بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"
علمای بزرگ اهل سقیفه و بیان معنای کلمه "مولی"

الدقيقي النحوي (متوفاي614هـ)

وي نيز كه از بزرگان علم لغت در قرن هفتم به شمار می‌رود ، تصريح می‌كند كه «مولي» به معناي «اولي» مي‌آيد :

وقال تعالى : «مأواكم النار هي مولاكم» أي أولى بكم .

خداوند فرمود : جايگاه شما آتش است، يعني آتش اولي و برتر است براي شما .

اتفاق المباني وافتراق المعاني ، ج 1 ، ص 138 ، تحقيق : يحيى عبد الرؤوف جبر ، ناشر : دار عمار - الأردن ، الطبعة : الأولى ، 1405هـ 1985م

استدلال امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر

امیرالمومنین علیه السلام در رحبه فرمودند:

سوگند مى دهم هر مرد مسلمانى كه غدير خم را به خاطر دارد و سخنى را كه در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده است ، از جا برخيزد .
سى تن از مردم براى اقامه شهادت بپا خاستند ـ ابو نعيم گفته است كه افراد بسيارى شهادت دادند ـ و اعلام كردند آن هنگام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست امير المؤمنين على عليه السّلام را به دست مبارك خود گرفت خطاب به مردم فرمود: آيا مي‌دانيد كه من شايسته‌تر به مؤمنان از خود آنها مى باشم ؟ همگى فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تصديق كردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هر كس من مولاي او هستم،‌ اين [علي] مولاي او است ، پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار .
ابو طفيل گفت : از ميان جمع در حالى بيرون رفتم كه در خودم احساس ناراحتى مى كردم ، و در بازگشت از اجتماع مردم ، به ديدار «زيد بن ارقم» رفتم و به او گفتم : از على چنين و چنان شنيدم و ناراحت شدم ! «زيد» گفت : آنچه را كه شنيدى انكار مكن ! به دليل آن كه، آنچه را كه استماع كرده اى من خود از رسول خدا صلّى الله عليه و آله شنيده ام !

مسند الإمام أحمد بن حنبل ج32 ص56 المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشيباني (المتوفى: 241هـ)، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م


ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

57 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار میلاد با سعادت سلطان دین و ماسوی ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التیحة والسلام تهنیت پاسخ داد.
"
میلاد با سعادت سلطان دین و ماسوی ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه آلاف التیحة والسلام بر سید وفخر کائنات ولی امر ممکنات یگانه رضا شناس ماسوی بقیة الله الأعظم حجة بن الحسن المهدی وعجل الله تعالی فرجه الشریف تهنیت
ودهه کرامت تولد باسعادت اخت الرضا کریمه آل الله علیها سلام الله بر موالیانش مبارک باد
"

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مباحثه فضال بن حسن با ابو حنیفه و.... پاسخ داد.
" هم چنان جواب نیومد "

6 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

دوستی یا سرپرستی؟

معنای مولا (۳)

در کتب اهل سقیفه حدیث غدیر به صورت زیر آمده است:

1760 - حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مَرْزُوقٍ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَامِرٍ الْعَقَدِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا كَثِيرُ بْنُ زَيْدٍ , عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِيٍّ , عَنْ أَبِيهِ , عَنْ عَلِيٍّ , أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَضَرَ الشَّجَرَةَ بِخُمٍّ فَخَرَجَ آخِذًا بِيَدِ عَلِيٍّ فَقَالَ: " يَا أَيُّهَا النَّاسُ , أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ رَبُّكُمْ؟ " قَالُوا: بَلَى , قَالَ: " أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ , وَأَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ وَرَسُولَهُ مَوْلَيَاكُمْ؟ " قَالُوا: بَلَى , قَالَ: " فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَإِنَّ هَذَا مَوْلَاهُ "

پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر خم حاضر شدند سپس دست علی علیه السلام را گرفت وفرمود:ایا شهادت میدهید که خدای تبارک و تعالی پروردگار شماست؟ گفتند:بله.پس رسول الله فرمودند:ایا شهادت میدهید که الله و رسولش اولی به نفس شما هستند و الله و رسولش مولای شما هستند؟
پس گفتند:بله.
سپس فرمود: پس هرکسی که من مولای او هستم ، پس علی نیز مولای اوست.

شرح مشكل الآثار جلد 5 صفحه 13.

سند روایت نیز معتبر می باشد.


رسول خدا صلی الله علیه و آله در این جا چند شهادت از صحابه میگیرد:

1-ألَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ رَبُّكُمْ؟
ایا شهادت میدهید که خدای تبارک و تعالی پروردگار شماست؟

2- ألَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ؟
آیا شهادت میدهید که الله و رسولش اولی به نفس شما هستند؟

3- وأَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ وَرَسُولَهُ مَوْلَيَاكُمْ؟
و‌ الله و رسولش مولای شما هستند؟

اهل سقیفه و وهابیت ادعا میکنند که حدیث غدیر فقط و فقط بیان گر دوستی حضرت علی علیه السلام است!

سوال

آیا برای دوست داشتن حضرت علی علیه السلام لازم است
شهادت گرفته شود که قبول دارید خداوند پروردگار شماست؟

و شهادت گرفته شود که قبول دارید خدا و رسولش اولی به نفس شما هستند ؟ الله و رسولش مولای شما هستند؟

آیا فقط برای بیان دوستی ،
اینچنین از اصحاب شهادت گرفته می‌شود
؟

در روایت آمده است :

وأَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ وَرَسُولَهُ مَوْلَيَاكُمْ؟

یعنی آیا شهادت میدهید که خداوند و رسولش مولای شما هستند؟

حال به قرآن کریم رجوع کنیم و معنی مولی را ببینیم

در سوره ی انفال آمده است:

و إِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ﴿۴۰﴾

و ترجمه ی این آیه توسط عالم و مفسر اهل سنت جناب خرمدل ،
صاحب تفسیر نور (از تفاسیر اهل سقیفه) را قرار میدهیم:


و اگر پشت كردند ( و به روي‌گرداني خود از حق و آزار مؤمنان ادامه دادند ) بدانيد كه ( شما تحت سرپرستي خدا قرار داريد و ) خداوند سرپرست شما است و او بهترين سرپرست و بهترين ياور و مددكار است .‏

http://uupload.ir/files/7xev_96.jpg

توجه

این مترجم و عالم مفسر اهل سقیفه عبارت
أنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى
را ترجمه میکند به :
خداوند سرپرست شما است و او بهترين سرپرست

حال بار دیگر ترجمه ی عبارت زیر با توجه به آیه ی بالا را بر عهده ی مخاطبین با انصاف می‌گذاریم:


أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ , وَأَنَّ اللهَ عزَّ وَجَلَّ وَرَسُولَهُ موْلَيَاكُمْ؟
" قَالُوا: بَلَى , قَالَ: " فَمَنْ كُنْتُ موْلَاهُ فإِنَّ هَذَاموْلَاهُ "

دوستی یا سرپرستی؟

قضاوت با شما

حقیقت روبروی چشمان شماست.
ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

13 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عدالت صحابه ؟؟!!! پاسخ داد.
"
فحش های زشت و زننده عبدالله بن عمر در صحیح مسلم و معرفی صحابی شرابخوار به نقل از صحیح بخاری!

نقدی بر نظریه عدالت صحابه(۴۶)

حدَّثَنِي حَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى أَخْبَرَنَا ابْنُ وَهْبٍ أَخْبَرَنِي يُونُسُ عَنْ ابْنِ شِهَابٍ قَالَ أَخْبَرَنِي سَالِمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ قَالَ
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّههِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ لَا تَمْنَعُوا نِسَاءَكُمْ الْمَسَاجِدَ إِذَا اسْتَأْذَنَّكُمْ إِلَيْهَا
قَالَ فَقَالَ بِلَالُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَاللَّهِ لَنَمْنَعُهُنَّ قَالَ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ اللَّهِ فَسَبَّهُ سَبًّا سَيِّئًا مَا سَمِعْتُهُ سَبَّهُ مِثْلَهُ قَطُّ

عبدالله بن عمر می گوید: از پیامبر شنیدم که فرمود: وقتی زنان تان از شما خواستند که به مساجد بروند،مانع نشوید و بگذارید بروند.

پسر عبدالله بن عمر یعنی بلال می گوید: به خدا قسم مانع می شویم! سالم -پسر دیگرش- که راوی حدیث هست می گوید: ابن عمر رو کرد به پسرش و فحش های بسیار بدی به او داد که من تا آن زمان،مثل این فحش های زننده را از او نشنیده بودم!

صحیح مسلم کتاب الصلاه بَاب خُرُوجِ النِّسَاءِ إِلَى الْمَسَاجِدِ إِذَا لَمْ يَتَرَتَّبْ عَلَيْهِ فِتْنَةٌ وَأَنَّهَا لَا تَخْرُجْ مُطَيَّبَةً دومین روایت از همین باب

http://library.islamweb.net/newlibra...id=1&startno=1

آقای نعیمان(یا ابن نعیمان)صحابی است که شراب میل نمودند!
و پیروان سقیفه می گویند:اینها بهترین بوده اند ؛

و تاکید دارند که باید دین را از ایشان گرفت و نه از اهل بیت پاک رسول خدا علیهم السلام.
حالا اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله هم که فرموده اند:
دین را از قرآن و اهل بیت بگیرید،
اشتباه کرده اند؟


بخاری در دو جای صحیح خود، این مطلب را نقل کرده است:

حدَّثَنَا ابْنُ سَلَّامٍ أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَهَّابِ الثَّقَفِیُّ عَنْ أَیُّوبَ عَنْ ابْنِ أَبِی مُلَیْکَةَ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ الْحَارِثِ قَالَ
جِیءَ بِالنُّعَیْمَانِ أَوْ ابْنِ النُّعَیْمَانِ شَارِبًا فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ مَنْ کَانَ فِی الْبَیْتِ أَنْ یَضْرِبُوا قَالَ فَکُنْتُ أَنَا فِیمَنْ ضَرَبَهُ فَضَرَبْنَاهُ بِالنِّعَالِ وَالْجَرِیدِ

عقبه بن حارث می گوید:نعیمان یا ابن نعیمان را در حالی که شراب نوشیده بود آوردند
رسول خدا به اهل خانه امر فرمود تا او را کتک بزنند،من هم جز کسانی بودم که او را کتک زدند.
پس ما با کفش و شاخه های درخت خرما او را زدیم.


صحیح بخاری کِتَاب الْوَکَالَةِ بَاب الْوَکَالَةِ فِی الْحُدُودِ
http://s1.picofile.com/file/8124707892/bokh11.gif
http://s5.picofile.com/file/81361754...7%D9%86_1_.gif

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضی یا حیدر
کرکس دون پنجه زد بر روی طاووس ازل
عالمی از حسرت آن جلوه مستانه سوخت
آتشی آ تش پرستی در جهان افروخته ش
خرمن اسلام ودین را تا قیامت سوخته

بدون هیچ شرحی قضاوت درباره نظریه عدالت صحابه با شما
"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

پژوهشی پیرامون آیه ولایت(۵)

حاکم نیشابوری در کتاب معرفة علوم الحدیث روایت می کند:

ابوعبدالله محمد بن عبدالله صفار، از ابویحیی عبدالرحمان بن محمد بن سلم رازی( در اصفهان)، از یحیی بن ضریس، از عیسی بن عبدالله بن عبیدالله بن عمر بن علی بن ابی طالب حدیث کردند که گفت:
پدرم، از پدرش، از جدش، از علی علیه السلام بر من روایت کرد که فرمود:
این آیه همانا سرپرست و صاحب اختیار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهندبر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد. آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله (از منزل) خارج شد و وارد مسجد گردید، در حالی که مردم نماز (نافله) می خواندند و در رکوع و قیام بودند و سائلی نیز ( در مسجد ) بود.
پیامبر فرمود: ای سائل، آیا کسی چیزی به تو عطا کرد؟

سائل عرضه داشت: نه (کسی چیزی به من نداد) مگر آن کس که در رکوع است؛ یعنی علی علیه السلام که ایشان انگشتری به من عطا کرد.

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی

"

17 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"

ترجمه شواهد التنزيل، ص: 13
ديدگاه اصحاب مصطفى در تفضيل على
(6) ابى طفيل از قول بعضى از اصحاب محمد صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده:
لقد سبق لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام من المناقب ما لو انّ واحدة منها قسّمت بين الخلق و سعتهم خيراً.
مناقب كثيرى براى على بن ابى طالب عليه السّلام است كه اگر يكى از آن مناقب را بين جميع خلايق تقسيم مى‏كردند همه آنان را خير و خوبى و بركت فرا مى‏گرفت.
(7) محمد بن منصور از احمد بن حنبل چنين نقل كرده است:
ما جاء لاحد من اصحاب النّبى من الفضائل اكثر ممّا جاء لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام.
براى احدى از صحابه مصطفى صلى اللَّه عليه و آله به اندازه على بن ابى طالب فضايل و مناقب وارد نشده است.
(8) ابو حامد حضرمى و ابو نصر محمّد بن احمد گفته‏اند: از محمد بن منصور شنيديم كه او نقل كرد، احمد بن حنبل امام اهل حديث در فضيلت على عليه السّلام بيان كرده است:
ما جاء لاحد من اصحاب النّبى صلى اللَّه عليه و آله من الفضائل اكثر ممّا جاء لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام.
براى هيچ يك از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله فضايلى به اندازه على عليه السّلام وجود ندارد.
(9) حمدان وراق مى‏گويد از احمد بن حنبل شنيدم كه گفت:
ما روى لاحد من اصحاب رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله من الفضائل الصحاح ما روى لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام.
روايات صحيحى كه در بيان فضايل على عليه السّلام وارد شده، براى هيچ يك از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله وارد نشده است.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 14
(10) فطر بن خليفه مى‏گويد از ابو طفيل شنيدم گفت: بعضى از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله در مناقب على عليه السّلام چنين نقل مى‏كردند:
لقد كان لعلىّ عليه السّلام من السّوابق ما لو انّ سابقة منها قسّمت بين الخلائق لاوسعتهم خيراً

صفات حميده و سوابق درخشان على عليه السّلام آن چنان با ارزش است، كه اگر يكى از آن سوابق برجسته على عليه السّلام بين خلايق تقسيم شود، همه آنان را خير و خوبى فرا مى‏گرفت.
(11) محمّد بن عيسى از فطر بن خليفه و او از ابى طفيل روايت كرده، كه ابن عبّاس در بيان فضايل على عليه السّلام نقل كرد:
لقد سبقت لعلىّ عليه السّلام من السّوابق ما لو انّ واحدة منها قسّمت بين جميع الخلائق لاوسعتهم خيراً
سوابق درخشان على عليه السّلام چنان است كه اگر يكى از آنها در بين خلايق تقسيم شود. همه، اهل خير و خوبى مى‏شوند.
ديدگاه عبد اللَّه ابن عمر بن خطّاب در تفضيل على
(12) خلف بن خليفه بيان كرد: از ابا هارون عبدى شنيدم كه گفت؛ با عبد اللَّه بن عمر نشسته بودم، نافع بن ارزق به جمع ما پيوست. او با بى‏ حيايى و گستاخى گفت: به خدا سوگند كه من دشمن على عليه السّلام هستم و كينه او را در دل دارم.
ابن عمر گفت: اى نافع! خداوند دشمن تو باشد. تبغض رجلا سابقة من سوابقه خير من الدّنيا و ما فيها.
با مردى دشمنى مى‏كنى كه يك سابقه از سوابق درخشان او از دنيا و ما فيها بالاتر و برتر است!
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 15

یا من هو عنده علم الکتاب

ویا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ

وَ خَاصَّتِي وَ خَالِصَتِي
على خاص من وخالصه من است
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7

چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ

وَ خَاصَّتِي وَ خَالِصَتِي
على خاص من وخالصه من است
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7

چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

معنای کلمه #مولا 《2》

معنای کلمه "مولا" در قرآن کریم

در آیه ی 76 سوره ی نحل آمده است:

وضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَی
موْلَاهُ أيْنَمَا يُوَجِّهْهُ لَا يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَ مَنْ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۷۶﴾

و در تفسیر معتبر جلالین در معنی لفظ مولاه در این آیه آمده است:

{عَلَى مَوْلَاهُ} وَلِيّ أَمْره

{عَلَى مَوْلَاهُ} یعنی ولی امرش.

تفسیر جلالین صفحه 356.

http://uupload.ir/files/o6wg_32.jpg

ملاحظه میکنید که "مولاه" در این آیه به معنی سرپرست و ولی امر می باشد.

این تفسیر به علت اینکه دو عالم :
جلال الدین محلی و شاگردش جلال الدین سیوطی با هم در قرن دهم هجری نوشته‌اند به تفسیر جلالین معروف است.
و از تفاسیر معتبر اهل سنت است.

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

پژوهشی پیرامون آیه ولایت(۴)


طبرانی در المعجم الأوسط می‌نویسد:

محمد بن صائغ، از خالد بن یزید عمری، از اسحاق بن عبدالله بن محمد بن علی بن حسین، از حسن بن زید، از پدرش زید بن حسن، از جدش ( امام حسن علیه السلام )، از عمار بن یاسر نقل کرد که می گفت: سائلی نزد علی بن ابی طالب علیهما السلام ایستاد در حالی که ایشان در رکوع نماز نافله بود. امیرمؤمنان علیه السلام انگشتر خود را بیرون آورد و به او عطا فرمود. سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت و آن حضرت را از این امر مطلع ساخت. در این هنگام این آیه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد:《 همانا سرپرست و صاحب اختیار شماخدا و رسولش و مؤمنانی هستند که نماز را به پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.



رسول خدا صلی الله علیه و آله آیه را قرائت کرد و فرمود:《 هر کس من مولای اویم، پس علی مولای مولاست. خداوندا! سرپرست کسی باش که ولایت او را پذیرفته و دشمن بدار کسی را که با او دشمنی کند."

اما چند نکته از این روایت:

1. در حدیث تصریح شده است که اعطای انگشتر به سائل در رکوع نافله بوده است.

2. انجام امور مستحبی در نماز های نافله هیچ مشکلی ندارد و جایز است.

3. دادن انگشتر به سائل موجب بطلان نماز نمی باشد.

4. این امر عین توجه به خدا می باشد، زیرا که ائمه علیهم السلام همواره توجه به خدای تعالی را در همهء امور را داشته اند.


5. همانطور که در حدیث فوق مشاهده کردید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بعد از قرائت آیهء ولایت، حدیث《 من کنت مولاه...》را بیان فرمودند و از اینجا روشن می شود که هر چند این حدیث به《حدیث غدیر》مشهور شده،اما اختصاص به روز غدیر ندارد و پیش از غدیر نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بارها این حدیث را به گوش مسلمانان رساندند،


اما آنچه باعث شهرت حدیث به 《 حدیث غدیر خم 》شده است، بیان آن در یک همایش عمومی و واقعه‌ی مهم تاریخی می باشد ؛


در حالی که حدیث غدیر مانند احادیثی همچون : حدیث منزلت و حدیث ثقلین، در مناسب های مختلف و در موارد متعدد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیان گردیده است.
ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"


علمای بزرگ اهل تسنن و بیان معنای کلمه "مولی"

أبي عبيدة ، معمر بن المثني ، (متوفاي 210هـ)

«هِيَ مَوْلاَكُمْ» أولى بكم .اين مولاي شما است ؛ يعني اولي و برتر است به شما .

التيمى ، أبو عبيدة معمر بن المثنى ، مجاز القرآن


ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 9
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ مؤلف دانشمند، حاكم حسكانى قبل از وارد شدن به آيات قرآنى و بيان شأن نزول آنها فصولى را در طليعه كتاب به عنوان آغاز بحث مطرح كرده است كه رابطه تكميلى با مقاصد كتاب و ارتباط عقلائى با مباحث آن دارد و فصلهاى آن به شرح زير است:



* فصل اول:
فضائل بى‏شمار على عليه السّلام*
فصل دوم:

تقدم و برترى على عليه السّلام در تلاوت قرآن*
فصل سوم:

سبقت بر ياران در جمع‏آورى قرآن
* فصل چهارم:

عالم‏ترين فرد به تفسير و عارف‏ترين به تنزيل*
فصل پنجم:

كثرت آيات در شأن على عليه السّلام و اولاد*
فصل ششم:
معناى‏ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 11
فصل اول

فضايل بى‏شمار على
صفات حميده، خصلت‏هاى پسنديده و فضايل ارزنده امير المؤمنين على عليه السّلام به قدرى زياد و فراوان است كه اكثر محدّثان و دانشمندان شيعه و سنّى از متقدمين و متأخرين در كتابهاى خويش نقل كردند.
در اين جا به پاره ‏اى از اين احاديث كه از متقدمين بالاخص عبد اللَّه بن عباس شاگرد تفسيرى على عليه السّلام نقل شده است اشاره مى‏شود.
(1) روايتى با سند طولانى از حكيم بن جبير از مجاهد نقل شد كه ابن عباس شاگرد امير المؤمنين على عليه السّلام در بيان عظمت استادش گفته است:
لقد كان لعلى بن ابى طالب عليه السّلام ثمانية عشر منقبة لو لم يكن له الّا واحدة لنجا بها، و لقد كانت له ثلاثة عشر منقبة لم تكن لاحد من هذه الامّة
براى على عليه السّلام هجده منقبت وجود دارد كه حتى اگر يكى از اين هجده منقبت را مى‏داشت. اهل نجات بود. همچنين سيزده منقبت از اين هجده كرامت مختص آن سيد و سرور است و احدى را در آن نصيبى نيست.

(2) مجاهد و عبد اللَّه بن شدّاد چنين نقل كرده‏اند:
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 12
روزى در حضور عبد اللَّه بن عباس سخنى در باره على عليه السّلام به ميان آمد. ابن عباس گفت:
«لقد كانت لعلىّ ثمانية عشر منقبة ...»
از كسى سخن گفتيد، كه هجده منقبت را به تنهايى داراست كه اگر يكى از آن منقبت‏ها را هم مى‏داشت اهل رستگارى و نجات بود.
سيزده صفت و منقبت او مختصّ به اوست كه هيچ يك از امّت مصطفى صلى اللَّه عليه و آله غير از او اين منقبت‏ها را ندارد.

(3) حكيم بن جبير از (مجاهد و عبد اللَّه بن شدّاد) نقل كرده است ابن عباس بيان كرد:
لقد كان لعلىّ عليه السّلام ثمانية عشرة منقبة ....
على عليه السّلام را هجده منقبت است، اگر يكى از اين هجده منقبت را به تنهايى مى‏داشت. اهل نجات و رستگارى بود؛ حال آن كه داراى مناقب هجده‏گانه است. و همچنين برايش دوازده منقبت است كه هيچ يك از امّت محمّد صلى اللَّه عليه و آله داراى اين منقبت‏ها نيست، و اين مناقب اختصاص به على عليه السّلام دارد.
(4) ابو نعيم مى‏گويد: كامل بن علا برايم نقل كرد كه مجاهد در مناقب على عليه السّلام گفت:
انّ لعلىّ عليه السّلام سبعين منقبة ما كانت لاحد من اصحاب النّبي مثلها و ما من شى‏ء من مناقبهم الّا و قد شرّكهم فيها.
براى على بن ابى طالب عليه السّلام هفتاد فضيلت و منقبت وجود دارد. كه هيچ يك از اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله در آنها سهمى و نصيبى ندارند. امّا منقبتى كه اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله دارند، على عليه السّلام در آن مناقب شريك است.

(5) محمّد بن عباد از محمد بن معتمر و او از پدر و جدش نقل كرده است:
كان لعلىّ بن ابى طالب عليه السّلام عشرون و مائة منقبة لم يشترك معه فيها احد من اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله و قد اشترك في مناقب النّاس.
«على عليه السّلام را يك صد و بيست منقبت از مناقب مخصوص است كه احدى از اصحاب محمّد صلى اللَّه عليه و آله را در آن مناقب نصيب و سهمى نيست؛ امّا على عليه السّلام در مناقب ديگران شريك است؛ يعنى هر منقبتى را كه اصحاب مصطفى صلى اللَّه عليه و آله داراست على عليه السّلام نيز همان فضيلت و منقبت را دارد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 13


یا من هو عنده علم الکتاب

ویا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ پاسخ داد.
"


ترجمه شواهد التنزيل، ص: 5

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏
حمد و سپاس خداى بزرگ را كه دوستان و اولياى خويش را به انواع كرامات مزيّن و آنان را رفعت مقام و علوّ درجات عنايت فرمايد.
و بهترين درود و صلوات بر محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم سرور كائنات باد.
كتاب حاضر ترجمه شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، متعلّق به يكى از علماى اهل سنّت به نام «حاكم حسكانى» است كه در قرن پنجم ه. ق مى‏زيست و در سال 490 ه. ق بدرود حيات گفت.
كتاب فوق تاكنون ترجمه فارسى نشده است و براى اولين بار به مناسبت سال امير المؤمنين على عليه السّلام ترجمه و چاپ مى‏شود.
در اين مجموعه سعى و تلاش گرديد در ذكر شماره آيات و روايات از اصل كتاب متابعت شود تا مراجعه به اصل كتاب در هنگام ضرورت آسان‏تر گردد.
و در ترجمه كتاب حاضر، روايت‏هاى مشابه كه از يك نفر نقل شده در پاورقى با ذكر شماره آن روايت آورده شد تا موجب طولانى شدن كتاب نگردد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 6
كتاب شواهد التنزيل در دو جلد با ذكر سلسله سند تدوين شده بود كه بعلت عدم تطويل سعى شد از ذكر اسامى سند خوددارى شده و فقط دو يا سه نفر كه متصل به زمان نقل حديث بودند آورده شود.
لذا مجموعه دو جلدى كتاب اصلى در يك جلد ترجمه و تنظيم گرديد.
اما انگيزه ترجمه اين كتاب با توجه به اين كه كتاب شواهد التنزيل از كتابهاى ارزنده و پر محتوا و مستند مى‏باشد كه از منابع روايى اهل سنت نقل گرديده و هم اين كه مؤلف كتاب فوق از علماى برجسته و قابل اعتماد اهل سنت و داراى اطلاعات كافى و تحقيق وافى در علم حديث و رجال و روايت بوده است.
و هم اين كه محتواى كتاب فوق با الهام از آيات قرآنى و روايات نبوى لطف خاصى به فضاى معنوى كتاب داده است و مخصوصاً موضوع كتاب فوق در باره شخصيت برجسته و نمونه جهان اسلام امير المؤمنين على عليه السّلام است كه اين خصيصه‏ ها موجب شد اين كتاب در سال امير المؤمنين مورد توجه قرار گيرد تا محبان فارسى زبان على و اهل بيتش عليهم السّلام از انديشه و ديدگاه محدثان و راويان اهل سنّت نسبت به امير مؤمنان آگاه شوند.
اميد است اين مجموعه ارزشمند، علمى و مستند مورد استفاده برادران ارجمند بالاخص برادران اهل تسنّن و علاقمندان امير المؤمنين على عليه السّلام قرار گيرد.
معرفى مؤلف كتاب شواهد التنزيل‏
در معرفى صاحب كتاب، بزرگان اهل سنت بياناتى را ابراز داشته‏اند كه از باب نمونه سخنان دو تن از آنان را نقل مى‏كنيم:
سيوطى در كتاب «طبقات حفاظ» در معرفى «حاكم حسكانى» مى‏گويد:
حسكانى محدّثى توانا و قاضى زبردست بود، نامش به ابن الحذاء معروف بود.
مردى فاضل، شيخى دقيق و مدقق كه صاحب ذوق و عنايت به علم الحديث بود در اين فن كتاب‏هايى را تدوين و جمع‏آورى كرد.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 7
همچنين ذهبى از علماى اهل سنت از كتاب الطبقة جلد 14 مى‏گويد:
الحسكانى القاضى المحدث ابو القاسم عبد الله بن عبد الله بن احمد بن محمد بن احمد بن محمد حسكان القرشى العامرى النيشابورى الحنفى الحاكم معروف به ابن الحذاء شيخى مدقق و متقن و صاحب ذوق تام در علم الحديث بود كه با عنايت وافر و همت كامل در اين فن جدّ و جهد نمود و كتابهايى را تأليف و تدوين كرد.
او از جدّ و همچنين از ابن ابى الحسن علوى و ابى عبد الله حاكم و ابى طاهر بن محمش و ... حديث نقل مى‏كرد و پيوسته در حال استماع يا افاضه يا جمع آورى حديث نبوى بود و عمر خويش را در اين راه صرف كرد تا در سال 490 ه. ق به دار باقى شتافت.
انگيزه تأليف كتاب از زبان مؤلف‏
چنين آورده ‏اند كه شيخ اجل على بن حمزة بن على رشكى خبر داد، فرزند مصنّف به نام وهب بن على حسكانى الحذاء نقل كرد:
پدرش حاكم امام ابو القاسم حسكانى، حكايتى شنيدنى در انگيزه تأليف اين كتاب ارزشمند را اين چنين بيان كرد و گفت:
بعضى از علماى عوام زده كه رياست بر عوام النّاس را دوست داشتند، سخنانى طبق مذاق و ميل آنان مى‏گفتند.
از جمله در روزگار ما در يكى از مجالس پر جمعيت و شلوغ، يكى از اصحاب ابن كرام كه از اين صنف عالمان بود بر كرسى موعظه نشست و با سخنان وقيعانه در باره علويان، پيروان خود را گمراه و اغواء مى‏كرد. و مبالغت چندان نمود، و سخنان پريشان همى گفت، و به عيب‏جويى و مذمت علويان و آباء و اجداد آنان پرداخت.
چون همدلى و همراهى مستمعين و سكوت حاضرين را مشاهده كرد پا را از گليم خويش فراتر نهاده در صدد عيب‏جويى سر سلسله علويان يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام افتاد و گفت: هيچ مفسّرى را نديدم كه گفته باشد سوره‏ هَلْ‏
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 8
أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ‏ در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام و اهل بيت او نازل شده است.
نه تنها سوره هل اتى بلكه هيچ آيه‏اى از قرآن در فضيلت و كرامات على عليه السّلام و اهل بيتش نازل نشده است!! او با جرات و جسارت به گستاخى خويش ادامه داد و همچنان سخنان پريشان مى‏گفت. و به تهمت و افترا مبادرت مى‏كرد.
من از بزرگان مجلس و اكابر علما، توقع داشتم كه جوابى سخت و نيكو به او دهند. ولى متاسفانه همه سكوت كرده و كسى اعتراض نكرد مگر قاضى عماد الاسلام ابى العلا صاعد بن محمد (قدس روحه) كه اعتراض خويش را آشكار كرده و او را از باب امر به معروف و نهى از منكر مورد عتاب و سرزنش قرار داد.
من در پايان آن مجلس مصلحت چنان ديدم كه بايد به اين سخنان ناصواب و شبهه خطرناك جوابى نيكو گويم تا اذهان مسلمانان و اصحاب قرآن نسبت به على بن ابى طالب عليه السّلام مشوش نگردد لذا در اين راستا، به جمع‏آورى آيات قرآنى و روايات نبوى كه در شأن على بن ابى طالب عليه السّلام بيان شده بود، مبادرت كردم تا شخصيت علمى و مجاهدات‏هاى فرهنگى و فضيلت‏هاى بى‏شمار آن حضرت مورد شك و ترديد نسلهاى آينده قرار نگيرد.
بر همين اساس هر آيه‏اى كه قطعا يا احتمالا در شأن على عليه السّلام نازل شد استقصاء (شمارش) كردم و روايات مستند را با ذكر سند آن در ذيل آيات نقل كردم كه 209 آيه و 1163 روايت را در دو جلد كتاب به نام شواهد التنزيل، لقواعد التفضيل تدوين كردم تا شايد گوشه‏اى از عظمت و فضيلت بيكران على بن ابى طالب عليه السّلام را شناسانده باشم.
و حسبنا اللَّه و نعم الموفّق و الوكيل.
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 سرنگار جدیدی با عنوان وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْ ساخت
"
خدا وامیر شهیدان رسالت
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
آیه شریفه کریمه (43)سوره مبارکه رعد



(رعد/ 43) و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: (تو فرستاده نشده‏ اى) بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است(امیر شهیدان رسالت امیرالمومنین علی بن ابی طالب ، ميان من و شما گواه باشد.


شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 400
و فيها [نزل أيضا] قوله جل ذكره:
قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ‏] وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏
422- حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ الْفَارِسِيُّ وَ أَبُو بَكْرٍ الْمَعْمَرِيُّ قَالا: حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْفَقِيهُ إِمْلَاءً «1» قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْمُتَوَكِّلُ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ، عَنْ عَمْرِو بْنِ مُفَلَّسٍ، عَنْ خَلَفٍ، عَنْ عَطِيَّةَ الْعَوْفِيِّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ: ذَاكَ أَخِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
[هذا لفظ أبي الحسن الفارسي‏] و زاد المعمري عما رواه أبو الحسن الفارسي‏ «2».
______________________________
(1). وَ هُوَ الشَّيْخُ الصَّدُوقُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بَابَوَيْهِ رَوَى الْحَدِيثَ فِي آخِرِ الْمَجْلِسِ: (83) مِنْ أَمَالِيهِ ص 505.
وَ رَوَاهُ عَنْهُ الْبَحْرَانِيُّ أَيْضاً فِي الْحَدِيثِ (13) مِنْ تَفْسِيرِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ مِنَ الْبُرْهَانِ: ج 2 ص 303 ط 2.
(2). ما بين المعقوفات زيادة توضيحية منا، و كان في أصلي كليهما: «و زاده المعمري». و لأجل إيضاح و تبيين زيادة المعمري نذكر متن الرواية عن أمالي الصدوق رحمه الله قال بعد سوق السند:
عن أبي سعيد الخدري قال: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّىَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ شَأْنُهُ: (قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ) قَالَ: ذَاكَ وَصِيُّ أَخِي سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلَامُ.
فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ) قَالَ: ذَاكَ أَخِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 401
423- أَخْبَرَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْفَارِسِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرٍ الْمُفِيدُ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو أَحْمَدَ الْجَلُودِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ سَهْلٍ قَالَ: حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: حَدَّثَنَا دَاوُدُ بْنُ الْمُحَبَّرِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَوَانَةَ، عَنْ أَبِي بِشْرٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ:
عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ‏ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ [هُوَ] عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
424- وَ أَخْبَرُونَا عَنْ أَبِي بَكْرٍ [السَّبِيعِيِ‏] قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورِ بْنِ الْجُنَيْدِ الرَّازِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ إِشْكَابَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ قَالَ: حَدَّثَنَا مَنْدَلُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سُلَيْمَانَ‏ «1» عَنْ أَبِي عُمَرَ زَاذَانَ، عَنِ ابْنِ الْحَنَفِيَّةِ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ: هُوَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
______________________________
(1). وَ رَوَاهُ أَيْضاً عَنْ إِسْمَاعِيلَ هَذَا بِسَنَدٍ آخَرَ أَبُو نُعَيْمٍ الْأَصْبَهَانِيُّ فِي تَفْسِيرِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ مِنْ كِتَابِ: «مَا نَزَلَ مِنَ الْقُرْآنِ فِي عَلِيٍّ» كَمَا فِي كِتَابِ النُّورِ الْمُشْتَعِلِ ص 125، وَ كَمَا فِي الْفَصْلِ: (19) مِنْ كِتَابِ خَصَائِصِ الْوَحْيِ الْمُبِينِ ص 124، ط 1.
وَ رَوَاهُ أَيْضاً ابْنُ مَرْدَوَيْهِ فِي كِتَابِ مَنَاقِبِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ.
وَ رَوَاهُ عَنْهُ الْإِرْبِلِيُّ فِي عُنْوَانِ: «مَا نَزَلَ فِي شَأْنِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ» مِنْ كِتَابِ كَشْفِ الْغُمَّةِ: ج 1، ص 324 ط بيروت.
وَ رَوَاهُ أَيْضاً مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ الْكُوفِيُّ الْمُتَوَفَّى بَعْدَ الْعَامِ: (300) فِي كِتَابِ مَنَاقِبِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ الْوَرَقِ 42 ب- قَالَ:
[عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَّاسِ، عَنْ عَبْدِ الرَّزَّاقِ‏] حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مَنْدَلُ بْنُ عَلِيٍّ الْعَنَزِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَلِيٍّ الْعَنَزِيِّ عَنْ أَبِي عُمَرَ، عَنِ ابْنِ الْحَنَفِيَّةِ [فِي‏] قَوْلِهِ [تَعَالَى‏]: (كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ) قَالَ: [هُوَ] عَلِيٌّ.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 402
425- أَخْبَرُونَا عَنْ أَبِي بَكْرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ صَالِحٍ السَّبِيعِيِّ قَالَ: حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحُسَيْنِ الْجَصَّاصُ قَالَ: أَخْبَرَنَا حُسَيْنُ بْنُ حَكَمٍ الْحِبَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ عُثْمَانَ، عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قَالَ:
حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَطَاءٍ قَالَ: كُنْتُ جَالِساً مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ فِي الْمَسْجِدِ فَرَأَيْتُ ابْناً لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ‏ «1» جَالِساً فِي نَاحِيَةٍ- فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ: زَعَمُوا أَنَّ أَبَا هَذَا عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ (يَعْنِي) عَبْدَ اللَّهِ بْنَ سَلَامٍ.
قَالَ: لَا إِنَّمَا ذَاكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.

