بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ)

نکات

قديمي

من و این کمای احساساتم!

ارسال Saturday 22 September 2012 در 07:22PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

می شود آیا یکی بیاید مرا از این کما بیرون آورد؟اینجا هوا سرد است، می ترسم آخر سرما بخورم.
سرما هم که می دانی... درد سر دارد، باید بروی دکتر، آمپول بزنی، و هزار جور قرص و شربت هم بخوری به همراه پرتغال و مرکبات و آبمیوه که سر قیمت با هم رقابت گذاشته اند...
می شود بیایی و یک شعله...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 2425 نظرات 2 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

احساس ...

ارسال Thursday 20 September 2012 در 11:41AM توسط *POURIA*

به این حرفای تکراری
که تو هر جمله میاریییییییی
به این احساس سردرگم
که هی میگی( دوستم داری)
یه احساس بدی دارمممم
یه احساس بدی دارم

به اینکه عاشقم هستی
ولی عشقی نمیبینم
به اینکه تازه میفهمم توی قلبت نمیشینم
به اینکه خاطر هامون دیگه از خاطرت رفته
باید باور کنم اما نمیشه باورش سخته
یه احساس بدی دارم
یه احساس بدی دارم
یه احساس بدی دارم
یه احساس بدی دارم
نشان *POURIA*
پوریا
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 4153 نظرات 0 *POURIA* حاضر نيست Edit Tags
قديمي

رفتن

ارسال Thursday 20 September 2012 در 11:31AM توسط *POURIA*

رفتنت انقدر ها هم که فکر میکنی فاجعه نیست ...
من مثل بید های مجنون
ایستاده میمیرم ...
نشان *POURIA*
پوریا
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 1917 نظرات 0 *POURIA* حاضر نيست Edit Tags
قديمي

دوست ندارم...

ارسال Tuesday 4 September 2012 در 07:42PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)

این روزها دیگر حتی کفش هایم را دوست ندارم...
آن کفش هایی که برای قدم زدن در خیابان های پاییزی خریده بودم!
این روزها دوست داشتن را گذاشته ام لای کتاب ها، کنار اژدهای اوریگامی کوچکم، آن بالا بالاها، بر فراز کتابخانه تا دستم به آن نرسد.
دیگر حتی کتابی را باز نمی کنم...
شعری نمی خوانم...
مگسی نمی کشم....
برنامه ای نمی نویسم...
اما موسیقی را خیلی بیشتر از پیش گوش می دهم!
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نمايشها 5046 نظرات 7 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags
قديمي

متن ترانه حبیب از آلبوم خانه کوچک

ارسال Monday 3 September 2012 در 10:31PM توسط میرزا عبدالزکی (من و این ردپای سرگران)
کلیدواژه ها ترانه, حبیب

به آلبوم شبی تا سحر نظر کردم، به یاد عمر گذشته، شبی سحر کردم
به یادبود عزیزان، دمی به سر بردم، شبی دومرتبه با عمر رفته سر کردم
به هر دری که شدم، بی نتیجه برگشتم، دری گشوده نشد، خویش در به در کردم
به هر دری که شدم، بی نتیجه برگشتم، دری گشوده نشد، خویش در به در کردم
مناظری ز حیات گذشته را دیدم، بدیدم آن همه باز، دیده پُر گوهر کردم
نشان کودکی از مام خسته پرسیدم، دوباره دیدنی، از چهره پدر کردم
نشان کودکی از مام خسته پرسیدم، دوباره دیدنی، از چهره پدر کردم
...
نشان میرزا عبدالزکی
hamsayegi.blogfa.com
نوشته شده در متن ترانه ها
نمايشها 8625 نظرات 0 میرزا عبدالزکی حاضر نيست Edit Tags

كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 04:35AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند