بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > جریان زندۀ تالارها

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

نمایش دیوارۀ عبدالعلی69
عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ (179)


"

48 دقيقه پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
یا علی

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم

لعن الله قاتلیک وظالمیک یا فاطمة الزهراء سلام الله

لَبيْكَ يٰا عَليْ

ان ربی علی صراط مستقیم

وعلی علیه السلام هو صراط المستقیم

السلام عليك يا اول مظلوم يااميرالمومنين ياعلي بن ابيطالب

امیرالمومنین علیه السلام

السلام علیک ایهاالصراط المستقیم

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم


جوابها وسوالات اقای حسین از غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران







وجالب این است اصل عنوان سوال از بی بی سی انگلیس هست


http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=139971


جوابهای اقای حسین به معاندین در باره شبهه تحریف کلام الله مجید




پاسخ های بی جواب اقای حسین به احتجاج امیرالمومنین علیه السلام به غدبر




جمع اوری جوابهای اقای حسین به منکر غدیر




جوابها بی پاسخ اقای حسین به منکر توسل




پیامبر دروغین ؛ غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران وابلهان شقی طرفدارش


اللهم صل علی محمد وآ ل محمد وعجل فرجهم والعن من عاداهم
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثل اینکه متوجه نشدی. دوست شما بنده علی ادعایی کردند و غیراز خداوند کسان دیگری را نیز فرمانروای هستی میدانند و وقتی به آیات قرآن استنادکردم که این سخن کفر به خداوند است شما به دفاع از او وعقیده او برخاستید
خداوند می تواند هرکاری بکند می تواند وظیفه میراندن را هم به کس دیگری هم بسپارد شکی درآن نیست

اگر به آیه 258 سوره بقره توجه کنید

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵۸﴾بقره
آيا از (حال‏) آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان مى ‏نازيد، و) در باره پروردگار خود با ابراهيم محاجّه (مى‏)كرد، خبر نيافتى‏؟ آنكاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگار من همان كسى است كه زنده مى ‏كند و مى‏ ميراند.) گفت‏: (من (هم‏) زنده مى ‏كنم و (هم‏) مى‏ ميرانم‏.) ابراهيم گفت‏: (خدا(ى من‏) خورشيد را از خاور برمى ‏آورد، تو آن را از باختر برآور.) پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمى ‏كند. (۲۵۸)
می بینیم که آن شخص که ادعایی داشت در جواب استدلال ابراهیم که گفت پروردگار من زنده می کند و می میراند او هم گفت من هم زنده می کنم ومی میرانم
اما وقتی گفت خداوند خورشید را از خاوربرمی آورد تو آن را از باختر براور دیگر حرفی برای گفتن نداشت
نمی خواهم که فرمانروای هستی شما خورشید را از باختر برآورد.
از شما فقط می پرسم شما ازکجا میدانید خداوند فرمانروایی هستی را به آنها داده آیا به شما وحی کرده اند یا کتابی فرستاده که شما به آن دسترسی دارید ویا خود پیامبر دراین باره چیزی گفته اند
اگر صادقید وبه خداوند دروغ نبستید دلیل خودرابیاورید
الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
جواب اقای حسین برای شما وجوابهای دیگران خواندن یس هست گوش .....
کدام یک از سوالات ایشون رو جواب دادی در رابطه با ملائکه یا آصف یا مدبرات امر یا مقسمات امر

اصلا برای فهم نیومدی بنا داری قران کریم رو مسخره کنی

گفتی

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
بله صحیح است این را میدانم که جناب حسین بیکار نیستند وقت خودرا برای مقابله باشرک و کفر امثال چون تویی هدر بدهد
شما دوست دارید علی را قسیم بهشت و جهنم بدانید به حسین چه ارتباطی دارد ؟
،
گفتم

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
میگم کافر بقران کریم هستی ومنکر خدا وهدفت سخریه گرفتن قران هست

منافق ملحد این ایه قران هست یا نیست ؟
أَلْقِيا في‏ جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنيدٍ (24)
پرتاب کنید شما دونفر در جهنم هر کافر عنیدی رو مثل غانت هالک رو

وچندین بار جواب رو تکرار کردم در پستهای 369و373و375و380و381و384و.....
اما حناق گرفتی چه جواب دادی بیار

علم آصف بماند تا بعدا که ده ها بار ازت سوال شد وجوابی نیامد چون جوابی خدا خلق نکرده براش وجواب برای سوالهای بالا چون در کلام حق تعالی تناقض نیست

البته دوستان دیگه هستند بجای شما خجالت بکشند
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثل اینکه متوجه نشدی. دوست شما بنده علی ادعایی کردند و غیراز خداوند کسان دیگری را نیز فرمانروای هستی میدانند و وقتی به آیات قرآن استنادکردم که این سخن کفر به خداوند است شما به دفاع از او وعقیده او برخاستید
خداوند می تواند هرکاری بکند می تواند وظیفه میراندن را هم به کس دیگری هم بسپارد شکی درآن نیست

اگر به آیه 258 سوره بقره توجه کنید

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵۸﴾بقره
آيا از (حال‏) آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان مى ‏نازيد، و) در باره پروردگار خود با ابراهيم محاجّه (مى‏)كرد، خبر نيافتى‏؟ آنكاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگار من همان كسى است كه زنده مى ‏كند و مى‏ ميراند.) گفت‏: (من (هم‏) زنده مى ‏كنم و (هم‏) مى‏ ميرانم‏.) ابراهيم گفت‏: (خدا(ى من‏) خورشيد را از خاور برمى ‏آورد، تو آن را از باختر برآور.) پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمى ‏كند. (۲۵۸)
می بینیم که آن شخص که ادعایی داشت در جواب استدلال ابراهیم که گفت پروردگار من زنده می کند و می میراند او هم گفت من هم زنده می کنم ومی میرانم
اما وقتی گفت خداوند خورشید را از خاوربرمی آورد تو آن را از باختر براور دیگر حرفی برای گفتن نداشت
نمی خواهم که فرمانروای هستی شما خورشید را از باختر برآورد.
از شما فقط می پرسم شما ازکجا میدانید خداوند فرمانروایی هستی را به آنها داده آیا به شما وحی کرده اند یا کتابی فرستاده که شما به آن دسترسی دارید ویا خود پیامبر دراین باره چیزی گفته اند
اگر صادقید وبه خداوند دروغ نبستید دلیل خودرابیاورید
الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
جواب اقای حسین برای شما وجوابهای دیگران خواندن یس هست گوش .....
کدام یک از سوالات ایشون رو جواب دادی در رابطه با ملائکه یا آصف یا مدبرات امر یا مقسمات امر

اصلا برای فهم نیومدی بنا داری قران کریم رو مسخره کنی

گفتم دشمن امیرالمومنین یا منافق است یا ولد حیض یا زنا زاده

گفتی

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

این معیاررا چه کسی تعیین کرده . خداوند یا شیطان ویاران شیطان ؟

این سخن خود یکی از آن متشابهات است که بیمار دلان برای فتنه انگیزی به آن استناد می کنند

اینکه میلیونها اهل سنت واعتقادات آنهارا به زنازاده تشبیه کنی آیا باعث اتحاد است ویا فتنه انگیزی و کینه ودشمنی می شود ؟

امثال داعش که خودرا از اهل سنت می دانند از دل همچین احادیث وروایات بوجود آمده است

قبلا گفتم متشابهات احادیث وروایاتی است که فقط از روی آیات قرآن شبیه سازی شده و بیمار دلان برای به پا کردن فتنه به آنها مراجعه می کنند

اگر راست می گوئید و متشابهات را از قرآن میدانید خوب آنهارا مشخص کنید اگر صادقید وبه خداوند دروغ نمی بندید
گفتم

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته
این معیار را خداوند تبارک وتعالی تعین فرموده بلسان مبارک وما ینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی

ضمنا شما ثابت کن اعتقاد بخدا داری بعد بگو خدا
گفتی

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

چرا فقط آن سخنانی که مورد قبول شماست وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىاست

مگر سخنان سایر مذاهب مثل اهل سنت بلسان مبارک پیامبر نیست آیا آنها نیز وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى هستند ؟
گفتم

نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته

اتفاقا در این مورد اختلاف نطری نیست بین شیعه وغیر شیعه

بسمه تبارک وتعالی وبحمده وصلی الله علی محمد واله ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین
یا علی ؛ وهو العلی العظیم
در روایات متعدد رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم فرمود ند : یا علی دشمن تو نیست الا ٌ سه دسته 1-منافق 2- ولد الزنا 3-کسیکه اورا مادر در ایام حیض باردار شده .
واین مطلب از مسلمات است پیش اهل تسنن لذا حافظ جزری در أسنی المطالب ص8 بعد از نقل روایاتی که می گوید : هنگامیکه کسی علی بن ابی طالب را دوست ندارد می فهمیم مادر او فاحشه است . می گوید از قدیم تا به حال مشهور است که :ما یبض علیاً رضی الله عنه الاٌ ولد الزنا . دشمن علی نیست مگر ولد الزنا . متن روایات در این باب رجوع شود به آدرسهای ذیل .

أسنی المطالب ص8 ،
شرح حدیدی 1/373(4جلدی )
نهایه ابن اثیر 1/118
لسلن العرب 5/154،
تاج العروس 3/61،
ریاض النضرة محب الدین طبری 2/189،
صواعق ابن حجر هیتمی ص109و139،و174،
الفصول المهمه ابن صباغ مالکی ص11،
شرف المؤیدص103
تاریخ بغداد خطیب بغدادی 2/290،

الکفایة کنجی ص21،
فرائد السمطین 1/365و2/40
ینابیع المودة147و209و204و205ما یبغضه الا کافر از مودة القربی شافعی همدانی ،

تاریخ خلفاء سیوطی 189
شواهد التنزیل حسکانی 1/343
مناقب خوارزمی 324،

مروج الذهب مسعودی2/51و...

ومصادر شیعی فراوان .
یامرتضی علی مددی 1001اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن الجبت والطاغوت واللات والعزی وابنتیهما ومحبیهما بعدد ما احاط به علمک وبعدد فضائل امیر المؤمنین علیه السلام.
http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3510
دوست عزیز وگرامی شما طبق روایاتی که اهل سنت هم بفرمایش شما نقل کرده یکی از این سه دسته تشریف دارید
فبهت الذی کفر


بیچاره بدبخت وقتی دیدی غیر شیعه هم نقل کرده حناق گرفتی واز این شاخه به اون شاخه پریدی

چه جوابی دادی بیار جواب رو


"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثل اینکه متوجه نشدی. دوست شما بنده علی ادعایی کردند و غیراز خداوند کسان دیگری را نیز فرمانروای هستی میدانند و وقتی به آیات قرآن استنادکردم که این سخن کفر به خداوند است شما به دفاع از او وعقیده او برخاستید
خداوند می تواند هرکاری بکند می تواند وظیفه میراندن را هم به کس دیگری هم بسپارد شکی درآن نیست

اگر به آیه 258 سوره بقره توجه کنید

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵۸﴾بقره
آيا از (حال‏) آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان مى ‏نازيد، و) در باره پروردگار خود با ابراهيم محاجّه (مى‏)كرد، خبر نيافتى‏؟ آنكاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگار من همان كسى است كه زنده مى ‏كند و مى‏ ميراند.) گفت‏: (من (هم‏) زنده مى ‏كنم و (هم‏) مى‏ ميرانم‏.) ابراهيم گفت‏: (خدا(ى من‏) خورشيد را از خاور برمى ‏آورد، تو آن را از باختر برآور.) پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمى ‏كند. (۲۵۸)
می بینیم که آن شخص که ادعایی داشت در جواب استدلال ابراهیم که گفت پروردگار من زنده می کند و می میراند او هم گفت من هم زنده می کنم ومی میرانم
اما وقتی گفت خداوند خورشید را از خاوربرمی آورد تو آن را از باختر براور دیگر حرفی برای گفتن نداشت
نمی خواهم که فرمانروای هستی شما خورشید را از باختر برآورد.
از شما فقط می پرسم شما ازکجا میدانید خداوند فرمانروایی هستی را به آنها داده آیا به شما وحی کرده اند یا کتابی فرستاده که شما به آن دسترسی دارید ویا خود پیامبر دراین باره چیزی گفته اند
اگر صادقید وبه خداوند دروغ نبستید دلیل خودرابیاورید
الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
جواب اقای حسین برای شما وجوابهای دیگران خواندن یس هست گوش .....
کدام یک از سوالات ایشون رو جواب دادی در رابطه با ملائکه یا آصف یا مدبرات امر یا مقسمات امر

اصلا برای فهم نیومدی بنا داری قران کریم رو مسخره کنی

سوال کردی

نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر توجه داشته باشید موضوع این تایپیک در باره شرک است آیا استفاده از آیاتی که درباره شرک سخن می گویند گزینشی است ؟

قبلا به شما گفتم بسیار از این سخن شما خشنودم که بخاطر مراجعه به آیات الهی مشرکم خوانی .

فقط خواستم بگویم نظر شما درباره کسی که به آیات قرآن مراجعه می کند چیست

شما بگو آیا فرشتگان من دون الله هستند ؟

آیا عیسی من دون الله هست ؟


جواب داده شد
نقل قول:
در اصل توسط عبدالعلی69 نوشته شده است نمايش نوشته

هم نفهمی هم خودت رو به نفهمی می زنی علتش هم زنیم بودن ومآبون بودنت هست

قال الله عزوجل
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون سوره مبارکه عنکبوت ایه شریفه41

نهی و ذم فرموده از اینکه من دون الله ولی وسرپرست باشد
در سوره مبارکه مائده ایه شریفه 55و56می فرمایند
قال الله عزوجل
انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون
ومن یتول الله ورسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون
می فرماید ولی وسرپرست شما خدا وپیامبروکسانیکه ایمان اوردند واقامه صلاه می کنندودر حال رکوع زکات می دهند .وکسانی که ولایت وسرپرستی خدا ورسولش ومومنانی (چون علی بن ابی طالب )را بپذیرند حزب خدایند ویقینا حزب خدا غالب است ........
جمع این ایات چطوره حق تعالی در کلامش تناقض هست؟!
یا ایه سوره مبارکه عنکبوت نسخ شده؟
یا اطلاق ایه شریفه قید خورده ؟ یعنی مقید شده ؟
یا عمومیت ایه شریفه تخصیص خورده ؟ از باب عام وخاص ؟
یا مراد از من دون الله چیزی است غیر متفاهم عرف وهابیت؟
چون نمی شود نهی وذم بفرماید ازولی گرفتن دون الله ؛
مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیائ .
وحصرومدح بفرماید از ولایتش در ولایت خود ودر ولایت من دون الله (به تعبیر وهابیت )
دوستان وهابی مسلک بدون حاشیه رفتن جواب بفرمائید
بسم الله الرحمن الرحیم
من دون الله در آیه قرآن را چه معنا کنیم؟ در مقابل خدا؟ یا معنای دیگری؟
کلمه دون، اصل اینکه مقصود چیست، مشکلی نیست.
بهترین واژه ای که در فارسی معادلش باشد، مشکل ماست.
اگر می گوییم که پیامبر و ائمه دون الله هستند، پس آیه قران چه می فرمایند: انما یبایعونک تحت الشجره، انما یبایعون الله.
این آیه دارد می گوید کسانی که با تو بیعت کرده اند، یعنی منِ قرآن تو را قبول دارم که با تو مبایعه صورت گرفته است. نظیر و ما رمیت اذ رمیتَ
هر کس این را فهمید آنجا هم می فهمد که مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت
در آیه دیگر می فرماید: انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا ...
حالا
و رسوله و الذین آمنوا دون الله هستند یا هم الله هستند؟
اگر دون الله هستند، پس آیه عنکبوت را چه بگوییم؟
پس معلوم می شود آن دون الله یعنی کسانی که مسیرشان مسیر خدا نیست. یعنی اگر یبایعونه، یعنی یبایعون الله.
مثال
کسی می گوید هر کس دنبال کتابی برود غیر از قرآن به انحراف کشیده شده است و فردا جوابی ندارد.
فردا بهش خبر می دهند که یکی از افراد مستمع شما، هرچه کتاب تفسیر در خانه داشت، بیرون ریخته است! چرا چون شما گفتی!
جواب چیست؟
جوابش این است که این غیر قرآنی که گفتم یعنی کتابهایی که رویکردش غیر قرآنی باشد نه تفسیر و کتابهایی که جهت قرآنی دارد.
کلمه دون در این آیات شریفه در اوج فصاحت و بلاغت ادبیات عرب است.
این دون استعمال فلسفی ندارد. بلکه این دون یعنی دونیت حسی و گرایشی.
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا ... حزب الله.
حزب الله دون الله ام هو الله؟
اینجا جای بحث فلسفی نیست که بگویی حزب الله خداست یا غیر خداست.
هر کس در حزب خداست خدایی است و در فضای ادبیات عرب، خدائی ست. یعنی با او دوستی کنید با خدا دوستی کرده اید و با او دشمنی کنید، با خدا دشمنی کرده اید.
---http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?p=2177231#post2177231
یا علی جواب بفرمایند
اقای .............چه جوابی دادی برای من دون الله بیار جوابت رو

معلومه نه می فهمی نه میخای بفمهی معاند لجوج
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».
_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.

__________________
"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
مثل اینکه متوجه نشدی. دوست شما بنده علی ادعایی کردند و غیراز خداوند کسان دیگری را نیز فرمانروای هستی میدانند و وقتی به آیات قرآن استنادکردم که این سخن کفر به خداوند است شما به دفاع از او وعقیده او برخاستید
خداوند می تواند هرکاری بکند می تواند وظیفه میراندن را هم به کس دیگری هم بسپارد شکی درآن نیست

اگر به آیه 258 سوره بقره توجه کنید

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵۸﴾بقره
آيا از (حال‏) آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان مى ‏نازيد، و) در باره پروردگار خود با ابراهيم محاجّه (مى‏)كرد، خبر نيافتى‏؟ آنكاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگار من همان كسى است كه زنده مى ‏كند و مى‏ ميراند.) گفت‏: (من (هم‏) زنده مى ‏كنم و (هم‏) مى‏ ميرانم‏.) ابراهيم گفت‏: (خدا(ى من‏) خورشيد را از خاور برمى ‏آورد، تو آن را از باختر برآور.) پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمكار را هدايت نمى ‏كند. (۲۵۸)
می بینیم که آن شخص که ادعایی داشت در جواب استدلال ابراهیم که گفت پروردگار من زنده می کند و می میراند او هم گفت من هم زنده می کنم ومی میرانم
اما وقتی گفت خداوند خورشید را از خاوربرمی آورد تو آن را از باختر براور دیگر حرفی برای گفتن نداشت
نمی خواهم که فرمانروای هستی شما خورشید را از باختر برآورد.
از شما فقط می پرسم شما ازکجا میدانید خداوند فرمانروایی هستی را به آنها داده آیا به شما وحی کرده اند یا کتابی فرستاده که شما به آن دسترسی دارید ویا خود پیامبر دراین باره چیزی گفته اند
اگر صادقید وبه خداوند دروغ نبستید دلیل خودرابیاورید
الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
جواب اقای حسین برای شما وجوابهای دیگران خواندن یس هست گوش .....
کدام یک از سوالات ایشون رو جواب دادی در رابطه با ملائکه یا آصف یا مدبرات امر یا مقسمات امر

اصلا برای فهم نیومدی بنا داری قران کریم رو مسخره کنی

یا مهدی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
__________________


الرسالة العلوية في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البرية ؛ النص ؛ ص47

و روينا أيضا في خبر مذكور في حديثه بإسناده إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله إنّه قال لأمير المؤمنين عليه السّلام: «يا عليّ، أنت أمير من في السماء، و أمير من في الأرض، و أمير من مضى، و أمير من بقي، و لا أمير قبلك و لا أمير بعدك، و لا يجوز أن يسمّى بهذا الاسم من لم يسمّه اللّه عزّ و جل به» «2».


(2) مائة منقبة: 78، المنقبة السادسة و العشرون، نهج الإيمان: 470، اليقين للسيّد بن طاوس: 26/ 3.كراجكىمتوفی 449، محمد بن على، الرسالة العلويّة في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البريّة سوى رسول الله صلى الله عليه و آله، 1جلد، دليل ما - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1427 ق.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ و يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192
وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»
وَ رَوَى الْكَرَاجُكِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كَنْزِ الْفَوَائِدِ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏)وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً مَا اسْتَقَرَّ الْكُرْسِيُّ وَ الْعَرْشُ وَ لَا دَارَ الْفَلَكُ وَ لَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا بِأَنْ كُتِبَ عَلَيْهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَ اخْتَصَّنِي بِلَطِيفِ نِدَائِهِ‏ «2» قَالَ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّيْكَ رَبِّي وَ سَعْدَيْكَ قَالَ أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنْ اسْمِي وَ فَضَّلْتُكَ عَلَى جَمِيعِ بَرِيَّتِي فَانْصَبْ أَخَاكَ عَلِيّاً عَلَماً لِعِبَادِيَ يَهْدِيهِمْ إِلَى دِينِي يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَنْ تَأَمَّرَ عَلَيْهِ لَعَنْتُهُ وَ مَنْ خَالَفَهُ عَذَّبْتُهُ وَ مَنْ أَطَاعَهُ قَرَّبْتُهُ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً إِمَامَ الْمُسْلِمِينَ فَمَنْ تَقَدَّمَ عَلَيْهِ أَخَّرْتُهُ وَ مَنْ عَصَاهُ اسْتَحَقَّتْهُ إِنَّ عَلِيّاً سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ حُجَّتِي عَلَى الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ‏ «3».
تنبيه اعلم أن أمير المؤمنين أفضل من النبيين و المرسلين حيث ثبت من طريق المؤالف و المخالف أن الله سبحانه سماه أمير المؤمنين و أمره على ذرية آدم و هم ذر و أقروا له بذلك و الأمير أفضل من المؤمر عليه و أن اللام في المؤمنين للاستغراق فيعم جميع المؤمنين و من جملتهم الأنبياء و المرسلون لقوله تعالى في سورة الصافات‏ «4» عن نوح ع‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إبراهيم (ع‏) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن موسى و هارون‏ إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إلياس‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ فهؤلاء خمسة من الأنبياء المرسلين منهم ثلاثة
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 441.
(2) في البحار: «و اختصّني اللطيف بندائي».
(3) نقله في البحار عن الكنز للمؤلّف ، و قال المصحّح: لم نجده في المصدر المطبوع، يعني كنز الفوائد.
(4) الصافّات: 81، 111، 122، 132.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 193
أولي العزم‏ «1» نوح و إبراهيم و موسى و منهم هارون و إلياس أنبياء مرسلون فيكون أمير المؤمنين ع أفضل منهم لأن الأمير أفضل من المؤمر عليه.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص193


وَ يُؤَيِّدُ ذَلِكَ‏ قَوْلُ النَّبِيِّ ص وَ قَدْ سَأَلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ‏
«2» و هذه البعدية معنوية أي رتبة الفضل التي خصني الله بها ليست لأحد إلا لك و للأئمة من بعدك.
و الدليل على أنه و الأئمة ع أفضل منهم‏
مَا جَاءَ فِي الدُّعَاءِ وَ هُوَ سُبْحَانَ مَنِ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الْجَنَّةَ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُورِثُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتَهُمْ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ النَّارَ مِنْ أَجْلِ مُحَمَّدِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُمَلِّكُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدِ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ص.
اعلم أنه قد ظهر من أسرار هذا الدعاء أشياء منها أن المتعبد بولايته أفضل من المتعبد بولاية غيره و منها أن الجنة مورثة لمحمد و آل محمد و شيعتهم فيكون الأنبياء و المرسلون من شيعتهم لقوله تعالى حكاية عن إبراهيم‏ وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‏ «3» فيكون محمد و آل محمد أفضل منهم و منها أن يكون خلق النار من أجلهم لأنهم الذين يقسمون الجنة لأوليائهم و النار لأعدائهم و يعم ذلك جميعه قوله سبحان من خلق الدنيا و الآخرة و ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لمحمد و آل محمد و الكل داخل تحت هذا العموم فيكون محمد و آل محمد أفضل الخلائق أجمعين‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ الذي جعلنا من شيعتهم و المحبين لهم و المخلصين.
______________________________
(1) كذا، و الصواب: أولو العزم.
(2) عيون أخبار الرضا : ج 1 ص 262 الرقم 22.
(3) الشعراء: 19.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 194
و قوله تعالى‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏.
تأويله‏
مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّذِينَ‏ «1» لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا «2».
و معنى ذلك أن أسماءهم مشتقة من أسماء الله تعالى كما ورد كثيرا في أسماء محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين ص أنها مشتقة من أسمائه و قد أمر عباده أن يدعوه بها لإجابة الدعاء
وَ قَدْ وَرَدَ عَنْهُمْ ص أَنَّهُ‏ مَا سَأَلَ اللَّهَ أَحَدٌ بِهِمْ إِلَّا اسْتَجَابَ دُعَاءَهُ‏ «3»
و ذلك ظاهر لا يحتاج إلى بيان.
و قوله تعالى‏ وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏ أي يعدلون عنها و قد عرفنا أسماءه الذين أمرنا أن ندعوه بها و أمرنا أن نذر الذين يلحدون فيها و هم أعداؤهم الظالمون و كفاهم جزاء قوله تعالى‏ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏. و مما يؤيد هذا التأويل أن أسماء الحسنى هم الأئمة ع عقيب الآية قوله تعالى‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ فقد جاء في التأويل أنهم الأئمة ع‏
وَ هُوَ مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ
______________________________
(1) في المصدر: «التي».
(2) الكافي: ج 1 ص 143.
(3) راجع أمالي المفيد: المجلس 25 ص 218.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 195
يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ص‏ «1»
وَ يُؤَيِّدُهُ مَا رَوَاهُ مِنْ طَرِيقِ الْجُمْهُورِ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ وَ ابْنِ مَرْدَوَيْهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ زَاذَانَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ‏ تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ وَ هُمْ أَنَا وَ شِيعَتِي‏ «2».
صدق ص أنه هو و شيعته هم الفرقة الناجية و إن لم يكونوا و إلا فمن و أحسن ما قيل في هذا المعنى قول خواجة نصير الدين محمد الطوسي رضي الله عنه و قد سئل عن الفرقة الناجية فقال بحثنا عن المذاهب‏
وَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقِي فِي النَّارِ
«3» فوجدنا الفرقة الناجية هي الإمامية لأنهم باينوا جميع المذاهب في أصول العقائد و تفردوا بها و جميع المذاهب قد اشتركوا فيها و الخلف الظاهر بينهم في الإمامة فيكون الإمامية الفرقة الناجية.
و كيف لا و قد ركبوا فلك النجاة الجارية و تعلقوا بأسباب النجوم الثابتة و السارية فهم و الله أهل المناصب العالية و أولو المراتب السامية و هم غدا فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ و يقال لهم‏ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ و الصلاة و السلام على الشموس المشرقة و البدور الطالعة في الظلمات الداهية محمد المصطفى و عترته الهادية صلاة دائمة باقية
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 414.
(2) راجع الدرّ المنثور للسيوطي: ج 3 ص 149.
(3) راجع البحار: المجلّد الثامن الباب الأوّل.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 196
استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد، مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.

