بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > جریان زندۀ تالارها

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

نمایش دیوارۀ hosyn
hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
صددرصد قرآن هم می تواند من دون الله باشد اگر بجز آن چیزی که خداوند برای او قرار داده قائل باشیم
خداوند می فرمایند
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۶﴾
آيا خدا كفايت‏ كننده بنده‏ اش نيست و [كافران] تو را از آنها كه غير اويند مى‏ ترسانند و هر كه را خدا گمراه گرداند برايش راهبرى نيست (۳۶)
قرآن نازل شده برای هدایت
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾
شنیدی میگن قرآن بزنه تو کمرت دارند انسانهارا از قرآن می ترسانند در صورتی که قرآن برای چیز دیگری نازل شده
درکل هرآنچه خداوند در قرآن مارا بدان فرمان داده و از وظایف قرآن است درست است بجز آن قرآن می شود دون الله

همانطور که عیسی فرستاده شد برای هدایت انسانها اگر قدرتهایی دیگر و مقامات دیگر برای عیسی در نظر بگیریم می شود دون الله

برطبق فرموده خداوند وظیفه پیامبر فقط ابلاغ است

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿۹۹﴾
وَإِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۱۸﴾


که در قالب یک کتاب است (قرآن )نه صحیح مسلم و بخاری و کافی بحار الانوار و...
خوب به نظر شما آیا این پست، کدام نوع قرآن است؟:
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
سوره 98 قرآن به عنوان البینه (دلیل و برهان) نامگذاری شده است. سوره 99 قرآن هم به عنوان زلزله نامگذاری شده است. سیلهای مهیب در سال 98 شمسی به عنوان برهان و دلیل بر ملت ایران نازل شده است. سال 98 اشاره به سوره البینه دارد که شماره سوره البینه هم 98 است. این سیلها فقط به عنوان هشدار است دلیل و برهان است برای ایران و پیش در آمد عذاب اصلی است که در سال 99 شمسی اتفاق می افتد. سال99 شمسی سال زلزله (شماره سوره زلزله 99 است) و یا یک حادثه خیلی شدید دارد که بر ملت ایران نازل میشود.

مقدار ابجد ایران 262 است.

262+99= 361

361= 19*19
"

7 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
عجب قضاوتی چطور است که شما دست مترجمین را با اینکه می گویی اشتباه است می بوسید و عالم و مترجمی دست استدلال شمارامی بوسد هرچند اگر اشتباه باشد اما اگر ما استدلالی به قرآن می کنیم بوسیدن دست پیش کش با انواع تهمتها و دشنامه روبرو می شویم .
استدلال به دلیل برای فهم قرآن، تفاوت دارد با استدلال به قرآن برای کوبیدن دیگران، چون واضح است که دومی برای فهم و رسیدن به واقع نیست بلکه برای غرض خودش است، آیه بت چوبی را میگیرد و بر اشرف خلق که خدا دستور داده سراغ او بروند تطبیق میکند! این است فرق استدلال به قرآن، با استدلال برای قرآن.


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
می شود بگویی برطبق کدام آیه از قرآن به چنین نتیجه ای رسیدی که هرکس سراغ قرآن برود مشرک است اگر صادقید وبه خداوند دروغ نمی بندید ؟
من به چنین نتیجه‌ای نرسیدم، عین گفته خود شما بود، من فقط جاگذاری کردم، شما گفتید:
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
کسایی که برای خداوند همتایانی قرار می دهند باور ندارند که از منظر خداوند مشرک هستند و برعکس خودرا موحد می دانند وتنها فرقه ره یافته .
چرا؟

اینان دراصل به خداوند اعتقاد دارند و معتقد هستند که خالق آسمانها وزمین تنها خداوند است ولی بزرگترین اشتباهی که باعث می شود از مرز یکتاپرستی خارج شوند و به شرک آلوده شوند این است که خداوند را کافی نمی دانند و براین باورند که واسطه هایی درکنار خداوند باید باشد که شفیع آنها باشند از این رو برای خداوند همتایانی قرار می داهند . حالا چه کسایی صلاحیت دارند که شفیع آنها باشند چه کسی بهتر از خانواده خداوند .
حالا آن کسی که شفیع خودرا از خانواده خداوند انتخاب می کند مثلا فرشتگان را که دختران خداوند می دانند ویا مسیحیت که عیسی را پسر خداوند می دانند آیا هرگز فکرشم می کنند که در زمره مشرکین قرار گرفته اند وازرحمت خداوند دور شده اند ؟
و خود شما پذیرفتید که قرآن، خدا نیست، پس من دون الله است، پس جاگذاری کنید خود شما:

کسایی که برای خداوند همتایانی قرار می دهند باور ندارند که از منظر خداوند مشرک هستند و برعکس خودرا موحد می دانند وتنها فرقه ره یافته .
چرا؟
اینان دراصل به خداوند اعتقاد دارند و معتقد هستند که خالق آسمانها وزمین تنها خداوند است ولی بزرگترین اشتباهی که باعث می شود از مرز یکتاپرستی خارج شوند و به شرک آلوده شوند این است که خداوند را کافی (برای هر چیز از جمله هدایت خود) نمی دانند و براین باورند که واسطه هایی (مثل کتاب خداوند به جای خود خداوند) درکنار خداوند باید باشد که شفیع (کتاب خدا) آنها باشند از این رو برای خداوند همتایانی (کتاب خدا) قرار می داهند . حالا چه کسایی (و چیزهایی) صلاحیت دارند که شفیع آنها باشند چه کسی بهتر از خانواده (و کتاب) خداوند .
حالا آن کسی که شفیع خودرا از خانواده (و کتاب) خداوند انتخاب می کند مثلا فرشتگان را که دختران خداوند می دانند ویا مسیحیت که عیسی را پسر خداوند می دانند (و کتاب خدا را وسیله هدایت خود قرار میدهند و حال آنکه خداوند کافی است برای هدایت) آیا هرگز فکرشم می کنند که در زمره مشرکین قرار گرفته اند وازرحمت خداوند دور شده اند ؟


اگر راست میگویید توضیح دهید که این جاگذاری در عبارت شما اشتباه است، تا بنده هم نشان دهم که به همین ملاک، حرف شما اشتباه است. "

15 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
نظر شما درباره اکثر مترجمین از جمله جناب مکارم شیرازی و انصاریان و فولاد وند که من دون المومنین را به جای مومنان ترجمه کردند چیست ؟

آیا از منظر شما اشتباه ترجمه کردند ؟
بنده به سهم خودم دست هر مترجمی را میبوسم، و هر عالم و مترجمی هم دست استدلال را میبوسد، و لذا ترجمه خود را تغییر میدهند و اصلاح میکنند، و اگر استدلال بنده صحیح نیست پاسخ میدهند و گرنه میپذیرند، و اما آنچه شما از ترجمه آنها استفاده میکنید پس همگی معترف هستند که به قرآن کریم دروغ میبندید، و لذا خود اینها اهل توسل و... هستند، درست مثل اینکه وقتی حسین به شما میگوید طبق قرآن، شما که سراغ قرآن میروید مشرک شدید چون سراغ من دون الله رفتید، چگونه ناراحت میشوید و حسین را کسی میدانید که به قران دروغ میبندد که میگوید قرآن گفته است شما دنبال من دون الله رفتید، همینطور این مترجمین شما را کسی میدانند که به قران دروغ میبندد.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
پس در این مورد توافق داریم که امت هر پیامبری هر چه از غیر خدا از خودشان در بیاورند و به آن پیامبر نسبت دهند، قطعا «من دون الله» است.
حالا اگر امت پیامبری، برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند، آیا این نسبت دادن من دون الله نیست؟ مثلا اعلام کنند که پیامبر صدای همه مردم را حتی بعد از مرگ میشنود و اجابت می کند. آیا نسبت دادن این گفته ها ، من دون الله نیست؟

دوست گرامی، این امور که مربوط به بحث دو طرفه من و شما نیست، میلیاردها اشخاص مختلف با گرایش‌های مختلف مطرح هستند که ما الان میخواهیم راجع به فهم آنها از آیات قران قضاوت کنیم، شما میگویید (برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند) آنها میگویند مگر این همه مسلمان کور هستند؟ مگر خودشان نمیتوانند آیات قران را بخوانند و بفهمند؟ منتظرند شما بیایید و بگویید میلیاردها مسلمان آیات قران را میبینند و شبانه روز میخوانند و عمدا خلاف آن رفتار میکنند! و شرک خلاف صریح قرآن را که اساس دین است خیلی راحت سراغش میروند در حالی که قرآن را دم به دم میخوانند! آنها به من و شما میگویند شما که هنوز عربی بلد نیستید و مجبور هستید دست پنجم و ششم از ترجمه یک مترجم غیر استاندارد استفاده کنید حالا آمدید و قرآن‌فهم شدید و همه مسلمین را دشمن آیات قرآن قلمداد میکنید؟ غلط کردید که میگویید: (برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند)، چطور شد که قرآن آشکارا میگوید شهداء زنده هستند، اما شما با ادعای طرفداری قرآن با هزار من چسب و سریشم میخواهید دلالت واضح آیه را بپیچانید و سپس غریو (برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند) سر دهید، و ده‌ها بار تکرار میکنید پیامبر مرده چه کار از او ساخته است! هیهات که مسلمین واضحات قرآن کریم را کنار بگذارند.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
جناب حسین می شود این آیه را ترجمه کنید
لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿۲۸﴾
ترجمه:
اتخاذ نکنند مؤمنین کافرین را به عنوان وليّ خود از غیر مؤمنین و کسی که چنین کند پس هیچ ارزشی نزد خداوند ندارد مگر اینکه از کافرین تقیه کنید....


این آیه وجوهی دارد که در بحث تفسیر مورد بررسی قرار میگیرد، یکی از آن وجوه این است که (أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ) موصوف و صفت است، یعنی کافرین نباید اولیاء شما باشند در حالی که از غیر ناحیه مؤمنین این ولایت نشأت گرفته است، یعنی من درآوردی و از نزد خود شما و منافع شخصی نباشد، بلی اگر تقیه میکنید و یا حقیقتا با مؤمنین ولایت دارید و از ناحیه مؤمنین مأموریت پیدا میکنید که با کافرین رابطه برقرار کنید و پیمان همکاری به نفع اسلام ببندید و معاهده و مصالحه و مهادنه کنید مانعی ندارد.

