دانستن زندگی حسین (علیه السلام) به گونه‌ای بود که همسرم از من سوال می‌کرد این کتاب‌ها چه هستند؟ من در پاسخ به او می‌گفتم این آثار درباره امام حسین(علیه السلام) است، من سخت شیفته ایشان شده‌ام و به خواست خداوند بزرگ‌ترین حماسه را درباره وی خواهم نوشت. این‌گونه بود که من «حماسه امام حسین(علیه السلام)» را نوشتم.

*تسنیم: از بازخورد این کتاب در لبنان و دیگر کشورها بفرمایید.

این اثر بازخوردهای خوبی به همراه داشت. به زبان‌های فرانسه، فارسی و انگلیسی ترجمه شد و شهرتی جهانی یافت. بخش‌هایی از آن را اماکن مختلف و مقابل شخصیت‌های گوناگون اعم از سیاسی و فرهنگی قرائت کردم. در لبنان و ایران خواندم. من چندبار به ایران آمده‌ام. در سفر قبلی‌ام به این کشور، این حماسه را مقابل رئیس جمهور پیشین قرائت کردم. او با شنیدن ابیات این حماسه گریست.

اگر شیعه بودن یعنی طرفداری از حق، من شیعه‌ام

زمانی که از نگارش این شعر فارغ شدم آن را به بزرگ شعرای لبنان، سعید عقل، نشان دادم و عرضه کردم. او پس از مطالعه به من گفت که این اثر را تأیید می‌کنم و حاضرم برای تأیید، کتاب را امضا کنم، شهادت می‌دهم که این زیباترین شعری بوده که تا به حال شنیده‌ام، حتی می‌توانم بگویم که از اشعار من هم زیباتر است. ارادت تو به امام حسین(علیه السلام) در این کتاب به گونه‌ای است که بعد از گذشت بیست سال، درباره تو خواهند گفت که تو شیعه شده بودی. به او گفتم اگر قرار باشد هر کس در کنار حق و ارزش‌ها بایستد، شیعه است؛ پس من هم شیعه هستم. به او گفتم این موضوع برای هر کسی که برای ائمه(علیهم السلام) شعر گفته باشند، صدق می‌کند، اما مهم این است که شاعر از حق طرفداری کرده است.

درست است که شعرم در حدّ حماسه نیست، ولی ارزشی کمتر از حماسه‌سرایی ندارد. تلاش کرده‌ام تا با نگاهی ژرف به این موضوع نگاه کنم. همسر نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، با خواندن «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» درباره آن گفته است: شاعر بزرگ، جورج شکور، حماسه‌سرایی نکرده است، بلکه او معجزه‌ای خلق کرده است. اثری که شعرای جهان اسلام، از صدر تا به امروز، هم چنین شعری را نسروده‌اند! البته این نشان محبت ایشان به من بوده است. شاید شایسته این مقدار از ستایش نباشم، اما او خود چنین گفته است.

سیدحسن نصرالله مرد وعده‌های صادق است

بعد از «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)»، حماسه‌ای دیگر در حق امام علی(علیه‌السلام) نوشتم. نوشتن این کتاب مصادف بود با حمله اسرائیل به لبنان و تلاش و مجاهدت سیدحسن نصرالله برای دفع این حمله. در آن زمان بود که باور کردم این مرد، مرد وعده‌های صادقانه است. در آن هنگام منزل من میزبان جمعی از شیعیان بود که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند. با دیدن این وقایع، با خود اندیشیدم که من علاقه دارم با اسرائیل بجنگم، اما چگونه؟ تصمیم گرفتم با قلم به جنگ این دشمن دیرینه بروم؛ از این رو تصمیم گرفتم سروده‌ای را در مدح امام علی(علیه‌السلام) بسرایم.

اگر علی(علیه السلام) نبود، اسلام هم نبود

«حماسه امام علی(علیه‌السلام)» را ظرف 30 روز نوشتم و در سازمان یونسکو به ثبت رساندم. با پولی که از این ثبت دریافت کرده بودم، نهال انجیری خریدم و آن را «کرم امام علی(علیه‌السلام)» نامیدم. هرکس به نزد من بیاید او را به این درخت راهنمایی می‌کنم و می‌گویم این درخت امام علی(علیه‌السلام) است. امام علی(علیه‌السلام) مرد بزرگی بود. اگر ایشان نبودند، اسلام هم نبود.


نگارش «حماسه امام حسین(علیه السلام)» توفیق خدا بود

بعد از این تصمیم گرفتم حماسه‌ای در وصف رسول‌الله(صلی الله علیه واله) بسرایم. این حماسه بسیار بزرگ‌تر از دو حماسه قبلی است، البته این آخری از دو حماسه قبلی رواجی بیشتر یافت. من پیش از نگارش هریک از این آثار مطالعات زیادی انجام دادم و این لازمه کار من بود؛ چراکه رویه من این است که اگر دانشم درباره موضوعی کم باشد، اصلاً به نگارش کتابی درباره آن روی نمی‌آورم. بنابراین خداوند به ما توفیق داد و موفق به نگارش این کتاب‌ها شدم.

*تسنیم: در آن زمان که از امام حسین(علیه‌السلام) می‌نوشتید، چه احساسی داشتید؟

بعضی از مردم کربلا و حادثه کربلا را فاجعه می‌دانند، البته در زمان خودش یک فاجعه بوده است، اما می‌توان از نگاه دیگر آن را روز سرور برای شهادت و عروج ملکوتی امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفایش به جوار حق است؛ از این رو در روز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشک‌های خود را ریختم، اما شهادت بزرگان روز ماتم نسیت، روز سرور است از آن جهت که آنان عروج کرده و به ملکوت الهی رسیده است. همانطور که شریف رضی فرموده، این روز نمادی برای چنین هدف و پیام مهمی است.

شهادت در راه حسین(علیه السلام) برایم مایه شرف و مباهات است

من هنگامی که «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» را می‌نوشتم، خوشحال بودم، می‌گریستم و افتخار می‌کردم، چرا که من تحفه‌ای جدید تقدیم به ایشان کردم. من درباره موضوعی که به آن علاقه نداشته باشم، نمی‌نویسم. در جلسه‌ای که کتابم را به سعید عقل عرضه کردم، به او گفتم که بالای سر همگی ما خداوند قرار دارد، او ناظر اعمال و گفتار ماست، من او را شاهد می‌گیرم که اگر در آن روز من در کنار امام حسین(علیه‌السلام) می‌بودم و با او به شهادت می‌رسیدم، برایم مایه شرف و مباهات می‌بود.

خلافت، شرافتش را از امام حسین(علیه السلام) وام می‌گیرد

من مردانگی را دوست دارم، حسین(علیه‌السلام) حامی حق بود. او نیازی به خلافت نداشت تا برایش مایه شرف و مباهات باشد، او خود برای خلافت مایه مباهات بود. او به خلافت نیازی نداشت. او از یک اصل و اساس حمایت می‌کرد و در همین راه به شهادت رسید. او سفارش کرد که خلافت نزد آل بنی‌سفیان نباید باشد، هرگز شهد خلافت را بنی‌سفیان نباید استفاده کند، این رسالت از آن خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) است.

انتهای پیام/ ز.ح

مطالب مرتبط
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif حقیقت حمله به زوار حضرت زینب(سلام‌الله علیها) در روز اربعین چه بود؟
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بحرین زائران کربلا را بازداشت کرد
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بازتاب اربعین حسینی در کربلا در رسانه‌ های جهان
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif 60 هزار شیعه بحرینی درمیان 20 میلیون داوطلب آماده دفاع از کیان شیعه + تصاویر
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif آخرين اخباراربعين حسيني دركربلا و تحولات عراق
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif رمز و رازهای اربعین حسینی!

برچسب ها: لبنان ، مسیح ، شیعه ، شیعه نیوز
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
"

54 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
تاریخ انتشار: ۲۳ آذر ۱۳۹۳ - ۱۴:۴۵

صفحه نخست » جهان تشیع


مجموعه اشعار جورج شکور، شاعر مسیحی لبنانی، در کتاب «ملحمه امام حسین(علیه السلام)» منتشر و به سه زبان (از جمله فارسی) ترجمه شده است. «ملحمه» در عربی به معنای «حماسه» است. وی برخی زوایای پیدا و پنهان این اثر را شرح داده است.
به گزارش «شیعه نیوز»، «جورج شکور» شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی در روستای شیخان جبل عالم متولد شد و در دانشگاه سن‌ژوزف بیروت به تحصیل در ادبیات عرب و تاریخ تمدن پرداخت. وی در سال 1971 نخستین مجموعه شعرش را با مقدمه‌ای ستایش‌آمیز از «اخطل صغیر» شاعر بزرگ لبنانی منتشر کرد. پس از آن نیز در کنار انتشار چند مجموعه شعر به تصحیح و انتشار دیوان برخی شعرای بزرگ عرب همچون «احمد شوقی» و «سعید عقیل» پرداخت. شکور از نخستین کسانی است که در اشعار خود به موضوع مقاومت و مبارزه با اشغالگران صهیونیست پرداخته است و از بنیانگذاران ادبیات و شعر مقاومت در لبنان به حساب می‌آید.

گذشته از فعالیت‌های ادبی معمول، شکور را باید از دسته شاعرانی به شمار آورد که آزادگی را سرلوحه خود در زندگی قرار داده و بدون نگاه تعصب‌آمیز نسبت به دین، زبان به ثنای اهل بیت(علیه السلام) نیز پرداخته است. هرچند این رویه در کشوری مانند لبنان که ادیان ابراهیمی در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند، دور از ذهن نیست، اما خود مایه فخر است که انسانی در جهان کنونی که تعصبات کوردلانه، نگاه حقیقت‌بین را تاریک و کور کرده است، به انسانیت می‌نگرد.

شکور در کشوری بزرگ شده که در خانه بسیاری از مسیحیانش تصویری از امام علی(علیه السلام) بر دیوارها نقش بسته و دل‌بستگی بسیاری به اهل بیت(علیه السلام) وجود دارد. جاری بودن همین فرهنگ در نهاد بسیاری از شاعران و نویسندگان این دیار تأثیر گذاشته و زمینه را برای خلق آثاری ماندگار و عمدتاً عمیق فراهم کرده است. یکی از سؤالات پرتکرار حول شخصیت این نویسندگان و شاعران این است که آیا آنها شیعه شده‌اند یا نه؟ حتی اگر پاسخ این سؤال منفی باشد، مهم این است که انسانیت و آزادگی در نگاه این دسته از ادبا، فراتر از مرزهای کیش و مذهب تعریف می‌شود.

همزمان با فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با جورج شکور به بهانه نگارش اثری با عنوان «ملحمه حسین(علیه السلام)» که چندی پیش در لبنان منتشر شد. شکور می‌گوید هرگاه برای امام حسین(علیه السلام) اثری نوشته و یا از این بزرگوار مطلبی خوانده، احساس عزت داشته است. به گفته او، امام حسین (علیه السلام) پدر هر مقاومت شریف، از جمله مقاومت لبنان است. این گفت‌وگو به شرح ذیل است:

*تسنیم: آقای شکور، جامعه لبنان، آنچه که از گفته‌ها و شنیده‌ها برمی‌آید، با شخصیت علی(علیه السلام) بیش از دیگر ائمه اطهار(علیه السلام) و شخصیت‌های تأثیرگذار تاریخ اسلام آشناست که بخشی از این امر مرهون تلاش شاعران و نویسندگانی چون شما و جرداق و دیگران است. شما هم برای علی(علیه السلام) اثری نوشته‌اید و هم در میان آثارتان کتابی هم راجع‌ به امام حسین(علیه السلام) دارید که مورد استقبال هم قرار گرفته است. درباره نحوه آشنایی تان با امام حسین(علیه السلام) بفرمایید.

زمانی آقای محمد یوسف بیضون، نماینده پارلمان لبنان و رئیس جمعیت عاملیه من را دعوت کرد تا در عاشورا درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) و این واقعه سخنرانی کنم. من ابتدا این کار را نپذیرفتم و انجام آن را سه سال به تعویق انداختم تا از این طریق فرصت مناسبی برای من فراهم شود و درباره امام امامان، حضرت امام حسین (علیه السلام) سخن بگویم. سه سال از این ماجرا گذشت که یکی از دوستان به من متذکر شد زمان آنچه که پیش‌تر تعیین کرده بودی، گذشته است و امسال را باید به سخنرانی بپردازی. این دوستم تعدادی کتاب مرجع با محوریت زندگی امام حسین(علیه السلام) به من داد تا با مطالعه آنها شناخت نسبی‌ای درباره شخصیت این امام بزرگوار حاصل کنم.

«حماسه امام حسین(علیه السلام)» چگونه خلق شد؟

به دوستم گفتم من امام علی(علیه السلام) را دوست دارم و درباره ایشان زیاد مطالعه کرده‌ام، اما درباره امام حسین (علیه السلام) مطلب زیادی نمی‌دانم. شروع به مطالعه آثار کردم. در این هنگام که درباره تحولات و سیر زندگی ایشان مطالعه می‌کردم، گریستم. هر چه می‌خواندم، به شخصیت ایشان شیفته‌‌تر می‌شدم. در حالی که کتاب‌ها در کنارم روی تخت بودند، به خواب می‌رفتم. کتاب‎ها در این ایام همواره با من بودند و من لحظه‌ای از آنها دور نمی‌شدم. شدت علاقه‌ام به خواندن و دانستن زندگی حسین (علیه السلام) به گونه‌ای بود که همسرم از من سوال می‌کرد این کتاب‌ها چه هستند؟ من در پاسخ به او می‌گفتم این آثار درباره امام حسین(علیه السلام) است، من سخت شیفته ایشان شده‌ام و به خواست خداوند بزرگ‌ترین حماسه را درباره وی خواهم نوشت. این‌گونه بود که من «حماسه امام حسین(علیه السلام)» را نوشتم.

*تسنیم: از بازخورد این کتاب در لبنان و دیگر کشورها بفرمایید.

این اثر بازخوردهای خوبی به همراه داشت. به زبان‌های فرانسه، فارسی و انگلیسی ترجمه شد و شهرتی جهانی یافت. بخش‌هایی از آن را اماکن مختلف و مقابل شخصیت‌های گوناگون اعم از سیاسی و فرهنگی قرائت کردم. در لبنان و ایران خواندم. من چندبار به ایران آمده‌ام. در سفر قبلی‌ام به این کشور، این حماسه را مقابل رئیس جمهور پیشین قرائت کردم. او با شنیدن ابیات این حماسه گریست.

اگر شیعه بودن یعنی طرفداری از حق، من شیعه‌ام

زمانی که از نگارش این شعر فارغ شدم آن را به بزرگ شعرای لبنان، سعید عقل، نشان دادم و عرضه کردم. او پس از مطالعه به من گفت که این اثر را تأیید می‌کنم و حاضرم برای تأیید، کتاب را امضا کنم، شهادت می‌دهم که این زیباترین شعری بوده که تا به حال شنیده‌ام، حتی می‌توانم بگویم که از اشعار من هم زیباتر است. ارادت تو به امام حسین(علیه السلام) در این کتاب به گونه‌ای است که بعد از گذشت بیست سال، درباره تو خواهند گفت که تو شیعه شده بودی. به او گفتم اگر قرار باشد هر کس در کنار حق و ارزش‌ها بایستد، شیعه است؛ پس من هم شیعه هستم. به او گفتم این موضوع برای هر کسی که برای ائمه(علیهم السلام) شعر گفته باشند، صدق می‌کند، اما مهم این است که شاعر از حق طرفداری کرده است.

درست است که شعرم در حدّ حماسه نیست، ولی ارزشی کمتر از حماسه‌سرایی ندارد. تلاش کرده‌ام تا با نگاهی ژرف به این موضوع نگاه کنم. همسر نبیه بری، رئیس مجلس نمایندگان لبنان، با خواندن «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» درباره آن گفته است: شاعر بزرگ، جورج شکور، حماسه‌سرایی نکرده است، بلکه او معجزه‌ای خلق کرده است. اثری که شعرای جهان اسلام، از صدر تا به امروز، هم چنین شعری را نسروده‌اند! البته این نشان محبت ایشان به من بوده است. شاید شایسته این مقدار از ستایش نباشم، اما او خود چنین گفته است.

سیدحسن نصرالله مرد وعده‌های صادق است

بعد از «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)»، حماسه‌ای دیگر در حق امام علی(علیه‌السلام) نوشتم. نوشتن این کتاب مصادف بود با حمله اسرائیل به لبنان و تلاش و مجاهدت سیدحسن نصرالله برای دفع این حمله. در آن زمان بود که باور کردم این مرد، مرد وعده‌های صادقانه است. در آن هنگام منزل من میزبان جمعی از شیعیان بود که به دلیل جنگ خانه و کاشانه خود را از دست داده بودند. با دیدن این وقایع، با خود اندیشیدم که من علاقه دارم با اسرائیل بجنگم، اما چگونه؟ تصمیم گرفتم با قلم به جنگ این دشمن دیرینه بروم؛ از این رو تصمیم گرفتم سروده‌ای را در مدح امام علی(علیه‌السلام) بسرایم.

اگر علی(علیه السلام) نبود، اسلام هم نبود

«حماسه امام علی(علیه‌السلام)» را ظرف 30 روز نوشتم و در سازمان یونسکو به ثبت رساندم. با پولی که از این ثبت دریافت کرده بودم، نهال انجیری خریدم و آن را «کرم امام علی(علیه‌السلام)» نامیدم. هرکس به نزد من بیاید او را به این درخت راهنمایی می‌کنم و می‌گویم این درخت امام علی(علیه‌السلام) است. امام علی(علیه‌السلام) مرد بزرگی بود. اگر ایشان نبودند، اسلام هم نبود.


نگارش «حماسه امام حسین(علیه السلام)» توفیق خدا بود

بعد از این تصمیم گرفتم حماسه‌ای در وصف رسول‌الله(صلی الله علیه واله) بسرایم. این حماسه بسیار بزرگ‌تر از دو حماسه قبلی است، البته این آخری از دو حماسه قبلی رواجی بیشتر یافت. من پیش از نگارش هریک از این آثار مطالعات زیادی انجام دادم و این لازمه کار من بود؛ چراکه رویه من این است که اگر دانشم درباره موضوعی کم باشد، اصلاً به نگارش کتابی درباره آن روی نمی‌آورم. بنابراین خداوند به ما توفیق داد و موفق به نگارش این کتاب‌ها شدم.

*تسنیم: در آن زمان که از امام حسین(علیه‌السلام) می‌نوشتید، چه احساسی داشتید؟

بعضی از مردم کربلا و حادثه کربلا را فاجعه می‌دانند، البته در زمان خودش یک فاجعه بوده است، اما می‌توان از نگاه دیگر آن را روز سرور برای شهادت و عروج ملکوتی امام حسین(علیه‌السلام) و یاران باوفایش به جوار حق است؛ از این رو در روز شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشک‌های خود را ریختم، اما شهادت بزرگان روز ماتم نسیت، روز سرور است از آن جهت که آنان عروج کرده و به ملکوت الهی رسیده است. همانطور که شریف رضی فرموده، این روز نمادی برای چنین هدف و پیام مهمی است.

شهادت در راه حسین(علیه السلام) برایم مایه شرف و مباهات است

من هنگامی که «حماسه امام حسین(علیه‌السلام)» را می‌نوشتم، خوشحال بودم، می‌گریستم و افتخار می‌کردم، چرا که من تحفه‌ای جدید تقدیم به ایشان کردم. من درباره موضوعی که به آن علاقه نداشته باشم، نمی‌نویسم. در جلسه‌ای که کتابم را به سعید عقل عرضه کردم، به او گفتم که بالای سر همگی ما خداوند قرار دارد، او ناظر اعمال و گفتار ماست، من او را شاهد می‌گیرم که اگر در آن روز من در کنار امام حسین(علیه‌السلام) می‌بودم و با او به شهادت می‌رسیدم، برایم مایه شرف و مباهات می‌بود.

خلافت، شرافتش را از امام حسین(علیه السلام) وام می‌گیرد

من مردانگی را دوست دارم، حسین(علیه‌السلام) حامی حق بود. او نیازی به خلافت نداشت تا برایش مایه شرف و مباهات باشد، او خود برای خلافت مایه مباهات بود. او به خلافت نیازی نداشت. او از یک اصل و اساس حمایت می‌کرد و در همین راه به شهادت رسید. او سفارش کرد که خلافت نزد آل بنی‌سفیان نباید باشد، هرگز شهد خلافت را بنی‌سفیان نباید استفاده کند، این رسالت از آن خاندان پیامبر(صلی الله علیه واله) است.

انتهای پیام/ ز.ح

مطالب مرتبط
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif حقیقت حمله به زوار حضرت زینب(سلام‌الله علیها) در روز اربعین چه بود؟
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بحرین زائران کربلا را بازداشت کرد
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif بازتاب اربعین حسینی در کربلا در رسانه‌ های جهان
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif 60 هزار شیعه بحرینی درمیان 20 میلیون داوطلب آماده دفاع از کیان شیعه + تصاویر
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif آخرين اخباراربعين حسيني دركربلا و تحولات عراق
http://www.shia-news.com/client/them...nazarsanji.gif رمز و رازهای اربعین حسینی!

برچسب ها: لبنان ، مسیح ، شیعه ، شیعه نیوز
http://www.ayehayeentezar.com/galler...3441574886.gif
"

59 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت

شعائر الله همه علاماتند، علامت برای چه چیزی؟ برای اینکه دیگران را به یاد خدا بیاندازند. «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ‏ خَمْسٌ» برای چیست؟ مثلاً «تَعْفِیرُ الْجَبِینِ» برای اینکه آن‌ها به عظمت مسجود له پی ببرند و به یادش بیافتند. و مثلاً «الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏» که دیگران بفهمند «بسم ‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم» اینجاها مثل لازم است. «إنَّ اللهَ یَمْتَحِنُ شِیعَتَنَا بِتَرْکِ الجَهْرِ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ». همچنین «صَلَاهُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ»؛ مثل آن آقای زاهد که ما در نجف در کوچه و در بازار دیدیم مشغول نماز نافلۀ ظهر بود. همیشه آدم نمی‌تواند برود جلوتر در یک مکان مخصوصی انجام بدهد؛ گاهی هم در همان راه رفتن، رکوع و سجودش را به‌ جا می‌آورَد. «وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ». می‌شود مخفیانه باشد؟ بعید و نادر است کسی این را زیر دستکشش بگذارد. «وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ» تا اینکه مثلاً آدم یادش بیاید که خوب است چهل مؤمن را زیارت بکند؛ آن هم هر روز! این احتمال خیلی بعید است. زیاره الاربعین همان اربعین حسینیه است که آدم آنجا عده‌ای را که آمده‌اند، می‌بیند؛ مثل حج که آدم در مکه یا مدینه هم‌شهری‌ هایش را می‌بیند که عدۀ زیادی از آن‌ها هم آمده‌اند، به‌واسطۀ آن‌ها به یاد خدا می‌افتد.

هر جا که منصوص نیست، داخل می‌شود در «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» هر تقوای قلبی است. این را که اضافه داده است به تقوای قلوب، معلوم می‌شود که این نه فقط یاد خداست، [بلکه] دیگران را هم به یاد خدا می‌آورد. بالأخره احتمال غیر زیارت اربعین سیدالشهدا ظاهراً با اینجا مناسبت ندارد.

از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاهُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‌‏»

المزار للمفید‌ ص۵۳
بحارالانوار ج۸۲ ص۷۵
مصباح المتهجد ص٧٨٨
رحمت واسعه ص۲۷۷

"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
یا علی ای یگانه مظلو ماسوی
یا حسین
زیارت اربعین از شعائر الهی است

مرحوم آیت الله بهجت

شعائر الله همه علاماتند، علامت برای چه چیزی؟ برای اینکه دیگران را به یاد خدا بیاندازند. «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ‏ خَمْسٌ» برای چیست؟ مثلاً «تَعْفِیرُ الْجَبِینِ» برای اینکه آن‌ها به عظمت مسجود له پی ببرند و به یادش بیافتند. و مثلاً «الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‏» که دیگران بفهمند «بسم ‌الله‌ الرحمن ‌الرحیم» اینجاها مثل لازم است. «إنَّ اللهَ یَمْتَحِنُ شِیعَتَنَا بِتَرْکِ الجَهْرِ بِبِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ». همچنین «صَلَاهُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ»؛ مثل آن آقای زاهد که ما در نجف در کوچه و در بازار دیدیم مشغول نماز نافلۀ ظهر بود. همیشه آدم نمی‌تواند برود جلوتر در یک مکان مخصوصی انجام بدهد؛ گاهی هم در همان راه رفتن، رکوع و سجودش را به‌ جا می‌آورَد. «وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ». می‌شود مخفیانه باشد؟ بعید و نادر است کسی این را زیر دستکشش بگذارد. «وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ» تا اینکه مثلاً آدم یادش بیاید که خوب است چهل مؤمن را زیارت بکند؛ آن هم هر روز! این احتمال خیلی بعید است. زیاره الاربعین همان اربعین حسینیه است که آدم آنجا عده‌ای را که آمده‌اند، می‌بیند؛ مثل حج که آدم در مکه یا مدینه هم‌شهری‌ هایش را می‌بیند که عدۀ زیادی از آن‌ها هم آمده‌اند، به‌واسطۀ آن‌ها به یاد خدا می‌افتد.

هر جا که منصوص نیست، داخل می‌شود در «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» هر تقوای قلبی است. این را که اضافه داده است به تقوای قلوب، معلوم می‌شود که این نه فقط یاد خداست، [بلکه] دیگران را هم به یاد خدا می‌آورد. بالأخره احتمال غیر زیارت اربعین سیدالشهدا ظاهراً با اینجا مناسبت ندارد.

از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده که فرمود: «عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاهُ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَهُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم‌‏»

المزار للمفید‌ ص۵۳
بحارالانوار ج۸۲ ص۷۵
مصباح المتهجد ص٧٨٨
رحمت واسعه ص۲۷۷

"

7 ساعت پيش

Freedom1 به سرنگار سعودی - خاشقچی - سرمایه‌گذاری خارجی! پاسخ داد.
" فرق آمریکا با چین و روسیه همینه که حتی آدم داغونی مثل ترامپ هم مجبوره بالاخره در ظاهر هم شده به عربستان برای خاشقجی فشار بیاره هرچند خودش هم دنبال ماستمالی این قضیه ست
اما چین و روسیه اصولا کاری به این چیزها ندارن و روسیه خودش هم متخصص سر به نیست کردن مخالفین خودشه.
جهانی که رهبرانش چین و روسیه باشن به مراتب از جهان امروز بدتر میشه، چون اینها خودشون هم در داخل آزادی به مردمشون نمیدن و به چنین چیزی معتقد نیستن و اهل سرکوب هستن هر دو و بارها این رو نشون دادن. اونها هم مثل آمریکا تخت نفوذ مافیاهای ثروت و قدرت و حتی صهیونیسم خواهند بود و از این جهت بهتر از آمریکا نمیشن، از جهتی که گفتم هم بدتر از آمریکا هستن و با قدرت گرفتن اونها و مهار شدن امریکا، دنیایی پر از سرکوب ازادی و انسانیت خواهیم داشت.
روسها در جریان مقاومت مشروطه خواهان مجلس ایران رو در حمایت از محمدعلی شاه به توپ بستن و در تبریز و در شهرهای دیگه چوبه دار برپا کردن و آزادیخواهان ایرانی رو اعدام کردن، هنوز هم همون مرام رو دارن و بهتر نشدن، چینیها اویغوری ها رو در کشور خودشون کاملا سرکوب و محدود کردن صرفا به خاطر مذهب، اینها آینده خوبی برای جهان نمیارن.


http://mashruteh.org/wiki/index.php?...پادشاهی "

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار چرائی سانسور وبی رنگ کردن اربعین در رسانه ها پاسخ داد.
"



نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://iranclubs.org/forums/images/k...s/viewpost.gif
نکته زیبایی راجع به اربعین از آیة الله بهجت قدّس سرّه نقل میشود که مربوط به ندای روز ظهور حضرت بقیة الله است، که: ألا یا اهل العالم! إنّ جدّي الحسین قتلوه عطشانا.

ایشان میگفتند: معلوم میشود در زمان ظهور، اهل عالم به خوبی امام حسین را میشناسند، و حضرت با عنوان (جدّي) به وسیله سید الشهداء خود را به عالم معرفي میکنند، و شکی نیست که یکی از مهمترین عوامل معرفي امام حسین به دنیا، همین راهپیمایی اربعین است، و لذا در روایت معروف از امام عسکري ، زیارت اربعین از علائم مؤمن به حساب آمده، و معلوم است که علامت، باید یک نحو ظهور و بروز داشته و حالت شعاریت داشته باشد.
.


رضوان الله تعالی علیه
یا حسین
"

13 ساعت پيش

صبح به سرنگار سعودی - خاشقچی - سرمایه‌گذاری خارجی! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
دو طرف مهم برجام چین و روسیه بودند. جز باج خواهی و امتیازگیری و جه‌المصالحه قرار دادن ما در رقابت های فیمابین خود با غرب برایمان چه کردند؟
همین الان هم می گویند اگر خواهان همکاری هستید باید به FATF بپیوندید، یعنی همان خط قرمز شما! با این وضعیت بفرمایید نگاه به شرق کیلویی چند است؟

طرف اصلی برجام، آمریکا بود. و بقیه روغن کرچک ماجرا بودند تا این روابط پیش برود. وقتی حاشیه‌ای ترین طرف‌های برجام را به اصل تبدیل می‌کنید انتظار دارید تحلیل درستی داشته باشید؟ روسیه و چین در ماراتن برجام و جلسات آخرش آنقدر نخودی بودند که اصلا در جلسات شرکت نمی‌کردند.



روسیه و چین همان کاری را کردند که ما بعنوان منافع ملی خود می‌شناسیم و انجام می‌دهیم. این زرنگ بازی و منفعت طلبی تا حد زیادی شرط رفتاری حکومتهاست اما آمریکا فرق می‌کند و در سطح دیگری است.
از شما یک دو دوتا چهارتای ساده مورد نظر است، صدها رفتار استبدادی و استکباری از سوی آمریکا، در مقابل منفعت جوئی های جسته و گریخته اینچنینی که روال عادی روابط بین الملل است را در ترازو بگذارید. کار سختی نیست.
شما کلا آمریکا را یک کشور عادی می‌دانید، دسیسه‌ها و جرم‌های گستردۀ آن را به کل نادیده می‌گیرید و هر تقصیر است گردن ملتتان می‌اندازید، در حالی که آمریکا یک کشور عادی نیست و هم در زبان و هم عملا دنبال سلطه‌گری بر دنیاست و بدبختی ما دو چیز است، هم این است که ما هم در کانون انرژی زندگی می کنیم و هم بر کانون تمدنی بنیادگرایانۀ یهودی زندگی می‌کنیم، یهودی که بر آمریکا و تا حد زیادی اروپا مسلط است. و این دو منافع مشترکی برای سرکوب و عقب نگاه داشتن ملت‌های ما را تشکیل می‌دهند. روشن است، رشد کشورهای خاورمیانه - یا حتی یکی از این کشورها مثل ایران - یعنی مصیبتی بزرگ برای انرژی دنیا. وقتی سعی می کنید که این جهت را نبینید و آمریکا را فقط یک کشور بی گناه گوگولی مگولی ساده بدانید، خوب نتیجه این تحلیل ها می شود. که چهارتا زرنگ بازی جسته و گریختۀ چین و روسیه بشود کوه دماوند، و جرم و جنایت تعمدی و وحشیانۀ روزمرۀ آمریکا می‌شود تپه‌های عباس‌آباد.

رفتار آمریکا فرق دارد با رقابت های عادی بین المللی ... و اعطای اطلاعات تراکنش های مالی از طریق FATF به تحریم کننده ... در یک جنگ اقتصادی، از پشت خنجر زدن است.آمریکا یک مسمی به "اتاق" 400 نفره به اندازۀ یک وزارت برای براندازی و مبارزۀ اقتصادی با ایران تشکیل داده! اما چین و روسیه چنین نیستند! اگر بگوئید هستند، به خود و به مخاطبتان دروغ بزرگی گفته‌اید!


موضوع از چهل سال پیش همین بوده! از هشتاد سال پیش هم همین بوده، امروز هم همین است. آمریکا انحصارا دشمنی سیستماتیک می‌کند. چون سلطه طلب است و استعمار است و استکبار است. شوروی نیز چنین بود. و محل نزاع بود، اما اکنون نه چین و نه روسیه، - علی الحساب- فرصت و توان چنین سلطه‌گری را ندارند و رفتارهای منفعت‌طلبانۀ آن‌ها قابل قیاس با رفتار آمریکا نیست. رفتار آمریکا به طور انحصاری کاملا وحشیانه و تجاوزکارانه است. توبۀ گرگ مرگ است اما اگر از این رفتار دست کشید، آن وقت آن دنیای نسبتا گل و بلبل و خیالی که شما فکر می‌کنید اکنون در آن زندگی می‌کنید تحقق پیدا می‌کند. "

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
"
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۶
به گزارش «شیعه نیوز»، میلیون ها زائر که برای حضور در اربعین حسینی به سمت کربلا حرکت می کنند، به زیارت حرم مطهر حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) مشرف شدند.
آستان مقدس علوی تمام توان و تلاش خود را برای ارائه خدمات به زائرین در تمامی زمینه ها به کار گرفته است.
http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215826_474.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215827_462.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215828_597.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215829_252.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215830_561.jpg


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215831_310.jpg


http://www.shia-news.com/files/adv//2701_655.gif


http://www.shia-news.com/files/fa/ne...215832_783.jpg




ا




"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اسرار آل محمد (ص) پاسخ داد.
"

أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم، ص: 207
2 باغ امير المؤمنين عليه السّلام در بهشت، شهيد تنها، برنامه امير المؤمنين عليه السّلام پس از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، اختلاف امت براى امتحان الهى.
باغ امير المؤمنين عليه السّلام در بهشت‏
سليم مى‏گويد: امير المؤمنين عليه السّلام برايم حديث نمود و فرمود: در يكى از راههاى مدينه بهمراه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله راه مى‏رفتيم، تا اينكه به باغى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللَّه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست! ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست».
به باغ ديگرى رسيديم. عرض كردم: يا رسول اللَّه، چه باغ زيبايى است! فرمود: «چه زيباست، ولى براى تو در بهشت زيباتر از اين هست». تا آنكه از هفت باغ گذشتيم. در هر كدام من عرض مى‏كردم: يا رسول اللَّه، چه زيباست! و حضرت مى‏فرمود: «براى تو در بهشت زيباتر از اين هست».
شهيد تنها
وقتى راه خلوت شد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مرا در آغوش گرفت و در حالى كه گريه‏اش گرفته بود فرمود: «پدرم فداى تنهاى شهيد»! عرض كردم: يا رسول اللَّه، چرا گريه مى‏كنى؟ فرمود: از كينه‏هايى كه در دل اقوامى است و آن را برايت ظاهر نمى‏كنند مگر بعد از من، و آن كينه‏هاى بدر و خونهاى احد است.
عرض كردم: آيا دينم در آن هنگام سلامت خواهد بود؟ فرمود: دينت در سلامت خواهد بود.
برنامه امير المؤمنين عليه السّلام پس از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله‏
يا على، بشارت باد تو را كه زندگى و مرگ تو با من است، و تو برادر و جانشين من‏
أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم، ص: 208
هستى. تو انتخاب‏شده من و وزيرم و وارثم و اداكننده از جانب من هستى. تو قرض مرا ادا مى‏كنى و وعده‏هاى مرا از جانب من وفا مى‏نمايى، و تو ذمّه مرا برئ مى‏كنى و امانت مرا باز مى‏گردانى و طبق سنّت من با ناكثين و قاسطين و مارقين از امتم مى‏جنگى. تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى، و تو از هارون اسوه و روش خوبى خواهى داشت آن هنگام كه قومش او را ضعيف شمردند و نزديك بود او را بكشند.
پس بر ظلم قريش و اتحادشان در مقابلت صبر كن، چرا كه تو همچون هارون نسبت به موسى و پيروانش هستى و آنان همچون گوساله و پيروانش هستند. هنگامى كه موسى هارون را جانشين خود در قومش قرار داد به او چنين دستور داد كه اگر گمراه شدند و او يارانى پيدا كرد به كمك ايشان با آنان جهاد كند، و اگر يارانى پيدا نكرد دست نگه دارد و خونش را حفظ كند و بين آنان اختلاف ايجاد نكند.
اختلاف امت براى امتحان الهى‏هلالى، سليم بن قيس - انصارى زنجانى خوئينى، اسماعيل، أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم بن قيس هلالي، 1جلد، نشر الهادي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1416 ق.

"

17 ساعت پيش

ناقد به سرنگار تکرار صفویه پاسخ داد.
" تاریخ همواره در حال تکرار و بازتولید است.
البته اگر بتوانیم نقاط قوت را بازتولید کنیم، خوب است. اما ظاهرا در تکرار موارد منفی استعداد بیشتری داریم!
نوعی اخباریگری و اشعریت را از صفویه به ارث برده ایم. لذا دچار نوعی علم ستیزی و ضدیت با معتزله شده ایم.
فقه بر کلام سیطره یافته و به قشری گری و پرداختن به ظواهر دین بیش از لبّ و ریشه آن اهتمام داریم.
و این قصه سر دراز دارد.... "

18 ساعت پيش

ناقد به سرنگار سعودی - خاشقچی - سرمایه‌گذاری خارجی! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
توهم عینی و واقعی این "برجام" بود. با همین نگاه شما، تمام تعهّدات قرارداد را پیش پیش دادیم و ساده‌انگارانه به امید پاسخ غرب نشستیم! این سخنرانی شما، قبل از برجام ، شبهه ناک بود ... همانطور که دل مردمی بابت این شبهه ریخت و به شما رای دادند. اما بعد از برجام چه؟ حرفهای تکراری! منظور البته متن قرارداد است! از متن قرارداد به هیچ چیزش عمل نشد! اما صرفا برای اتمام حجت برای خودمان و جهان کاملا مفید بود.
آنقدر ساده بودیم که فکر کردیم (صد روزه) حل می‌شود! به مردم هم وعده دادیم!
گفتیم و به زبان آوردیم که مشکل دو تا قهوه خوردن است! و جلیلی بلد نیست گفتگو کند! حالا خودمان به فلسفۀ سیاست رسیده‌ایم! و در سازمان ملل سخنرانی فلسفی سیاسی عبادی می‌کنیم.
در روز مناظره، مردم بی‌خبر از همه جا، فکر کردند که ای بابا انقلابیون چه پرخاشگر و در دیپلماسی ناواردند اما ثابت شد که انقلابیون به مراتب واقع‌بین‌تر هستند.
واقعیت روی زمین این است که وقتی دیوارهای آمریکا و غرب بسیار بلند و متکبرانه است، راهی جز سایر کشورها نمی‌ماند. اگر آمریکا و اروپا راضی بود همین سطح همکاری چین و روسیه را با ما داشته باشد، ما از بیست سال پیش رابطۀ بازی داشتیم و از بیست سال پیش هم مرگ بر آمریکا نمی‌گفتیم، اما بر خلاف دروغ اشاعه داده شده، این «مرگ بر آمریکا»ها حاصل تجاوزگری و استبداد آمریکاست، نه بیکاری ما!
این غفلت و سانسور تعمدی شما نسبت به (تکبر) و (استکبار) آمریکاست که شما را به این روز انداخته که فکر می کنید پناه بردن به غرب با اخلاق پدرسالارانۀ وحشیانه‌اش مساوی است با رابطه با شرق! این توزین و معادلۀ معوجی است و هیچ رابطۀ عقلی بین رابطۀ ما با چین و روسیه با رابطه‌ای که آمریکا از ما انتظار دارد، وجود ندارد. وقتی آمریکا به موجب و به حکم ضعف ما، در طول تاریخ ترجیح می‌دهد که ما ضعیف بمانیم و تمام دخالت‌هایش معادل حاکم کردن حکومت‌های بی‌عرضه و دست نشانده است ... وقتی به موجب نفوذ یهود در آمریکا و اروپا و نفوذ بنیادگرایان یهودی اسرائیل، و بخاطر تخیّل‌های سه‌هزارسالۀ توراتی و تلمودی، ملت‌های خاورمیانه را تابع و مستعمرۀ اسرائیل می‌طلبد این رابطه بر اساس منافع خیال خامی بیش نیست. سرتان را در خاک کرده‌اید، این حقایق را نادیده گرفته‌اید و مشغول به تحلیل شده‌اید. آمریکا و استبداد آمریکائی و یهودی هرگز مساوی با رابطۀ ما با چین و روسیه نیست.
استبداد آمریکائی را در آن فیلم گاوپسرهای ناوسوار در خلیج فارس بهتر می‌توانید ببینید که وقتی قایق سپاه به آنان هشدار می‌دهد که وارد آب‌های سرزمینی ما شده‌اید، به دوست سرباز خود می‌گوید: همۀ دنیا مال ماست ... این‌جا هم مال ماست. و ندیدن این تفاوت با روسیه و چین، و صرفا مقایسۀ شعاری و تبلیغاتی این دو برای خالی نبودن عریضه برای دنباله‌روان ساده‌انگار، خروج از دامنۀ عقل و عقلانیت است.
دو طرف مهم برجام چین و روسیه بودند. جز باج خواهی و امتیازگیری و جه‌المصالحه قرار دادن ما در رقابت های فیمابین خود با غرب برایمان چه کردند؟
همین الان هم می گویند اگر خواهان همکاری هستید باید به FATF بپیوندید، یعنی همان خط قرمز شما! با این وضعیت بفرمایید نگاه به شرق کیلویی چند است؟ "

18 ساعت پيش

صبح به سرنگار سعودی - خاشقچی - سرمایه‌گذاری خارجی! پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
حتی اگر همه مواردی که در این یادداشت آمده قابل اثبات نباشد، اما روند تحولات کاملا همسو با این موارد پیش می رود.
اصولا فقدان توازن در روابط بین الملل ما را دچار مشکلات عدیده کرده است. ضدیت تام با غرب نتیجه ای جز افتادن در دامن شرق ندارد. به قول ظریفی به جای مواجهه منطقی با گرگ، از او فرار کردیم اما نمی دانستیم که این فرار ما را شکار خرس و اژدها می کند!

اما کشورهای متوازن و متعادل با همه رابطه منطقی دارند و هیچ گاه منافع ملی خود را قربانی شعارهای ایدئولوژیک و متوهمانه نمی کنند!
البته این مباحث کم و بیش در این تالار بحث شده است. اما مخالفان سرسخت غرب، با این ادعا که روسیه و چین طمعی در ایران ندارند، به دفاع از شرقی شدن ایران پرداخته و روند فعلی را موجب عزت و استقلال و پیشرفت ما می دانند!
این جماعت همواره ما را به وطن فروشی و وابستگی و مزدوری غرب متهم می کنند، اما اگر بگوییم شما نیز اگر عامل کرملین نباشید، اما ناخواسته آب به آسیاب بلندپروازی های پوتین می ریزید، عصبانی شده و رگبار انگ و اتهام را بسو‌ی‌ مان روانه می کنند!

توهم عینی و واقعی این "برجام" بود. با همین نگاه شما، تمام تعهّدات قرارداد را پیش پیش دادیم و ساده‌انگارانه به امید پاسخ غرب نشستیم! این سخنرانی شما، قبل از برجام ، شبهه ناک بود ... همانطور که دل مردمی بابت این شبهه ریخت و به شما رای دادند. اما بعد از برجام چه؟ حرفهای تکراری! منظور البته متن قرارداد است! از متن قرارداد به هیچ چیزش عمل نشد! اما صرفا برای اتمام حجت برای خودمان و جهان کاملا مفید بود.

آنقدر ساده بودیم که فکر کردیم (صد روزه) حل می‌شود! به مردم هم وعده دادیم! هیچ کس دوست ندارد که وعدۀ صد روزه‌ای بدهد و به وعده‌اش عمل نکند!
گفتیم و به زبان آوردیم که مشکل دو تا قهوه خوردن است! و جلیلی بلد نیست گفتگو کند! حالا خودمان به فلسفۀ سیاست رسیده‌ایم! و در سازمان ملل سخنرانی فلسفی سیاسی عبادی می‌کنیم.
در روز مناظره، مردم بی‌خبر از همه جا، فکر کردند که ای بابا انقلابیون چه پرخاشگر و در دیپلماسی ناواردند اما ثابت شد که انقلابیون به مراتب واقع‌بین‌تر هستند.

واقعیت روی زمین این است که وقتی دیوارهای آمریکا و غرب بسیار بلند و متکبرانه است، راهی جز سایر کشورها نمی‌ماند. اگر آمریکا و اروپا راضی بود همین سطح همکاری چین و روسیه را با ما داشته باشد، ما از بیست سال پیش رابطۀ بازی داشتیم و از بیست سال پیش هم مرگ بر آمریکا نمی‌گفتیم، اما بر خلاف دروغ اشاعه داده شده، این «مرگ بر آمریکا»ها حاصل تجاوزگری و استبداد آمریکاست، نه بیکاری ما!

این غفلت و سانسور تعمدی شما نسبت به (تکبر) و (استکبار) آمریکاست که شما را به این روز انداخته که فکر می کنید پناه بردن به غرب با اخلاق پدرسالارانۀ وحشیانه‌اش مساوی است با رابطه با شرق!
رابطۀ ما با شرق، در هنگامی که شرق، مستقل از آمریکا در حال رشد است، مساوی است با رشد ما به همراه شرق! در حالی که چنین سهم رشدی در رابطه با آمریکا نصیب ما نخواهد شد.

حتی مانور رابطه با شرق، باعث امتیاز گرفتن از آمریکاست. حتی اگر قصدمان این نباشد. اما جریان‌های رسانه‌ای و اجتماعی شما آنقدر با دلارهای آمریکائی و سعودی شستشو شده‌‌اند که حتی این مانور را هم نمی‌پسندند! چون خدای احد و واحد آمریکاست.


امروز خود یهودیان و آمریکائی‌ها مشغول نفوذ گسترده در همین چین هستند، در حالی که ما به جوانان خود آموزش می‌دهیم که چین زهرمار است، چین و دانشگاه‌های چین پر است از دانشجوی چینی یادگرفتۀ آمریکائی و یهودی. بروید این جریان را مطالعه کنید. اگر دیدید که چنین جریانی به قوّت وجود دارد، حتما در نگاه خود به شرق تجدید نظر کنید.

در دستورالعملی که شما خوانده‌اید و تکرار می‌کنید، کسی که نباید رابطه و منافع با چین برقرار کند ما هستیم. و شما این را ناآگاهانه تکرار می‌کنید چون قرار نیست هیچ مجال رشدی مستقل از آمریکا برای ایران باز باشد. و شما دانسته و یا نادانسته مشغول بستن راه‌های نجات ما از استبداد و توحش آمریکائی و یهودی هستید.



هیچ رابطۀ عقلی بین رابطۀ ما با چین و روسیه در قیاس با رابطه‌ای که آمریکا از ما انتظار دارد وجود ندارد، این توزین و معادلۀ معوجی است . وقتی آمریکا به موجب و به حکم ضعف ما، در طول تاریخ ترجیح می‌دهد که ما ضعیف بمانیم و تمام دخالت‌هایش معادل حاکم کردن حکومت‌های بی‌عرضه و دست نشانده است ... وقتی به موجب نفوذ یهود در آمریکا و اروپا و نفوذ بنیادگرایان یهودی اسرائیل، و بخاطر تخیّل‌های سه‌هزارسالۀ توراتی و تلمودی، ملت‌های خاورمیانه را تابع و مستعمرۀ اسرائیل می‌طلبد، رفتن به سمت این اوباش متوحش، چیزی جز درجا زدن و مرگ ما طبق همان دویست سال گذشته نیست. سرتان را در خاک کرده‌اید، این حقایق را نادیده گرفته‌اید و مشغول به تحلیل شده‌اید. آمریکا و استبداد آمریکائی و یهودی هرگز مساوی با رابطۀ ما با چین و روسیه نیست.

استبداد آمریکائی را در آن فیلم گاوپسرهای ناوسوار در خلیج فارس بهتر می‌توانید ببینید که وقتی قایق سپاه به آنان هشدار می‌دهد که وارد آب‌های سرزمینی ما نشوند، فیلمبردار به دوست سرباز خود می‌گوید: همۀ دنیا مال ماست ... این‌جا هم مال ماست. و ندیدن این تفاوت با روسیه و چین، و مقایسۀ صرفا شعاری و دهان‌پرکن، جهت خالی نبودن عریضه برای دنباله‌روان ساده‌انگار شماست، و چیزی جز خروج از دامنۀ عقل و عقلانیت نیست. مقایسۀ چین و روسیه با آمریکا مقایسه‌ای است که محلش کاخ سفید است نه ایران. چون تنها کاخ سفید است که به چین و روسیه به عنوان رقیب نگاه می‌کند. و متاسفانه این خط در بین ما هم کورکورانه تکرار می‌شود. در حالی که این یک مقایسه ساده است. پرداخت‌ها و دریافت‌های این کشورها را در یک لیست کنار یکدیگر بگذارید. آیا مثل هم هستند؟ آیا فهرست طلب‌کاری‌های چین و روسیه از ما، همان طلب‌کاری‌های آمریکاست که به همه چیز ما از اقتصاد و سیاست تا فرهنگ و جامعه سرایت دارد؟ "

18 ساعت پيش

صبح به سرنگار انتخاب رئیس FATF به عنوان مامور اعمال تحریم‌های آمریکا علیه ایران پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط ناقد نوشته شده است نمايش نوشته
اتفاقا شما جناحی و اهل قطب بندی هستید.
دنبال کوچکترین بهانه می گردید تا رقیب را زمین بزنید.
شما که این قدر به منافع ملی حساسید سال 85 کجا بودید؟ چرا یک کلام حرف نزدید؟
یعنی اشتباه محمود فقط زمانی قابل طرح است که پته اش روی آب ریخته شده باشد؟
تقدیس ها و تمجیدها و چشم بستن بر خطاهای فاحش در دوران اوجش را انگار از یاد برده اید. بلی درست است که می گویند حب الشئ یعمی و یصم!
نه، شما اصلا قرمز - آبی نیستید!

اشکال مریدا چیست؟ مریدا بر خلاف FATF ، قراری مربوط یک سازمان بین المللی است. نه یک سازمان قلدری! مریدا مهم ترین اشکال FATF را ندارد و ابزار نفوذ و تشدید محاصره نیست... هزار بار گفته شد که عضویت ما در FATF منوط به برداشتن تحریم‌ها باشد اشکال ندارد اما نگاه ساده‌انگارانۀ سیاسون ایرانی، مثل انرژی‌هسته‌ای مشغول اعطای پیش‌پیش این قرار است و معلوم نیست عاقل از سوراخ قرار است چند بار گزیده بشود. و این داستان فلاکت شاخص ارزش ملی و انسانی ملت‌های ماست.

حالا گیریم که اشکالی هم به مریدا وارد کردید و درست بود! مثل دویست سال که این ملت خواب بوده و تا توانسته‌اند سرش را کلاه گذاشته‌اند بله، می‌توان گفت سال 85 هم خواب بودیم، هم ما و هم شما! اما این دلیل نمی‌شود که شما امروز بخوابید! و یکی‌برای‌من و یکی‌برای‌توی کودکانه راه بیاندازید. امروز اشکال معلوم است، حالا اگر شما اشکال مریدا را معین کردید، جای خودش است! بچه‌بازی‌های رخنه کرده در عالم سیاست کشور جهان سومی خود را کنار بگذارید و مساله‌محور به سیاست نگاه کنید. این منافع کشور شماست. و هر چقدر هم همان شکل استعماری مبتذل در اطراف شما، در عراق و سعودی و ترکیه و غیر از آن خود را نشان می‌دهد باز شما در عالم گل و بلبل خود زندگی می‌کنید و دوش خود را در اختیار بیگانه قرار می‌دهید ... سرنوشت این سواری دادن، هیچ چیز جز آن چه که بر سر صدام عراق و قذافی لیبی و سعودی و بن سلمان و آینده در جا زنندۀ این ملت‌ها پیش‌آمد نیست. اگر از تاریخ اهل عبرت گرفتن نیستید، حداقل امروز را ببینید. پاهای شما را ضعیف خواهند کرد و مثل کفتار به شما حمله ور خواهند شد و از ایران چیزی جز این نمی‌خواهند. "