"

2 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار به نیت سلامتی وظهور وفرج صاحب العصر والزمان صلوات پاسخ داد.
"
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم والعن واخذل واهلک من عاداهم
یا علی یا مرتضی یا حیدر
یا علی

۲۰ماه مبارک رمضان



سالروز فتح مکه

در چنین روزی در سال هشتم هجری "فتح مکه" صورت گرفت ؛

در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان ۱۲ هزار نفر بود .

در این روز امیرالمؤمنین علیه السلام به امر مبارک خاتم الأنبیاء صلی الله علیه و آله , برای شکستن بت هایی که در کعبه بود ,
پای مبارک خود را بر کتف شریف اشرف مخلوقات نهاد… (۱)

هنگامی که مسلمانان وارد مکه شدند , شعار میدادند:
"الیوم یوم الملحمة" : امروز ، روز در هم كوبيدن است ،
امّا
پیامبر رحمت فرمودند:

شعار را عوض کنید و بگویید:
"الیوم , یوم المرحمة" : امروز , روز رحمت است ؛
و فرمودند:همه در امانند جز "هبّار بن اسود " و معاویه ؛
و نیز فرمودند:

"اگر هبار چسبیده به پرده کعبه هم بود او را بکشید "‼️ (۲)

اما علت این برخورد شدید با هبار چه بود ، در روزی که حتی ابوسفیان هم در امان بود

هبار فردی است که در طی جریان هجرت به گروهی از زنان که به همراه امیرالمومنین علیه السلام و به دستور شخص پیامبر از مکه به مدینه میرفتند حمله برد ،
و موجب وحشت زنان و نیز زینب ، دختر خوانده پیامبر ، که شش ماهه باردار بود گردید ؛
بعد از این ماجرا زینب , هنگام ورود به مدینه فرزند خود را سقط نمود و فرزندش را از دست داد…

و پیامبر خدا بعد از این واقعه فرمودند:

خون هبار بن اسود مهدور است .


و اما نکتهء قابل تأمل:

ابن ابی الحدید معتزلی بعد از نقل این فراز از تاریخ میگوید:

پیامبر به خاطر ترساندن زینب و سقط جنین او , ریختن خون هبّار را جایز دانست , اگر پیامبر زنده بود ریختن خون آنکس را که فاطمه (سلام الله علیها) را ترسانید تا فرزندش سقط شد ,
را نیز جایز میدانست…(۳)

1⃣ مسند احمد ۸۴/۱
2⃣ احقاق الحق , ص۲۶۵
3⃣ شرح نهج البلاغه ،۱۹۳/۱۴
یا من هو فی ام الکتاب لدینا لعلی حکیم
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"


۲۰ماه مبارک رمضان



سالروز فتح مکه

در چنین روزی در سال هشتم هجری "فتح مکه" صورت گرفت ؛

در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان ۱۲ هزار نفر بود .

در این روز امیرالمؤمنین علیه السلام به امر مبارک خاتم الأنبیاء صلی الله علیه و آله , برای شکستن بت هایی که در کعبه بود ,
پای مبارک خود را بر کتف شریف اشرف مخلوقات نهاد… (۱)

هنگامی که مسلمانان وارد مکه شدند , شعار میدادند:
"الیوم یوم الملحمة" : امروز ، روز در هم كوبيدن است ،
امّا
پیامبر رحمت فرمودند:

شعار را عوض کنید و بگویید:
"الیوم , یوم المرحمة" : امروز , روز رحمت است ؛
و فرمودند:همه در امانند جز "هبّار بن اسود " و معاویه ؛
و نیز فرمودند:

"اگر هبار چسبیده به پرده کعبه هم بود او را بکشید "‼️ (۲)

اما علت این برخورد شدید با هبار چه بود ، در روزی که حتی ابوسفیان هم در امان بود

هبار فردی است که در طی جریان هجرت به گروهی از زنان که به همراه امیرالمومنین علیه السلام و به دستور شخص پیامبر از مکه به مدینه میرفتند حمله برد ،
و موجب وحشت زنان و نیز زینب ، دختر خوانده پیامبر ، که شش ماهه باردار بود گردید ؛
بعد از این ماجرا زینب , هنگام ورود به مدینه فرزند خود را سقط نمود و فرزندش را از دست داد…

و پیامبر خدا بعد از این واقعه فرمودند:

خون هبار بن اسود مهدور است .


و اما نکتهء قابل تأمل:

ابن ابی الحدید معتزلی بعد از نقل این فراز از تاریخ میگوید:

پیامبر به خاطر ترساندن زینب و سقط جنین او , ریختن خون هبّار را جایز دانست , اگر پیامبر زنده بود ریختن خون آنکس را که فاطمه (سلام الله علیها) را ترسانید تا فرزندش سقط شد ,
را نیز جایز میدانست…(۳)

1⃣ مسند احمد ۸۴/۱
2⃣ احقاق الحق , ص۲۶۵
3⃣ شرح نهج البلاغه ، ۱۹۳/۱۴
"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار یا علی پاسخ داد.
"
کانال برهان, [۲۶.۰۵.۱۹ ۰۵:۱۰]
#فرازی_از_تاریخ

۲۰ماه مبارک رمضان



سالروز فتح مکه

در چنین روزی در سال هشتم هجری "فتح مکه" صورت گرفت ؛

در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان ۱۲ هزار نفر بود .

در این روز امیرالمؤمنین علیه السلام به امر مبارک خاتم الأنبیاء صلی الله علیه و آله , برای شکستن بت هایی که در کعبه بود ,
پای مبارک خود را بر کتف شریف اشرف مخلوقات نهاد… (۱)

هنگامی که مسلمانان وارد مکه شدند , شعار میدادند:
"الیوم یوم الملحمة" : امروز ، روز در هم كوبيدن است ،
امّا
پیامبر رحمت فرمودند:

شعار را عوض کنید و بگویید:
"الیوم , یوم المرحمة" : امروز , روز رحمت است ؛
و فرمودند:همه در امانند جز "هبّار بن اسود " و معاویه ؛
و نیز فرمودند:

"اگر هبار چسبیده به پرده کعبه هم بود او را بکشید "‼️ (۲)

اما علت این برخورد شدید با هبار چه بود ، در روزی که حتی ابوسفیان هم در امان بود

هبار فردی است که در طی جریان هجرت به گروهی از زنان که به همراه امیرالمومنین علیه السلام و به دستور شخص پیامبر از مکه به مدینه میرفتند حمله برد ،
و موجب وحشت زنان و نیز زینب ، دختر خوانده پیامبر ، که شش ماهه باردار بود گردید ؛
بعد از این ماجرا زینب , هنگام ورود به مدینه فرزند خود را سقط نمود و فرزندش را از دست داد…

و پیامبر خدا بعد از این واقعه فرمودند:

خون هبار بن اسود مهدور است .


و اما نکتهء قابل تأمل:

ابن ابی الحدید معتزلی بعد از نقل این فراز از تاریخ میگوید:

پیامبر به خاطر ترساندن زینب و سقط جنین او , ریختن خون هبّار را جایز دانست , اگر پیامبر زنده بود ریختن خون آنکس را که فاطمه (سلام الله علیها) را ترسانید تا فرزندش سقط شد ,
را نیز جایز میدانست…(۳)

1⃣ مسند احمد ۸۴/۱
2⃣ احقاق الحق , ص۲۶۵
3⃣ شرح نهج البلاغه ، ۱۹۳/۱۴


"

7 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار امیر وفرمانروای هستی ؟ پاسخ داد.
"
یا مهدی و
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر یا ایلیا
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة صلوات الله وسلام الله علیهم اجمعین ؛ ؛ ص51
المنقبة السادسة و العشرون‏
حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا إِسْحَاقُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الدَّبَرِيُ‏ «3» قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّزَّاقِ بْنُ هَمَّامٍ‏ «4» قَالَ حَدَّثَنِي مُعَمَّرٌ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ طَاوُسٍ‏ «5» عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ‏:
كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ‏
______________________________

(3) في الأصل: الدرى، و في اليقين و البحار: الديرى، و ما في المتن هو الصحيح أثبتناه من لسان الميزان: 1/ 349 رقم 1084 حيث قال عنه: سمع من عبد الرزاق تصانيفه و هو ابن سبع سنين، مات سنة 285 ه.
(4) في اليقين: هاشم، و في البحار: هشام، و كلاهما خطأ، تقدم ذكره في المنقبة- 10-.
(5) في اليقين: معمر بن عبد اللّه بن طاووس، و هو خطأ.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 52
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ [تَدْعُونِي بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏] «1» وَ أَنْتَ حَيٌ‏ «2» يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ وَ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ [قَدْ] «3» مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ‏ «4» وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا عَلَيْهِ‏ «5» فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ «6» اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ [لَهُ‏] «7» النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ ع فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ كَانَ اللَّهُ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزْوَةِ بَدْرٍ أَنِ اهْبِطْ إِلَى‏ «8» مُحَمَّدٍ ص وَ مُرْهُ‏ «9» أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ أَنْ يَجُولَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ [ذَلِكَ الْيَوْمَ‏] «10» فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ فَلَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ لِأَنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ‏ «11»
______________________________
(1) من نسخة «أ».
(2) خ ل: اخى.
(3) من المطبوع.
(4) خ ل: يومنا.
(5) في نسخة «أ»: لسرنا ورددنا إليه.
(6) هو: دحية بن خليفة الكلبى رضيع الرسول صلّى اللّه عليه و آله، كان من أجمل الناس و كان جبرئيل عليه السلام كثيرا ما يأتي النبيّ صلّى اللّه عليه و آله بصورته، و هو الذي حمل رسالته صلّى اللّه عليه و آله الى قيصر.
روى ابن الأثير في كتابه «حجة التفضيل» ان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال لاصحابه:
اذا رأيتم دحية الكلبى عندي فلا يدخلن على أحد، عنه البحار: 37/ 326.
و للسيّد المرتضى بحث في ذلك تجده في البحار: 59/ 209.
(7) ليس في نسخة (ب) و المطبوع.
(8) في نسختى الأصل و خ ل: على.
(9) في نسخة «ب» و اليقين: فأمره، و في المطبوع: فمره.
(10) ليس في نسخة «ب» و المطبوع.
(11) في المطبوع: يسم.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص: 53
اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «1» «2».
_______
(1) في اليقين: فأنت يا على أمير المؤمنين في السماء، و أمير المؤمنين في الأرض، و لا يتقدمك بعدى الا كافر، و لا يتخلف عنك بعدى الا كافر، و ان أهل السماوات يسمونك أمير المؤمنين. و هو خلط بين هذه المنقبة و التي بعدها.
(2) عنه اليقين: 58 باب 79، و غاية المرام: 18 ح 12، و مدينة المعاجز: 8.
و أورد نحوه في الصراط المستقيم: 2/ 54 عن محمّد بن جعفر المشهديّ.
و أخرجه في البحار: 37/ 307 ح 39 عن اليقين، و مناقب ابن شهر اشوب: 2/ 253.

ابن شاذان، محمد بن احمد، مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة من ولده عليهم السلام من طريق العامة، 1جلد، مدرسة الإمام المهدى عجّل اللة تعالى فرجة الشريف - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1407ق.
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار امیر وفرمانروای هستی ؟ پاسخ داد.
"
یا مهدی
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم‏ وَ لِعَن أعدائهم أَجْمعين
یامهدی
یا حسین یا رحمة الله الواسعة علی خلقه
یا حسین
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم
یا علی یا حیدر
__________________


الرسالة العلوية في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البرية ؛ النص ؛ ص47

و روينا أيضا في خبر مذكور في حديثه بإسناده إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله إنّه قال لأمير المؤمنين عليه السّلام: «يا عليّ، أنت أمير من في السماء، و أمير من في الأرض، و أمير من مضى، و أمير من بقي، و لا أمير قبلك و لا أمير بعدك، و لا يجوز أن يسمّى بهذا الاسم من لم يسمّه اللّه عزّ و جل به» «2».


(2) مائة منقبة: 78، المنقبة السادسة و العشرون، نهج الإيمان: 470، اليقين للسيّد بن طاوس: 26/ 3.كراجكىمتوفی 449، محمد بن على، الرسالة العلويّة في فضل أمير المؤمنين عليه السلام على سائر البريّة سوى رسول الله صلى الله عليه و آله، 1جلد، دليل ما - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1427 ق.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص190

وَ رَوَى الشَّيْخُ الْفَقِيهُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ رَحِمَهُ اللَّهُ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالا جَمِيعاً كُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِيِّ ص إِذْ جَاءَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ‏ «1» وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَقَالَ عَلِيٌّ وَ أَنْتَ‏
______________________________
(1) في المصدر: «أول من يدخل».
(2) حلية الأولياء: ج 1 ص 63.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 191
حَيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ‏ «1» قَالَ نَعَمْ وَ أَنَا حَيٌّ إِنَّكَ يَا عَلِيُّ مَرَرْتَ بِنَا أَمْسِ يَوْمِنَا وَ أَنَا وَ جَبْرَئِيلُ فِي حَدِيثٍ وَ لَمْ تُسَلِّمْ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ مَا بَالُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ مَرَّ بِنَا وَ لَمْ يُسَلِّمْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ سَلَّمَ لَسُرِرْنَا وَ رَدَدْنَا «2» عَلَيْهِ فَقَالَ عَلِيٌّ يَا رَسُولَ اللَّهِ رَأَيْتُكَ وَ دِحْيَةَ الْكَلْبِيَّ قَدْ اسْتَخْلَيْتُمَا فِي حَدِيثٍ فَكَرِهْتُ أَنْ أَقْطَعَهُ عَلَيْكُمَا فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ دِحْيَةَ وَ إِنَّمَا كَانَ جَبْرَئِيلَ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ كَيْفَ سَمَّيْتَهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ فِي غَزَاةِ بَدْرٍ أَنْ أَهْبَطَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَآمُرَهُ أَنْ يَأْمُرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ يُحِبُّونَ أَنْ يَنْظُرُوا إِلَيْهِ وَ هُوَ يَجُولُ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ فَسَمَّاهُ اللَّهُ فِي السَّمَاءِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ أَمِيرُ مَنْ فِي السَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقِيَ وَ لَا أَمِيرَ قَبْلَكَ وَ لَا أَمِيرَ بَعْدَكَ إِنَّهُ لَا يَجُوزُ أَنْ يُسَمَّى بِهَذَا الِاسْمِ مَنْ لَمْ يُسَمِّهِ اللَّهُ تَعَالَى بِهِ‏ «3»
وَ رَوَى الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ زَاهِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ وَ قَدْ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْقَائِمِ و يُسَلِّمُ عَلَيْهِ بِإِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ لَا ذَاكَ اسْمٌ سَمَّى اللَّهُ بِهِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ لَمْ يَتَسَمَ‏ «4» بِهِ أَحَدٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَتَسَمَّى بِهِ بَعْدَهُ إِلَّا كَافِرٌ قَالَ قُلْتُ فَكَيْفَ يُسَلَّمُ عَلَى الْقَائِمِ قَالَ تَقُولُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ ثُمَّ قَرَأَ بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ «5»
وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سِنَانِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَنَّهُ قَالَ‏ إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ نَوَّهَ اللَّهُ بِأَسْمَائِنَا لَمَّا خَلَقَ السَّمَاوَاتِ‏
______________________________
(1) أي تسمّيني أمير المؤمنين و أنت حي!
(2) إلى هنا رواه ابن شهرآشوب في المناقب: ج 3 ص 54.
(3) اليقين للسيّد ابن طاوس : الباب 79 ص 58.
(4) في م و المصدر: «لم يسمّ».
(5) الكافي: ج 1 ص 411، و الآية في هود: 86.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 192
وَ الْأَرْضَ أَمَرَ مُنَادِياً يُنَادِي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ ثَلَاثاً أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً ثَلَاثاً «1»
وَ رَوَى الْكَرَاجُكِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فِي كَنْزِ الْفَوَائِدِ حَدِيثاً مُسْنَداً إِلَى ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص‏)وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً مَا اسْتَقَرَّ الْكُرْسِيُّ وَ الْعَرْشُ وَ لَا دَارَ الْفَلَكُ وَ لَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا بِأَنْ كُتِبَ عَلَيْهَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ وَ اخْتَصَّنِي بِلَطِيفِ نِدَائِهِ‏ «2» قَالَ يَا مُحَمَّدُ قُلْتُ لَبَّيْكَ رَبِّي وَ سَعْدَيْكَ قَالَ أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ شَقَقْتُ اسْمَكَ مِنْ اسْمِي وَ فَضَّلْتُكَ عَلَى جَمِيعِ بَرِيَّتِي فَانْصَبْ أَخَاكَ عَلِيّاً عَلَماً لِعِبَادِيَ يَهْدِيهِمْ إِلَى دِينِي يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَمَنْ تَأَمَّرَ عَلَيْهِ لَعَنْتُهُ وَ مَنْ خَالَفَهُ عَذَّبْتُهُ وَ مَنْ أَطَاعَهُ قَرَّبْتُهُ يَا مُحَمَّدُ إِنِّي قَدْ جَعَلْتُ عَلِيّاً إِمَامَ الْمُسْلِمِينَ فَمَنْ تَقَدَّمَ عَلَيْهِ أَخَّرْتُهُ وَ مَنْ عَصَاهُ اسْتَحَقَّتْهُ إِنَّ عَلِيّاً سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ حُجَّتِي عَلَى الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ‏ «3».
تنبيه اعلم أن أمير المؤمنين أفضل من النبيين و المرسلين حيث ثبت من طريق المؤالف و المخالف أن الله سبحانه سماه أمير المؤمنين و أمره على ذرية آدم و هم ذر و أقروا له بذلك و الأمير أفضل من المؤمر عليه و أن اللام في المؤمنين للاستغراق فيعم جميع المؤمنين و من جملتهم الأنبياء و المرسلون لقوله تعالى في سورة الصافات‏ «4» عن نوح ع‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إبراهيم (ع‏) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن موسى و هارون‏ إِنَّهُما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ و عن إلياس‏ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ‏ فهؤلاء خمسة من الأنبياء المرسلين منهم ثلاثة
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 441.
(2) في البحار: «و اختصّني اللطيف بندائي».
(3) نقله في البحار عن الكنز للمؤلّف ، و قال المصحّح: لم نجده في المصدر المطبوع، يعني كنز الفوائد.
(4) الصافّات: 81، 111، 122، 132.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 193
أولي العزم‏ «1» نوح و إبراهيم و موسى و منهم هارون و إلياس أنبياء مرسلون فيكون أمير المؤمنين ع أفضل منهم لأن الأمير أفضل من المؤمر عليه.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص193