اما معنای منظور نظر شما پس فی حد نفسه صحیح نیست، چون نمیشود گفت اگر کافرین را به جای مؤمنین، وليّ بگیرید جایز نیست، اما اگر کافرین را به جای خود، و مؤمنین را هم به جای خود، یعنی همزمان و همراه هم، وليّ بگیرید اشکال ندارد.
البته وجوه دیگر و بحث مفصل تفسیر آیه در محل مناسب خود بررسی میشود.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته

سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا أَشْرَكْنَا وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذَاقُوا بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿۱۴۸﴾

كسانى كه شرك آوردند به زودى خواهند گفت اگر خدا مى‏ خواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمى ‏آورديم و چيزى را [خودسرانه] تحريم نمیکرديم كسانى هم كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبران خود را] تكذيب كردند تا عقوبت ما را چشيدند بگو آيا نزد شما دانشى هست كه آن را براى ما آشكار كنيد شما جز از گمان پيروى نمى ‏كنيد و جز دروغ نمى‏ گوييد (۱۴۸)


اگر منطق شما قابل قبول بود که همه مشرکین یرای توجیه شرک خود چنین می گفتند و اعمال خود را منسوب به خداوند و خواست او می دانستند اگر شرکای آنها من دون الله نبودن شما هم منسوبین شما هم من دون الله نیستند
دوست گرامی، لا اقل همین ترجمه‌ای که آوردید را نگاه کنید بعد اشکال کنید، همین میخواهید حرفی زده باشید؟! این آیه که سراسر تایید حرف من است، اولا میگویند اگر خدا میخواست ما شرک نمیورزیدیم، ببینید به خواست خدا ارجاع میدهند نه وحی خدا و دستور خدا توسط پیامبران، و ثانیا دنباله آیه تصریح میفرماید که (قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا) ببینید میگوید آیا مستندی در این چیزی که میگویید و کاری که میکنید دارید یا خیر؟ ادامه میدهد که شما هیچ مستند معتبر ندارید و فقط متابعت گمان میکنید.
. "

يك روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
جهت جمع بندی مطالب خودت، در یک جمله بگویید که من دون الله به چه معناست در قرآن و آیا پیامبران می توانند من دون الله باشند یا نه؟
یک جمله: من دون الله یعنی «از غیر خدا»

پس هر چه از طرف خدا نباشد، هر چه باشد و از هر کس باشد، «من دون الله» است، اگر فرض بگیریم که پیامبری از غیر خدا چیزی بگوید (که البته چون پیامبر معصوم است نمیگوید) قطعا «من دون الله» است، و همچنین امت هر پیامبری هر چه از غیر خدا از خودشان در بیاورند قطعا «من دون الله» است، و همچنین تمام مردم هر چه خودشان بدون دستور الهی از خود در بیاورند «من دون الله» است، و در مقابل، هر چه منسوب به خداوند و امر و دستور او باشد، سر سوزن «من دون الله» نیست، هر چه باشد، استثنا ندارد. و الله العالم
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
تمام موجودات دون الله هستند. حالت سومی وجود ندارد. اگر کسی من دون الله نباشد، در واقع یک اله است. شعار لا اله الا الله با این گفتارها نقض میشود.
پیامبری که حتی غیب از خود نمی داند و نمی تواند جذب نفع و دفع ضرر برای خود کند؛ چطوری می تواند من دون الله نباشد. کسی که معتقد باشد که محمد رسول الله من دون الله نیست ؛ خیلی ساده شعار لا اله الا الله را کنار زده است.
دوست گرامی، شما اصلا کلمه (من) را از (من دون الله) بر میدارید، و از کلماتتان معلوم است که تلقی و برداشت شما از (من دون الله) «من» بیان جنس است، و حال آنکه این برداشت اساسا اشتباه است، قبلا در انجمن چند بار معانی «من» را توضیح عرض کردم، به پست شماره ۲۵۴۱ و ۲۵۴۲ در اینجا مراجعه فرمایید:

http://www.iranclubs.org/forums/show...94#post2355494

اما اکنون به مناسبت بحث خودمان توضیح بیشتری میدهم:

۱- انگشتر از طلا -- انگشتر از غیر طلا --> از در اینجا بیان جنس انگشتر میکند که از جنس طلاست.

۲- دانش‌آموزی از کلاس پنجم نمره عالی گرفته است -- دانش‌آموزی از غیر کلاس پنجم نمره عالی گرفته است --> از در اینجا برای تبعیض است، یعنی دانش‌اموز بعضی از اعضای کلاس است، نه اینکه از جنس کلاس است.

۳- سفرم را از تهران آغاز کردم -- سفرم را از غیر تهران آغاز کردم --> از در اینجا برای مبدء بودن و ابتدای یک غایت است.


معنای سوم «من» یا «از» در همه زبانها اصل معنای آن است، و سایر معانی مثل نشویة و بیان جنس و تبعیض هم میتواند به آن برگردد، و بسیاری معانی لطیف ادبی در معنای سوم موجود است، اکنون به این مثال توجه کنید:

هر استادی که بخواهد در این دانشگاه تدریس کند باید از غیر وزارت علوم نباشد -- یعنی هر استاد این دانشگاه باید از وزارت علوم باشد.

در مثال بالا به کلمه «از» دقت کنید، هرگز نمیخواهد بگوید که استاد دانشگاه باید از جنس وزارت علوم باشد، یعنی مثلا کارمند آنجا باشد، بلکه میخواهد بگوید باید از طرف (یا جانب) وزارت علوم تعیین شده باشد، یعنی ابدا «من» و «از» در اینجا تعیین سنخ استاد نمیکند، بلکه میگوید باید مبدء استادی او و نقطه آغازین حکم استادی او باید از طرف وزارت علوم باشد، یعنی «من» ابتدای غایت و انتشاء است نه بیان جنس، البته به وجه لطیف ادبی و نوعی از مجاز.

شاید غالب موارد «من دون الله» یعنی «از غیر خدا» در قران کریم، ترجمه دقیقش این است: «از جانب غیر خدا» یا «از طرف غیر خدا» ، نه «از جنس غیر خدا» ، شما «از جنس غیر خدا» معنا میکنید و از معنای اصلی «من» بیرون میروید.

به مقاله‌ای که در اینجا معرفی فرمودند مراجعه کنید که دقیق و تحقیقی بحث کردند:
نقل قول:
در اصل توسط صبح نوشته شده است نمايش نوشته
به مقالۀ زیر که به مفهوم (من دون الله) پرداخته دقت کنید:
http://qhts.modares.ac.ir/article-10-23271-fa.html
خواهش میکنم یک بار دیگر آیاتی را که مشتمل بر تعبیر «من دون الله» هستند را با عینک «من» به معنای ابتدای غایت و مبدئیت، نگاه کنید، و ببینید کدام مناسب سیاق آیات قرآن است؟

حال به ترجمه فولادوند که گفتم با آن موافق نیستم نگاه کنید:

وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ نَصيرٍ
(الحج 71)
و به جاى خدا چيزى را مى‏پرستند كه بر [تأييد] آن حجّتى نازل نكرده و بدان دانشى ندارند، و براى ستمكاران ياورى نخواهد بود. (71)

ببینید «به جای خدا» ترجمه کرده در حالی که کجا در عربی «من» معنای جا میدهد؟ ترجمه درست این است:

و میپرستند از طرف غیر خدا چيزى را كه بر [تأييد] آن حجّتى نازل نكرده و بدان دانشى ندارند، و براى ستمكاران ياورى نخواهد بود. (71)


حال به این آیات دقت کنید:

اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ (الأعراف : 3)

سَنُلْقي‏ في‏ قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ مَأْواهُمُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمينَ (آل‏عمران : 151)

ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاَّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (يوسف : 40) "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ

در آیه بالایی ، مسیح و مادرش به عنوان من دون الله نام برده شده اند.
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ

هيچ بشرى را نسزد كه خدا به او كتاب و حكم و پيامبرى بدهد سپس او به مردم بگويد به جاى خدا بندگان من باشيد بلكه [بايد بگويد] به سبب آنكه كتاب [آسمانى] تعليم مى‏ داديد و از آن رو كه درس مى‏ خوانديد علماى دين باشيد (۷۹)


آیه بالایی می فرماید که کسی که کتاب و نبوت داده شده است، خودش را من دون الله معرفی می کند.
به آیات خوبی اشاره کردید، و بنده هم چند آیه دیگر به آن اضافه میکنم، در تمام این آیات تاکید میکند که اگر هر کس غیر از خداوند متعال، هر کس، از نزد خود، دستور دهد که او را پرستش کنند یا سجده کنند یا به عنوان رب انتخاب کنند، طاغوت است و معبود من دون الله است:

۱- در این آیه تاکید میکند اگر مسیح بدون امر الهی به مردم بگوید من را عبادت کنید معبود من دون الله است، به کلمه (قلت) توجه کنید و فرق آن با «قال الله له» فهم کنید، «آیا تو گفتی»، با «خدا به تو گفت» خیلی تفاوت دارد:

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ




۲- در آیه بعدی هم دقیقا روی کلمه (یقول) زوم کنید، هر کس باشد، بالاترین پیامبر اولوالعزم هم باشد، حق ندارد از نزد خودش بگوید ای مردم، بندگان من باشید، و همچنین در آیه بعد آن، روی کلمه (لا یأمرکم) دقت کنید، در هیچکدام نمیگوید از نزد خدا بگوید بلکه تاکید میکند از نزد خود بگوید:

ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لي‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ (آل‏عمران 79) وَ لا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً أَ يَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (آل‏عمران 80)


۳- در آیه بعدی روی کلمه (اتخذوا) و (ما أمروا) متمرکز شوید، یعنی از نزد خودشان احبار و رهبان را رب گرفتند و حال آنکه امر خداوند این بود که چنین نکنند و فقط خدای سبحان را عبادت کنند:

اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ (التوبة 31)


۴- در آیه بعدی به کلمه (یتخذ) توجه کنید، یعنی هیچکدام ما بعضی بعض دیگر را به عنوان رب اتخاذ نکند، ملاحظه کنید دقیقا تاکید بر این است که ابدا کسی حق ندارد از نزد خود بدون امر خداوند چیزی من درآوردی داشته و رب انتخاب کند:

قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل‏عمران 64)


۵- در آیه بعدی بر کلمه (إفکا) تمرکز کنید، یعنی من دون الله چیزی را به دروغ عبادت میکنید و حال آنکه هیچ امری از ناحیه خدا راجع به آن نیامده است:

إِنَّما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً إِنَّ الَّذينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (العنكبوت 17)


۶- در آیه بعدی بر کلمه (اتخذوا) زوم کنید، خودشان از نزد خود آنها را به عنوان وليّ اتخاذ کردند بدون اینکه دستوری از ناحیه خدا داشته باشند، و لذا در ذیل آیه میفرماید اینها دروغگو هستند:

أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في‏ ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ (الزمر 3)


۷- در آیه بعدی روی کلمه (أمرتك) تمرکز کنید، خداوند متعال عتاب میکند ابلیس را که وقتی من امر کردم و به تو دستور دادم برای آدم سجده کنی، چرا سرباز زدی؟:

قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ (الأعراف 12)



۸- در دو آیه بعدی از آنجا که امر خداوند متعال به سجده برای یوسف ع از طریق خواب پیامبر ثابت شده، پس همگی برای یوسف سجده میکنند و ابدا هم عبادت و سجده برای من دون الله نیست:

إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لي‏ ساجِدينَ (يوسف 4)

وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا (يوسف 100)


۹- در دو آیه بعدی دستور میدهد که روی به سوی یک بنا یا یک ساختمان کنند و به سوی آن نماز بخوانند و سجده کنند و هرگز عبادت من دون الله نیست چون خود دستور داده است:

قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ (البقرة 144)

وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخيهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ (يونس 87)


۱۰- و همانطور که گفتم بلیغ‌ترین بیان را آیه ۷۱ سوره حج دارد که ضابطه کلی را به دست مؤمنین و زبان‌فهم‌ها میدهد:

وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ نَصيرٍ (الحج 71)


و این آیه اخیر، به دقت تمام، تعبیر (من دون الله) را توضیح میدهد که در پست بعدی به تفصیل عرض میکنم.
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
لطفا خودت معنی کن و منظورت را هم بگو تا جوابت را بدهم. من نمی توانم با این استدلالهای بچگانه و قدم به قدم شما همراه شوم.
دوست گرامی، معنا کردن آیه که ربطی به مقصود من ندارد، گفتم این دو آیه را معنا یا لااقل ترجمه کنید تا همه بفهمند محض کفر یعنی چه؟ آیا اینگونه ادعای طرفداری قرآن دارید و کسی که از شما فقط ترجمه دو آیه را میخواهد میگویید بچه‌گانه! آیا معنا کردن دو آیه قران کاری بچه‌گانه است؟

باشد خودم معنا میکنم:

دوست گرامی بالاترین عبادت و پرستش در حالت سجده جلوه‌گری میکند:

فَاسْجُدُوا لِلَّهِ وَ اعْبُدُوا (النجم 62)

و سجده کننده برای خدا، فقط او را پرستش میکند:

وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (فصلت 37)


حال این سجده که بالاترین عبادت است را خود خداوند امر فرموده که ملائکه برای آدم سجده کنند، نمیگوید برای خدا سجده کنید، خیر، آیات کاملا روشن است که امر میکند برای آدم سجده کنید:

قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالينَ (ص 75)
فرمود: «اى ابليس، چه چيز تو را مانع شد كه براى چيزى كه به دستان قدرت خويش خلق كردم سجده آورى؟ آيا تكبّر نمودى يا از [جمله‏] برترى‏‌جويانى؟» (75)


اگر سجده برای خدا بود که ابلیس نمیگفت من از او بهترم، اما اصل مقصود من در آیه ۱۲ اعراف در کلمه (أمرتك) نهفته است، خداوند میفرماید من به تو امر کردم که سجده کنی، و پس از امر خداوند متعال، نمیتوان گفت سجده که بالاترین پرستش است، جز خداوند را نسزد، آیا مگر خدا به پرستش غیر خودش امر میکند؟ آیا خداوند امر به شرک میکند؟ هرگز، پس سجده برای مخلوق به امر خالق، عین پرستش خداوند است، نه پرستش من دون الله:

قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ (الأعراف 12)
فرمود: «چون تو را به سجده امر كردم چه چيز تو را باز داشت از اينكه سجده كنى؟» گفت: «من از او بهترم. مرا از آتشى آفريدى و او را از گِل آفريدى.» (12)


آیات دیگری که به خوبی بیان میکند با آمدن امر خداوند و سلطان از طرف او، هیچ دون الله مطرح نیست، در سوره مبارکه یوسف است، خواب حضرت یوسف ع به منزله امر الهی است، همانگونه که وقتی حضرت ابراهیم ع به فرزند فرمود: یا بنيّ إني أری فی المنام أني أذبحك، نفرمود به من امر شده ولی خواب را نقل فرمود، پسرش ع از خواب ایشان تعبیر به امر خداوند کرد و جواب داد: یا أبت افعل ما تؤمر، همینطور حضرت یوسف ع گفت:

إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لي‏ ساجِدينَ (يوسف 4)
[ياد كن‏] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت: «اى پدر، من [در خواب‏] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم. ديدم [آنها] براى من سجده مى‏كنند.» (4)

و در پایان یادآوری میکند همین خواب را که:

وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا (يوسف 100)
و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد، و [همه آنان‏] پيش او به سجده درافتادند، و [يوسف‏] گفت: «اى پدر، اين است تعبير خواب پيشين من، به يقين، پروردگارم آن را راست گردانيد (100)

وقتی امر خداوند است که برای او سجده کنند، این سجده برای دون الله نیست، چرا؟ چون منظور از دون اینجا دون فلسفی نیست، دون فلش مقابل فلش الهی است.

