بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ


https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157751

https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157310
"

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ


https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157751

https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157310
"

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مباهله وانما ولیکم الله پاسخ داد.
"
فهرستی از مطالب مرتبط با واقعه عظیم مباهله

شرحی کوتاه بر واقعه مباهله
https://t.me/borrhan/35228
https://t.me/borrhan/28124

داستان مباهله به روایت تصویر
https://t.me/borrhan/28128

اعمال روز مباهله
https://t.me/borrhan/28126

اعتراف جالب زمخشری براساس واقعه مباهله: #افضلیت اهل بیت علیهم السلام و صحت رسالت
https://t.me/borrhan/28131

تواتر واقعه مباهله نزد مخالفین در منقبت اهل بیت علیهم السلام
https://t.me/borrhan/28132
https://t.me/borrhan/35676

اعتراف بیضاوی: رسول خدا عزیزترین کسان خود را برای مباهله آورد و اثبات صحت رسالت در واقعه مباهله
https://t.me/borrhan/28133

شوکانی و شرح ماجرای مباهله
https://t.me/borrhan/28134

آلبانی و تصحیح ماجرای نقل شده در سنن ترمذی در مورد مباهله
https://t.me/borrhan/28136

حاکم نیشابوری و تصحیح روایت مباهله در شان خمسه طیبه علیهم‌السلام
https://t.me/borrhan/28137

صحیح مسلم و اعتراف به نزول مباهله در شان خمسه طیبه علیهم‌السلام
https://t.me/borrhan/28138

ابن حجر هیتمی و اعتراف به واقعه مباهله در هنگام نقل گفتگوی امام کاظم علیه السلام با هارون
https://t.me/borrhan/32953

سمهدوی شافعی و اعتراف به مصادیق آیه مباهله
https://t.me/borrhan/32889

ایوب گنجی از دشمنان اهل بیت علیهم السلام و اعتراف به آیه مباهله در شان زهرای اطهر سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/32602

نجم الدین طوفی با استناد به جریان مباهله زنان پیامبر را از مصادیق آیه تطهیر خارج می‌کند
https://t.me/borrhan/32787?single

اعتراف جالب ابن عثیمین وهابی در رابطه با آیه مباهله
https://t.me/borrhan/28135

#ابن_تیمیه و اثبات خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام با استناد به مباهله
https://t.me/borrhan/28139

نگاره‌ای مرتبط با واقعه مباهله از ابوریحان بیرونی در دانشگاهی در اسکاتلند
https://t.me/borrhan/28141

تواتر واقعه مباهله در شان خمسه طیبه علیهم‌السلام در کتب شیعه
https://t.me/borrhan/28142

مباهله بزرگترین فضیلت امیرالمومنین علی علیه السلام در کلام حضرت رضا علیه السلام
https://t.me/borrhan/31830

تحریف و خیانت ابن قیم وهابی و حذف نام امیرالمومنین از شان نزول آیه مباهله در هنگام نقل از صحیح مسلم!!!
https://t.me/borrhan/28143

خیانت یکی دیگر از علمای اهل تسنن و #تحریف حقایق واقعه مباهله
https://t.me/borrhan/28149

#تحریف و مفقود شدن روایت مباهله از صحیح بخاری!!!
https://t.me/borrhan/28150

کلیپ تصویری و #تحریف و تقطیع قرآن! توسط وهابیون برای عدم ذکر نام امیرالمومنین!!
https://t.me/borrhan/28151

ابن کثیر و اعتراف به نزول آیه مباهله در شان خمسه طیبه علیهم‌السلام و دروغگویی عجیب او!
https://t.me/borrhan/35813
https://t.me/borrhan/35814

نتیجه‌گیری جالب طلحه شافعی از ماجرای مباهله
https://t.me/borrhan/35816

احتجاج امیرالمومنین علی علیه السلام به واقعه مباهله در شورای شش نفره
https://t.me/borrhan/35816

استدلال علمای شیعه در مورد آیه مباهله و افضلیت امیرالمومنین علی علیه السلام
https://t.me/borrhan/35817
https://t.me/borrhan/35818
https://t.me/borrhan/35819
https://t.me/borrhan/35820

روایت صحیح السند در مورد معنای انفسنا از مصادر شیعه
https://t.me/borrhan/35821

پاسخ به شبهات متداول مرتبط با مباهله:
۱- آیا حسنین فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله هستند؟
۲- چرا در آیه صیغه جمع آمده در حالیکه مصداق نسائنا فقط ۱ نفر است؟
https://t.me/borrhan/35822

- علامه مجلسی معنای اطلاق نفس النبی بودن امیرمومنان علی علیه السلام را شرح می دهند
https://t.me/borrhan/42853

- آیت الله وحید خراسانی و شرح ماجرای مباهله و تحلیل آن بر عصمت صدیقه کبری سلام الله علیها
https://t.me/borrhan/39205

دانلود کتاب از مباهله تا عاشورا
https://t.me/borrhan/42858


"

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
شما می­فرمایید که مثلاً در آیه­ ی شریفه «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ» این چه حصری است؟ در نفی إلا هرچه که بعد از ما (نفی) بیاید مقصور است، آن که بعد از إلا بیاید مقصور فیه، مقصور علیه است. حضرت نیستند إلا رسول الله.

حصر موصوف است بر صفت. اما بگویید که « ما خاتم النبیین إلا محمد » این چه می­شود؟

حصر صفت بر موصوف. الان در آیه­ ی شریفه کدام می­شود؟ موصوف محور است و بعد از ما نفی می­آید یا وصف؟ وصف آمده است « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» یعنی ما عالم بالغیب إلا الله. پس حصر برای چیست؟

حصر برای عالم بالغیب است، محصور می­شود؟ فیه سبحانه و تعالی.

حصر صفت علی موصوف هست. در حصر موصوف بر صفت، بحثش را اهل معانی بیان کردند، در حصر موصوف بر صفت، حصر حقیقی می­شود یا نه؟ بعضی­ ها می­گویند محال، خیلی جالب است، اصلاً محال است. ولی این­جا بحث ما نیست که بگوییم حصر حقیقی محال است. حصر اضافی است مطلقاً در حصر موصوف بر صفت. اما بحث ما در حصر صفت بر موصوف است، دو نوع است؛ حصر حقیقی و حصر اضافی. شما می­فرمایید که مثلاً در انواع مطالبی که می­توانید بگویید مثال­هایش هم مثلاً « ما في الدار إلّا زيدٌ» این حصر صفت است بر موصوف. چطور حصری است؟ حقیقی است یا غیر حقیقی است؟ « ما في الدار إلّا زيدٌ» در خانه نیست، الا زید. این حصر، حصری است واقعیتی، هیچ نیست، « ما في الدار إلّا زيدٌ» حقیقی است یا اضافی است؟ نسبی است،
اما جالب است که حتی ماتن مطول و شارح آن هم این را گفته بودند حقیقی. یعنی آن­قدر حصر حقیقی و اضافی ظریف و لطیف است که بزرگان این اشتباه را می­کنند. لذا شاید حاشیه­ ی چلبی بود بر مطول که در حاشیه گفته بود که فی بحث، اگر شما می­گویید « ما في الدار إلّا زيدٌ» پس فرش و دیوار و این­ها هم هست. پس شد اضافی. یعنی ما فی الدار من سنخ الانسان، الا زید. حصر حقیقی را می­گوییم ما فی الدار، ما فی الدار یعنی هیچ چیز نیست الا زید، اگر بخواهد حقیقی باشد هیچ چیز دیگری نباید در خانه باشد. اگر فرش بود، حصر حقیقی نیست و غلط است. منظور این مسئله­ ی حصر اضافی هنگامی است که اگر شما در کتب ادبیات نگاه کنید، می­بینید بسیار ظرافت­کاری دارد این حصر اضافی برای این­که انسان بفهمد. الان در ما نحن فیه آیه ­ی شریفه حصر صفت است بر موصوف، اما چه حصری است؟ حصری است حقیقی؟ مانعی ندارد، حصری است اضافی؟ آن هم مانعی ندارد، تمامش موجود است، یعنی وقتی آیه­ای به این زیبایی وجوه مختلف را دارد و انسان می­تواند روی این­ها بحث کند، از بین مثلاً هفت وجه که من یادداشت کردم، یک وجه را انسان بگید، وجهی که معلوم است، خودشان بعد در آن گیر می­افتند و عرض می­کنم، بعد بگوید هرکس بگوید پیامبر و امام علم غیب دارند کافرند، مرتد عن الاسلام است. این می­شود استدلال؟ « لقوله تعالى: قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» الان این حصر اضافی است یا حقیقی؟ وجوهی دارد که همه ­اش را عرض می­کنم می­ بینید هرکدام این­ها می­تواند باشد. یکی اگر الف و لام عهد باشد، « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ» یعنی ما عالم بالغیب، یعنی غیب الساعه، یوم القیامه. « ما عالم بالساعه الا الله» این حصر حقیقی است یا نه؟ این حصر حقیقی است، غیر از خدای متعال کسی خبر از ساعت ندارد. « لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاّ هُوَ [4]» اگر در بحث­های کلامی، معارفی، احتمالاتی بود، باز مانعی ندارد که به یک وجهی این هم اضافی باشد،
ولی فعلاً ما در این مقام می­گوییم ما عالم بالساعه الا الله، الف و لام غیب یعنی عالم قیامت می­شود حصر حقیقی، مانعی هم ندارد.

اما یک معنا این است که « ما عالم بالغیب» الف و لام عهد استغراق است، به معنای مجموع، استغراق مجموعی است، عام مجموعی نه استغراق شیوعی، استغراق یعنی همه را بگیرد، همه را بگیرد چطوری؟ جمیعاً تک­ تک، جدا جدا، انحلالاً یا همه را بگیرد مجموعاً؟ این یکی از وجوه است که همه را بگیرد مجموعاً، یعنی چه؟ یعنی ما عالم بالغیب، یعنی بالغیوب، اکرم العلما و اکرم العالم فرقش چیست؟ اکرم العلماء ظهورش در عموم و شیوع و ما عالم بالغیب، یعنی بالغیوب. « اللهم انک انت علام بالغیوب» همه را بلااستثناء. این هم « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ» یعنی الغیوب، تماماً، مجموعاً لایشذ عنه حتی علم. این حقیقی می­شود یا اضافی؟ حقیقی است و روشن است. تنها خدای متعال است که جمیع غیوب را با همدیگر و مجموعاً می­داند. حتی در آن روایت معروف که حضرت فرمودند اسم اعظم 73 حرف است، فرمودند ما اهل بیت 72 حرف از این حروف اسم الله الاعظم را می­دانیم، الا یکی که نمی­دانیم، « هو اسم استعفرالله لنفسه» معروف است، اسم مستاثر. یعنی اسمی که استاثرالله لنفسه، پس اگر بگوییم الغیوب، یعنی جمیع، حصر حقیقی است. « لا یعلم الغیب» این هم یک احتمال است. احتمالی که تکفیر کرده بودند، احتمال استغراق جمعی است؛ یعنی لا یعلم من فی السماوات الارض الغیب؛ یعنی ای شی من الغیوب، هیچ­کدام، حتی یک­دانه غیب را غیر خدا نمی­داند. پس اگر کسی بگوید غیر خدا یک نفر یک غیب را می­­داند، این کافر است. این احتمال اضعف است، اصلاً احتمالش نیست، اضعف می­گویم به ­خاطر این­که گفته ­اند، ولی اگر یک ذره فکر کنیم می­ بینیم معنا ندارد که بگوییم هیچ­کدام از غیوب نیست که کسی غیر از خدا نداند. چرا؟ به­ خاطر این­که خدای متعال بسیاری از غیوب را اعلام کرده است به ملائکه و اولیای خودش، وقتی اعلام کرده است این­ها چه هستند؟ دیروز دو آیه را خواندیم، « فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ[5]» همین امروزبه این روایت برخورد کردم که برایم جالب بود؛ در دو کتاب قدیمی که تاریخ مدینه است و یکی هم در ؟؟؟، شتر حضرت گم شده بود، یک منافقی چه گفت؟ گفت که این پیامبری که شما می­گویی خدا به او خبر می­دهد، خبر بدهد شتر او کجاست؟ همه­ ی مدینه بسیج شده ­ایم شتر حضرت را پیدا کنیم، همه گفتند عجب، تو منافقی؟ این چه حرفی بود زدی؟ بدون این­که کسی به حضرت بگوید، این منافق راه افتاد از جمعیت فاصله گرفت، آمد محضر خود حضرت، بدون این­که کسی به حضرت گفته باشد، حضرت فرمودند یکی از منافقین گفته ­است شتر پیامبر گم شده است، چرا خدای او به او خبر نمی­دهد؟ حضرت سریع فرمودند بله، خدای من به من خبر داد، شتر من فلان جاست، بروید بیاورید و بعد این جمله را فرمودند. ببینید جمع کردند، فرمودند « إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَخْبَرَنِي بمکانها وَ لاَ يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ أَخْبَرَنِي» الان به من خبر داده است که بروید بیاورید، این چه منافاتی دارد که بگوییم اگر حضرت، اخبرالله، این چه مانعی دارد؟ لا یعلم الغیب الا الله، جمع بین هردو در این حدیث خیلی زیباست. بنابراین، این معنا ندارد، حتی من فقط اشاره می­کنم که طول نکشد، در این
سلسله الاحادیث صحیحه که دیشب هم صحبتش بود، خواستید بعداً مراجعه کنید، من اشاره می­کنم، جلد سوم صفحه­ ی 101، بحث مفصلی شده است راجع­ به آن حدیث معروف « یا ساری الجبل» آیا صحیح است؟ ایشان آخرش می­گوید صحیح است،
یا حسین

"

14 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مباهله وانما ولیکم الله پاسخ داد.
"
یا من هو فی ام الکتاب لدینا(لدی الله )لعلی حکیم
یا علی
بزرگترین منقبت قرآنی امیرالمؤمنین(علیه السلام)

روزی مأمون به امام رضا گفت:
بزرگترین امتیاز امیرالمؤمنین(علیه السلام) که از قرآن برداشت شود را برایم بگو.

امام رضا به او گفت:
برتری ایشان در مباهله است*️⃣؛ خدای بزرگ و پُرشکوه فرمود:
﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾[آل عمران 61]
«پس هرکه در اینباره (دربارۀ چگونگی آفرینش مسیح بدون پدر و اینکه همچون سایر انسانها آفریده و بندۀ خداست با تمام غرایز بشری، نه فرزند خدا) با تو بگومگو کرد پس از آنکه علم و دانش این موضوع [با وحی] نزدت آمد [و شاهد این نزول وحی و علم بودند]، بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، و خودمان و خودتان را فرابخوانیم، سپس یکدیگر را نفرین کنیم و خدا را علیه یکدیگر بخوانیم و لعنت خدا و دوری از رحمتش را بر دروغگویان قرار دهیم»،
و رسول الله(صلّى الله عليه وآله)، حسن و حسین(عليهما السلام) را فراخواند پس این دو «إبن» اویند، و فاطمه(عليها السلام) را فراخواند [نه هیچیک از همسرانش را] پس او در اینجا [مصداق] «نساءِ» وی [و مورد نظر در آیه] است، و امیرالمؤمنین(عليه السلام) را فراخواند پس بنا به حکم خدای شکست ناپذیر و بلندمرتبه، وی «نفس» پیامبر است.
و از آنجا که هیچیک از مردم و آفریده‌های خدای والا و منزه، بلندمرتبه‌تر و برتر از رسول الله(صلّى الله عليه وآله) نیست پس لازم است که در حکم خدای شکست ناپذیر و بلندمرتبه، هیچ کس برتر از «نفس» رسول الله(صلّى الله عليه وآله) نباشد.