______________________________
(1). هَذَا هُوَ الصَّوَابُ الْمُوَافِقُ لِمَا فِي تَفْسِيرِ الْحِبَرِيِّ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «فرأيت ابن أبا لعب عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ» وَ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ: «فَرَأَيْتُ ابْنَ أَبِي الْعَبْدِ ...» وَ إِلَيْكَ نَصَّ الْكَلَامِ فِي الْحَدِيثِ: (23) مِنْ تَفْسِيرِ الْحِبَرِيِّ الْوَرَقِ 17- أ-: قَالَ بَعْدَ سَوْقِ السَّنَدِ كَمَا نَقَلَهُ عَنْهُ هَاهُنَا-:
كُنْتُ جَالِساً مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ فِي الْمَسْجِدِ فَرَأَيْتُ ابْناً لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ جَالِساً فِي نَاحِيَةٍ، فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ: زَعَمُوا أَنَّ أَبَا هَذَا الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ‏ قَالَ: لَا ذَاكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ، وَ أُوحِيَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ [أَنْ‏] قُلْ لِلنَّاسِ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ [فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ‏] فَأَبْلَغَ بِذَلِكَ وَ خَافَ النَّاسَ فَأَوْحَى إِلَيْهِ‏ (يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ، وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ) فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَقَالَ: مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ.
وَ رَوَاهُ إِلَى قَوْلِهِ: «ذَاكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ» الثَّعْلَبِيُّ فِي تَفْسِيرِ الْآيَةِ الْكَرِيمَةِ مِنْ تَفْسِيرِهِ قَالَ:
أَخْبَرَنِي أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْقَايِنِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْقَاضِي أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ النَّصِيبِيُّ بِبَغْدَادَ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ السَّبِيعِيُّ بِحَلَبَ، حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحَسَنِ [كَذَا] الْجَصَّاصُ، أَخْبَرَنَا حُسَيْنُ بْنُ حَكَمٍ ...
هَكَذَا رَوَاهُ عَنْهُ ابْنُ الْبِطْرِيقِ رَفَعَ اللَّهُ مَقَامَهُ فِي الْفَصْلِ: (19) مِنْ كِتَابِ خَصَائِصِ الْوَحْيِ الْمُبِينِ ص 124، ط 1، وَ فِي الْفَصْلِ: (35) مِنْ كِتَابِ الْعُمْدَةِ ص 152.
وَ رَوَاهُ أَيْضاً الْبَحْرَانِيُّ عَنْهُ فِي الْحَدِيثِ الْأَوَّلِ مِنَ الْبَابِ (58) مِنْ كِتَابِ غَايَةِ الْمَرَامِ ص 357.
وَ رَوَاهُ ابْنُ الْمَغَازِلِيِّ فِي الْحَدِيثِ (358) مِنْ مَنَاقِبِهِ ص 313، قَالَ:
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ طَاوَانَ إِذْناً، أَنَّ أَبَا أَحْمَدَ عُمَرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ شَوْذَبٍ أَخْبَرَهُمْ قَالَ:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيُّ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ [بْنِ أَبِي شَيْبَةَ] حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَيْمُونٍ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَابِسٍ قَالَ: [لَمَّا] دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو مَرْيَمَ عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَطَاءٍ، قَالَ أَبُو مَرْيَمَ: حَدِّثْ عَلِيّاً بِالْحَدِيثِ الَّذِي حَدَّثَتْنِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ [عَلَيْهِ السَّلَامُ‏] قَالَ: [نَعَمْ‏] كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ جَالِساً إِذْ مَرَّ عَلَيْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَلَامٍ، قُلْتُ: جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ هَذَا ابْنُ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ قَالَ: لَا وَ لَكِنَّهُ صَاحِبُكُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ الَّذِي نَزَلَتْ فِيهِ آيَاتٌ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ [مِثْلُ قَوْلِهِ‏]: (الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ). [وَ مِثْلُ قَوْلِهِ:] (أَ فَمَنْ كانَ عَلى‏ بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ). وَ [مِثْلُ قَوْلِهِ:] (إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ [وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ‏]) الْآيَةَ.
وَ رَوَاهُ عَنْهُ ابْنُ بِطْرِيقٍ فِي الْفَصْلِ: (15) مِنَ الْعُمْدَةِ ص 61 وَ فِي الْفَصْلِ: (19) مِنْ كِتَابِ خَصَائِصِ الْوَحْيِ الْمُبِينِ ص 26. وَ رَوَاهُ أَيْضاً عَنْهُ الْبَحْرَانِيُّ فِي الْبَابِ (59) مِنْ كِتَابِ غَايَةِ الْمَرَامِ ص 104، وَ الْبَابِ (59) ص 360.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 403
- و رواه عن أبي مريم و اسمه عبد الغفار بن القاسم- أبو نعيم الملائي [كما] في [التفسير] العتيق‏.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 404
426- أَخْبَرَنَا عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَدْلُ‏ «1» [قَالَ:] أَخْبَرَنَا زَاهِرُ بْنُ أَحْمَدَ [قَالَ‏] أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الصَّوْلِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ فَهْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُقْبَةَ، قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ حُسَيْنٍ‏ «2» قَالَ: حَدَّثَنَا قَيْسٌ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ «3» عَنْ أَبِي صَالِحٍ‏ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ: [قَالَ‏] رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ: هُوَ عَلِيٌّ وَ لَكِنَّا لَا نُسَمِّيهِ‏ «4».
______________________________
(1). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ الظَّاهِرُ أَنَّهُ هُوَ الصَّوَابُ وَ أَنَّهُ هُوَ عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ جَعْفَرٍ أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْبُحَيرِيُّ رَأْسُ الْمُزَكِّينَ فِي عَصْرِهِ النَّسِيبُ فِي بَيْتِهِ الْمُتَوَفَّى سَنَةَ (446) الْمُتَرْجَمُ تَحْتَ الرقم: (1364) مِنْ كِتَابِ مُنْتَخَبِ السِّيَاقِ ص 608 ط 1.
وَ أَيْضاً عَقَدَ لَهُ ابْنُ حَجَرٍ تَرْجَمَةً فِي حَرْفِ الْعَيْنِ مِنْ كِتَابِ لِسَانِ الْمِيزَانِ: ج 4 ص 326.
وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «أَخْبَرَنَا عَمْرُو بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْعَدْلِ ...».
(2). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «مُحَمَّدُ بْنُ عُقْبَةَ وَ الْحَسَنُ بْنُ حُسَيْنٍ ...».
(3). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ، وَ إِسْمَاعِيلُ هَذَا مُتَرْجَمٌ فِي كِتَابِ تَهْذِيبِ التَّهْذِيبِ: ج 1، ص 291.
وَ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ: «عَنْ إِسْمَاعِيلَ عَنِ ابْنِ أَبِي خَالِدٍ ...».
(4). هَذَا هُوَ الظَّاهِرُ الْمَذْكُورُ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «وَ لَكِنَّهُ لَا نُسَمِّيهِ».
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 405
427- أَخْبَرَنَا عَقِيلُ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ: أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ مُحَمَّدٍ الْجُمَحِيُ‏ «1» قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ دَاوُدَ الْخُرَيْبِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ عَنِ الْأَعْمَشِ‏ «2» عَنْ أَبِي صَالِحٍ‏ [فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‏]: وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ كَانَ عَالِماً بِالتَّفْسِيرِ وَ التَّأْوِيلِ‏ «3» وَ النَّاسِخِ وَ الْمَنْسُوخِ وَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ.
قَالَ أَبُو صَالِحٍ: سَمِعْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ مَرَّةً يَقُولُ: هُوَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَلَامٍ‏ «4» وَ سَمِعْتُهُ فِي آخِرِ عُمُرِهِ يَقُولُ: لَا وَ اللَّهِ مَا هُوَ إِلَّا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ.
______________________________
(1). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ: «عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْجُمَحِيُّ ...».
(2). وَ يَجِي‏ءُ بِمُغَايَرَةٍ طَفِيفَةٍ فِي الْحَدِيثِ: (601) ص 437 ط 1.
(3). كَذَا فِي النُّسْخَةِ الْيَمَنِيَّةِ، وَ فِي النُّسْخَةِ الْكِرْمَانِيَّةِ: «لَقَدْ كَانَ عَارِفاً بِالتَّفْسِيرِ وَ التَّأْوِيلِ ...».
(4). وَ قَالَ أَبُو عُمَرَ فِي تَرْجَمَةِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ مِنْ كِتَابِ الْاسْتِيعَابِ بِهَامِشِ الْإِصَابَةِ: ج 2 ص 383 قَالَ: وَ أَنْكَرَ عِكْرِمَةُ وَ الْحَسَنُ [كَوْنَ الْآيَةِ فِي عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ‏] وَ قَالا: كَيْفَ يَكُونُ ذَلِكَ وَ السُّورَةُ مَكِّيَّةٌ وَ إِسْلَامُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلَامٍ كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ.
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج‏1، ص: 406
ترجمه شواهد التنزيل 156

