بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > beatrice

نکات

ارزیابی این نوشته

از خون جوانان وطن لاله...

درخواست "از خون جوانان وطن لاله..." به Digg درخواست "از خون جوانان وطن لاله..." به del.icio.us درخواست "از خون جوانان وطن لاله..." به StumbleUpon درخواست "از خون جوانان وطن لاله..." به Google
ارسال Sunday 22 July 2012 در 11:37PM توسط beatrice
بروز شده توسط Tuesday 24 July 2012 در 10:12PM توسط beatrice

از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
چه كجرفتاری ای چرخ
...

سخت است، وصف ناشدنی است،
عزیزترین جوانت! ،
پیش از کوچش از این سرای فانی به آن سرای باقی
-که به ناجوانمردانه ترین و غیرانسانی ترین شکل ممکن یعنی ترور! رخ داده-
این ابیات را آواز سر داده باشد و تو آن صدای دلنشین برایت را ضبط کرده باشی و حالا بعد از شهادتش! به آن گوش دل بسپاری.
حسی بس غریب و غمگنانه است که؛
عزیزت پیش از شهادت پرافتخار و ناجوانمردانه اش، این ابیات غریب را خوانده باشد، مثل یک پیش بینی و شاید مثل یک الهام! ؛
از خون جوانان وطن لاله دمیده!
...

------------
تلویزیون ملی مان همسر شهید رضایی نژاد را نشان می داد که در حال تعریف کردن این خاطره از شهید بودند،
این که در زمان حیاتشان، شهید، این ابیات را خوانده بود و ایشان هم ضبط کرده بود و برای ما - یعنی بینندگان- پخش کردند.
اینکه این فایل با دل غمینشان! چه می کند را خدا می داند و بس...
خدای عزیز صبر جمیل به ایشان عنایت بفرماید.
----------

لعنت خدا بر پلیدان روزگار! بر کسانی که داغ ترورهای ضد انسانی را با فریاد دفاع از حقوق بشر! بر دل خانواده های شهیدان هسته ای و ملت ما گذاشتند.
نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 2680 نظرات 3 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 3

نظرات

  1. Old Comment
    نشان صبح
    واقعا تکان دهنده بود ...
    فقط خدا میداند روحی که یک شهید در متن خانواده اش .... و امتش می دمد، چه قدرتی دارد.
    ارسال Monday 23 July 2012 در 11:52PM توسط صبح صبح حاضر نيست
  2. Old Comment
    نشان beatrice
    هر چند همچو گل همه بر باد رفته اند
    هرگز گمان مدار كه از یاد رفته اند

    اینان نه آن گل اند كه گویی در این بهار
    از یاد رفته اند چو بر باد رفته اند!

    اینان نه آهویند كه گویی دریغ و حیف
    در چنگ ظالمانه صیاد رفته اند

    جای دریغ نیست بر ایشان كه این گروه
    با عزم آهنین و دل شاد رفته اند

    « استاد » گفته بود كه با جان و دل به پیش
    اینان بنا به گفته استاد رفته اند

    سرباز آهنین نبرد نهایی اند
    پولاد زیست كرده و پولاد رفته اند

    در راه پی گذاری كاخ جهان نو
    بر جا نهاده پایه و بنیاد رفته اند

    در راه آفرینش باغی پر از شكوه
    بی خس و خار و آفت و اضداد رفته اند

    « پیروز باد ملت ما، انقلاب ما»
    گویان، به رغم دشمن جلاد رفته اند

    « كوبنده باد جنبش خلاق رنجبر»
    برگوش عالمی زده فریاد رفته اند

    بر باد رفته نیز نبایست گفتشان
    در قلب ما نهاده بسی یاد رفته اند!
    ارسال Tuesday 24 July 2012 در 10:17PM توسط beatrice beatrice حاضر نيست
  3. Old Comment
    نشان beatrice
    افتاد/
    آن سان که برگ
    - آن اتفاق زرد -
    می افتد.

    افتاد/
    آن سان که مرگ
    - آن اتفاق سرد -
    می افتد.

    اما/
    او «سبز» بود و «گرم» که افتاد!
    ارسال Tuesday 24 July 2012 در 10:24PM توسط beatrice beatrice حاضر نيست
ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:06AM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند