بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان

نکات

چی تو فکرته؟

[140]

جریان زندۀ تالارها
hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
صددرصد قرآن هم می تواند من دون الله باشد اگر بجز آن چیزی که خداوند برای او قرار داده قائل باشیم
خداوند می فرمایند
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۶﴾
آيا خدا كفايت‏ كننده بنده‏ اش نيست و [كافران] تو را از آنها كه غير اويند مى‏ ترسانند و هر كه را خدا گمراه گرداند برايش راهبرى نيست (۳۶)
قرآن نازل شده برای هدایت
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾
شنیدی میگن قرآن بزنه تو کمرت دارند انسانهارا از قرآن می ترسانند در صورتی که قرآن برای چیز دیگری نازل شده
درکل هرآنچه خداوند در قرآن مارا بدان فرمان داده و از وظایف قرآن است درست است بجز آن قرآن می شود دون الله

همانطور که عیسی فرستاده شد برای هدایت انسانها اگر قدرتهایی دیگر و مقامات دیگر برای عیسی در نظر بگیریم می شود دون الله

برطبق فرموده خداوند وظیفه پیامبر فقط ابلاغ است

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿۹۹﴾
وَإِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۱۸﴾


که در قالب یک کتاب است (قرآن )نه صحیح مسلم و بخاری و کافی بحار الانوار و...
خوب به نظر شما آیا این پست، کدام نوع قرآن است؟:
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
سوره 98 قرآن به عنوان البینه (دلیل و برهان) نامگذاری شده است. سوره 99 قرآن هم به عنوان زلزله نامگذاری شده است. سیلهای مهیب در سال 98 شمسی به عنوان برهان و دلیل بر ملت ایران نازل شده است. سال 98 اشاره به سوره البینه دارد که شماره سوره البینه هم 98 است. این سیلها فقط به عنوان هشدار است دلیل و برهان است برای ایران و پیش در آمد عذاب اصلی است که در سال 99 شمسی اتفاق می افتد. سال99 شمسی سال زلزله (شماره سوره زلزله 99 است) و یا یک حادثه خیلی شدید دارد که بر ملت ایران نازل میشود.

مقدار ابجد ایران 262 است.

262+99= 361

361= 19*19
"

6 ساعت پيش

mahno0osh سرنگار جدیدی با عنوان کمی بیشتر از کیش بدانید ساخت
" موقعیت جغرافیایی و اطلاعات شهر

جزیره کیش با مساحت 3/90 کیلومتر مربع در نیمه جنوبی ایران قرار گرفته و شکل آن از بالا به صورت بیضی است. این جزیره در فاصله 18 کیلومتری از ساحل جنوبی خلیج فارس ایران و 245 کیلومتری غرب بندرعباس واقع شده است. جزیره کیش از شمال به سرزمین پیوسته ایران، از شرق به تنگه هرمز، از جنوب به کشور امارات متحده عربی و از غرب به کشورهای بحرین و عربستان منتهی می شود. این جزیره دارای 15 کیلومتر کشیدگی طولی در محور شرقی-غربی و 7 کیلومتر کشیدگی عرضی در محور شمالی-جنوبی است.

بر اساس آخرین تقسیم بندی سیاسی کشور جمهوری اسلامی ایران، استان هرمزگان شامل 12 شهرستان است و شهرستان بندر لنگه با 3 بخش (به اسامی مرکزی، شیبکوه و کیش) یکی از آنها محسوب می شود. بخش کیش به مرکزیت کیش دارای دو دهستان لاوان و کیش است و دهستان لاوان شامل جزیره لاوان می باشد. در بهمن ماه 1389 بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی به دولت اجازه داده شد با رعایت موازین زیست محیطی، جزایر هندورابی، فارور بزرگ و کوچک را طبق نقشه به منطقه آزاد کیش الحاق کند.

جزیره کیش جزیره ای نسبتا مسطح و بدون عوارض ارتفاعی مهم می باشد. مرکز جزیره دارای بیشترین ارتفاع (حدود 35 متر از سطح دریا) بوده که با شیب ملایمی به سواحل جزیره ختم می شود. فاصله این جزیره از بوشهر 740 کیلومتر، چابهار 675 کیلومتر، جزیره قشم 225 کیلومتر، جزیره ابوموسی 177 کیلومتر، جزیره سیری 87 کیلومتر، جزیره فارور 55 کیلومتر، جزیره هندورابی 28 کیلومتر، بندر آفتاب 13 کیلومتر و تا دبی 200 کیلومتر است.



آب و هوا

جزیره کیش در فاصله 3.5 درجه با مدار راس سرطان (23.5° N) قرار گرفته و همین امر موجب شرایط آب و هوایی جنب حاره ای این جزیره شده است. از آنجایی که اگر نسبت تبخیر آب یک منطقه به میزان بارش سالانه آن بیش از 10 باشد به آن اقلیم گرم، خشک و بری می گویند، این انتظار می رود که جزیره زیبای کیش با وجود بارندگی سالانه اش که در حدود 190 میلی متر است و 1650 میلی متر تبخیر سالانه، آب و هوایی ابری داشته باشد، اما به علت موقیعیت قرار گیری اش در نواحی آب های گرم با عمق کم و رطوبت منطقه که در حد اشباع بالا است درنتیجه شاهد شرجی بودن آن در اغلب روزهای سال و آب و هوای بحری آن هستیم. از راهکارهای معماری بومی این منطقه برای کنترل هوای مطبوع داخل ساختمان ها می توان به ساخت بادگیرهای تاقچه مانند برای تهویه هوا و ورود نسیم به داخل ساختمان، بنا کردن ساختمان ها بر روی سکوها برای انتقال هوا از زیر ساختمان، استفاده از پنجره های متعدد، درب های رو به باد و استفاده از راه روهای بلند جهت انتقال سریعتر و بهتر جریان هوا اشاره کرد.

از دیگر ویژگی های این اقلیم می توان به هوای آفتابی و صاف در بیشتر ایام سال اشاره کرد، از این رو شاهد حرارت زیاد ناشی از نور خورشید در طی سال هستیم، تابستان های طولانی و هوایی گرم و زمستان های کوتاه با هوایی ملایم. بومیان این منطقه به منظور کنترل آفتاب ابتکارهای بسیار خوبی را به کار بردند از جمله: خانه هایی با حیاط مرکزی، کنترل نور زیاد خورشید به داخل خانه ها با استفاده از سایبان ها و استفاده از مصالح بنایی گچ و اندود برای کنترل دمای داخل خانه ها.

این جزیره با وجود قرار گیری در کنار دریا، کم باران و خشک بوده و به علت قرار گیری در منطقه ای صحرایی فاقد روزهای یخبندان است. بارش ها در این جزیره اغلب در ماه های آذر و اسفند اتفاق می افتد، در آذر ماه شاهد بارش های نامنظم با شدت های متغییر و در اسفند ماه شاهد بار شهای منظم و میانگینی در حدود 31 میلی متر هستیم. دلیل عمده بارش های فصلی این جزیره را می توان بخاطر ورود توده های هوا بر روی خلیج فارس دانست. اختلاف دمای روز و شب این جزیره کم تر از 9-10 درجه می باشد و هیچگاه در اینجا شاهد یخبندان نخواهیم بود. همچنین تفاوت دما مابین سرد ترین و گرم ترین روز سال در حدود 16 درجه سانتی گراد است و این امر نشان می دهد در ماه مرداد که گرمترین ماه است دما به 28 درجه می رسد و دی ماه که سرد ترین ماه سال است دما به 12 درجه می رسد. علاوه بر جریان هوای مرطوب اقیانوس هند، تبخیر زیاد در مرداد ماه یکی از دلایل ایجاد رگبار های شدید و کوتاه در این منطقه است. لذا پیشنهاد می کنیم برای سفر به این جزیره در فاصله بین ماه های دی تا فروردین از آن دیدن کنید تا از هوایی خنک و ملایم بهره ببرید.



پوشش گیاهی

به علت شرایط آب و هوایی جنب حاره ای این جزیره، پوشش گیاهی خاصی بر تمامی نواحی آن لباسی سبز پوشانده که در تمامی فصول سال شاهد آن هستیم. گیاهانی که خود را با آب و هوای گرم و خشک آن انطباق داده اند از نخل زار ها گرفته تا درختان لور. بنا به گفته برخی افراد درخت لور توسط پرتغالی ها از هنوستان به جنوب ایران آمده است و از خانواده انجیر ها به شمار می رود.

پوشش گیاهی این منطقه را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، درختان بومی و درختانی که به تازگی در این جزیره زیست می کنند. دسته اول شامل درخت های کنار، گز، کهور ایرانی، لور، آکاسیا یا همان درخت کرت، بمبرلاری و نخل خرما است و دسته ی دوم شامل نخل زینتی، مورد، موز، اکالیپتوس، نارگیل، لیمو ترش و گل کاغذی است.



تاریخچه
جزیره همیشه سبز و زیبای کیش، مرکز بخش کیش از شهرستان بندرلنگه در استان هرمزگان است. این جزیره در شمال شرقی خلیج فارس و بین مدار 26 درجه و 33 دقیقه و 15 ثانیه عرض شمالی و 54 درجه و 1 دقیقه و 30 ثانیه طول شرقی نسبت به نصف النهار گرینویچ واقع شده است. موقعیت جغرافیایی این جزیره و زیبایی همیشگی آن دارای ارزش بالا برای فعالیت های گردشگری این منطقه شده است. دین مردمان این جزیره اسلام است و شامل اهل سنت و اهل تشیع هستند. گویش و پوشش اهالی بومی جزیره کیش، یکی از جاذبه های گردشگری این جزیره به شمار می رود. لباس های رنگارنگ بانوان این منطقه به نام (ملفع) است و بر روی چهره هایشان (بطوطه) یا همان (برقع) می زنند و لباس مردان این جزیره جامه ای بلند به اسم (دشداشه) و (غتره) است. ساز محلی بسیار زیبایی به نام های (دهل، حبان و نی انبونه) در این منطقه وجود دارد. به علت موقعیت جغرافیایی جزیره کیش، شغل اغلب اهالی ماهیگیری، دریانوردی، دامداری و تجارت است.
دراسناد دولتی دوره قاجار ،نام جزیره «قیس» یا «قیص» بوده است که تا اواخر دهه 1320خورشیدی دراسناد دوران پهلوی نیز در کنار نام کیش، نوشته شده است . در بسیاری از منابع نوشته شده در رابطه با این جزیره نام های آراراکتا، کامتینا، اوآراکتا، فین، کن و بنی کاوان، گیس و کیان نیز بعنوان نام های کیش ذکر شده اند.
شهر کیش در بین النهرین باستان و دوران سومر یکی از بزرگترین مراکز تمدی جهان باستان به شمار می رفت. این جزیره در گذر تاریخ همواره دارای فراز و نشیب های بسیاری از جهات متعدد سیاسی، اقتصادی و قدرت های استعماری اروپایی قرار گرفته است. جزیره کیش تاریخی کهن دارد و از زمان ایلامی ها وجود داشته. کهن ترین منبع نوشته شده در رابطه با این جزیره، نوشته های دریانوردی یونانی به نام «نیارخوس» است که به قرن چهارم قبل از میلاد بر می گردد. وی این جزیره را با بوستان ها و نخلستان های فراوانی توصیف کرده است. در دوران هخامنشیان مهمترین مرکز صید مروارید هندوستان و بین النهرین به شمار می رفت. در دوره ساسانیان چهره تجاری خود را افزایش داد و با توجه به قرار گرفتن بر سر دو راه تجاری مهم که یکی به بندرعدن (واقع شده در یمن) و دیگری به باب المندب (تنگه آبی در قسمت جنوبی دریای سرخ به اقیانوس) منتهی می شدند، از اهمیت بالایی برخوردار شد. جزیره کیش از زمان حکومت هخامنشیان و ساسانیان در دست کشور ایران بود اما با گسترش اسلام، به تدریج این جزیره در دست امویان قرار گرفت. حدود قرن 3 هجری قمری فردی از ایرانیانیان ساکن شهر ری، تمامی جزایر خلیج فارس و بحرین را از امویان پس گرفت.جزیره کیش در زمان حکومت آل بویه مجددا به حکومت ایرانیان باز گشت. کیش از قرون شش و هفت قمری، همزمان با حاکمیت بنی قیصر به تدریج مرکز تجارت منطقه ای خلیج فارس در آمد و جای بندر سیراف که پر رونق ترین بندر ایران بود را گرفت. فروپاشی اقتصادی بندر سیراف نقش تعيين كننـده ای در تبديل جزيره كيش به يک مركز تجاری عمده در منطقه خليج فارس و دريای عمان، ايفـا نمـود. وجود آب آشاميدنی، قنات ها و كاريزهایی بـا قدمت چند هزار سـاله، تجـارت مرواريـد، حضـور گسترده دريانوردان و بازرگانان، موقعيت جغرافيـایی خاص، وضعيت طبيعی مناسب جهت لنگر انـداختن كشتی و بارگيری و باراندازی، قرار گرفتن در مسـير راه های تجاری به سرزمين های دوردست در خـاور (چـين و آسـيای شـرقی) و در بـاختر (همچـون آفريقای شرقی) و امكان زراعت محدود، اين روند را تسهيل کرد. پس از سقوط حکومت ملوک بنی قیصر، این جزیره تحت حکومت ملوک هرمز قرار گرفت و تا روی کار آمدن حکومت صفوی در میان حکوت های محلی مختلف، دست به دست می شد. در زمان صفویه و حضور استعمارگران اروپایی در محدوده خلیج فارس، جزیره کیش نیز دستخوش تغییراتی شد و به خاطر موقعیت قرار گیری جغرافیایی و منطقه ای این جزیره، مورد توجه پرتغالی ها، انگلیسی ها و هلندی ها واقع شد. تغییرات این جزیره در روره حکومتی قاجار و پهلوی ادامه داشت و هم اکنون از قطب های مهم اقتصادی و گردشگری منطقه خلیج فارس به شمار می رود.

زمین شناسی
سطح جزیره توسط آهک های مرجانی نسبتا فشرده مشهور به کوکینا (سنگ آهکی می باشد که بطور کامل از صدف های آهکی موجودات دریایی تشکیل شده است) پوشش داده شده که ضخامت این لایه در مرکز بیشتر بوده و بنیان سخت و مناسبی را برای ایجاد بنا تشکیل داده است. در زیر این لایه ، لایه غیر قابل نفوذ مارن (Marl) (گونه‌ای خاک کلسیم کربنات است که چندین نوع مواد معدنی و آراگونیت در خود دارد) قرار دارد و حد نفوذ آب های زیرزمینی است که با توجه به شیب آنها، به سمت دریا روان و تخلیه می شود. از نظر شکل، سواحل را می توان به 2 تیپ متفاوت تقسیم بندی کرد: سواحل سنگی وصخره ای واقع در غرب وشمال جزیره و دیگری سواحل هموار ماسه ای در جنوب وعمدتا شرق جزیره که ناشی از جریان امواج دریا و جهت جریان موج ها است.

جمعیت
اولين كوشش سازمان منطقه آزاد كيش برای سرشماری جمعيت در سال 1376 انجام شد و به دليل سرعت تحولات جمعيتی این منطقه، سرشماری در سال 1377 نيز تكرار شد. پس از آن در اسفند ماه سال 1379، سازمان منطقه آزاد كيش طرح جمع آوری اطلاعات ازخانوارها و فعاليت های اقتصادی در این جزيره را برای اولين بار زير نظر مركز آمار ايران اجرا نمود. جمعیت جزیره کیش در سرشماری نفوس و مسکن سال 1390، 24819 نفر اعلام شد که اغلب ساکنان این شهر هستند.

حیات وحش جزیره کیش
جزیره کیش دارای گونه های متنوع جانوری چون چهارپایان، خزندگان و پرندگان است. پستانداران که جزء مهمترین گونه جانوری این منطقه هستند و شامل گربه، جوجه تیغی، آهوی ایرانی، موش، جربیل بلوچی (نوعی موش) و دلفین است. آب و هوای مناسب کیش سبب مهاجرت گونه های مختلف پرندگان، همچون چکاوک کاکلی، بلبل، عقاب ماهیگیر، سبزقبای هندی، حواصیل خاکستری و مواردی دیگر اشاره کرد. لاک پشت ها، مارمولک ها و مارها نیز شامل خزندگان این مجموعه به شمار می روند. در آبهای نیلگون خلیج فارس آبزیانی نظیر حلوا سفید، قباد (شاه ماهی)، شوریده، هامور، سنگسر، میگو، ساردین و صدها گونه دیگر زندگی می کنند.


غذا و نوشیدنی
جزیره زیبای کیش با وجود اینکه در نگاه اول شهری مدرن و تجاری است، اما فرهنگی بومی و کهن دارد. در این میان غذاهای بومی بسیار خوش مزه ای در این جزیره وجود دارد.

هریسه
نوعی حلیم است و از پختن غلات و حبوبات با شیر و یا آب تهیه میشود، برخی در آن گوشت و شکر نیز اضافه می کنند.

مضروبه
مضروبه از غذاهای بسیار خوشمزه ایست که با ماهی های تازه جنوبی، سیر و سبزی های محلی این جزیره درست می شود.

محمر (برنج شکری)
اگر به غذاهای شیرین علاقه دارید حتما محمر کیش را که با ماهی های خوشمزه این منطقه سرو می شود را امتحان کنید.

مرقوق (مرگوگ یا ترید تاس کباب)
این غذا نوعی خورشت محلی است که مواد اصلی آن را گوشت، سیب زمینی، بادمجان به همراه ادویه های بسیار خوش مزه جنوب تشکیل می دهند.

سمک مشوی
از دیگر غذاهای دریایی جزیره کیش سمک مشوی است. این غذا نوعی ماهی سرخ شده است.

برنج مجبوس (برنج مکبوس)
این غذا نوعی غذای عربی است که از ترکیب برنج با ادویه های جنوبی درست می شود و با مرغ و یا گوشت سرو می شود.

سوغات
از غذاهای لذیذ این جزیره خوش آب و هوا که بگذریم به سوغاتی های آن می رسیم. ماهی و میگو جنوب از مرغوب ترین و خوشمزه ترین سوغات های خلیج نیلگون فارس به شمار می روند. ماهی هایی چون سنگسر، شوریده، ساردین، سرخو، هامور، میگو و شاه میگو که روزانه صید می شوند. خرماهای مرغوب و متنوع کیش دیگر سوغات این شهر است و دارای قیمتی بسیار مناسب و ارزش غذایی بالا است. علاوه بر خرما فراورده های آن همچون چیپس خرما، شیره خرما، عسل خرما و مواردی دیگر در این جزیره عرضه می شود. صنایع دستی بومیان منطقه دیگر سوغات جزیره کیش است. ظروف و صنایع دستی حصیری بافته های دیواری، زیورآلاتی که با صدف، پوسته حلزون، استخوان ماهی توسط بومیان خوش سلیقه و هنرمند کیش ساخته شده اند، اشیا سفالی، صنایع دستی این منطقه را شکل می دهند.

حمل و نقل بین شهری
کیش از راه های مختلف دریایی و هوایی با مناطق مختلف ایران و خارج از ایران در ارتباط است و در زیر به شرح آنها می پردازیم.

هوایی
راه هوایی جزیره کیش از طریق فرودگاه بین المللی کیش صورت می گیرد. این فرودگاه شامل جایگاه تشریفات اختصاصی CIP است و پذیرای مسافران و مهمانان هستند و شامل امکاناتی نظیر؛ انتقال از پای هواپیما تا ترمینال به وسیله خودروهای ویژه، انجام پذیرایی از مهمان و همراهان در مدت توقف، انجام امور ترافیکی همچون اخذ کارت پرواز، اختصاص دادن صندلی مناسب و تحویل چمدان به مهمان و مواردی دیگر می شود. علاوه بر خدماتی همچون رستوران و کافی شاپ، خدمات بار، خدمات بانکی و پارکینگ، بخشی به عنوان خدمات پزشکی در این فرودگاه وجود دارد و در 24 ساعت شبانه روز آماده ارائه خدمات به مسافران هستند. این فرودگاه در جزیره کیش و در غرب استان هرمزگان واقع شده است.
پرواز های داخلی این مجموعه به شهرهای تهران، اصفهان، یزد، تبریز، زنجان، بیرجند، مشهد، شیراز، اراک، اهواز، ماهشهر، جزیره سیری، بندرعباس، گرگان، رشت، ساری، کرمان، کرمانشاه و پرواز خارجی به مقصد دبی و بغداد است.

دریایی
تمامی سفرهای دریایی در طول سال به جزیره زیبای کیش از طریق سه بند لنگه، آفتاب و چارک صورت می گیرد. در حال حاضر روزانه از طریق بندر چارک 3 سفر و از طریق بندر آفتاب و لنگه 1 سفر رفت و برگشت انجام می شود. همچنین شما می توانید ماشین شخصیتان را به وسیله شناور های مخصوص حمل مسافر و خودرو به کیش ببرید و با خودرو شخصی خود سفر کنید. باید به این نکته توجه کرد که در حال حاضر از بندر لنگه تنها در ایام نوروز حمل خودرو انجام می شود.

حمل و نقل درون شهری
حمل و نقل درون شهری در جزیره کیش توسط مسیر مینی بوس رانی و تاکسی انجام می شود

تاکسی
رفت و آمد در سطح جزیره کیش عموما توسط تاکسی های خطی (زرد رنگ)، تاکسی های تلفنی (سفید رنگ) انجام می شود. همچنین می توانید از طیق موسسات کرایه دهنده ماشین بدون سرنشین خودرو مورد نظر خود را کرایه کنید و در سطح شهر خودتان رانندگی کنید. قیمت تاکسی های تلفنی توسط تاکسی متر محاسبه می شود. حدود قیمت ها در محدوده هتل و بازار ها 3000 تومان است. قیمت تاکسی های خطی (زرد رنگ) نیز توسط تاکسی متر اندازه گیری می شود و در حدود 500-1000 تومان است. از قوانین رانندگی دردن شهری در این جزیره می توان به الزامی بودن بستن کمربند برای سرنشینان جلو، تعداد سرنشینان به اندازه ظرفیت خودرو و تمیز بودن خودرو ها اشاره کرد.

مینی بوس
از دیگر راه های رفت و آمد درون شهری کیش خطوط مینی بوس رانی است. ایستگاه های مینی بوس در مقابل اغلب بازار ها، پارک ها و هتل های این جزیره قرار گرفته است.

منبع: راهنمای سفر به کیش در سایت توریستگاه "

8 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
صددرصد قرآن هم می تواند من دون الله باشد اگر بجز آن چیزی که خداوند برای او قرار داده قائل باشیم
خداوند می فرمایند
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۶﴾
آيا خدا كفايت‏ كننده بنده‏ اش نيست و [كافران] تو را از آنها كه غير اويند مى‏ ترسانند و هر كه را خدا گمراه گرداند برايش راهبرى نيست (۳۶)
قرآن نازل شده برای هدایت
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾
شنیدی میگن قرآن بزنه تو کمرت دارند انسانهارا از قرآن می ترسانند در صورتی که قرآن برای چیز دیگری نازل شده
درکل هرآنچه خداوند در قرآن مارا بدان فرمان داده و از وظایف قرآن است درست است بجز آن قرآن می شود دون الله

همانطور که عیسی فرستاده شد برای هدایت انسانها اگر قدرتهایی دیگر و مقامات دیگر برای عیسی در نظر بگیریم می شود دون الله

برطبق فرموده خداوند وظیفه پیامبر فقط ابلاغ است

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿۹۹﴾
وَإِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۱۸﴾


که در قالب یک کتاب است (قرآن )نه صحیح مسلم و بخاری و کافی بحار الانوار و...

کمتر بکشید تا لااقل اونچه به عنوان جواب مینویسد ربطی با حرف طرف مقابل داشته باشه

قران کریم که به کمر نه شما بلکه به کمر جد واباد یهودی وبهائی شماهم زده



وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَساراً (82)
الظَّالِمينَ (المأبونین الزنیم المزدور الیهودی که فقط هدفشان به سخریه گرفتن آیات شریفه قران کریم هست )
"

10 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

جوری حرف می زنید ، انگار که خدا فقط ما را آفریده است و شما را نیافریده است، جوری حرف می زنید که انگار رزق و روزی و شفا و دم و بازدم و ... شما را کسی غیر از خدا کنترل می کند.


یهودی زاده مزدور مقصود ؟چی میکشی لا مصب این چه ربطی داره با بحثهای مطرح شده

"

10 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
استدلال به دلیل برای فهم قرآن، تفاوت دارد با استدلال به قرآن برای کوبیدن دیگران، چون واضح است که دومی برای فهم و رسیدن به واقع نیست بلکه برای غرض خودش است، آیه بت چوبی را میگیرد و بر اشرف خلق که خدا دستور داده سراغ او بروند تطبیق میکند! این است فرق استدلال به قرآن، با استدلال برای قرآن.



من به چنین نتیجه‌ای نرسیدم، عین گفته خود شما بود، من فقط جاگذاری کردم، شما گفتید:

و خود شما پذیرفتید که قرآن، خدا نیست، پس من دون الله است، پس جاگذاری کنید خود شما:

کسایی که برای خداوند همتایانی قرار می دهند باور ندارند که از منظر خداوند مشرک هستند و برعکس خودرا موحد می دانند وتنها فرقه ره یافته .
چرا؟
اینان دراصل به خداوند اعتقاد دارند و معتقد هستند که خالق آسمانها وزمین تنها خداوند است ولی بزرگترین اشتباهی که باعث می شود از مرز یکتاپرستی خارج شوند و به شرک آلوده شوند این است که خداوند را کافی (برای هر چیز از جمله هدایت خود) نمی دانند و براین باورند که واسطه هایی (مثل کتاب خداوند به جای خود خداوند) درکنار خداوند باید باشد که شفیع (کتاب خدا) آنها باشند از این رو برای خداوند همتایانی (کتاب خدا) قرار می داهند . حالا چه کسایی (و چیزهایی) صلاحیت دارند که شفیع آنها باشند چه کسی بهتر از خانواده (و کتاب) خداوند .
حالا آن کسی که شفیع خودرا از خانواده (و کتاب) خداوند انتخاب می کند مثلا فرشتگان را که دختران خداوند می دانند ویا مسیحیت که عیسی را پسر خداوند می دانند (و کتاب خدا را وسیله هدایت خود قرار میدهند و حال آنکه خداوند کافی است برای هدایت) آیا هرگز فکرشم می کنند که در زمره مشرکین قرار گرفته اند وازرحمت خداوند دور شده اند ؟


اگر راست میگویید توضیح دهید که این جاگذاری در عبارت شما اشتباه است، تا بنده هم نشان دهم که به همین ملاک، حرف شما اشتباه است.
صددرصد قرآن هم می تواند من دون الله باشد اگر بجز آن چیزی که خداوند برای او قرار داده قائل باشیم
خداوند می فرمایند
أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۶﴾
آيا خدا كفايت‏ كننده بنده‏ اش نيست و [كافران] تو را از آنها كه غير اويند مى‏ ترسانند و هر كه را خدا گمراه گرداند برايش راهبرى نيست (۳۶)
قرآن نازل شده برای هدایت
ذَلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ ﴿۲﴾
شنیدی میگن قرآن بزنه تو کمرت دارند انسانهارا از قرآن می ترسانند در صورتی که قرآن برای چیز دیگری نازل شده
درکل هرآنچه خداوند در قرآن مارا بدان فرمان داده و از وظایف قرآن است درست است بجز آن قرآن می شود دون الله

همانطور که عیسی فرستاده شد برای هدایت انسانها اگر قدرتهایی دیگر و مقامات دیگر برای عیسی در نظر بگیریم می شود دون الله

برطبق فرموده خداوند وظیفه پیامبر فقط ابلاغ است

مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿۹۹﴾
وَإِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۱۸﴾


که در قالب یک کتاب است (قرآن )نه صحیح مسلم و بخاری و کافی بحار الانوار و... "

11 ساعت پيش

scholar به سرنگار انگیزتون از عضو شدن در این باشگاه چی بود؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hame_854 نوشته شده است نمايش نوشته
یعنی فغان واسکل یکی هستن آیا؟
ینی نیس؟ "

11 ساعت پيش

hame_854 به سرنگار انگیزتون از عضو شدن در این باشگاه چی بود؟ پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط scholar نوشته شده است نمايش نوشته
خا همونم میشه
یعنی فغان واسکل یکی هستن آیا؟ "

12 ساعت پيش

asad39 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
جوری حرف می زنید ، انگار که خدا فقط ما را آفریده است و شما را نیافریده است، جوری حرف می زنید که انگار رزق و روزی و شفا و دم و بازدم و ... شما را کسی غیر از خدا کنترل می کند.

وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا ﴿۵۴﴾
و به راستى در اين قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آورديم و[لى] انسان بيش از هر چيز سر جدال دارد (۵۴)

أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُنِيرٍ ﴿۲۰﴾
آيا ندانسته‏ ايد كه خدا آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است و برخى از مردم در باره خدا بى[آنكه] دانش و رهنمود و كتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى ‏خيزند (۲۰)
"

12 ساعت پيش

hame_854 به سرنگار من واقعاً متأسفم... پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط justbluem نوشته شده است نمايش نوشته
من واقعا متاسفم که هیشکی ازینجا رد نمیشه
من واقعا متاسفم که مثل کوچه بن بسته "

13 ساعت پيش

hosyn به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
عجب قضاوتی چطور است که شما دست مترجمین را با اینکه می گویی اشتباه است می بوسید و عالم و مترجمی دست استدلال شمارامی بوسد هرچند اگر اشتباه باشد اما اگر ما استدلالی به قرآن می کنیم بوسیدن دست پیش کش با انواع تهمتها و دشنامه روبرو می شویم .
استدلال به دلیل برای فهم قرآن، تفاوت دارد با استدلال به قرآن برای کوبیدن دیگران، چون واضح است که دومی برای فهم و رسیدن به واقع نیست بلکه برای غرض خودش است، آیه بت چوبی را میگیرد و بر اشرف خلق که خدا دستور داده سراغ او بروند تطبیق میکند! این است فرق استدلال به قرآن، با استدلال برای قرآن.


نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
می شود بگویی برطبق کدام آیه از قرآن به چنین نتیجه ای رسیدی که هرکس سراغ قرآن برود مشرک است اگر صادقید وبه خداوند دروغ نمی بندید ؟
من به چنین نتیجه‌ای نرسیدم، عین گفته خود شما بود، من فقط جاگذاری کردم، شما گفتید:
نقل قول:
در اصل توسط کنجکاو1 نوشته شده است نمايش نوشته
کسایی که برای خداوند همتایانی قرار می دهند باور ندارند که از منظر خداوند مشرک هستند و برعکس خودرا موحد می دانند وتنها فرقه ره یافته .
چرا؟

اینان دراصل به خداوند اعتقاد دارند و معتقد هستند که خالق آسمانها وزمین تنها خداوند است ولی بزرگترین اشتباهی که باعث می شود از مرز یکتاپرستی خارج شوند و به شرک آلوده شوند این است که خداوند را کافی نمی دانند و براین باورند که واسطه هایی درکنار خداوند باید باشد که شفیع آنها باشند از این رو برای خداوند همتایانی قرار می داهند . حالا چه کسایی صلاحیت دارند که شفیع آنها باشند چه کسی بهتر از خانواده خداوند .
حالا آن کسی که شفیع خودرا از خانواده خداوند انتخاب می کند مثلا فرشتگان را که دختران خداوند می دانند ویا مسیحیت که عیسی را پسر خداوند می دانند آیا هرگز فکرشم می کنند که در زمره مشرکین قرار گرفته اند وازرحمت خداوند دور شده اند ؟
و خود شما پذیرفتید که قرآن، خدا نیست، پس من دون الله است، پس جاگذاری کنید خود شما:

کسایی که برای خداوند همتایانی قرار می دهند باور ندارند که از منظر خداوند مشرک هستند و برعکس خودرا موحد می دانند وتنها فرقه ره یافته .
چرا؟
اینان دراصل به خداوند اعتقاد دارند و معتقد هستند که خالق آسمانها وزمین تنها خداوند است ولی بزرگترین اشتباهی که باعث می شود از مرز یکتاپرستی خارج شوند و به شرک آلوده شوند این است که خداوند را کافی (برای هر چیز از جمله هدایت خود) نمی دانند و براین باورند که واسطه هایی (مثل کتاب خداوند به جای خود خداوند) درکنار خداوند باید باشد که شفیع (کتاب خدا) آنها باشند از این رو برای خداوند همتایانی (کتاب خدا) قرار می داهند . حالا چه کسایی (و چیزهایی) صلاحیت دارند که شفیع آنها باشند چه کسی بهتر از خانواده (و کتاب) خداوند .
حالا آن کسی که شفیع خودرا از خانواده (و کتاب) خداوند انتخاب می کند مثلا فرشتگان را که دختران خداوند می دانند ویا مسیحیت که عیسی را پسر خداوند می دانند (و کتاب خدا را وسیله هدایت خود قرار میدهند و حال آنکه خداوند کافی است برای هدایت) آیا هرگز فکرشم می کنند که در زمره مشرکین قرار گرفته اند وازرحمت خداوند دور شده اند ؟


اگر راست میگویید توضیح دهید که این جاگذاری در عبارت شما اشتباه است، تا بنده هم نشان دهم که به همین ملاک، حرف شما اشتباه است. "

14 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
ترجمه:
اتخاذ نکنند مؤمنین کافرین را به عنوان وليّ خود از غیر مؤمنین و کسی که چنین کند پس هیچ ارزشی نزد خداوند ندارد مگر اینکه از کافرین تقیه کنید....