19 ساعت پيش

ناقد به سرنگار انتخاب رئیس FATF به عنوان مامور اعمال تحریم‌های آمریکا علیه ایران پاسخ داد.
" مهدی پازوکی کارشناس بانکداری در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا :
اگر ایران‌ می‌خواهد با فساد مبارزه کند چاره‌ای جز پیوستن به FATF ندارد. البته کسانی که پول‌های کثیف را وارد اقتصاد می‌کنند از پیوستن ایران به این نهاد نظارتی هراس دارند.
: FATF مانند FIFA در فوتبال است و تا زمانی که کشوری قوانین آن را نپذیرد هیچ تیم محلی نیز حاضر به مسابقه نیست، یعنی در صورت عدم پذیرش قوانین این نهاد نظارتی، بانک‌های کوچک نیز حاضر به همکاری با ما نخواهند بود. در واقع اگر می‌خواهیم با سیستم بانکی جهانی کار کنیم باید به FATF بپیوندیم در غیر این صورت باید دور خود سیم‌خاردار بکشیم.
متاسفانه بخشی از موسسات خصوصی در پولشویی دخیل هستند به طوری که رییس جمهور در موقع تقدیم لایحه بودجه سال 97 اشاره کردند که 25 درصد نقدینگی کشور در اختیار موسسات غیرمجاز است و آنها به راحتی پولشویی می‌کنند.
بنابر اعلام آمارهای رسمی ما در سال گذشته تقریبا 12.5 میلیارد دلار قاچاق داشتیم که با احتساب نرخ 4200 تومان برای دلار تقریبا 50 هزار میلیارد تومان درآمد قاچاق از طریق سیستم بانکی تمیز شده و وارد چرخه اقتصادی شده است.
بخشی از مخالفان پیوستن به فاتف از طریق ‌رانت درآمدهایی را بدست آورده و جز رانت‌خواران اقتصاد ایران هستند، ببینید ویلاها و خانه‌ها در لندن متعلق به کسانی هستند که به FATF فحش می‌دهند و مخالف شفافیت هستند... "

23 ساعت پيش

ناقد سرنگار جدیدی با عنوان تکرار صفویه ساخت
" در جریان بحث‌هایی که درباره برگزاری همایش تصوف مطرح شد، همان آغاز، اشاره کردم که برگزاری این قبیل همایش‌ها، به‌نوعی بازگشت به تجربه‌های تاریخی صفوی در تقویت منازعات مذهبی در جامعه به نفع یک گرایش است که گروه مرجع فکری در جامعه، در آن زمان، آن را درست می‌داند. این مهم است که بدانیم جامعه‌ی ایرانی، جامعه‌ای که فرهنگ آن ترکیبی از دین و عقل ایرانی است، در دوره صفوی روی ریل تازه‌ای افتاد. این ریل، کشور را از عقل‌گرایی یونانی و نگاه ترکیبی مذکور به سمت دین‌گرایی با گرایش مذهبی تشیع، و به تدریج، نوعی افراط و تعصب و تمرکز در این زمینه پیش برد. ما در دهه‌های آخر صفوی، جامعه‌ای با برداشت خاص دینی و مذهبی داریم که حساسیت‌های آن بر اساس نگره‌های خاصی است که عالِمان دینی به‌عنوان مهم‌ترین مراجع فکری شناخته می‌شوند. برای آنها، که مرجعیت اصلی فکری در جامعه را دارند نوعی دین‌گرایی اهمیت دارد که همه‌چیز بر محور آن است. بارها اشاره کرده‌ام که این دوره، تلاش می‌شد تا طب و نجوم و فنون دیگر، دینی یعنی متکی به روایات شود. بحار مجلسی نتیجه و محصول این نگرش بود. این باور گروه مرجع بود. طبعاً باید با هرآنچه در این بینش، مقابل دین قرار می‌گرفت، ایستاد. همه‌ی آنچه این عنوان را می‌یافت، به‌عنوان انحراف شناخته می‌شد و تبعیت از آنها، حکم رفتن به راهی جز صراط مستقیم داشت.
در آنجا و در آن دوره، پیروی از علم به صورت شفاف و مستقل اهمیت نداشت، از نظر عملی و رفتاری هم همین طور. آنچه اهمیت داشت، تفکری بود که این عالمان، به‌عنوان دین و مذهب درست می‌شناختند. در رفتارها هم همین طور. مهم‌ترین و حساس‌ترین مسائل، همین امور مذهبی بود. شعائر دینی نقش مهمی داشت. زیارت و عتبات و حج نهایت اهمیت را داشت. بحث سوگواری و اموری که در امتداد آن بود نهایت اهمیت را داشت و تمام حواس‌ها روی آن متمرکز بود. به وقف نگاه کنید و موارد آن را بنگرید. حتی اگر پای وقف کتاب در میان است، عمدتاً کتاب‌های مذهبی است. در کنار اینها، تکاپوی درسی مستقل، در ریاضیات و نجوم و داروشناسی و غیره، سست بود. این بینش به صورت جدی وجود داشت. در نتیجه در دوره‌ی صفوی، هیچ توجهی به غرب که دست‌کم دویست سال بود تغییر را آغاز کرده بود نمی‌شد. کسی زبان فرنگی نمی‌دانست. هیچکس به غرب نمی‌رفت و این در حالی بود که محصولات زیادی از غرب وارد ایران می‌شد. ما به خاطر همین نگرش تا اواسط دوره قاجاری همین وضع را داشتیم. این‌که امروز ما صفویه را تکرار می‌کنیم، معنایش همین است. اساس تفکر و تصمیم‌گیری و رفتار و امور دیگر در سمت و سوی دینی و مذهبی به سبکی است که رسمیت دارد. من در مقامی نیستم که قضاوت کنم این تفکر و رویکرد دینی-مذهبی در این حد درست است یا خیر، اما این را می‌توانم بگویم که بی‌توجهی ما به علم، ریشه در نوعی نگرش دارد که شاید در اینجا بتوان ریشه‌ی آن را یافت. بیش از هر چیز این نگرش اهمیت دارد. تفسیر پدیده‌های جاری، تفسیر عالم و آدم، جهانشناسی، تغییر و دگرگونی، شاخص‌های زندگی خوب، نقش علم در زندگی بهتر و ثروت بیشتر، و بسیاری از اموری از این دست، محصول نوع نگرش ماست که به نظر می‌رسد نگرشی دنیایی و در این زمینه برانگیزاننده نیست. آدمی که تعلق به این دنیا ندارد، نمی‌تواند برای دنیای خود کاری انجام بدهد. مسلماً می‌توان توافقی میان دنیا و آخرت ایجاد کرد، اما خیلی مهم است که این نگرش بتواند روی تحرک دنیوی تأثیر بگذارد. ما دائماً باید مراقب باشیم یک طرف غش نکنیم.
* رسول جعفریان
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
یا حسن وو
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم

سال۱۳۷۹ درخدمت مرحوم ابوی برای عیادت دوست بیماری رفته بودم...
پیرمرد شیک و کراوات زده ای هم آنجا حضور داشت، برحسب اتفاق ، چنددقیقه بعداز ورود ما اذان مغرب میگفتند... آن آقای پیر کراواتی، باشنیدن اذان کیف چرمی ظاهرا گرانقیمتش را باز کرد و سجاده اش را درآورد و زودتر از سایرحضار مشغول نماز شد!
شخصا برای من جالب بود که یک پیرمرد شیک و صورت تراشیده و کراواتی اینطور مقید به نماز اول وقت باشد...
بعداز اینکه همه نمازشان خواندند ، مرحوم پدرم خطاب به ایشان با صدای بلند(بدلیل سنگینی گوش پیرمرد) گفتند:
آقای مهندس، قضیه نماز اول وقت و مرحوم حاج شیخ و رضاخان را برای مجتبی تعریف کنید ... دوستدارم از زبان خود جنابعالی بشنود...
حس کنجکاوی ام تحریک شده بود که بدانم ماجرا ازچه قرارست که، آقای مهندس لبخندی زدند و اینطور شرح دادند:

مدتی بود که از طرف سردارسپه(از القاب رضاشاه) مسئول اجرای قسمتی از طرح تونل کندوان درجاده چالوس شده بودم..،
ازطرفی فرزند دومم که پسربزرگم باشه، مبتلا به سرطان خون شده بود، دکترها حتی اطباء فرنگ جوابش کرده بودند و خلاصه هرلحظه منتظر مرگ بچه بودیم.
خانمم یکروز گفت که برای شفای بچه بریم مشهد دست بدامن امام رضا ع بشیم... البته آنموقع من اینحرفهارو قبول نداشتم ولی چون مادربچه خیلی مضطرب و دلشکسته بود قبول کردم... مشهد که رسیدیم تقریبا آخرشب بود، فردا صبح بچه را بغل کردم و رفتیم حرم...
وارد صحن که شدیم، خانمم خیلی آه و ناله و گریه میکرد... گفت بریم داخل که من امتناع کردم گفتم همینجا خوبه و... بچه را ازمن گرفت و گریه کنان رفت داخل سمت ضریح و....
یک ملای پیر کوچولو توجه منو بخودش جلب کرد...روی زمین نشسته بود و سفره کوچکی که مقداری انجیر و نبات خرد شده در آن دیده میشد مقابلش پهن بود و مردم صف ایستاده بودند...
هرکس مشکلش را به آن آخوندپیر میگفت و او یا چندعدد انجیر یا مقداری نبات درون دست طرف میگذاشت و بنده خدا خوشحال و خندان تشکرمیکرد و میرفت.
به خودم گفتم عجب مردم احمق و ساده ای داریم ما... پیرمرد چطور همه را دلخوش میکند ، آنهم با انجیر یا تکه هایی از نبات!
حواسم از خانم و پسرم پرت شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که شیخ نگاهی بمن انداخت و بعد با دست اشاره کرد یعنی بروم جلو...
رفتم جلو سلام کردم ... بعداز لحظاتی بمن گفت:
حاضری باهم شرطی بگذاریم؟!
گفتم:
چه شرطی؟... برای چی؟!
شیخ گفت:
قول بده در ازاء سلامتی و شفای پسرت، یکسال تمام نمازهای یومیه را سروقت اذان بخوانی!!!
خیلی تعجب کردم... ازکجا میدانست... این چه شرطی بود...
کمی فکرکردم دیدم اگر راست بگوید ارزشش را دارد که یکسال نماز بخوانم... خلاصه گفتم:
قبوله!
شیخ تکرار کرد:
یکسال نماز اول وقت و سر اذان درمقابل سلامتی اولادت، قبوله؟
بااینکه تا آنزمان نماز نخوانده بودم و اصلا قبول نداشتم، گفتم:
قبوله آقا

همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای مردم بلند شده و ازدحام جمعیت درقسمتی از حرم زیاد شد... یکدفعه دیدم پسرم از لابلای جمعیت بیرون دوید و مردم هم بدنبالش...
خلاصه بچه خوب خوب شد و منهم از آنموقع طبق قول و قرارم با مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی نمازم را دقیق و سروقت میخواندم.
یکروز محل اجرای تونل مشغول کار بودیم که از همانجا دیدیم سردارسپه بطرف ما میآید... تعداد اتومبیل ها و آژان های اطرافش مشخص بود که رضاشاه آمده... ترس و اضطراب عجیبی همه را گرفت...شوخی نبودکه رضاخان خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.
درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان ظهر شد....
مردد بودم برم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز بازدید بخوانم که گفتم مردحسابی تو قول دادی، بقول و قرارت پای بند باش... خلاصه وضویی گرفتم و ایستادم به نماز... رکعت سوم بودم که سایه رضاخان را کنارم دیدم... خیلی ترسیده بودم ... اگر عصبانی میشد یا عمل مرا توهین تلقی میکرد کارم تمام بود!
سلام نماز که دادم بلند شدم و دیدم درست پشت سرم ایستاده...
عذرخواهی کردم و گفتم:
قربان درخدمتگذاری حاضرم، شرمنده اگر وقت اعلیحضرت تلف شد و و و و
رضا شاه گفت:
همیشه نماز میخونی مهندس؟
گفتم:
قربان از وقتی پسرم شفا گرفت، نماز میخوانم، درحرم شرط کردم!
رضا خان نگاهی به یکی از همراهانش کرد و با چوب تعلیمی محکم بصورت او زد و گفت:
مردیکه پدرسوخته... کسیکه بچه مریضشو امام رضا شفا بده ، نماز اول وقت بخونه دزد و عوضی نمیشه...اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این!!!!

(خاک توسر روزگار از گور سر در بیاره ببینه هنوز هم مثل اون زمانه که هرکی نماز میخوند دزد وعوضی نمی شه؟؟؟؟!!!!! )
بعدها متوجه شدم، زیرآب مرا زده بودند که مهندس چنین است و چنان و رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما نمازخواندن من نظرش را عوض کرده بود و جانم را خریده بود!!!
از آن تاریخ دیگر هرجا که باشم اول وقت نمازم را میخوانم و به روح مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی فاتحه و درود میفرستم!

خاطره از حاج آقا گرایلی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار فرار احمد بن حنبل از پاسخ به حدیث " فئة باغیة " پاسخ داد.
"

معاویه ستمگر و جهنمی است!

توجیه معاویه و پاسخ قاطع مولای‌متقیان

..وقتی جناب عمار رض در جنگ صفین به شهادت رسیدند عمرو بن عاص نزد معاویه میرود و با ناراحتی میگوید عمار کشته شد و من از رسول الله شنیدم که گروه قاتل عمار جهنمی هستند!!!

احمد بن حنبل در مسندش مى‌نويسد:

محَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ حَزْمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ لَمَّا قُتِلَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ حَزْمٍ عَلَى عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَامَ عَمْرُو بْنُ الْعَاصِ فَزِعًا يُرَجِّعُ حَتَّى دَخَلَ عَلَى مُعَاوِيَةَ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ مَا شَأْنُكَ قَالَ قُتِلَ عَمَّارٌ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ قَدْ قُتِلَ عَمَّارٌ فَمَاذَا قَالَ عَمْرٌو سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ فَقَالَ لَهُ مُعَاوِيَةُ دُحِضْتَ فِي بَوْلِكَ أَوَنَحْنُ قَتَلْنَاهُ إِنَّمَا قَتَلَهُ عَلِيٌّ وَأَصْحَابُهُ جَاءُوا بِهِ حَتَّى أَلْقَوْهُ بَيْنَ رِمَاحِنَا أَوْ قَالَ بَيْنَ سُيُوفِنَا.

ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم از پدرش نقل مى‌كند كه گفت: هنگامى كه عمار ياسر به شهادت رسيد، عمرو بن حزم نزد عمرو عاص رفت و گفت: عمار كشته شد، رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده است: گروه ستمگر، عمار را مى‌كشند، عمرو عاص ناراحت شد و جمله «لا حول ولا قوة الا بالله» را مى‌گفت تا نزد معاويه رفت،‌ معاويه پرسيد: چه شده است؟ گفت: عمار كشته شده است. معاويه گفت:‌ كشته شد كه شد، حالا چه شده است؟
عمرو گفت: از رسول خدا صلى الله عليه وآله شنيدم كه مى‌فرمود: عمار را گروه باغى وستمگر خواهد كشت،
معاويه گفت: مگر ما او را كشته‌ايم، عمار را علی و يارانش كشتند كه او را همراه خويش وادار به جنگ كردند و او را بين نيزه‌ها و شمشيرهاى ما قرار دادند.

مسند احمد جلد 4 صفحه 199 .موسسه القرطبة.

http://library.islamweb.net/hadith/d...1263&hid=17431

بنابراین از آنجایی که طبق قول رسولخدا قاتل جناب عمار باغی و ستمگر است ، معاویه برای فرار از این قضیه میگوید :
مگر ما عمار را کشتیم؟؟
بلکه علی ، عمار را کشت که او را همراه خود به جنگ آورد و بین شمشیر های ما قرار داد!!!

اما امیرالمومنین علی علیه السلام جواب کوبنده ای به معاویه میدهند، دقت کنید:

مناوى به نقل از قرطبى مى‌نويسد:

وهذا الحديث أثبت الأحاديث وأصحّها، ولمّا لم يقدر معاوية على إنكاره قال: إنّما قتله من أخرجه، فأجابه عليّ بأنّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم إذن قتل حمزة حين أخرجه .
قال ابن دحية: وهذا من على إلزام مفحم الذي لا جواب عنه، وحجّة لا اعتراض عليها.

اين حديث از محكم‌ترين و صحيح‌ترين احاديث است(حدیث فئة باغية) و چون معاويه قدرت بر انكارش نداشت، گفت: عمار را كسى كشت كه او را همراه خود آورده است و لذا علی در پاسخش فرمود: پس بنابراين حمزه را هم در جنگ احد پيامبر كشته است؛ چون آن حضرت بود كه حمزه را همراه خودش آورده بود.

ابن دحيه مى‌گويد: اين پاسخ علی چنان كوبنده است كه حرفى براى گفتن باقى نمى‌گذارد و دليلى است كه انتقادى بر آن نيست.

فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 6، ص 366، ناشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر.

بنابراین خال المومنین اهل تسنن و صحابه بزرگ از نظر اهل تسنن یعنی معاویه بن ابی سفیان طبق سخن پیامبر،ستمگر است.

همچنین در همان فیض القدیر آمده است که عالم سنی میگوید:
منظور از فرقه ی ستمگر، معاویه و قومش است!!!

(ﺗﻘﺘﻠﻪ ﺍﻟﻔﺌﺔ ﺍﻟﺒﺎﻏﻴﺔ) ﻗﺎﻝ ﺍﻟﻘﺎﺿﻲ ﻓﻲ ﺷﺮﺡ ﺍﻟﻤﺼﺎﺑﻴﺢ ﻳﺮﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ ﻭﻗﻮﻣﻪ ﺍﻩ ﻭﻫﺬﺍ ﺻﺮﻳﺢ ﻓﻲ ﺑﻐﻲ ﻃﺎﺋﻔﺔ ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻗﺘﻠﻮﺍ ﻋﻤﺎﺭﺍ ﻓﻲ ﻭﻗﻌﺔ ﺻﻔﻴﻦ ﻭﺃﻥ ﺍﻟﺤﻖ ﻣﻊ ﻋﻠﻲ.

(او را گروهی ستمگر می کشند)قاضی در شرح مصابیح گفته است منظور معاویه و قومش است و این در ستمگری گروه معاویه صریح است که عمار را در جنگ صفین کشتند و حق با حضرت علی بود.

قـــــــــــــــضاوت باشـــــــــــــــــما


یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
یا علی یا اول المظلوم ای یگانه مظلوم هستی


"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 07:25AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.