[69] قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏. (رعد/ 43) و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: (تو فرستاده نشده‏اى) بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد.
(422) ابو سعيد خدرى يكى از اصحاب و ياران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه از مصطفى صلى اللَّه عليه و آله پرسيدم:
يا رسول اللَّه! منظور از وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ كيست؟
حضرت در جواب فرمود: كسى كه علم كتاب نزد اوست برادرم على بن ابى طالب عليه السّلام است.
(423) سعيد بن جبير نقل كرده است:
ابن عباس مفسّر قرآن و صحابى پيامبر در باره قول خداوند وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ بيان كرد، كه منظور، على عليه السّلام است كه علم الكتاب در نزد اوست.
(424) ابى عمر زاذان از ابن حنفيّة در توضيح كلام خدا وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ نقل كرد كه مصداق آيه على بن ابى طالب عليه السّلام است.
ترجمه شواهد التنزيل، ص: 156
(425) عبد اللَّه بن عطاء حكايت كرد: روزى در خدمت ابى جعفر عليه السّلام در مسجد نشسته بوديم، ديدم فرزندان و نواده‏گان عبد اللَّه بن سلام در قسمت ديگر مسجد نشسته‏اند.
به ابى جعفر عليه السّلام گفتم؛ يا ابن رسول اللَّه! اينان گمان مى‏كنند در نزد پدرشان عبد اللَّه بن سلام‏ عِلْمُ الْكِتابِ‏ موجود بود.
ابى جعفر عليه السّلام فرمود: خير؛ اين گونه نيست؛ عِلْمُ الْكِتابِ‏ در نزد على عليه السّلام جدّ ماست.
(426) اسماعيل بن ابى خالد حديثى از زبان ابى صالح نقل كرد كه او در توضيح آيه‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ گفت: مردى از قريش بيان كرد مصداق بارز و آشكار آيه شريفه فوق على بن ابى طالب عليه السّلام است. امّا ما نام او را ذكر نمى‏كنيم.
(427) از ابى صالح در تفسير و توضيح آيه شريفه‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ سؤال شد. آن مرد فرزانه گفت: مصداق آيه على بن ابى طالب عليه السّلام است. كه عالم به تفسير و تاويل، ناسخ و منسوخ، حلال و حرام قرآن شريف بود.



ترجمه شواهد التنزيل 156

است و قصر من و كاخ على عليه السّلام در جاى واحد است و تخت من و تخت على در مكانى واحد است؟! [69] قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏. (رعد/ 43) و كسانى كه كافر شدند مى‏گويند: (تو فرستاده نشده‏اى) بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد.


(422) ابو سعيد خدرى يكى از اصحاب و ياران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه از مصطفى صلى اللَّه عليه و آله پرسيدم:


يا رسول اللَّه! منظور از وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ كيست؟


حضرت در جواب فرمود: كسى كه علم كتاب نزد اوست برادرم على بن ابى طالب عليه السّلام است.


(423) سعيد بن جبير نقل كرده است:


ابن عباس مفسّر قرآن و صحابى پيامبر در باره قول خداوند وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ بيان كرد، كه منظور، على عليه السّلام است كه علم الكتاب در نزد اوست.


(424) ابى عمر زاذان از ابن حنفيّة در توضيح كلام خدا وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ نقل كرد كه مصداق آيه على بن ابى طالب عليه السّلام است.


ترجمه شواهد التنزيل، ص: 156
(425) عبد اللَّه بن عطاء حكايت كرد: روزى در خدمت ابى جعفر عليه السّلام در مسجد نشسته بوديم، ديدم فرزندان و نواده‏گان عبد اللَّه بن سلام در قسمت ديگر مسجد نشسته‏اند.


به ابى جعفر عليه السّلام گفتم؛ يا ابن رسول اللَّه! اينان گمان مى‏كنند در نزد پدرشان عبد اللَّه بن سلام‏ عِلْمُ الْكِتابِ‏ موجود بود.


ابى جعفر عليه السّلام فرمود: خير؛ اين گونه نيست؛ عِلْمُ الْكِتابِ‏ در نزد على عليه السّلام جدّ ماست.


(426) اسماعيل بن ابى خالد حديثى از زبان ابى صالح نقل كرد كه او در توضيح آيه‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ گفت: مردى از قريش بيان كرد مصداق بارز و آشكار آيه شريفه فوق على بن ابى طالب عليه السّلام است. امّا ما نام او را ذكر نمى‏كنيم.


(427) از ابى صالح در تفسير و توضيح آيه شريفه‏ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ‏ سؤال شد. آن مرد فرزانه گفت: مصداق آيه على بن ابى طالب عليه السّلام است. كه عالم به تفسير و تاويل، ناسخ و منسوخ، حلال و حرام قرآن شريف بود.
یا من هو عنده علم الکتاب

ویا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ

مُزَكًّى عِنْدَ الْمَلَائِكَةِ وَ خَاصَّتِي
على نزد فرشتگان تزكيه شده خاص منست

الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7


چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا

نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا علی

لَبيْكَ يٰا عَليْ
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولاية أميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام

قَالَ رَسُولُ اللَّهِعَلِيٌّ

مُزَكًّى عِنْدَ الْمَلَائِكَةِ وَ خَاصَّتِي
على نزد فرشتگان تزكيه شده خاص منست

الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 8مجلس2حدیث7


چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا


نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یا علی
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یا علی

شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یا علی
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یا علی

نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یا علی

هله ای تجلی عارفان تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان تو چه شاهدی تو چه دلبری

که ندیده ام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری

http://www.iranclubs.org/forums/show...t=4025&page=72

یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا مرتضی

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست 2091
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

نکته در اینجاست که فرعون اصلاً خدای موسی را قبول ندارد و او را دروغگو می پندارد و می گوید: وَ إِنىّ‏ِ لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ- و البته من او را از دروغگویان می پندارم


hosyn
دوست گرامی، واقعا من را خسته کردید، چرا آیات را ترجمه نمیکنید؟! برای اینکه بتوانید فقط حرف خودتان را تکرار کنید؟!