حال برگردیم به حرف شما، اگر مثلا خداوند در آیه قرآن امر میکرد که همه مسلمین برای پیامبر ص سجده کنند، این سجده هرگز سجده و عبادت من دون الله نبود، چرا که به امر خود خداوند بود، «ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ» وقتی امر خدا آمد، نه تنها عبادت من دون الله نیست بلکه عین عبادت خداوند است، دوباره این حرفهای تکراری را ردیف نکنید که عبادت جز برای خدا نیست، چون همانطور که گفتم معبود حقیقی که خداوند است در هیچ حالتی اگر خودش امر کند غیر او معبود نخواهد شد، و در حقیقت مسجود واقعی خود اوست نه آدم ع، اما برای امتحان انانیت ابلیس، امر میکند تا برای مخلوق او سجده کنند.

و این آیه شریفه همه همه همه مطلب را به بهترین بیان میفرماید:

وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ نَصيرٍ (الحج 71)
و به جاى خدا چيزى را مى‏پرستند كه بر [تأييد] آن حجّتى نازل نكرده و بدان دانشى ندارند، و براى ستمكاران ياورى نخواهد بود. (71)


ترجمه‌ها از فولادوند بود که بعضی جاها خیلی موافق نیستم.
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر هم بگویید که نه من دون الله را پرستش نکرده است، پس عملا دارید میگویید که خود الله را پرستش کرده است و این کفر محض است.
خوب است معنای کفر محض هم فهمیدیم! پس اول آیه ۷۵ سوره مبارکه ص ، و سپس آیه ۱۲ سوره مبارکه اعراف را معنا کنید:

قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالينَ (ص 75)

قالَ ما مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ (الأعراف 12)
. "

2 روز پيش

hosyn به سرنگار انکار شرک پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
تو در یک متن هفده بار بر پیامبر صلوات فرستادی !

این مهمترین دلیل بر روش غلط صلوات فرستادن شماست که باعث شده است که شما بجای خدا، در طول روز رسول را ذکر کنید.
دوست گرامی، شما همان خودتان هستید که مدعی هستید عاشق دعا و فقط خواندن خداوند هستید؟ کسی که عاشق چیزی است چشم او زودتر از همه محبوب خود را میبیند، میگویید: (تو در یک متن هفده بار بر پیامبر صلوات فرستادی !) خوب، کمی عینکتان را جابجا کنید ببینید این صلواتی که هفده بار آمده چیست: (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) آیا هفده بار نام الله نیامده؟! آیا هفده خواندن خدا و هفده دعا نیست؟ چرا چشمتان نمیبیند؟! جالبتر میگویید (به جای خدا ذکر رسول میکنید)! آیا صلّی اللّه، به جای خدا، ذکر رسول کردن است؟

نیز به این عبارت خودتان در پست بعدی نگاه کنید: (آیا این ذکر غیر خدا نیست؟) عجبا! دعای صریح پیشگاه خداوند متعال، شد ذکر غیر خدا!
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
1- شما برای خدا هیچ صفتی بکار نمیبرید ، بااینکه این همه صفت و دستور در مورد خدا پرستی ذکر شده است. اما بعد از ذکر نام رسول، فورا شروع به تکرار صلوات من در آوردی خود می کنید. آیا این ذکر غیر خدا نیست؟ هنوز محبت خدای مهربان در دل شما وجود ندارد. شما هنوز خدا را نشناخته اید.

2- بااینکه قرآن پر از نام رسول است و مدام داستانها و ماجراهای او را تشریح می کند ولی هیچوقت بعد از نام او علامت قرار نمی دهد. چرا؟ در حالی که قرآن متنی است که قرار است ما بخوانیم!
۱- دوست گرامی، جلوی چشم همه است در این انجمن، آمارگیری کنید که چند بار نام خداوند متعال را آوردید، و چند درصد وصف آوردید؟ اما کتب مسلمین را اگر آمارگیری کنید اوصاف مثل (تبارک و تعالی) (عزّوجلّ) (سبحانه و تعالی) چقدر میبینید؟ آن مواردی را هم که وصف آوردید آیا از سر عشق بوده یا غرض بحثی؟

۲- در مصحف شریف و قرآن کریم برای اسم جلاله هم وصفی گذاشته نمیشود، چون نباید در مصحف چیزی از غیر وحی اضافه شود.
. "

6 روز پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
اگر نیرویی برای پیامبر قائل باشید که در او نباشد، و این نیرو را بخوانید، در آنصورت از یک من دون الله تقاضای کمک کرده اید. مثلا اگر انتظار داشته باشید، پیامبر یک جهان مثل این جهان خلق کند، آیا این تقاضای شما ، تقاضا از یک من دون الله است یا نه؟