وَ يُؤَيِّدُ ذَلِكَ‏ قَوْلُ النَّبِيِّ ص وَ قَدْ سَأَلَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَمْ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِيَاءَهُ الْمُرْسَلِينَ عَلَى مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِينَ وَ فَضَّلَنِي عَلَى جَمِيعِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِي لَكَ يَا عَلِيُّ وَ لِلْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِكَ‏
«2» و هذه البعدية معنوية أي رتبة الفضل التي خصني الله بها ليست لأحد إلا لك و للأئمة من بعدك.
و الدليل على أنه و الأئمة ع أفضل منهم‏
مَا جَاءَ فِي الدُّعَاءِ وَ هُوَ سُبْحَانَ مَنِ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ بِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الْجَنَّةَ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُورِثُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ شِيعَتَهُمْ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ النَّارَ مِنْ أَجْلِ مُحَمَّدِ وَ آلِ مُحَمَّدٍ سُبْحَانَ مَنْ يُمَلِّكُهَا مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدِ سُبْحَانَ مَنْ خَلَقَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ وَ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ص.
اعلم أنه قد ظهر من أسرار هذا الدعاء أشياء منها أن المتعبد بولايته أفضل من المتعبد بولاية غيره و منها أن الجنة مورثة لمحمد و آل محمد و شيعتهم فيكون الأنبياء و المرسلون من شيعتهم لقوله تعالى حكاية عن إبراهيم‏ وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ‏ «3» فيكون محمد و آل محمد أفضل منهم و منها أن يكون خلق النار من أجلهم لأنهم الذين يقسمون الجنة لأوليائهم و النار لأعدائهم و يعم ذلك جميعه قوله سبحان من خلق الدنيا و الآخرة و ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لمحمد و آل محمد و الكل داخل تحت هذا العموم فيكون محمد و آل محمد أفضل الخلائق أجمعين‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ الذي جعلنا من شيعتهم و المحبين لهم و المخلصين.
______________________________
(1) كذا، و الصواب: أولو العزم.
(2) عيون أخبار الرضا : ج 1 ص 262 الرقم 22.
(3) الشعراء: 19.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 194
و قوله تعالى‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏.
تأويله‏
مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّذِينَ‏ «1» لَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا «2».
و معنى ذلك أن أسماءهم مشتقة من أسماء الله تعالى كما ورد كثيرا في أسماء محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين ص أنها مشتقة من أسمائه و قد أمر عباده أن يدعوه بها لإجابة الدعاء
وَ قَدْ وَرَدَ عَنْهُمْ ص أَنَّهُ‏ مَا سَأَلَ اللَّهَ أَحَدٌ بِهِمْ إِلَّا اسْتَجَابَ دُعَاءَهُ‏ «3»
و ذلك ظاهر لا يحتاج إلى بيان.
و قوله تعالى‏ وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ‏ أي يعدلون عنها و قد عرفنا أسماءه الذين أمرنا أن ندعوه بها و أمرنا أن نذر الذين يلحدون فيها و هم أعداؤهم الظالمون و كفاهم جزاء قوله تعالى‏ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏. و مما يؤيد هذا التأويل أن أسماء الحسنى هم الأئمة ع عقيب الآية قوله تعالى‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ فقد جاء في التأويل أنهم الأئمة ع‏
وَ هُوَ مَا رَوَاهُ الشَّيْخُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ
______________________________
(1) في المصدر: «التي».
(2) الكافي: ج 1 ص 143.
(3) راجع أمالي المفيد: المجلس 25 ص 218.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 195
يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّةُ ص‏ «1»
وَ يُؤَيِّدُهُ مَا رَوَاهُ مِنْ طَرِيقِ الْجُمْهُورِ عَنْ أَبِي نُعَيْمٍ وَ ابْنِ مَرْدَوَيْهِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ زَاذَانَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ‏ تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِي النَّارِ وَ وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَ هُمُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏ وَ هُمْ أَنَا وَ شِيعَتِي‏ «2».
صدق ص أنه هو و شيعته هم الفرقة الناجية و إن لم يكونوا و إلا فمن و أحسن ما قيل في هذا المعنى قول خواجة نصير الدين محمد الطوسي رضي الله عنه و قد سئل عن الفرقة الناجية فقال بحثنا عن المذاهب‏
وَ عَنْ قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ سَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَ سَبْعِينَ فِرْقَةً فِرْقَةٌ مِنْهَا نَاجِيَةٌ وَ الْبَاقِي فِي النَّارِ
«3» فوجدنا الفرقة الناجية هي الإمامية لأنهم باينوا جميع المذاهب في أصول العقائد و تفردوا بها و جميع المذاهب قد اشتركوا فيها و الخلف الظاهر بينهم في الإمامة فيكون الإمامية الفرقة الناجية.
و كيف لا و قد ركبوا فلك النجاة الجارية و تعلقوا بأسباب النجوم الثابتة و السارية فهم و الله أهل المناصب العالية و أولو المراتب السامية و هم غدا فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ قُطُوفُها دانِيَةٌ و يقال لهم‏ كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخالِيَةِ و الصلاة و السلام على الشموس المشرقة و البدور الطالعة في الظلمات الداهية محمد المصطفى و عترته الهادية صلاة دائمة باقية
______________________________
(1) الكافي: ج 1 ص 414.
(2) راجع الدرّ المنثور للسيوطي: ج 3 ص 149.
(3) راجع البحار: المجلّد الثامن الباب الأوّل.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 196
استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، 1جلد، مؤسسة النشر الإسلامي - ايران ؛ قم، چاپ: اول، 1409ق.
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار امیر وفرمانروای هستی ؟ پاسخ داد.
"
پست 956
نقل قول:
در اصل توسط طارق همانغانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
گروه عظیم منظور شما چه کسایی هستند که به فرمانروایی هستی علی اعتقاددارند ؟

من تا آنجایی که می دانم تا به حال با کسی برخورد نکردم که چنین سخنی را باورداشته باشند من برای اولین بار در مطلب مهدی چنین سخنی را شنیدم .

راستی این همه که برسر فرمانروایی علی صحبت شد نپرسیدم منبع این سخن کجاست ؟
آیا این سخن را پیامبر فرموده اند ؟


hosyn
این گروه عظیم که نگفتند حضرت فرمانروا هستند یا نیستند، دقت کنید، این گروه عظیم میگویند: اگر خدا بخواهد فرمانروائی هستی را به کسی بدهد، میدهد، و کسی هم که این را بگوید مشرک نیست.
"

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مرز توحید وشرک و....... پاسخ داد.
"
پست162
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاوهمان کثافت آشغال غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایران1 نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
میدانی چه گناهی کردند؟
گناه ازاین بالاتر بجای اینکه به آیات الهی توجه کند به سخنان بیهوده توجه دارند


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 همان کثافت آشغال غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم ایراننوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

صحبتهایی که باانها داشتم اعتقاد دارند پسر پدر و روح القدس یکی هستند یعنی خداوند در این سه تا هست وکلی روایت از زبان عیسی می آورند که نشان دهند درست می گویند

همانند شما که به آل الله اعتقاد دارید و قدرتهایی که برای آنها درنظر گرفتید که خداوند درباره آن آیه ای نازل نکردند ولی به آن معتقدید
آیا شما راست می گویید ولی آنها دروغ می گویند


hosyn
دوست گرامی، به این دو فقره کلام خودتان نگاه کنید، میگویید گناهشان این بود بجای اینکه به آیات الهی توجه کند به سخنان بیهوده توجه میکردند، و خود شما در قبال آیات قرآن که آوردم جواب میدهید: (صحبتهایی که باانها داشتم...)، و سپس میگویید آیا شما راست میگویید و انها دروغ میگویند؟!

و اما آل الله پس شما با الفاظ و نقوش قرآن کار دارید که قرآن میفرماید: و جعلنا علی قلوبهم أکنة أن یفقهوه، خوب به کلمه یفقهوه نگاه کنید، قرآن فهم میخواهد و محال است دشمن خدا و قرآن بتواند آل الله را در قرآن ببیند و بفهمد.
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست پاسخ داد.
"
پست2406

نقل قول:
در اصل توسط ghanet غانت هالک ملحد کافر بالله وانبیائه ورسله وکتبه وحججه بهائی ملحد زنیم مابون شیطان پرست بی سواد مدعی پیامبری وهدایت مردم و...........نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
پس چرا خودت آیات را ترجمه نمی کنی؟!

hosyn
بنده همین آیات را دو بار ترجمه‌اش را آوردم:
"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ (12)


احاطه علم می آورد وعلم قدرت
"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
ایاتی که به آن استناد کردم بیانگر کفر مدعیان فرمانروایی هستی دانستن کسی بجز خداوند است
همانطور که آیاتی ازقرآن بیانگر کفر خدا دانستن عیسی است

hosyn

دوست گرامی، اگر خداوند میفرمایند فرمانروای هستی هستند، یعنی بالاتر از آن نیست؟ آیا فرمانروا بودن بالاتر است یا دیگران را فرمانروا کردن؟ خود قضاوت کنید! آیه: له الملک، بالاتر است، یا قل اللهمّ مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء؟
"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
ایاتی که به آن استناد کردم بیانگر کفر مدعیان فرمانروایی هستی دانستن کسی بجز خداوند است
همانطور که آیاتی ازقرآن بیانگر کفر خدا دانستن عیسی است
یا قسیم الجنه والنار

أَلْقِيا في‏ جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنيدٍ (24)
پرتاب کنید شما دونفر در جهنم هر کافر عنیدی رو مثل غانت هالک رو
"

11 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
ا

فرمانروای آسمانها وزمین ازآن خداوند است وهیچ کس را در فرمانروایی خود شریک نمی گرداند


مریضی برو دکتر یا دا........
بچه چن تا نقطه ای مگه اینحرف رو سوال نکردی ومگه اقای حسین جوابت نداد جناب غانت هالک

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=156997

پست 899

http://www.iranclubs.org/forums/show...155542&page=60

نقل قول:
در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران ونوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
شما ودوستانت نشان دادید که خداوند درنزد شما جایگاهی ندارد و اگرهم داشته باشد در جایگاه آخر است همانطور که استادتان جناب حسین گفتند کسی که علم کتاب نزد اوست از فرمانروای عالم (خدا ) مقام بالاتری دارند یعنی علی از خداوند نزد شما مقام بالا تری دارد

hosyn
دوست گرامی، پس شما که ادعای متابعت قرآن دارید چرا تهمت میزنید؟! آیا قرآن فرموده است که حرف آشکار طرف خودتان را ولو کافر باشد تحریف کنید و ضد آن را به او نسبت دهید؟! مگر قرآن نمیفرماید: و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی؟!

اولا: حسین کجا استاد است؟ بنده استادم در اشتباه کردن و اگر توفیق الهی باشد سریع عذرخواهی کردن، إن شاء الله تعالی

ثانیا: آیا حسین گفت خداوند متعال، علم الکتاب را نمیداند، و چون امیرالمؤمنین علم الکتاب را میدانند، پس از خدا بالاترند؟! خوشا به حال این حسین! که میگوید: خداوند علم الکتاب نزدش نیست! دوست گرامی، اگر مطلب مبهم بود میگفتم متوجه نشدید، ولی تهمت آشکار میزنید! مگر به آیه قل اللهمّ استشهاد نکردم؟! آیا قل اللهمّ مالک المک مربوط به علم الکتاب و امیرالمؤمنین است؟! أحسنت به این قرآنیت!



نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif

نقل قول:
در اصل توسط طارق نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
در صورتی که اگر به آیه توجه کنی سلیمان از خداوند تقاضا می کند حکومتی به او ببخشد که بعد از او سزاوار هیچ کس نباشد یعنی اینکه بعد از سلیمان به کس دیگری چنین حکومتی را ندهد

ممکن است برداشت خودتان را از این عبارتان توضیح دهید، آیا اگر خداوند به پیامبر خاتم النبیین که قرآن بر او نازل شده، همان قرآن که مهیمن بر تمام کتب آسمانی قبلی است، آیا اگر فرض بگیریم که خداوند مثل ملک حضرت سلیمان به ایشان میداد، ایشان طبق دعای سلیمان، سزاوار این ملک نبودند، و یا آن ملک سزاوار ایشان نبود؟

دقت کنید که نگفتند: خدایا این ملک را به احدی پس از من عطا نکن، بلکه فاعل فعل لا ینبغی، خود ملک است، یعنی ملکی به من بده که آن ملک سزاوار احدی پس از من نیست، آیا این دعا زیبنده دعای یک پیامبر است؟ اگر خدا بخواهد به کسی بدهد حتما سزاوارش خواهد بود، این چه دعائی است که این ملک، سزاوار غیر من نباشد؟

آیا اگر به حضرت سلیمان ع بگویند خدا میخواهد به پیامبر خاتم ص، بالاتر از ملک شما عطا کند، ایشان میگویند زیبنده او نیست؟!

.

hosyn
به جای یک جواب تفسیری و علمی این چنین گفتید:


نقل قول:
در اصل توسط طارق غانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا2

- ترجمه استاد انصاریان :
همان كه فرمانروايي آسمان ها و زمين فقط در سيطره اوست و فرزندي براي خود نگرفته است و در فرمانروايي شريكي ندارد و هر چيزي را آفريده و آن را به اندازه قرار داده، اندازه اي درست و دقيق.

من تا آنجایی که از آیه فهمیدم خداوند می فرماید فرمانروایی در سیطره اوست و در فرمانروایی شریکی ندار .
اگر امکان دارد درباره ای آیه توضیحی بده که چرا خداوند می فرمایند که در فرمانروایی شریکی ندارند ولی شما می گویید علی هم فرمانروای هستی است ؟

hosyn
و بنده جواب دادم:


نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، امام صادق شیعه خود را سه دسته کردند: شیعه در ظاهر غیر باطن، شیعه در باطن غیر ظاهر، شیعه در باطن و ظاهر، و در بیانی بسیار جالب، وقتی کسی ادعا میکند که من شیعه شما در باطن و ظاهر هستم، حضرت فوری جواب میدهند آنها صفاتی دارند که با آن شناخته میشوند، و قتی میپرسند آن صفات چیست؟ بر خلاف انتظار همه! میگویند اولها أنهم عرفوا التوحید حقّ معرفته، و تا حدود یک صفحه توضیح میدهند که صاحب المیزان این روایت را از غرر روایات میدانند، و در تحف العقول آمده، و کتاب ترجمه هم دارد.

بلی امام ع اولین صفت شیعه خود را معرفت حقیقی توحید میدانند، اگر قرار است کسی که امیرالمؤمنین را فرمانروای هستی بداند، خدا را از همه کاره بودن لحظه به لحظه هستی، منعزل کند، و پست فرمانروائی را به حضرت علي ع بدهد، این اول مشرک است، شیعه که نیست هیچ! از هر کافری بدتر است!

بنده به سهم خود، یک بار در عمرم احساس نکردم که خدای متعال در آیات قرآنش احساس رقابت با اولیاء خودش دارد، آخر آنها را خودش آفریده و میداند که چه گوهری در وجودشان گذاشته، و اولیاء او هم مرتب هشدار دادند که غلو نکنید که غالی از هر کافر و مشرکی بدتر است، اما هر چه از مقامات به ما نسبت بدهید هنوز به یک درصد آن هم نمیرسید، چون نمیتوانید تصور کنید آن مقامات را، نزلونا عن الربوبیه و قولوا فینا ما شئتم و لن تبلغوا، اجعلوا لنا ربا نؤب الیه و قولوا ما شئتم و لن تبلغوا، یعنی برای ما ربّ قرار دهید که همه چیز ما به او برمیگردد و سپس هر چه میخواهید بگویید و بدانید هرگز نمیرسید! ما را از ربوبیت پایین آورید و ما را خدا و اصل دار وجود ندانید و سپس هر چه میخواهید برای ما بگویید و بدانید که هرگز به واقع مقامات ما نخواهید رسید.

بنده به سهم خود اینجا صریحا اعلان میکنم که هر کس سر سوزن امیرالمؤمنین یا دیگر اولیاء خدا را در کنار خدا و بدون اذن لحظه به لحظه او، کاره‌ای بداند، از تمام کفار پست‌تر و ملعون‌تر است، هر چه دارند خدا به آنها داده، و هر لحظه بخواهد میگیرد، و بالاتر اینکه هر کاری که از آنها ظهور کند دقیقا منسوب به خود خداوند متعال است، چون خصوصیت اهل البیت این است که خدا آنها را از خودیت و دیدن سر سوزن نفسانیت رها کرده است، و لذا با سایر مخلوقین که هنوز در خود احساس نفسانیت دارند و ردای کبریای (من آنم که...) در سر دارند فرق میکنند، مثالی بزنم اگر میخواهید تامل کنید:

محال است محال است محال است که اگر کسی رفت دامن پادشاهی را گرفت و گفت خواهش میکنم فلان کار را انجام دهید، به او بگوید: ای بی شرم بی حیا! من خودم اینجا حاضر هستم، به این پارچه‌ای که پوشیده‌ام چنگ میزنی؟! این دامن من را میگیری؟!

چرا محال است؟ چون دامن پادشاه هیچ استقلالیت در کنار پادشاه ندارد، درست که خود پادشاه نیست، اما فقط وسیله توسل به اوست.
.

نقل قول:
در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
جناب حسین ببخشید که اینو می گویم ولی خیلی دوپهلو جواب دادی و به سراحت جواب ندادی که آیا این عقیده که می گوید علی فرمانروای هستی است حق وبا اذن خدااست یا نه ؟

hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
عجب! دوست گرامی، دو پهلو؟! خیلی کم گفتید! آیا روش افنا که نوابغ هندسه در محاسبه محیط و حجم کره به کار میبرند شنیده‌اید؟ در محیط کره، یک میل کننده به بینهایت پهلو دارم! و در حجم کره، هر کدام از این پهلوها خود بینهایت لول دارد! واقعا معارف قرآن، غریب است! امثال من کجا و معارف قرآن!

ببینید دوست گرامی، ما یک محکماتی داریم که باید از طریق آنها پیش برویم، که اگر نرویم تنها خودمان ضرر کرده‌ایم، قرآن میفرماید حق ندارید بدون سلطان و دلیل و حجت آشکار از ناحیه خداوند متعال، سخنی بگویید:

الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ (غافر 35)

إِنَّ الَّذينَ يُجادِلُونَ في‏ آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ في‏ صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ (غافر 56)


و نیز امر میفرماید که با صادقین باشید:

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ كُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ(توبة 119)

به قول شاعر:

چندین چراغ دارد و بیراهه میرود ---- بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش


دوست گرامی، اگر بنده از ناحیه خودم حتی نزد شخص خودم و محدود در فضای ذهنی خودم، بگویم: امیرالمؤمنین فرمانروای هستی هستند یا نیستند، در هر دو صورت اشتباه کرده‌ام، چون خدا میخواهد بدون سلطان از ناحیه او حرفی یا اعتقادی را دنباله‌روی نکنیم.

باید صادقانه به دنبال فهم آیات قرآن باشیم، اما نه از روی غرور و اینکه تنها هر چه من میفهمم درست است، باید زانوی ادب محضر کسانی که مطمئن هستیم جزء صادقین هستند، بر زمین بگذاریم، تا به تدریج به معارف بلند قران کریم، نزدیک شویم.

این نکته بسیار مهم را بارها عرض کردم که قاعده اصلی در فهم معارف، پرهیز از غلو است، و این قاعده و راهی است که خود اهل البیت به شیعه یاد دادند، مثال روشن آن این است:

اگر کسی بین خودش و خدا، چنین میبیند که اگر امام معصوم از قلب من خبر دارند پس خدا هستند، بر این شخص حرام است بگوید امام از قلب من خبر دارند، چون درک او این است که ممکن نیست کسی بتواند از قلب من آگاه باشد و خدا نباشد! و اگر چنین شخصی دل به دریا زد و معتقد شد امام از قلب من خبر دارند، وارد وادی غلو شده است، و مطرود نزد اهل البیت است، یعنی کسی که میگوید: یا امام خبر از قلب من ندارند و یا خدا هستند و سوم ندارد، اهل بیت از چنین کسی به جدّ میخواهند که بگوید: امام از دل او خبر ندارند، چون آنها که خدا نیستند، و این شخص قدرت جمع بین اینها ندارد که کسی از قلب بندگان آگاه باشد و خالق آنها نباشد!

اما اگر کسی باشد که به صورت کاملا آرام و منطقی، مشکلی نمیبیند که امام از قلب من آگاه باشند و خدا هم نباشند، اینجا هرگز اهل بیت ع از این شخص نمیپذیرند که حتی احتمال بدهد امام ع از قلب او خبر ندارند!

این روندی که در این مثال توضیح دادم، تا به آخر مقامات میرود! یعنی هر شخصی فقط مجاز است تا مرزی از مقامات اهل بیت حرکت کند که با اصل مذکور، تصادم نداشته باشد، و در اینجا، دلیر شدن، و چیزی را نفهمیدن، جلو رفتن، باعث شقاوت و ضلالت است، المتقدم لهم مارق و المتأخر عنهم زاهق و اللازم لهم لاحق، اینجا جای دل به دریا زدن و تعارف اهل بیت کردن نیست، یعنی دو چیز حتما باید مد نظر باشد: ۱- هر مقامی را خودشان بیان کرده باشند، ۲- این مقام، در نزد شخص خاص که آن را تصور میکند، به طور قطع، موجب ورود در حوزه خدا شدن نباشد، و گرنه هر بیانی هم از اهل بیت باشد، چون نزد ذهن او، با محکمات معارف ثقلین، سازگاری ندارد، نباید قبول کند و باید نزد خودش تاویل کند، همانگونه که به حق، واژه (ید) در قرآن را تاویل میکند، و هرگز معتقد نمیشود که خداوند دست دارد، و لذا برای خیلی از مردم، به جای اینکه گفته شود امام از دل شما خبر دارند، میگویند: خدا از آنچه در دل شماست به امام خبر میدهد.

به هرحال امیرالمؤمنین ع نزد شیعه، اینگونه فرمانروای هستی هستند که خانه ایشان را آتش میزنند و با ریسمان به مسجد میبرند و خم به ابرو نمیآورند! فرمانروای دست‌بسته شنیده‌اید؟ فرمانروائی هستند که در محراب مسجد کوفه، غرق خون بر زمین میافتند! میخواهید بیشتر بگویم؟! آیا اصلا مقامی بالاتر از فرمانروائی برای ما متصور است؟ آیا در یک دانشگاه که اینشتین تدریس میکرد، مدیر دانشگاه، فرمانروای دانشگاه بود یا اینشتین؟ آیا علم الکتاب را داشتن بالاتر است یا فرمانروا بودن؟ آیا فرمانروائی بدون پشتوانه علم، پشیزی میارزد؟

بنده به سهم خود، امام صادق را راستگو میدانم، و مطمئن هستم از طریق ضوابط فن، که حضرت قریب به این مضمون فرمودند: (تنوین تنکیر در (علمٌ من الکتاب) میرساند نسبت بین علم آصف بن برخیا نسبت به تمام علم الکتاب، نسبت قطره است به اقیانوس، و بعد با استشهاد به آیه قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب، قسم خوردند که تمام علم الکتاب پیش ماست:

الكافي ج‏1/ 257
...فأومأ بيده إلى صدره و قال علم الكتاب و الله كله عندنا علم الكتاب و الله كله عندنا.


و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است، فرمانروا، خادمین آنها از ملائکة هستند، یا از شیعیان آنها مثل سلمان هستند که بعض کارهای او نقل شده است، که حضرت به او فرمودند: ارفق باخیک! یعنی ابوذر، و یا در مدائن، با سنگ ترازوی قصاب، او را حاضر میکند و....

اما باز تکرار میکنم که اگر کسی هر کدام از اینها را تصور کند میگوید پس خداست هر کس اینها را دارد، بر او حرام است چنین امری را معتقد شود، باید صبر کند تا پیکره معارف او، رخش شود، و رخش میباید (تا) تن رستم کشد!

.

نقل قول:
در اصل توسط طارقغانت هالک ملحد کافر بالله وبرسله وبکتابه بهائی شیطان پرست مابون زنیم و......مدعی پیامبری ورسالت وهدایت مردم ایران و نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
بنا براین در آخر اعتراف کردید که علی در نزد شما ازخداوند مقامی بالا تر دارد ولی خدا نیست

چون خود خداوند خودرا فرمانروای هستی معرفی کردند و شما هم گفتید
و این علم جامع و کامل به قرآن کریم، از فرمانروائی کل عالم بالاتر است

hosyn
نقل قول:hosyn
در اصل توسط hosyn نوشته شده است http://www.iranclubs.org/forums/imag...s/viewpost.gif
دوست گرامی، اگر مقصود از بحث این است که از من اعتراف بگیرید، بیایید همین الان برویم یک سند محضری به شما بدهم که من محکوم هستم و اعتراف کردم و شما پیروز هستید، برای بنده مشکلی نیست.

دوست گرامی، اگر خداوند میفرمایند فرمانروای هستی هستند، یعنی بالاتر از آن نیست؟ آیا فرمانروا بودن بالاتر است یا دیگران را فرمانروا کردن؟ خود قضاوت کنید! آیه: له الملک، بالاتر است، یا قل اللهمّ مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء؟

پادشاه بالاتر است، یا پادشاه کننده همه پادشاهان؟ و قٰرآن کریم منافاتی بین اینها نمیبیند، در عین حالی که مالک المک، بالاتر از نفس ملک است. و الله العالم
.

hosyn
تفاوت مراتب بین صفات و اسماء الهیه، مطلبی بدیهی و همه کس فهم است، آیا آیه شریفه: ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا یعلم الله الذین جاهدوا منکم، بالاتر است یا آیه شریفه: هو اعلم بکم اذ انشأکم من الارض و اذ انتم اجنة فی بطون امهاتکم فلا تزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی؟

اما خدا که چند خدا نیست، صفات او و مظاهر آنها، دارای مراتب است، خدای پادشاه جهان، با خدای پادشاه کننده همه پادشاهان، از نظر رتبه صفتی، یکی نیستند، خدای قادر مطلق با خدای خالق مطلق، در یک رتبه صفتی نیستند، چون تا قادر مطلق نباشد نمیتواند خالق مطلق باشد، خدای عالم مطلق بالاتر است از حیث صفتی از خدای پادشاه مطلق، چون تا علم مطلق نداشته باشد نمیتواند پادشاهی مطلق کند، هر چند خدا، چند خدا نیست، و این مطالب ابهامی ندارد که مجوز ظلم به دیگری باشد، اعدلوا هو اقرب للتقوی!
معنای تمسک به قرآن ، نفی سنت نیست - صفحه 13 - باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان
پست 158
"

16 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
ببینم تو بهتر میدانی یا استادت ؟
اگر مثل بقیه دوستانت سکوت کنی بهتر نیست ؟
اگر حرفی برای گفتن داری بسم الله وگرنه با دشنام دادن ودربری گفتن بجایی نمی رسی
اخه چه ربطی داشت افاضات شما به سوال بنده

حالا جواب داری بده "
میگم کافر بقران کریم هستی ومنکر خدا وهدفت سخریه گرفتن قران هست

منافق ملحد این ایه قران هست یا نیست ؟
أَلْقِيا في‏ جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنيدٍ (24)
پرتاب کنید شما دونفر در جهنم هر کافر عنیدی رو مثل غانت هالک رو
"

16 ساعت پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:36PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.