بازگشت به عقب   باشگاه جوانان ایرانی / تالار گفتمان ایرانیان > روزنوشته ها (وبلاگ) > nazin

نکات

ارزیابی این نوشته

کاش گوش و چشم و دهان نداشتم.

درخواست "کاش گوش و چشم و دهان نداشتم." به Digg درخواست "کاش گوش و چشم و دهان نداشتم." به del.icio.us درخواست "کاش گوش و چشم و دهان نداشتم." به StumbleUpon درخواست "کاش گوش و چشم و دهان نداشتم." به Google
ارسال Tuesday 17 March 2009 در 12:20AM توسط nazin

صحنه اول،آرایشگاه:
روی صندلی انتظار چند زن نشسته اند تا نوبت شان برسد.ارایشگر به یکی از زن هایی که یک مدل سفارشی می خواهد،مدل "ریحاندا"یی را پیشنهاد می دهد.یکی از زن ها وقتی می بیند که آن شخص خواننده را نمی شناسد می گوید:همان خواننده ی "افریقایی" دیگه!یکی دیگر از زن ها برای این که از قافله عقب نماند می گوید: فعلا که دوست پسرش زده آش و لاشش کرده و باباش هم نمی دونسته؛ تازه فهمیده.و با زنهای دیگر شروع می کنند به بحث در این مورد.
بالاخره ارایشگر موهای مشتری را کوتاه می کند و مشتری خوشحال از این که مدل موهایش مثل زن های باکلاس دیگر شده آنجا را ترک می کند.
صحنه دوم،نزدیک روز ولنتاین:
در راهروی قطار:
دختر و پسر ی در راهرو ایستاده اند.دختر می گوید که برای ولنتاین هدیه ی خوبی برایش تدارک دیده.
پسر می گوید :ولنتاین چیه که این قدر همه به هم کادو می دن؟
-واقعا نمی دونی؟چه قدر بی کلاس!ولنتاین روز عشقه.تو هم باید به من هدیه بدی.
در سرویس دانشگاه:
دو دختر با ظاهری کاملا فشن!کنار هم نشسته اند و یکی از آنها هدیه ای که کاملا ناشیانه کادو شده است را به دیگری نشان می دهد.
-ببین برای ولنتاین برام چی خریده.
کادو را باز می کند و تاپی قرمز که تریینات نه چندان زیبایی دارد را در می آورد.هر دو مات زده به تاپ نگاه می کنند.از چهره ی دختر معلوم است که انتظار همچین چیزی را نداشته.
-...خب البته من خودم گفتم که از قرمز خوشم میادا.
در اتوبوس:
دو دخترکنار هم نشسته اند و یکی از آنها دارد با آب و تاب برای دوستش تعریف می کند.
-...براش کادو هم خریدم.یه جفت خرس قرمز.یه جفت قلب قرمز.یه جفت شاخه گل قرمز.یه جعبه شکلات....(و همین طور تمام چیزهایی که جفت و البته قرمز! هستند را ردیف می کند)
صحنه سوم،یکی از مراکز خرید:
ظاهر پاسا‍‍ژ می خواهد به آدم بفهماند که اینجا از بقیه مغازه های اطراف جداست و جواهریست که از آسمان افتاده.داخل پاساژ می شوم.معماری قشنگی دارد.همین طور که داخل پاساژ قدم می زنم نیم نگاهی هم به ویترین ها می اندازم.اجناس همان اجناس مغازه های بیرون است و فرقی نمی کند.اما یک چیزهایی در این پاساژ متفاوت به نظر می رسد.مغازه دارها در آخرین مدل های فشن هستند و با اطوار و ادای خاصی به کار خود مشغولند.قیمت ها، 2 یا 3برابر قیمت معمول است و همه سعی می کنند که خیلی باکلاس به نظر برسند و به روی خودشان هم نیاورند که جنسی که می خرند کپی ناشیانه و تابلویی از یکی از مارک های معروف است.همه خوشحال خرید می کنند.و کسانی که به جنسهای بیرون راضی اند سعی می کنند کاملا بی سرو صدا و بدون این که کسی بفهمد(که چیزی نخریده اند) از پاساژ خارج شوند.
بیرون پاساژ ایستاده ام و ادم هایی که بیرون می آیند را نگاه می کنم.دو دسته اند.آدم های باکلاسی که بسته ای در دست دارند و پیروز از میدان آمده اند و دسته ی دیگر آدم های مفلوک بی کلاسی که دست خالی می ایند و خودشان را در جمعیت جای می دهند.
صحنه چهارم،خانه:
تلویزیون را روشن می کنم.یکی از برنامه ها شخصی را آورده که آموزش خوش پوش بودن می دهد.کم کم بحث به جاهای دیگری کشیده می شود.و به ما آدم های معمولی یاد می دهد که چه طوری با نحوه ی غذا خوردن،نشستن،راه رفتن،صحبت کردن برای دیگران کلاس بگذاریم و ظاهرمان را باکلاس نشان دهیم!

نوشته شده در گروه بندی نشده
نمايشها 5368 نظرات 2 Edit Tags ارسال نوشته روزنوشت
« قبلي     اصلی     بعدي »
همه نظرات 2

نظرات

  1. Old Comment
    نشان میرزا عبدالزکی
    جالب بود
    پاراگراف آخرش بد نبود
    ارسال Tuesday 17 March 2009 در 11:30AM توسط میرزا عبدالزکی میرزا عبدالزکی الأن بر روي خط است
  2. Old Comment
    نشان nazin
    کاری به جمله بندی و ... اش نداشتم .حرف دلم رو می خواستم بزنم.
    ارسال Thursday 19 March 2009 در 02:06PM توسط nazin nazin حاضر نيست
ارسال نظر ارسال نظر
همه دنبالک ها 0

دنبالک ها


كليه زمانها +3.5 نسبت به گرينويچ . هم اكنون ساعت 12:41PM مي‌باشد.


© کليه حقوق براي باشگاه جوانان ايراني محفوظ است .
قوانين باشگاه
Powered by: vBulletin Version 3.8.10
Copyright ©2000 - 2020, Jelsoft Enterprises Ltd.
Theme & Persian translation by Iranclubs technical support team
اين وبگاه صرفا خدمات گفتمان فارسي بر روي اينترنت ارائه مي‌نمايد .
نظرات نوشته شده در تالارها بعهده نويسندگان آنهاست و لزوما نظر باشگاه را منعكس نمي‌كند