این آیه وجوهی دارد که در بحث تفسیر مورد بررسی قرار میگیرد، یکی از آن وجوه این است که (أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ) موصوف و صفت است، یعنی کافرین نباید اولیاء شما باشند در حالی که از غیر ناحیه مؤمنین این ولایت نشأت گرفته است، یعنی من درآوردی و از نزد خود شما و منافع شخصی نباشد، بلی اگر تقیه میکنید و یا حقیقتا با مؤمنین ولایت دارید و از ناحیه مؤمنین مأموریت پیدا میکنید که با کافرین رابطه برقرار کنید و پیمان همکاری به نفع اسلام ببندید و معاهده و مصالحه و مهادنه کنید مانعی ندارد.

اما معنای منظور نظر شما پس فی حد نفسه صحیح نیست، چون نمیشود گفت اگر کافرین را به جای مؤمنین، وليّ بگیرید جایز نیست، اما اگر کافرین را به جای خود، و مؤمنین را هم به جای خود، یعنی همزمان و همراه هم، وليّ بگیرید اشکال ندارد.
البته وجوه دیگر و بحث مفصل تفسیر آیه در محل مناسب خود بررسی میشود.
.
این ترجمه شما یه اشکال دارد و اینه که گفتید از غیر مومنین
چرا اشکال دارد ؟
اگر به آیه توجه کرده باشی مومن و کافر مشخص شده لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ
و این معنی شما از غیر مومنین که ترجمه کردید خداوند مشخص کرده اند و گفتند کافرین

اتخاذ نکنند مومنین کافرین را به عنوان ولی خود به جای مومنین "

15 ساعت پيش

کنجکاو1 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط hosyn نوشته شده است نمايش نوشته
بنده به سهم خودم دست هر مترجمی را میبوسم، و هر عالم و مترجمی هم دست استدلال را میبوسد، و لذا ترجمه خود را تغییر میدهند و اصلاح میکنند، و اگر استدلال بنده صحیح نیست پاسخ میدهند و گرنه میپذیرند، و اما آنچه شما از ترجمه آنها استفاده میکنید پس همگی معترف هستند که به قرآن کریم دروغ میبندید، و لذا خود اینها اهل توسل و... هستند، درست مثل اینکه وقتی حسین به شما میگوید طبق قرآن، شما که سراغ قرآن میروید مشرک شدید چون سراغ من دون الله رفتید، چگونه ناراحت میشوید و حسین را کسی میدانید که به قران دروغ میبندد که میگوید قرآن گفته است شما دنبال من دون الله رفتید، همینطور این مترجمین شما را کسی میدانند که به قران دروغ میبندد.
.
عجب قضاوتی چطور است که شما دست مترجمین را با اینکه می گویی اشتباه است می بوسید و عالم و مترجمی دست استدلال شمارامی بوسد هرچند اگر اشتباه باشد اما اگر ما استدلالی به قرآن می کنیم بوسیدن دست پیش کش با انواع تهمتها و دشنامه روبرو می شویم .

می شود بگویی برطبق کدام آیه از قرآن به چنین نتیجه ای رسیدی که هرکس سراغ قرآن برود مشرک است اگر صادقید وبه خداوند دروغ نمی بندید ؟ "

15 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار ***الازلیة الاولیه؟ *** پاسخ داد.
"
یا علی
"

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار اربعین پاسخ داد.
" خدمت 10 هزار موکب از 22 کشور جهان به زائران در کربلا

بیش از 10 هزار و 700 موکب از 22 کشور جهان به زائران اربعین حسینی (علیه السلام) در کربلای معلا خدمات‌رسانی می‌کنند.
https://www.shia-news.com/files/fa/n...273195_216.jpg کد خبر: ۲۰۰۳۷۳

۰۹:۵۶ - ۲۳ مهر ۱۳۹۸

به گزارش «شیعه نیوز»، بیش از 10 هزار و 700 موکب از 22 کشور جهان به زائران اربعین حسینی (علیه السلام) در کربلای معلا خدمات‌رسانی می‌کنند.
«ریاض نعمه السلمان» مدیر بخش مراسم و مواکب حسینی در کربلا روز یکشنبه اعلام کرد: در اربعین امسال این تعداد موکب از نقاط مختلف عراق و 21 کشور جهان در کربلای معلا مستقر شده‌اند.
«ریاض نعمه السلمان» افزود: با همکاری بخش حقوقی پلیس کربلا، تمامی مواکبی که در این شهر مستقر می‌شوند به شکل قانونی ثبت می شوند تا ابعاد امنیتی و بهداشتی این نوع خدمات‌رسانی‌ها بیش از پیش رعایت شود.
20 صفر1441 هجری قمری ، اربعین شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفای ایشان در صحرای کربلا است.
شمار زیادی از مسلمانان و پیروان ادیان الهی دیگر، از چند روز مانده به اربعین شهادت حضرت امام علیه السلامع) امام سوم شیعیان جهان، با پیاده روی مسیر حدود 80 کیلومتری از شهر نجف تا کربلا، خود را به مرقد مطهر ایشان در کربلای معلی می‌رسانند.
طبق آمار رسمی منابع عراقی، حدود 14 میلیون زائر از جمله بیش از 2 میلیون ایرانی سال گذشته در پیاده روی اربعین حسینی(علیه السلام) که بزرگترین گردهمایی سالانهٔ مذهبی در جهان است، شرکت کردند.
بررسی‌های میدانی و آمارهای رسمی زائران مراسم اربعین حسینی در روزهای اخیر، بیانگر افزایش بی سابقه نسبت به سال گذشته است.
منبع: ایسنا
"

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار همه رکوردهای جهانی پیاده‌روی اربعین پاسخ داد.
" خدمت 10 هزار موکب از 22 کشور جهان به زائران در کربلا

بیش از 10 هزار و 700 موکب از 22 کشور جهان به زائران اربعین حسینی (علیه السلام) در کربلای معلا خدمات‌رسانی می‌کنند.
https://www.shia-news.com/files/fa/n...273195_216.jpg کد خبر: ۲۰۰۳۷۳

۰۹:۵۶ - ۲۳ مهر ۱۳۹۸

به گزارش «شیعه نیوز»، بیش از 10 هزار و 700 موکب از 22 کشور جهان به زائران اربعین حسینی (علیه السلام) در کربلای معلا خدمات‌رسانی می‌کنند.
«ریاض نعمه السلمان» مدیر بخش مراسم و مواکب حسینی در کربلا روز یکشنبه اعلام کرد: در اربعین امسال این تعداد موکب از نقاط مختلف عراق و 21 کشور جهان در کربلای معلا مستقر شده‌اند.
«ریاض نعمه السلمان» افزود: با همکاری بخش حقوقی پلیس کربلا، تمامی مواکبی که در این شهر مستقر می‌شوند به شکل قانونی ثبت می شوند تا ابعاد امنیتی و بهداشتی این نوع خدمات‌رسانی‌ها بیش از پیش رعایت شود.
20 صفر1441 هجری قمری ، اربعین شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفای ایشان در صحرای کربلا است.
شمار زیادی از مسلمانان و پیروان ادیان الهی دیگر، از چند روز مانده به اربعین شهادت حضرت امام علیه السلامع) امام سوم شیعیان جهان، با پیاده روی مسیر حدود 80 کیلومتری از شهر نجف تا کربلا، خود را به مرقد مطهر ایشان در کربلای معلی می‌رسانند.
طبق آمار رسمی منابع عراقی، حدود 14 میلیون زائر از جمله بیش از 2 میلیون ایرانی سال گذشته در پیاده روی اربعین حسینی(علیه السلام) که بزرگترین گردهمایی سالانهٔ مذهبی در جهان است، شرکت کردند.
بررسی‌های میدانی و آمارهای رسمی زائران مراسم اربعین حسینی در روزهای اخیر، بیانگر افزایش بی سابقه نسبت به سال گذشته است.
منبع: ایسنا
"

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عاشورا پاسخ داد.
"
2⃣ اشکال دوم صالحی نجف آبادی، استناد به نامۀ سیدالشهداء (علیه‌السلام) به محمد بن حنفیه است .

عین متن کتاب را بخوانیم:::

❌"معارض دوم: معارض دیگر حدیثی است که ابن قولویه در کامل الزیارات بدین گونه نقل می کند که از ....... و سند این حدیث در نهایت اعتبار است."

حدیث مورد استناد ، در کامل الزیارات ابن قولویه سندی صحیح است؛ از صحیحۀ زارة عن ابی جعفر علیه السلام:

"ابن قولويه عن أبيه و جماعة من مشايخه عن سعد بن عبدالله عن علي بن اسماعيل بن عيسي و محمد بن الحسين بن ابي الخطاب عن محمد بن عمرو بن سعيد الزيات، عن عبدالله بن بكير عن زرارة عن ابي جعفر قال: كتب الحسين بن علي من مكة الي محمد بن علي: «بسم الله الرحمن الرحيم، من الحسين بن علي الي محمد بن علي و من قبله من بني هاشم، اما بعد فان من لحق بي استشهد و من لم يلحق لم يدرك الفتح و السلام."
(کامل الزیارات، ص 75)

ترجمه و شرح مختصر حدیث:::

این جزء اول حدیث است که می‌فرمایند امام از مکه به محمد حنفیه نامه می‌نویسند ، هر کسی به من ملحق شود شهید خواهد شد.