مأمون اینگونه ایراد گرفت که:
مگر نه اینست که خدا بصورت جمع گفت «أبناء» و رسول الله(صلّى الله عليه وآله) تنها و تنها دو پسرش را فراخواند، و بصورت جمع گفت «نساء» و رسول الله(صلّى الله عليه وآله) تنها و تنها دخترش را فراخواند؛ پس چرا درست نباشد که [«أنفس» را نیز که جمع است برای مفرد بکار برده باشد و] فراخواندن را برای کسی بگوید که خودش «نفس» خود است و مراد حقیقی تنها خود او [شخص متکلم] باشد بدون شخص دیگری؟! و در اینصورت آن فضیلتی که برای امیرالمؤمنین(عليه السلام) گفتی دیگر وجود نخواهد داشت!

امام رضا پاسخ داد:
آنچه گفتی درست نیست ای امیرالمؤمنین؛ وعلتش اینست که دعوت کننده و فراخواننده بودن تنها در صورتی معنا دارد که فراخوانندۀ دیگران باشد همانجور که امرکننده و فرمان‌دهنده اینگونه است که فرمان‌دهنده به دیگران است، و معنا ندارد که در مراد حقیقی فراخوانندۀ خود باشد همانجور که هیچگاه اینگونه نیست که در واقع فرمان‌دهنده به خود باشد.
و زمانیکه رسول الله(صلّى الله عليه وآله) هیچ مردی را در مباهله فرانخواند جز امیرالمؤمنین(عليه السلام) را، پس بی تردید ثابت میشود که وی همان «نفس» پیامبر است که خدای بلندمرتبه در کتابش او را مورد عنایت قرار داده و این حکمِ نفس پیامبر بودنش را در قرآنش تثبیت نموده.

مأمون گفت:
جواب که آمد سؤال واژگون میشود.

موسوعة التاريخ الإسلامي 8: 135.

ــــــــــــــــــــ
*️⃣ تاريخ مباهله: صبح روز 24/ذح/9ه‍.


"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مگر آیه نیاوردم که زن ابراهیم اهل بیت ابراهیم است .شما که باسوادی فرق بین مونث و مذکررا که می دانی .

قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ ﴿۷۳﴾هود-
گفتند آيا از كار خدا تعجب مى ‏كنى رحمت‏ خدا و بركات او بر شما خاندان [رسالت] باد بى‏ گمان او ستوده‏ اى بزرگوار است (۷۳)

هیچ انسانی مصون از خطا نیست حتی پیامبران اگر قرآن را خوانده باشی این را باید خوب فهمیده باشی
پست 452
http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=31

نقل قول:

غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم...
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، حاصل حرف شما این است که مانعی ندارد به جمعی که پیامبر در بین آنها هستند، خطاب با ضمیر جمع برای مردان شود، مثل آیه اهل البیت حضرت ابراهیم .

خوب! میپذیریم، حرفی که نیست، اما شما از جواب اشکال این آیه مورد بحث، طفره نروید ای دوست گرامی! چند بار تکرار کنم؟!

آیا من در آیه اهل البیت حضرت ابراهیم مشکلی داشتم؟ هرگز! مشکل در هفت آیه پشت سر هم سوره احزاب است!

اگر همین یک آیه تطهیر بود، انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا، ما حرف شما را میپذیرفتیم که چون در جمع زنان پیامبر خدا خود حضرت حضور داشتند و مخاطب اصلی اهل البیت بودند، از باب تشریف خطاب، ضمیر جمع برای مردان به کار میرفت.

اما مشکل این است که ما ۲۴ ضمیر داریم! شما باید روند ۲۴ ضمیر را حل کنید! آیا دوست شما نگفتند: (چرا زنان پيامبر بايد چنين كنند و چنان نكنند؟) و سپس پاسخ دادید: (چون : خداوند مي خواهد بدينوسيله آنها را از پليدي و گناه پاكسازي نمايد) آیا خداوند هنگام دستور دادن به اقامه نماز و ایتاء زکات، یاد پیامبر نبود، بلکه در عوض به زنان میگوید: از پیامبر خدا اطاعت کنید، چرا اطاعت کنید؟ تا پیامبر پاک شود؟!!!! حالا به یاد پیامبر افتاد؟!!! و جالب است که پس از قضیه تطهیر، دوباره خطاب جمع برای زنان میشود: آیات الهی را در خانه‌های خود یاد کنید، فقط وقت بردن رجس، پیامبر با آنها شریک میشوند؟! وقت اقامه نماز و ایتاء زکات و تلاوت آیات خدا، حضرت شریک آنها نیستند؟


پس بحث ما بر سر اینکه آیا میشود ضمیر جمع مردان برای اهل البیت آورد، نیست، بلکه بر سر وجود دو ضمیر ناهماهنگ در بین ۲۴ ضمیر است، و این را بیاد جواب دهید و تحلیل علمی و تفسیری کنید، روال طبیعی این بود که گفته شود: انما یرید الله لیذهب عنکنّ الرجس اهل البیت و یطهّرکنّ تطهیرا.

خلاصه سؤال: چرا در بین ۲۴ ضمیر جمع مخاطب برای زنان، دفعتا ضمیر ۲۱ و ۲۲ جمع برای مردان شده، و سپس ضمیر ۲۳ و ۲۴ دوباره جمع برای زنان شده؟
جواب علمی و دندان شکن غاتت بیچاره بدبخت بی سواد فراری
نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم... نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
من آنچه لازم بود بگویم گفتم و همگان دلایل خود را نوشتند، دیگر لزومی به ادامه این بحث نمی بینم.
"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثل اینکه به مطالب توجه نمی کنی یا شاید نمی نوانی بفهمی ؟

اگر توجه کرده باشی گفتم

خب وقتی می گوئیی منظور ائمه هستند این یعنی اینکه ازمیان آنها می توانند صحت خبررا بفهمند نه همه آنها
فهمیدی یا نه ؟

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
من که ترجمه منهم را آوردم ازآنان شما نخواستی ببینید
خوب (ازآنان)
خوب بعدش؟
اولا ترجمه ازمیان آنها غلطه لذا 4ترجمه دیگه اوردم

این اولا

لذا ترجمه ای درست (ازآنان)هست که شما اوردید

حال سوال اینه طبق ظاهر ایه شریفه
آنان چه کسانی هستند؟
"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
وقتی بخواهند عقیده ای را به زور به قرآن تحمیل کنند بهتراز این نمی توانند پاسخ بدهند .
وقتی جواب رو نمی فهمی باید اینطور بگی تا بوهم خودت کم نیاری

مردی سوال کن تا از ایات قرانی که کافر بهش هستی برات ثابت کنم

منتهی فرار بجلو بهترین راه
بله امیرالمومنین امام حسن وامام حسین بودنند


امام زمان علیه السلام و لازم نیست خبر بهش برسه

وقتی حرف می زنی قبل از اینکه خودت بشنوی او ومی شنود ومی بیند چون عین الله الناظر واذن الله وسمع الله است

واقرب الینا من حبل الورید هستند

منافق مزدور چرا دلیل از قران کریم (که منکریشی )نمی خای از من
"

19 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
کسایی که این روایات و این چرندیات و شرکیات رابیان می کنند تنها موحدان عالمند .

اما کسایی که فقط به آیات قرآن استناد می کنند و فقط خدارا می خوانند مشرک و کافر .

آیا نمی اندیشید ؟

__________________

کجاش خلاف قران است ؟ "

19 ساعت پيش

علوی به سرنگار جنگ جمل پاسخ داد.
" چرا چشم بر روی حقیقت میبندند ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ "

23 ساعت پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
کسایی که این روایات و این چرندیات و شرکیات رابیان می کنند تنها موحدان عالمند .

اما کسایی که فقط به آیات قرآن استناد می کنند و فقط خدارا می خوانند مشرک و کافر .

آیا نمی اندیشید ؟

__________________
گنده تر از دهنت حرف نزن تو کجا موحدی ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
تو نماز بلد نیستی بخوانی ! ! ! ! ! ! ! ! !
از رسول الله اطاعت نمی کنی . "

23 ساعت پيش

علوی سرنگار جدیدی با عنوان Reported Post by علوی ساخت
" علوی has reported a post.

Reason:
نقل قول:
توهین به مقدسات
چرند خواندن احادیث و روایات و ....
Post: انکار شرک
Forum: دين و دنيا
Assigned Moderators: موجود نيست

Posted by: کنجکاو1
Original Content:
نقل قول:
کسایی که این روایات و این چرندیات و شرکیات رابیان می کنند تنها موحدان عالمند .

اما کسایی که فقط به آیات قرآن استناد می کنند و فقط خدارا می خوانند مشرک و کافر .

آیا نمی اندیشید ؟
نقل قول:
تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين ج‏10 104

مرويست از امام جعفر صادق عليه السّلام كه حضرت ابراهيم خليل على نبينا و عليه السلام در شبى از شبهاى ظلمانى كه هفت ساعت از آن گذشته بود از خانه بيرون آمد و متوجه صحرا شد و روى نياز بدرگاه بى‏نياز آورده و گفت‏
يا رب بنيت لك بيتا و سبعين مسجدا
، اى پروردگار من از براى تو خانه كعبه و هفتاد مسجد بنا كرده‏ام ندا آمد كه‏
لك الاجر عندى‏
مزد تو نزد منست در جانب فوق و تحت و قدام و خلف و يمين و يسار نگاه كرد هيچكس را نديد، بار ديگر قول مذكور را اعاده فرمود همان جواب شنيد گفت‏
او لم تزدنى على الاجر شيئا
از آنچه مقرر گردانيده‏اى از اجر من زياده نمى‏گرداني ندا رسيد كه‏
يا ابراهيم كانك سديت فورة من شيعة على او كسوت عورة من شيعة على‏
گوئيا تو شكم شيعه‏اى از شيعيان على را سير گردانيده‏اى يا عورت يكى از شيعيان على

را پوشانيده‏اى كه زيادتى مزد ميطلبى
گفت‏
يا رب هل على وجد او سيوجد
آيا على بوجود آمده يا موجود خواهد شد ندا آمد كه بعد از اين از مكمن غيب بوجود خواهد آمد
ا تحب ان تنظر اليه‏
ميخواهي كه او را ببينى گفت نعم يا رب پس حق سبحانه‏
و تعالى رفع حجاب نمود از پيش چشم او و سرادق عرش بنظر او در آمد و ذلك قوله تعالى‏ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ‏- الاية قنديلى بزرگ از قناديل عرش را ديد گفت‏
ما هذا القنديل‏
اين چه قنديلى است خطاب رسيد كه‏
هذا فيه روح حبيبى محمّد
در او روح دوست منست محمّد كه خاتم انبياء است گفت اين قنديل ديگر كه نزديك آنست چيست ندا آمد كه‏
فيه روح حجتى على بن ابى طالب‏
در او روح حجت من على بن ابى طالب است، گفت كه اين قنديل ديگر كه نزديك اين است چيست؟ خطاب آمد كه‏
فيه روح فاطمة بنت محمّد و زوجة على‏
در او روح فاطمه زهراء است دختر سيد انبياء محمّد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و زوجه خير اوصياء على مرتضى، گفت اين دو قنديل ديگر چيست ندا آمد كه‏
هذان فيهما أرواح الحسن و الحسين‏
در آنها روح حسن و حسين است كه اولاد كرام ايشانند گفت اين نه قنديل ديگر چيست خطاب آمد كه‏
فيها أرواح التسع من ذريتهما
در او روحهاى نه گانه فرزندان محمّد و على‏ اند گفت‏
ما هذه القناديل المشبكة التي لا يعلم عددها غيرك‏
چيست اين قنديلهاى پيوسته بيكديگر كه عدد آن را غير از تو نميداند ندا رسيد كه‏
فيها ارواح عبادى الصالحين من شيعة علي‏
اين ارواح بندگان شايسته من‏اند كه از شيعيان على ابن ابى طالب‏ اند گفت‏
يا رب اجعلنى من شيعة علي‏
بار خدايا مرا از شيعه على گردان و ذلك قوله‏ وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ‏ و از امير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه ميفرمودند
احب من دنياكم ثلاث إكرام الضيف، و الضرب بالسيف، و الصوم بالصيف‏
از دنياى شما سه چيز دوست دارم شرائط حرمت مهمان مرعى داشتن، و شمشير زدن، و روزه در تابستان داشتن و چون حق سبحانه بضماير صدور و نيات قلوب اهل البيت عليهم السّلام عالم بود كه اطعام ايشان بمسكين و يتيم و اسير ابتغاء لوجه اللَّه بود نه بجهت سمعه و ريا و توقع مكافات كه منقص اجر است از اين جهت بزبانحال ايشان فرمود كه:
__________________

نقل قول:
چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا
"

23 ساعت پيش

علوی به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اصلا بیا آیات قبل از این آیه را نادیده بگیریم که خداوند به زنان پیامبر چه گفته اند اصلا بیا به اوایل همین آیه 33 احزاب هم توجه نکنیم که خداوند به زنان پیامبر چه گفته اند وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ

اصلابیا قبول کنیم که سخن شما صحیح است و خداوند از اول خلقت این خاندان را از رجس تطهیر کرده و تا قیام قیامت آنها آلوده نخواهند شد
خب این حمایت خداوند از اینکه اهل بیت را از آلوده شدن به گناه را مبرا کرده چه افتخاری هست برای آنها هرکس دیگری هم اگر خداوند آن را عاری مبرا از گناه کند همان خواهد شد
قبول قرآن خوش آمدن و خوش نیامدن ندارد باید همه ی آن را قبول کنی و این قسمت را قبول کنی و آن قسمت را نه و آیات قبلی را قبول کن و آیات بعدی را قبول نکنی کار انسان حق جو و مسلمان نیست بلکه کار مشرک و فردی ملعون است .
آیه دو قسمت دارد قسمت اول به زنان رسول الله دستور میدهد در خانه بمانید و از خانه بیرون نروید و لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى خداوند وقتی دستوری میدهد اطاعت از آن واجب است کسی اطاعت نکند دشمن و مخالف خداوند است . چه کسی بجز عایشه از خانه بیرون رفت و در میان حدود سی هزار نفر عرب قدیم خوش رقصی برای جنگ راه انداختن کرد ؟
ملاک حق پرستی و مشرک نبودن به افتخار کردن نیست وقتی می گوییم جانشین رسول الله کسی است که ..... و او وارث دین است یعنی ذات خداوند عاری از هر گونه رجس و پلیدی است و وقتی دستور داده میشود اطاعت از رسولش مساوی با اطاعت از خداوند است یعنی ذات رسول الله هم عاری از رجس و پلیدی است چون اطاعت از ایشان مساوی اطاعت خداوند است و هرکسی که وارث این دین است همچون رسول الله است اگر نباشد آیه قرآن نقض است و بیهوده .
بحث اصلی ما این آیه است و آیات دیگر موجبات فرار شما را فراهم میکند و شماهم همچو میگ میگ استاد فرار هستید .


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
شما وقتی از زنان پیامبر سخن به میان می آید عایشه را مثال می زنید .
یعنی پیامبر فقط همین یک زن را داشته است ؟
اصلا بیا قبول کنیم که عایشه چنین بوده پس بقیه زنان پیامبر چی نکنه همه آنها هم مثل عایشه بگفته شما گنهکار و خونریز بودند ؟
این سخنان شما فقط بخاطر این است که زنان پیامبر را که آیه درباره آنها سخن می گوید کنار بگذارید و آن چیزی را که شما می خواهید به آیه قالب کنید

این را خوب بدان آیات قرآن پاک و شفاف و نورانی است و هر سخن باطل را به خوبی نشان می دهد
اگر اون عینک فرقه گرایی و تعصب کورکورانه که از پدرانت بهت رسیده را برداری بخوبی می توانی سخنان مخالف آیات قرآن را ببینی
حضرت رسول مکرم همین یک زن را نداشته و چند همسر دیگر داشته است تعدادی از آنان به آیه عمل کردند و در خانه ماندند ولی عایشه از اطاعت آن امتناع کرد و قیام کرد و خون هزاران مسلمانی را ریخت که رسول الله برای مسلمان شدن آنها بسیار سختی کشیده بود پس با این حرف تو ( که اصلا درست و صحیح نیست ) اگر زنان پیامبر باشند قطعا عایشه جزو آنها نیست .
من اصلا نگفتم همه ی همسران رسول الله بد بوده اند اگر گفتم نشان بده ! ! ! ! ! ! ! ! ! !
من بعضی از زنان پیامبر را ام المومنین می دانم نه همه آنها را . مثلا حضرت خدیجه


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
این را خوب بدان آیات قرآن پاک و شفاف و نورانی است و هر سخن باطل را به خوبی نشان می دهد
اگر اون عینک فرقه گرایی و تعصب کورکورانه که از پدرانت بهت رسیده را برداری بخوبی می توانی سخنان مخالف آیات قرآن را ببینی
تا الان بجز این حرف از تو چیزی نشنیده ام و هزارا بار گفتم اگر این جمله و دیگر جملات معروفت را از تو بگیرند عملا لال هستی .
سخن باطل آن سخنی است که نا فرمانی عایشه از خداوند متعال را توجیح می کند. "

23 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
" کسایی که این روایات و این چرندیات و شرکیات رابیان می کنند تنها موحدان عالمند .

اما کسایی که فقط به آیات قرآن استناد می کنند و فقط خدارا می خوانند مشرک و کافر .

آیا نمی اندیشید ؟
نقل قول:
تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين ج‏10 104

مرويست از امام جعفر صادق عليه السّلام كه حضرت ابراهيم خليل على نبينا و عليه السلام در شبى از شبهاى ظلمانى كه هفت ساعت از آن گذشته بود از خانه بيرون آمد و متوجه صحرا شد و روى نياز بدرگاه بى‏نياز آورده و گفت‏
يا رب بنيت لك بيتا و سبعين مسجدا
، اى پروردگار من از براى تو خانه كعبه و هفتاد مسجد بنا كرده‏ام ندا آمد كه‏
لك الاجر عندى‏
مزد تو نزد منست در جانب فوق و تحت و قدام و خلف و يمين و يسار نگاه كرد هيچكس را نديد، بار ديگر قول مذكور را اعاده فرمود همان جواب شنيد گفت‏
او لم تزدنى على الاجر شيئا
از آنچه مقرر گردانيده‏اى از اجر من زياده نمى‏گرداني ندا رسيد كه‏
يا ابراهيم كانك سديت فورة من شيعة على او كسوت عورة من شيعة على‏
گوئيا تو شكم شيعه‏اى از شيعيان على را سير گردانيده‏اى يا عورت يكى از شيعيان على

را پوشانيده‏اى كه زيادتى مزد ميطلبى
گفت‏
يا رب هل على وجد او سيوجد
آيا على بوجود آمده يا موجود خواهد شد ندا آمد كه بعد از اين از مكمن غيب بوجود خواهد آمد
ا تحب ان تنظر اليه‏
ميخواهي كه او را ببينى گفت نعم يا رب پس حق سبحانه‏
و تعالى رفع حجاب نمود از پيش چشم او و سرادق عرش بنظر او در آمد و ذلك قوله تعالى‏ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ‏- الاية قنديلى بزرگ از قناديل عرش را ديد گفت‏
ما هذا القنديل‏
اين چه قنديلى است خطاب رسيد كه‏
هذا فيه روح حبيبى محمّد
در او روح دوست منست محمّد كه خاتم انبياء است گفت اين قنديل ديگر كه نزديك آنست چيست ندا آمد كه‏
فيه روح حجتى على بن ابى طالب‏
در او روح حجت من على بن ابى طالب است، گفت كه اين قنديل ديگر كه نزديك اين است چيست؟ خطاب آمد كه‏
فيه روح فاطمة بنت محمّد و زوجة على‏
در او روح فاطمه زهراء است دختر سيد انبياء محمّد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و زوجه خير اوصياء على مرتضى، گفت اين دو قنديل ديگر چيست ندا آمد كه‏
هذان فيهما أرواح الحسن و الحسين‏
در آنها روح حسن و حسين است كه اولاد كرام ايشانند گفت اين نه قنديل ديگر چيست خطاب آمد كه‏
فيها أرواح التسع من ذريتهما
در او روحهاى نه گانه فرزندان محمّد و على‏ اند گفت‏
ما هذه القناديل المشبكة التي لا يعلم عددها غيرك‏
چيست اين قنديلهاى پيوسته بيكديگر كه عدد آن را غير از تو نميداند ندا رسيد كه‏
فيها ارواح عبادى الصالحين من شيعة علي‏
اين ارواح بندگان شايسته من‏اند كه از شيعيان على ابن ابى طالب‏ اند گفت‏
يا رب اجعلنى من شيعة علي‏
بار خدايا مرا از شيعه على گردان و ذلك قوله‏ وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ‏ و از امير المؤمنين عليه السّلام منقولست كه ميفرمودند
احب من دنياكم ثلاث إكرام الضيف، و الضرب بالسيف، و الصوم بالصيف‏
از دنياى شما سه چيز دوست دارم شرائط حرمت مهمان مرعى داشتن، و شمشير زدن، و روزه در تابستان داشتن و چون حق سبحانه بضماير صدور و نيات قلوب اهل البيت عليهم السّلام عالم بود كه اطعام ايشان بمسكين و يتيم و اسير ابتغاء لوجه اللَّه بود نه بجهت سمعه و ريا و توقع مكافات كه منقص اجر است از اين جهت بزبانحال ايشان فرمود كه:
__________________

نقل قول:
چو این جهان فنا شود علی فناش می کند
قیامت ار به پا شود علی بپاش می کند
که دست دست او بود ولی خداش می کند
و ما رمیت اذ رمین بر تو فاش می کند
که اوست دست کردگار و اوست عین داورا
"

يك روز پيش

کنجکاو1 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط علوی نوشته شده است نمايش نوشته
اولا آيه شريفه مي فرمايند إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَيتِ وَيُطَهِّرَكُم تَطهيرًا نه این که شما نوشته اید عَنكُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَيتِ وَيُطَهِّرَكُم تَطهيرًا این همان تفسیر به رای است که شما در آن سربلند هستید ما همه رجس داریم و آلوده به گناه هستیم و رجس همه مدله و همه رقمه موجود است مثلا در قرآن امر به خواندن نماز شده و شما انجام نمیدهید و معنی آیه کاملا مشخص است یعنی وارثان دین که که همه اعتراف دارند مصداق آیه فوق چه کسانی هستند از تمام رجس ها مبرا هستند و خواهند بود زیرا خداوند آنها را از رجس پاک کرده است و هیچ وقت آلوده به گناه نمیشوند .
شما اندازه عدسی سواد قرآنی ندارید و این همه ادعا را نمی دانم کجایتان جا کرده اید معنی دقیقا به این شرح است که خداوند از اول خلقت این خاندان را از رجس تطهیر کرده و تا قیام قیامت آنها آلوده نخواهند شد پس کسی که گناه کرده مثلا عایشه که خون هزاران مسلمان بر گردن اوست جز این آیه قرار نمیگیرد .
اصلا بیا آیات قبل از این آیه را نادیده بگیریم که خداوند به زنان پیامبر چه گفته اند اصلا بیا به اوایل همین آیه 33 احزاب هم توجه نکنیم که خداوند به زنان پیامبر چه گفته اند وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ

اصلابیا قبول کنیم که سخن شما صحیح است و خداوند از اول خلقت این خاندان را از رجس تطهیر کرده و تا قیام قیامت آنها آلوده نخواهند شد
خب این حمایت خداوند از اینکه اهل بیت را از آلوده شدن به گناه را مبرا کرده چه افتخاری هست برای آنها هرکس دیگری هم اگر خداوند آن را عاری مبرا از گناه کند همان خواهد شد

شما وقتی از زنان پیامبر سخن به میان می آید عایشه را مثال می زنید .
یعنی پیامبر فقط همین یک زن را داشته است ؟
اصلا بیا قبول کنیم که عایشه چنین بوده پس بقیه زنان پیامبر چی نکنه همه آنها هم مثل عایشه بگفته شما گنهکار و خونریز بودند ؟
این سخنان شما فقط بخاطر این است که زنان پیامبر را که آیه درباره آنها سخن می گوید کنار بگذارید و آن چیزی را که شما می خواهید به آیه قالب کنید

این را خوب بدان آیات قرآن پاک و شفاف و نورانی است و هر سخن باطل را به خوبی نشان می دهد
اگر اون عینک فرقه گرایی و تعصب کورکورانه که از پدرانت بهت رسیده را برداری بخوبی می توانی سخنان مخالف آیات قرآن را ببینی "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی
الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ


https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157751
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

یا علی

الْحَمْدُلِله الَّذِی جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَةِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ عَلیِّ بنِ أَبِی طالِبٍ وَ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومیٖن عَلَیْهِمُ السَّلامُ



https://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=157751
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین و صلاه و السلام سید الانبیاء و المرسلین.حبیب اله العالمین، اباالقاسم مصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین و لعنه الله علی اعدائهم الاجمعین. «اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفیکُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً» « أللَّهُمَّ مُنَّ عَلَینا بِظُهُورِ وَلیِّکَ وَعَجِّل لَهُ بِالفَرَجِ وَالعَافِیَةِ وَ النَّصرِ»

در این دو جلسه­ ای که بحث شد راجع­به خطبه­ ی حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه در وقت خروج از مکه بود که به وضوح اطلاع حضرت سیدالشهدا را بر شهادت خودشان در این سفر می­رساند که فرمودند « كأني بأوصالي» این خطبه بحث ما بود. من یک روایت دیگر را هم عرض کردم که دیشب وقت گذشت نرسیدیم راجع ­به آن صحبت کنیم.

آن روایت این بود که امام علیه السلام کلیدی ارائه دادند در وجه این­که چطور است که امام می­دانند « الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» این تعبیر؛ چگونه است؟
حضرت فرمودند که امام علیه السلام خمسه الارواج، خدای متعال در امام پنج روح قرار داده است، آن روایت را ان شاء الله دنباله­ اش را امشب می­گوییم، ولی قبلش ادامه­ ی این بحثی که دیشب ماند را سریع عرض کنیم ان شاء الله ظرف ده دقیقه و بعد برویم سراغ بحث خمسه الارواح. بحث دیشب سر این بود که فتوایی را نقل کردند که در آن­جا آمده بود که « كفر وضلال وردة عن الإسلام» می­گویند این چیست؟ « إن أئمتهم الاثني عشر يعلمون الغيب» چرا؟ « لقوله تعالى: قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ[1]» این آیه­ ی شریفه صحبت بود که استدلال شده است به آن برای این که هرکس بگوید پیامبر یا ائمه علم غیب دارند، خلاف قرآن حرف زده است و خلاف قرآن که حرف زده است پس کافر است. عرض کردم که این آیه­ی شریفه حصر واضح دارد؛ حصر نفی و الا. « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» وقتی که حصر در آیه­ ی شریفه آمده است، اگر ما این حصر را اشتباه بفهمیم، آن هم اشتباه فاحش چه بسا با توضیحاتی که عرض می­کنم و متفرع بر این اشتباه، تکفیر کنیم عده ای از مسلمین را. آیا این اشتباه فهمی ما از آیه معذور هستیم در آن یا نه؟ بعد از این­که مفاد این آیه و نظایر آن در لسان عرب، مفاد روشنی است. الان این حصر در آیه ­ی شریفی چطور حصری است؟ اصطلاحاتی بود در کتب معانی بیان نظیر مختصر و کتاب­هایی که از این صنف بود در انواع حصر؛ حصر صفت بر موصوف، حصر موصوف بر صفت، حصر افراد و قلب و تعیین، حصر اضافی و حصر حقیقی. همچنین حصر حقیقی هم دو نوع بود؛ حصر حقیقی واقعی و حصر حقیقی داعی. این­ها انواعی بود برایش مثال زده بودند و همه ­ی این­ها را بیان کرده بودند، حال این آیه­ ی شریفه کدام یک از این­هاست؟ می­فرماید « قُلْ لَا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ» دیشب عرض کردم الف و لام الغیب مهم است، این الف و لام چه الف و لامی است؟

چندین احتمال درش هست که بعداً وقتی معانی را فکر کردم، هفت وجه به ذهن من آمده با مجموع چیزهایی که شما ممکن است بعداً اضافه کنید. "
آیه ­ی شریفه هفت وجه دارد، یکی از این هفت وجه همان وجه باطلی است که کسی آن­طور معنا بکند و بعد بگوید مسلمان­ها کافر هستند کسانی که می­گویند امام و پیامبر علم غیب دارند. من توضیح مقدماتی­اش را یکی را دیشب عرض کردم

و گفتم الغیب می­تواند الف و لام عهد باشد. الغیب؛ یعنی یک غیب خاص است که معهود در آیه ­ی شریفه است. چرا؟ چون « وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ»[2] پس الغیب یعنی یوم البعث. آیا می­شود جایی پیدا کنیم که که الف و لام عهد باشد یا احتمالش در آن ظاهر باشد؟ بله در خود آیات شریفه است. وقتی که «فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلي مَوْتِهِ إِلاَّ دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْکُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهينِ[3]»

این­جا الغیب می­تواند الف و لام کلی باشد؛ « أَنْ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ» مانعی ندارد، محال نیست، اما آن­که ظاهر آیه هست، چون قبلش دارد می­فرماید « قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ» و آن­ها موت حضرت سلیمان علی نبینا و آله علیه السلام را خبر نداشتند. « أَنْ لَوْ کانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ» یعنی موت سلیمان، یعنی احتمال دور نیست که الان الف و لام این­جا، الف و لام عهد باشد. یعنی آیه شریفه نمی­ خواهد بگوید جن هیچ ­نوع غیبی را نمی­داند، هیچ چیز را نمی­داند، نه در این مقام نیست، می­ خواهد بفرماید مطلقاً عالم به غیب نیستند، این هم یک موردش است. این احتمال عهد در این­جا هست، ولو احتمال الف و لام عهد باشد یا احتمالش در آن ظاهر باشد غیرش هم هست. علی­ ای ­حال در آیه­ ی شریفه باید چطور ما حرف بزنیم؟ آیا آیه­ ی شریفه حصر صفت بر موصوف است یا موصوف بر صفت؟


یا حسین
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
آن تعدد روح ­چکار می­کند با این­که ما می­گوییم هرکسی یک روح بیشتر ندارد، ولی امام می­فرماید در هر کافری هم سه روح است. چطور می­شود؟
روشن است مقصود من؟ کلید این است که وقتی روح از آن یک روحی که ما می­گوییم متعدد شد،
شروع می­شود ما درک بکنیم در یک وجودی پنج روح است، در یک وجودی چهار روح است، در یک وجودی سه روح است. حضرت دنبال آن روایت فرمودند که «َ رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَد» توضیحش را بهتر از من می­دانید ولی نیاز هم نیست، سه روح امروزه مفصل­تر واضح شده است جدا بودن این روح­ها، می­تواند یک روح برود و یک روح دیگر باشد.
ولی این­که اینجا در روایت سوم در باب قبلی حضرت فرمودند « َ رُوحُ الْإِيمَانِ يُلَازِمُ الْجَسَد» مؤمن روح­الایمان دارد، همیشه هم همراه جسدش است ولی «مَا لَمْ يَعْمَلْ بِكَبِيرَة» تا مادامی که گناه از مؤمن سر نزده است،

روح ­الایمان همراهش است. «فَإِذَا عَمِلَ بِكَبِيرَةٍ فَارَقَهُ الرُّوح‏» روح ایمان می­رود.

بعد فرمودند «وَ رُوحُ الْقُدُسِ مَنْ سَكَنَ فِيهِ فَإِنَّهُ لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ أَبَدا» تفاوت مؤمن و معصوم این است؛ ­ مؤمن روح ­الایمان دارد و همراهش هم هست، ولی اگر کبیره انجام داد می­رود، تا توبه کند و برگردد،

ولی کسی که صاحب روح­ القدس است، « لَا يَعْمَلُ بِكَبِيرَةٍ» از او سر نمی­زند، تا از او مفارقت بکند. تعبیری حضرت فرمودند که روایت چهارم است
«يَا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ يُصِيبُهُ الْحَدَثَان‏» یعنی چهار روح می­تواند مفارقت کند، می­تواند به او صدمه بخورد، حدثان آفات است، آسیب­ هاست،
«ِ إِلَّا أَنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَلْعَبُ.» آن روحی که حدثان به آن وارد نمی­شود چیست؟ روح­ القدس است. این تعبیرات در روایت پنجم که حضرت فرمودند «ْ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ وَ رُوحَ الْبَدَنِ وَ بَيَّنَ ذَلِكَ فِي كِتَابِهِ حَيْثُ قَالَ "تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ" ثُمَّ قَالَ فِي جَمِيعِهِمْ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ بُعِثُوا أَنْبِيَاءَ مُرْسَلِينَ وَ غَيْرَ مُرْسَلِينَ وَ بِرُوحِ الْقُدُسِ عَلِمُوا جَمِيعَ الْأَشْيَاء» روح ­القدس نسبت به انبیاء این کار را انجام می­دهد.

در همین باب بعدی هم روایت دوازدهم حضرت فرمودند که «فَرُوحُ الْقُدُسِ لَا يَلْهُو وَ لَا يَتَغَيَّرُ وَ لَا يَلْعَبُ وَ بِرُوحِ الْقُدُسِ عَلِمُوا يَا جَابِرُ مَا دُونَ الْعَرْشِ إِلَى مَا تَحْتَ الثَّرَى.»

حالا برگردیم به روایتی که عرض کردم. حضرت چه می­فرمایند؟ می­فرمایند که « فَإِذَا قُبِضَ النَّبِيُّ» تعبیر این روایت این­جا اینطور است که «انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ فِي الْإِمَامِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ» این کلمه انتقال یک بحثی دارد که بعداً ان شاء الله اگر زنده بودیم و مناسبت شد بحثش را می­کنیم و خصوصیاتی که برای روح ­القدس است انتقال و مناسب خودش است،
مقصود این است که ظهور روح در امام حی و بصیر حضرت می­شود، با شواهد روایت دیگری که عرض می­کنم. حضرت فرمودند که « وَ رُوحُ الْقُدُسِ لَا يَنَامُ» آن روحی که امام علیه السلام دارند خواب نمی­رود «وَ لَا يَغْفُلُ» نمی­تواند غفلت بکند، « وَ لَا يَلْهُو» لهو سراغ او نمی­آید، «وَ لَا يَسْهُو» سهو سراغ او نمی­آید، اما «وَ الْأَرْبَعَةُ الْأَرْوَاحُ تَنَامُ وَ تَلْهُو وَ تَغْفُلُ وَ تَسْهُو وَ رُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ» کلمه ثابت بسیار در این روایت مهم است «وَ رُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ يَرَى بِهِ مَا فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَتَنَاوَلُ الْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِيَدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْعَرْش» امام علیه اسلام که مؤید به روح­القدس است این ممکن است و کاری ندارد. الان آن چیزی که مقصود من از این روایات بود

این بود که امام علیه السلام یک کلید به دست ما داده­اند، کلید چیست؟ کلید این است که فرمودند انبیاء و اوصیاء چرا خبر از همه جا دارند و حال این­که در خانه هستند و ستر دارند؟ و حال آن که خوابند؟ فرمودند چون پنج روح دارند. کفار سه روح دارند، مؤمنین چهار روح و انبیاء پنج روح. این روح پنجم خیلی مهم است،
شوخی نیست، نکته­ این است که این پنج روح، پنج عالم در وجود امام تشکیل داده­اند؛ کمااینکه سه روح سه عالم در وجود کافر حتی تشکیل می­دهند، کمااینکه چهار روح در وجود مومن، چهار عالم تشکیل می­دهند. این مثال ساده ­اش را عرض کنم؛ الان مؤمن روح­ الایمان دارد، روح­القوه، روح­البدن و روح ­الشهوه و این­ها را هم دارد

مثل سایرین، ماه مبارک رمضان می­آید، می­بینید در شدت گرمای تابستان مؤمن، بدن او، روح­ البدن را دارد، غذا می­خواهد بدنش، حرکت می­کند، همه­ ی چیزهایی که برای سایرین هست برای بدن او هم هست، آب می­بیند، کانه این بدنش و روح بدنش دارد پرواز می­کند که این آب را بردارد و بخورد در گرمای تابستان، مگر بدن نداری؟ چرا. مگر این بدن تو و خون و سلول­های تو نیاز به آب ندارد؟ می­گوید دارد، مگر تشنه نیستی؟ چرا تشنه هستم، بخور، این آب است. ولی می­گوید من روزه هستم.
الان در وجود او دو عالم در کنار هم دارند زندگی­ می­کنند. یک عالم بدنی است که سراپا روحی است مدبر بدن او را تشنه کرده است، زنده­ ای است، ولی زنده­ ی سراپا تشنگی است، ولی یک روح دیگر در وجود اوست، یک روح دیگر در وجود اوست که روح­ الایمان است،

روح­ الایمان می­گوید من روزه­ ام. بین این دو عالم، کسی که خبر روح ­الایمان ندارد قابل تصور برایش نیست، می­گوید مگر ممکن است کسی سراپا تشنگی باشد، لیوان آب هم جلویش باشد، بتواند بردارد و بدون هیچ مانعی آب را بخورد اما اختیاراً نخورد،
کسی که از روح­ الایمان خبر ندارد قابل تصور نیست برایش، ولی مؤمنی که در وجود خودش روح ­الایمان را می­یابد، می­گوید نه در وجود من دو شأن موجود است؛ هم تشنه­ ام و هم نمی­ خورم. احکام هرکدام جای خودش است. نه این­که من تشنه نیستم، تشنه هستم، از یک حیثی و نمی ­خورم از یک حیث دیگر. این مثالی بود،
ان شاء الله اگر زنده بودیم و آن دنباله­ ی خطبه­ ی حضرت و شواهدی که در جاهای دیگر دارد برای این­که هم دو جهت را با هم برویم جلو؛ یک مطمئن بشویم از شواهد متعدد که امام علیه السلام نه تنها خودشان، بلکه سایرین هم قضیه­ ی شهادتشان معروف بود و دوم این­که آن علم امام علیه السلام هیچ منافاتی با آن اقدامات حضرت و مفاعلی که از حضرت سر زده است در مسیر تا کربلا نداشته است. ان شاء الله زنده بودیم برای فرداشب عرض می­کنیم. ان شاء الله خدای متعال همه­ ی ما را مشمول عنایت حضرت سید­الشهداء سلام الله علیه قرار بدهد ان شاء الله. الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله طیبین الطاهرین.


1- سوره اسراء، آیه 13

2- نهج­البلاغه، خطبه 156، ص 348

3- سوره عنکبوت، آیه 57

1- دلائل الامامه، ص74.
https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifیا حسین علیک صلوات الله


https://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gifhttps://forum.hammihan.com/images/sm...vorite/gol.gif
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی
یا حیدر

یا حسین

"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار خطبه سید الشهداءعلیه السلام در حجاز واخبار به شهادت در کربلا پاسخ داد.
"
در بحث­های طلبگی باید ما بگردیم، روایات و آیات و چیزهایی که حالت کلیدی دارد پیدا بکنیم، کلید باشد برای فهم مسایل و مبهمات دیگر. به ذهن من طلبه از سال­ها قبل اینطور آمده است که یک روایت هست که کلید این بحث است و مکرر هم گفته­ ام، این روایت را هروقت شما مباحث پیش می­آید به آن فکر بکنید می­بینید مفتاح است، کلیدی است که ذهن شروع به جلو رفتن به سوی حل مسئله می­کند و به آن نزدیک می­شود.
آن روایت هم در کتاب «اصول کافی» آمده است، هم در کتاب «بصائر الدرجات» و مضمونش هم متعدد آمده است. کتاب بصائر الدرجات از محمد ابن الحسن الصفار آمده است کتاب معروف از اصول رواییه هست، در این چاپی که هست در صفحه 454 روایت سیزدهم است، ببینید ایشان سند را خودش را ذکر می­کند «عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» سوالی زیبا مربوط به بحث ما.
جوابی که امام علیه السلام می­دهند، جواب­ها خیلی است، بعضی­ جواب­ها حالت کلیدی دارد و آن کلیدش مهم است. می­گوید آقا، یابن رسول­الله، امام عالمند « بِمَا فِي أَقْطَارِ الْأَرْضِ» همه چیز را روی کره زمین می­دانند، بلکه بالاتر از آن، بلکه برویم جلوتر، او این­طور سوال می­کند، ولی مهم این است «هُوَ فِي بَيْتِهِ مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» در خانه­ ی خودشانند، اتاق خودشان، دیوار هست، در هست، پرده هست، « مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» ستر او، بر او حاجب شده است، انداخته شده است و ساتر است برای او، چطور خبر دارند این­ها را؟
«فَقَالَ يَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ لِلنَّبِيِّ ص خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ» این کلمه «ارواح» همان کلیدی است که می­خواهم عرض کنم. ما می­گوییم هرکسی چند روح دارد؟ یک روح، یک روح دارد، وقتی هم رفت می­ میرد. این­جا وقتی سوال می­کند که آقا چطور است که امام در خانه­ ی خودشانند ولی خبر از همه جا دارند؟ در خانه ­ی خودشانند، خوابند، زیر یک حصار و رواندازی خوابند، هرکس بیاید می­گوید امام خوابند، حرف نزنید که حضرت بیدار می­شوند، اما می­گوید خبر از همه جا دارند، پس چطور می­شود خواب باشند و خبر هم داشته باشند؟ یک روح هست، خواب که رفت، خواب است. آن کلید این است، حضرت می­فرماید «خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ» پنج روح است، شما اگر این ارواح را بتوانید درک کنید که چطور می­تواند در یک وجود، چند روح باشد، اگر شروع کنید این را درک کنید، کم­کم می­توانید پی ببرید به حال امام و مراحل بعدی را به­ صورت حلی و فنی بروید جلو و به فهمید. «خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ». این پنج مورد هیچ ربطی به ما ندارد؟

ما همه یک روح داریم؟ حضرت می­فرمایند نه، مثالش در خود شما هم هست. می­توانید این­ها را بفهمید اما امام یک چیزی دارد که آن دیگر در شما نیست،

ولی مثلی از آن در شما هست، کلید فهمش را شما دارید. می­فرمایند یا مفضل، خدای متعال قرار داده است در پیامبر «خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ»؛ چیست آن­ها؟ «رُوحَ الْحَيَاةِ فَبِهِ دَبَّ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ، رُوحَ الْإِيمَانِ،رُوحَ الْقُدُسِ» در روایات متعددی که در همین کتاب است و این چون خود سائل می­گویند «مُرْخًى عَلَيْهِ سِتْرُهُ» به ­عنوان محور بحث آوردم برای کلید، ولی در همین کتاب چند مورد دیگر است که صفحه­اش را عرض می­کنم بعداً مراجعه کنید. باب پانزدهم هست، باب سیزدهم هم هست روایاتی که مفصلاً این پنج مورد را توضیح داده­اند. مثلاً حضرت فرمودند که « فِي الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ خَمْسَةُ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ وَ رُوحُ الْقُوَّةِ وَ رُوحُ الشَّهْوَةِ وَ رُوحُ الْإِيمَانِ وَ فِي الْمُؤْمِنِينَ أَرْبَعَةُ أَرْوَاح‏،ِ وَ فِي الْكُفَّارِ ثَلَاثَة» توضیح این­که این پنج روحی که در انبیاء و اوصیاء هست، چهار مورد از این پنج مورد در مومنین هست و سه مورد از آن چهار مورد در سایر کفار هم هست.

اگر در کفار سه روح است، اگر خوب تأمل بکنیم، در آن سه روح فی­ الجمله می­توانیم کلیدی پیدا بکنیم برای چه؟ برای این­که اگر در انبیاء پنج روح است، سنخ آن تعدد چیست.


یا حسین
"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 08:04PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2020 DragonByte Technologies Ltd.