اولا: چگونه است که میگویید فرعون وقتی رب العالمین میگوید منظورش خدای موسی است ولی وقتی ملائکة میگوید منظورش ملائکة مورد ادعای موسی نیست؟ یک بام و دو هوا چطور میشود؟

ثانیا: اگر آیات را ترجمه کنید معلوم میشود، که آیا مقصود فرعون، خدای موسی است یا خیر؟ ربّ العالمین، وصف است نه اسم، و مهمتر اینکه وصف را دوباره با وصف جدید ادامه میدهد تا هیچ بهانه‌ای برای فرعون و شما نماند!

ربّ العالمین، (آیه ۲۴) ربّ آسمانها و زمین و بین آنهاست، ربّ العالمین (۲۶) ربّ شما و پیشینیان شماست، ربّ العالمین (۲۸) ربّ مشرق و مغرب و بین آنهاست، و فرعون به جای اینکه بگوید: نماینده او منم نه تو، او را مسخره میکند، ای دیوانه! و در نهایت میگوید: اگر خدائی غیر از من برگزینی، در زندان خواهی بود! آیا ربکم الاعلی یعنی نماینده خدا؟

اما مخاطب آیات سوره مبارکه مؤمنون که قبلا آوردید به راحتی الله را قبول دارد:

قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَ مَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ(84) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلَا تَذَكَّرُونَ(85) قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ(86) سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَ فَلَا تَتَّقُونَ(مؤمنون 87)


نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

اما کلمه ای مثل ملائکه خاص می باشد و در قرآن به هیچ چیزی جز فرشتگان الهی اطلاق نشده مگر اینکه کسی بخواهد از روی نا چاری آن را : خوبرویان یا خوشگلها معنی کند که در اینصورت باید دلیل محکمه پسندی بیاورد.
....
آیا باز هم بر این عقیده ای که وقتی فرعون به ملائکه اشاره می کند منظورش زنان خوشگل می باشد؟


hosyn
اینجا که میرسد قرآن یادتان میرود؟! مگر این آیه قران نیست؟! در چهار آیه میگوید ملائکة را زنان میپنداشتند، یکی از آنها:

وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَ يُسْئَلُونَ (الزخرف 19)

"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"
البانی وهابی اعتراف می کند "مولا" همان "ولی" است

ابو بکر و عمر ........ "ولی" را به معنای جانشین می‌دانستند...

درباره حدیث متواتر غدیر حرف و حدیث بسیار است اما آنچه مورد بحث و اختلاف است در معنای کلمه "مولا" است که مخالفین شیعه عقیده دارند این کلمه به معنای "دوست" است و اصلا معنای سرپرست یا جانشین و خلیفه نیست و دلیلشان هم این است که صحابه با امیر المومنین علی (علیه السلام) خصومت داشتند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) با این سخن انها را به دوست داشتن علی (علیه السلام) امر نموده !! گرچه به این شبهه بارها پاسخ داده شده و شیعه دلایل متقن دارد و خلاصه جواب این که اصلا جریان خصومت صحابه و علی (علیه السلام) به ۲ سال قبل از جریان غدیر بر می‌گردد و همانجا پیامبر (صلی الله علیه و آله) جواب مخالفین را دادند و علمای اهل سنت (سقیفه) هم معترف به این قضیه هستند اما آنچه مورد بحث ما است روایت صحیح «من كنت مولاه ، فعلي مولاه» است و شیعه اذعان دارد که معنای "مولا" یعنی خلیفه و جانشین و البانی هم به صراحت می گوید "مولا" همان "ولی" است :

أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال لعلي: ” أنت ولي كل مؤمن بعدي “.

وأخرجه أحمد (۱ / ۳۳۰ – ۳۳۱) ومن طريقه الحاكم (۳ / ۱۳۲ – ۱۳۳)

وقال: ” صحيح الإسناد “، ووافقه الذهبي، وهو كما قالا.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود: تو ولی کل مومنین بعد از من هستی. این حدیث را احمد مسندش و حاکم با طریق خودش در جلد ۳ صفحه ۱۳۲ اورده و گفته سندش صحیح است و ذهبی هم موافق اوست و من هم همان را می‌گویم که آنها گفته‌اند.

اعتراف به اینکه معنای "مولا" که همان "ولی" است:

وهو بمعنى قوله صلى الله عليه وسلم: ”من كنت مولاه فعلي مولاه...“

وقد صح من طرق كما تقدم بيانه في المجلد الرابع برقم (۱۷۵۰).

این قول "ولی" به همان معنای سخن پیامبر است که فرمود: هر کس را که من مولای او هستم این علی مولای اوست و صحت ان را بیان کردیم در جلد ۴ شماره ۱۷۵۰.

و در ادامه جواب ابن تیمیه را هم می‌دهد:

فمن العجيب حقا أن يتجرأ شيخ الإسلام ابن تيمية على إنكار هذا الحديث و تكذيبه في منهاج السنة ( ۴ / ۱۰۴ ) كما فعل بالحديث المتقدم هناك.

حقيقتا شگفت‌انگيز است كه شيخ الاسلام ابن تيميه چگونه جرأت بر انكار و تكذيب اين روايت در منهاج السنة، پيدا كرده است؛ چنانچه در باره روايت پيشينى نيز همين برخورد را كرده است.


السلسلة الاحادیث الصحيحة، تألیف البانی، جلد ۵، صفحه ۲۶۳ و ۲۶۴

ابو بکر و عمر "ولی" را به معنای جانشین می‌دانستند:

در صحیح بخاری در یک روایت طولانی امده است:

ثم توفی النبی فقال ابو بکر : فانا ولی رسول الله

بعد از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابو بکر گفت : من جانشین پیامبر هستم.


عمر هم همین نظر را دارد:

فقلت انا ولی رسول الله و ابی بکر.

عمر گفت: من جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ابو بکر هستم.

صحیح البخاری، صفحه ۱۴۰، حدیث ۳۸۰۹، المحقق: مصطفى ديب البغا


نتیجه اینکه طبق نظر البانی "مولا" همان "ولی" است و ابو بکر و عمر هم "ولی" را به معنای جانشین می‌دانند... اگر مخالفین شیعه تعصب را کنار بگذارند می‌فهمند که ، مولا به معنای جانشین و سرپرست است نه دوست و مولا تنها امیر المومنین است و نه آن خلفای غاصب.

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی
"

2 روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار إنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم پاسخ داد.
"

علمای بزرگ اهل تسنن و بیان معنای کلمه "مولی"

أبو حيان اندلسي ، نظر كلبي را اين گونه نقل مي‌كنند :

(هو مولانا) ناصرنا وحافظنا وقال الكلبي هو أولى بنا من أنفسنا في الموت والحياة .
(او مولاي ما است=) ياور و نگاهدار ما است ،


كلبي(یکی از علمای بزرگ اهل سنت) گفته است : مولي به معنای اولي و برتر از ما به جان ما در مرگ و زندگی است .

تفسير البحر المحيط ، ج 5 ، ص 53 ، تحقيق : الشيخ عادل أحمد عبد الموجود - الشيخ علي محمد معوض، شارك في التحقيق 1) د.زكريا عبد المجيد النوقي 2) د.أحمد النجولي الجمل ، ناشر : دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1422هـ -2001م .

ادامه دارد...

یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم

یا مرتضی علی

"

2 روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 11:25AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2018 DragonByte Technologies Ltd.