و نویسنده شهید جاوید، چنین معنا و برداشت می‌کند که ، پس محمدبن حنفیه در آن وقت در مکه نبوده است.

یکی دیگر از منابع این حدیث در دلائل الامامه ، طبری (شیعه) است.
در آنجا صریحاً می‌گوید که امام در هنگام حرکت به سوی کوفه این نامه را نوشته‌اند.
حدیث را صَفّار نقل می کند و قالب محدثین شیعه نقل کرده اند و از دو امام نقل شده است.
یکی از حضرت باقر ابی جعفر علیه‌السلام و دیگری از حضرت صادق علیه‌السلام .

حدیث از حضرت صادق(علیه‌السلام) چنین است:

بصائر الدرجات، أَيُّوبُ بْنُ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: ذَكَرْنَا خُرُوجَ الْحُسَيْنِ وَ تَخَلُّفَ ابْنِ الْحَنَفِيَّةِ عَنْهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ يَا حَمْزَةُ إِنِّي سَأُحَدِّثُكَ فِي هَذَا الْحَدِيثِ وَ لَا تَسْأَلْ عَنْهُ بَعْدَ مَجْلِسِنَا هَذَا إِنَّ الْحُسَيْنَ #لَمَّا_فَصَلَ مُتَوَجِّهاً دَعَا بِقِرْطَاسٍ وَ كَتَبَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مِنَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ إِلَى بَنِي هَاشِمٍ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّهُ مَنْ لَحِقَ بِي مِنْكُمْ اسْتُشْهِدَ مَعِي وَ مَنْ تَخَلَّفَ لَمْ يَبْلُغِ الْفَتْحَ وَ السَّلَام
(بحار الأنوار، ج‏45، ص84)

مدارک این حدیث بسیار زیاد است که فقط معدودی از آن ها را نقل می کنیم.

بصائر الدرجات (صفار) چاپ تبریز /481، کتاب بحار ج42/81، ج45/85-84 و دیگران هم نقل کرده اند. کلینی اعلی الله مقامه در مکاتیب الائمه نقل کرده است؛
محمد بن حسن بن فروخ صفار قمی در بصائر الدرجات، ابن جریر طبری آملی شیعی نیز در دلائل الامامة نقل کرده است.

آقای صالحی نجف آبادی دقت نکرده که "لما فصلَ" یعنی وقتی که حضرت از مکه جدا شدند.
نه اینکه هنگامی که در مکه بودند ، نامه نوشتند به جناب محمد حنفیه!

منبع دیگر این حدیث کتاب «الحدائق الوردیه فی مناقب ائمة الزیدیة» است؛ که کتاب بسیار معتبری است؛
و یکی از ائمۀ زیدیه در قرن 11 نوشته است؛
و البته ما توقع نداریم که نویسندۀ کتاب شهید جاوید ، با توجه به کم سوادی‌ای که دارد ،
اصلاً از وجود این کتابها آگاهی داشته باشد

نسخۀ خطی این کتاب تا چندی پیش فقط در دسترس بود،
اما اخیرا چاپ هم شده است؛
در نسخه خطی ج1/ برگ 60 صفحۀB این گونه آمده است:

"فَلما نَزَل بُستانَ بنی عامر کَتَب الی محمدٍ اَخیه و اَهل بیته من حسین بن علی الی محمد بن علی و اهل بیته، امّا بعد فَاِنّکم اَن لَحِقتُم بی استشهدَتم واِن تَخَلَّفتُم عنی لَم تلحَقُوا النصر."
در این سند هم مطلب به همان مضمون آمده است.

در این سند دقیقا بیان شده، سیدالشهداء سلام الله علیه ، از کجا نامه نوشته اند: از بستان بنی‌ عامر


«بُستان بنی عامر» کجاست؟ بُستان بنی عامر اسم دو جا است.

یکی قریه ای است در اطراف مکه، رو به عراق که به آن بستان ابن عامر و گاهی هم بستان بنی عامر گفته می شود.

دوم، جای دیگری است؛ که دهی است نزدیک مدینه؛
که بستان ابن مَعمَر هم گفته می شود؛ که جزء ملحقات مدینه است؛ منتهی در راه بصره است.

مسیر حرکت حضرت علیه‌السلام از مسیری بود که حاجی های عراق استفاده می کردند. تا جایی که قدر مشترک راه بین کوفه و بصره بود؛ و آنجا حضرت علیه‌السلام مسیرشان را عوض کردند؛ و رو به کوفه نمودند.

بستان ابن عامر یا بنی عامر که در این نامه اشاره شده در مسیر مکه به عراق است؛

مدارک: «معجم البلدان»: یاقوت الحموی، 1/414، 449-450 ؛ «معجم ما اُستعجم»: عبدالله بن عبدالعزیز البکری الأندلسی، ص787، 835، 1304،1224، عالم الکتب، بیروت؛ تاریخ مدینه، «صحیح الاخبار عما فی بلاد العرب من الاثار» : محمد بن عبدالله بلیهد النجدی.


پس امام نامه خود را به جناب محمد حنفیه بعد از خروج از مکه به سمت کوفه و در بستان بنی عامر نوشته‌اند.


اما علت نگاشتن این نامه این بوده است
به اجمال عرض می‌کنیم:

اینکه جناب محمدبن حنفیه به مکه آمد؛ شب حرکت هم خدمت سیدالشهداء آمد؛ و به حضرت علیه السلام گفت من می‌خواهم شما این جا باشید.
آن آخرین جمله ای که حضرت به او فرمود این بود که من در بارۀ پیشنهاد شما تأمل می کنم.
وقتی که حضرت علیه‌السلام خواستند حرکت کنند آمد جلوی ایشان را گرفت.
او به حضرت هم عرض کرد که مگر شما به من وعده ندادید؟
حضرت فرمود :
خاتم انبیاء در خواب به من چنین دستور داده است.....

محمدبن حنفیه خود و فرزندانش به مکه آمده بودند. به آنها اجازه نداد که با حضرت باشند.
حضرت فرمود:
"اَتَرغَب بُولدک عَنّی؟"

آیا فرزندان خود را بر من ترجیح دادی؟؟

عرض کرد ناراحتی من نسبت به از دست دادن شما بیشتر است؛
و نه می خواهم شما را از دست بدهم و نه اینها را.

در ذهن جناب محمد بن حنفیه آمده بود که اگر بناست حضرت شهید بشود، راه انتقام همان طرحی است که خود او به حضرت داده بود،
یعنی پنهان شدن حضرت و از این کوه به آن کوه رفتن و از این دره به آن دره تا زمان مهیا شدن مردم برای قیام
(طرحی برگرفته از باور به مهدویت)

لذا این جا حضرت می خواهند ،
آب پاکی را روی #تمامی حرکتها تا #قبل از ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بریزند؛

و این هم منتهای فضیلت است.

"مَنْ لَحِقَ بِي مِنْكُمْ اسْتُشْهِدَ مَعِي وَ مَنْ تَخَلَّفَ لَمْ يَبْلُغِ الْفَتْحَ وَ السَّلَام"

پس معلوم می شود که از این جا به آنجا، و از مکانی به مکان دیگر رفتن فایده ای ندارد؛
و خدا برای فرزندان آل ابی طالب و علویین و اهل بیت علیهم السلام مقدر نکرده است که جز با ظهور مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف به دولت برسند.