منتظر جوابم!
اگر فرض بگیریم شخصی که نزد من راستگو است نزد من آمد و گفت خداوند به این شخص پیامبر قدرت خلق یک عالم داده است، هر چند در واقع دروغ میگفت، اما من به اتکای اینکه خدا به پیامبرش این قدرت را داده است، خدا به او داده است، خدا به او داده است، خدا به او داده است، .... از او درخواست کنم یعنی به او نامه بنویسم که از شما میخواهم یک عالم خلق کنید، آیا از یک من دون الله درخواست کرده‌ام؟ حال نامه رفت و جواب آمد که بابا این نفر به تو دروغ گفته است و من پیامبر هستم ولی خدا قدرت خلق عالم به من نداده است، و من متوجه شدم دروغ گفته و عذرخواهی کردم، خوب دقت کنید:

سؤال: آیا در این فاصله که نامه رفت و برگشت، من که در نامه از پیامبر درخواست خلق عالم کردم به اعتقاد اینکه خدا به او این قدرت را داده است، آیا در این فاصله من از کسانی هستم که از یک من دون الله درخواست کردم؟ هرگز، هرگز، چون من به خاطر اینکه خدا او را پیامبر قرار داده و خدا به او این قدرت را داده به او مراجعه کردم، و شاهدش اینکه اگر دروغ نگفته بود و فهمیدم این قدرت را خدا به پیامبر داده، شما هم اعتراف کردید که مراجعه به حضرت عیسی ع برای شفای مریض مراجعه به یک من دون الله نیست.
. "

يه هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
اینکه میگویید آیه اینجوری نمی گوید که ملاک نیست. ما چه می دانیم در ذهن شما چی میگذرد! باید آیه را ترجمه کنید تا ببینیم آیه بر طبق نظر شما چگونه است.

لطفا آیه را ترجمه کنید:

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
خود شما ترجمه را آوردید و خوب بود، اصلا نیازی نیست من ترجمه کنم، اما نتیجه گرفتید که قرآن حضرت عیسی ع را به عنوان من دون الله لیست میکند، و من به این نتیجه گیری شما اعتراض کردم، ترجمه خودتان را نگاه کنید:
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

و [ياد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عيسى پسر مريم آيا تو به مردم گفتى من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستيد گفت منزهى تو مرا نزيبد كه [در باره خويشتن] چيزى را كه حق من نيست بگويم اگر آن را گفته بودم قطعا آن را مى‏ دانستى آنچه در نفس من است تو مى‏ دانى و آنچه در ذات توست من نمى‏ دانم چرا كه تو خود داناى رازهاى نهانى (۱۱۶)

در آیه بالایی ، خدای حکیم، صراحتا مسیح را به عنوان من دون الله لیست کرده است.
"

يه هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

در آیه بالایی ، خدای حکیم، صراحتا مسیح را به عنوان من دون الله لیست کرده است.
دروغ است! کجا خداوند ایشان را به عنوان من دون الله لیست کرده؟ خجالت نمیکشید؟ سؤال میکند آیا شما گفتید که من دون الله شما را الهین قرار دهند؟ آیا این یعنی خدا میگوید آن دو من دون الله هستند؟ کفر آنها که آن دو را الهین قرار دادند به هیچ وجهی مورد تایید خداوند نیست، و این است معنای من دون الله.

واضح است که این آیه اشاره به آیه دیگر دارد که گفتند ان الله هو المسیح:

لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَميعاً وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ (المائدة 17)

اما وقتی خود امر میفرماید که برای آدم سجده کنند، هرگز صحیح نیست بلکه محال است که بگوییم سجده برای آدم ع به امر خداوند سجده من دون الله است. "

يه هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

خدا پیامبر را شنوا و خبیر و عالم به دعاهای مردم نیافریده است. پیامبر برای اطاعت کردن فرستاده شده است. پس اطاعت از پیامبر ، اطاعت از من دون الله نیست. اما تقاضای شفای بچه از پیامبر ، تقاضا از یک من دون الله است. حالا متوجه شدی ، من چی میگویم؟
دوست گرامی، حرف شما چیز جدیدی نبود که متوجه شوم! صد بار گفتید! و جوابش هم واضح است و تکرار کردم، همانگونه که خداوند به حضرت عیسی معجزه شفای مریض داده است و مراجعه به ایشان برای شفای مریض، خواندن من دون الله نیست، همانطور خداوند متعال به پیامبر اسلام قرآن داده و فرموده این قرآن از همه آن معجزه‌ها بالاتر است:

وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏ بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَميعاً (الرعد 31)

فرموده است با این قرآن میتوان کوه‌ها را به حرکت آورد، و میتوان زمین را شکافت، و میتوان با مرده‌ها سخن گفت، خود قضاوت کنید این بالاتر است یا معجزه حضرت عیسی ع؟ یعنی آیا درخواست شفا بالاتر از درخواست این سه امر است؟ تازه سپس قرآن میگوید اگر میخواهید بدانید چه چیزی به پیامبرم دادم پس گوش کنید: بل لله الامر جمیعا، حالا شما هی نق بزنید که شفا ربطی به پیامبر اسلام ندارد! معجزه حضرت عیسی بود!

دوست گرامی، مبانی سست شما از فهم قرآن، افتضاح است، روزی خواهید فهمید، چرا چند لحظه درنگ نمیکنید تا فکر کنید: و لقد رآه بالافق المبین یعنی چه؟ افق مبین ورای تمام مکانها و تمام زمانها است، اگر آیه‌ای تعبیری دارد که مردم او را خدا نکنند آیا ما نباید در آنجا که معارف رابا لطالفت تمام میگوید چشم باز کنیم؟ پس برای کی؟
. "

يه هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
مفهوم آیات شامل دون الله به طور خلاصه:

پیامبر دون الله است.
از آنجا که پیامبر رسالت خدا را دارد، اطاعت از پیامبر، اطاعت از دون الله نیست.
دوست گرامی، پیامبر، دون الله هست به اصطلاح فلسفی، یعنی اتحاد وجودی با خداوند متعال ندارد، اما قرآن کریم کتاب فلسفی نیست، یک آیه نمیتوانید بیاورید که بگوید پیامبر «من دون الله» است، چرا؟ چون اصطلاح قرآنی «من دون الله»، یک اصطلاح در سطح ادبیات زبان بشر است نه یک اصطلاح فلسفی، بلکه در آیه ۱۱۷ سوره مبارکه نساء پس از اینکه در آیه قبلی میفرماید: شرک قابل آمرزش نیست، به طور انحصاری من دون الله را که موجب شرک است بیان میفرماید:

إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشرَْكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذَالِكَ لِمَن يَشَاءُ وَ مَن يُشرِْكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالَا بَعِيدًا(116) إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَ إِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَنًا مَّرِيدًا(النساء 117)

خوب در آیه ۱۱۷ دقت کنید، ان نافیه به اضافه ال، مفید حصر است، و پس از این اگر حرفهای بی اساس خود را به قران نسبت دهید از حالا جواب نداشته را مقابل خداوند روز قیامت آماده کنید:

میفرماید خداوند هر چیزی غیر از شرک را میبخشد ولی شرک را نمیبخشد، بعد با کلمه «من دونه» بر شما اتمام حجت میکند: نمیخوانند من دون الله مگر اناث و نمیخوانند مگر شیطان سرکش.

تمام! دیگر من دون الله که شرک توسط او صورت بگیرد با این حصر برداشته میشود، پس کجاست پیامبر که میگویید من دون الله است؟ من دون الله فقط: اناث و شیطان.


نه تنها آیه‌ای ندارید که بگوید پیامبر من دون الله است بلکه برعکس آیه ۱۵۰ همین سوره نساء میفرماید هر گونه جهت‌گیری به سوی اینکه پیامبران را من دون الله کنند سرانجامش کفر حقیقی است:

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَينْ‏َ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَينْ‏َ ذَالِكَ سَبِيلاً(150) أُوْلَئكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا(151)


شما میخواهید با زور فلسفه و اصطلاح فلسفی، پیامبر را من دون الله کنید، و این اصطلاح را بر قرآن تحمیل کنید، و سپس هر جا قرآن من دون الله میفرماید بگویید حالا دیدید که من دون الله را خواندید؟ و حال آنکه همان کسی که قبول کردید امرش امر خدا و بیعتش بیعت با خدا و ولایتش ولایت خدا و اطاعتش اطاعت خداست همو اجابتش عین اجابت خداست، چون هیچ جهت من دون الله در اصطلاح قرآنی ندارد.
. "

يه هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
میشود این آیه را ترجمه کنید ؟

أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿۷۸﴾
توبه
«سرّهم» مربوط به آیه ۷۵ است: «عاهد الله» ، و «نجواهم» مربوط به آیه ۷۴ است: «یحلفون بالله ما قالوا». "

يه هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
نجوی و پچ پچ چه ربطی به این بحث دارد؟
یعنی واقعا ربطش را نمیفهمید؟ آیا پچ‌پچ، محتوی و مقصودی ندارد؟ آیا نجوی نمیتواند نزد عرف عام نوعی رازگویی و نیازطلبی پنهانی باشد؟ مطالبی را که انسان نمیخواهد دیگران بفهمند، با به قول شما پچ‌پچ میگوید، این همه شنیدید مناجات با خدا، یعنی ترجمه میکنید: پچ‌پچ با خدا؟! یا اینجا مصلحت است که نجوی را با ترجمه زیبای! پچ‌پچ بیان کنید؟
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
ما داریم در مورد دعا و رازو نیاز صحبت می کنیم، نه در مورد صدقه!!
در ضمن صدقه هم باید برای خدا باشد .
"

يه هفته پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

البته خدا میفرماید ادعونی (مرا بخوانید).
البته آیه میفرماید: ادعونی، و نفرموده: ایّای فادعوا، یعنی مثل «ایّاک نعبد و ایّاک نستعین» نیست، آیا فرق «نعبدک» با «ایاک نعبد» از نظر زبانی نزد شما معلوم است؟

بنابر این ترجمه شما غلط است، به ترجمه خودتان دقت کنید، قسمت رنگی در ادعونی در قسمت پایانی است اما کلمه «مرا» در پرانتز در قسمت شروع است، و این تفاوت بیان حصر با جمله عادی است، و لذا ترجمه صحیح این است: ادعونی: (بخوانید مرا).

البته تنها و تنها باید خداوند را خواند اما صحبت بر سر ترجمه دقیق این آیه است که شما از ترجمه غلط سوء استفاده میکنید.
. "

يه هفته پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:58AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.