"

18 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار عاشورا پاسخ داد.
"
عاشورا (۳۳)

هدف سیدالشهداء سلام الله علیه از #خروج چه بود؟؟


درباره علل #ظاهری خروج سالار شهیدان علیه السلام مفصل صحبت نمودیم
و مکرر بیان شد که علت #باطنی خروج امام حسین علیه السلام ، امتثال امر الهی و تمکین فرمان نبوی صلی الله علیه و آله بود؛


سید ابن طاووس در لهوف می فرماید:

"و رويت بالإسناد عن أحمد بن داود القمي عن أبي عبد الله ع قال جاء محمد بن الحنفية إلى الحسين ع في الليلة التي أراد الحسين الخروج في صبيحتها عن مکة فقال له يا أخي إن أهل الکوفة قد عرفت غدرهم بأبيک و أخيک و قد خفت أن يکون حالک کحال من مضى فإن رأيت أن تقيم فإنک أعز من بالحرم و أمنعه فقال يا أخي قد خفت أن يغتالني يزيد بن معاوية بالحرم فأکون الذي يستباح به حرمة هذا البيت.":
(به نقل از بحار ج 44 / ص 364)

ترجمه و شرح روایت::

احمدبن داود قمی از امام صادق (علیه‌السلام) روایت می کند که آن وقتی که سیدالشهداء(علیه‌السلام) خواستند از مکه خارج شوند محمدبن الحنفیه آمد خدمتشان در مکه،
در آن شبی که فردایش حضرت می‌خواستند خارج شوند؛ که شب 8 ذی الحجۀ سال 60 می باشد؛ و به حضرت از نیرنگ کوفیان بیم دادند ،
حضرت در پاسخ محمد حنفیه فرمودند: من بیم آن دارم که کمین کنند و مرا در مکه به طور ناگهانی و بدون آگاهی بکشند؛
("اَن یغتالنی" یعنی مرا ترور کند.)
و نگرانم که حرمت خانۀ خدا با قتل من هتک شود.


سپس مرحوم سیدبن طاووس از محمد بن احمد بن داود القمی نقل می کند:

"فلما کان فی السحر ارتحل الحسین ع فبلغ ذلک ابن الحنفیة فأتاه فأخذ زمام ناقته التی رکبها فقال له یاأخی أ لم تعدنی النظر فیما سألتک قال بلی قال فما حداک علی الخروج عاجلا فقال أتانی رسول الله ص بعد مافارقتک فقال یاحسین ع اخرج فإن الله قدشاء أن یراک قتیلا فقال له ابن الحنفیة إنا لله وإنا إلیه راجعون فما معنی حملک هؤلاء النساء معک و أنت تخرج علی مثل هذه الحال قال فقال له قد قال لی إن الله قدشاء أن یراهن سبایا و سلم علیه ومضی"
(لهوف/ 65)

ترجمه و شرح روایت:

صبحگاهان که امام عزم حرکت فرمود ابن الحنفیه آمد و جلوی ناقۀ حضرت را گرفت و عرض کرد: یابن رسول الله به من فرموده بودید که دربارۀ پیشنهادات من فکر می کنید.
حضرت فرمود من دیشب نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) را در خواب دیدم و به من فرمان دادند....

یعنی آنکه #خدا چنین خواسته که #من را #کشته ببیند و #زنان و فرزندان مرا #اسیر در دست دشمن باشند.

............................
اما جالب است بدانید ، نویسنده کتاب شهید جاوید ، صالحی نجف آبادی،
برای اثبات مدعای باطل خود ،
مبنی بر:

عدم علم امام به شهادت

و حرکت آن حضرت به سمت کوفه ، به انگیزهء #قیام و #تشکیل_حکومت

و ناکامی آن حضرت و عملی نشدن برنامه ایشان

به روایت فوق‌الذکر ایراداتی وارد می‌کند!!!

صرفنظر از پاسخهایی که در اثبات علم امام حسین علیه السلام به #شهادت در این سفر ،
و انگیزه #خروج آن حضرت تاکنون تقدیم شد؛

به بررسی اشکالات این شخص ، یعنی صالحی نجف آبادی بر این روایت می‌پردازیم ؛

تا خوانندگان عمق جهل و بیسوادی
او را -بر خلاف ادعا و ژست تحقیقِ جامع-
وجدان کنند!


اشکالاتی که نویسنده شهید جاوید، مطرح کرده است:::


1⃣ این سخن با تصریح طبری به اینکه در حین خروج سیدالشهداء (علیه‌السلام) از مکه، محمدبن الحنفیه در #مدینه بود، #منافات دارد!!!

بهتر است عین متن کتاب شهید جاوید را با هم بخوانیم؛
معارض اول، روایت طبری از ابو مخنف را نقل می کند و آن این است:::

طبری: قال ابو محنف عن هشام بن الولید عن مَن شَهدَ ذلک قال #اَقبلَ الحسینُ بن علی بأهله من مکة و محمدبن الحنفیه بالمدینه؛ قال فَبَلَغُه خَبرُهُ و هو یَتوضّأُ فی طستٍ؛ و قال فبکی حتی سمِعت و کفَ دُموعِهِ فی الَطَست."
(طبری، ج 5 /394، دارالمعارف مصر).

[روی آورد حسین بن علی همراه خانواده‌اش از مکه درحالیکه محمد بن حنفیه در مدینه بود ، خبر سیدالشهداء به محمد رسید درحالیکه داشت وضو می‌گرفت در تشتی، سپس به گریه افتاد درحالیکه صدای ریزش اشک را در طشت شنیدم.]

"بدین گونه می بینیم روایت ابی مِخنف با روایت لهوف مخالف است؛
زیرا روایت لهوف می گوید این مذاکرات در مکه بین امام حسین و محمدبن حنفیه واقع شده است؛
و روایت ابو مخنف می گوید که هنگامی که امام حسین از مکه خارج شد محمد بن حنفیه در مدینه بوده است نه در مکه."


1⃣ پاسخ #اول ما::

با هم دوباره ببینیم حکایت ابومخنف چه می‌خواهد بگوید؛
با خواندن پاسخ درخواهید یافت این آقا #عربی_بلد_نیست ‼️❗️

دقت کنید::

در متن آمده «اَقبَل»؛

اَقبَلَ دربارۀ چه کسی گفته می شود؟

کسی که به نقطه ای که #گوینده راجع به آن سخن می گوید روی آورده باشد، وقتی به آن نقطه که از آن سخن می‌گوید روی آوَرَد، تعبیرِ عرب اَقبَلَ است.

مثلاً فرض کنید سیدالشهداء (علیه‌السلام) از مکه خارج شدند.

آن کسی که در مکه است؛
اگر از او سئوال شود چه می گوید؟
می گوید: "خَرَجَ (یا أدبر) الحسینُ علیه السلام الی العراق"
و در همان حال اگر خبر خروج حضرت علیه‌السلام به یک فردی که در کوفه است رسیده باشد او می گوید:
" اَقبلَ الحسین ع من مکة الی العراق.".

پس کسی که در مکه است نمی تواند «اَقبَل» بگوید؛ برای اینکه نسبت به او "اَدبَرَ الحسین" درست است؛
یا تعبیر«خَرَجَ»؛
که اولی دقیق تر است.

اما أَقبَلَ نسبت به آن کسی است که در عراق است.

پس معنای این سخن آنست که این روایت ابو مخنف خبر از خروج نمی دهد. بلکه دارد رو آوردن سیدالشهداء علیه‌السلام را از مکه به عراق خبر میدهد.
و آن وقت این «اَقبَل» را این آقای محقق تعبیر به خروج کرده است!!

پس معنای عبارت طبری اینست که وقتی سید الشهداء علیه‌السلام که با اهل خود از مکه حرکت کرده بودند، به عراق رسیدند، محمد بن الحنفیة در مدینه بود.


2⃣ و اما پاسخ #دوم :

"فَلَما بَلَغَهُ خَبرُهُ". باز این محقق نابغه! «خبر» را به معنای خبر حرکت گرفته است.

اما منظور از خبر فلانی چیست؟
خبر حسین بن علی (علیه‌السلام) به محمدبن حنفیه رسید؛ یعنی چه؟
این چه خبری است؟

مقصود از این خبر، آن مهمترین مصیبتی است که به سیدالشهداء(علیه‌السلام) نسبت داده
می شود؛ نه خبر حرکت و خروج.

در فارسی هم به همین نحو تعبیر می‌شود.
خبر، یعنی خبر مرگ.
در اینجا خبر خروج معنا ندارد. محمدبن حنفیه می دانسته که سیدالشهداء (علیه‌السلام) برادر بزرگوار اوست؛ امام وقت اوست.
این خبر چیست؟
خبری است که محتاج به ذکر اُلمَتَعَلَّق نیست.
خبر شهادت است.

پس در اول حرکت و اقبال به عراق را بیان می کند؛
نه خروج از مکه را.
بعد راوی می گوید "فلما بَلَغهُ خَبَرُه". خَبَرالحسین یعنی خَبَر شهادته.

تاریخ طبری دارد این را بیان می کند که محمدبن حنفیه با سیدالشهداء(علیه‌السلام) نبود؛ در کربلا حاضر نبود؛ در عین حال تأثر او بر شهادت سیدالشهداء (علیه‌السلام) آن مقدار بود که آنگاه که خبر فاجعه به او رسید، حالش چنین بد شد.
چرا؟
چون «خَبَرُهُ» می گوید.

خَبَر وقتی که به شخص اضافه می شود، خبر اصل وجود که معنا ندارد.
باید متعلق خبر بسیار بسیار مهم باشد که نیاز به ذکر قرینۀ آن نیست.
چرا نیازی به ذکر قرینه نیست؟ چون متعلق مهم است.
منظور از آن خَبَر شَهادَته و خبر .... امثال اینهاست.

شاهد بر این سخن ما آنست
که سیاق طبری کلاً بر این منوال است.

یعنی اگر در صفحۀ 394 همان منبع طبری نگاه کنیم می‌بینیم که چنین می‌گوید:

"قال الحارث قال ابن سعد أخبرنا محمدبن عمر (واقدی) قال قُتِل الحسینُ بن علی علیه السلام فی صفر سنة إحدی و ستین و هو یومئذٍ ابن خمس و خمسین."
یعنی درباره سن ۵۵ سال و تاریخ شهادت سیدالشهداء علیه‌السلام سخن می‌گوید.

باز همان طبری در همان صفحه چنین می گوید:

" عن ابی معشر قال قُتِل الحسین لعشرٍ خلون من المحرم؛ قال الواقدی هذا اَثبَتُ.":

ابومعشر گفته است که سید الشهداء علیه‌السلام 10 محرم شهید شده اند؛
و واقدی می گوید قول صحیح این است.
و سپس اصل حادثۀ شهادت را بیان می‌کند.
و هر گونه وقایع تکمیلی را نیز با سند می آورد.

مثلاً می گوید. "قال الحارث قال ابن سعد أخبرنا محمد بن عمر قال أخبرنا عطاء بن مسلم عمن أخبره عن عاصم بن أبی النَجوُد عن زِرِّ بن حُبَیشٍ قال: اول رأس رُفع عَلی خَشَبةٍ رأس الحسین رضی الله عنه و صلی الله علی روحه."

اولین سری که بر چوب رفت رأس مقدس سیدالشهداء علیه‌السلام بود.

در پی این مطالب است که می گوید:

"قال ابو محنف عن هِشام بن الولید عمّن شَهدَ ذلک قال اَقبَل الحسین بن علی بأهله من مکة و محمد بن الحنفیة بالمدینة" ...

پس می خواهد برساند که محمد ابن الحنفیة با سپاه امام حسین علیه السلام نبود؛
یعنی میخواهد با نقل این روایت در اینجا بگوید،
حضرت شهید شدند؛ و اهلشان هم با ایشان بودند؛ و شهید شدند؛ اما محمد بن حنفیه با آنها نبود؛ و شهید نشد؛ اما در عین حال وقتی خبر فاجعۀ حضرت رسید چنین حالی پیدا کرد.


3⃣ و اما پاسخ #سوم ما به ادعای صالحی نجف آبادی:::

باید بدانید که نویسنده شهید جاوید برای ذهبی ، از متعصبین مغرض عامه ، و کتاب شمس الدین ذهبی، یعنی «تاریخ الأسلام و وفیات المشاهیر والأعلام» شأن زیادی قائل است!

ما هم از همان منبع استفاده می کنیم و پاسخ سوم را تقدیم می‌کنیم:

البته اصل مطلب از ابن سعد (کاتب) و از واقدی است. ابن عساکر نیز در احوالات سیدالشهداء علیه‌السلام ذکر می‌کند در صفحات 204-205 –

اما ذهبی در تاریخ الإسلام، ج2، ص 574، دارالغرب الإسلامي، 2003 چنین می‌نویسد :

▪️"و بعث الحسین إلی أهل المدینة؛ فسار إلیه من خفَّ معه من بني عبد المطلب و هم تسعة عشر رجلاً و نساء و صبیان؛ و تَبِعَهُم محمد بن الحَنَفیه فَأَدرکَ أخاه الحسین بمکة."

سیدالشهداء علیه‌السلام برای اهل مدینه پیغام فرستادند؛ "من خَف" هر کس از اولاد عبدالمطلب علیه‌السلام که سبک بار بود همراه ایشان شد. نوزده نفر مرد بودند با تعدادی زن و کودک. محمد بن حنفیه در پی حضرت روان شد تا در مکه به برادر خود رسید.

▪️"و اَعلَمه اَنَّ الخروج لَیس له بِرای یومه هذا."

محمد حنفیه عقیده ندارد که امروز حضرت از مکه خارج شوند.
(جناب محمد حنفیه عقیده داشت حالا که امام به مکه آمده‌اند نباید از مکه خارج شوند)

▪️"فَأبَی الحسینُ علیه."
سیدالشهداء سلام الله علیه ابا کردند.


پس محمدبن حنفیه به مکه آمده است. و البته محمد بن حنفیه که به مکه آمده؛
قبل از خروج سیدالشهداء سلام الله علیه به مدینه بر نمی گردد.
ایشان ماند، تا حضرت حرکت کردند. وقتی مأیوس شد به مدینه بازگشت.

===========

این پاسخ ما به اولین اشکال صالحی نجف آبادی،
به اولین اشکالی که برای رد قول سید بن طاووس در اثبات علم امام حسین علیه السلام به عاقبت این #خروج و شهادت خود بیان می‌کند؛

که ثابت شد ، صالحی نجف آبادی نه تنها به ادبیات عرب آشنا نیست؛

بلکه بر خلاف ادعای تحقیق گسترده،
از متن کتب مورد علاقه و مقبول تاریخی نزد خود نیز،
ناآگاه است!!!!

"

21 ساعت پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته

حالا اگر امت پیامبری، برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند، آیا این نسبت دادن من دون الله نیست؟
توی یهودی زاده که هنوز فاعل ومفعول رو نمی دونی تشخیص بدی ؛ تشخیص می دی امت پیامبری خلاف قران و......

خیلی مسخره ای و.................. "

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
پس در این مورد توافق داریم که امت هر پیامبری هر چه از غیر خدا از خودشان در بیاورند و به آن پیامبر نسبت دهند، قطعا «من دون الله» است.
حالا اگر امت پیامبری، برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند، آیا این نسبت دادن من دون الله نیست؟ مثلا اعلام کنند که پیامبر صدای همه مردم را حتی بعد از مرگ میشنود و اجابت می کند. آیا نسبت دادن این گفته ها ، من دون الله نیست؟

مزدور ملعون ملحد یهودی حالا که فهمیدی انبیاء من دون الله نیستند

هی بیا بباف با اگر


نقل قول:
یک جمله: من دون الله یعنی «از غیر خدا»

پس هر چه از طرف خدا نباشد، هر چه باشد و از هر کس باشد، «من دون الله» است، اگر فرض بگیریم که پیامبری از غیر خدا چیزی بگوید (که البته چون پیامبر معصوم است نمیگوید) قطعا «من دون الله» است، و همچنین امت هر پیامبری هر چه از غیر خدا از خودشان در بیاورند قطعا «من دون الله» است، و همچنین تمام مردم هر چه خودشان بدون دستور الهی از خود در بیاورند «من دون الله» است، و در مقابل، هر چه منسوب به خداوند و امر و دستور او باشد، سر سوزن «من دون الله» نیست، هر چه باشد، استثنا ندارد. و الله العالم
"

يك روز پيش

عبدالعلی69 به سرنگار مبارزه با حربه های شیاطین پاسخ داد.
"
نقل قول:
در اصل توسط asad39 نوشته شده است نمايش نوشته
حالا اگر امت پیامبری، برخلاف آیات قرآن، نیروهایی را به آن پیامبر نسبت دهند، آیا این نسبت دادن من دون الله نیست؟ مثلا اعلام کنند که پیامبر صدای همه مردم را حتی بعد از مرگ میشنود و اجابت می کند. آیا نسبت دادن این گفته ها ، من دون الله نیست؟


صدق امام سجاد که حمد خدائی که دشمنان ما رو از احمقها قرار داد

خوب خودت الحاد ونفاق وکفر خودت رو اظهار می کنی یهودی زاده عزیز ومامور مزدور
خداوند متعالی می فرماید کسی که علم داشته باشد به حرفی از قران

سه کاررو میتونه انجام بدهد 1کوههای عالم رو به حرکت دراورد 2طی الارض کنه و.....3با مردگان حرف بزنه

حالا پیامبری که عالم هست به همه قران نمی تونه ؟

وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏ بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَميعاً
................................
قالَ عِفْريتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمينٌ (39)

قالَ الَّذي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَني‏ أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَ مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَريمٌ (40)


اصف با سرعت فوق سیر نور ویا چشم بهم زدن تخت بلقیس رو حاضر کرد

و...........................
"

يك روز پيش


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 06:13AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2019, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند
Live Feed provided by Forum Live Feed & User Wall v1.2.10 (Lite) - vBulletin Mods & Addons Copyright © 2019 DragonByte Technologies Ltd.